مقاله متوسط
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع خوب
شناسه ارزیابی نشده

مدعیان مهدویت

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

مدعیان مهدویت یا مُتَمَهدیان ویا مدعیان دروغین به کسانی گفته می‌شود که در طول تاریخ، به دروغ خود را به عنوان مهدی موعود معرفی کرده‌اند، و یا اینکه خودشان ادعایی نداشته‌اند، لیکن گروهی، از روی نادانی و شدت گرفتاری و یا از روی غرض، آنها را مهدی موعود می‌پنداشتند.

اصالت مهدی علت سوءاستفاده

از جمله مسائلی که بیانگر اهمیت «‌مسئله مهدویت‌» است، این است که در طول تاریخ، به نام کسانی برخورد می‌کنیم که با جعل و تطبیق نام «‌مهدی موعود‌» بر خود و یا اطلاق این عنوان از سوی دیگران به آنها، داعیه‌های بزرگی داشته، یا برای آنها قائل بودند که این خود یکی از ادله مهم در اصالت مهدویت است.

تعداد مدعیان

البته اگر ادعای فرقه سبأیه درباره مهدویت امیرالمومنین(ع) را -چه در اصل وجود این فرقه یا ادعای آن - قطعی ندانیم [۱]بعضی از مهم‌ترین کسانی که نام مهدی را بر آنها گذاشتند، به شرح زیر می‌باشد:

محمد حنفیه

نوشتار اصلی: محمد حنفیه

فرقه کیسانیه نخستین گروهی است که در مورد محمد حنفیه فرزند امیرالمؤمنین (ع)ادعای مهدویت کرده و نام مهدی بر او گذاشتند، محمد حنفیه بود. فرقه کیسانیه اعتقاد داشتند او مهدی موعود است و پس از مرگ وی ادعا کردند که او هرگز نمرده‏ است، بلکه در کوه رضوی که در نزدیکی مدینه است، در میان دو شیر قرار گرفته، که حافظ و نگهبان او هستند، این در حالی بود که محمد حنفیه‌ در سال ۸۱ق از دنیا رفت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد. [۲]

نفس زکیه

نوشتار اصلی: نفس زکیه

محمد بن عبداللّه محض معروف به نفس زکیه در سال ۱۴۵ هجری قمری از مدینه با عنوان مهدی قیام کرد و بدسیسه منصور دوانیقی کشته شد. [۳]برخی نویسندگان ملل و نحل نوشته‎اند: پس از کشته شدن نفس زکیه، مغیرة بن سعید عجلی و طرفدارانش مدعی شدند، نفس زکیه نمرده است بلکه در کوه حاجر در منطقه نجد در غیبت به سرمی‎برد و او مهدی موعود است و در آینده ظهور خواهد کرد. بغدادی از نویسندگان ملل و نحل نام این گروه را محمدیه دانسته است.[۴]

محمد فرزند منصور دوانیقی

ابوجعفر محمد بن عبداللّه، فرزند منصور دوانیقی که خود منصور هم از روی رقابت با نفس زکیه، مردم را دعوت به مهدویت او می‌نمود. [۵]

عمر بن عبدالعزیز

عمر بن عبدالعزیز یکی از خلفای اموی است، که سعید بن مسیب قائل به مهدویت او شد.[۶]

ابومسلم خراسانی

فرقه خرّمیه از پیروان اتابک خرّمی پنداشتند ابومسلم خراسانی کسی است که باید زمین را پر از عدل و داد کند. آنها کشته شدن وی بدست منصور دوانیقی را تکذیب نموده و به انتظار ظهورش بسر می‌بردند.[۷]

ادعای مهدویت ناووسیه در مورد امام جعفر صادق(ع)

نوشتار اصلی: ناووسیه

ناووسیه منتسب به عبدالله بن ناووس یا عجلان بن ناووس در مورد امام جعفر صادق(ع) ادعای مهدویت کردند.[۸] آنان معتقد بودند امام صادق(ع) زنده است و نمی‌میرد و او مهدی آخرالزمان است.[۹][۱۰]

ادعای مهدویت در مورد محمد بن قاسم بن عمر بن علی بن الحسین

محمد بن قاسم بن عمر بن علی بن الحسین (م۲۱۹ق) از قیام کنندگان زیدی در دوره معتصم در طالقان قیام کرد و کشته شد. پیروان او درباره وی ادعای مهدویت کردند و مدعی شدند او نمرده و در آینده ظهور خواهد کرد.[۱۱]

ادعای مهدویت واقفه

نوشتار اصلی: واقفیه

واقفیه یکی از گروه هایی است که درباره امامان شیعه ادعای مهدویت کرد. آنان ضمن توقف بر امام موسی بن جعفر به عنوان آخرین امام ادعا کردند امام کاظم(ع) همان مهدی موعود است که در غیبت به سر برده و رجعت خواهد کرد.[۱۲]

ادعای مهدویت درباره محمد بن علی الهادی

نوشتار اصلی: محمدیه

گروهی از شیعیان مشهور به محمدیه ادعای مهدویت درباره محمد بن علی الهادی برادر امام حسن عسکری(ع) نموده و معتقد شدند او امام قائم است.[۱۳]اگرچه محمد بن علی در زمان پدرش از دنیا رفت اما مدعیان مهدویت وی، مرگ او را منکر شدند.[۱۴]

ادعای مهدویت درباره امام حسن عسکری(ع)

ادعای مهدویت فرقه واقفه درباره امام حسن عسکری(ع).[۱۵]

ادعای مهدویت جعفر کذاب

نوشتار اصلی: جعفر بن علی الهادی

جعفر بن علی برادر دیگر امام حسن عسکری(ع) است او ادعای مهدویت کرد و عده‌ای نیز معتقد به امامت و مهدویت او گردیدند.[۱۶]

عبداللّه بن معاویه بن عبداللّه بن جعفر بن ابی طالب

عبدالله بن معاویه در سال ۱۲۷ هجری قمری علیه حاکم کوفه قیام کرد و بر برخی از شهرهای مهم ایران نظیر فارس، اصفهان و ری مسلط شد. او دعوت خود را به شیعه محدود نکرد بلکه برخی از بنی عباس نظیر سفاح و منصور نیز به قیام او ملحق شدند.[۱۷] او در نهایت در سال ۱۳۰ق در زندان ابومسلم کشته شد.[۱۸] پس از کشته شدنش، برخی وی را مهدی دانسته و مدعی شدند او زنده است و در کوه‎های اصفهان بسر می‌برد و در آینده ظهور نموده و زمین‌ را پر از عدل‌ و داد خواهد کرد.[۱۹][۲۰][۲۱]به پیروان وی جَناحیه گفته می‎شود.

یحیی بن عمر

یحیی بن عمر از اعقاب زید بن علی که در ایام مستعین باللّه خلیفه عباسی سنه ۲۵۹ در کوفه قیام کرد، پس او را کشتند و سرش را از تن جدا نمودند و بعضی از جارودیه قائل به مهدویت او بودند.[۲۲]

موسی بن طلحه بن عبدالله

موسی بن طلحه بن عبداللّه در زمان مختار بن ابی عبیده در بصره قیام کرد و عده‌ای به عنوان مهدویت بدو گرویدند. [۲۳]

عبدالله المهدی

عبداللّه المهدی خود را ابومحمد عبیداللّه بن احمد بن اسماعیل از اعقاب امام جعفرصادق(ع) معرفی نمود.وی در سال ۲۹۷ هـ به عنوان مهدی از افریقا بپا خواست و دولت فاطمیون را تشکیل داد که پس از گذشتن ۲۷۰ سال منقرض گردید.[۲۴]

محمد بن عبدالله بن تومرت

محمد بن عبداللّه بن تومرت علوی حسنی معروف به مهدی هرغی: او از قبیله مصامده بود که در جبال اطلس مراکش سکونت داشتند، در سال ۴۹۷ با نام مهدی قیام نمود و بر اسپانیا تسلط یافت و سلسله موحدین را بنا نهاد.[۲۵]

ناصر لدین الله

الناصر لدین اللّه از جمله خلفای عباسی و متولد حدود سنه ۵۵۰ هـ بود، سبط ابن تعاویذی وی را بعنوان مهدی منتظر بودن بدین دوشعر ستوده:

[۲۶]
انت الامام المهدی لیس لنا امام حق سواک ینتظر
تبدو لابصارنا خلاقاً لان یزعم ان الامام منتظر

اسحاق سبتی

اسحاق سبتی در دوران سلطنت سلطان محمد چهارم از سلاطین عثمانی بسال ۹۸۶ هـ به نام مهدویت قیام کرد و اصالتا ترک و از اهالی ازمیر بود. [۲۷]

محمد مهدی سنوسی

نوشتار اصلی: محمد مهدی سنوسی

محمد مهدی سنوسی او فرزند شیخ محمد سنوسی بود که در اواسط قرن نوزده مسیحی از مغرب زمین برخواست و قبل از مرگ با اشاره باینکه خود او مهدی منتظر نیست بلکه او از این پس خواهد آمد نفی مهدویت خویش نمود و شاید مقصودش از خبر آمدن بعد از این، قیام پسرش بود [۲۸]

غلام احمد قادیانی

میرزا غلام احمد قادیانی در اوائل قرن نوزده میلادی سنه ۱۸۲۶ از پنجاب هندوستان قیام کرد و با سیکهای آن سرزمین بر مبنای ادعای مهدویت وسپس نبوت جنگید و فرقه قادیانی را که هم اکنون دارای پیروانی در هند است را تشکیل داد [۲۹]

سید احمد بریلوی

سید احمد بریلوی که به مهدی وهابی نیز مشهور است در سال ۱۲۲۴ق در یکی از شهرهای هندوستان به نام «‌بریلی‌» به دنیا آمد. او در نیمه اول قرن سیزدهم از بین فرقه وهابی در هند قیام به نشر آن مذهب نمود و به عنوان یکی از اولاد امام حسن بن علی (امام دوم شیعیان) خود را معرفی کرد سپس بر علیه هندوها و سیک‌های پنجاب هند اعلام جنگ نمود و با برافروخته شدن آتش جنگ، مغلوب و کشته شد. [۳۰]

علی محمد شیرازی

نوشتار‌های اصلی: علی محمد باب و بابیه

علی محمد شیرازی معروف به باب درسال ۱۲۳۵ق در شیراز متولد شد. نخست به عنوان باب و خلیفه الخلیفة سر برافراشت و چون آوازه‌اش بلند شد و قدری بر سر زبانها افتاد خود را باب مهدی منتظر سپس خود مهدی وبعد ادعای نبوت نمود.[۳۱][۳۲]

مهدی سودانی

نوشتار اصلی: مهدی سودانی

محمد أحمد المهدی بن عبد الله از رهبران بزرگ ضد استعمار سودان در قرن سیزدهم هجری/ نوزدهم میلادی(۱۳۰۷ - ۱۲۶۴ق). وی در اوج قدرت، پس از تصرف خارطوم، نامه‌ای به خدیو مصر نوشت و طی آن با استناد به آیات قرآن او را از دوستی با کفار و اعتماد به علما سوء،‌برحذر داشت و از وی خواست ضمن قبول دعوتش، با او در ریشه کن کردن کفار متحد شود و تهدید نمود که در غیر این صورت به مصر لشکرکشی خواهد کرد. او حتی دعوت خود را به دنیای اسلام محدود نکرد و نامه‌ای به یوحنای چهارم، پادشاه حبشه فرستاد و وی را به قبول اسلام و مهدویت دعوت نمود. او به استقرار حکومتی اسلامی توفیق یافت و توانست بر اساس دعوت اصلاحی و اسلامی خود قبایل و اقوام پراکنده سودان را متحد سازد و حکومتی ملی و مستقل و به دور از دخالت بیگانگان تأسیس کند. در برخی گزارش‌ها، او خود را مهدی موعود نامیده بود. کمپانی آمریکایی مترو-گلدوین-مایر فیلم سینمایی خارطوم (۱۹۶۶م) را بر اساس زندگی او ساخت. در این فیلم مهدی سودانی با چهره‌ای داعش‌گونه تحت عنوان مهدی موعود به تصویر درآمد.[۳۳]

انگیزه‌های ادعای مهدویت

کسانی که در تاریخ بدین عنوان شهرت یافته‌اند، به سه گروه قابل تقسیم‏‌اند:

  1. کسانی که دیگران با انگیزه‏‌های خاصی، آنان را «‌مهدی‌» نجات بخش خواندند.
  2. کسانی که به انگیزه جاه‏‌طلبی و قدرت‌خواهی، چنین ادعای دروغینی مطرح نمودند.
  3. کسانی که طبق نقشه استعمار و به اشاره دشمنان اسلام، دست به چنین فریبی زدند و خود را مهدی نجات بخش، معرفی کردند.

گروه اول

از تاریخ این واقعیت دریافت می‌گردد که برخی از کسانی که مهدویت بدانان نسبت داده شده، نه از سوی خود آنان سرچشمه گرفته و نه خود بدان ادعا راضی بودند؛ بلکه یاران و پیروان آنان چنین عنوانی را به آنها نسبت داده و این اندیشه را در آن روزگاران در میان گروه‏ها و مراکزی گسترش دادند. پیروان آنها کوشیدند تا برخی علایم و نشانه‏‌های حضرت مهدی‏ علیه‌السلام را - که در انبوه روایات آمده - به این چهره‏‌ها تطبیق و تفسیر نمایند. برای نمونه از این گروه می‌توان بدین چهره‏‌ها اشاره کرد:

  1. محمد حنفیه (کیسانیه)
  2. زید فرزند امام سجادعلیه‌السلام
  3. محمد بن عبداللّه محض معروف به نفس زکیه

گروه دوم

اینان کسانی بودند که به انگیزه‌‏های فریبکارانه و جاه‏‌طلبانه، ادعای مهدویت نمودند و برای جلب عواطف و احساسات، تسخیر دل‏‌ها و قلب‏‌ها و به دست آوردن قدرت،، به دروغ خود را مهدی نجات بخش معرفی کردند.

از جمله آنان مهدی عباسی است. پدرش منصور دوانیقی ادعا کرد که پسرش «‌مهدی عباسی‌» همان مهدی موعود است.

جعفر کذاب از دیگر افراد این گروه است.

گروه سوم

اینان عناصری بودند که بر اساس نقشه استعمار و به اشاره استعمارگران، ادعای مهدویت نمودند. از چیزهایی که در این میدان از آن سوء استفاده شد، اندیشه و عقیده به مهدی موعود بود. استعمارگران در این راه برخی عناصر را به دلخواه خویش تربیت کرده و به آنان دستور دادند تا ادعای مهدویت نمایند و آنان را با همه امکانات در این راه یاری کردند که برای نمونه می‌توان به علی محمد باب‌ اشاره نمود که فرقه بابیه را پایه‌گذاری کرد.

پانویس

  1. شهرستانی، ملل ونحل، ج۲، ص۱۱
  2. شیخ طوسی، الغیبه، ص۱۹۲
  3. ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۲۲۱
  4. عبد القاهر بن محمد بن عبد الله بغدادی، الفرق بین الفرق، ص۴۲.
  5. سعدمحمد حسن، المهدیة فی الاسلام، مصر، دارالکتب الاسلامیه، ص۴۹.
  6. ابن سعد، طبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۵.
  7. سعد محمد حسن، المهدیة فی الاسلام، ص۱۸۴.
  8. شیخ طوسی، الغیبه، ص۱۹۲.
  9. محمد جواد مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ص۴۳۶.
  10. نوبختی، فرق الشیعه، ص۶۷.
  11. سعد محمد حسن؛ المهدیة فی الاسلام، ص۱۲۵.
  12. شیخ طوسی، الغیبه، ص۱۹۲-۱۹۸.
  13. شیخ طوسی، الغیبه، ص۱۹۲-۱۹۸.
  14. جاسم حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(ع)، ترجمه: دکتر محمدتقی آیت اللهی، ص ۱۰۸.
  15. شهرستانی، ملل ونحل، ج۲، ص۷.
  16. شیخ طوسی، الغیبه، ص۲۲۵-۲۲۲.
  17. رسول جعفریان، تاریخ تشیع در ایران، ج ۱، ص۱۷۰.
  18. کامل مصطفی الشیبی، تشیع و تصوف، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو، ص۲۵.
  19. سعد محمد حسن، المهدیه فی الاسلام، ص۴۸.
  20. نوبختی‌، فرق‌ الشیعه، ص‌ ۳۵.
  21. علی‌ بن‌ اسماعیل‌ اشعری‌، کتاب‌ مقالات‌ الاسلامیین‌ و اختلاف‌ المصلین‌، تصحیح هلموت ریتر، ص۲۲ و ۲۳.
  22. سعد محمد حسن، المهدیه فی الاسلام،ص۱۳۵.
  23. ابن سعد، طبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۵
  24. ابن خلدون، مقدمه، ص۳۷۴
  25. ابن خلدون، مقدمه، ص۳۶۶.
  26. سعد محمد حسن، المهدیه فی الاسلام، ص۱۳۵
  27. دارمستتر، مهدی از صدر اسلام تا قرن سیزدهم، محسن جهانسوز، کتابفروشی ادب، تهران، ۱۳۱۷.
  28. أحمد أمین، المهدی و المهدویة، مصر، دار المعارف ص۹۸
  29. سعد محمد حسن، المهدیه فی الاسلام، ص۲۷۰
  30. سعد محمد حسن، المهدیه فی الاسلام، ص۲۶۸
  31. رسول جعفریان، مهدیان دروغین، ص۲۳۰ـ۲۳۴، تهران، نشرعلم، ۱۳۹۱ش.
  32. رضا برنجکار، آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، طه - حوزه علمیه خواهران، ۱۳۸۲ ص۸۸
  33. سازمان اسناد انقلاب اسلامی

منابع

  • ابن سعد، طبقات الکبری، دار صادر، بیروت، بی‌تا.
  • ابن خلدون، مقدمه ابن خلدون، الجزء الاول من کتاب العبر و دیوان المبتدا و الخبر، بیروت ۱۳۹۱/۱۹۷۱.
  • ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، تحقیق کاظم مظفر، مکتبه حیدریه، نجف، بی‌تا.
  • أحمد أمین، المهدی و المهدویة، مصر، دارالمعارف، بی‌تا.
  • برنجکار، رضا، آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، طه - حوزه علمیه خواهران، ۱۳۸۲ش.
  • دارمستتر، جیمز، مهدی از صدر اسلام تا قرن سیزدهم، ترجمه محسن جهانسوز، کتابفروشی ادب، تهران، ۱۳۱۷ش.
  • محمد حسن، سعد، المهدیه فی الاسلام، مصر، دارالکتب الاسلامیه، بی‌تا.
  • شهرستانی، الملل و النحل، تحقیق محمدسید کیلانی، دارالمعرفه، بیروت.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، تهران، مکتبه نینوی.
  • حسین، جاسم، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(ع)، ترجمه: دکتر محمدتقی آیت اللهی، چاپ دوم، انتشارات امیرکبیر،۱۳۷۷ش.
  • جعفریان، رسول، تاریخ تشیع در ایران، قم، انتشارات انصاریان، چاپ اول، ۱۳۷۵ش.
  • نوبختی‌، حسن بن موسی، فرق‌ الشیعه، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۴ق.
  • اشعری‌، علی‌ بن‌ اسماعیل‌، کتاب‌ مقالات‌ الاسلامیین‌ و اختلاف‌ المصلین‌، تصحیح هلموت ریتر،بیروت، دارالنشر/ فرانز شتاینر،۱۹۸۰م.
  • الشیبی، کامل مصطفی، تشیع و تصوف، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ اول، ۱۳۵۹ش.