سلام

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

سلام به معنای سلامتی، امنیت و صلح است که در اسلام برای تحیت و درود گفتن انتخاب است. در قرآن و روایات بر سلام کردن تأکید گردیده و از مستحبات مؤکد شمرده شده است. پاسخ به سلام حتی برای نمازگزار واجب فوری است و با پاسخ دادن یک نفر از میان جمع، جواب سلام بر دیگران واجب نیست. سلام دارای آداب و احکام ویژه‎ بوده و در قرآن و سنت دارای کاربردهای متعددی است.

معنا و عبارت

معنای سلام

سلام در لغت به معنای سلامتی، امنیت و صلح است[۱] که در فارسی به درود ترجمه شده است[۲]. در اسلام، لفظ «سلام» برای تحیت انتخاب شده است؛ زیرا به معنای دعا برای سلامتی از آفت‎های جسمی و دینی است؛ همچنین سلام کردن مسلمانان به یکدیگر به منزله‎ عهدی بین آنان برای حفاظت از جان و مال و آبروی آنان است.[۳] قرآن کریم نیز سلام کردن را تحیتی پربرکت و پاکیزه از جانب خداوند بر مؤمنان می‎داند: «فَسَلِّمُوا عَلیٰ أَنْفُسِکمْ تَحِیةً مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُبٰارَکةً طَیبَةً»[۴].

عبارت سلام

در نظر معروف میان فقها می‎توان با هر یک از چهار عبارت «سلامٌ علیک»، «السّلامُ علیک»، «سلامٌ علیکم» و «السّلام علیکم» سلام را آغاز کرد.[۵] در این میان برخی از علماء تنها چهار ترکیب بالا را برای شروع سلام معتبر دانسته‎اند[۶] ولی در مقابل، برخی گفته‌اند که سلام کردن با هر عبارتی که عنوان تحیت و سلام بر آن صادق است، تحقق می‌یابد؛ خواه با ترکیب «سلام علیکم» باشد یا «علیکم السّلام» و یا حتی «سلام» به تنهایی.[۷]

سلام (صفت خداوند)

نوشتار اصلی: سلام (صفت خداوند)

سلام یکی از نام‌های خداوند است که در سه معنی به کار می‌رود. معنی اول آن از جمله صفات سلبی خداوند بوده و بیانگر تنزیه ذات حق از کاستی‌ها است[۸]. بدین صورت صفت سلام بدان معناست که حق تعالی از کاستی‌های منسوب به آفریدگان، مثل زوال و مرگ و... مبرّا است[۹]. شیخ صدوق در تبیین این معنا و در تایید آن به تفسیر آیه «لَهُمْ دٰارُ السَّلٰامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ»[۱۰] می‌پردازد و می‌گوید: سلام خدا است و‌ دار بهشت است و بهشت را از ان رو دارالسلام گفته‌اند که از گزندهای دنیوی به دور است[۱۱]. معنی دوم سلام از جمله صفات فعل بوده و به معنی سلامت بخش است. سلام به عنوان صفتی از صفات خداوندی، به معنی «معطی السلامة» است و سلامت از جانب او به بار می‌آید[۱۲]. همچنین معنای سومی برای سلام به عنوان صفت خداوند ذکر شده است که در این معنی سلام در معنای سلام دهنده، صفت ثبوتی و نیز از جمله صفات ذات خداوند محسوب می‌شود[۱۳].

اهمیت

قرآن سلام را تحیت بهشتیان دانسته[۱۴] و به آن امر کرده است.[۱۵] در روایات نیز سلام از سنت‌های رسول خدا(ص) و از مستحبات مؤکد شمرده شده است. در روایتی از پیامبر(ص) آمده است: «به کسی که بدون ادای سلام، لب به سخن گشود، جواب ندهید».[۱۶]

آداب

  • آشکار سلام گفتن

امام باقر(ع): به‌درستی که خدای عز و جل آشکار کردن سلام را دوست دارد.[۱۷] فیض کاشانی در توضیح آشکار گفتن سلام می‌نویسد: منظور این است که به هر کس رسیدید سلام کنید و فرقی نمی‎کند او چطور فردی است.[۱۸]

  • رعایت مراتب

امام صادق(ع): کوچک بر بزرگ سلام کند، و رهگذر بر نشسته، و گروه‌اندک بر گروه بسیار سلام کنند.[۱۹]

  • اول سلام گفتن

امام صادق(ع): آن که آغاز به سلام کند، به خدا و رسولش نزدیک‌تر است[۲۰].

  • به نحو شایسته سلام گفتن

امام صادق(ع): هر کس بگوید «السلام علیکم»، ده حسنه برای اوست و هر که بگوید «السلام علیکم و رحمة اللَّه» بیست حسنه و هر که بگوید «السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته» سی حسنه برای اوست.[۲۱] در اداب اسلامی پاسخ هر سلام و تحیتی نیز مناسب است کامل‌تر از آن یا دست‌کم مطابق با آن باشد. خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَ إِذا حُییتُمْ بِتَحِیةٍ فَحَیوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلی کلِّ شَیءٍ حَسیباً: هر گاه به شما تحیت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید یا (لا اقل) به همان‌گونه پاسخ گویید! خداوند حساب همه چیز را دارد».[۲۲]

همچنین هنگام سلام کردن فشردن دست غیر مسافر و در آغوش گرفتن مسافر مستحب است.[۲۳]

احکام

سلام کردن

پیشی گرفتن در سلام به مسلمانان، مستحب مؤکد و ترک آن مکروه است،[۲۴] مگر نمازگزار که برای او جایز در سلام کردن پیشی بگیرد.[۲۵] همچنین مستحب است انسان وقتی وارد خانه‌ای می‌شود که کسی در آن نیست، بر خود این‌گونه سلام کند: «السّلامُ عَلَینا مِنْ عِنْدِ رَبِّنا».[۲۶] همچنین سلام کردن به حاضران در مجلس، هنگام برخاستن از آن و خداحافظی از آنان مستحب است؛[۲۷] اما در مستحب یا واجب بودنِ پاسخ به آن اختلاف نظر است.[۲۸]

سلام کردن زن به مرد نامحرم و عکس آن جایز است، مگر در صورتی که ترس از گناه در میان باشد.[۲۹] البته برخی به کراهت سلام کردن مرد بر زن جوان نامحرم تصریح کرده‌اند.[۳۰]

پاسخ سلام

سلام کردن مستحب است؛ ولی پاسخ آن حتی بر نمازگزار واجب است.[۳۱] پاسخ سلام واجب فوری است؛[۳۲] یعنی باید در پاسخ دادن شتاب کند.[۳۳]

وجوب جواب سلام به صورت کفایی است و با پاسخ دادن فردی از میان جمع، از دیگران ساقط می‌شود.[۳۴] بنابر قول مشهور، پاسخ سلام باید به گونه‌ای باشد که سلام کننده آن را بشنود؛[۳۵] اما برخی در وجوب آن تردید کرده‌اند؛[۳۶] بلکه بعضی در حال نماز، پاسخ آهسته را نیز جایز دانسته‌اند.[۳۷]

پاسخ سلامِ با واسطه،[۳۸] واجب نیست؛ هرچند مستحب است پاسخ‌دهنده خطاب به واسطه بگوید: «علیک و علیه‌السلام: بر تو و بر او سلام».[۳۹]. پاسخ به سلام کتبی (نامه) نیز واجب نیست، بلکه مستحب است[۴۰].

سلام گفتن در نماز

اول سلام گفتن برای نمازگزار جایز نیست؛[۴۱] ولی پاسخ به سلام بر او واجب است.[۴۲] بنابر قول مشهور، در پاسخ سلام در حال نماز باید جواب مثل خود سلام باشد؛ این‌گونه که اگر کسی گفت «سلام علیکم»، بر نمازگزار واجب است در پاسخ او «سلام علیکم» بگوید و پاسخ دادن به عبارت‌های دیگر، مثل «علیکم السلام»، جایز نیست.[۴۳]

سلام به کافر

به تصریح برخی، سلام کردن به کافر جز هنگام ضرورت جایز نیست.[۴۴] در اینکه پاسخ سلام کافر واجب است یا نه اختلاف نظر وجود دارد.[۴۵] بنابر قول مشهور، در جواب سلام کافر «علیک» گفته می‌شود[۴۶] ولی در جواز بیان کلمه «سلام» در جواب او اختلاف است.[۴۷]

اما بعد از تبیین علت این حکم، علامه طباطبایی به بیان استثنائات حکم پرداخته و می‎فرمایند:

چه بسا می‎شود که مصلحت اقتضاء کند انسان به ستمکاران تقرب بجوید برای اینکه دین خدا را تبلیغ کند، بطوری که اگر با آنها نسازد نمی‎گذارند تبلیغ دین در بین مردم صورت بگیرد و یا برای اینکه کلمه حق را به گوش آنها برساند، و این تقرب حاصل نمی‎شود مگر با سلام دادن به آنها، تا کاملا با ما مانوس شوند و دلهاشان با دل ما ممزوج گردد، به همین خاطر که گاهی مصلحت چنین اقتضا می‎کند رسول خدا(ص) نیز به این روش مامور شدند، در آیه: «فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَ قُلْ سَلامٌ؛ پس (اکنون که چنین است) از آنان روی برگردان و بگو: سلام بر شما،»[۴۸]، هم چنان که در وصف مؤمنین فرمود: «وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً؛ بندگان (خاص خداوند) رحمان، کسانی هستند که با آرامش و بی‎تکبّر بر زمین راه میروند و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام می‎گویند (و با بی‎اعتنایی و بزرگواری می‎گذرند)»[۴۹].[۵۰]

سلام در قرآن

ماده «س-ل-م» و مشتقات آن، صد و چهل مرتبه در قرآن کریم به کار رفته است[۵۱]. غروی در کتاب «السلام فی القرآن و الحدیث» معتقد است که سلام در قرآن در معانی متعددی بکار رفته است و با بررسی این کاربردها می‎توان به این جمع‎بندی رسید که در نهایت سلام در قرآن دارای چهار معنی اصلی است[۵۲]:

  1. به معنای اسم خداوند: «هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِک الْقُدُّوسُ السَّلَامُ» اوست خدای یکتایی که غیر او خدایی نیست، سلطان مقتدر عالم، پاک از هر نقص و آلایش، منزّه از هر عیب و ناشایست، ایمنی بخش دلهای هراسان[۵۳].
  2. ترک جنگ و صلح: «وَ لَا تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَی إِلَیکمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنً» و به آن کس که اظهار اسلام کند و به شما سر تسلیم فرود آورد نسبت کفر مدهید[۵۴]
  3. صلح ابتدائی جهانی: «یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ ادْخُلُواْ فی السِّلْمِ کافَّةً»‌ای کسانی که ایمان آوردهاید همگی در صلح و آشتی درآیید[۵۵]
  4. تحیت و درود:[۵۶] سلام در موارد زیادی در آیات به معنی تحیت بکار رفته است و این کاربرد می‎تواند با معانی دیگر سلام جمع گردد چرا که سلام در لغت معنای عامی دارد و شامل هر صحت و عافیتی می‎شود[۵۷]. وی در نهایت معتقد است که در ده آیه از قرآن سلام به معنی تحیت است[۵۸].

سلام نماز

نوشتار اصلی: سلام (نماز)

«سَلام» (تسلیم) جزء پایانی نماز است که پس از تشهد آخر نماز خوانده می‌شود. سلام از واجبات غیر رکنی نماز است و در همه نمازها به جز نماز میت وجود دارد. سه سلام در آخر نماز خوانده می‌شود:

  • « اَلسَّلامُ عَلَیک اَیهَا النَّبِی وَ رَحْمَةُ اللَّه وَبَرَکاتُهُ»؛ یعنی سلام بر تو‌ای پیغمبر و رحمت و برکات خدا بر تو باد.
  • « اَلسَّلامُ عَلَینا وَ عَلی عِبادُ اللَّه الصّالِحینَ»؛ یعنی سلام از خداوند عالم بر نمازگزاران و تمام بندگان خوب او.
  • « اَلسَّلامُ عَلَیکمْ وَ رَحْمَةُ اللَّه وَ بَرَکاتُهُ»؛ یعنی سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما مؤمنین باد.[۵۹]

پانویس

  1. معجم الوسیط، ذیل سلم
  2. معنای کلمه سلام
  3. معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهیة، ج۲، ص۲۸۴
  4. سوره نور، آیه ۶۱.
  5. جواهر الکلام، ج ۱۱، ص۱۰۳
  6. الحدائق الناضرة، ج ۹، ص۷۲
  7. مختلف الشیعة، ج ۲، ص۲۰۴ ؛ جواهر الکلام، ج ۱۱، ص۱۰۴
  8. روح الأرواح، ۲۱
  9. التوحید، ۲۰۴
  10. الانعام، ۱۲۷
  11. التوحید، ۲۰۵
  12. التوحید، ۲۰۴؛ مصباح کفعمی، ۳۱۸
  13. لوامع البینات، ۱۸۸
  14. سوره یونس، آیه ۱۰.
  15. سوره نور، آیه ۶۱.
  16. «مَنْ بدأ بالکلامِ قَبْلَ السّلامِ فَلاتُجیبُوهُ» (کلینی، اصول کافی، ج۴، ص۴۵۹).
  17. کلینی، الکافی، ج۲، ص۶۴۵
  18. فیض کاشانی، الوافی، ج۵، ص۵۹۶
  19. مصطفوی، ترجمه أصول الکافی، ج۴، ص۴۶۲.
  20. مصطفوی، ترجمه أصول الکافی، ج۴، ص۴۶۰
  21. مصطفوی، ترجمه اصول الکافی، ج۴، ص۴۶۱
  22. سوره نساء، آیه ۸۶.
  23. وسائل الشیعة، ج ۱۲، ص۷۳
  24. وسائل الشیعة ج ۱۲، ص۵۷
  25. العروة الوثقی، ج ۳، ص۱۵
  26. وسائل الشیعة، ج ۱۲، ص۸۰-۸۱
  27. وسائل الشیعة، ج ۱۲، ص۸۳
  28. تذکرة الفقهاء، ج ۹، ص۲۳ ؛ بحار الأنوار، ج ۸۴، ص۲۷۶ ؛ غنائم الأیام، ج ۳، ص۲۳۶ ؛ صراط النجاة، ج ۳، ص۲۹۱
  29. الحدائق الناضرة، ج ۹، ص۸۳ ؛ مستند الشیعة، ج ۷، ص۷۳؛ العروة الوثقی، ج ۳، ص۲۵
  30. غنائم الأیام، ج ۳، ص۲۳۷
  31. مفتاح الکرامة، ج ۴، ص۹۷۳ ؛ مستند الشیعة، ج ۷، ص۶۷
  32. مفتاح الکرامة، ج ۴، ص۹۶۹ ؛ جواهرالکلام، ج ۱۱، ص۱۱۱
  33. ذخیرة المعاد، ص۳۶۷ ؛ الحدائق الناضرة، ج ۹، ص۸۱
  34. جواهر الکلام، ج ۱۱، ص۱۰۶
  35. ذخیرة المعاد، ص۳۶۶ ؛ جواهر الکلام، ج ۱۱، ص۱۰۸
  36. مجمع الفائدة، ج ۳، ص۱۱۹-۱۲۰
  37. المعتبر، ج ۲، ص۲۶۴
  38. یعنی کسی بگوید فلانی به شما سلام رساند.
  39. الحدائق الناضرة، ج ۹، ص۸۲
  40. جواهر الکلام، ج ۱۱، ص۱۱۰-۱۱۱
  41. العروة الوثقی، ج ۳، ص۱۵
  42. مفتاح الکرامة، ج ۴، ص۹۷۳ ؛ مستند الشیعة، ج ۷، ص۶۷
  43. جواهر الکلام، ج ۱۱، ص۱۰۱
  44. الحدائق الناضرة، ج ۹، ص۸۴-۸۵ ؛ مستند الشیعة، ج ۷، ص۷۴
  45. مفتاح الکرامة، ج ۴، ۹۷۲-۹۷۳ ؛ مستند الشیعة، ج ۷، ص۷۴
  46. مستند الشیعة، ج ۷، ص۷۴
  47. مستند الشیعة، ج ۷، ص۷۴ ؛ مفتاح الکرامة، ج ۴، ص۹۷۳ ؛ مستمسک العروة، ج ۶، ص۵۶۹-۵۷۰
  48. الزخرف: ۸۹
  49. الفرقان: ۶۳
  50. موسوی همدانی، سید محمد باقر، ترجمه تفسیر المیزان، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۳۷۴، چاپ پنجم، ج۵، ص۵۲
  51. روحانی، المعجم الإحصائی، ج۱، ص۴۸۵
  52. الغروی، السلام فی القران و الحدیث، ص۲۸-۲۹
  53. الحشر: ۲۳
  54. النساء: ۹۴
  55. البقرة: ۲۰۸
  56. الصافات: ۷۹ و ۱۰۹ و ۱۲۰ و ۱۳۰ و ۱۸۱؛ هود: ۴۸؛ النمل: ۵۹؛ الأنعام: ۵۴؛ الذاریات: ۲۵؛ الرعد: ۲۳-۲۴
  57. الغروی، السلام فی القران و الحدیث، ص۲۹
  58. الغروی، السلام فی القران و الحدیث، ص۱۹ و ص۵۶
  59. ترجمه تشهد و سلام نماز

منابع

  • قرآن.
  • ابن‌ادریس، محمد بن احمد، کتاب السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، موسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفه، ۱۴۱۰ق.
  • انصاری، مرتضی بن محمدامین، صراط النجاة، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سالگرد تولد شیخ اعظم انصاری، ۱۴۱۵ق.
  • بروجردی، مرتضی، مستند العروة (الصلاة)، تقریر: خوئی، ابوالقاسم، نشر لطفی، ۱۴۱۴ق.
  • بحرانی، یوسف بن احمد، الحدایق الناضره فی احکام العتره الطاهره، موسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفه، ۱۴۰۵ ۱۴۱۶ق.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، مؤسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، ۱۴۱۴ق.
  • حسینی عاملی، محمدجواد بن محمد، مفتاح الکرامه فی شرح قواعد العلامه، دارالتراث، بیروت، ۱۴۱۷ ۱۴۱۸ق.
  • حکیم، محسن، مستمسک العروه الوثقی، مکتبة آیة الله مرعشی نجفی، ۱۳۸۸ ۱۳۹۱ق.
  • خمینی، روح الله، تحریر الوسیله، دارالکتب العلمیه، اسماعیلیان، ۱۴۰۸ق.
  • رضی بهابادی، بی‌بی سادات، عوامل سلام و لعن در قرآن کریم، «تحقیقات قرآن و حدیث»، زمستان ۹۳، شماره ۴،
  • روحانی، محمود، المعجم الإحصائی، مشهد، نشر الاستانة الرضویة المقدسة، چاپ دوم،
  • سمعانی، احمد بن منصور، روح الارواح فی شرح اسماء الملک الفتاح، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۸۴ ش.
  • شیخ صدوق، ابن بابویه محمد بن علی، التوحید، جامعه مدرسین، قم-ایران، ۱۳۸۹ق.
  • طباطبائی یزدی، محمد کاظم، العروة الوثقی، مؤسسة النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، قم، ۱۴۱۷ ۱۴۲۰ق.
  • عبدالاعلی، موسوی سبزواری، مهذب الاحکام فی بیان الحلال و الحرام، موسسة المنار، ۱۴۱۳ ۱۴۱۷ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکره الفقهاء، موسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، قم، ۱۴۱۴ ۱۴۲۰ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعه فی احکام الشریعه، موسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفه، ۱۴۱۲ ۱۴۱۹ق.
  • الغروی، محمد، السلام فی القران و الحدیث، دارالاضواء بیروت، ۱۴۱۱ق،
  • فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۴، ص۵۱۴-۵۱۷.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، شرح أسماء الحسنی (لوامع البینات)، مکتب الکلیات الازهریة، قاهر.
  • فیض کاشانی، محمد محسن بن شاه مرتضی، الوافی، کتابخانه امیرالمومنین علیه‌السلام، اصفهان، ۱۴۰۶ق.
  • کفعمی، ابراهیم بن علی‌، المصباح،‌دار الرضی، قم-ایران، ۱۴۰۵ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، محقق علی اکبر غفاری،‌دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۴۰۷ ق.
  • مصطفوی، سید جواد، أصول الکافی/ترجمه مصطفوی، علمیه اسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۹ ش.
  • محقق سبزواری، محمد باقر بن محمد مومن، ذخیره المعاد فی شرح الارشاد، موسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، (طبع حجری).
  • محقق حلی، جعفر بن حسن، المعتبر فی شرح المختصر النافع، موسسه سید الشهداء(ع)، قم، ۱۳۶۴ش.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، موسسة الوفا، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  • محمود عبد الرحمن، معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهیة‌، دارالفضیلة، قاهره.
  • محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ترجمه و شرح: سید جواد مصطفوی، تهران، انتشارات وفا، ۱۳۸۲ش.
  • مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفایده و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، موسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفه، ۱۴۰۳ ۱۴۱۶ق.
  • میرزای قمی، ابو القاسم بن محمد حسن، غنایم الایام فی مسایل الحلال و الحرام، مکتب الاعلام الاسلامی، فرع خراسان، ۱۴۱۷ ۱۴۲۰ ق.
  • نراقی، احمد بن محمد مهدی، مستند الشیعه فی احکام الشریعه، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۰۸ ۱۴۰۹ ق.
  • نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، دارالکتب الاسلامیه و المکتبه الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۲ ۱۳۶۹ش.