پرش به محتوا

متوکل عباسی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
Alikhani (بحث | مشارکت‌ها)
Alikhani (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۳۴: خط ۳۴:


متوکل عباسی سه فرزندش، محمد، ابوعبدالله و ابراهیم را ولیعهد کرد؛ محمد با لقب منتصر، ولیعهد خلیفه عباسی شد، ابوعبدالله با لقب معتزّ، ولیعهد منتصر و ابراهیم با لقب مؤید، ولیعهد معتزّ شد.<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۴۸۷.</ref> حکومت آفریقا و مغرب به منتصر، خراسان و ری به معتزّ و شام و فلسطین به مؤید سپرده شد.<ref>طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۹، ص۱۷۶.</ref> با این حال این سه در سامرا ساکن بودند و منشیانی منصوب از سوی متوکل برای اداره سرزمین‌های اسلامی فرستاده شدند.<ref>پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۲.</ref> برخی از مورخان، این اقدام متوکل را در راستای تضعیف قدرت و نفوذ ترکانی دانسته‌اند که در دوره خلافت معتصم و واثق، بخش‌هایی از سرزمین‌های تحت حکومت عباسیان را در دست داشتند.<ref>پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۲.</ref>
متوکل عباسی سه فرزندش، محمد، ابوعبدالله و ابراهیم را ولیعهد کرد؛ محمد با لقب منتصر، ولیعهد خلیفه عباسی شد، ابوعبدالله با لقب معتزّ، ولیعهد منتصر و ابراهیم با لقب مؤید، ولیعهد معتزّ شد.<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۴۸۷.</ref> حکومت آفریقا و مغرب به منتصر، خراسان و ری به معتزّ و شام و فلسطین به مؤید سپرده شد.<ref>طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۹، ص۱۷۶.</ref> با این حال این سه در سامرا ساکن بودند و منشیانی منصوب از سوی متوکل برای اداره سرزمین‌های اسلامی فرستاده شدند.<ref>پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۲.</ref> برخی از مورخان، این اقدام متوکل را در راستای تضعیف قدرت و نفوذ ترکانی دانسته‌اند که در دوره خلافت معتصم و واثق، بخش‌هایی از سرزمین‌های تحت حکومت عباسیان را در دست داشتند.<ref>پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۲.</ref>
متوکل پس از چندی منتصر را از ولایتعهدی خلع کرد و معتز را جانشین او ساخت. برخی این کار را ناشی از علاقه متوکل به مادر معتز دانسته‌اند. در جریان توهین آشکار متوکل به علی بن ابیطالب، منتصر در برابر پدرش ایستاد و برخی همین اقدام او را هم از دلایل عزل از ولیعهدی می‌دانند.<ref>پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۳ و ۵۴.</ref>
متوکل عباسی در سال ۲۴۷ قمری تصمیم گرفت منتصر و سرداران ترک را که با هم متحد شده بودند، از بین ببرد. ترکان مطلع شدند و با پشتیبانی منتصر، شبی در مستی متوکل، او را در سامرا، مقر خلافتش، کشتند.<ref>پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۴.</ref>
<div style="display: block;overflow-y: auto;">{{تبارنامه بنی‌عباس}}</div>


==اقدامات ==
==اقدامات ==

نسخهٔ ‏۱۹ آوریل ۲۰۲۳، ساعت ۱۳:۰۰

متوکل عباسی
اطلاعات شخصی
نامابوالفضل جعفر بن معتصم
لقبمتوکل
پدرمعتصم عباسی
فرزندانمحمد، ابوعبدالله، ابراهیم
دینگرایش به اهل حدیث
حکومت
سمتدهمین خلیفه عباسی
سلسلهعباسیان
آغاز حکومت۲۳۲ ق
پایان حکومت۲۴۷ ق
همزمان باامام هادی(ع)
اقدامات مهمویران کردن حرم امام حسین
پیش ازمنتصر عباسی
پس ازهارون واثق


بنی‌عباس
خلفا
عنوان دورهٔ سلطنت
سفاح عباسی ۱۳۲-۱۳۶
منصور عباسی ۱۳۶-۱۵۸
مهدی عباسی ۱۵۸-۱۶۹
هادی عباسی ۱۶۹-۱۷۰
هارون عباسی ۱۷۰-۱۹۳
امین عباسی ۱۹۳-۱۹۸
مأمون عباسی ۱۹۸-۲۱۸
معتصم عباسی ۲۱۸-۲۲۷
واثق عباسی ۲۲۷-۲۳۲
متوکل عباسی ۲۳۲-۲۴۷
منتصر عباسی ۲۴۷-۲۴۸
مستعین عباسی ۲۴۸-۲۵۲
معتز عباسی ۲۵۲-۲۵۵
مهتدی عباسی ۲۵۵-۲۵۶
معتمد عباسی ۲۵۶-۲۷۸
معتضد عباسی ۲۷۸-۲۸۹
مکتفی ۲۸۹-۲۹۵
مقتدر ۲۹۵-۳۲۰
قاهر ۳۲۰-۳۲۲
راضی ۳۲۲-۳۲۹
متقی ۳۲۹-۳۳۳
مستکفی ۳۳۴-۳۳۳
مطیع ۳۳۴-۳۶۳
طائع ۳۶۳-۳۸۱
قادر ۳۸۱-۴۲۲
عبدالله قائم ۴۲۲-۴۶۷
مقتدی ۴۶۷-۴۸۷
مستظهر ۴۸۷-۵۱۲
مسترشد ۵۱۲-۵۲۹
منصور راشد ۵۲۹-۵۳۰
مقتفی ۵۳۰-۵۵۵
مستنجد ۵۵۵-۵۶۶
مستضی ۵۶۶-۵۷۵
الناصر لدین الله ۵۷۵-۶۲۲
ظاهر ۶۲۲-۶۲۳
مستنصر ۶۲۳-۶۴۰
مستعصم ۶۴۰-۶۵۶
وزرا و امرای سرشناس
ابومسلم خراسانیابوسلمه خلالیحیی بن خالد برمکیفضل بن یحیی برمکیجعفر بن یحیی برمکیحمید بن قحطبه طائیعلی بن عیسی بن ماهانفضل بن ربیعفضل بن سهلطاهر بن حسینعضدالدوله دیلمیعیسی بن یزید جلودی
امامان هم‌عصر
امام صادقامام کاظمامام رضاامام جوادامام هادیامام عسکریامام مهدی(عج)
رویدادهای مهم
قیام محمد نفس زکیهواقعه فخ

مُتَوکِّل عَبّاسی، ابوالفضل جعفر بن معتصم (حکومت:۲۳۲-۲۴۷ق)، دهمین خلیفه عباسی بود که ۱۵ سال حکومت کرد. او در سال ۲۳۶ق، دستور داد حرم امام حسین (ع) را ویران کنند و خانه‌های اطراف آن را با خاک یکسان سازند و در آن زمین‌ها کشاورزی کنند. بدرفتاری متوکل با آل علی، موجب اعتراضاتی شد، اما به دلیل جو امنیتی حاکم بر جامعه، به شورش و اعتراض عمومی نینجامید. او بر خلاف مأمون و معتصم عباسی، معتقد به قدیم بودن قرآن بود و بحث و جدل‌ها درباره خلق قرآن را پایان داد. او معتزلیان را منزوی، و حمایت ویژه‌ای از اهل حدیث کرد. در دوران او، مرکز خلافت از بغداد به دمشق و سپس به سامرا منتقل شد.

زندگی و خلافت

جعفر بن معتصم، فرزند معتصم عباسی (حکومت: ۲۱۸ـ۲۲۷ق) و نوه هارون الرشید(حکومت: ۱۷۰ـ۱۹۳ق) در سال ۲۰۷ق به دنیا آمد.[۱] او در ۲۲۷ق از سوی برادرش واثق، خلیفه عباسی، امیرالحاج شد.[۲] از زندگی او تا پیش از رسیدن به خلافت عباسی، اخبار دقیقی در دست نیست.[۳] پس از درگذشت واثق در سال ۲۳۲ قمری، جعفر بن معتصم در ۲۶ سالگی از سوی سرداران ترک و بزرگان دولت عباسی به خلافت برگزیده شد و به پیشنهاد احمد بن ابی‌دؤاد، المتوکل علی الله خوانده شد.[۴] این اولین‌بار در تاریخ اسلام بود که ترکان در تعیین خلیفه دخالت کردند و موفق شدند شخص مورد نظر خود را خلیفه کنند.[۵]

متوکل عباسی سه فرزندش، محمد، ابوعبدالله و ابراهیم را ولیعهد کرد؛ محمد با لقب منتصر، ولیعهد خلیفه عباسی شد، ابوعبدالله با لقب معتزّ، ولیعهد منتصر و ابراهیم با لقب مؤید، ولیعهد معتزّ شد.[۶] حکومت آفریقا و مغرب به منتصر، خراسان و ری به معتزّ و شام و فلسطین به مؤید سپرده شد.[۷] با این حال این سه در سامرا ساکن بودند و منشیانی منصوب از سوی متوکل برای اداره سرزمین‌های اسلامی فرستاده شدند.[۸] برخی از مورخان، این اقدام متوکل را در راستای تضعیف قدرت و نفوذ ترکانی دانسته‌اند که در دوره خلافت معتصم و واثق، بخش‌هایی از سرزمین‌های تحت حکومت عباسیان را در دست داشتند.[۹]

اقدامات

احضار امام هادی (ع) به سامرا

متوکل عباسی، در نامه‌ای احترام‌آمیز خطاب به امام هادی (ع)، از او خواست با هر کسی از خانواده و دوستان خود که می‌خواهد، به سامرا برود. امام دهم شیعیان، در سال ۲۳۴ قمری، از مدینه به سامرا هجرت کرد و تا پایان عمر در آن شهر ماند.[۱۰] بر اساس گزارش‌های تاریخی، در وقت ورود امام (ع) به سامرا، محل اسکان وی از سوی دستگاه خلافت، مکانی نامناسب و محل تردد افراد ناصالح بود.[۱۱]

در طول اقامت امام هادی (ع) در سامرا، بارها خانه او مورد بازرسی مأموران حکومتی قرار گرفت و هر بار مأموران بی آنکه چیزی بیابند، بازمی‌گشتند.[۱۲] هر گاه مأموران به خانه وی می‌رفتند، امام در نهایت آرامش و بی‌اعتنایی با آنها برخورد می‌کرده و حتی برای آنها شمع روشن می‌کرده است تا بتوانند خانه را کاملا بازرسی کنند.[۱۳]

فشار بر شیعیان

به گفته ابوالفرج اصفهانی، متوکل در بدرفتاری با خاندان علوی، گوی سبقت از تمامی خلفای عباسی ربود و هر کسی را که گمان می‌کرد طرفدار و دوستدار علی و آل علی است نابود و اموالش را مصادره می‌کرد.[۱۴]
متوکل عباسی، مقرری علویان سامرا را که در زمان واثق برقرار بود، قطع کرد و آنها را از سامرا پراکنده ساخت. ملک فدک را که از زمان مأمون به علویان پس داده شد، از آنها گرفت.[۱۵] متوکل در نامه‌ای به حاکم منصوب خود در مصر، فشار بر شیعیان را به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش داد؛ عدم اجازه ملکیت به شیعیان و عدم جواز برخورداری از بیش از یک برده، برخی از این موارد بود. او همچنین از حاکم مصر خواست اگر دعوایی میان یک علوی و یک غیرعلوی درگرفت، قاضی ابتدا سخن غیرعلوی را بشنود و در هر حال ادعای او را بپذیرد و سخن علوی را نشنود.[۱۶] محمد بن فضل جرجرایی و عبیدالله بن یحیی بن خاقان، دو وزیر او بودند که گفته شده هر دو از دشمنان سرسخت خاندان امام علی (ع) بوده و سیاست‌های ضدشیعی داشتند.[۱۷] وضعیت نامناسب شیعیان در دوره متوکل عباسی در حالی بود که آنها در زمان سه خلیفه قبل از او، یعنی مأمون و معتصم و واثق، از آزادی نسبی برخوردار بودند.[۱۸]
به‌دستور متوکل، ابوعبدالله محمد بن صالح زندانی شد، حسن بن زید ملقب به داعی کبیر که به طبرستان و دیلم پناهنده شد، و یحیی بن عمر که با وجود آنکه گروهی را برای قیام جمع کرده بود، اما گرفتار شد و مورد ضرب و شتم قرار گرفت.[۱۹]

ویران کردن مزار امام حسین (ع)

متوکل عباسی در سال ۲۳۶ق دستور تخریب و ویرانی قبر حسین بن علی(ع) را صادر کرد؛ از‌این‌رو قبر امام حسین (ع) و سایر قبور اطراف آن را ویران کرده، به آنجا آب بستند، زمین‌ها را شخم زده، در آن زراعت کردند و از ورود زائران جلوگیری کردند.[۲۰]

تخریب مزار امام حسین (ع)، مسلمانان را آزرده‌خاطر ساخت؛ تا آنجا که مردم بغداد شعارهایی علیه متوکل بر در و دیوار مساجد نوشتند و شاعران با سرودن اشعاری به هجو او پرداختند.[۲۱]

جانب‌داری از اهل حدیث

متوکل عباسی بر خلاف سه خلیفه پیشین یعنی مأمون، معتصم و واثق، از معتزله رویگردان شد و عقاید اهل حدیث را گسترش داد.[۲۲]

او در سال ۲۳۴ قمری، مناظره و بحث درباره حدوث یا قدیم بودن قرآن کریم و سایر عقاید دینی را ممنوع کرد.[۲۳] همچنین آزمون‌های عقیدتی را لغو کرد و کسانی که در گذشته به دلیل امتناع از پذیرش عقیده معتزله زندانی شده بودند، را آزاد ساخت و به آنها جوایزی داد. متوکل سپس از محدثان و فقیهان ضد اعتزال خواست در مساجد بنشینند و احادیثی در ردّ معتزله بیان کنند.[۲۴]

متوکل عباسی، مناظره درباره کلام خداوند و سایر عقاید دینی را ممنوع کرد. او در سال ۲۳۴ قمری، فرمانی صادر کرد که بر اساس آن، کسانی که در امور دینی مناظره کنند، تحت تعقیب خواهند بود. او همچنین تفتیش عقاید را که از زمان مأمون رایج شده بود، برداشت و مردم را به تقلید و تسلیم در برابر اهل حدیث واداشت.[۲۵] متوکل، احمد بن ابی داود معتزلی را عزل کرد؛ او از یاران نزدیک مأمون بود و بنابر اسناد تاریخی، مأمون تحت تاثیر او، عقیده معتزله را بر جامعه تحمیل کرد. برکناری چهره‌های معتزلی و مصادره اموال آنها، اقدام دیگر متوکل برای تضعیف معتزله و تقویت اهل حدیث بود.[۲۶]

متوکل در سال ۲۳۷ قمری، اصل مخلوق بودن قرآن را که از عقاید اصلی معتزلیان بود، بدعت در دین دانست و اعلام کرد که صاحبان این عقیده را به جرم ارتداد تعقیب خواهد کرد. متوکل عباسی، مذهب اهل سنت را مذهب رسمی حکومت اعلام کرد و به همین موازات، بر شیعیان، معتزله و خوارج سخت گرفت و آنها را منزوی ساخت.[۲۷]

فشار بر اهل ذمه

متوکل عباسی در سال ۲۳۵ هجری قمری فرمانی صادر کرد و دستور داد که اهل ذمه باید عباهای عسلی بپوشند و هر کس از آنها که عبا نمی‌پوشد، باید دو وصله به رنگ عسلی به اندازه یک وجب در یک وجب روی جامه‌اش بدوزد. به دستور او، همه اهل ذمه باید بر کلاه‌های خود نوارهایی می‌دوختند که هم‌رنگ کلاه نباشد و کاملا مشخص باشد.[۲۸] بر این اساس، اهل ذمه از سوار شدن بر اسب و یابو منع شدند، در هیچ کار دولتی و حکومتی به کار گرفته نشدند، حق ساختن کلیسا و معبد جدید از آنها سلب شد و قبور آنان باید مساوی با سطح زمین ساخته می‌شد.[۲۹] جرجی زیدان، نویسنده کتاب تاریخ تمدن اسلام، این رفتار متوکل با اهل ذمه را ناشی از همراهی مسیحیان حمص

با مسلمانان در شورش علیه والی متوکل در حمص دانسته است.[۳۰]

با وجود فشار کم‌نظیر متوکل بر اهل ذمه، برخی از دانشمندان مسیحی، در دستگاه خلافت خدمت می‌کردند؛ از جمله حنین بن اسحاق (طبیب و منجم)، اسرائیل طیفوری و بختیشوع بن جبرائیل.[۳۱]

مرگ

متوکل در سال ۲۴۷ق پس از چهارده سال و ده ماه خلافت، در سن چهل سالگی به دست فرزندش منتصر کشته[۳۲] و در قصر خود در ماحوزه (شهری در سه فرسخی سامرا که به دستور متوکل ساخته شد[۳۳] و با کشته شدن او رو به خرابی نهاد و ویران گردید.[۳۴]) دفن شد.[۳۵] اگرچه متوکل فرزندش، منتصر را خلیفه خود کرده بود، اما رابطه خوبی با او نداشت و در بسیاری مواقع وی را به تمسخر گرفته، گاهی دشنام می‌داد و گاهی به کشتنش تهدید می‌کرد.[۳۶] ابن‌خلدون معتقد است در جریان توهین متوکل به علی بن ابیطالب، که منتصر در برابرش ایستاد و او را از عملش نهی کرد، متوکل وی را از خلافت عزل و تهدید به قتل کرد.[۳۷] در گزارش دیگری که طبری آن را نقل کرده، متوکل تصمیم گرفته بود منتصر و تعدادی از فرماندهان ترک را بکشد.[۳۸] منتصر که از رفتارهای پدرش خشمگین شده بود، با همکاری فرماندهان ترک، متوکل را در حال باده‌گساری و مستی، به قتل رساند.[۳۹]

پانویس‌

  1. ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۱۷۸.
  2. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۹، ص۱۲۳.
  3. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۲.
  4. ابن‌اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۷، ص۳۳-۳۴.
  5. خضری، تاریخ خلافت عباسی، بهار ۱۳۸۴، ص ۱۰۷.
  6. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۴۸۷.
  7. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۹، ص۱۷۶.
  8. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۲.
  9. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۲.
  10. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۶۳ و ۶۴.
  11. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۶۴.
  12. اوحدی حائری، اوضاع شیعیان در دوره متوکل عباسی، در مجله شیعه‌شناسی، بهار ۱۳۸۵، ص ۱۴.
  13. اوحدی حائری، اوضاع شیعیان در دوره متوکل عباسی، در مجله شیعه‌شناسی، بهار ۱۳۸۵، ص ۱۴ و ۱۵.
  14. اوحدی حائری، اوضاع شیعیان در دوره متوکل عباسی، در مجله شیعه‌شناسی، بهار ۱۳۸۵، ص ۱۲.
  15. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۶۳.
  16. اوحدی حائری، اوضاع شیعیان در دوره متوکل عباسی، در مجله شیعه‌شناسی، بهار ۱۳۸۵، ص ۱۷ و ۱۸.
  17. اوحدی حائری، اوضاع شیعیان در دوره متوکل عباسی، در مجله شیعه‌شناسی، بهار ۱۳۸۵، ص ۱۲.
  18. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۶۰.
  19. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۶۳ و ۶۴.
  20. ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۲۳۷.
  21. اوحدی حائری، اوضاع شیعیان در دوره متوکل عباسی، در مجله شیعه‌شناسی، بهار ۱۳۸۵، ص ۱۷.
  22. خضری، تاریخ خلافت عباسی، بهار ۱۳۸۴، ص ۸۵ و ۸۶.
  23. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۵.
  24. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۵.
  25. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۵.
  26. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۵.
  27. خضری، تاریخ خلافت عباسی، بهار ۱۳۸۴، ص ۱۰۹.
  28. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۸ و ۵۹.
  29. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۹.
  30. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۹.
  31. پرسنده، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۹.
  32. ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۳۵۶-۳۵۷.
  33. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۴۹۲.
  34. ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۸، ص۱۵.
  35. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۴۹۲.
  36. ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۳۵۶.
  37. ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۳۴۹.
  38. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۹، ص۲۲۵.
  39. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۹، ص۲۲۵.

منابع

  • پرسنده، محمد اعظم، بررسی سیاست‌های مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، شماره ۲۱، ص ۴۹-۷۰.
  • خضری، سید احمدرضا، تاریخ خلافت عباسی: از آغاز تا پایان آل بویه، تهران، انتشارات سمت، چاپ پنجم، بهار ۱۳۸۴.
  • طقوش، محمد سهیل، دولت عباسیان، ترجمه حجت الله جودکی، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ ششم، بهار ۱۳۹۰.