پرش به محتوا

محمد بن اورمه قمی

از ویکی شیعه
ابوجعفر محمد بن اورمه قمی
اطلاعات فردی
نام کاملمحمد
کنیهابوجعفر
لقبقمی
تولدقرن دوم
وفاتتا سال ۲۴۷ در قید حیات
مذهبامامیه
صحابیامام رضا و امام هادی
اطلاعات حدیثی
اعتبارمتهم به غلو اما علی التحقیق ثقه
تألیفاتالرد علی غلاة. فقهی عقیدتی و ...


ابوجعفر محمد بن اُوْرَمَه قمی، راوی قرن دوم هجری است که شیخ طوسی، وی را از اصحاب امام رضا(ع) دانسته، اما طبق گزارش برخی، زمان امامت امام هادی(ع) را نیز درک کرده است.

از او روایاتی در کتب روایی شیعه به خصوص کافی نقل شده است، اما خودش نیز کتب متعددی در موضوعات مختلف، به خصوص فقه، تالیف کرده که مورد تأیید برخی عالمان قرار گرفته است.

همچنین وی در زمان خودش متهم به غلو در عقیده بود و به خاطر همین هم، در میان نظرات علمای علم رجال نیز، سه نظر درباره او وجود دارد: برخی او را متهم به غلو کرده‌اند، اما در مقابل، برخی تصریح کرده‌اند که این اتهام درست نیست و بعضی علمای دیگر نیز در مورد او توقف کرده‌اند و نظری نداده‌اند.

تاریخ وفات او نیز دقیق معلوم نیست اما از روایت ابن اورمه در مورد مرگ متوکل معلوم میشود که او تا سال ۲۴۷ق زنده بوده است.

معرفی

ابوجعفر محمد بن اورمه قمی، شیخ طوسی او را از یاران امام رضا(ع) شمرده است.[۱] طبق گزارش برخی از محققان، از توقیع امام هادی(ع) درباره ابن اورمه صادر شده، استفاده می‌شود که وی امام هادی(ع) را نیز درک کرده است.[۲] پس می‌توان گفت که وی در اواخر قرن دوم هجری متولد شده است.

همانطور که تاریخ ولادت وی دقیقاً مشخص نیست، تاریخ دقیق وفات وی نیز معلوم نیست، ولی از روایت خود ابن اورمه درباره کشته شدن متوکل و وزیرش که در «کشف الغمه» آمده، معلوم می‌شود که وی تا سال (۲۴۷ق) زنده بوده است.[۳]

اعتبار راوی

در کتابهای تراجم، در مورد توثیق و تضعیف او سه نظریه وجود دارد:

  • شیخ طوسی، روایات ابن اورمه را ضعیف می‌داند،[۴] چراکه طبق گفته شیخ صدوق، ابن ارومه متهم به غلو شده و به خاطر همین، آنچه از کتاب حسین بن سعید و غیر آن نقل کند پذیرفته می‌شود، اما آنچه خودش نقل کند پذیرفته نیست.[۵]

مجموعه روایات ابن اورمه بیشتر با واسطه برخی راویان مانند حسین بن حسن بن ابان و سهل بن زیاد و ابوسمینه که خود متهم به غلو یا مشکوک الحال‌اند روایت شده است، همین امر سبب شد تا محدثانی همچون ابن ولید و شیخ صدوق، دست به گزینش و استثنای روایات او بزنند.[۶]

  • در مقابل، عده‌ای نیز به او اعتماد کرده‌اند و این اشکالات را قبول ندارند:

چراکه سهل بن زیاد که بسیاری از احادیث کافی از او نقل شده است، از ابن اورمه نقل حدیث می‌کند. پس همین می‌تواند وثاقت ابن اورمه را ثابت کند. همچنین اتهام غلو قمیّین به محمد بن اورمه، ضرری به احادیث او نمی‌زند؛ زیرا به گفته نجاشی و ابن‌غضائری، این اتهام درست نیست.[۷] نجاشی ضمن نقل دو قضیه او را توثیق می‌کند که برخی علمای قم، ابن اورمه را رمی به غلو کردند و به خاطر همین، عده‌ای می‌خواستند او را ترور کنند، اما چون دیدند شب تا صبح مشغول عبادت است دست برداشتند. دیگر اینکه بعضی اصحاب می‌گویند توقیعی از امام هادی(ع) در مورد بری بودن محمد بن اورمه از اتهام غلو به اهل قم رسیده است. همچنین نجاشی ضمن نام بردن تألیفات ابن اورمه، کتابی را برای او ذکر می‌کند که علیه غلو کنندگان در دین نوشته است و این خود بهترین دلیل بر پیراسته بودن او از اتهام غلو است.[۸]

از روایت کشف الغمه نیز کاملاً مشخص می شود که محمدبن اورمه شخصیتی معروف به تشیّع بوده و عقیده امام شناسی وی صحیح و منزّه از غلو بوده است. چراکه وقتی وی قصد دیدن امام هادی(ع) را در زندان داشت، زندانبان به او گفت که آیا دوست داری «خدایت» را ببینی؟ گفت: سبحان الله! خدای من آن خدایی است که دیده‌ها او را نمی‌بینند، زندانبان گفت: منظور من آن کسی است که شما شیعیان اعتقاد دارید که او امام شماست، در پاسخ گفت: دوست دارم او را زیارت کنم.[۹]

برخی از عالمان رجالی دیگر نیز مانند إبن غضائری[۱۰] و مامقانی [۱۱] و خویی[۱۲]نیز تصریح به توثیق و تایید کلام محمدبن اورمه و بری بودن او از اتهام غلو کرده‌اند.

  • برخی هم مانند علامه حلی در مورد او نظر نداده‌اند و یا در قبول و عدم قبول روایاتش دچار تردید شده‌اند.[۱۳]

تألیفات

ابن اورمه کتابهای متعددی در زمینه‌های مختلف فقهی و عقیدتی تألیف کرده است که نجاشی در رجال خود آنها را ذکر کرده است. موضوعاتی همچون وضو، صلوة، صیام، دعا، زهد، ما نزل من القرآن فی امیر المؤمنین(ع) و از همه مهمتر «الرّدّ علی الغلاة». [۱۴] نجاشی همه کتب وی را صحیح می‌داند مگر کتابی که در تفسیر باطن است. [۱۵] اما ابن غضائری معتقد است که همین کتاب نیز پیراسته از فساد و عیب است.[۱۶]

پانویس

  1. طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۷۳ش، ص۳۶۷.
  2. نجاشی، رجال النجاشی، ۱۳۶۵ش‏، ص۲۲۹.
  3. اربلی، کشف الغمة، ۱۳۸۱ق، ج۲، ص۳۹۴.
  4. طوسی، رجال الطوسی،۴۶۰ق‏، ص ۴۴۸.
  5. طوسی، فهرست، ۴۶۰ق،‏ ص۴۰۷.
  6. جستارهایی در مدرسه کلامی قم، جمعی از پژوهشگران، ص۳۲.
  7. حدیث حوزه، ج۱۵، ص۱۰۶.
  8. نجاشی، رجال، ۱۳۶۵ش، ص۲۲۹.
  9. اربلی، کشف الغمة، ۶۹۲ق‏، ج۲، ص۳۹۴.
  10. ابن غضائری، الرجال، ۴۵۰ق‏، ص۹۳.
  11. مامقانی، تنقیح المقال، ۱۳۵۱ق، ج۷، ص۳۱.
  12. خوئی، معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۱۲۶.و الخوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۱ش، ج۱۵، ص۱۱۷ و۱۱۸.
  13. علامه حلی، خلاصة الاقوال، ۷۲۶ق، ص۲۵۳.
  14. نجاشی، رجال، ۱۳۶۵ش، ص۲۲۹ و۲۳۰.
  15. نجاشی، رجال، ۱۳۶۵ش، ص۲۲۹.
  16. ابن غضائری، الرجال، ۴۵۰ ق‏، ص۹۳.

منابع

  • آقابزرگ تهرانی،محمدمحسن، الذریعة إلی تصانیف الشیعة، قم، اسماعیلیان و کتابخانه اسلامیه تهران، ۱۴۰۸ق.
  • اربلی، علی بن عیسی،‏ کشف الغمة فی معرفة الأئمة( ط- القدیمة)، تبریز‏، بنی هاشمی، چاپ اول،‏ ۱۳۸۱ق.
  • العلامة الحلی، أبی منصور الحسن بن یوسف بن المطهر الاسدی، خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال، قم، دارالذخائر، چاپ دوم، ۱۴۱۱ق.
  • الموسوی الخوئی، السید أبوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، مؤسسة الخوئی الإسلامیة.
  • جمعی از پژوهشگران؛ زیر نظر محمدتقی سبحانی، جستارهایی در مدرسه کلامی قم، قم، انتشارات دارالحدیث، چاپ اول، ۱۳۹۵ش.
  • حلی، حسن بن علیّ بن داود، الرجال( لابن داود)، تهران،‏ دانشگاه تهران،‏ چاپ اول،‏ ۱۳۴۲ش.‏
  • طوسی، محمد بن الحسن، رجال الطوسی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجامعة المدرسین، چاپ سوم‏، ۱۳۷۳ش.
  • طوسی، محمد بن الحسن، فهرست کتب الشیعة و أصولهم و أسماء المصنّفین و أصحاب الأصول( ط- الحدیثة)، قم، مکتبة المحقق الطباطبائی‏، چاپ اول،‏ ۱۴۲۰ ق‏.
  • مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، قم، موسسة آل البیت(ع) لإحیاء التراث، ۱۳۸۱ش.
  • میرداماد، محمد باقر بن محمد، الرواشح السماویة فی شرح الأحادیث الإمامیة، قم‏، دارالخلافة، چاپ اول‏، ۱۳۱۱ق.
  • نجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجامعة المدرسین، چاپ ششم‏، ۱۳۶۵ش.
  • ابن غضائری، احمد بن حسین‏، الرجال(لابن الغضائری)،۴۵۰ ق‏، ص۹۳. دارالحدیث‏، قم‏، ۱۳۶۴ش‏، چاپ اول‏.