آوه (شهر)
مقالات ویکیشیعه با رویکرد «ارتباط با مکتب اهلبیت» نوشته میشوند. برای آگاهی از دیگر ابعاد موضوع، منابع دیگر را جویا شوید. |
کتابشناسی یا ارجاعات این مقاله ناقص است. میتوانید با اصلاح نحوهٔ ارجاع به منابع بر طبق شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیشیعه کمک کنید. |
| اطلاعات کلی | |
|---|---|
| ویژگی | شهری تاریخی با پیشینه قبل از اسلام و اهمیت ویژه در تاریخ تشیع |
| کشور | ایران |
| استان | استان مرکزی |
| نام محلی | آبه |
| زبان | فارسی |
| مذهب | شیعه دوازده امامی |
| اطلاعات تاریخی | |
| نام قدیم | اباخینه، اباکینه |
| قدمت | پیش از اسلام (دوران سیلک) |
| پیشینه اسلام | اواخر قرن اول هجری |
| پیشینه تشیع | اواخر قرن اول هجری |
| وقایع مهم | حمله محمود غزنوی، حمله مغول (۶۱۷ق)، تبدیل شدن به روستا، احیای شهر در ۱۳۹۱ش |
آوه یا آبه، شهری است بین قم و ساوه، دارای پیشینه تاریخی قابل توجه. اگر چه پیشینه این شهر به تاریخ قبل از اسلام برمیگردد و هنوز آثار آن موجود است ولی آنچه بعد از اسلام این شهر را حائز اهمیت کرده، حضور سادات در آن است. آوه پیش از حمله سلطان محمود غزنوی شهر بوده است، اما با حمله مغول به این شهر، به ویرانهای تبدیل شد و روستایی از آن باقی ماند. در سال ۱۳۹۱ش، دوباره شهر شد.
پیش از اسلام
درباره علت نامگذاری شهر باستانی آوه چندین نظریه وجود دارد، ولی بعضی آن را یک کلمه فارسی باستانی میدانند که ریشه هندواروپایی دارد.[۱] برهان قاطع آوه را برگرفته از آب میداند.[۲] اما دیاکونوف میگوید آوه برگرفته از آوهنه به معنای روستا است.[۳] براساس برخی روایات تاریخی، اولین دهکده در ساوه، روستای آوه بوده که توسط بیب بن جودرز بنا شده است.[۴] تپههای باستانی آوه متعلق به دوران سیلک هستند[۵] و نشاندهندهٔ تمدنی پیش از ورود آریائیان به منطقه میباشند. پیش از ورود آریائیان، نام این شهر «اباخینه» یا «اباکینه« بوده است.[۶] همچنین، بنابر عقیدهای، یکی از سه ایرانی که هنگام تولد حضرت مسیح به بیت لحم رفته بودند،[۷] از اهالی آوه بوده است.[۸]
پس از اسلام
به گفته مورخان، پس از ورود اسلام به قلمرو ساسانیان،، مردم آوه مسلمان شدند و در اواخر قرن نخست به تشیع گرایش یافتند.[۹] گفته شده است که این شهر در تحرکات سیاسیـاجتماعی شیعیان نقشی فعال داشت، اما از دورهٔ غزنویان بهدلیل مذهب شیعه تحت فشار قرار گرفت و پس از حملهٔ محمود غزنوی رو به افول رفت و از شهر به روستا تبدیل شد.[۱۰] آوه سپس در حملهٔ مغول در سال ۶۱۷ق کاملاً ویران شد و بخشهای مهم آن، از جمله مساجد و مدارس علمیه، از میان رفت.[۱۱]
شیعه در آوه
در منابع قدیمی، آوه به عنوان یکی از مراکز مهم و متعصب شیعهنشین شناخته میشد.[۱۲] پس از مهاجرت سادات و امامزادگان به این شهر، آوه به مرکزی برای فقهای بزرگ امامی مذهب تبدیل گشت و در دوره آل بویه، جایگاه ویژهای در میان مراکز اصلی تشیع داشت.[۱۳] این اهمیت تا بدانجا بود که آوه را “شیعهخانه” میخواندند.[۱۴] حتی روایتی از پیامبر (ص) نقل شده که در شب معراج، بقعهای نورانی به نام “آبه” را مشاهده کردند که رسالت ایشان و ولایت اهل بیت(ع) بر آن عرضه شده و مورد پذیرش قرار گرفته بود، و خداوند مردانی را از این شهر برمیگزیند که پیرو پیامبر(ص) و فرزندانش هستند.[۱۵] امام هادی(ع) نیز اهل قم و آوه را آمرزیده دانستهاند[۱۶] و امام حسن عسکری(ع) نامهای در ستایش اهل آوه نگاشتهاند.[۱۷]
در مقابل، دشمنان تشیع، آوه را مورد غضب قرار داده و مردمانش را رافضی و غلات میخواندند. یاقوت حموی از شخصی نقل میکند که در مذمت مردم آوه اشعاری سروده و دلیل آن را دشمنی آنان با صحابه ذکر کرده است.[۱۸] حمدالله مستوفی نیز در توصیف مردم آوه میگوید که آنان سفیدچهره، شیعه دوازده امامی و در مذهب خود بسیار متعصب و متحد هستند؛ تعصبی که در تشیع زبانزد خاص و عام بوده است.[۱۹]
به گفته پژوهشگران، در قرون اولیهٔ اسلامی، مردم آوه توجه ویژهای به شعائر شیعی داشتند و مراسمی چون مناقبخوانی، عاشورا و عید غدیر را برگزار میکردند.[۲۰] همچنین برپایی نماز جمعه و استفاده از نمادهایی مانند پرچم سفید (یادآور پرچم سفید امام علی(ع)) و انگشتر در دست راست، از نشانههای هویت و تمایز شیعیان این شهر بوده است.
مدارس علمیه و امامزادگان آوه
به گفته عبدالجلیل قزوینی آوه دو حوزهٔ علمیهٔ به نامهای مدرسهٔ عزالملکی و مدرسهٔ عربشاهی داشته است که شیعیان استقبال زیادی از آنها میکردند.[۲۱]
در آوه، امامزادگان متعددی مدفون هستند که برخی دارای بقعه و برخی بدون بقعه میباشند. فضل بن موسی بن جعفر(ع)، سلیمان بن موسی بن جعفر(ع)، عبدالله بن موسی بن جعفر(ع)، امامزاده سید محمد (معروف به امامزاده پیغمبر) و مقبره سادات سجادی (از نوادگان امام سجاد(ع) که به دست عبدالعزیز بن دلف به شهادت رسیدند) از جمله امامزادگان دارای بقعه هستند.[۲۲]
در میان امامزادگان بدون بقعه، نام دو امامزاده از نوادگان امام علی(ع)، احمدبن عیسی بن علی بن حسین بن اصغر بن امام سجاد(ع) که بهدلیل تنگدستی به آوه مهاجرت کردند، ابوجعفر بن احمد بن حسن (ناصر اطروش)، فرزندان ابوجعفر بن قاسم بن محمد بن عمر بن یحیی بن حسین (ذوالدمعه)، محمد بن احمدالاعربی، محمد بن احمد بن محمد بن حسن، ابوجعفر بن محمداکبر بن عبدالله مفقود بن حسن بن علی اصغر بن امام سجاد(ع) که پس از دعوت زیدیان طبرستان و ناآرامیها به آوه نقل مکان کرد، علی بن محمد السکران، ابوعلی حسن بن الحسن الاعرج، علی بن علی الخزری، محمد الخزری الثانی همراه با فرزندان و نسلش، ابوالحسین بن حسن بن ابراهیم العسکری به همراه سه فرزندش حسین، علی و ابراهیم، محمد الممتع و ابوعبدالله اسحاق بن ابراهیم العسکری بههمراه فرزندان و نسلش ذکر شدهاند.
عالمان دینی، هنرمندان و شخصیتهای تاثیرگذار آوه
| نام | توضیحات |
|---|---|
| فاضل آبی | از فقیهان شیعه در قرن هفتم.[۲۳] |
| جریر بن عبدالحمید آبی | از محدثان قرن دوم.[۲۴] |
| رضیالدین آبی | فقیهی محدث، از مشایخ اجازات و روایات قرن هفتم هجری، که نسبش به امام زین العابدین(ع) میرسد.[۲۵] |
| حمد بن حسین آبی | از فقها و محدثین قرن چهارم، وی را از اساتید شیخ صدوق دانستهاند.[۲۶] |
| تاجالدین آوی | فقیه و متکلم قرن هفتم و هشتم هجری، وزیر اولجایتو که گفته میشود در شیعه شدن الجایتو نقش داشت.[۲۷] |
| ابو محمد افطسی آوی | فقیه و نقیب سادات، در عصر ایلخانان، از شاگردان خواجه نصیرالدین طوسی. |
| طاهر بن موسی آوی | از علمای شیعه در قرن پنجم، استاد علامه کراچکی.[۲۸] |
| داعی بن زید حسینی | از شاگردان سید مرتضی و شیخ طوسی.[۲۹] |
| محمد بن حسین دیناری | ادیب، فقیه، اصولی در قرن ششم، صاحب کتاب ندبة الوالد علی المولود.[۳۰] |
| محمد بن هلال آوی | از علمای شیعی در قرن هشتم هجری از شاگردان فخرالمحققین.[۳۱] |
| ابنیوسف آوی | از علمای مشهور به کرامت در قرن هفتم، چندین کتاب در علوم و معارف شیعی به نام وی منسوب است.[۳۲] |
| عضدالدین آوی | از علمای شیعی در زمان ایلخانان، یکی از همراهان علامه حلی.[۳۳] |
| خواجه رشیدالدین آوی | از علما و فقهای مشهور شیعی قرن هشتم، شاگرد علامه حلی، علامه حلی وی را ستوده است.[۳۴] |
| ابوعبدالله آوی | از فقهای شیعی قرن هفتم که علامه حلی وی را ستوده است.[۳۵] |
| نظامالدین حسین آوی | از عالمان شیعی در قرن هشتم که نقیب الاشراف نجف بوده است.[۳۶] |
| شیخ بن بلکو آوی | از فقها و علما و مجتهدان در قرن هشتم وی از شاگردان علامه حلی بوده است.[۳۷] |
| ابوسعد آبی | فقیه، شاعر، تاریخنگار و دولتمرد امامی مذهب در قرن پنجم.[۳۸] وی شاگر شیخ صدوق بوده است.[۳۹] |
| صاعد بریدی آوی | فاضل و ادیب مشهور شیعی و از معاصران شیخ منتجب الدین بوده است.[۴۰] |
| شمس الدین محمد آوی | از نزدیکان سلطان علی موید پادشاه خراسان که شهید اول، اللمعة الدمشقیة را به درخواست وی نوشت.[۴۱] |
| ابوصلت آبی | که نامهای به امام زمان(عج) نوشت و حضرت جواب دادند.[۴۲] |
| خواجه سعد الدین محمد آوی | از وزرایی که علامه حلی رساله سعدیه خود را برای وی تصنیف کرد.[۴۳] |
| ابوعبید یوسفی آوی | از دولتمردان شیعی که مسجد جامع آوه به دست وی ساخته شده بود.[۴۴] |
نگارخانه
پانویس
- ↑ آوه دومین پایگاه تشیع در ایران، ص۱۶.
- ↑ برهان قاطع، ج، ۱صص۱-۲.
- ↑ آوه دومین کانون تشیع در ایران، ص۲۴.
- ↑ تاریخ قم، ص۷۹.
- ↑ Roman Ghirshman Fouille desialk…,p.9.
- ↑ آوه،دومین کانون تشیع درایران، ۵۴،ص.
- ↑ انجیل متی ۲/۲-۱.
- ↑ Labourt, Op.Cit/16.
- ↑ آوه، دومین کانون تشیع درایران، ص.۷۹
- ↑ مروری بر جغرافیای تاریخی ساوه، ص۱۱۸؛ روضه الصفا، ص۶۰۱.
- ↑ آوه، دومین کانون تشیع درایران، ص۹۶.
- ↑ یاقوت ج۱، ص۵۰، قزوینی، آثار البلاد، ص۲۸۳.
- ↑ فقیهی، ص.۴۵۱
- ↑ حسینی قمی، ص۶۷.
- ↑ النقض، ص۱۹۹-۲۰۰.
- ↑ سفینه البحار، ج۱، ص۵۵.
- ↑ منالقب آل ابی طالب، ج۴، ص۴۲۵.
- ↑ قزوینی، آثار البلاد، ص۲۸۴.
- ↑ دانشنامه ایران واسلام،ج۱، ص۲۵۷.
- ↑ النقض، ص۱۹۹-۲۰۰.
- ↑ النقض، ص۲۰۰.
- ↑ الویری، ص۵۷.
- ↑ اعیان الشیعه، ج۲، ص۸۵؛ الذریعه، ج۱۸، ص۳۵؛ طبقات اعلام الشیعه، قرن سابع، ص۳۸.
- ↑ طبقات کبری، ج۷، ص۳۸۱؛ تاریخ بغداد، ج۷، ص۲۵۳.
- ↑ ریاض العلما، ج۵، ص۱۵۷؛ ریحانه الادب، ج۱، ص۶۵؛ اعیان الشیعه، ج۹، ص۴۰۵.
- ↑ اعیان الشیعه، ج۲، ص۵۶۷.
- ↑ دایرة المعارف تشیع، ج۱، ص۶؛ فصول الفخریه، ص۱۸۸.
- ↑ طبقات اعلام الشیعه، قرن خامس، ص۹۶.
- ↑ دین و دولت در ایران عهد مغول، ج۲، ص۱۲۱.
- ↑ طبقات الشیعه، قرن سادس، ص۲۶۰.
- ↑ طبقات الشیعه، قرن ثامن، ص۲۰۸.
- ↑ طبقات الشیعه، قرن هفتم، ص۳۷.
- ↑ ذیل جامع التواریخ رشیدی، ص۱۰۴.
- ↑ ریاض الدین، ج۴، ص۲۰۴-۲۰۵.
- ↑ طبقات الشیعه، قرن السابع، ص۲۶.
- ↑ سفرنامه ابن بطوطه، ج۱، ص۲۲۱-۲۲۲.
- ↑ طبقات الشیعه، قرن ثامن، ص۵.
- ↑ ریاض العلماء، ج۵، ص۲۱۹.
- ↑ آوه دومین کانون تشیع در ایران، ص۱۴۶.
- ↑ اعیان الشیعه، ج۷، ص۳۶۸.
- ↑ طبقات الشعیه قرن ثامن، ص۱۷۵.
- ↑ رجال کشی، ص۴۶۶.
- ↑ گنچینه آثار قم، ج۱، ص۳۶۵.
- ↑ النقض، ص۲۲۰.
منابع
- آقابزرگ تهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، قم، اسماعیلیان.
- آقابزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعه، بیروت، دارالکتاب العربی.
- ابن سعد، طبقات الکبری، بیروت، دارالکتب علمیه.
- ابن طباطبا، مهاجران آل ابی طالب، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ش۱، چ۱۳۷۲.
- ابن عنبه، الفصول الفخریه، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۳ش.
- ابن فریغون، حدودالعالم من المشرق الی المغرب، تهران، طهوری.
- ابن فندق، لباب الانساب، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ط۱، ۱۴۱۰ق
- ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، تحقیق سیداحمدصفر، دراالبازاللنشرو التوزیع، بیتا.
- احسان یارشاطر، دانشنامه ایران واسلام، تهران، ترجمه و نشر کتاب.
- افندی، عبدالله، ریاض العلما، به کوشش محمود مرعشی، احمدحسین، بیتا.
- الویری، محسن، جغرافیای تاریخی آوه، امید دانش، ۱۳۸۰ش، چاپ اول.
- جلالی عزیزیان، حسن، آوه دومین کانون تشیع در ایران.
- حسینی قمی، صفی الدین محمد بن محمدهاشم، خلاصه البدان، قم، حکمت، بیتا.
- خرمشاهی، بهاءالدین، دایره المعارف تشیع، تهران، نشر طاهر محبی.
- فخر رازی، شجره المبارکه، کتابخانه ایه الله مرعشی نجفی، قم، ۱۴۰۹.
- فقیهی، علی اصغر، آل بویه و اوضاع زمان ایشان، تهران، صبا، ۱۳۶۷ش.
- قزوینی، نصیرالدین الوالرشیدعبدالجلیل، آثار البلاد، بیروت، دارالبیروت، ۱۴۰۴ق.
- قمی، حسن بن محمد، تاریخ قم، تصحیح جلال الدین همدانی، تهران، توس.
- کمونه، حسین، آرامگاههای خاندان پاک پیامبر و بزرگان صحابه و تابعین، بنیادپژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۷۱.
- مدرس تبریزی، ریحانه الادب، تبریز.
- مروزی، ازورقانی، الفخری فی الانساب الطالبین، قم، کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی، قم، ۱۴۰۹ق.
- مستوفی، حمدالله، نزهه القلوب، تهران، طهوری.
- محمد بن خواوندشاه، تاریخ روضه الصفا، تهران، کلاله خاور.
- یاقوت حموی، شهاب الدین، مراصدالاطلاع علی اسماءالامکنه والبقاع، قاهره، دارالحیاءالکتب العربیه.