پرش به محتوا

تفسیر قرآن

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه

تفسیر قرآن، دانش و فرایند فهم و توضیح معانی آیات قرآن است. تفسیر از زمان پیامبر اسلام(ص) آغاز شد و در دوره‌های بعد با گسترش دانش‌های اسلامی توسعه یافت. پیامبر(ص)، امام علی(ع) و شماری از صحابه از نخستین مفسران قرآن به شمار می‌روند و پس از آنان، تابعین به تفسیر آیات پرداختند.

در دوره‌های بعد، روش‌ها و گرایش‌های مختلفی در تفسیر قرآن پدید آمد. تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر مأثور و تفسیر اجتهادی از مهم‌ترین روش‌های تفسیر قرآن‌اند. همچنین تفسیرهای ادبی، علمی، فلسفی، عرفانی، فقهی، تاریخی و کلامی از مهم‌ترین گرایش‌های تفسیری به شمار می‌روند. تفسیر قمی، التبیان، مجمع البیان، تفسیر الصافی و المیزان از مشهورترین تفاسیر شیعه‌اند.

مفهوم‌شناسی

«تفسیر» در اصطلاح مفسران، به معنای رفع ابهام از الفاظ و روشن کردن معنای آنهاست.[۱] سید محمدحسین طباطبایی، در تفسیر المیزان، تفسیر را بیان معانی آیات قرآن و پرده‌برداشتن از اهداف و مقاصد آن دانسته است.[۲] تفسیر در لغت از ریشه «فسر» گرفته شده و به معنای آشکارکردن امر پوشیده یا کشف و اظهار معنای معقول است.[۳]

مرتضی مطهری، تفسیر را از علومی می‌داند که پس از علم قرائت در جامعه اسلامی پدید آمد و گسترش یافت.[۴]

مفسر قرآن کسی است که که بر اساس منابع و قرائن معتبر، به تبیین معنا و مقصود آیات قرآن می‌پردازد.[۵] از نظر شیعه، پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) مفسران حقیقی قرآن و از مصادیق حقیقی راسخان در علم هستند که به محکم و متشابهات قرآنی آگاهند.[۶]

تفاوت تفسیر با تأویل

به‌گزارش محمدهادی معرفت، قرآن‌پژوه شیعه، دو واژه تفسیر و تأویل در دوره‌های نخستین به‌صورت مترادف به‌کار می‌رفتند، اما در دوره‌های بعد میان آنها تفاوت گذاشته شد. بر اساس این تمایز، تفسیر به رفع ابهام از لفظ دشوار یا نارسا گفته می‌شود، در حالی که تأویل افزون بر رفع ابهام، به دفع شبهه از ظاهر الفاظی می‌پردازد که ممکن است موجب پوشیده‌ماندن معنای مقصود و غرض گوینده شود.[۷]

نیاز به تفسیر قرآن

قرآن در آیاتی مانند آیه ۲۴ سوره محمد و آیه ۱۷ سوره قمر، انسان‌ها را به تدبر در آیات خود دعوت کرده است.[۸] بااین‌حال، همه معانی قرآن در یک سطح از روشنی قرار ندارند و برخی آیات، به‌ویژه در زمینه مفاهیم دقیق، احکام و آموزه‌هایی که به‌صورت اجمالی بیان شده‌اند، نیازمند توضیح و تبیین‌اند. ازاین‌رو، در عصر پیامبر(ص)، بخشی از معانی و جزئیات آموزه‌های قرآن به‌وسیله آن حضرت برای مسلمانان تبیین می‌شد و پس از او نیز می‌بایست صحابه و دانشمندان مسلمان به تفسیر آیات بپردازند.[۹]

تاریخچه تفسیر قرآن

صفحه‌ای از تفسیر ابن عباس - نسخۀ خطی ایاصوفیا

تاریخ تفسیر قرآن در دوره نخستین اسلام معمولاً در سه دوره عصر پیامبر(ص)، عصر صحابه و عصر تابعین بررسی می‌شود.

تفسیر قرآن در عصر پیامبر(ص)

مفسران، پیامبر(ص) را نخستین مفسر قرآن دانسته‌اند.[۱۰] به‌گفته ابن‌خلدون، اگرچه قرآن به زبان عربی و مطابق با شیوه بیان آن زبان نازل شد و عرب‌زبانان بخشی از معانی آن را درمی‌یافتند، پیامبر(ص) آیات دشوار را برای آنان تبیین می‌کرد و به توضیح احکام و معارف قرآن می‌پرداخت.[نیازمند منبع]

تفسیر قرآن در عصر صحابه

پس از رحلت رسول خدا(ص)، صحابه با تکیه بر آموخته‌های خود از آن حضرت و دانش زبانی و آگاهی از زمینه نزول آیات، به تفسیر قرآن می‌پرداختند.[۱۱] علی بن ابی‌طالب(ع)، عبدالله بن مسعود، ابی بن کعب و عبدالله بن عباس از مشهورترین مفسران صحابه بودند.[۱۲] زرکشی، علی بن ابی‌طالب(ع) و پس از او ابن‌عباس را از سرآمدان مفسران صحابه دانسته است.[۱۳] به‌گفته سید محمدحسین طباطبایی، در تفسیر المیزان، آنان گاهی مطالبی را که از پیامبر(ص) درباره معانی آیات شنیده بودند، به‌صورت روایت نقل می‌کردند.[۱۴]

تفسیر قرآن در عصر تابعین

تابعین، که از مفسران صحابه دانش آموخته بودند، به تفسیر قرآن ادامه دادند.[۱۵] مجاهد بن جبر، عطاء بن ابی‌رباح، عکرمه و سعید بن جبیر از مفسران مشهور این دوره به شمار می‌روند.[۱۶] آنان از شاگران ابن‌عباس در مکتب تفسیری مکه بودند.[۱۷]

روش‌های تفسیر قرآن

مفسران قرآن از روش‌های مختلفی برای فهم و توضیح آیات استفاده کرده‌اند، از جمله:

تفسیر قرآن به قرآن

تفسیر قرآن به قرآن، روشی است که در آن برای فهم یک آیه، از آیات دیگری که با آن ارتباط معنایی دارند استفاده می‌شود.[۱۸] این روش بر بررسی و تطبیق آیات با یکدیگر و استفاده از آنها برای تبیین و فهم یکدیگر استوار است..[۱۹]

گفته شده است که این روش از زمان پیامبر اسلام(ص) به کار رفته و آن حضرت نیز در تفسیر برخی آیات از آیات دیگر استفاده کرده است.[۲۰] برخی مفسران نیز با استناد به روایات،[۲۱] این روش را از روش‌های تفسیری امامان شیعه(ع) دانسته‌ان.[۲۲]

آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن اثر محمدجواد بلاغی، المیزان نوشته‌ سید محمدحسین طباطبایی، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن والسنه تألیف محمد صادقی تهرانی و تسنیم تألیف عبدالله جوادی آملی از تفاسیری هستند که با این روش نوشته شده‌اند.[۲۳]

تفسیر مأثور

تفسیر مأثور یا روایی روشی است که در آن برای فهم و توضیح آیات قرآن از روایات استفاده می‌شود. در تفاسیر روایی شیعه، از روایات پیامبر اسلام(ص) و امامان شیعه(ع) استفاده شده است[۲۴] برخی مفسران شیعه این روایات را از مهم‌ترین منابع فهم قرآن دانسته‌اند؛[۲۵] با این حال، روایات جعلی هم در میان احادیث تفسیری گزارش شده است.[۲۶]

تفسیر عیاشی، تفسیر قمی، تفسیر نورالثقلین و تفسیر البرهان از تفاسیر روایی شیعه و تفسیر الدر المنثور، اثر جلال‌الدین سیوطی از تفاسیر روایی اهل‌سنت به شمار می‌روند.[۲۷] به گفته محمدهادی معرفت، مهمترین آثار تفسیری در جهان اسلام، ابتدا با تکیه بر روایات تفسیری شکل گرفته است.[۲۸]

تفسیر اجتهادی

تفسیر اجتهادی روشی است که در آن مفسر با استفاده از استدلال به فهم و توضیح آیات می‌پردازد و تنها به نقل روایات تکیه نمی‌کند.[۲۹] به‌گفته محمدهادی معرفت این روش از زمان تابعین آغاز شد. با گذشت زمان و با تنوع علوم و معارف در جوامع اسلامی گسترش یافت.[۳۰] برخی عالمان با این روش مخالفت کرده و آن را نوعی تفسیر به رأی دانسته‌اند؛[۳۱] در مقابل، برخی دیگر آن را روشی معتبر برای فهم عمیق‌تر معانی قرآن شمرده‌اند.

گرایش‌های تفسیری

تفسیر ادبی

رویکردی در تفسیر قرآن است که در آن برای فهم آیات از علوم ادبی زبان عربی، مانند صرف، نحو، بلاغت و واژه‌شناسی، استفاده می‌شود.[۳۲] تفسیر مجمع البیان تألیف طبرسی، مفسیر شیعه و الكشاف اثر زمخشری، مفسر اهل‌سنت که هر دو در قرن ششم قمری نوشته شده‌اند، از تفاسیر ادبی قرآن به شمار می‌روند.[۳۳]

تفسیر علمی

رویکردی در تفسیر قرآن است که در آن از اصطلاحات و نظریه‌های علمی برای تبیین آیات استفاده می‌شود و مفسر می‌کوشد برخی علوم و یافته‌های علمی را از قرآن استخراج کند.[۳۴] نشان دادن سازگاری علم و دین نیز از اهداف برخی مفسران این رویکرد بوده است[۳۵] این رویکرد با تأثیر از کشفیات جدید در علوم تجربی پدید آمد.[۳۶] کتاب الجواهر فی تفسیر القرآن، تألیف طنطاوی جوهری، مفسر اهل‌سنت در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری، از مشهورترین تفاسیر علمی قرآن به شمار می رود.[۳۷]

تفسیر فلسفی

رویکردی در تفسیر قرآن است که در آن از مبانی، تعالیم و استدلال‌های فلسفی برای فهم و تبیین آیات قرآن استفاده می‌شود.[۳۸]

تفسیر عرفانی

فهم مقاصد الهی از آیات بر اساس مبانی دینی، قواعد استنباط و معرفت عرفانی است.[۳۹] این رویکرد بر تأویل و توجه به باطن آیات تأکید دارد[۴۰] و تهذیب نفس و شهود عرفانی را در فهم آنها مؤثر می‌دان.[۴۱] بر اساس این دیدگاه، دستیابی به معانی باطنی آیات از طریق رفع موانع و حجاب‌های قلب و اشراق درون حاصل می‌شود.[۴۲] کشف الاسرار میبدی و لطائف الاشارات قشیری از معروف‌ترین تفاسیر عرفانی به شمار می‌روند.[۴۳]

تفسیر فقهی

نوعی تفسیر قرآن که تنها بر آیات مرتبط با احکام شرعی تمرکز دارد.[۴۴] فقه القرآن اثر قطب الدین راوندی و كنز العرفان فى فقه القرآن اثر فاضل مقداد از تفاسیر فقهی قرآن به شمار می‌روند.[۴۵]

تفسیر تاریخی

رویکردی در تفسیر قرآن است که در آن به نقش تاریخ در فهم معانی و مقاصد آیات قرآن توجه می‌شود.[۴۶] کتاب السنن التاریخیه فی القرآن، نوشته سید محمدباقر صدر از جمله آثاری است در شمار تفاسیر تاریخی قرآن قرار گرفته است.[۴۷]

تفسیر کلامی

از گرایش‌های تفسیر اجتهادی و عقلی قرآن است که در آن مفسر با تکیه بر استدلال‌های عقلی و مباحث کلامی، به تبیین و دفاع از باورهای اعتقادی می‌پردازد و می‌کوشد آموزه‌های کلامی را از آیات قرآن استخراج یا آنها را با آیات قرآن تثبیت کند.[۴۸]

تفسیر رمزی

از رویکردهای تفسیر قرآن است که بر معانی باطنی و تأویلی آیات تمرکز دارد و آیات را رمزهایی می‌داند که فراتر از ظاهر الفاظ، به حقایق عمیق‌تر اشاره می‌کنند.[۴۹] از تفسیر رمزی با عناوینی همچون تفسیر باطنی،[۵۰] عرفانی،[۵۱] اِشاری[۵۲] و صوفی[۵۳] نیز یاد شده است.

شیوه‌های تنظیم تفسیر

تفاسیر قرآن از نظر نحوه تنظیم مطالب نیز به گونه‌های مختلفی تقسیم می‌شوند. در تفسیر ترتیبی، آیات به ترتیب سوره‌های قرآن بررسی می‌شوند. در تفسیر موضوعی، آیات مرتبط با یک موضوع در کنار یکدیگر بررسی می‌شوند. تفسیر تطبیقی یا مقارن نیز به مقایسه دیدگاه‌های مختلف درباره آیات یا موضوعات قرآنی می‌پردازد.

علوم و معارف پیش‌نیاز برای تفسیر قرآن

اولین پیش‌نیاز برای تفسیر قرآن را علوم عربی مانند علم لغت، صرف و نحو و بلاغت دانسته‌اند.[۵۴] همچنین علومی مانند علم حدیث، علم قرائت، علم کلام، فقه و اصول فقه را از علومی دانسته‌اند که فراگیری آن‌ها برای تفسیر قرآن مورد نیاز است.[۵۵] علاوه بر آن بر مفسر لازم است که علوم قرآنی و مواردی همچون اسباب نزول، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه قرآن و مکی و مدنی را بشناسد.[۵۶]

تفسیر به رأی

تفسیر به رأی را به تحمیل عقاید شخصی یا گروهی بر قرآن تعریف کرده‌اند.[۵۷] برخی تفسیر به رأی را به دو نوع تفسیر به رأی مقبول و ممدوح و تفسیر به رأی ممنوع تقسیم کرده و معتقدند روایاتی که در مذمت تفسیر به رأی آمده، ناظر به قسم ممنوع آن است.[۵۸]

منظور از تفسیر به رأی ممدوح و مقبول این است که مفسر با کلام عرب و اقسام دلالت آن آشنا بوده و در مقام تفسیر نیز بر اسباب نزول و ناسخ و منسوخ آیات و دیگر ابزارها و معارف مورد نیاز برای تفسیر قرآن احاطه داشته باشد و سپس به تفسیر آیات قرآن بپردازد.[۵۹]

برخی از مهمترین تفسیرهای شیعه

برخی از تفسیرهای شیعه به شرح زیر است:

ردیف تفسیر نام مفسر قرن رویکرد تفسیری
۱ تفسیر قمی علی بن ابراهیم قمی سوم هجری روایی و مأثور
۲ التبیان فی تفسیر القرآن شیخ طوسی پنجم هجری
۳ فقه القرآن قطب‌الدین راوندی ششم هجری فقهی
۳ مجمع البیان فضل بن حسن طبرسی ششم هجری ادبی
۴ کنز العرفان فی فقه القرآن فاضل مقداد نهم هجری فقهی
۵ تفسیر الصافی فیض کاشانی یازدهم هجری روایی و مأثور
۶ تفسیر القرآن الکریم ملاصدرا یازدهم هجری فلسفی
۷ البرهان فی تفسیر القرآن سید هاشم بحرانی یازدهم هجری روایی و مأثور
۸ بیان السعادة فی مقامات العبادة سلطان محمد گنابادی سیزدهم و چهاردهم هجری عرفانی
۹ آلاء الرحمن محمدجواد بلاغی چهاردهم هجری
۱۰ المیزان فی تفسیر القرآن سید محمدحسین طباطبایی چهاردهم هجری قرآن به قرآن
۱۱ تفسیر نمونه ناصر مکارم شیرازی پانزدهم هجری
۱۲ تفسیر تسنیم عبدالله جوادی آملی پانزدهم هجری قرآن به قرآن

پانویس

  1. معرفت، تفسیر و مفسران، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۱۷؛ کافیجی، التیسیر، ۱۴۱۹ق، ص۲۱.
  2. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱، ص۴.
  3. ابن‌منظور، لسان العرب، ذیل واژه «‌فسر».
  4. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۱ش، ج۱۴، ص۳۹۷.
  5. رضایی اصفهانی، منطق تفسیر قرآن(۱)، ۱۳۸۷ش، ص۱۱۲.
  6. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۱۳.
  7. معرفت، تفسیر و مفسران، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۲۲-۲۳.
  8. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، انتشارات اسراء، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۳۶؛ معرفت، تفسیر و مفسران، ج۱، ص۱۸.
  9. معرفت، تفسیر و مفسران، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی التمهید، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۱۹.
  10. آملی، تفسیر المحیط الاعظم، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۳۱.
  11. جلالیان، تاریخ تفسیر قرآن کریم، ۱۳۷۸ش، ص۴۶.
  12. معرفت، تفسیر و مفسران، ج۱، ص۱۹۴.
  13. زرکشی، البرهان، ج۲، ص۱۵۷.
  14. طباطبایی، قرآن در اسلام، ۱۳۸۸ش، ص۷۰.
  15. طباطبایی، قرآن در اسلام، ۱۳۸۸ش، ص۷۱.
  16. زرکشی، البرهان، ج۲، ص۱۵۸.
  17. معرفت، تفسیر و مفسران، ج۱، ص۲۸۸؛ جلالیان، تاریخ تفسیر قرآن کریم، ۱۳۷۸ش، ص۷۰.
  18. علامه طباطبایی، المیزان، ۱۲۹۳ق، ج۱، ص۱۱؛ عمید زنجانی، مبانی و روشهای تفسير قرآن، ۱۳۸۷ش، ص۳۶۱.
  19. ابوطبره، المنهج الأثری فی تفسیر القرآن الکریم، ۱۳۷۳ش، ص۶۵.
  20. علامه طباطبایی، المیزان، ۱۲۹۳ق، ج۱، ص۱۴-۱۲؛ سیوطی، الاتقان، ۱۳۹۴ق، ج۴، ص۱۹۶.
  21. برای نمونه نگاه کنید به کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۹۹.
  22. علامه طباطبایی، المیزان، ۱۲۹۳ق، ج۱، ص۱۲؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۱-۶۹.
  23. اسعدی، تفسیرشناسی، ۱۳۹۶ش، ص۳۱۹-۳۱۳.
  24. ایازی، المفسرون: حیاتهم و منهجم، ۱۴۱۴ق، ص۳۶.
  25. ابن عاشور، تفسیر التحریر والتنویر، ۱۹۸۴م، ج۶، ص۴۷، ج۱۴، ص۱۶۳-۱۶۴؛ ایازی، المفسرون: حیاتهم و منهجهم، ۱۴۱۴ق، ص۳۶-۳۷.
  26. معرفت، تفسیر و مفسران، ج۲، ص۲۴؛ ذهبی، التفسیر والمفسرون،‌ دار الکتب الحدیثة، ج۱، ص۱۵۹-۱۶۵.
  27. معرفت، تفسیر و مفسران، ج۲، ص۱۷۶و ۱۸۳ و ۲۱۰ و ۲۱۳ و ۲۰۲-۲۰۳.
  28. معرفت، تفسیر و مفسران، ج۲، ص۱۳۹.
  29. معرفت، تفسیر و مفسران، ج۲، ص۲۲۴.
  30. معرفت، تفسیر و مفسران، ج۲، ص۲۲۴.
  31. سیوطی، الاتقان، ۱۴۲۱ق، ص۴۴۵-۴۴۶.
  32. طیب‌حسینی، «روش تفسیر ادبی»،‌ ۸۰۶؛ احمد ناصح، «تفسیر لغوی و ادبی قرآن از منظر روایات معصومان(ع)»، ص۱۷۹.
  33. حدیدی، تفاسیر ادبی قرآن کریم، ۱۳۹۳ش، ص۱-۲ و ۲۹.
  34. ذهبی، التفسیر و المفسرون، دار إحیاء التراث العربی، ج۲، ص۴۷۴.
  35. معرفت، تفسیر و مفسران، ج۲، ص۴۶۷.
  36. معرفت، تفسیر و مفسران، ج۲، ص۴۶۶.
  37. معرفت، تفسیر و مفسران، ج۲، ص۴۷۷.
  38. اسعدی، «بررسی و تحلیل چیستی، امکان، شرایط و ضرورت فهم فلسفی قرآن»، ص۱۴۱؛ بابایی، «پژوهشی در روایی یا ناروایی تفسیر فلسفی»، ص۶.
  39. اسدی نسب، «مشروعیت و ضرورت تفسیر عرفانی»، ص۷۹.
  40. معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۵۳۶ و ۳۷۳؛ علوی، «جریان شناسی تفسیر عرفانی در اندلس»، ص۲۴۹.
  41. علوی، «جریان شناسی تفسیر عرفانی در اندلس»، ص۲۵۳.
  42. علوی، «جریان شناسی تفسیر عرفانی در اندلس»، ص۲۵۳.
  43. معرفت، تفسیر و مفسران، ج۲، ص۳۸۳.
  44. معرفت، تفسیر و مفسران، ج۲، ص۲۲۸.
  45. معرفت، تفسیر و مفسران، ج۲، ص۲۴۲-۲۴۴.
  46. نکونام، «تفسیر تاریخی قرآن کریم»، ص۴۵.
  47. صدر، السنن التاريخية في القرآن، ۱۴۳۲ق، ص۵۴.
  48. مؤدب، روشهای تفسیر قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۲۴۵؛ جمعی از مؤلفان، تفسیر قرآن (تاریخچه، اصول، روش‌ها)، ۱۳۸۸ش، ص۶۹؛ کریمی‌نیا، «روش‌شناسى تفسير فقهى»، ص۹۰.
  49. دفتر تبلیغات اسلامی، فرهنگ‌نامه علوم قرآن، بی‌تا، ج۱، ص۱۷۹۰.
  50. دفتر تبلیغات اسلامی، فرهنگ‌نامه علوم قرآن، بی‌تا، ج۱، ص۱۷۹۰.
  51. معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۳۴۷ و ۳۵۲-۳۵۳.
  52. رضایی اصفهانی، منطق تفسیر قرآن، قم، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۴۰ و ۲۴۱.
  53. معرفت، التفسیر و المفسرون، دار احیاء التراث العربی، ج۲، ص۵۳۷؛ صغیر، المبادئ العامة، ۱۴۲۰ق، ص۹۰؛ بکری، التعبیر الفنی فی القرآن، ۱۳۹۹ق، ص۱۲۱.
  54. غروی نائینی، ایماندار، «پیش‌نیازهای علم تفسیر بر پایه مقدمه تفاسیر قرآن»، ص۷۸-۸۰.
  55. عقیقی بخشایشی، طبقات مفسران شیعه، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۱۲۷.
  56. غروی نائینی، ایماندار، «پیش‌نیازهای علم تفسیر بر پایه مقدمه تفاسیر قرآن»، ص۸۳.
  57. جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه علوم قرآنی، ۱۳۹۴ش، ص۳۶۵.
  58. ذهبی، التفسیر و المفسرون، دار إحیاء تراث العربی، ج۱، ص۲۶۵ و ۲۸۴ و ۳۶۳.
  59. معرفت، تفسیر و مفسران، ج۱، ص۸۳.

منابع

  • معرفت، محمدهادی، تفسیر و مفسران، ترجمه علی خیاط و علی نصیری ، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی التمهید، ۱۳۷۹ش.
  • کافیجی، محمد بن سلیمان، التیسیر فی قواعد علم التفسیر، قاهره، مکتبة القدسی، ۱۴۱۹ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ق.
  • ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار الصادر، ۱۴۱۴ق.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، بیروت، دار القلم، ۱۴۱۲ق.
  • جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، قم، انتشارات اسراء، ۱۳۹۸ش.
  • جلالیان، حبیب‌الله، تاریخ تفسیر قرآن، تهران، انتشارات اسوه، ۱۳۷۸ش.
  • زرکشی، بدرالدین محمد بن عبدالله، البرهان فی علوم القرآن، بیروت، دار إحیاء الکتب العربیة، ۱۳۷۶ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، قرآن در اسلام، قم، انتشارات بوستان کتاب، ۱۳۸۸ش.
  • عمید زنجانی، عباسعلی، مبانی و روشهای تفسير قرآن، تهران، وزارت فرهنگ و انتشارات اسلامی، ۱۳۸۷ش.
  • ابوطبره، هدی جاسم محمد، المنهج الأثری فی تفسیر القرآن الکریم، قم، انتشارات بوستان کتاب، ۱۳۷۳ش.
  • سیوطی، جلاال‌الدین، الاتقان فی علوم القرآن، بیروت، دار الکتب العربی، ۱۴۲۱ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۷ق.
  • اسعدی، محمد، تفسیرشناسی: مبانی، منابع، قواعد، روش‌ها و گرایش‌ها، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۹۶ش.
  • ایازی، محمدعلی، المفسرون: حیاتهم و منهجم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۴۱۴ق/۱۳۷۳ش.
  • ابن عاشور، محمدطاهر بن محمد، تفسیر التحریر والتنویر، تونس، ۱۹۸۴م.
  • ذهبی، محمدحسین، التفسیر و المفسرون،‌ بیروت، دار الکتب العربیة، بی‌تا.
  • طیب‌حسینی، سید محمود، «روش تفسیر ادبی»، در همایش ملی قرآن‌پژوهی پیشرفت و روش‌شناسی تفسیری (مجموعه مقالات همایش ملی قرآن‌پژوهی).
  • احمد ناصح، علی، «تفسیر لغوی و ادبی قرآن از منظر روایات معصومان(ع)»، در فصلنامه پژوهش‌های ادبی قرآن، سال۱، دوره۱، خرداد ۱۳۹۲ش.
  • حدیدی، حسن، تفاسیر ادبی قرآن کریم، تهران، انتشارات دانشگاه پیام نور، ۱۳۹۳ش.
  • اسعدی، علی‌رضا «بررسی و تحلیل چیستی، امکان، شرایط و ضرورت فهم فلسفی قرآن». فصلنامه علمی‌پژوهشی نقد و نظر، شماره ۱۰۶، ۱۴۰۱ش.
  • اسدی‌نسب، محمد علی، «مشروعیت و ضرورت تفسیر عرفانی»، قبسات، شماره ۱۰۲، ۱۴۰۰ش.
  • بابایی، علی اکبر، «پژوهشی در روایی یا ناروایی تفسیر فلسفی»، پژوهش های قرآنی، شماره۳، شماره۲۶، پاییز ۱۴۰۰ش.
  • علوی، سید محمد، «جریان شناسی تفسیر عرفانی در اندلس»، نشریه نسیم کوثر، شماره ۱۱، سال سوم، زمستان ۱۴۰۲ش.
  • نکونام، جعفر، «تفسیر تاریخی قرآن کریم»، در مجله پژوهش دینی، شماره ۱۹، ۱۳۸۸ش.
  • صدر، سید محمدباقر، السنن التاريخية في القرآن، دمشق، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۳۲ق.
  • مؤدب، رضا، روشهای تفسیر قرآن، قم، دانشگاه قم-انتشارات اشراق، ۱۳۸۰ش.
  • جمعی از مؤلفان، تفسیر قرآن (تاریخچه، اصول، روش‌ها)، تهران، کتاب مرجع، ۱۳۸۸ش.
  • کریمی‌نیا، محمدمهدی، «روش‌شناسى تفسير فقهى»، مجله قرآن و علم، سال ۶، شماره ۱۱، پاییز و زمستان ۱۳۹۱ش.
  • دفتر تبلیغات اسلامی، فرهنگ‌نامه علوم قرآن، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
  • رضایی اصفهانی، محمدعلی، منطق تفسیر قرآن، قم، جامعة المصطفی العالمیة، ۱۳۸۷ش.
  • صغیر، محمدحسین‌علی، المبادئ العامة لتفسیر القرآن الکریم بین النظریة و التطبیق، بیروت، دار المؤرخ العربی، ۱۴۲۰ق.
  • بکری، شیخ امین، التعبیر الفنی فی القرآن، بیروت، دار الشروق، چاپ سوم، ۱۳۹۹ق.
  • غروی نائینی، نهله و حمید ایماندار، «پیش‌نیازهای علم تفسیر بر پایه مقدمه تفاسیر قرآن»، پژوهش‌های قرآن و حدیث، شماره ۲، پاییز و زمستان ۱۳۸۹ش.
  • عقیقی بخشایشی، عبدالرحیم، طبقات مفسران شیعه، قم، دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۱ش.
  • جمعی از نویسندگان، فرهنگ‌نامه علوم قرآنی، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۴ش.