سال ۲۳۵ هجری قمری

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
۲۳۴ - سال ۲۳۵ هجری قمری - ۲۳۶
۲ - قرن ۳ هجری قمری - ۴
امامت
امام هادی(ع)
(دوره امامت: ۳۴ سال (۲۲۰ تا ۲۵۴ق)
حکومت‌های سرزمین‌های اسلامی
خلیفه عباسی متوکل
وقایع مهم
ویران کردنِ زیارت‌گاه‌های امامان(ع) به دستور متوکل عباسی
قتل سردار ایتاخ به دستور متوکل عباسی
تقسیم ولایات سرزمین‌های اسلامی میان فرزندان متوکل
تولدها و وفات‌ها
وفات ابن ابی شیبه
وفات ابوالهذیل علاّف
وفات سردار ایتاخ
وفات دیک الجنّ

سال ۲۳۵ هجری قمری دویست و سی و پنجمین سال، از سال‌شمار هجری قمری است. از مهمترین رخدادهای این سال، ویران کردنِ زیارت‌گاه‌های امامان(ع)، تقسیم ولایات سرزمین‌های اسلامی میان فرزندان و قتل سردار ایتاخ به دستور متوکل عباسی است.
روز نخست این سال یعنی ۱ محرم مصادف است با جمعه ۸ مرداد سال ۲۲۸ شمسی و ۳۰ ژوئیه سال ۸۴۹ میلادی. روز پایانی سال یعنی ۳۰ ذی‌الحجه، مصادف است با دو‌شنبه ۲۷ تیر سال ۲۲۹ شمسی و ۱۸ ژوئیه سال ۸۵۰ میلادی.[۱]

رویدادها

  • متوکل عباسی دستور قتل سردار ایتاخ را صادر کرد. سردار ایتاخ، غلام معتصم عباسی بود که به جهت دلیری، از فرماندهان معتصم عباسی، واثق عباسی و متوکل عباسی شد.
  • متوکل، اهل ذمه را به پوشیدن جُبّه عسلی‌رنگ و آویزان کردن زنّار و ممتاز کردن منازل‌شان از منازل مسلمانان موظف نمود.
  • متوکل دستور ویران کردنِ زیارت‌گاه‌های امامان(ع) را صادر کرد.
  • متوکل، ولایت‌عهدی را به سه فرزند خود منتصر، معتز و مؤید سپرد و حکومت خود را میان آنها به این ترتیب تقسیم کرد: افریقیه، مغرب، جزیره، مناطق مرزی، جزریه و شامیه را به منتصر واگذارد. خراسان، ارمنستان و آذربایجان را در اختیار معتز گذاشت و شام، اردن و فلسطین را به مؤید واگذار کرد.
  • اهل ذمه ساکن حمص سر به شورش برداشتند که سرانجام سرکوب شد.[۲]

وفات‌ها

  • ابن ابی شیبه. از بزرگان علم حدیث و صاحب تالیفاتی بزرگ بود. وی را صاحب بیش ترین نقل در علم حدیث می‌دانند.[۳]
  • ابوالهذیل علاّف. او در زمان خود پیشوای معتزله، نظریه‌پرداز، مدافع و حافظ این مکتب بود.[۴]
  • اسحاق مصعبی. مأمون زمانی که در سال ۲۱۵ ق عازم نبرد با روم بود، او را بر بغداد گمارد و ولایت جنوب عراق، حلوان و دجله را به نواحی تحت امر او افزود. وی از جانب مامون، مامور بود عالمان و محدثان را در زمینه اعتقاد به نظریه خلق قرآن بیازماید. معتصم عباسی نیز ولایت ناحیه «قهستان» ایران و فرماندهی جنگ با یاران بابک خرّمدین را به وی تفویض کرد.[۵]
  • اسحاق موصلی. وی از مشهورترین ندیمان و همنشینان هارون، مأمون، معتصم و واثق بود که در سراییدن شعر و آوازه‌خوانی سرآمد دروان خود بود. همچنین، بر لغت، موسیقی، تاریخ، علوم دینی و علم کلام عالم نیز تسلط داشت.[۶]
  • سردار ایتاخ. ایتاخ، غلامی ترک بود که در سال ۱۹۹ ق معتصم خلیفه عباسی او را خرید. شغل او نخست آشپزی بود. وی با نشان دادن لیاقت خود به خلیفه، به فرماندهی نظامی ارتقای رتبه یافت. زمانی که خلافت به واثق رسید، ولایات زیادی را به وی سپرد و او را در سال ۲۳۰ ق بر حکومت مصر منصوب کرد. هنگام درگذشت واثق، ایتاخ کوشید فرزند واثق به قدرت برسد اما نهایتا برادر واثق، متوکل عباسی خلیفه شد. ایتاخ بر متوکل برتری می‌جُست و خود را بالاتر از او می‌دانست. متوکل کسی را واداشت تا او را به سفر حجّ تشویق کند. با موافقت متوکل، ایتاخ در راهِ بازگشت از سفر حج به قتل رسید.[۷]
  • بکر بن نطّاح. وی شاعری بلیغ و شیواسخن بود که بیشتر طبع مدیحه‌گویی و غزل‌سرایی داشت. وی در مدح ابودلف عجلی اشعار زیادی سرود و از این راه مال فراوانی به دست آورد.[۸]
  • خصیب بن عبدالحمید جرجانی. وی خراج‌دار حکومت مصر از جانب هارون‌الرشید بود. بلاذری، صاحب کتاب «فتوح البلدان»، کاتب او بود.[۹]
  • دیک الجنّ. عبدالسلام بن رغبان بن حبیب کلبی، به جهت داشتن چشمانی سبز به «دیک الجن» یعنی خروس أجنه ملقب شد. وی شاعر نیکوسرای عصر عباسیان بود و در سبک شعری از ابوتمّام و شعرای شام پیروی می‌کرد. وی شیعه‌ای متعهد و پایبند بود و عمده نوحه‌های او در حق خاندان پیامبر است.[۱۰]
  • زنام زامر. زنام، نخستین عربی بود که در نوازندگی با «نی» شهرت یافت. برخی نیز معتقدند که او اولین فردی بود که «نی» را ابداع کرد. وی، از مطربان سه خلیفه عباسی (هارون‌الرشید، معتصم و واثق) بود. او در نواختن «نی» ضرب‌المثل شده بود.[۱۱]
  • محمود نیسابوری. اهل سامرا بود و ادعای پیامبری داشت و خود را ذوالقرنین و مرتبط با جبرئیل و دارای کتاب قرآن معرفی می‌کرد. وی را همراه با پیروانش نزد متوکل بردند. متوکل دستور داد او را بزنند. او را آنقدر زدند که در اثر ضربات وارد شده، جان سپرد. یاران او را نیز زندانی کردند.[۱۲]

پانویس

  1. باحساب
  2. ترمانینی، رویدادهای تاریخ اسلام، ترجمه حجتی و شفیعی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ج۱، ص۵۱۱.
  3. به نقل از ترمانینی، رویدادهای تاریخ اسلام، ترجمه حجتی و شفیعی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ج۱، ص۵۱۱: الاعلام زرکلی، ج ۴، ص ۲۶۰؛ تاریخ بغداد، ج ۱۰، ص ۶۶؛ النجوم الزاهره، ج ۲، ص ۵۴؛ العبر،ج ۱، ص ۴۲۱؛ تهذیب التهذیب، ج ۶، ص ۲.
  4. به نقل از ترمانینی، رویدادهای تاریخ اسلام، ترجمه حجتی و شفیعی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ج۱، ص۵۱۱: الفرق بین الفرق، ص ۱۲۱-۱۳۰؛ الملل والنحل، ج ۱، ص ۴۹-۵۳؛ الاعلام، ج ۷، ص ۳۵۵ وفیات الاعیان، ج ۴، ص ۲۶۵؛ تاریخ بغداد، ج ۳، ص ۳۶۶؛ التبصیر فی الدین، ص ۶۹-۷۰؛ تکملة الفهرست، ص ۱؛ دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «ابوالهذیل العلاّف».
  5. به نقل از ترمانینی، رویدادهای تاریخ اسلام، ج ۱، ص ۵۱۱-۵۱۲: الاعلام زرکلی، ج ۱، ص ۲۸۳؛ تاریخ ابن اثیر، ج ۷، ص ۱۷؛ العبر، ج ۱، ص ۴۲۰.
  6. به نقل از ترمانینی، رویدادهای تاریخ اسلام، ج ۱، ص ۵۱۲: الاعلام زرکلی، ج ۱، ص ۲۸۳؛ وفیات الاعیان، ج ۱، ص ۲۰۲و ۴۱۰-۴۱۱؛ الأغانی، ج ۵، ص ۲۶۸-۴۳۵؛ البدایة وا لنهایة، ج ۱۰، ص ۲۱۵؛ العبر، ج ۱، ص ۴۳۰؛ طبقات الشعراء، ص ۳۶۰؛ تاریخ بغداد، ج ۶، ص ۱۷۵؛ معجم الادباء، ج ۲، ص ۱۹۷؛ الفهرست، ص ۲۰۱؛ بروکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، ج ۱، ص ۶۴؛ دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «اسحاق الموصلی».
  7. به نقل از ترمانینی، رویدادهای تاریخ اسلام، ج ۱، ص ۵۱۲: تاریخ ابن اثیر، ج ۷، ص ۴۳-۴۶؛ البدایة والنهایه، ج ۱۰، ص ۳۱۲؛ العبر، ج ۱، ص ۴۱۶؛ تاریخ طبری، ج ۹، ص ۱۶۶-۱۶۸؛ ابن خلدون، ج ۳، ص ۵۸۰.
  8. به نقل از ترمانینی، رویدادهای تاریخ اسلام، ج ۱، ص ۵۱۳: الأغانی، ج ۱۹، ص ۱۰۶؛ تاریخ بغداد، ج ۷، ص ۹۰.
  9. به نقل از ترمانینی، رویدادهای تاریخ اسلام، ج ۱، ص ۵۱۳: الکتّاب والوزراء، ص ۲۵۵؛ وفیات الاعیان، ج ۱، ص ۱۸۸.
  10. به نقل از ترمانینی، رویدادهای تاریخ اسلام، ج ۱، ص ۵۱۳: الاعلام زرکلی، ج ۴، ص ۱۲۸؛ وفیات الاعیان، ج ۳، ص ۱۸۴؛ الأغانی، ج ۱۴، ص ۵۱ و پس از آن؛ بروکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، ج ۲، ص ۷۷.
  11. به نقل از ترمانینی، رویدادهای تاریخ اسلام، ج ۱، ص ۵۱۴: الاعلام زرکلی، ج ۳، ص ۸۳.
  12. به نقل از ترمانینی، رویدادهای تاریخ اسلام، ج ۱، ص ۵۱۴: تاریخ ابن اثیر، ج ۷، ص ۵۰.

منابع

  • باحساب
  • ترمانینی، عبدالسلام، رویدادهای تاریخ اسلام، ترجمه علی‌اکبر امامی حجتی و مصطفی شفیعی، نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.