ابن ابیالعوجاء: تفاوت میان نسخهها
| خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
او نیز مانند بسیاری از زنادقه در تخریب مبانی اعتقادی مسلمانان کوشا بود، به جعل اخبار و احادیث و پراکندن آنها در میان مردم اهتمام تمام داشت.<ref>جاحظ، ص۱۴۵.</ref> به گفته منابع شیعی، احادیث مجعول او همگی در تشبیه، تعطیل و بعضی هم در تغییر و تحریف احکام [[شریعت]] بود.<ref>علم الهدی، ج۱، ص۱۳۷</ref> او هنگام مرگ از این کار خویش پرده برداشت واعلام کرد که ۴ هزار حدیث جعل کرده تا [[حرام]] را [[حلال]] و حلال را حرام نماید و با این کار خصوصاً حساب [[رمضان|ماه رمضان]] را به هم ریخته، اعتبار رؤیت هلال را مخدوش و به جای آن شمارش روزها را برقرار کرده است.<ref>طبری، ج۸، ص۴۸؛ بغدادی، الفرق، ص۱۶۳، ۱۶۴؛ بلاذری، ۳/۹۶؛ علم الهدی، ج۱، ص۱۲۸.</ref> | او نیز مانند بسیاری از زنادقه در تخریب مبانی اعتقادی مسلمانان کوشا بود، به جعل اخبار و احادیث و پراکندن آنها در میان مردم اهتمام تمام داشت.<ref>جاحظ، ص۱۴۵.</ref> به گفته منابع شیعی، احادیث مجعول او همگی در تشبیه، تعطیل و بعضی هم در تغییر و تحریف احکام [[شریعت]] بود.<ref>علم الهدی، ج۱، ص۱۳۷</ref> او هنگام مرگ از این کار خویش پرده برداشت واعلام کرد که ۴ هزار حدیث جعل کرده تا [[حرام]] را [[حلال]] و حلال را حرام نماید و با این کار خصوصاً حساب [[رمضان|ماه رمضان]] را به هم ریخته، اعتبار رؤیت هلال را مخدوش و به جای آن شمارش روزها را برقرار کرده است.<ref>طبری، ج۸، ص۴۸؛ بغدادی، الفرق، ص۱۶۳، ۱۶۴؛ بلاذری، ۳/۹۶؛ علم الهدی، ج۱، ص۱۲۸.</ref> | ||
==ارتباط با امام صادق(ع)== | |||
ابن ابی العوجا با امام صادق(ع) از طریق مناظره ارتباط علمی داشت و اعتراف می کرد که دانشمندان بسیاری را دیده و با متکلمان متعددی مناظره کرده ولی هیبتی که در امام صادق(ع) وجود دارد در هیچ کس نیست. <ref>کلینی، کافی، ج۱، ص۷۶.</ref> | |||
===معارضه با قرآن=== | ===معارضه با قرآن=== | ||
نسخهٔ ۲ نوامبر ۲۰۲۲، ساعت ۰۸:۰۳
| متکلم و زندیق معروف عصر امام صادق(ع) | |
| اطلاعات کلی | |
|---|---|
| خویشاوندان سرشناس | مَعْن بن زائده شیبانی |
| وفات | سال ۱۵۵ هجری قمری در زمان منصور عباسی |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | حسن بصری |
| فعالیتهای اجتماعی-سیاسی | |
| فعالیتها | ترویج عقاید ملحدانه • جعل حدیث • معارضه با قرآن • تمسخر احکام الهی |
| اطلاعات دیگر | |
عبدالکریم ابن اَبیالعَوجاء (درگذشت ۱۵۵ق/۷۷۲م)، زندیق معروف عصر امام صادق(ع) و از متکلمان قرن دوم هجری قمری. وی متکلمی جسور بود و در تبلیغ عقاید کفرآمیزش بسیار کوشش میکرد؛ به همین سبب در زمان منصور دوانیقی، خلیفه عباسی، به دست دولت عباسی کشته شد.
نام و نسب
نام ابن ابیالعوجاء را بیشترِ منابع «عبدالکریم» گفتهاند، ولی برخی از مآخذ او را به نامهای دیگر ذکر کردهاند: در البدایة و النهایة[۱] نام او «محمّد» و در الفهرست [۲] «نعمان» آمده که به احتمال زیاد هر دو اشتباه است. بلاذری پدرش را نُوَیره مینامد[۳] که از بنی عمرو بن ثعلبة بن عامر بن ذُهْل بن ثعلبه بوده است.[۴] منابع موجود از زمان تولد و اوایل زندگی او سخن نگفتهاند، ولی میتوان گفت که او به خانودهای بزرگ تعلق داشته و دایی مَعْن بن زائده شیبانی بوده است.[۵]
گرایش به الحاد
عبدالکریم نخست در بصره میزیست.[۶] و مدتی شاگرد حسن بصری بود، ولی پس از مدتی از استاد جدا شد و به قولی از دین برگشت.[۷] گفتهاند علت این انصرافِ نظر، تناقضاتی بوده است که او در گفتار حسن بصری در باب جبر و اختیار میدید، اما کار به همین جا خاتمه نیافت و او به عللی نامعلوم به الحاد گرایید.
اعتقادات ملحدانه وی
بیشتر مؤلّفان کتب تاریخ و کلام و ملل و نحل او را زندیق( از معانی اش مجوس یا کسی است که کفرش را پنهان می کند.) [۸] ،شمردهاند[۹] و قتل او نیز به همین اتهام بوده است. بغدادی، او را متمایل به رافضیان خوانده است[۱۰] اما زندیق و رافضی مفاهیمی چندان دقیق نیستند.
نظر صحیحتر این است که او ثنوی و از پیروان مانی بوده است و شواهدی بر این امر در دست است.[۱۱] برخی نیز او را قَدَری یا رافضی دانستهاند.[۱۲] میتوان گفت که او در مذهب خود - هرچه باشد - صاحب نظر بوده و به تقلید صرف و پیروی، اکتفا نمیکرده است.
احتجاجاتی از ابن ابی العوجاء نیز در دست است که در ضمن آنها اعتقادات او با وضوح بیشتری نمایان میشود. او بارها با امام صادق(ع) گفت و گو داشته و پرسشهایی کرده است که میتواند تلویحاً حاکی از چگونگی افکار و عقاید او باشد. آنچه از این احتجاجات برمیآید، در بعضی موارد مطابقتی با آیین مانوی و ثنویت ندارد و بیشتر گرایشهای دهری (مادی گرایانه) را آشکار میکند، حتی مفضل بن عمر[۱۳] و ابوحیان[۱۴] بر دهری بودن او تصریح میکنند.
از احتجاجات مزبور چنین به نظر میرسد که او به وجود آفریدگار اعتقاد نداشته[۱۵]، یا درباره خداوند به بحث و جدل میپرداخته[۱۶] و در جایی خدا را غایب شمرده است.[۱۷] درگفت و گویی میان او و امام صادق(ع)، امام او را متهم میکند که نه به خداوند اعتقاد دارد و نه به پیامبر(ص). عبدالکریم نیز این گفته را رد نمیکند.[۱۸] و حتی در مواردی سعی در نفی وجود صانع دارد.[۱۹]
برخلاف انتساب ابن ابی العوجاء به ثنویت، او خود را یک مادی گرا مینمایاند. زمانی از امام صادق(ع) میپرسد: «ما الدّلیل علی حَدَث الاجسام ؟»دلیل بر حادث بودن اجسام چیست؟[۲۰] که میتواند دلالت بر اعتقاد او بر قدیم بودن جهان داشته باشد. در گفت و گویی دیگر معلوم میشود که معتقد به ازلّیت اشیا بوده است[۲۱] و یا خود را غیر مخلوق میگوید.[۲۲]
در گفت و گویی در حضور مفضّل سخن را به نفی صنع و صانع میکشاند و میگوید که همه چیز به اقتضای طبیعت خود موجود شده است، نه مدبّری در کار است و نه صانعی، عالم پیوسته چنین بوده و خواهد بود.[۲۳] او میپنداشت که پس از مرگ بازگشتی نیست.[۲۴]در بحثی، امام صادق(ع) انکار قیامت و بهشت و دوزخ را به او نسبت میدهد و او این قول را رد نمیکند. ابن ابی العوجاء رسالت پیامبر اکرم(ص) و به طور کلّی نبوّت را منکر بود.[۲۵]
سیره علمی و عملی او
ابن ابی العوجاء به شدت اعتقاد و آیین خود را تبلیغ میکرد و جوانان را به راه خود فرا میخواند.[۲۶] بر طبق منابع شیعی، علما از همنشینی با او به سبب بدزبانی و بد ذاتیاش اجتناب میکردند[۲۷]، ولی او در خود برتری خاصی میدید و تنها متکلمان را شایسته بحث و جدل با خویش میدانست [۲۸]، چنانکه ابوالفرج اصفهانی هم [۲۹] او را یکی از ۶ متکلم آن عصر در بصره میخواند و نامش را در کنار عمرو بن عُبید و واصل بن عطا ذکر میکند.
معلوم است که شاگردان و مریدانی داشته و ظاهراً تعداد آنان در خور توجه هم بوده است، چنانکه پس از شکست او در مباحثهای، گروهی از مریدانش به اسلام گرویدند و گروهی به پیروی او ادامه دادند.[۳۰] بجز مریدان، از دوستی و تحسین کسانی مانند ابن مقفع هم برخوردار بوده است.[۳۱]
از مجموع احتجاجات منسوب به او میتوان دریافت که مردی جسور و بیباک بود و از محیط نسبتاً آزاد زمان خویش بهره گرفته، به تبلیغ عقاید کفرآمیز خود پرداخت. در منابع شیعه داستانها و نقلهای فراوانی درباره او وجود دارد. بر اساس این منابع، او در عقاید خود سخت استوار بود و با اینکه در مباحثاتی مغلوب میشد، از اندیشههای خود دست بر نمیداشت و تا دم مرگ بر نظراتش باقی بود.[۳۲]
جعل حدیث
او نیز مانند بسیاری از زنادقه در تخریب مبانی اعتقادی مسلمانان کوشا بود، به جعل اخبار و احادیث و پراکندن آنها در میان مردم اهتمام تمام داشت.[۳۳] به گفته منابع شیعی، احادیث مجعول او همگی در تشبیه، تعطیل و بعضی هم در تغییر و تحریف احکام شریعت بود.[۳۴] او هنگام مرگ از این کار خویش پرده برداشت واعلام کرد که ۴ هزار حدیث جعل کرده تا حرام را حلال و حلال را حرام نماید و با این کار خصوصاً حساب ماه رمضان را به هم ریخته، اعتبار رؤیت هلال را مخدوش و به جای آن شمارش روزها را برقرار کرده است.[۳۵]
ارتباط با امام صادق(ع)
ابن ابی العوجا با امام صادق(ع) از طریق مناظره ارتباط علمی داشت و اعتراف می کرد که دانشمندان بسیاری را دیده و با متکلمان متعددی مناظره کرده ولی هیبتی که در امام صادق(ع) وجود دارد در هیچ کس نیست. [۳۶]
معارضه با قرآن
طبرسی گوید که ابوشاکر دیصانی، عبدالملک بصری و ابن مقفع به پیشنهاد ابن ابی العوجاء تصمیم گرفتند که هر کدام یک ربع از قرآن را نقض کنند، زیرا با این کار نبوت حضرت محمد(ص) و سپس اسلام باطل میشد، ولی نتوانستند.[۳۷]
تمسخر احکام الهی
ابن ابی العوجاء احکام دین را بیاعتبار میدانست و حتی به تمسخر میپرداخت، چنانکه گهگاه حُجّاج را استهزا میکرد و مناسک حج را خوار و وضع چنین آدابی را ناروا میدانست.[۳۸] نهایت کلام اینکه در احتجاجات، ابن ابی العوجاء خود را نه مانوی و ثنوی، بلکه یک مادی گرا و ضد اسلام نشان میداد و اگرچه اولیای عظیم الشأن دین نسبت به او تسامح و تساهل روا میداشتند، ولی کارگزاران دستگاه خلافت تحمل عقاید او را نکردند و او را به قتل رساندند.
درگذشت
ابوجعفر محمد بن سلیمان، والی کوفه از طرف منصور خلیفه عباسی، ابن ابی العوجاء را -که از بصره به کوفه نقل مکان کرده بود- [۳۹] دستگیر کرد. افراد زیادی نزد منصور شفاعتش را کردند و خلیفه به عامل خود نوشت که او را آزاد کند. عبدالکریم چون به نفوذ و قدرت شفیعان خود اطمینان داشت، به ابوجعفر پیام فرستاد که در ازای ۱۰۰ هزار درهم، ۳ روز به او مهلت دهد (تا نامه منصور به او برسد). ابوجعفر که زندانی خود را فراموش کرده بود، بدین سان او را به یادآورد و پیش از آنکه نامه منصور را دریافت کند، او را به قتل رساند و به گفته اسفراینی مصلوب کرد.[۴۰]
بنابر روایتی دیگر، در منابع شیعی، عبدالکریم پس از شکست در مباحثهای، از شدت آزردگی درگذشت.[۴۱]، که نمیتوان به صحّت آن اطمینان داشت. از سوی دیگر مسعودی [۴۲] قتل او را به زمان مهدی عباسی (خلافت: ۱۵۸-۱۶۹ق) نسبت میدهد، ولی این روایت آشفته به نظر میرسد. همچنین روایت بغدادی[۴۳] که میگوید نظّام (متکلّم معتزلی) با او معاشرت داشته، نباید صحیح باشد، زیرا نظّام معاصر ابن ابی العوجاء نبوده و پس از او میزیسته است.
به گفته طبری، تاریخنگار اهل سنت، درگذشت او در سال ۱۵۵ق بوده است.[۴۴]
پانویس
- ↑ ابن کثیر، ج۱۰، ص۱۱۳.
- ↑ ابن ندیم، ص۴۰۱.
- ↑ بلاذری، ج۳، ص۹۵.
- ↑ ابن حزم، ص۳۱۶.
- ↑ طبری، ج۸، ص۴۷، ۴۸؛ بیرونی، آثار الباقیة، ص۶۷؛ اسفراینی، ص۸۱.
- ↑ ابوالفرج، ج۳، ص۱۴۶.
- ↑ ابن بابویه، ص۲۵۳؛ طبرسی، ج۲، ص۳۳۵.
- ↑ لغت نامه دهخدا، ذیل زندیق.
- ↑ مثلاً بلاذری، ج۳، ص۹۶؛ بیرونی، ماللهند، ص۱۹۶؛ ابن حزم، ص۳۱۶؛ جاحظ، ص۱۴۵.
- ↑ الفرق، ص۱۶۳
- ↑ آثار الباقیة، ص۶۷؛ اسفراینی، ص۸۱.
- ↑ بغدادی، الفرق، ص۱۶۳.
- ↑ مفضل، ص۸.
- ↑ ابوحیان، ج۲، ص۲۰.
- ↑ مفضل، ص۶.
- ↑ کلینی، ج۱، ص۹۶؛ ابن بابویه، ص۲۵۳.
- ↑ ابن بابویه، ص۲۵۴؛ طبرسی، ج۲، ص۳۳۵؛ اربلی، ج۲، ص۳۸۸.
- ↑ کلینی، ج۱، ص۷۶؛ ابن بابویه، ص۲۹۶، ۲۹۷.
- ↑ ابن بابویه، ص۲۹۵، ۲۹۶.
- ↑ ابن بابویه، ص۲۹۷، ۲۹۸.
- ↑ کلینی، ج۱، ص۷۶، ۷۷.
- ↑ کلینی، ج۱، ص۷۶.
- ↑ مفضل، ص۶.
- ↑ کلینی، ج۱، ص۷۶.
- ↑ جاحظ، ص۱۴۵
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، ج۳، ص۱۴۷.
- ↑ طبرسی، ج۲، ص۳۳۵.
- ↑ مفضّل، ص۷.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، ج۳، ص۱۴۶.
- ↑ ابن بابویه، ص۲۹۶، ۲۹۷.
- ↑ علم الهدی، ج۱، ص۱۳۵.
- ↑ کلینی، ج۱، ص۷۴- ۷۸؛ ابن بابویه، ص۱۲۶، ۲۵۳، ۲۵۴، ۲۹۳- ۲۹۸؛ طبرسی، ج۲، ص۳۳۵-۳۳۷؛ اربلی، ج۲، ص۳۸۸.
- ↑ جاحظ، ص۱۴۵.
- ↑ علم الهدی، ج۱، ص۱۳۷
- ↑ طبری، ج۸، ص۴۸؛ بغدادی، الفرق، ص۱۶۳، ۱۶۴؛ بلاذری، ۳/۹۶؛ علم الهدی، ج۱، ص۱۲۸.
- ↑ کلینی، کافی، ج۱، ص۷۶.
- ↑ طبرسی، ج۲، ص۳۷۷.
- ↑ کلینی، ج۱، ص۱۰۰؛ ابن بابویه، ص۲۵۳؛ طبرسی، ج۲، ص۳۳۵؛ اربلی، ج۲، ص۳۸۸
- ↑ ابوالفرج، ج۳، ص۱۴۷.
- ↑ اسفراینی، ص۸۱؛ قس: طبری، ج۸، ص۴۸؛ بغدادی، الفرق، ص۱۶۴؛ علم الهدی، ج۱، ص۱۲۷، ۱۲۸.
- ↑ کلینی، ج۱، ص۷۸.
- ↑ مسعودی، ج۴، ص۲۲۴.
- ↑ الملل و النحل، ص۹۱.
- ↑ طبری، تاریخ الطبري، بیروت، ج۸، ص۴۸.
منابع
- ابن اثیر، الکامل؛ ابن بابویه، محمد، التوحید، قم، ۱۳۹۸ق.
- ابن حزم، علی، جمهرة انساب العرب، بیروت، ۱۴۰۳ق /۱۹۸۳م.
- ابن خلکان، وفیات الاعیان، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۹۶۸م.
- ابن طقطقی، محمد، تاریخ فخری، ترجمه محمد وحید گلپایگانی، تهران، ۱۳۶۰ش.
- ابن کثیر، البدایة و النّهایة، قاهره، ۱۳۵۱- ۱۳۵۸ق.
- ابن ندیم، الفهرست.
- ابوحیان توحیدی، علی، الامتاع و المؤانسة، به کوشش احمد امین و احمد الزین، قاهره، ۱۹۴۲م.
- ابوالفرج اصفهانی، علی، اغانی، قاهره، ۱۳۸۳ق /۱۹۶۳م.
- اربلی، علی، کشف الغّمة فی معرفة الائمة، بیروت، ۱۴۰۱ق / ۱۹۸۱م.
- اسفراینی، ابی المظفر، التبصیر فی الدّین، به کوشش عزت العطار الحسینی، ۱۹۴۰م.
- بغدادی، عبدالقاهر، الفرق بین الفرق، به کوشش عزت العطار الحسینی، ۱۳۶۷ق - ۱۹۴۸م.
- بغدادی، عبدالقاهر، الملل و النحل به کوشش البیر نصری نادر، بیروت، ۱۹۸۶م.
- بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش عبدالعزیز الدوری، بیروت، ۱۳۹۸ق /۱۹۷۸م.
- بیرونی، ابوریحان، الا¸ثار الباقیة، به کوشش ادوارد زاخائو، لایپزیگ، ۱۹۲۳م.
- بیرونی، ابوریحان، تحقیق ماللهند، بیروت، ۱۴۰۳ق /۱۹۸۳م.
- ثعالبی، عبدالملک، ثمار القلوب، قاهره، مطبعة الظاهر.
- جاحظ، عمرو، رسائل الجاحظ، به کوشش حسن سندوبی، قاهره، ۱۳۵۲ق /۱۹۳۳م.
- طبرسی، احمد، الاحتجاج، بیروت، ۱۴۰۱ق /۱۹۸۱م.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری:تاریخ الرسل والملوک وصلة تاریخ الطبری، بیروت، بینا، بیتا.
- طبری، تاریخ، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۹۶۱- ۱۹۶۸م.
- علم الهدی، علی، امالی المرتضی، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم قاهره، ۱۳۷۳ق / ۱۹۵۴م.
- قاضی عبدالحبار، المغنی، به کوشش محمود محمد خضری و دیگران، قاهره، ۱۹۶۵م.
- کلینی، محمد، اصول کافی، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران، ۱۳۶۳ش.
- مسعودی، علی، مروج الذّهب، به کوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ۱۳۸۵ق، ۱۹۶۵م.
- مفضل بن عمر جعفی، توحید، به کوشش کاظم المظفر، بیروت، ۱۴۰۴ق /۱۹۸۴م.
- مقدسی، مطهر، البدء و التاریخ، به کوشش کلمان هوار، پاریس، ۱۸۹۹-۱۹۰۶م.
پیوند به بیرون