پرش به محتوا

آیه روح

مقاله متوسط
نیازمند خلاصه‌سازی
از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از آيه روح)
آیه روح
مشخصات آیه
نام آیهآیه روح
واقع در سورهاسراء
شماره آیه۸۵
جزء۱۵
اطلاعات محتوایی
شأن نزولپاسخ به سؤال مشرکان در ارتباط با روح
مکان نزولمدینه یا مکه
موضوعروح
دربارهحقیقت روح


آیه روح هشتادوپنجمین آیه از سوره اسراء در جواب سوال مشرکان مکه درباره حقیقت روح نازل شد. در این آیه، خداوند به پیامبر(ص) می‌فرماید که روح از امر پروردگار است و هیچ کس جز خداوند از حقیقت آن آگاه نیست و برای انسان‌ها دانش اندکی در این زمینه داده شده است.

برخی مفسران معتقدند که این آیه پاسخ به سوالات یهودیان یا قریشیان در مورد روح بوده است، و هدف از عدم توضیح بیشتر، ترغیب مردم به تفکر یا جلوگیری از بحث‌های بی‌ثمر بود.

در شأن نزول این آیه، اختلافاتی وجود دارد؛ برخی آن را مدنی و برخی مکی می‌دانند. در هر صورت، یهودیان از پیامبر(ص) درباره روح پرسیدند تا او را بیازمایند، و آیه به‌طور مختصر پاسخ داد.

روح در قرآن معانی مختلفی دارد، از جمله روح الهی که پیامبران را تقویت می‌کند، یا جبرئیل(ع) که روح القدس نیز نامیده می‌شود. در آیه ۸۵ سوره اسراء، مفسران دیدگاه‌های مختلفی درباره معنای روح ارائه کرده‌اند، از جمله اینکه روح موجودی از عالم امر الهی یا به‌عنوان نیروی حیات‌بخش است.

معرفی و متن آیه

آیه ۸۵ سوره اسراء که به آیه روح مشهور است،[۱] به عظمت روح پرداخته و اشاره به محدودیت دانش انسان در این زمینه دارد.[۲] به گفته مفسران خطاب در این آیه، خداوند به پیامبر(ص)[۳] یا یهودیان[۴] یا کل انسان‌ها است.[۵] این آیه پاسخ به سوالاتی درباره حقیقت، کیفیت،[۶] حدوث و قدم[۷] و یا جسم و عرض بودن آن است.[۸] خداوند در این آیه تأکید می‌کند[۹] که انسان‌ها قادر به درک کامل حقیقت روح نیستند[۱۰] و تنها خداوند از آن علم دارد.[یادداشت ۱] برخی محققان معتقدند که روح بسیار لطیف‌تر از ماده است و به همین دلیل درک آن برای بشر ممکن نیست.[۱۱]

﴿وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا ۝٨٥ [اسراء:85] ﴿و دربارهٔ روح از تو می‌پرسند بگو روح از [سنخ] فرمان پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی داده نشده است ۝٨٥

به گفته مفسران، پیامبر(ص) مأمور شد که روح را به طور مختصر از عالم امر معرفی کند[۱۲][یادداشت ۲] و در پاسخ به ادعای یهود مبنی بر داشتن علم همه چیز، علم به حقیقت روح را کم و ناچیز معرفی کند.[۱۳] برخی بر این باورند که نبودن جواب تفصیلی به‌دلیل مصلحت است تا انسان‌ها در این زمینه تفکر کنند[۱۴] و برخی نیز فهم چنین مسائل پیچیده‌ای را بی‌ضرورت می‌دانند و وظیفه انبیاء را تنها تبلیغ می‌دانند.[۱۵]

شأن نزول

در مورد شأن نزول آیه ۸۵ سوره اسراء اختلافاتی در بین مفسران وجود دارد.[۱۶] برخی این آیه را مدنی دانسته[۱۷] و معتقدند که اهل کتاب[۱۸] یا یهودیان در مدینه از پیامبر(ص) در مورد حقیقت روح سؤال کردند.[۱۹] برخی دیگر آیه را مکی دانسته[یادداشت ۳] و بر این باورند که برخی از سران قریش[۲۰] مانند ابوجهل،[۲۱] نضر بن حارث و عقبه بن ابی‌معیط به مدینه رفته و با یهودیان درباره پیامبر اسلام(ص) و ادعای نبوت او مشورت کردند.[۲۲] یهودیان از آنها خواستند تا از پیامبر(ص) درباره روح سؤال کنند تا او را بیازمایند. گفته می‌شد که اگر پیامبر اطلاعات زیادی درباره روح بدهد، دروغگو است چون چنین مطالبی در کتاب‌های آنان نیامده بود.[۲۳]

در روایت دیگری آمده که یهودیان از قریش خواستند تا سه سؤال از پیامبر(ص) بپرسند که یکی از آنها درباره روح بود.[۲۴] در این شرایط، یهودیان گفتند که اگر پیامبر(ص) به هر سه سؤال پاسخ دهد، نبوت او مورد تایید نخواهد بود و اگر تنها به سؤالات اصحاب کهف و ذوالقرنین پاسخ دهد، ولی در مورد روح پاسخ ندهد، پیامبر خواهد بود.[۲۵]

به گفته طبرسی در ابتدا پیامبر(ص) به این سؤال پاسخ نداد، چرا که هدف آنها ایجاد بحث و جدال بود و پاسخ دادن به آن تنها باعث شدت‌گیری عناد آنها می‌شد.[۲۶] بنابراین، پس از پانزده روز آیه نازل شد[۲۷] و به طور مختصر و پرمعنا به موضوع روح اشاره کرد که این پاسخ شگفتی همگان را برانگیخت.[۲۸]

استعمال روح در قرآن

به گفته قرآن‌پژوهان، در قرآن، واژه روح ۲۱ بار[۲۹] به معانی مختلف آمده است: تقویت پیامبران (سوره بقره)، یاری مؤمنان (سوره مجادلهجبرئیل (سوره شعراء)، مخلوقی برتر از فرشتگان (سوره قدرقرآن (سوره شوری)، و روح انسان (سوره سجده و حجر)[۳۰]. همچنین گاهی به صورت «روح القدس»[۳۱] و «روح الامین»[۳۲] آمده است.

معنای روح در آیه

در مورد معنای روح در آیه ۸۵ سوره اسراء، مفسران مختلف از شیعه[۳۳] و اهل‌سنت[۳۴] آرای متعددی دارند و در کتب تفسیری مختلف روایات گوناگونی نقل شده است.[۳۵] با وجود این اختلافات، تلاش‌هایی برای دسته‌بندی این اقوال به پنج[۳۶] یا شش[۳۷] گروه مختلف صورت گرفته است.[۳۸]

علامه طباطبایی با توجه به آیات قرآن، به این نکته اشاره می‌کند که همه موجودات جهان، آیات خداوند هستند که دلالت بر اسماء و صفات الهی دارند و هیچ استقلالی از خود ندارند. او روح را به عالم امر الهی و ملکوت موجودات نسبت می‌دهد و آن را موجودی می‌داند که بدون نیاز به علل و اسباب مادی و بدون وابستگی به زمان و مکان وجود دارد. در این دیدگاه، روح به‌عنوان موجودی از مخلوقات الهی شناخته می‌شود که در عالم امر (عالم ملکوت) قرار دارد.[۳۹]

مغنیه روح را به معنای زندگی می‌داند و برای اثبات نظر خود به پیچیدگی دانش سلول‌ها و ناتوانی انسان‌ها در خلق موجودات اشاره می‌کند.[۴۰] برخی دیگر، براساس روایات، روح را به معنای فرشته‌ای عظیم به شکل انسان می‌دانند که از تمام مخلوقات بزرگ‌تر است.[۴۱]

به گفته قرطبی، از مفسران اهل سنت، بیشتر مفسران قائل به تأویل روح به معنای روح انسانی هستند، و برخی روح را به معنای روح آدمی[۴۲] یا حیوانی[۴۳] یا روحی که بدن را زنده می‌کند تفسیر کرده‌اند.[۴۴]

بحث‌های گسترده‌ای نیز در خصوص حقیقت و استقلال روح توسط مفسران مطرح شده است.[۴۵] در روایتی از امام باقر(ع)، علاوه‌بر اینکه روح به‌عنوان روح انسانی و حیوانی معرفی شده است، به برخی از جنبه‌های حقیقت روح نیز اشاره شده است.[۴۶]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۱۲، ص۱۴۸.
  2. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۱۲، ص۱۴۸.
  3. دینوری، الواضح، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۴۶۲؛ طوسی، التبیان، بیروت، ج۶، ص۵۱۵.
  4. طبرانی، التفسیر الکبیر، ۱۰۰۸م، ج۴، ص۱۳۵؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱۵، ص۱۰۴.
  5. قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۱۰، ص۳۲۴.
  6. واحدی، الوجیز، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۶۴۶.
  7. بیضاوی، أنوار التنزیل، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۲۶۵؛ نیشابوری، وضح البرهان، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۲۰.
  8. ابن‌شهرآشوب، متشابه القرآن، ۱۳۶۹ق، ج۱، ص۴۲.
  9. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۲، ص۲۵۰.
  10. جعفری، تفسیر کوثر، ۱۳۷۶ش، ج۶، ص۳۵۴.
  11. دیوبندی، تفسیر کابلی، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۵۹۱.
  12. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۲، ص۲۵۲.
  13. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۲، ص۲۵۲.
  14. قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۵، ص۱۱۳.
  15. دیوبندی، تفسیر کابلی، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۵۹۱.
  16. بنگرید: طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱۵، ص۱۰۴.
  17. ابن عطیه، المحرر الوجیز، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۴۸۱.
  18. طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱۵، ص۱۰۴.
  19. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۵، ص۱۰۴؛ ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ۱۴۰۸ق، ج۱۲، ص۲۸۳.
  20. جعفری، تفسیر کوثر، ۱۳۷۶ش، ج۶، ص۳۵۳.
  21. ابن‌سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۵۴۷؛ دینوری، الواضح، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۴۶۲.
  22. ابن عطیه، المحرر الوجیز، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۴۸۱.
  23. طبرسی، جوامع الجامع، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۴۳.
  24. ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ۱۴۰۸ق، ج۱۲، ص۲۸۳.
  25. ابن عطیه، المحرر الوجیز، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۴۸۱؛ میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۵، ص۶۱۳.
  26. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۶۷۴.
  27. ابن عطیه، المحرر الوجیز، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۴۸۱.
  28. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۱۲، ص۱۴۸-۱۴۹.
  29. قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۵، ص۱۱۲.
  30. نگاه کنید به: طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۳، ص۱۹۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۲، ص۲۵۱؛ قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۵، ص۱۱۲ و۱۱۳.
  31. سوره مائده، آیه ۱۱۰؛ سوره نحل، آیه ۱۰۲.
  32. سوره شعراء، آیه ۱۹۳.
  33. قمی، تفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۲۶؛ عیاشی، تفسیر عیاشی، ۱۳۸۰ق، ج ۲، ص۳۱۶؛ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۲۱۴؛ حویزی، تفسیر نور الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج ۳، ص۲۱۵- ۲۱۶؛ کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۷۳.
  34. سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۱۹۹؛ صنعانی، تفسیر عبدالرزاق، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۳۲۹.
  35. طبرانی، التفسیر الکبیر، ۲۰۰۸م، ج۴، ص۱۳۲؛ طوسی، التبیان، بیروت، ج۶، ص۵۱۵؛ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۱۰، ص۳۲۳؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۵، ص۱۰۵؛ میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۵، ص۶۱۳؛ ماتریدی، تأویلات أهل السنة، ۱۴۲۶ق، ج۷، ص۱۰۵.
  36. ماوردی، النکت و العیون، بیروت، ج۳، ص۲۶۹.
  37. ابن‌جوزی، زاد المسیر، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۵۰.
  38. سمرقندی، بحرالعلوم، ۱۴۱۶ق، ج۲، ۳۲۷؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۶۷۵ ؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ش، ج۱۳، ص۱۹۵.
  39. طباطبایی، المیزان،۱۳۹۲ق. اعلمی بیروت، ج۱۳، ص۱۹۷-۱۹۹
  40. مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۷۹.
  41. ابن‌سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۵۴۷.
  42. طبرانی، التفسیر الکبیر، ۲۰۰۸م، ج۴، ص۱۳۴.
  43. زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۶۹۰؛ طوسی، التبیان، بیروت، ج۶، ص۵۱۵؛ طبرسی، جوامع الجامع، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۴۳.
  44. بیضاوی، أنوار التنزیل، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۲۶۵؛ واحدی، الوجیز، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۶۴۶.
  45. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۲، ص۲۵۴.
  46. شکوری، تفسیر شریف لاهیجی، ۱۳۷۳ش، ج۲، ص۸۴۵.

یادداشت

  1. برخی از مفسران معنای امر در آیه را علم خداوند دانسته‌اند. (زید بن علی، تفسیر غریب القرآن، ۱۴۱۲ق، ص۱۹۰؛ فراء، معانی القرآن، ۱۹۸۰م، ج۲، ص۱۳۰.)
  2. در حدیثی از معصوم، روح از عالم ملکوت و قدرت خداوند دانسته شده است.(عیاشی، تفسیر عیاشی، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۳۱۷؛ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۲۱۴.)
  3. در ارتباط با مکی یا مدنی بودن سوره رجوع کن به: ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۵، ص۱۰۵.

منابع

  • ابن‌سلیمان، مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت،‌ دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۲۳ق.
  • ابن‌عربی، محمد بن عبدالله، احکام القرآن، ۱۴۰۸ق، بیروت، دارالجیل، ۱۴۰۸ق.
  • ابن‌جوزی، عبدالرحمن بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۲۲ق.
  • ابن‌شهرآشوب، محمد بن علی، متشابه القرآن و مختلفه، قم، بیدار، ۱۳۶۹ق.
  • ابن‌عطیه، عبدالحق بن غالب، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۲ق.
  • ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۹ق.
  • ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۴۰۸ق.
  • ازهری، محمد بن احمد، تهذیب اللغه، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • بیضاوی، عبدالله بن عمر، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ق.
  • جعفری، یعقوب، تفسیر کوثر، قم، موسسه انتشارات هجرت، ۱۳۷۶ش.
  • حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، قم، اسماعیلیان، چاپ چهارم، ۱۴۱۵ق.
  • دینوری، عبدالله بن محمد، الواضح فی تفسیر القرآن الکریم، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۴ق.
  • دیوبندی، محمود حسن، تفسیر کابلی، تهران، نشر احسان، چاپ یازدهم، ۱۳۸۵ش.
  • رضایی اصفهانی، محمدعلی، تفسیر قرآن مهر، قم، پژوهش‌های تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۸۷ش.
  • زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۷ق.
  • زید بن علی بن الحسین، تفسیر الشهید زید بن علی المسمی تفسیر غریب القرآن، بیروت، الدار العالمیة، ۱۴۱۲ق.
  • سرقندی، نصر بن محمد، تفسیر السمرقندی المسمی بحر العلوم، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۶ق.
  • سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، قم، کتابخانه عمومی آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی(ره)، ۱۴۰۴ق.
  • شکوری، محمد بن علی، تفسیر شریف لاهیجی، تهران، دفتر نشر داد، ۱۳۷۳ش.
  • صاحب بن عباد، اسماعیل، المحیط فی اللغه، تحقیق محمدحسن آل‌یاسین، بیروت، عالم الکتب، بی‌تا.
  • صادقی تهرانی، محمد، ترجمان فرقان: تفسیر مختصر قرآن کریم، قم، شکرانه، ۱۳۸۸ش.
  • صنعانی، عبدالرزاق بن همام، تفسیر القرآن العزیز المسمّی تفسیر عبدالرزاق، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۱ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
  • طبرانی، سلیمان بن احمد، التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم، اربد اردن، دارالکتاب الثقافی، ۲۰۰۸م.
  • طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر جوامع الجامع، قم، حوزه علمیه قم، مرکز مدیریت، ۱۴۱۲ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۲ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • عیاشی، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، تحقیق هاشم رسولی، تهران، مکتبه العلمیه الاسلامیه، ۱۳۸۰ش.
  • فراء، یحیی بن زیاد، معانی القرآن، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب، چاپ دوم، ۱۹۸۰م.
  • فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، بی‌تا.
  • فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، تهران، مکتبة الصدر، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق.
  • قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، ۱۳۸۸ش.
  • قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۶۴ش.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، قم، دارالکتاب، چاپ سوم، ۱۳۶۳ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
  • ماتریدی، محمد بن محمد، تأویلات أهل السنة، دارالکتب العلمیة، بیروت، منشورات محمد علی بیضون، ۱۴۲۶ق.
  • ماوردی، علی بن محمد، النکت و العیون تفسیر الماوردی، بیروت، دارالکتب العلمیة، بی‌تا.
  • مغنیه، محمدجواد، التفسیر الکاشف، قم، دارالکتاب الإسلامی، ۱۴۲۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش.
  • میبدی، احمد بن محمد، کشف الاسرار و عدة الابرار، تهران، امیرکبیر، چاپ پنجم، ۱۳۷۱ش.
  • نیشابوری، محمود بن ابوالحسن، وضح البرهان فی مشکلات القرآن، بیروت، دارالقلم، ۱۴۱۰ق.
  • واحدی، علی بن احمد، الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، بیروت، دارالقلم، ۱۴۱۵ق.