ایام محسنیه

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

ایام مُحسنیه روز‎های اول ماه ربیع‌الاول که برخی به مناسبت شهادت محسن فرزند حضرت زهرا(س)، در آن مراسم عزا برپا می‌کنند ولی برخی با توجه به برخی گزارش‌ها و قراین تاریخی، شهادت حضرت محسن را بیش از یک ماه پس از رحلت پیامبر(ص) دانسته‌اند. عزاداری در این ایام، سابقه چندانی ندارد.

سابقه

برخی شیعیان، روزهای اول ربیع‌الاول را ایام سقط یا شهادت محسن فرزند حضرت فاطمه(س) می‌دانند. این موضوع (تعیین تاریخ شهادت) از موضوعات جدیدی است که در سال‌های اخیر مطرح و روز شهادت محسن بن علی(ع) تلقی شده است، حال آنکه نه در تاریخ و نه در روایات، به تاریخ شهادت اشاره‌ای نشده است. مبنای این‌گونه گزارش‌ها، قول مشهور علمای شیعه است که از یک طرف، رحلت رسول خدا(ص) را ۲۸ صفر دانسته و از طرف دیگر، شهادت محسن بن علی(ع) را در پی رحلت پیامبر(ص) نقل کرده‌اند. از مجموع این دو گزارش، شهادت حضرت محسن در ربیع‌الاول نتیجه گرفته می‌شود.[نیازمند منبع]

بررسی تاریخی

تاریخ دقیق شهادت محسن مشخص نیست، ولی با تفحص در گزارش‌های تاریخی می‌توان نتیجه گرفت که این واقعه پس از رحلت پیامبر(ص) با فاصله یک ماه یا بیشتر صورت گرفته است. بدین جهت آنچه مشهور است که هجوم به خانه حضرت علی(ع) با فاصله چند روزه از رحلت رسول اکرم(ص) اتفاق افتاده، صحیح نیست.

این اشتباه از آنجا ناشی شده که طبق گزارش‌های تاریخی، هجوم به بیت فاطمه(س) چند بار اتفاق افتاده‌است. در هجوم اول، درگیری صورت نگرفته تا منجر به شهادت محسن شود. بعضی با تصور اینکه در هجوم اول، جریان آتش زدن درب خانه اتفاق افتاده، شهادت محسن را چند روز پس از رحلت پیامبر(ص) دانسته‌اند.

با این تعبیر ایام محسنیه که در اوایل ربیع الاول گرفته می‌شود با گزارش‌های تاریخی تطبیق ندارد.

دلایلی برای اثبات این موضوع وجود دارد از جمله تحرکات اجتماعی و سیاسی حضرت زهرا(س) و برگشت سپاه اسامه بن زید و ربط آن به حمله به خانه حضرت علی(ع).

تحرکات اجتماعی سیاسی حضرت زهرا(س)

جریان یاری طلبیدن شبانه امام علی(ع) و جریان فدک نمی‌تواند پس از بیماری حضرت زهرا(س) اتفاق افتاده باشد. روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که حضرت زهرا(س) پس از مضروب شدن دچار مریضی شدید شدند،[۱] این روایت حاکی از آن است که بعضی از تحرکات اجتماعی فاطمه زهرا(س) علیه هیئت حاکمه، قبل از بیماری ایشان بوده است. این تحرکات اجتماعی عبارتند از:

مددخواهی از انصار و مهاجر

یکی از تحرکات اجتماعی حضرت زهرا(س) رفتن به خانه مهاجر وانصار برای طلب یاری بود. بنا بر نقل سلمان فارسی، پس از غصب خلافت و فدک، علی(ع) همراه حضرت فاطمه(س) و حسنین(ع) شب هنگام به درِ خانه مهاجران و انصار رفته و آنان را به همراهی برای بازپس‌گیری حق خویش فرا خواندند. از آنجا که بنا بر روایت سلمان، پس از حمله مهاجمان به خانه حضرت فاطمه(س) و واقعه سقط جنین،آن حضرت به طور مداوم و پیوسته بستری بود تا به شهادت رسید، می‌توان چنین نتیجه گرفت که تا زمان ملاقات‌های شبانه آن حضرت با مهاجر و انصار، هنوز حمله‌ای به خانه او صورت نگرفته بود؛[۲] زیرا در صورتِ وقوع حمله، آن حضرت دیگر توان رفتن به در خانه تعداد زیادِ مهاجران و انصار(حتی فقط اهل بدر)[۳] را نداشت.

خطبه فدکیه

خطبه فدکیه و نحوه حرکت حضرت فاطمه(س) به مسجد، نشان از عدم بیماری ایشان دارد. ابن ابی الحدید در توصیف چگونگی رفتن حضرت فاطمه(س) به مسجد برای ایراد خطبه فدکیه آورده است که: آن حضرت با پوشش کامل در میان جمعی از زنان در حالی که چادرش بر اثر بلندی به زیر پاهایش می‌رفت و همچون حضرت محمد راه می‌رفت، به مسجد آمد. با توجه به این تعبیر که: «ما تخرم من مشیه رسول‌الله؛ راه رفتنش هیچ تفاوتی با راه رفتن رسول خدا(ص) نداشت.» می‌توان چنین نتیجه گرفت که تا هنگام ایراد خطبه، هنوز هجمه‌ای به خانه حضرت فاطمه(س) صورت نگرفته بود، زیرا در صورت مضروب شدنِ آن حضرت، نوعِ حرکت او نمی‌تواند معمولی باشد تا راوی آن را به راه رفتنِ رسول خدا(ص) تشبیه کند.[۴]

برگشتن سپاه اسامه بن زید به مدینه

طبق برخی شواهد هجوم به خانه حضرت فاطمه(س) بعد از برگشت سپاه اسامه بن زید صورت گرفته است و سپاه اسامه بیش از یک ماه بعداز رحلت پیامبر(ص) به مدینه باز گشت.[۵] شخصی به نام بریده بن حصیب اسلمی که در جریان حمله به خانه حضرت زهرا(س) و بیعت گرفتن از امام علی(ع) حضور داشته و از ایشان طرفداری می‌کرده، در سپاه اسامه نیز به عناون پرچمدار حضور داشته است. او پس از بازگشت از جنگ، با اعتراض به خلیفه و طرفدارانش پرچمی در قبیله بنی اسلم نصب کرده و مردم را به بیعت با حضرت علی(ع) فرا خواند. پس از آن بود که طرفداران ابوبکر چاره‌ای جز بیعت گرفتن از حضرت علی(ع) ندیدند.[۶] این گزارش‌ها گویای آن است که ماجرای حمله به خانه فاطمه زهرا(س) نمی‌تواند در روزهای اول ماه ربیع الاول افتاده باشد.

پانویس

  1. طبری، دلائل الامامة، ص۱۳۴
  2. هلالی، سلیم بن قیس هلالی، کتاب سلیم بن قیس هلالی، ص۱۵۳
  3. هلالی، سلیم بن قیس هلالی، کتاب سلیم بن قیس هلالی، ص۱۴۶و ۱۴۸
  4. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج۱۶، ص۲۶۳
  5. یعقوبی، احمد بن واضح، تاریخ الیعقوبی، ج۱،ص۱۲۷؛ یوسفی غروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ج۴، ص۹۹
  6. سید مرتضی، الشافی فی الإمامة، ج۳، ص۲۴۳؛ شیخ طوسی، تلخیص الشافی، ج۳، ص۷۸؛ یوسفی غروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ج۴، ص۹۶-۱۱۵

منابع

  • ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، تحقیق مححد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، چاپ دوم،‌دار احیاء الکتب العربیة، قاهره، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م افست قم ۱۴۰۴ق.
  • سید مرتضی، الشافی فی الإمامة، شریف مرتضی، تحقیق و تعلیق سید عبد الزهراء حسینی، تهران، مؤسسة الصادق ع، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
  • شیخ طوسی، تلخیص الشافی، مقدمه و تحقیق از حسین بحر العلوم، قم، انتشارات المحبین، چاپ اول، ۱۳۸۲ش.
  • طبری، محمدبن جریر بن رستم، دلائل الامامة، به تحقیق قسم الدراسات الإسلامیة - مؤسسة البعثة، قم، مؤسسة البعثة، ۱۴۱۳ق.
  • هلالی، سلیم بن قیس هلالی، کتاب سلیم بن قیس هلالی، به تحقیق محمدباقر انصاری، قم، هادی، چاپ اول، ۱۴۰۵ق.
  • یعقوبی، احمد بن واضح، تاریخ الیعقوبی، بیروت،دار صادر، بی‌تا.
  • یوسفی غروی، محمدهادی، موسوعه‌التاریخ الاسلامی، قم، مجمع اندیشه اسلامی، ۱۴۱۷ق.