مقاله قابل قبول
رده ناقص
بدون ناوبری
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع خوب
شناسه ارزیابی نشده

حسن و قبح

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از حسن و قبح عقلی)
پرش به: ناوبری، جستجو
اعتقادات شیعه
‌خداشناسی
توحید توحید ذاتی • توحید صفاتی • توحید افعالی • توحید عبادی • صفات ذات و صفات فعل
فروع توسل • شفاعت • تبرک
عدل (افعال الهی)
حُسن و قُبح • بداء • امر بین الامرین
نبوت
خاتمیتپیامبر اسلام  • اعجاز • عدم تحریف قرآن
امامت
باورها عصمت • ولایت تكوینی • علم غیب • خلیفة الله • غیبتمهدویتانتظار فرجظهور • رجعت
امامان
معاد
برزخ • معاد جسمانی • حشر • صراط • تطایر کتب • میزان
مسائل برجسته
اهل بیت • چهارده معصوم • تقیه • مرجعیت

حُسن و قُبح، اصطلاحی در کلام اسلامی که ناظر به ارزش هنجاری اعمال است و بنا بر اختلاف مذاهب می‌تواند تنها برآمده از شرع تلقی گردد، یا فراتر از آن به عنوان حسن و قبح ذاتی یا عقلی معنا داشته باشد. بر اساس نظر مشهور نزد مذهب اهل عدل حسن و قبح افعال، ذاتی است، در حالی که مذاهبی همچون اشعری، آن را محدود به حسن و قبح شرعی شمرده‌اند. مبحث حسن و قبح در ادامه به حوزه اصول فقه نیز راه یافته، در ذیل مباحث عقل مطرح بوده است.

پیشینه

مفهوم حسن و قبح و تبیین نسبت آنها با دین و احکام شرع از دیرباز یکی از مباحث جدی و مناقشه برانگیز نزد متفکران مسلمان، از جمله فلاسفه و اصولیان و به ویژه متکلمان بوده است.

متفکران شیعه و معتزله که به اهل عدل معروفند، از مبنای عقلی تحسین و تقبیح دفاع کرده‌اند اما اشاعره مبنای عقلی تحسین و تقبیح را نپذیرفته، مبنای شرعی را مطرح کرده‌اند.[۱] در ادامه به صورتی مفصل‌تر این بحث مطرح می‌شود.

در قرآن

نظریه حسن و قبح در قرآن نیامده است اما زمینه‌های طرح آن در آیات مختلف دیده می‌شود و موافقان حسن و قبح ذاتی و مخالفانش هر دو به آیاتی از قران استدلال می‌کنند.

موافقان حسن و قبح ذاتی به آیاتی که از خدا ظلم را نفی می‌کند[۲] و آیاتی که محتوای آن امر ارشادی است[۳] استدلال می‌کنند و مخالفان هم به آیاتی دیگر تمسک می‌نمایند.[۴]

خاستگاه نظریه

طرح مسئله حسن و قبح از نظر تاریخی دو خاستگاه اصلی دارد:

  1. مسئله شر: مسئله شر و تبعات فلسفی آن موضوعی است که در طی هزاره‌ها چالش برانگیز بوده است. یکی از جوانبی که مسئله شر را به حسن و قبح ربط می‌دهد، رابطه شر اخلاقی با شر طبیعی است؛ سنت آگوستین از متکلمان مسیحی (۳۵۴ - ۴۳۰م)، حدود دو قرن پیش از اسلام، شر را به دو قسم تقسیم کرده است: شر طبیعی و شر اخلاقی، یعنی شری که برخاسته از اختیار آدمی است.[۵] در واقع اختیار در انسان اقتضا دارد که بپذیریم انسان ابزاری در اختیار دارد که خیر بودن یا شر بودن عمل را بر او معلوم می‌کند که می‌توانیم آن را عقل بنامیم. در واقع همین مبناست که موجب شده است همواره در تاریخ کلام، رابطه‌ای مستقیم میان قول به اختیار و قول به حسن و قبح عقلی وجود داشته است.
  2. مسئله حسن تکلیف: حسن و قبح عقلی تنها برای آن دسته از اندیشمندان قابل طرح است که شریعت را در پیوند با درکی پیشینی و عقلی بدانند. قبل از اسلام در مورد نسبت حسن و قبح با شرع، ثنویه، تناسخیه و براهمه معتقد به حسن و قبح ذاتی[۶] و یهودیان و زردشتیان معتقد به حسن و قبح شرعی بوده‌‌اند.[۷]

حسن و قبح کلامی در سده‌های ۲ و ۳ق

نخستین مطرح‌کننده نظریه حسن و قبح ذاتی ابوالهذیل علاف معتزلی است. وی در کتابی با عنوان صفة الله بالعدل و نفی القبیح[۸] نظریه حسن و قبح ذاتی را مطرح کرد[۹] در مقابل ضرار بن عمرو جبری (درگذشت حدود ۱۹۰ ق/ ۸۰۶م) حسن و قبح شرعی را مطرح نمود.[۱۰]

پرسش‌های اصلی

دو پرسش مهم در مورد حسن و قبح در این مدت مطرح شد.
۱- کدام مرجع درباره حسن و قبح افعال می تواند اعلام نظر کند؟ آیا عقل می‌تواند اعلام نظر کند و یا این که فقط شرع حق اظهار نظر دارد؟
۲- مقصود از آن عقل که به عنوان مرجع تشخیص حسن و قبح عمل می‌کند، چیست و کدام تعریف از عقل مقصود است؟( این پرسش بسیار متأخرتر از طرح اصل مسئله حسن و قبح عقلی مطرح شد)

پاسخ‌های علم کلام

  1. معتزله: ابوعلی جبایی (د ۳۰۳ق / ۹۱۶م) بر این باور است که علم به حسن و قبح ذاتی افعال حتی برای کسانی که به کمال عقل نرسیده‌اند قابل دست یافتن است. ابوعلی بر خلاف بسیاری از متکلمان که حصول علم به حسن و قبح را منوط به کمال عقل می‌دانستند، چنین موضعی اتخاذ گرده است[۱۱]. در مکتب بغدادی معتزله، ابوالقاسم بلخی (درگذشت ۳۱۹ق/ ۹۳۱م) در مباحث جبر و اختیار از الفاظی استفاده می‌کند که ناظر به محدود بودن حیطه تعلق قدرت الهی است؛ وی از کسانی است که در باب تکلیف فعل اصلح را بر خداوند واجب می‌شمارد[۱۲] و در این باب اظهار می‌دارد که قدرت خداوند بر مقدورات بندگان جاری نیست[۱۳].اصحاب معتزله همگی در این مطلب اتفاق نظر دارند که اصول معرفت و شکر نعمت، طبق حکم عقل و پیش از شرع واجب است.[۱۴]
  2. امامیه: موضع امامیه در باب حسن و قبح، با موضع معتزله همسان بوده است[۱۵] اما اختلاف در جزئیات، همانند معتزله، در میان امامیه نیز وجود داشته است. عالمان امامی بسیاری از گذشته تاکنون به این بحث پرداخته‌اند.[۱۶]
  3. اشاعره: ابوالحسن اشعری (درگذشت ۳۲۴ق / ۹۳۶م)، بنیانگذار این مکتب اشعری به صراحت یادآوری می‌کند که بر خداوند جایز است اطفال را در آخرت عذاب کند و حتی اگر چنین کند همچنان عادل خواهد بود.[۱۷]. مستند اشعری در این امر، قدرت فراگیر خداوند است. به باور وی حوزه قدرت عقل محدود به احکام نظری است اما در حوزه احکام عملی، عقل هیچ حکمی درباره حسن و قبح افعال، و انگیختن انسان به فعل و ترک آنها صادر نمی‌کند.[۱۸] بر پایه دیدگاه مشترک اشاعره، اساساً برای قول به وجوب عمل یا ترک عمل، تنها معیار امر خداوند است و نمودِ افعال اعتباری ندارد. بنابراین، حتی اگر عملی به ظاهر قبیح می‌نماید، اگر توسط خداوند انجام گیرد، یا خداوند بر آن امر کند، حَسَن خواهد بود[۱۹]. در میان اشاعره نیز در سده‌های متأخر برخی تدقیق‌ها دیده می‌شود.[۲۰]
  4. ماتریدیه: بنیانگذار این مکتب کلامی، ابومنصور ماتریدی (درگذشت ۳۳۳ق/ ۹۴۵م)، در کتابالتوحید به شیوه‌ای استدلالی، حسن و قبح ذاتی را ثابت کرده است.[۲۱]

تأثیرات نظریه حسن و قبح در دیگر علوم

منطق

در صناعات خمس منطق، در بحث از مبادی جدل، مبادی جواب دهنده «‌ذائعات‌» یا «‌مشهورات حقیقی‌» معرفی می‌شوند که قسم اهم آن اموری است که به حسب عقل عملی ستوده می‌شود - مانند نیک بودن عدل - و در اصطلاح آراء محموده خوانده می‌شود. مثال‌های استفاده شده در کتب منطقی برای آراء محموده با مثال‌های مطرح در حسن و قبح ذاتی انطباق دارد.

فلسفه

مباحث نظام احسن و اصلح ارتباط مستقیمی با مسئله حسن و قبح دارد، اما مشخصاً مباحثی نزدیک به آن چه در آثار متکلمان دیده می‌شود، تنها در دوره‌ای متأخر از فلسفه اسلامی در حاشیه مباحث خیر و شر مطرح شده است.

اصول فقه

در دانش اصول فقه، عقل به مثابه یک دلیل مطرح است و مهم‌ترین مصادیق کاربرد عقل در استخراج احکام شرعی، استفاده از عقل عرفی در مباحث الفاظ و ملازمات و نیز اصول عملیه است. از موارد عمده نزاع میان جریان اخباریه در اواخر سده ۱۲ق/۱۸م، و اصولیانی چون وحید بهبهانی (درگذشت ۱۲۰۶ق/ ۱۷۹۲م) همین جایگاه عقل است.[۲۲]

عرفان

تمام گفت وگو در مباحث حسن و قبح درباره منشأ شناختی است که متعلق آن ارزش گذاری اعمال انسانی باشد؛ برای قائلان به حسن و قبح شرعی، این شناخت منحصر به سمع و وحی است و برای مخالفان ایشان، عقل هم در این زمینه دریافتهایی معتبر دارد. می‌توان گفت از هنگامی که در حوزه معارف اسلامی، وجود یک منشأ سوم برای شناخت تأیید شده، این تقابل به یک مثلث تبدیل شده است. این منشأ سوم، اشراق و عرفان است و با وجود آن که تعبیری به صورت حسن و قبح عرفانی، مأنوس و جاافتاده نیست، ولی عملاً چنین نظریه‌ای شکل گرفته است.[۲۳]

صورت‌بندی‌های نظریه حسن و قبح ذاتی

  1. برخی حسن و قبح را وصفی می‌دانند که به عنوان یک اعتبار ثانوی به عمل داده می‌شود و منشأ آن درک نفع و ضرر نوعی بر اساس تربیتی مستمر و وجدانی جمعی است و درک کننده آن نیز عقل عملی است نه عقل نظری.
  2. طیفی از اندیشمندان مانند نصیرالدین طوسی و صدرالدین شیرازی، حسن و قبح افعال را در حیطه وجود شناسی، و به عنوان امری قابل درک با عقل نظری جست وجو می‌کردند.
  3. در میان فیلسوفان معاصر، کسانی چون علامه طباطبائی با مطرح کردن نظریه اعتباریات، در عین این که برای حسن و قبح ذاتی، ارزش وجودشناختی قائل است، آن را از سنخ وجود اعتباری و نه وجود عینی می‌شمارد.[۲۴] طباطبائی با این تحریر از حسن و قبح عقلی، نه تنها فراتر از تحلیل‌های سنتی حسن و قبح به تحلیلی از جنبه روان شناسی فلسفی از مسئله پرداخته، بلکه زمینه کاربردی آن را نیز به نحو محسوسی توسعه داده است.[۲۵]
  4. حائری یزدی هم از سویی جنبه وجودشناختی حسن و قبح ذاتی را به نوعی وجود اعتباری تحلیل کرده و از سوی دیگر، نوعی صورت بندی ارائه کرده است که بتواند حسن مشترک یک فعل را هم برای انسان و هم برای خدا توجیه کند.[۲۶]

پانویس

  1. دانشنامه جهان اسلام، ج۱۳، صص۳۶۳ - ۳۶۶
  2. سوره کهف، آیه۴۹؛ سوره نساء، آیه۴۰؛ سوره یونس، آیه۴۴
  3. سوره شورا، آیه۱۵؛ سوره مائده، آیه۴۲؛ سوره حدید، آیه۲۵
  4. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج۲۰، صص۶۴۳ و ۶۴۴
  5. Augustine, Saint, The Augustine Catechism: The Enchiridion on Faith, Hope and Charity, pp ۶۹ - ۷۲, ch ۱۱.
  6. شهرستانی، محمد، نهایة الاقدام، ص۳۷۱
  7. ابن ندیم، الفهرست، ص۲۰۷
  8. ابن ندیم، ۲۰۴
  9. اشعری، ص۲۴۹، ۵۵۵ - ۵۵۷؛ مانکدیم، ص۳۰۱ - ۳۰۲، ۳۰۵ - ۳۰۷
  10. شهرستانی، ج۱، ص۸۳۱
  11. ابورشید نیشابوری، ص۳۲۶
  12. بغدادی، الفرق بین الفرق، ۱۶۷
  13. فخرالدین رازی، محصل افکار المتقدمین و المتأخرین، ۲۶۰
  14. شهرستانی، ج۱، ص۵۰
  15. مثلاً نگاه کنید: ابن تیمیه، ص۴۷۳
  16. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج۲۰، ص۶۴۹
  17. اشعری، اللمع، ۷۱
  18. نگاه کنید: ابن فورک، ص۳۲، ۲۸۵- ۲۸۶؛ شهرستانی، نهایة الاقدام، ۳۷۱
  19. اشعری، اللمع، ۷۱؛ باقلانی، التمهید، ۳۴۱ - ۳۴۲
  20. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج۲۰، صص۶۴۹ و ۶۵۰
  21. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج۲۰، ص۶۵۰
  22. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج۲۰، صص۶۵۱ و ۶۵۲
  23. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج۲۰، ص۶۵۲
  24. نکـ:طباطبائی، «‌الاعتباریات »، ضمن رسائل سبعة، ص۱۳۴- ۱۳۷ و اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۲، ص۱۹۰- ۱۹۲
  25. ربانی گلپایگانی، «‌حسن و قبح افعال از دیدگاه علامه طباطبائی »، کیهان اندیشه، ش ۶۸، ص۷۴
  26. حائری یزدی، ص۲۰۵؛ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج۲۰، ص۶۵۴


منابع

  • قرآن کریم
  • محمد محسن آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳ / ۱۹۸۳؛
  • ابن باویه محمد، کمال الدین و تمام النعمة، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران ۱۳۹۰ق؛
  • ابن تیمیه عبدالسلام، المسودة فی اصول الفقه، به کوشش محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره ۱۳۸۴ق / ۱۹۶۴م؛
  • ابن سعد محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دار صادر؛
  • ابن سهلان عمر، البصائر النصیریة، قاهره ۱۳۱۶ق / ۱۸۹۸م؛
  • ابن سینا، الاشارات و التنبیهات، به کوشش محمود شهابی، تهران ۱۳۳۹ش
  • _______، النجاة، قاهره، ۱۳۵۷ق / ۱۹۳۸م؛
  • ابن شعبه حسن، تحف العقول، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران ۱۳۷۶ق؛
  • ابن عبدربه احمد، العقد الفرید، به کوشش احمد امین و دیگران، بیروت ۱۴۰۲ق / ۱۹۸۲م؛
  • ابن عدی عبدالله، الکامل، به کوشش یحیی مختار غزاوی، بیروت ۱۴۰۹ق / ۱۹۸۸م؛
  • ابن عربی محیی الدین، الفتوحات المکیة، بولاق، ۱۲۹۳ق؛
  • ابن عساکر علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت / دمشق، ۱۴۱۵ق / ۱۹۹۵م؛
  • ابن فورک محمد، مجرد مقالات الشیخ ابی الحسن الاشعری، به کوشش دانیل ژیماره، بیروت ۱۹۸۶م؛
  • ابن قتیبه عبدالله، عیون الاخبار، قاهره ۱۹۹۶م؛
  • ابن ندیم، کتاب الفهرست، چاپ محمدرضا تجدد، تهران ۱۳۵۰ش؛
  • ابورشید نیشابوری سعید، المسائل فی الخلاف بین البصریین و البغدادیین، به کوشش معن زیاده و رضوان سید، بیروت ۱۹۷۹م؛
  • ابوعلی مسکویه احمد، الحکمة الخالدة (جاویدان خرد)، به کوشش عبدالرحمان بدوی، تهران ۱۳۵۸ش؛
  • ابوالمعالی محمد، بیان الادیان، به کوشش محمدتقی دانش پژوه، تهران ۱۳۷۶ش؛
  • اشعری علی، اللمع، به کوشش ر.ج. مکارتی، بیروت ۱۹۵۳م؛
  • _______، مقالات الاسلامیین، به کوشش هلموت ریتر، ویسبادن، ۱۹۸۰م؛
  • افنان سهیل محسن، واژه نامۀ فلسفی، تهران ۱۳۶۲ش؛
  • امین احمد، فجرالاسلام، قاهره ۱۳۴۷ق / ۱۹۲۸م؛
  • باقلانی محمد، التمهید، به کوشش یوسف مکارتی، بیروت ۱۹۵۷م؛
  • برقی احمد، المحاسن، به کوشش جلال الدین محدث ارموی، تهران ۱۳۳۱ش؛
  • بغدادی عبدالقاهر، اصول الدین، استانبول ۱۳۴۶ق / ۱۹۲۸م؛
  • _________، الفرق بین الفرق، بیروت ۱۴۰۸ق / ۱۹۸۷م؛
  • بیهقی احمد، السنن الکبری، به کوشش محمد عبدالقادر عطا، مکه ۱۴۱۴ق / ۱۹۹۴م؛
  • پاکتچی احمد، مایه‌های فلسفی در میراث ایران باستان، تهران ۱۳۸۶ش؛
  • پزودی محمد، اصول الدین، به کوشش ه‍.پ. لنس، قاهره ۱۴۲۴ق / ۲۰۰۲م؛
  • جابری محمدعابد، بنیة العقل العربی، بیروت ۲۰۰۴م؛
  • _______، تکوین العقل العربی، بیروت ۱۹۹۸م؛
  • _______، العقل الاخلاقی العربی، بیروت ۲۰۰۶م؛
  • _______، العقل السیاسی العربی، بیروت ۱۹۹۵م؛
  • جوینی عبدالملک، الارشاد، به کوشش اسعد تمیم، بیروت ۱۴۰۵ق / ۱۹۸۵م؛
  • حاجی خلیفه، کشف الظنون عن اسامی الکتب و الفنون، به کوشش محمد شرف الدین یالتکایا و رفعت بیلگه، استانبول ۱۹۴۱ – ۱۹۴۳م
  • حارث بن ابی اسامه، مسند، بازسازی بر اساس زوائد نوردالدین هیثمی، به کوشش حسین احمد صالح باکری، مدینه ۱۴۱۳ق / ۱۹۹۲م؛
  • حائری یزدی مهدی، کاوشهای عقل عملی: فلسفه اخلاق، تهران ۱۳۶۱ش؛
  • حسن زاده آملی حسن، ملحقات شرح المنظومه سبزواری، تهران ۱۳۷۹ش؛
  • حمصی محمود، المنقذ من التقلید، قم ۱۴۱۲ق؛
  • خیاط عبدالرحیم، الانتصار، به کوشش نیبرگ، بیروت ۱۹۸۷ – ۱۹۸۸م؛
  • راغب اصفهانی حسین، تفصیل النشأتین و تحصیل السعادتین، بیروت ۱۹۸۳م؛
  • ________، الذریعة الی مکارم الشیعة، به کوشش ابویزید عجمی، قاهره / اسکندریه، ۱۴۲۸ق / ۲۰۰۷م؛
  • ربانی گلپایگانی علی، «‌حسن و قبح از دیدگاه علامه طباطبائی »، کیهان اندیشه، تهران ۱۳۷۵ش، شمـ۶۸؛
  • سبحانی جعفر، رسالة فی التحسین و التقبیح العقلیین، قم ۱۴۲۰ق؛
  • سراج الدین ارموی محمود، التحصیل من المحصول، به کوشش عبدالحمید علی ابوزینه، بیروت ۱۴۰۸ق / ۱۹۸۸م؛
  • سید مرتضی علی، الذخیرة، به کوشش احمد حسینی، قم ۱۴۱۱ق؛
  • _______، الذریعة، به کوشش ابوالقاسم گرجی، تهران ۱۳۴۸ش؛
  • _______، رسائل، به کوشش احمد حسینی و مهدی رجایی، قم ۱۴۰۵ق؛
  • شرف الدین عبدالحسین، المراجعات، به کوشش حسین راضی، بیروت ۱۴۰۲ق. ۱۹۸۲م؛
  • شهرستانی محمد، الملل و النحل، به کوشش محمد بدران، قاهره ۱۳۷۵ق / ۱۹۵۶م؛
  • _______، نهایة الاقدام، به کوشش آلفرد گیوم، آکسفورد ۱۹۳۴م؛
  • شیخ انصاری مرتضی، فرائد الاصول، قم ۱۴۱۵ق؛
  • صدرالدین شیرازی محمد، الحکمة المتعالیة، قم، المطبعة العلمیة؛
  • طباطبایی جواد، زوال اندیشۀ سیاسی در ایران، تهران ۱۳۷۳ش،
  • طباطبایی محمد حسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، به کوشش مرتضی مطهری، تهران ۱۳۵۰ش؛
  • _______، «‌الاعتباریات»، ضمن رسائل سبعة، قم ۱۳۶۲ش؛
  • طوسی محمد، تمهید الاصول، به کوشش عبدالحسین مشکوة الدینی، تهران ۱۳۶۲ش؛
  • طهرانی اصفهانی محمدتقی، هدایة المسترشدین، چ سنگی، تهران ۱۲۶۹ق؛
  • علامه حلی حسن، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، بیروت ۱۳۹۹ق / ۱۹۷۹م؛
  • علی جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت / بغداد، ۱۹۸۶م؛
  • غزالی محمد، المستصفی، به کوشش محمد عبدالسلام عبدالشافی، بیروت ۱۴۱۳ق؛
  • فخرالدین رازی، کتاب الاربعین فی اصول الدین، حیدرآباد دکن ۱۳۵۳ق؛
  • _______، محصل افکار المتقدمین و المتأخرین، به کوشش طه عبدالرئوف سعد، قاهره، مکتبة الکلیات الازهریة؛
  • _______، المحصول، به کوشش طه جابر فیاض علوانی، ریاض ۱۴۰۰ق؛
  • قاضی عبدالجبار، المغنی، به کوشش ابراهیم مدکور و دیگران، قاهره، الدار المصریة؛
  • قزوینی امیر محمد، الآلوسی و التشیع، قم ۱۴۲۰ق؛
  • کلوذانی محفوظ، التمهید، به کوشش مفید محمود ابو عمشه، مکه ۱۴۰۶ق / ۱۹۸۵م؛
  • کلینی محمد، الکافی، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران ۱۳۹۱ق؛
  • ماتریدی محمد، التوحید، به کوشش فتح الله خلیف، بیروت ۱۹۸۶م؛
  • مانکدیم احمد، تعلیق شرح الاصول الخمسة، به کوشش عبدالکریم عثمان، قاهره ۱۴۰۸ق / ۱۹۸۸م؛
  • ماوردی علی، ادب الدنیا و الدین، به کوشش محمد کریم راجح، بیروت ۱۴۰۵ق / ۱۹۸۵م؛
  • محقق حلی جعفر، المعتبر، به کوشش ناصر مکارم شیرازی و دیگران، قم ۱۳۶۴ش؛
  • مطهری مرتضی، مسئله شناخت، تهران ۱۳۷۱ش؛
  • مظفر محمدرضا، اصول الفقه، قم ۱۳۷۰ش؛
  • مفید محمد، اوائل المقالات، به کوشش ابراهیم انصاری، قم ۱۴۱۴ق / ۱۹۹۳م؛
  • _______، التذکره، قم ۱۴۱۳ق؛
  • مقاتل بن سلیمان، تفسیر القرآن، به کوشش احمد فرید، بیروت ۱۴۲۴ق / ۲۰۰۳م؛
  • منتجب الدین علی، فهرست اسماء علماء الشیعة، به کوشش عبدالعزیز طباطبائی، قم ۱۴۰۴ق؛
  • میرداماد محمدباقر، قبسات، به کوشش مهدی محقق، تهران ۱۳۵۶ش؛
  • نصیرالدین طوسی محمد، اخلاق ناصری، به کوشش مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، ۱۳۶۰ش؛
  • _______، تلخیص المحصل، به کوشش عبدالله نورانی، تهران ۱۳۵۹ش؛
  • _______، «‌منطق التجرید»، ضمن شرح الجوهر النضید، چ سنگی، تهران ۱۳۱۱ق؛
  • وهبه حافظ، جزیرة العرب فی القرن العشرین، قاهره ۱۳۵۴ق / ۱۹۳۵م.
  • Arkoun M, La Pensee arabe, Paris 1975;
  • Augustine Saint, The Augustine Catechism: The Enchiridion on Faith, Hope and Charity, ed. B. Ramsey, New City Press 2008;
  • Browne E.G., A Literary History of Persia, London / New York, 1977;
  • Burkitt F.C. "Die Auffassung von dem bösen Prinzip im manichäischen System und von seiner Übereinstimmung mit dem Christentum", Der Manichäismus, ed. G. Leiden 1994;
  • Hourani, G. F., "Two Theories of Value in Medieval Islam", The Muslim World, New York 1960, vol. L;
  • Jackson Sh. A., "The Alchemy of Domination: Some Ash'arite Responses to Mu'tazilite Ethics", International Journal of Middle East Studies, Cambridge 1999, vol. XXXI;
  • Liddell H. G. and R. Scott, A Greek – English Lexicon, Oxford 1864;
  • McDermott M. J., The Theology of al-Shaikh al-Mufid, Beirut 1978;
  • O'Leary De L., Arabic Thought and its Place in History, London 1922;
  • Plato, "Euthyphro". Complete Works, ed. J. M. Cooper, Indianapolis / Cambridge 1977;
  • Reinhart A. K., "Tahsin wa-Takbih" El2, vol. X;
  • Wolfson H. A., The Philosophz of the Kalam, Harvard etc. 1976.

پیوند به بیرون