سیره عقلاء: تفاوت میان نسخهها
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
از جهتی دیگر برای اثبات اعتبار بسیاری از مسائل علم اصول مانند [[اصالة الظهور|ظواهر]] و [[خبر واحد|خبر ثقه]] که از مهمترین مسائل علم اصول فقه و همچنین مهمترین [[اماره|امارهها]]{{یاد|چیزی که شارع آن را برای کشف و رسیدن به حکم شرعی، اعتبار بخشیده است. مانند [[خبر واحد|خبر واحد ثقه]].(جمعی از نویسندگان، فرهنگنامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۲۴۱.)}} در فقه و برای استنباط حکم شرعی به شمار میروند، به سیره عقلاء استناد میشود.<ref>جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۹.</ref> | از جهتی دیگر برای اثبات اعتبار بسیاری از مسائل علم اصول مانند [[اصالة الظهور|ظواهر]] و [[خبر واحد|خبر ثقه]] که از مهمترین مسائل علم اصول فقه و همچنین مهمترین [[اماره|امارهها]]{{یاد|چیزی که شارع آن را برای کشف و رسیدن به حکم شرعی، اعتبار بخشیده است. مانند [[خبر واحد|خبر واحد ثقه]].(جمعی از نویسندگان، فرهنگنامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۲۴۱.)}} در فقه و برای استنباط حکم شرعی به شمار میروند، به سیره عقلاء استناد میشود.<ref>جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۹.</ref> | ||
سیره عقلاء همچنین نقش مؤثری در اثبات حجیت برخی قواعد فقهی ایفا میکند و فقیهان برای اثبات حجیت و اعتبار بسیاری از این قواعد مانند [[قاعده لاضرر]]، به سیره عقلاء استدلال کردهاند. | سیره عقلاء همچنین نقش مؤثری در اثبات حجیت برخی قواعد فقهی ایفا میکند و فقیهان برای اثبات حجیت و اعتبار بسیاری از این قواعد مانند [[قاعده لاضرر]]،<ref>محقق داماد، قواعد فقه، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۵۱.</ref> [[قاعده نفی حرج]]،<ref>سیفی مازندرانی، مبانی الفقه الفعال فی القواعد الفقهیة الأساسیة، ۱۴۲۵، ج۴، ص۱۲۹.</ref> [[قاعده عدل و انصاف]]،<ref>سیفی مازندرانی، مبانی الفقه الفعال فی القواعد الفقهیة الأساسیة، ۱۴۲۵، ج۴، ص۱۲۹.</ref> [[قاعده غرور]]<ref>فاضل لنکرانی، القواعد الفقهیة، ۱۳۸۳ش، ص۲۲۲.</ref> و... به سیره عقلاء استدلال کردهاند. | ||
==اقسام سیره عقلاء و ملاک حجیت آنها== | ==اقسام سیره عقلاء و ملاک حجیت آنها== | ||
نسخهٔ ۱ اکتبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۴:۲۱
این مقاله نیازمند ویکیسازی است. لطفاً با توجه به راهنمای ویرایش و شیوهنامه، محتوای آن را بهبود بخشید. |
سیره عُقَلا به روشی گفته میشود که برخاسته از فطرت و عقل متعارف است و در میان مردم رواج یافته و مورد قبول آنان بوده است. وجود این سیره برخلاف سیره متشرعه، به مجرد اثبات جریان داشتن کار یا رفتاری نزد عقلای عالم اثبات میشود و در صورتی معتبر است که دلیل شرعی برخلافش نباشد.
مفهومشناسی و جایگاه
عادت مردم و تبانی عملیشان بر انجام یا ترک کاری است.[۱] به جای سیره عقلاء گاهی از تعابیر «بنای عقلاء» و «سیره مردم» نیز استفاده میشود.[۲]
بحث از حجیت سیره عقلاء، یکی از مباحث مهم در علم اصول فقه است[۳] و با آن که فقها و اصولیان در موارد زیادی در بحثهای خودشان به سیره عقلاء استناد کردهاند؛ ولی آن گونه که به بحث درباره سایر مسائل اصولی همچون حجیت خبر واحد پرداخته شده، درباره سیره عقلاء و حجیت آن در آثار اصولی بحث نشده است و باب مستقلی به بحث درباره آن اختصاص ندادهاند.[۴]
برخی، واژههای «عرف»، «سیره» و «سیره عقلاء» که در ادبیات فقها و اصولیان بهکار میرود را مترادف و دارای معنای واحد دانستهاند[۵] و گروهی نیز فرقهایی بین آنان ذکر کردهاند.
تفاوت با عرف
سیره عقلاء از دیرباز هم از سوی صاحبان ادیان و هم غیر آنان بر عمل به خبر ثقه استقرار یافته و این سیره در زمان شارع و پس از آن در زمان ما نیز استمرار یافته و هیچ ردع و منعی از سوی پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) نیز در عمل به آن وارد نشده است؛ چرا که اگر میبود باید بیان میشد و شهرت مییافت و روشن است که شارع در عمل به خبر ثقه در امور شرعی نیز رضایت دارد.
آخوند خراسانی، کفایة الاصول، ۱۴۳۷ق، ج۲، ص۸۰.
برخی محققان در ذکر تفاوت بین عرف و سیره عقلاء گفتهاند که سیره عقلاء برخلاف عرف، فقط به سلوک و روشی اختصاص دارد که منشأ عقلانی دارد؛ در حالی که منشأ عرف صرفاً چنین نیست و ناشی از تقلید و عادات نیز میتواند باشد.[۶] همچنین گفته شده عرف اعم از سیره عقلاء است؛ زیرا سیره عقلاء فقط شامل افعال است، در حالی که عرف، غیر از افعال، گفتار و ترک فعل را نیز شامل میشود.[۷] این در حالی است که بسیاری از اصولیان، سیره عقلاء را همان عرف عام، یعنی عرفی که نزد همه یا بیشتر مردم پذیرفته شده، به حساب آوردهاند.[۸]
تفاوت با ارتکاز عقلائی
درباره تفاوت سیره عقلاء با ارتکاز عقلائی گفتهاند که سیره یا بنای عقلاء، سلوک خارجی بر انجام یا ترک کاری است، اما ارتکاز، مربوط به خارج نیست، بلکه فقط در اذهان عقلاء است، بدون آن که در خارج تحقق یابد.[۹] ارتکاز عقلائی را از جهتی ارزشمندتر و معتبرتر از سیره عقلائی دانستهاند؛ زیرا ارتکاز عقلائی در بیشتر موارد ناشی از اموری همچون فطرت و عقل عملی و تعالیم انبیاء الهی و اوصیاء است؛ در حالی که منشأ سیره عملی و خارجی عقلاء گاهی صرفاً تقلید و پیروی از دیگران به صرف مشاهده است.[۱۰]
تفاوت با سیره متشرعه
سیره متشرعه، خاصتر از سیره عقلاء است و آن صرفاً سیره مسلمانان بر انجام یا ترک کاری است.[۱۱] در خصوص تفاوت حجیت این دو نیز گفتهاند سیره متشرعه اگر ثابت شود، خودش دلیل بر حکم شرعی است، اما سیره عقلاء حجت نیست، مگر آن که به امضاء و تأیید معصوم برسد و یا ردع و منعی از سوی وی به آن نرسیده باشد.[۱۲]
ابوالقاسم علیدوست، فقهپژوه و مدرس حوزه علمیه قم، گفته است واژه «سیره» وقتی بدون اضافه به چیزی و به صورت مطلق میآید غالباً منظور از آن، سیره عقلاء است.[۱۳]
گستره کاربرد در فقه و اصول فقه
درباره گستره کاربرد «سیره عقلاء» در فقه و اصول فقه گفتهاند که از جهتی خود سیره عقلاء، مسئلهای اصولی است؛ زیرا در موارد زیادی در فقه، بهویژه در ابواب معاملات، به آن استناد میشود و لذا در علم اصول فقه درباره حجیت سیره عقلاء و احراز شرایط اعتبار آن برای دلیل واقعشدن در استنباط حکم شرعی، بحث میشود.[۱۴]
از جهتی دیگر برای اثبات اعتبار بسیاری از مسائل علم اصول مانند ظواهر و خبر ثقه که از مهمترین مسائل علم اصول فقه و همچنین مهمترین امارهها[یادداشت ۱] در فقه و برای استنباط حکم شرعی به شمار میروند، به سیره عقلاء استناد میشود.[۱۵]
سیره عقلاء همچنین نقش مؤثری در اثبات حجیت برخی قواعد فقهی ایفا میکند و فقیهان برای اثبات حجیت و اعتبار بسیاری از این قواعد مانند قاعده لاضرر،[۱۶] قاعده نفی حرج،[۱۷] قاعده عدل و انصاف،[۱۸] قاعده غرور[۱۹] و... به سیره عقلاء استدلال کردهاند.
اقسام سیره عقلاء و ملاک حجیت آنها
سیرههای عقلائی به دو قسم تقسیم میشوند و هر کدام ملاک خاصی برای حجیت دارند:[۲۰]
سیرهای که حکم شرعی با آن اثبات میشود
گاهی بهواسطه سیره عقلاء حکم شرعی اثبات میشود.[۲۱] برای نمونه امام خمینی برای اثبات ملکیت بهواسطه حیازت گفته است که سیره مسلّم از ابتدای تمدن بشری بر این بوده است که از طریق احیاء و حیازت، ملکیت صورت میگیرد و هیچ یک از انبیاء و اولیاء و مؤمنین نیز آن را انکار نکرده و از آن منع نکردهاند.[۲۲] از نظر اصولیان این قسم سیره در صورتی حجت است که مورد امضاء[یادداشت ۲] و موافقت شارع باشد.[۲۳]
سیرهای که موضوع حکم شرعی را روشن میسازد
در برخی موارد نیز خود حکم بهواسطه دلیلی از کتاب و سنت یا غیر آن دو، اثبات شده است و سیره تنها موضوع حکم را وضوح میبخشد.[۲۴] مثلاً در دلیل شرعی آمده است که «آلت قمار حرام است.» و این سیره عقلاء و یا عرف است که تعیین میکند چه چیزی آلت قمار محسوب میشود.[۲۵]
از جمله اموری که برای اثبات حجیت استصحاب به آن تمسک میشود، سیره عقلاء است؛ به این بیان که بنای عقلاء در همه مسائل و امور خود بر عمل طبق حالت سابق بوده است...بهطوری که اگر چنین نباشد نظام و اساس زندگی انسان مختل میشود.
حسینی فیروزآبادی، عنایة الاصول فی شرح کفایة الاصول، ۱۴۰۰ق، ج۵، ص۳۲.
همچنین گفته میشود سیره عقلاء میتواند ظهور دلیل و یا مراد شارع را تشخیص دهد و آن را روشن سازد.[۲۶] برای نمونه در روایتی چنین آمده است که اگر فروشنده، کالایی بفروشد، ولی آن را به مشتری تحویل نداده باشد و ثمن آن کالا را نیز از مشتری نگرفته باشد، تا سه روز اگر مشتری ثمن را به فروشنده بدهد، معامله لازم است، در غیر این صورت معاملهای بین آن دو نیست (فلا بیع بینهما).[۲۷] از ظاهر «لا بیع بینهما»، بطلان چنین معاملهای برداشت میشود؛ در حالی که براساس سیره عقلاء و ارتکازات عقلائی، منظور این است که معامله بین طرفین، لازم نیست، بلکه خیار تأخیر ثابت میگردد و طرفین میتوانند معامله را ادامه دهند یا آن را فسخ کنند.[۲۸]
گفته میشود این نوع سیره عقلائی که درصدد اثبات حکم شرعی نیست و صرفاً موضوع حکم شرعی را منقح میسازد، برای حجیت، نیازی به امضاء و تأیید شارع ندارد.[۲۹]
اقسام سیره عقلاء از نظر منشأ آن
سیرههای عقلائي از جهت منشأ آنها نیز به چند قسم تقسیم میشوند:[۳۰]
- سیرهای که ناشی از حکم عقل عملی است.[۳۱] مانند سیره عقلائی جاری در تقبیح ظلم و تحسین عدل و یا سیره عقلائی در حکم رجوع جاهل به عالم.[۳۲] گفته میشود از آنجا که این نوع سیره، ناشی از حکم عقل است، پس حجیت آن ذاتی است و برای حجیتش نیازی به امضاء و تأیید شارع ندارد.[۳۳]
- سیرهای که ناشی از غرایز، فطرت، مشاهدات، تجربیات و یا استقراءهای انسانها است.[۳۴] بیشتر سیرههای عقلائی از همین قسم به شمار میروند.[۳۵] این قسم سیره در اثبات حجیتش نیازمند امضاء و تأیید شارع است.[۳۶]
سیرههای مستحدثه
منظور از سیره مستحدثه، سیرههایی است که بعد از عصر معصوم(ع) ایجاد شدهاند و در مقابل سیرههایی است که در عصر معصوم وجود داشتهاند.[۳۷] از نظر اصولیان حجیت سیرههایی که در عصر معصوم وجود داشته منوط به امضاء آنان است؛ بدین بیان که یا این سیرهها را تأیید کردهاند و یا ردع و منعی از سوی آنان نسبت به این سیرهها وارد نشده است.[۳۸] درباره حجیت سیرههای مستحدثه نیز حکم به حجیت آنها نمیشود، مگر آن که احراز شود که در عصر معصوم نیز این سیرهها، جاری بوده است.[۳۹]
راههای احراز سیرههای عقلائی
برخی از مهمترین راههای که بهوسیله آنها میتوان، هم سیرههای معاصر حضور معصوم(ع) و هم غیر معاصر با او را احراز کرد، عبارتند از:
- استقراء: گاهی پس از تتبع در افراد یک جامعه و یا جوامع مختلف دیده میشود که همه آنها؛ علیرغم داشتن سلایق و فرهنگهای متفاوت، بر سیره واحدی اتفاق دارند، از این راه میتوان این سیره عام اجتماعی را به همه افراد جامعه و یا سایر جوامع و حتی جامعه زمان حضور معصوم(ع) نیز تسری داد و سیره آنان را احراز نمود.[۴۰]
- تحلیل وجدانی: گاهی مسئلهای بر وجدان انسان عرضه میشود و نسبت به آن مسئله دیدگاه و موضعی اتخاذ میکند که این دیدگاه با موقعیت زمانی و مکانی و سلایق خاص وی ارتباطی ندارد و از اینجا برای او روشن میشود که آنچه را به وجدانش دریافته، موضعی عقلائی است که عمومیت دارد.[۴۱]
- ضرورت و نیاز اجتماعی: گاهی موضوع سیره عقلائی از اموری است که برای حیات اجتماعی، مورد احتیاج و ضروری است، بهطوری که اگر نباشد در نظام اجتماعی اختلال پیش میآید.[۴۲] مانند سیره و بناء عملی انسانها بر مالکیت افراد بر چیزهایی که در دست آنان است که از آن به قاعده ید تعبیر میشود و نبود آن در همه اعصار و حتی عصر حضور معصوم(ع)، موجب اختلال در نظام اجتماعی انسانها میشود.[۴۳]
- نقل تاریخی: با نقل تاریخی معتبر میتوان سیره عصر حضور معصوم(ع) را احراز کرد.[۴۴] منظور از نقل تاریخی معتبر، نقلهایی است که بهواسطه کثرت نقل و یا به کمک قرائن و شواهد، به آنها وثوق و اطمینان حاصل میشود.[۴۵]
راههای احراز عدم ردع از سوی شارع
از راههای زیر میتوان کشف کرد که شارع سیرهای را ردع و از آن منع نکرده است:
- رسیدن یا نرسیدن گزارشی از ردع و منع شارع از یک سیره، به مقدار استحکام و عمومیت آن سیره بستگی دارد؛[۴۶] بدین بیان که اگر نسبت به سیرهای که راسخ بوده و دارای اهمیت و عمومیت است، از سوی شارع، ردع و منعی و لو از طریق یک خبر ضعیف به ما نرسیده باشد، نشان از این دارد که شارع در واقع، ردع و منعی نسبت به آن سیره نداشته و با آن موافق است؛ چرا که اگر ردع و منعی وجود داشت باید بیان میشد و به نسلهای بعدی میرسید.[۴۷]
- از نبودن جایگزین برای سیرهای که هیچ چاره و راه فراری از آن در حیات اجتماعی نیست، فهمیده میشود که ردع و منعی از شارع نیز نسبت به آن وارد نشده است؛ چرا که اگر ردع و منعی وارد شده بود، پس باید لااقل جایگزین آن سیره که برای حیات اجتماعی ضرورت دارد، وجود داشته باشد و حالا که جایگزین یا بدیل آن وجود ندارد، پس خود همان سیره جاری بوده و مورد موافقت شارع است.[۴۸] برای نمونه، بنای عقلای عالم همیشه بر این بوده است که برای فهم معانی الفاظ و مراد متکلم، از ظواهر پیروی میکنند و از آنجا که هیچ جایگزین و بدیل دیگری برای این سیره وجود ندارد، قطع حاصل میشود به این که این سیره در زمان حضور معصوم(ع) نیز وجود داشته و ردع و منعی نیز از آنان نسبت به آن وارد نشده است.[۴۹]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ مظفر، اصول الفقه، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۱۵۳؛ سیفی مازندرانی، بدایع البحوث فی علم الاصول، ۱۴۳۶ق، ج۲، ص۱۳؛ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۰.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به آشتیانی، تقریرات آیة الله المجدد الشیرازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۶۳؛ مظفر، اصول الفقه، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۱۵۳.
- ↑ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۹.
- ↑ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۹.
- ↑ سبحانی، المبسوط فی اصول الفقه، ۱۴۳۱ق، ج۳، ص۳۳۲؛ صافی اصفهانی، ترجمه، شرح و تعلیقات بر الموجز فی اصول الفقه، ۱۳۹۴ش، ج۲، ص۹۷.
- ↑ علیدوست، فقه و عرف، ۱۳۸۴ش، ص۱۲۱.
- ↑ بنازاده، «کارکرد عرف در استنباط احکام شرعی با تأکید بر نظر امام خمینی»، ص۲۹.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به کاظمی خراسانی، فوائد الاصول (تقریرات درس خارج اصول میرزای نائینی)، ۱۳۷۶ش، ج۳، ص۱۹۲؛ سیفی مازندرانی، بدایع البحوث فی علم الاصول، ۱۴۳۶ق، ج۱، ص۳۳۷.
- ↑ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۰.
- ↑ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۰-۱۱.
- ↑ مظفر، اصول الفقه، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۱۵۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به اصفهانی، حاشیة المکاسب، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۰۴.
- ↑ علیدوست، فقه و عرف، ۱۳۸۴ش، ص۱۲۲.
- ↑ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۹.
- ↑ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۹.
- ↑ محقق داماد، قواعد فقه، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۵۱.
- ↑ سیفی مازندرانی، مبانی الفقه الفعال فی القواعد الفقهیة الأساسیة، ۱۴۲۵، ج۴، ص۱۲۹.
- ↑ سیفی مازندرانی، مبانی الفقه الفعال فی القواعد الفقهیة الأساسیة، ۱۴۲۵، ج۴، ص۱۲۹.
- ↑ فاضل لنکرانی، القواعد الفقهیة، ۱۳۸۳ش، ص۲۲۲.
- ↑ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۳.
- ↑ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۳.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به امام خمینی، کتاب البیع، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۳۸.
- ↑ مظفر، اصول الفقه، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۱۵۳؛ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۱.
- ↑ هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۲۳۴.
- ↑ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۵.
- ↑ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۵.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۱۸، ص۲۲.
- ↑ عبد الساتر، بحوث فی علم الاصول، الدار الإسلامیة، ج۹، ص۱۹۷؛ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۵.
- ↑ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۱۸.
- ↑ سیفی مازندرانی، بدایع البحوث فی علم الاصول، ۱۴۳۶ق، ج۲، ص۲۰.
- ↑ سیفی مازندرانی، بدایع البحوث فی علم الاصول، ۱۴۳۶ق، ج۲، ص۲۰.
- ↑ سیفی مازندرانی، بدایع البحوث فی علم الاصول، ۱۴۳۶ق، ج۲، ص۲۰.
- ↑ سیفی مازندرانی، بدایع البحوث فی علم الاصول، ۱۴۳۶ق، ج۲، ص۲۰.
- ↑ سیفی مازندرانی، بدایع البحوث فی علم الاصول، ۱۴۳۶ق، ج۲، ص۲۰.
- ↑ سیفی مازندرانی، بدایع البحوث فی علم الاصول، ۱۴۳۶ق، ج۲، ص۲۰.
- ↑ سیفی مازندرانی، بدایع البحوث فی علم الاصول، ۱۴۳۶ق، ج۲، ص۲۰-۲۱.
- ↑ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۲۲.
- ↑ سیفی مازندرانی، بدایع البحوث فی علم الاصول، ۱۴۳۶ق، ج۲، ص۳۲.
- ↑ سیفی مازندرانی، بدایع البحوث فی علم الاصول، ۱۴۳۶ق، ج۲، ص۳۲.
- ↑ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۶۰-۶۲.
- ↑ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۶۰.
- ↑ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۶۱.
- ↑ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۶۱.
- ↑ سیفی مازندرانی، بدایع البحوث فی علم الاصول، ۱۴۳۶ق، ج۲، ص۳۷.
- ↑ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۶۴.
- ↑ جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، ۱۴۴۴ق، ص۶۸.
- ↑ آخوند خراسانی، کفایة الاصول، ۱۴۳۷ق، ج۲، ص۸۰؛ هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس خارج اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۲۴۴.
- ↑ هاشمی شاهرودی، بحوث فی علم الاصول (تقریرات درس خارج اصول سید محمدباقر صدر)، ج۴، ص۲۴۱.
- ↑ آخوند خراسانی، کفایة الاصول، ۱۴۳۷ق، ج۲، ص
یادداشت
- ↑ چیزی که شارع آن را برای کشف و رسیدن به حکم شرعی، اعتبار بخشیده است. مانند خبر واحد ثقه.(جمعی از نویسندگان، فرهنگنامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۲۴۱.)
- ↑ منظور از سیره مورد امضای شارع یا سیره امضایی، سیرهای است که در عصر شارع جاری بوده و نسبت به آن سکوت کرده و یا ردع و منعی نسبت به آن نداشته است.(مظفر، اصول الفقه، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۱۵۳؛ بحرانی، المعجم الاصولی، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۱۸۱.)
منابع
- جمعی از نویسندگان، الفائق فی الاصول، قم، مرکز مدیریت حوزههای علمیه، ۱۳۹۷ش.
- صدر، محمد باقر، دروس فی علم الاصول، قم، موسسه نشر اسلامی.
- صدر، محمد باقر، بحوث فی علم الاصول، تقریرات محمود حسینی شاهرودی، قم، موسسه دایره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت، قم، چاپ سوم.
- ملکی اصفهانی، فرهنگ اصطلاحات اصول، قم، نشر عالمه، ۱۳۷۹ش.