صیغه ازدواج

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از صیغه عقد)
پرش به: ناوبری، جستجو

صیغه ازدواج، الفاظی که با گفتن آنها زن و مرد به همسری هم درمی‌آیند. به نظر بسیاری از فقیهان شیعه صیغه ازدواج باید به عربی صحیح خوانده شود. صیغه ازدواج موقت شبیه صیغه ازدواج دائم است با این تفاوت که در صیغه موقت علاوه بر مهریه ، مدت ازدواج نیز باید بیان شود. گاهی اوقات صیغه ازدواج فقط برای محرمیت (بدون بهره جنسی) خوانده می‌شود که به آن صیغه محرمیت می‌گویند. در صحیح‌بودن چنین صیغه‌ای بین فقها اختلاف است.

صیغه ازدواج

صیغه ازدواج عبارت است از الفاظی که به واسطه آن زن و مرد به ازدواج یکدیگر در می‌آیند.[۱] صیغه عقد ازدواج تنها با ایجاب و قبولی که به زبان آید، ثابت می‌شود و صرف رضایت باطنی کافی نیست.[۲] ایجاب به معنای پیشنهاد انجام یک معامله به شخص دیگر است.[۳] قبول نیز عبارت است از رضایت به پیشنهادی که برای آن معامله داده شده است.[۴]

الفاظ ایجاب که توسط زن خوانده می‌شود[۵] عبارت است از: «زَوَّجْتُكَ» یا «أنْکَحْتُكَ».[۶] برخی از فقها لفظ «مَتَّعْتُكَ» را نیز صحیح دانسته‌اند.[۷] الفاظ قبول که توسط مرد خوانده می‌شود[۸] عبارت است از: «قَبِلْتُ التَزْویج»، «قَبِلْتُ النِّکاح»، «قَبِلْتُ التَزْویج و النِّکاح» یا «تَزَوَّجْتُ».[۹]

اقسام

صیغه عقد ازدواج بر دو قسم است: دائم و موقت.[۱۰]در صیغه عقد دائم تنها باید مهریه ذکر شود؛ اما در صیغه عقد موقت علاوه بر مهریه، مدت ازدواج نیز باید بیان شود.[۱۱]

دائم

در صیغه عقد دائم اگر خود زن و مرد صیغه را بخوانند، ابتدا زن می‌گوید: «زَوَّجْتُكَ نَفْسِی عَلىَ الصِّداقِ الْمَعْلُومِ» یعنی خودم را بر طبق مهریه تعیین شده، به همسری تو درآوردم. مرد نیز بلافاصله بگوید: «قَبِلْتُ التَزْوِیجَ عَلىَ الصِّداقِ المَعْلُوْمِ» یعنی این ازدواج را بر طبق مهریه‌ معین شده، قبول کردم. یا اینکه فقط بگوید: «قَبِلْتُ التَّزْوِیجَ»و قصدش همان ازدواج با مهر معین باشد.[۱۲]

در صورتی که زن و مرد شخص دیگری را وکیل کنند که صیغه عقد را بخواند، چنانچه مثلا اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد، وکیل زن بگوید: «زَوَّجْتُ مُوَكِّلَتِی فاطِمَةَ مُوَكِّلَكَ أَحْمَدَ عَلىَ الصَّداقِ الْمَعْلُومِ» یعنی موکلم فاطمه را به عقد موکل تو احمد با مهریه معلوم درآوردم. و بلافاصله وکیل مرد بگوید: «قَبِلْتُ التَزْوِیجَ لِمُوَكِّلِی أَحْمَدَ عَلَى الصِّداقِ المَعْلُومِ» یعنی این ازدواج را برای موکلم احمد با مهریه معلوم قبول کردم.[۱۳]

موقت

در صیغه ازواج موقت اگر خود زن و مرد صیغه را بخوانند، بعد از آنکه مدت ازدواج و مهریه را معین کردند، زن بگوید: «زَوَّجْتُكَ نَفْسِي فِي المُدَّةِ المَعْلُومَةِ عَلَی المَهْرِ المَعْلُومِ». یعنی خودم را در مدت معین و مهریه معین به همسری تو درآوردم. بعد بدون فاصله مرد بگوید: ««قَبِلْتُ».[۱۴]

اگر زن و مرد برای خواندن صیغه عقد وکیل انتخاب کنند، اول وكيل زن به وكيل مرد بگويد: «زَوَّجْتُ مُوَكِّلَتِي مُوَكِّلَكَ فِي المُدَّةِ المَعْلُومَةِ عَلَى المَهْرِ المَعْلُومِ» یعنی موکل خود را به عقد موکل تو با مدت معلوم و مهریه معلوم درآوردم. سپس بدون فاصله وكیل مرد بگوید: «قَبِلْتُ التَّزْوِيجَ لِمُوَكِّلِي هكَذا» یعنی این ازدواج را به صورتی که گفته شد، قبول کردم.[۱۵]

خطبه عقد

از مستحبات صیغه عقد، خواندن خطبه پیش از صیغه عقد است. [۱۶] در این خطبه، حمد و ستایش خدا و درود و ثنای پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) ذکر می‌شود.[۱۷] خطبه‌های ازدواج پیامبر(ص) با خدیجه، علی(ع) با فاطمه(س) و سایر امامان شیعه در کتاب‌های فقهی و حدیثی نقل شده است.[۱۸]

پیامبر اسلام(ص) قبل از ازدواج علی (ع) و فاطمه (س) خطبه زیر را خواند:

«الحمدلله الذی رفع السمآء فبناها، وبسط الارض فدحاها، وأثبتها بالجبال فأرسیها، أخرج منها ماءها و مرعیها، الذی تعاظم عن صفات الواصفین...أیها الناس إنما الانبیاء حجج الله فی أرضه، الناطقون بکتابه، العاملون بوحیه، إن الله عزوجل أمرنی أن ازوج کریمتی فاطمة بأخی وابن عمی و أولی الناس بی‌ علی بن أبی‌طالب، و [أن] قد زوجه فی السماء بشهادة الملائکة، وأمرنی أن ازوجه واشهدکم علی ذلک».[۱۹]

شرایط صیغه عقد

صیغه عقد چند شرط دارد:

  • صیغه عقد ازدواج باید به عربی خوانده شود.[۲۰] هر چند برخی فقها صیغه غیر عربی را نیز درست دانسته اند مشروط به اینکه از الفاظی استفاده شود که معنای «زَوَّجْتُ» و «قَبِلْتُ» را برساند.[۲۱]
  • کسی که صیغه را می‌خواند، باید قصد انشاء داشته باشد.[۲۲] یعنی هنگام خواندن صیغه عقد قصدش ایجاد همسری بین زن و مرد باشد.[۲۳]
  • کسی که صیغه را می‌خواند باید بالغ و عاقل باشد.[۲۴]
  • کسی که صیغه عقد را می‌خواند در موقع عقد، زن و شوهر را معین کند. مثلا اسم آنها را ببرد یا به آنها اشاره کند.[۲۵]
  • زن و مرد باید به خواندن صیغه عقد رضایت داشته باشند.[۲۶]
  • بین صیغه ایجاب و قبول نباید فاصله‌ بیافتد.[۲۷]
  • صیغه عقد باید به صورت صحیح خواند شود.[۲۸] اگر در عقد یک حرف اشتباه خوانده شود که معنا را عوض کند، عقد باطل است.[۲۹]
  • واجب نیست لفظى كه مرد مى گوید با لفظى كه زن مى گوید مطابق باشد، مثلا اگر زن «زَوَّجْتُ» مى گوید مرد هم «قَبِلْتُ التَزْوِیجَ» بگوید.[۳۰]

صیغه محرمیت

نوشتار اصلی: صیغه محرمیت

صیغه عقد ازدواجی که هدف از خواندن آن صرف ایجاد محرمیت (بدون بهره جنسی) است. به عنوان مثال مردی برای محرم شدن با زنی، با دختر او -که معمولا در این گونه موارد دختر بچه انتخاب می‌شود- با اذن ولیّ، برای مدتی کوتاه -مثلا یک ساعت- صیغه ازدواج موقت می‌خواند تا مادر این دختر مادرزن او به شمار رود و برای همیشه به او محرم گردد.[۳۱]

در صحت چنین عقدی، بین فقها اختلاف وجود دارد.[۳۲] برخی آن را مطلقا صحیح دانسته‌اند.[۳۳]در مقابل برخی دیگر این نوع صیغه را یا مطلقا صحیح ندانسته‌اند[۳۴] و یا با وجود شرایطی آن را صحیح دانسته‌اند.[۳۵]

پانویس

  1. رجوع کنید به: امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۵۷۸.
  2. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۸۵۱.
  3. رجوع کنید به: انصاری و طاهری، دانشنامه حقوق خصوصی، ۱۳۸۴ش، ج۳، ص۱۵۰۷.
  4. رجوع کنید به: انصاری و طاهری، دانشنامه حقوق خصوصی، ۱۳۸۴ش، ج۳، ص۱۵۰۷.
  5. رجوع کنید به: امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۵۸۱.
  6. شوشتری، النجعة‌ فی شرح اللمعة، ۱۳۶۹ش، ج۸، ص۳۳۶.
  7. شوشتری، النجعة‌ فی شرح اللمعة، ۱۳۶۹ش، ج۸، ص۳۳۶.
  8. رجوع کنید به: امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۵۸۱.
  9. شوشتری، النجعة‌ فی شرح اللمعة، ۱۳۶۹ش، ج۸، ص۳۳۶.
  10. امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۵۷۸.
  11. امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۵۷۸.
  12. امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۵۸۱.
  13. امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۵۸۱.
  14. امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۵۸۳.
  15. امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۵۸۳.
  16. بابازاده، مراسم عروسی، ۱۳۷۹ش، ص۱۰۸.
  17. بابازاده، مراسم عروسی، ۱۳۷۹ش، ص۱۰۸.
  18. برای نمونه مراجعه کنید به: مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۳، ص ۲۶۹؛ کلینی، الفروع من الکافی، ۱۳۶۷ش، ج۵، ص۳۷۰.
  19. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۳، ص۲۶۹-۲۷۰.
  20. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۸۵۱.
  21. امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۵۸۵.
  22. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۸۵۲.
  23. امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۵۸۴.
  24. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۸۵۳.
  25. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۸۵۴.
  26. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۸۵۱.
  27. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۸۵۳.
  28. امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۵۸۷.
  29. امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۵۸۷.
  30. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۸۵۲.
  31. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه، ۱۳۹۲ش، ج۵، ص۱۲۴.
  32. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه، ۱۳۹۲ش، ج۵، ص۱۲۵.
  33. بحرانی، الدرر النجفیة، ۱۴۲۳ق، ج۳، ۲۰۵-۲۲۰؛ نجفی، جواهر الکلام، دار احیاء التراث العربی، ج۲۹، ۲۱۳-۲۱۴.
  34. میرازی قمی، جامع الشتات، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۴۶۲-۴۶۸.
  35. شیخ انصاری، صراط النجاة، ۱۳۷۳ش، ص۲۴۴.

منابع

  • امام ‌خمينى، سيد روح الله، توضیح المسائل(مُحَشّی)، تحقیق سيد محمد حسين بنى هاشمى خمينى‌، قم، ‌دفتر انتشارات اسلامى، چاپ اول، ۱۳۹۲ش.
  • انصاری، مسعود و طاهری، محمدعلی، دانشنامه حقوق خصوصی، تهران، انتشارات محراب فکر، چاپ اول، ۱۳۸۴ش.
  • بابازاده، علی اکبر، مراسم عروسی، قم، مراسم عروسی، چاپ سوم، ۱۳۷۹ش.
  • بحرانی، یوسف بن احمد، الدرر النجفیّة من المُلتَقطات الیوسفیّة، بیروت، دار المصطفی لإحیاء التراث، ۱۴۲۳ق.
  • شوشتری، محمد تقی، النجعة‌ فی شرح اللمعة، تصحیح علی اکبر غفاری، تهران، مکتبة الصدوق، ۱۳۶۹ش.
  • شیخ انصاری، مرتضی، صراط النجاة، تحقیق محمد حسین فلاح زاده، قم، کنگره بزرگداشت دویستمین سالگرد تولد شیخ اعظم انصاری، ۱۳۷۳ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الفروع من الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۶۷ش.
  • مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الأطهار، بیروت، موسسة الوفاء، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • میرزای قمی، ابوالقاسم بن محمدحسن، جامع الشتات، تهران، موسسه کیهان، ۱۳۷۱ش.
  • نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، بیروت، دار احیاء التراث العربی، الطبعة السابعة، بی تا.
  • هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم، موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی، چاپ اول، ۱۳۹۲ش.
  • یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.