شنبه

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

شَنبِه ، نخستین روز هفته در گاهشماری هجری است و در فرهنگ اسلامی، اولین روز کاری به شمار می‌رود. شنبه در قانون و فرهنگ کشورهای غیر اسلامی روز کاری نیست. قرآن کریم از شنبه در ماجرای اصحاب السبت، نام برده است.

واژه شنبه

شنبه، شنبد و شنبذ [۱]یا همان شامپت و شانپت در ایران باستان یا شبات در زبان عبری که معرب آن سبت است،[۲] روز هفتم هفته یهودیان به شمار می‌رود و در فرهنگ اسلامی، روز آغاز هفته و پس از جمعه قرار دارد.

این روز در انگلیسی «Saturday» خوانده می‌شود. همچنین در گاهشماری آریایی،‌ شبنه «کیوان‌شید» نام داشته است.[نیازمند منبع]

شنبه در قرآن

نوشتار اصلی: اصحاب سبت

در قرآن کریم در سوره‌های (فرقان، ۴۷ و نبأ، ۹) معنای لغوی "سبت" کاربرد داشته و در سوره‌های (بقره، ۶۵؛ نساء، ۴۷؛ نساء، ۱۵۴؛ اعراف، ۱۶۳؛ نحل، ۱۲۴) به داستان اصحاب سبت اشاره شده است. [۳]

آیة الله مکارم شیرازی در توضیح کلمه سبت در آیه ۴۷ سوره فرقان، می‌نویسد: "سبات" در لغت از ماده "سبت" (بر وزن وقت) به معنی قطع نمودن است، سپس به معنی تعطیل کردن کار به منظور استراحت آمده، و این‌که "روز شنبه" را در لغت عرب "یوم السبت" می‌نامند برای آن است که نامگذاری آن از برنامه یهود گرفته شده چرا که شنبه، روز تعطیلی آنها بود. [۴]

علامه طباطبایی نیز در توضیح کلمه سبات در آیه ۹ سوره نبأ می‌نویسد: کلمه "سبات" به معنای راحتی و فراغت است، چون خوابیدن باعث آرامش و تجدید قوای حیوانی و بدنی می‌شود و خستگی ناشی از بیداری و تصرفات نفس در بدن از بین میرود. بعضی گفته‌اند: کلمه "سبات" به معنای قطع است و اگر خواب را قطع خوانده، بدین جهت بوده که در خواب تصرفات نفس در بدن قطع می‌شود. بعضی دیگر گفته‌اند:"سبات" به معنای مرگ است. [۵]

شنبه در دیگر ادیان و فرهنگ‌ها

در عهد عتیق روز سبت روزی مقدس در ابتدای خلقت است [۶] و به وضوح بیان شده که خدا پس از آفرینش زمین و آسمان و آنچه در آن است، دست از کار کشید و استراحت کرد. [۷] از این‌رو شنبه برای عبادت پروردگار و توقف هر گونه کاری در نظر گرفته می‌شود.[۸] یهودیان تا به امروز به این سنت دیرین مقید مانده‌اند و غالب آنان این سنت موسوی را پاس می‌دارند. [۹] اگرچه برخی از آنها در روز شنبه، پیمان الهی را شکستند و به دنبال کار و جمع آوری روزی رفتند؛ پس بر اساس عهد عتیق، مستحق مرگ شدند.[۱۰]

برخی از بنی اسراییل به فرمان خدا گردن ننهادند و روز هفتم نیز برای جمع آوری غذا به بیرون رفتند، اما هر چه گشتند چیزی نیافتند. خداوند به موسی گفت: این قوم تو تا کی می‌خواهند نافرمانی کنند مگر نمی‌دانند که من روز ششم، خوراک دو روز را به آنها می‌دهم و روز هفتم را که شنبه باشد، روز استراحت و عبادت معین کردم.[۱۱]

چهارمین فرمان از فرامین دهگانه مقدس خدا به حضرت موسی درباره روز سبت است: «روز سبت را به یاد داشته باش و آن را مقدس بدار. در هفته شش روز کار کن ولی در روز هفتم که سبت خداوند است، هیچ کار نکن، نه خودت، نه پسرت، نه دخترت، نه غلامت، نه کنیزت، نه مهمانانت و نه چهارپایانت.» [۱۲]

در عهد عتیق شنبه روز خاص عبادت پروردگار روز سبت یا شنبه است [۱۳] و علاوه بر اینکه قربانی ویژه‌ای دارد روز عبادت دسته جمعی و همگانی نیز هست. خدا همگان را دعوت می‌کند تا برای عبادت او در خانه عبادت جمع شوند و اجتماع مقدس عبادت را شکل دهند.[۱۴] و درباره نافرمانی بنی‌اسرائیل می‌گوید: “پس در روز سبت استراحت و عبادت کنید، چون روز مقدسی است. آنکه از این آیین سرپیچی نماید و در این روز کار کند باید کشته شود.» [۱۵]

در سنت مسیحی که مبتنی بر شریعت موسی و پیامبران پیشین است نیز، روز سبت، روز توقف کار و تلاش و روز استراحت به حساب می‌آید و بر اساس گزارش عهد جدید، عیسی مسیح و مسیحیان اولیه، در کنیسه‌های یهودیان در همان روزهای شنبه حضور می‌یافتند و به عبادت پروردگار مشغول می‌شدند.[۱۶] عیسی مسیح در روزهای شنبه نیز در کنیسه‌های یهودیان حاضر می‌شد و به کار تبلیغی خویش می‌پرداخت.[۱۷]

بر پایه گزارشی در کتاب مقدس از شفا دادن مسیح، می‌توان نتیجه گرفت شفای بیمار را نیز می‌توان در روز شنبه انجام داد و این خلاف تعطیلی شنبه نیست.[۱۸]

بنا بر نقل مرقس نیز، مسیح گوید: من صاحب اختیار روز شنبه هستم و اختیار دارم بگویم مردم در روزهای شنبه چه باید بکنند و چه نباید بکنند.» [۱۹]

اعمال

  • خواندن دعاهای شب جمعه در شب شنبه بنا بر روایتی [۲۳]
  • نماز روز شنبه: سيّد ابن طاووس از حضرت عسکرى عليه السّلام روايت كرده: آن حضرت فرمود: در كتاب‌هاى پدرانم خواندم كه هركس در روز شنبه چهار ركعت نماز بجا آورد و در هر ركعتى سوره‌هاى حمد و قل هو اللّه و آية الكرسى را بخواند، خدا او را در درجه پيامبران و شهدا و صالحان بنويسد كه نيكو رفيقانى هستند.[۲۴]
  • استخاره: محدّث كاشانى در كتاب «تقويم المحسنين» براى استخاره به قرآن مجيد، در ايام هفته ساعاتى را نقل كرده و گفته است: اختيار اين ساعات، بنا بر مشهور بين اهل ايمان است، اگرچه حديثى از اهل بيت بر آن يافت نشده است. بنابر این نظر، استخاره در روز شنبه تا وقت ناهار خوب است، آنگاه از ظهر شرعى تا عصر.[۲۷]
  • زیارت قبور مؤمنان: استحباب زیارت قبور مؤمنان و دعا کردن برای آنان در احادیث زیادی سفارش شده است. از جمله در حدیثی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام این مضمون آمده است که مردگان خود را زیارت کنید چرا که آنها از زیارت شما خوشحال می‌شوند، و حاجت خود را نزد قبر پدر و مادر طلب نمایید.[۲۸] بهترین زمان این زیارت، بین الطلوعین جمعه، صبح شنبه، دوشنبه و عصر پنجشنبه است.[۲۹]
  • سفر کردن: در روایت آمده است: شايسته است روز چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه را روزه بدارى و براى سفر كردن، روز شنبه يا روز سه شنبه يا روز پنجشنبه را اختيار كنى و از سفر كردن در روز دوشنبه و چهارشنبه و پيش از ظهر روز جمعه اجتناب كن.[۳۰]

وقایع تاریخی

پانویس

  1. لغتنامه دهخدا، شنبه
  2. فلسفه تقسیم و نامگذاری روزهای هفته، دكتر محمدتقی یونسی رستمی، وبگاه همای گیلان
  3. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۶، ص، ۴۲۰
  4. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۵، ص، ۱۱۴
  5. طباطبایی، محمد حسین، ترجمه المیزان فی تفسیر القرآن، مترجم: موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج۲۰، ص، ۲۶۲
  6. پیدایش،۱:۲-۴
  7. پیدایش،۱:۲-۴
  8. لاویان، ۳:۲۳
  9. خروج، ۲۰: ۸-۱۱
  10. خروج، ۱۴:۳۱
  11. خروج، ۲۹:۱۶
  12. خروج، ۲۰: ۸-۱۱
  13. لاویان، ۳:۲۳
  14. لاویان، ۳:۲۳
  15. خروج، ۱۴:۳۱
  16. رک. اعمال رسولان، ۱۷و ۱۸
  17. رک. لوقا، ۱۶:۴
  18. رک. مرقس، ۳
  19. مرقس، ۲۸:۲
  20. عبدالهی مهدی، مفاتیح النجاح، ج۲ ص۶۴، انتشارات تحسین ۱۳۹۶
  21. مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی
  22. مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی، اعمال ماه رجب
  23. مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی، صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی
  24. مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی، نمازهای ایام هفته
  25. مصباح المتهجد، أدعية الأسبوع‏؛ ‏تسبیح يوم السبت
  26. ر.ک‍: وبگاه موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت علیهم السلام
  27. مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، ساعات استخاره
  28. وسائل الشیعة،، باب ۵۷، ح ۵.
  29. الحدائق الناظره، یوسف بحرانی، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ج۴، ص۱۶۹-۱۷۰
  30. مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، آداب سفر
  31. مدرس، ریحانة الادب، ج ۶، ص۱۶۵.
  32. پیری سبزواری، «آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی؛ قرآن شناس بزرگ معاصر»، ص۴۱-۴۲.
  1. بِسْمِ اللَّهِ كَلِمَةِ الْمُعْتَصِمِينَ وَ مَقَالَةِ الْمُتَحَرِّزِينَ‏ وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ تَعَالَى مِنْ جَوْرِ الْجَائِرِينَ وَ كَيْدِ الْحَاسِدِينَ وَ بَغْيِ الظَّالِمِينَ وَ أَحْمَدُهُ فَوْقَ حَمْدِ الْحَامِدِينَ‏ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْوَاحِدُ بِلاَ شَرِيكٍ وَ الْمَلِكُ بِلاَ تَمْلِيكٍ‏ لاَ تُضَادُّ فِي حُكْمِكَ وَ لاَ تُنَازَعُ فِي مُلْكِكَ‏ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ‏ وَ أَنْ تُوزِعَنِي مِنْ شُكْرِ نُعْمَاكَ مَا تَبْلُغُ بِي غَايَةَ رِضَاكَ‏ وَ أَنْ تُعِينَنِي عَلَى طَاعَتِكَ وَ لُزُومِ عِبَادَتِكَ وَ اسْتِحْقَاقِ مَثُوبَتِكَ بِلُطْفِ عِنَايَتِكَ‏ وَ تَرْحَمَنِي بِصَدِّي (وَ صُدَّنِي) عَنْ مَعَاصِيكَ مَا أَحْيَيْتَنِي وَ تُوَفِّقَنِي لِمَا يَنْفَعُنِي مَا أَبْقَيْتَنِي‏ وَ أَنْ تَشْرَحَ بِكِتَابِكَ صَدْرِي وَ تَحُطَّ بِتِلاَوَتِهِ وِزْرِي‏ وَ تَمْنَحَنِي السَّلاَمَةَ فِي دِينِي وَ نَفْسِي وَ لاَ تُوحِشَ بِي أَهْلَ أُنْسِي‏ وَ تُتِمَّ إِحْسَانَكَ فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمْرِي كَمَا أَحْسَنْتَ فِيمَا مَضَى مِنْهُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ
  2. أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ رَسُولُهُ وَ أَنَّكَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسَالاتِ رَبِّكَ وَ نَصَحْتَ لِأُمَّتِكَ وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ أَدَّيْتَ الَّذِي عَلَيْكَ مِنَ الْحَقِّ وَ أَنَّكَ قَدْ رَؤُفْتَ بِالْمُؤْمِنِينَ وَ غَلُظْتَ عَلَى الْكَافِرِينَ وَ عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصا حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ فَبَلَغَ اللَّهُ بِكَ أَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُكَرَّمِينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي اسْتَنْقَذَنَا بِكَ مِنَ الشِّرْكِ وَ الضَّلالِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ صَلَوَاتِكَ وَ صَلَوَاتِ مَلائِكَتِكَ وَ أَنْبِيَائِكَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ وَ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ وَ مَنْ سَبَّحَ لَكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ نَبِيِّكَ وَ أَمِينِكَ وَ نَجِيبِكَ وَ حَبِيبِكَ وَ صَفِيِّكَ وَ صِفْوَتِكَ وَ خَاصَّتِكَ وَ خَالِصَتِكَ وَ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ وَ أَعْطِهِ الْفَضْلَ وَ الْفَضِيلَةَ وَ الْوَسِيلَةَ وَ الدَّرَجَةَ الرَّفِيعَةَ وَ ابْعَثْهُ مَقَاماً مَحْمُوداً يَغْبِطُهُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً إِلَهِي فَقَدْ أَتَيْتُ نَبِيَّكَ مُسْتَغْفِراً تَائِباً مِنْ ذُنُوبِي، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهَا لِي يَا سَيِّدَنَا أَتَوَجَّهُ بِكَ وَ بِأَهْلِ بَيْتِكَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى رَبِّكَ وَ رَبِّي لِيَغْفِرَ لِي، آنگاه سه بار بگو: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ سپس بگو: أُصِبْنَا بِكَ يَا حَبِيبَ قُلُوبِنَا فَمَا أَعْظَمَ الْمُصِيبَةَ بِكَ حَيْثُ انْقَطَعَ عَنَّا الْوَحْيُ وَ حَيْثُ فَقَدْنَاكَ فَإِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ يَا سَيِّدَنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ عَلَى آلِ بَيْتِكَ [الطَّيِّبِينَ ] الطَّاهِرِينَ هَذَا يَوْمُ السَّبْتِ وَ هُوَ يَوْمُكَ وَ أَنَا فِيهِ ضَيْفُكَ وَ جَارُكَ فَأَضِفْنِي وَ أَجِرْنِي فَإِنَّكَ كَرِيمٌ تُحِبُّ الضِّيَافَةَ وَ مَأْمُورٌ بِالْإِجَارَةِ فَأَضِفْنِي وَ أَحْسِنْ ضِيَافَتِي وَ أَجِرْنَا وَ أَحْسِنْ إِجَارَتَنَا بِمَنْزِلَةِ اللَّهِ عِنْدَكَ وَ عِنْدَ آلِ بَيْتِكَ وَ بِمَنْزِلَتِهِمْ عِنْدَهُ وَ بِمَا اسْتَوْدَعَكُمْ مِنْ عِلْمِهِ فَإِنَّهُ أَكْرَمُ الْأَكْرَمِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صِفْوَةَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ نَصَحْتَ لِأُمَّتِكَ وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِ رَبِّكَ وَ عَبَدْتَهُ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ فَجَزَاكَ اللَّهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَفْضَلَ مَا جَزَى نَبِيّا عَنْ أُمَّتِهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ.
  3. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْحَقِّ سُبْحَانَ الْقَابِضِ الْبَاسِطِ سُبْحَانَ الضَّارِّ النَّافِعِ سُبْحَانَ الْقَاضِي بِالْحَقِّ سُبْحَانَهُ وَ بِحَمْدِهِ سُبْحَانَ الْعَلِيِّ الْأَعْلَى سُبْحَانَ مَنْ عَلَا فِي الْهَوَاءِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى سُبْحَانَ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ سُبْحَانَ الرَّءُوفِ الرَّحِيمِ سُبْحَانَ الْغَنِيِّ الْحَمِيدِ سُبْحَانَ الْخَالِقِ الْبَارِئِ سُبْحَانَ الرَّفِيعِ الْأَعْلَى سُبْحَانَ الْعَظِيمِ الْأَعْظَمِ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ هَكَذَا وَ لَا هَكَذَا يَكُونُ غَيْرُهُ سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ لِرَبِّي الْحَيِّ الْحَلِيمِ سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ دَائِمٌ لَا يَسْهُو سُبْحَانَ مَنْ هُوَ قَائِمٌ لَا يَلْهُو سُبْحَانَ مَنْ هُوَ غَنِيٌّ لَا يَفْتَقِرُ سُبْحَانَ مَنْ تَوَاضَعَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ لِعَظَمَتِهِ سُبْحَانَ مَنْ ذَلَ‏ كُلُّ شَيْ‏ءٍ لِعِزَّتِهِ‏ سُبْحَانَ مَنِ اسْتَسْلَمَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ لِقُدْرَتِهِ سُبْحَانَ مَنْ خَضَعَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ لِمُلْكِهِ سُبْحَانَ مَنِ انْقَادَتْ لَهُ الْأُمُورُ بِأَزِمَّتِهَا

منابع

  • پیری سبزواری، حسین، «آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی؛ قرآن‌شناس بزرگ معاصر»، در ماهنامه گلستان قرآن، ش۱۲۶، آبان ۱۳۸۱ش.
  • مدرس، محمدعلی، ریحانه الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب، تهران، خیام، ۱۳۶۹ش.