بنی فاطمه

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

بَنی‌فاطمه فرزندان و نوادگان فاطمه زهرا(س). در دین اسلام، برای بنی‌فاطمه همانند کسانی که نسبشان به بنی‌هاشم می‌رسد، احکامی در خمس و زکات در نظر گرفته شده است. در نظر گرفتن سهمی برای سادات در احکام مربوط به خمس و همچنین ممنوعیت مصرف زکات توسط سادات از جمله این احکام هستند.

علاوه بر شیعه دوازده امامی، بنی‌فاطمه نزد زیدیه و اسماعیلیه نیز دارای جایگاه است. زیدیه معتقدند امام باید از بنی‌فاطمه باشد. حاکمان اسماعیلی‌مذهب حکومت فاطمیان، نسب خود را به حضرت فاطمه می‌رساندند و به بنی‌فاطمه نیز شهرت داشتند.

مفهوم‌شناسی

بنی‌‌فاطمه یا بنی‌زهرا به فرزندان فاطمه زهرا(س) و نسل او گفته می‌شود.[۱] از منظر اسلام همانند تمامی کسانی که نسب‌شان به هاشم بن عبد مناف، جدّ پیامبر خدا می‌رسد، احکامی در نظر گرفته شده است[۲] که بنی فاطمه نیز جزئی از آن هستند.[۳] بنابر آنچه که در منابع شیعه و اهل سنت نقل شده است، اولین بار پیامبر اسلام(ص) این اصطلاح را بکار برده است. از او نقل شده که: «برای هر طائفه‌ای پشتیبانانی است که به آن گرایش دارند و فرزندان فاطمه(بنی فاطمه) پشتیبانان من هستند و من هستم که به ایشان گرایش دارم.»[۴] بعدها این اصطلاح از زبان ائمه(ع)[۵]و در میان عموم رواج پیدا کرد و نویسندگان و شاعران در اشعار و نوشته‌های خود آن را به کار بردند.[۶]

فرزندان فاطمه

بر اساس اسناد تاریخی و حدیثی، حضرت زهرا(س) داراری پنج فرزند است.[۷]سه فرزند پسر که شامل امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و حضرت محسن(ع) است و همچنین دو فرزند دختر به نام‌های حضرت زینب(س) و حضرت ام کلثوم(س)؛ در اسناد تاریخی از دو فرزند دختر ایشان با اسامی زینب کبری و زینب صغری نیز نام برده شده است.[۸]

حکومت بنی‌فاطمه

به اعتقاد زیدیه تنها امامت سه امام یعنی امامان علی(ع)، حسن(ع) و حسین(ع) از سوی پیامبر(ص) تعیین و ابلاغ شده بود و بعد از آنها امامت از آن فردی از فرزندان حضرت فاطمه(س) است که به جهاد علنی و قیام علیه ستمگران بپردازد.[۹] بر اساس این عقیده، امامت سایر امامان شیعه که به قیام علنی نپرداختند، مورد قبول زیدیان نیست و در عوض افرادی از نسل فاطمه(س) که قیام کردند امامان زیدی به شمار می‌روند مانند زید بن علی، یحیی بن زید، محمد بن عبدالله بن حسن (نفس زکیه)، ابراهیم بن عبدالله و شهید فخ.[۱۰] همچنین در برخی کتب، اشاره شده است که حکومت اسماعیلیان به بنی‌فاطمه معروف بوده است.[۱۱]

تفاوت با سادات

اصطلاح سادات، دارای دو کاربرد متفاوت است. کاربرد اول در میان مردم عامه است که به فرزندان حضرت زهرا(س) که در حقیقت نسل پیامبر گرامی اسلام(ص) محسوب می‌شوند، اطلاق می‌گردد.[۱۲] در این کاربرد، واژه بنی فاطمه و سادات دقیقا هم معنی هستند.

کاربرد دوم نیز در متون فقهی است و بر اساس اسناد و واژگان تاریخی است. در این کاربرد، سادات به کسانی گفته شده که نسب ایشان به هاشم بن عبد مناف می‌رسد و از این منظر بنی فاطمه بخشی از سادات هستند.[۱۳]

احکام فقهی مخصوص

نوشتار اصلی: سهم سادات

سادات در اصطلاح فقه، بعضی احکام مخصوص به خود را دارند که شامل بنی فاطمه نیز می‌گردد. [۱۴] بخشی از خمس به ایتام، فقرا و در راه ماندگانِ بنی هاشم تعلق می‌گیرد که به آن سهم سادات می‌گویند. در برابر، جز در موارد خاص، زکات به آنان نمی‌رسد و دادن زکات افراد غیرسید به سادات مجاز نیست[۱۵] در روایات مشهور در میان مسلمانان، دلیل وجود چنین منعی،‌ شأن بالای سادات است.[۱۶]

از نظر فقهی، احکام مربوط به سادات تنها به کسانی تعلق می‌گیرد که از طریق پدر به هاشم بن عبدمناف برسند و کسی که مادرش سیده باشد، مشمول این احکام نیست.[۱۷]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. دانشنامه جهان اسلام، ذیل عنوان پنج تن.
  2. طباطبائی یزدی، عروة الوثقی، ۱۴۲۰ق، ج۴، ص۳۰۶.
  3. طباطبائی یزدی، عروة الوثقی، ۱۴۲۰ق، ج۴، ص۳۰۶.
  4. شوشتری، احقاق الحق، ۱۴۰۹ق، ج۱۹، ص۶۴؛ موسوی، الکوثر، ۱۳۸۶ش، ج۷، ص۱۱۲.
  5. موسوی، الکوثر، ۱۳۸۶ش، ج۷، ص۲۹۰؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۶، ص۱۰۹.
  6. ابوالفرج اصفهانی، الأغانی،‌ دار احیاء التراث، ج۴، ص۵۲۲.
  7. بلاذری، انساب الاشراف، مادلونگ، ویلفرد، ج۱، ص۴۰۲؛ اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، شریف رضی، ج۱، ص۴۴۰.
  8. مفید، الارشاد،‌ ج۱، ص۱۸۶.
  9. برنجکار،‌ آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، ۱۳۹۶ش، ص۸۸.
  10. برنجکار،‌ آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، ۱۳۹۶ش، ص۸۸-۸۹.
  11. مستوفی، ظفرنامه، ۱۳۸۴ش، ج۳، ص۴۹؛ مستوفی، تاریخ گزیده، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۲۰۷.
  12. بیهقی، تاریخ بیهق، ص۵۴.
  13. طباطبائی یزدی، عروة الوثقی، ۱۴۲۰ق، ج۴، ص۳۰۶.
  14. طباطبائی یزدی، عروة الوثقی، ۱۴۲۰ق، ج۴، ص۳۰۶.
  15. نجفی، جواهر الکلام، ۱۹۸۱م، ج۱۶، ص۱۰۴.
  16. طوسی، تهذیب الاحکام، ج۴، ص۵۷ به بعد
  17. طباطبائی یزدی، عروة الوثقی، ۱۴۲۰ق، ج۴، ص۳۰۶.

منابع

  • ابوالفرج اصفهانی علی بن حسین، الأغانی، بیروت،، مکتب تحقیق دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۵ق.
  • اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، قم، شریف رضی.
  • برنجکار، رضا، آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، قم، طه، ۱۳۹۶ش.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، مادلونگ، ویلفرد، بیروت، المعهد الالمانی لابحاث الشرقیه، ۱۴۲۹ق.
  • بیهقی، علی بن زید، تاریخ بیهق،‌دار اقرا، دمشق، ۱۴۲۵ق.
  • شوشتری، نورالله بن شرف الدین، احقاق الحق و ازهاق الباطل،قم، کتابخانه عمومی حضرت آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۹ق.
  • علامه مجلسی، بحارالانوار، دار احیاء التراث، تحقیق سید إبراهیم میانجی، محمد باقر بهبودی، تصحیح سوم، ۱۴۰۳ق.
  • طباطبائی یزدی، سید محمد کاظم، عروة الوثقی،موسسه نشر اسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.
  • طوسی، محمد، تهذیب الاحکام، به کوشش حسن موسوی خراسان، تهران، ۱۳۶۴ش.
  • مستوفی، حمدالله بن ابی بکر، ظفرنامه، قسم الاسلامیة، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۸۴ش.
  • مستوفی، حمدالله بن ابی بکر، تاریخ گزیده، امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۴ش.
  • مفید، شیخ محمد بن محمد بن نعمان، ارشاد،‌ قم، مکتبه بصیرتی.
  • موسوی، سید‌‎محمدباقر، الکوثر فی أحوال فاطمة بنت النبی الأطهر(ص)، قم، دلیل ما، ۱۳۸۶ش.
  • نجفی، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت، ۱۹۸۱م.