پرش به محتوا

علی ثقة‌الاسلام تبریزی

از ویکی شیعه
علی ثقة‌الاسلام تبریزی
عالم دینی، نویسنده و مشروطه‌خواه
اطلاعات فردی
نام کاملمیرزا علی ثِقَةُالاسلام تبریزی
لقبثقة‌الاسلام
تاریخ تولدرجب ۱۲۷۷ق
زادگاهتبریز
محل دفنمقبرة الشعرا
تاریخ شهادتعاشورا ۱۳۳۰ق (۱۰ دی ۱۲۹۰ش)
محل شهادتتبریز
خویشاوندان
سرشناس
حاج میرزا موسی ثقةالاسلام (پدر)
اطلاعات علمی
استادانزین‌العابدین مازندرانی
سایرپیشوای شیخیه تبریز
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
سیاسیحمایت از نهضت مشروطه
اجتماعیحمایت از تأسیس مدارس جدید


علی ثقةالاسلام تبریزی (۱۲۳۹–۱۲۹۰ش)، عالم و نویسنده شیعه و از مشروطه‌خواهان تبریز بود که پس از درگذشت پدرش، به دستور مظفرالدین‌شاه، لقب ثقةالاسلام گرفت و ریاست شیخیه تبریز را بر عهده گرفت. براساس گزارش منابع، علی ثقة‌الاسلام تبریزی تحصیلات دینی خود را در تبریز و عتبات عالیات گذراند و نزد استادانی همچونزین‌العابدین مازندرانی تحصیل کرد. آشنایی او با تاریخ، ادبیات و زبان‌های فارسی، عربی، ترکی و فرانسه نیز در منابع گزارش شده است.

ثقةالاسلام در نهضت مشروطه تبریز فعالیت داشت و از حکومت قانون، محدود شدن قدرت سلطنت و اصلاحات اجتماعی و اقتصادی حمایت می‌کرد. او مشروطه را زمینه‌ای برای گسترش عدالت و تأمین امنیت مردم می‌دانست و بر رعایت احکام شرعی و مصالح کشور تأکید داشت. در نوشته‌هایش، اتحاد مسلمانان، پرهیز از تعصب مذهبی، گسترش آموزش جدید و توسعه کشاورزی و صنایع را ضروری می‌شمرد و از استقراض بی‌مورد، واردات کالاهای غیرضروری و گرو گذاشتن گمرکات انتقاد می‌کرد. از آثار او می‌توان به مرآة الکتب، بثّ الشکوی، اصول سیاست اسلامیه، نامه‌های تبریز و مجمل حوادث یومیه مشروطه اشاره کرد. او همچنین مقالاتی درباره تشیع و شیعیان در مجلات المقتطف و الهلال منتشر کرد.

با ورود نیروهای روسیه به تبریز، ثقةالاسلام در برابر مداخله آنان موضع گرفت. براساس گزارش‌های تاریخی، او در محرم ۱۳۳۰ق بازداشت شد و از امضای نوشته‌ای که مجاهدان را آغازگر درگیری‌ها معرفی می‌کرد، خودداری کرد. سرانجام، نیروهای روسیه او و هفت تن دیگر را در عاشورای سال ۱۲۹۰ش، در تبریز به دار آویختند. پیکر او در مقبرةالشعرای تبریز به خاک سپرده شد.

ثقه الاسلام تبریزی بر بالای دار

خانواده و تحصیلات

علی ثقةالاسلام تبریزی در بهمن ۱۲۳۹ش، در تبریز به دنیا آمد. به گزارش منابع، خاندان او از خاندان‌های بانفوذ دینی و حکومتی آذربایجان بود. پدرش، حاج میرزا موسی، از علمای بانفوذ تبریز و فعالان واقعه تحریم تنباکو بود.[۱] جد پنجمش، میرزا محمد شفیع تبریزی، از پیشوایان شیخیه تبریز و شاگرد سید کاظم رشتی، از عالمان فرقه شیخیه بود که در روزگار نادرشاه به مستوفی‌گری آذربایجان رسید؛ نسل‌های بعدی خاندان نیز مناصب حکومتی داشتند.[۲]

ثقةالاسلام تحصیلات دینی خود را در تبریز آغاز کرد و در عتبات نزد استادانی همچون زین‌العابدین مازندرانی ادامه داد. به گزارش منابع، او با فقه، اصول، حکمت، کلام، تاریخ، ادبیات و کتاب‌شناسی آشنا بود و به زبان‌های فارسی، عربی، ترکی و فرانسه تسلط داشت.[۳]

پس از درگذشت پدرش در ۱۳۱۹ق، مظفرالدین‌شاه به پیشنهاد ولیعهد، محمدعلی‌ میرزا، لقب ثقةالاسلام را به او داد و ریاست شیخیه تبریز به وی واگذار شد.[۴]

فعالیت‌های علمی و ادبی

براساس گزارش منابع، ثقةالاسلام بیشتر اوقات خود را به مطالعه و فعالیت‌های علمی می‌گذراند و به فلسفه و عرفان علاقه داشت و در سخنوری و شناخت مثنوی معنوی توانمند بود.[۵] از مطالعه روزنامه‌ها و نشریات عربی برای آشنایی با اندیشه‌های جدید نیز یاد شده است.[۶]

براساس منابع، ثقةالاسلام با چهره‌های سیاسی و ادبی دوره قاجار و مشروطه از جمله سید محمد کاظم عصار (۱۲۶۴-۱۳۵۶ق)، امیرنظام گروسی (۱۲۳۶–۱۳۱۷ق)، مهدی‌قلی هدایت (۱۲۴۳–۱۳۳۴ش) و ادیب‌الممالک فراهانی (۱۲۳۹–۱۲۹۶ش) ارتباط داشت.[۷] گفته شده است که، در کتابخانه او نشست‌های ادبی برگزار می‌شد و خود نیز شعر می‌سرود.[۸] منابع همچنین از توجه او به آموزش حکایت دارند؛ او برادران و فرزندانش را برای تحصیل به اروپا، عتبات و تهران فرستاد.[۹]

فعالیت‌های سیاسی و مواضع در جنبش مشروطه

منابع تاریخی، ثقةالاسلام تبریزی را از حامیان جنبش مشروطه معرفی کرده‌اند. به گزارش مورخان، او در جریان مهاجرت علما به قم، با ارسال تلگرام‌هایی به علما و مظفرالدین‌شاه، از خواسته‌های آنان پشتیبانی کرد و خواستار بازگشتشان به تهران شد.[۱۰] گزارش‌های انتخابات مجلس شورای ملی نیز حاکی از آن است که او بیشترین رأی را در میان علما به دست آورد، اما از پذیرش نمایندگی خودداری کرد.[۱۱] همچنین، از ثقةالاسلام به‌عنوان یکی از فعالان انجمن ایالتی آذربایجان و نویسندگان روزنامه این انجمن یاد شده است.[۱۲] در برخی ارزیابی‌ها، حضور او در این انجمن، در برابر انجمن اسلامیه، از عوامل تقویت مشروطه‌خواهان دانسته شده است.[۱۳]

در کنار حمایت از مشروطه، مخالفت ثقةالاسلام با تندروی‌های برخی مشروطه‌خواهان نیز در منابع بازتاب یافته است.[۱۴] او دیدگاه‌های انتقادی خود را در کتابچه‌ای بیان کرد و در نامه‌هایش به مستشارالدوله نیز به رفتارهای مورد اعتراض پرداخت.[۱۵] بنا‌بر گزارش‌ها، ثقةالاسلام در پی این اختلاف‌ها مدتی گوشه‌نشینی اختیار کرد.[۱۶] در موضوع تدوین قانون اساسی نیز نمایندگان مجلس با مراجعه به او خواستار شدند مردم تبریز را به آرامش دعوت کند تا تدوین قانون با فرصت و دقت بیشتری پیش برود.[۱۷]

مواضع ثقةالاسلام در محاصره تبریز و میانجی‌گری در منازعات مشروطه

در گزارش حوادث مشروطه آمده است که مشیرالسلطنه، رئیس‌الوزرا، پس از قیام مشروطه‌خواهان تبریز علیه محمدعلی‌شاه، با تلگرامی تهدیدآمیز از ثقةالاسلام خواست اختلاف‌ها را برطرف کند. ثقةالاسلام در پاسخ، بر دفاع از حقوق دولت و ملت و اتحاد آن دو تأکید کرد.[۱۸] با اعزام سپاه عین‌الدوله به تبریز و عقب‌نشینی آن به دهکده باسمنج، راه ورود آذوقه به شهر بسته شد و محاصره و قحطی گسترش یافت.[۱۹] در این شرایط، ثقةالاسلام در ۲۷ صفر ۱۳۲۷ق با ارسال تلگرافی به محمدعلی‌ شاه، مذاکره طرفین در باسمنج را پیشنهاد کرد.[۲۰] به گزارش منابع، او به‌همراه حاجی سیدالمحققین و میرزا حاج‌آقا میلانی به باسمنج رفت و ضمن دعوت شاه به برقراری دوباره مشروطه و هشدار درباره نفوذ بیگانگان، برای ورود غله و آذوقه به تبریز تلاش کرد.[۲۱] بااین‌حال، منابع از تلاش محمدعلی‌ شاه برای تبعید ثقةالاسلام از تبریز خبر داده‌اند.[۲۲]

ثقةالاسلام در نامه‌ای به علمای نجف، مداخله نظامی روسیه، نبود نیروی نظامی ملی و ضعف کارشناسان نظامی را از مشکلات کشور برشمرد و مصالحه با دولت و بی‌اعتمادی به سیاست دو دولت همسایه را راهکارهای برون‌رفت از بحران دانست. او همچنین خواستار اعزام «هیئت مصلحه» به تهران شد.[۲۳] بااین‌حال، بنابر گزارش‌ها، این پیشنهاد عملی نشد و محمدعلی‌ شاه در ۲۷ جمادی‌الثانی ۱۳۲۷ق از سلطنت خلع شد.[۲۴] منابع همچنین گزارش کرده‌اند که ثقةالاسلام پس از حضور ستارخان و باقرخان در تبریز، از علمای نجف خواست با ارسال نامه‌ای دوستانه از آن دو دلجویی کنند و خود نیز سرانجام آنان را به مهاجرت به تهران راضی کرد.[۲۵]

مواضع ثقةالاسلام در برابر مداخله روسیه و درگیری‌های تبریز

در گزارش‌های حوادث مشروطه آمده است که نیروهای روسیه در ۴ ربیع‌الثانی ۱۳۲۷ق وارد تبریز شدند و نگرانی ثقةالاسلام از مداخله بیگانگان افزایش یافت.[۲۶] منابع از مقاله‌ای یاد کرده‌اند که او در نوروز ۱۲۹۰ش در روزنامه‌ای محلی منتشر کرد و در آن، به‌دلیل حضور نیروهای بیگانه، مردم را به برگزار نکردن مراسم نوروز فراخواندند. بنابر این گزارش، بیشتر مردم تبریز آن سال عید نگرفتند و برخی این اقدام را از عوامل اعدام او به دست روس‌ها دانسته‌اند.[۲۷]

به گزارش منابع، ثقةالاسلام در جریان بحران اولتیماتوم روسیه برای اخراج مورگان شوستر، حقوقدان و کارشناس مالی آمریکایی، با اقدامات نظامی مجاهدان مخالفت کرد و در پی آن، دموکرات‌ها او را به هواداری از روسیه متهم کردند و درصدد قتلش برآمدند؛ اما این نقشه عملی نشد.[۲۸] با آغاز جنگ نیروهای روس در تبریز، در ۲۹ ذی‌الحجه ۱۳۲۹ق، موضع او تغییر کرد و خواستار مقابله با آنان شد؛ همچنین به امیرحشمت نیساری، رئیس شهربانی تبریز، اجازه کتبی دفاع داد.[۲۹] بااین‌حال، پس از چند روز نبرد و فشار دولت برای پذیرش اولتیماتوم، ثقةالاسلام مجاهدان را به صلح راضی کرد.[۳۰]

در ادامه این حوادث، با استقرار صمدخان شجاع‌الدوله، از رجال نظامی و حاکمان دوره قاجار، در باسمنج و ورود نیروهای روسی از ایروان و تفلیس به تبریز، ثقةالاسلام از دولت ایران درخواست کمک کرد و از صمدخان خواست در صورت ورود به شهر، به نام دولت ایران اقدام کند.[۳۱] منابع همچنین از درخواست او برای ترک شهر از سوی مجاهدان و پاسخ وی درباره سرنوشت خود نقل کرده‌اند: «من کار خود را به خدا می‌سپارم».[۳۲]

بازداشت و شهادت ثقةالاسلام به دست روس‌ها

در منابع تاریخی آمده است که ثقةالاسلام با وجود هشدارها درباره قصد روس‌ها برای اعدام او، از پنهان‌شدن خودداری کرد.[۳۳] نماینده دولت عثمانی نیز خطر کشته‌شدنش را به او گوشزد کرده بود.[۳۴] به نوشته منابع، روس‌ها در ۹ محرم ۱۳۳۰ق او را به کنسولگری خود بردند و زندانی کردند.[۳۵] در گزارش‌های مربوط به بازداشت او آمده است که ثقةالاسلام از امضای نوشته‌ای مبنی بر آغازگری مجاهدان در جنگ و دفاعی بودن اقدام روس‌ها خودداری کرد و روس‌ها را آغازگر جنگ دانست.[۳۶] سرانجام، بنابر گزارش‌ها، روس‌ها او و هفت تن دیگر را در عاشورای ۱۳۳۰ق، برابر با ۱۰ دی ۱۲۹۰ش، به دار آویختند[۳۷] و در مقبرةالشعرای تبریز به خاک سپرده شد.

منابع از پنهان‌کردن خبر اعدام برای جلوگیری از شورش احتمالی نیز یاد کرده‌اند.[۳۸] روزنامه حبل‌المتین این اعدام در روز عاشورا و کشتار مردم تبریز را اقدامی تحریک‌آمیز از سوی روس‌ها توصیف کرد.[۳۹] همچنین، به گزارش منابع، در سال ۱۲۹۶ش، پس از انقلاب اکتبر روسیه، گروه‌هایی از روس‌ها و ایرانیان برای دلجویی از مردم تبریز بر مزار ثقةالاسلام گل نهادند.[۴۰]

دیدگاه‌های ثقةالاسلام درباره مشروطه و وحدت اسلامی

در نوشته‌های ثقةالاسلام، مشروطه به معنای محدود شدن اختیار شاه و اداره سه قوه بر اساس شورا معرفی شده است.[۴۱] او گسترش عدالت و تأمین امنیت جان و مال مردم را از پیامدهای مشروطه می‌دانست.[۴۲] ثقةالاسلام استبداد را از عوامل زوال حکومت‌ها می‌شمرد و پیروی شاه از مشروطه را برای حفظ سلطنت ضروری می‌دانست.[۴۳] او در برابر مخالفت محمدعلی‌شاه، از مشروطه مشروعه دفاع می‌کرد و رعایت احکام شرعی، عدالت، اصول مذهب و مصالح کشور را ضروری می‌دانست.[۴۴] محدود کردن سلطنت، تأسیس دارالشورا و مقابله با استبداد و نفوذ خارجی نیز در شمار مواضع سیاسی او بود.[۴۵]

ثقةالاسلام در نوشته‌هایش بر اتحاد جهان اسلام و وحدت سیاسی مسلمانان، با وجود اختلاف‌های مذهبی و حکومتی، تأکید می‌کرد.[۴۶] او که از پیشوایان شیخیه تبریز بود، اختلاف شیخیه با دیگر گروه‌ها را اختلاف مشرب، نه مذهب، می‌دانست و بر احترام به علما تأکید داشت.[۴۷] به گزارش منابع، ثقةالاسلام برای کاهش اختلاف‌ها از طرح مطالب تعصب‌آمیز پرهیز می‌کرد.[۴۸] همچنین گزارش شده است که ثقةالاسلام در اعتراض به اخراج میرزاحسن‌آقا مجتهد، از عالمان و رهبران نهضت مشروطه در تبریز، با وجود اختلاف دیدگاه با او، تبریز را همراه وی ترک کرد و این اقدام به تصمیم انجمن ایالتی برای بازگرداندن آن دو انجامید.[۴۹]

دیدگاه‌های ثقةالاسلام درباره آموزش و توسعه کشور

ثقةالاسلام در مقاله‌ای که سال ۱۳۲۹ش در روزنامه شفق تبریز منتشر شد، حق رأی را برای باسوادان به رسمیت شناخته و درباره بی‌سوادان نوشته بود: «حق دارند ولی لیاقت ندارند».[۵۰] در نامه‌های او نیز بر حمایت از تأسیس مدارس جدید تأکید شده است. به گزارش منابع، او برای کاهش مخالفت گروه‌های سنتی با این مدارس، برگزاری نماز جماعت و حذف عبارت‌های تحریک‌آمیز از کتاب‌های درسی را پیشنهاد کرده بود.[۵۱]

در یادداشت‌ها و نامه‌های ثقةالاسلام، طرح‌هایی برای توسعه اقتصادی و فنی کشور، از جمله آموزش کشاورزی، استخراج زغال‌سنگ، تأمین آب آشامیدنی و ذوب آهن، مطرح شده است. او همچنین بر تأسیس مراکز علمی و فنی، آموزش علوم و فنون و تقویت تولید داخلی تأکید داشت.[۵۲] منابع از انتقاد او به گسترش تجارت خارجی، واردات کالاهای غیرضروری، استقراض بی‌مورد، سفرهای پرهزینه و گرو گذاشتن گمرکات نیز خبر داده‌اند؛ اقداماتی که به باور او، زمینه‌ساز مفاسد شرعی، ملی و سیاسی بودند.[۵۳]

آثار

آثار ثقةالاسلام تبریزی
دسته نام اثر توضیحات
کتاب‌ها نامه‌های تبریز شامل ۱۲۸ نامه و ۶۰ تلگرام درباره اوضاع اجتماعی و سیاسی آذربایجان، خطاب به میرزا صادق‌خان مستشارالدوله؛ از منابع بررسی نهضت مشروطه آذربایجان. در ۱۳۷۸ش به کوشش ایرج افشار منتشر شد.
مرآة الکتب معرفی آثار و تألیفات علمای شیعه، با هدف فراهم کردن فهرستی منظم از تألیفات امامیه.[۵۴]
ایضاح الانباء فی تعیین مولد خاتم الانبیاء و مقتل سیدالشهداء اثری درباره تعیین ولادت پیامبر اسلام(ص) و مقتل امام حسین(ع).
بثّ الشکوی ترجمه بخش سوم تاریخ یمینی به سبک نصرالله منشی.[۵۵]
مجموعه تلگرافات شامل تلگرام‌های ثقةالاسلام و حاج سیدالمحققین دیبا و حاج سید آقا میلانی در جریان قیام آذربایجان که به محمدعلی شاه مخابره شد.[۵۶]
تاریخ امکنه شریفه و رجال برجسته اثری درباره مکان‌های شریف و شخصیت‌های برجسته.
رساله‌ها بالون ملت ایران به کجا می‌رود تحلیلی درباره زمینه‌های پیدایش مشروطه، روند آن و مخالفت‌های محمدعلی شاه با مشروطه؛ تألیف ۱۳۲۵ق.[۵۷]
ترقی مملکتی به مال است و تحصیل مال با علم رساله‌ای در مخالفت با ورود کالاهای غیرضروری و تزئینی خارجی و تأکید بر تحریم آن‌ها بر اساس شریعت؛ تألیف ۱۳۲۶ق.[۵۸]
اصول سیاست اسلامیه پاسخ به شبهه ناسازگاری اصول سیاسی اسلام با تمدن و تبیین اصول سیاسی اسلام در دو حوزه مادی و معنوی، از جمله مساوات، مواسات، سخاوت و میانه‌روی.[۵۹]
مجمل حوادث یومیه مشروطه گزارش روزانه حوادث مشروطه از ۲۸ رجب ۱۳۲۴ق تا روزهای پایانی زندگی ثقةالاسلام؛ از منابع مهم نهضت مشروطه آذربایجان.
لالان رساله‌ای خطاب به علمای نجف که در ربیع‌الاول ۱۳۲۶ق نوشته شد تا آنان را به صدور فتواهای صریح درباره وجوب مشروطه ترغیب کند.[۶۰]
نامه‌ها و مقالات نامه به عبدالحسین میرزا فرمانفرما نامه‌ای در ۱۳۲۵ق درباره سیاست‌های اقتصادی، زراعی و آموزشی و راهکارهای رفع مشکلات کشور.[۶۱]
نامه به هیئت علمیه نجف نامه‌ای در ۹ جمادی‌الآخر ۱۳۲۷ق درباره خطر از دست رفتن آذربایجان در پی غفلت دولت از اهداف روسیه در ایران.
نامه به میرزاحسن‌خان مشکوةالممالک نامه‌ای درباره وقایع آذربایجان، قیام علیه محمدعلی شاه و مداخلات روسیه و انگلستان.[۶۲]
مقالات عربی ثقةالاسلام مقاله‌های «التشیع و قِدَمه»[۶۳] و «المتاولة او الشیعة فی جبل عامل» را برای مجله المقتطف فرستاد.[۶۴] همچنین مقالات «تقویم گیرگوار»[۶۵] و «اکمال الریاضی» از او در مجله الهلال منتشر شد.[۶۶]

پانویس

  1. ↑ فتحی، زندگینامه شهید نیکنام ثقةالاسلام تبریزی، ۱۳۵۲ش، ص۱۶ـ۱۸
  2. ↑ دنبلی، تجربة الأحرار و تسلیة الأبرار، ۱۳۴۹ـ۱۳۵۰ش، ج۱، ص۱۹۶ـ۲۰۶؛ فتحی، زندگینامه شهید نیکنام ثقةالاسلام تبریزی، ۱۳۵۲ش، ص۱۵ـ۱۶
  3. ↑ فتحی، زندگینامه شهید نیکنام ثقةالاسلام تبریزی، ۱۳۵۲ش، ص۲۳؛ ثقةالاسلام تبریزی، سوانح عمری یا آثار تاریخی، ۱۳۴۰ش، ص۹۴.
  4. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، سوانح عمری یا آثار تاریخی، ۱۳۴۰ش، ص۷۷؛ فتحی، زندگینامه شهید نیکنام ثقةالاسلام تبریزی، ۱۳۵۲ش، ص۱۵ـ۲۳.
  5. ↑ فتحی، زندگینامه شهید نیکنام ثقةالاسلام تبریزی، ۱۳۵۲ش، ص۲۷ـ۲۸؛ ملک‌زاده، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ۱۳۷۱ش، ج۷، ص۱۵۳۰.
  6. ↑ کسروی، تاریخ مشروطه ایران، ۱۳۶۳ش، ص۱۵۱
  7. ↑ هدایت، خاطرات و خطرات، ۱۳۶۳ش، ص۲۱۳، ۲۲۱؛ فتحی، زندگینامه شهید نیکنام ثقةالاسلام تبریزی، ۱۳۵۲ش، ص۳۱.
  8. ↑ فتحی، زندگینامه شهید نیکنام ثقةالاسلام تبریزی، ۱۳۵۲ش، ص۷۹، ۵۳۷
  9. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۳۶۴ـ۳۶۵؛ رحیم‌زاده ضمیری، یادداشت‌های میرزا اسدالله ضمیری ملازم خاص ثقةالاسلام شهید، ۱۳۵۵ش، ص۷۵.
  10. ↑ کسروی، تاریخ مشروطه ایران، ۱۳۶۳ش، ص۱۱۳ـ۱۱۶
  11. ↑ «مجلس ملی»، جریده ملی، ۱۳۲۴ق، ش۸، ص۱؛ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۱۸۵؛ «مجلس ملی»، جریده ملی، ۱۳۲۴ق، ش۱۹، ص۱.
  12. ↑ رفیعی، انجمن: ارگان انجمن ایالتی آذربایجان، ۱۳۶۲ش، ص۹۱
  13. ↑ رحیم‌زاده ضمیری، یادداشت‌های میرزا اسدالله ضمیری ملازم خاص ثقةالاسلام شهید، ۱۳۵۵ش، ص۳۳
  14. ↑ کسروی، تاریخ هیجده‌ساله آذربایجان، ۱۳۵۵ش، ص۳۱۶
  15. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۲۴۷ـ۲۵۴؛ ثقةالاسلام تبریزی، نامه‌های تبریز از ثقةالاسلام به مستشارالدوله، ۱۳۷۸ش، ص۳۴۳.
  16. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۲۵۰ـ۲۵۴؛ ویجویه، تاریخ انقلاب آذربایجان و بلوای تبریز، ۱۳۵۵ش، ص۹۸.
  17. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۱۹۱ـ۱۹۳؛ فتحی، زندگینامه شهید نیکنام ثقةالاسلام تبریزی، ۱۳۵۲ش، ص۱۶۸.
  18. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۲۴۹ـ۲۵۰
  19. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۴۴۶
  20. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۴۴۶
  21. ↑ کسروی، تاریخ هیجده‌ساله آذربایجان، ۱۳۵۵ش، ص۳۱۶
  22. ↑ توکلی، «چند استخاره از محمدعلی شاه با جواب‌های آنها»، ۱۳۲۸ش، ص۶۲
  23. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۲۹۶ـ۲۹۷
  24. ↑ فتحی، زندگینامه شهید نیکنام ثقةالاسلام تبریزی، ۱۳۵۲ش، ص۴۶۶ـ۴۶۸
  25. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۳۴۰ـ۳۴۱
  26. ↑ فتحی، زندگینامه شهید نیکنام ثقةالاسلام تبریزی، ۱۳۵۲ش، ص۴۵۷
  27. ↑ فتحی، زندگینامه شهید نیکنام ثقةالاسلام تبریزی، ۱۳۵۲ش، ص۵۴۶ـ۵۴۷
  28. ↑ کسروی، تاریخ هیجده‌ساله آذربایجان، ۱۳۵۵ش، ص۳۱۶
  29. ↑ کسروی، تاریخ هیجده‌ساله آذربایجان، ۱۳۵۵ش، ص۲۶۱ـ۲۶۳؛ فتحی، زندگینامه شهید نیکنام ثقةالاسلام تبریزی، ۱۳۵۲ش، ص۵۷۳ـ۵۹۰.
  30. ↑ کسروی، تاریخ هیجده‌ساله آذربایجان، ۱۳۵۵ش، ص۲۷۷ـ۲۷۹؛ براون، نامه‌هایی از تبریز، ۱۳۶۱ش، ص۱۶۱.
  31. ↑ کسروی، تاریخ هیجده‌ساله آذربایجان، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۰ـ۲۸۱و ۲۹۶ـ۳۰۵.
  32. ↑ کسروی، تاریخ هیجده‌ساله آذربایجان، ۱۳۵۵ش، ص۲۹۶ـ۳۰۵
  33. ↑ کسروی، تاریخ هیجده‌ساله آذربایجان، ۱۳۵۵ش، ص۳۰۵
  34. ↑ رحیم‌زاده ضمیری، یادداشت‌های میرزا اسدالله ضمیری ملازم خاص ثقةالاسلام شهید، ۱۳۵۵ش، ص۷۱ـ۷۲
  35. ↑ کسروی، تاریخ هیجده‌ساله آذربایجان، ۱۳۵۵ش، ص۳۰۷
  36. ↑ کسروی، تاریخ هیجده‌ساله آذربایجان، ۱۳۵۵ش، ص۳۱۷، ۵۸۳؛ ملک‌زاده، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ۱۳۷۱ش، ج۷، ص۱۵۳۲؛ براون، نامه‌هایی از تبریز، ۱۳۶۱ش، ص۹۰ـ۹۱.
  37. ↑ رحیم‌زاده ضمیری، یادداشت‌های میرزا اسدالله ضمیری ملازم خاص ثقةالاسلام شهید، ۱۳۵۵ش، ص۷۶.
  38. ↑ کسروی، تاریخ هیجده‌ساله آذربایجان، ۱۳۵۵ش، ص۵۰۰.
  39. ↑ براون، نامه‌هایی از تبریز، ۱۳۶۱ش، ص۷۶؛ «قصور از کیست»، حبل‌المتین، ۱۳۳۰ق، ص۶.
  40. ↑ کسروی، تاریخ هیجده‌ساله آذربایجان، ۱۳۵۵ش، ص۶۸۲ـ۶۸۳
  41. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۴۳۱.
  42. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، یادداشت‌های میرزا اسدالله ضمیری ملازم خاص ثقةالاسلام شهید، ۱۳۵۵ش، ص۱۳۱.
  43. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۴۸۲.
  44. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۴۴۱؛ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۴۳۱.
  45. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۴۳۰.
  46. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۳۶۶.
  47. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۳۳؛ کسروی، تاریخ مشروطه ایران، ۱۳۶۳ش، ص۱۳۳.
  48. ↑ کسروی، تاریخ هیجده‌ساله آذربایجان، ۱۳۵۵ش، ص۳۱۴.
  49. ↑ کسروی، تاریخ مشروطه ایران، ۱۳۶۳ش، ص۲۴۶؛ فتحی، زندگینامه شهید نیکنام ثقةالاسلام تبریزی، ۱۳۵۲ش، ص۱۶۴.
  50. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۴۰۹ـ۴۱۱.
  51. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، نامه‌های تبریز از ثقةالاسلام به مستشارالدوله، ۱۳۷۸ش، ص۲۵۵.
  52. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، یادداشت‌های میرزا اسدالله ضمیری ملازم خاص ثقةالاسلام شهید، ۱۳۵۵ش، ص۱۲۴ـ۱۳۵.
  53. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۴۲۳.
  54. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مرآة الکتب، ۱۴۱۴ق، ج۱، مقدمه حائری، ص۱۱؛ فدایی عراقی، «فهرست کتاب‌های شیعه پیش از الذریعه»، ۱۳۶۶ش، ص۵۷ـ۶۱.
  55. ↑ مشار، فهرست کتاب‌های چاپی فارسی، ۱۳۵۰ـ۱۳۵۵ش، ج۱، ستون ۶۸۰؛ فتحی، زندگینامه شهید نیکنام ثقةالاسلام تبریزی و بخشی از تاریخ مستند مشروطیت ایران، ۱۳۵۲ش، ص۵۵.
  56. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۴۴۶ـ۴۶۹؛ فتحی، زندگینامه شهید نیکنام ثقةالاسلام تبریزی و بخشی از تاریخ مستند مشروطیت ایران، ۱۳۵۲ش، ص۵۴.
  57. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۳۹۹ـ۴۰۶.
  58. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۴۰۶ـ۴۰۹.
  59. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۳۸۹ـ۳۹۸.
  60. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۴۱۸ـ۴۴۵.
  61. ↑ رحیم‌زاده ضمیری، یادداشت‌های میرزا اسدالله ضمیری ملازم خاص ثقةالاسلام شهید، ۱۳۵۵ش، ص۱۲۱ـ۱۳۵.
  62. ↑ صفائی، اسناد سیاسی دوران قاجاریه، ۱۳۴۶ش، ص۴۲۳ـ۴۳۰.
  63. ↑ المقتطف، ۱۳۲۸ق، ج۳۷، ش۴، ص۱۰۱۵ـ۱۰۱۶.
  64. ↑ المقتطف، ۱۳۲۹ق، ج۳۸، ش۴، ص۳۴۰ـ۳۴۶.
  65. ↑ ثقةالاسلام تبریزی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، ۱۳۵۵ش، ص۳۸۱.
  66. ↑ فتحی، زندگینامه شهید نیکنام ثقةالاسلام تبریزی و بخشی از تاریخ مستند مشروطیت ایران، ۱۳۵۲ش، ص۵۴۱ـ۵۴۴.

منابع

  • «قصور از کیست»، حبل‌المتین، سال ۱۹، ش ۲۷، محرم ۱۳۳۰ق.
  • «مجلس ملی»، جریده ملی، سال ۱، ش ۸، ۲۶ رمضان ۱۳۲۴ق؛ ش ۱۹، شوال ۱۳۲۴ق.
  • براون، ادوارد گرانویل، نامه‌هایی از تبریز، ترجمه حسن جوادی، تهران، خوارزمی، ۱۳۶۱ش.
  • توکلی، احمد، «چند استخاره از محمدعلی شاه با جواب‌های آنها»، یادگار، سال ۵، ش ۸ و ۹، فروردین و اردیبهشت ۱۳۲۸ش.
  • ثقةالاسلام تبریزی، علی بن موسی، «لایحه»، در: رحیم‌زاده ضمیری، اسدالله، یادداشت‌های میرزا اسدالله ضمیری ملازم خاص ثقةالاسلام شهید، چاپ سیروس برادران شکوهی، تبریز، بی‌نا، ۱۳۵۵ش (الف).
  • ثقةالاسلام تبریزی، علی بن موسی، مجموعه آثار قلمی ثقةالاسلام شهید تبریزی، چاپ نصرت‌الله فتحی، تهران، بی‌نا، ۱۳۵۵ش (ب).
  • ثقةالاسلام تبریزی، علی بن موسی، مرآة الکتب، چاپ محمدعلی حائری، قم، بی‌نا، ۱۴۱۴ق.
  • ثقةالاسلام تبریزی، علی بن موسی، نامه‌های تبریز از ثقةالاسلام به مستشارالدوله (در روزگار مشروطیت)، چاپ ایرج افشار، تهران، بی‌نا، ۱۳۷۸ش.
  • ثقةالاسلام تبریزی، محمد، سوانح عمری، یا آثار تاریخی، بی‌جا، چاپخانه رضایی، ۱۳۴۰ش.
  • دنبلی، عبدالرزاق بن نجفقلی مفتون، تجربة الأحرار و تسلیة الأبرار، تصحیح حسن قاضی طباطبائی، تبریز، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز و مؤسسه تاریخ و فرهنگ ایران، ۱۳۴۹ـ۱۳۵۰ش.
  • رحیم‌زاده ضمیری، اسدالله، یادداشت‌های میرزا اسدالله ضمیری ملازم خاص ثقةالاسلام شهید، چاپ سیروس برادران شکوهی، تبریز، بی‌نا، ۱۳۵۵ش.
  • رفیعی (جعفری فشارکی)، منصوره، انجمن: ارگان انجمن ایالتی آذربایجان، تهران، بی‌نا، ۱۳۶۲ش.
  • صفائی، ابراهیم، اسناد سیاسی دوران قاجاریه، تهران، بی‌نا، ۱۳۴۶ش.
  • صفائی، ابراهیم، رهبران مشروطه، ج ۲، تهران، جاویدان، ۱۳۶۳ش.
  • فتحی، نصرت‌الله، زندگینامه شهید نیکنام ثقةالاسلام تبریزی و بخشی از تاریخ مستند مشروطیت ایران، تهران، بی‌نا، ۱۳۵۲ش.
  • فدایی عراقی، غلامرضا، «فهرست کتاب‌های شیعه پیش از الذریعه»، نشر دانش، سال ۱۷، ش ۵، مرداد و شهریور ۱۳۶۶ش.
  • کسروی، احمد، تاریخ مشروطه ایران، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳ش.
  • کسروی، احمد، تاریخ هیجده‌ساله آذربایجان، تهران، بی‌نا، ۱۳۵۵ش.
  • مشار، خانبابا، فهرست کتاب‌های چاپی فارسی، تهران، چاپخانه ارژنگ، ۱۳۵۰ـ۱۳۵۵ش.
  • ملک‌زاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران، بی‌نا، ۱۳۷۱ش.
  • ویجویه، محمدباقر، تاریخ انقلاب آذربایجان و بلوای تبریز، چاپ علی کاتبی، تهران، بی‌نا، ۱۳۵۵ش.
  • هدایت، مهدیقلی، خاطرات و خطرات، تهران، بی‌نا، ۱۳۶۳ش.

پیوند به بیرون