کاربر:R.andalibi/صفحه تمرین
تذکر
جایگاه
تذکر بهمعنای یادآوری و پندپذیری، از مفاهیم قرآنی و اخلاقی است که با رهایی از غفلت و توجه دوباره به حقایق پیوند دارد. در قرآن، یادآوری از وظایف پیامبران شمرده شده و سودمندی آن برای مؤمنان مورد تأکید قرار گرفته است.[۱] در منابع اخلاقی نیز تذکر، بهویژه یاد خدا و نعمتهای او، از عوامل یاریرسان در مبارزه با نفس معرفی شده است.[۲]
مفهومشناسی
تذکر از ریشه «ذکر» و بهمعنای بهیادآوردن چیزی است که از آن غفلت شده یا به فراموشی سپرده شده است.[۳] در کاربرد اخلاقی، تذکر به توجه دوباره انسان به خدا، وظایف و سرانجام خویش اشاره دارد. از نظر واژگانی، «تذکیر» بیشتر ناظر به یادآوریکردن به دیگری و «تذکر» ناظر به یادآورشدن و پندگرفتن است.[۴]
در قرآن و تفسیر
قرآن با عبارت «فَذَکِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَکِّرٌ»؛ «پس تذکر ده که تو تنها تذکردهندهای»، یادآوری را از وظایف پیامبر(ص) معرفی کرده است.[۵] علامه طباطبایی در تفسیر این آیه و آیه پس از آن، مأموریت پیامبر را تذکردادن میداند، نه وادارکردن مردم به ایمان.[۶]
در آیه «وَذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْرَىٰ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِینَ» نیز بر ادامه یادآوری و سودمندی آن برای مؤمنان تأکید شده است.[۷] بهگفته مکارم شیرازی، مؤمنان نیز به تذکر نیاز دارند؛ زیرا یادآوری، آنان را از غفلت بیرون میآورد.[۸] همچنین قرآن پرهیزکاران را کسانی توصیف میکند که هنگام وسوسه شیطان، متذکر میشوند و بینایی مییابند.[۹]
جایگاه اخلاقی
امام خمینی در شرح چهل حدیث، تذکر را از عوامل مؤثر در مجاهده با نفس و شیطان دانسته و آن را در این مقام، یاد خدا و نعمتهای او معنا کرده است. بهگفته او، توجه به نعمتهای الهی و عظمت خداوند، انسان را به احترام و اطاعت او فرامیخواند.[۱۰]
بر این اساس، تذکر تنها یادآوری ذهنی نیست، بلکه میتواند زمینه تغییر رفتار باشد؛ چنانکه قرآن درباره پرهیزکارانی که مرتکب گناه شدهاند، یاد خدا را مقدمه آمرزشخواهی و اصرارنکردن بر گناه معرفی میکند.[۱۱]
کاربردهای دیگر
تذکر در عرفان نیز کاربرد اصطلاحی دارد. خواجه عبدالله انصاری در منازل السائرین، بابی مستقل را به آن اختصاص داده و آن را از منازل سلوک شمرده است.[۱۲]
تذکر در عرفان
تذکر در اصطلاح عرفانی، یادآوری پیوسته، پندگرفتن از موعظهها و بصیرتیافتن از عبرتهاست. عارفان آن را از منازل سلوک و نتیجه تفکر دانستهاند که در آن، دستاوردهای تفکر در دل حاضر نگه داشته میشود.[۱۳]
امام خمینی تذکر را از عوامل یاریرسان در مبارزه با نفس و شیطان میداند و در این مقام، آن را یاد خدا و نعمتهای او معنا میکند.[۱۴] او مقام تذکر را بالاتر از تفکر میشمارد؛ زیرا تفکر، جستوجوی مطلوب و تذکر، دستیابی به آن است. بهگفته وی، کمال تذکر به کمال تفکر وابسته است و یاد خدا، دل را صفا میدهد و از اسارت نفس و دلبستگی به دنیا میرهاند.[۱۵]
تذکر در فلسفه
در فلسفه افلاطون «تذکر» نام نظریهای درباره معرفت است که بر اساس آن، آموختن نوعی بازیابی دانستههای پیشین نفس بهشمار میرود؛ این کاربرد با معنای اخلاقی تذکر تفاوت دارد.[۱۶]
تذکر در فلسفه، بهمعنای بازیابی دانستههای فراموششده است. در نظریه معرفت افلاطون، آموختن نوعی یادآوری حقایقی است که نفس پیش از تعلق به بدن، در عالم مُثُل شناخته است؛ ازاینرو، تجربه حسی زمینه یادآوری را فراهم میکند، نه اینکه سرچشمه اصلی معرفت باشد.[۱۷]
این موضوع در فلسفه اسلامی نیز مطرح شده است. فارابی کوشیده است دیدگاه افلاطون درباره تذکر را با نظر ارسطو سازگار نشان دهد.[۱۸] سهروردی نیز یادآوری را صرفاً حاصل نگهداری صورتها در قوای جسمانی نمیداند و منشأ آن را «عالم ذکر» معرفی میکند.[۱۹] ملاصدرا، با پذیرش مُثُل و نقش عالم عقل در معرفت، آموختن را بهطور مطلق با تذکر یکسان نمیشمارد.[۲۰]
پانویس
- ↑ سوره غاشیه، آیه ۲۱؛ سوره ذاریات، آیه ۵۵.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث، حدیث اول، «فصل در تذکر است».
- ↑ راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل واژه «ذکر».
- ↑ راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل واژه «ذکر».
- ↑ سوره غاشیه، آیه ۲۱.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ذیل آیات ۲۱ و ۲۲ سوره غاشیه.
- ↑ سوره ذاریات، آیه ۵۵.
- ↑ مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ذیل آیه ۵۵ سوره ذاریات.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۲۰۱.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث، حدیث اول، «فصل در تذکر است».
- ↑ سوره آلعمران، آیه ۱۳۵.
- ↑ خواجه عبدالله انصاری، منازل السائرین، بخش بدایات، «باب التذکر».
- ↑ کاشانی، شرح منازل السائرین، ۱۳۸۵ش، ص۱۹۴–۱۹۵؛ کاشانی، لطائف الاعلام، ۱۳۷۹ش، ص۱۶۲–۱۶۳.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ۱۳۸۸ش، ص۱۰.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ۱۳۸۸ش، ص۲۹۰–۲۹۲.
- ↑ افلاطون، منون، بندهای ۸۱ تا ۸۶.
- ↑ ؟؟
- ↑ فارابی، الجمع بین رأیی الحکیمین، ۱۹۶۸م، ص۹۷.
- ↑ سهروردی، مجموعه مصنفات، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۲۰۸–۲۱۱.
- ↑ ملاصدرا، الاسفار الاربعة، ۱۳۶۸ق، ج۳، ص۴۹۱–۴۹۲.
منابع
- افلاطون، منون.
- انصاری، عبدالله بن محمد، منازل السائرین.
- امام خمینی، سیدروحالله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
- راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان داوودی، دمشق و بیروت، دارالقلم و الدار الشامیة، ۱۴۱۲ق.
- طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی.
- مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة.
