تبذیر
تَبْذیر از گناهان کبیره[۱] به معنای پراکندن و تباه کردن مال،[۲] بیهوده یا بیاندازه خرج کردن،[۳] ولخرجی،[۴] و مصرف مال در غیر جای استحقاق[۵] یا در غیر مصارف مشروع[۶] دانسته شده است. این مفهوم همواره با نوعی بینظمی، بیبرنامگی[۷] و پراکندگی همراه است که از پاشیدن بذر در جای نامناسب استعاره گرفته شده است.[۸] برخی تبذیر را شاخهای از اسراف شمردهاند؛[۹] زیرا هر دو به خروج از حد اعتدال مربوطاند، هرچند تحقق تبذیر را بهویژه در صرف اموال برای معصیت و مخالفت با فرمان الهی دانستهاند.[۱۰]
در برخی روایات، واژه تبذیر و اسراف، در یک معنا به کار رفته و از امام علی(ع) نقل شده است که مصرف مال در غیر مورد استحقاق، اسراف و تبذیر به شمار میآید.[۱۱] بااینحال، اسراف مفهومی عام دانسته شده است و هرگونه خروج از اعتدال در حوزههای اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی و اقتصادی را دربرمیگیرد، درحالیکه تبذیر بیشتر در امور مالی و اقتصادی و بهندرت در حوزههای دیگر به کار میرود.[۱۲] گفته شده اسراف به معنای خروج از حد اعتدال است و لزوماً با اتلاف مال همراه نیست؛ اما تبذیر به ضایع کردن و نابود ساختن مال تحقق مییابد.[۱۳] همچنین تحقق تبذیر را منوط به اتلاف مال و مصرف آن در امور ناشایست دانستهاند؛[۱۴] ازاینرو، خرج کردن فراوان در راه خیر، اگر به تضییع مال نینجامد، تبذیر محسوب نمیشود.[۱۵] بر همین اساس، تبذیر برخلاف اسراف، تنها در مصارف نادرست به کار میرود و ازاینرو، ناپسندتر از دیگر گونههای اسراف شمرده شده است؛[۱۶] زیرا با مصرف مال در راه حرام همراه است.[۱۷]
واژه تبذیر سه بار در آیات ۲۶ و ۲۷ سوره اسراء آمده است. این آیات ضمن سفارش به ادای حق خویشاوندان، نیازمندان و درراهماندگان، از تبذیر نهی میکنند. مفسران این نهی را هشداری نسبت به افراط در انفاق، حتی به انگیزه عواطف خانوادگی، دانستهاند. در ادامه، قرآن مبذران را «برادران شیاطین» معرفی میکند[۱۸] که این تعبیر، بیانگر همانندی آنان با شیاطین در تباه کردن نعمتهای الهی است.[۱۹] به گفته مفسران، مقصود از شیطان در این آیه، ابلیس است که با ناسپاسی و استفاده نادرست از نعمتهای الهی، راه گمراهی را در پیش گرفت.[۲۰] ازاینرو، تبذیر عملی شیطانی و نشانه ناسپاسی نسبت به نعمتهای خداوند معرفی شده است.[۲۱]
در روایات نیز بر پرهیز از تبذیر، حتی در انفاق و کارهای خیر، تأکید شده است. از جمله، پیامبر(ص) اقدام شخصی که با وجود داشتن چند فرزند، پیش از مرگ همه شش غلام خود را آزاد کرده و فرزندانش را در معرض فقر قرار داده بود، نکوهش کرد.[۲۲]
از نظر فقیهان، حرمت تبذیر از ضروریات دین و مورد اتفاق فقها است.[۲۳] به گفته فقیهان در صورت استمرار، میتواند موجب محجور شدن فرد و ممنوعیت شرعی او از تصرف در اموالش شود؛ زیرا مبذر در فقه، سفیه محسوب میشود و به حکم حاکم از تصرف در دارایی خود منع میگردد.[۲۴]
پانویس
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱۳، ص۳۱۰.
- ↑ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۰، ص۱۹۳.
- ↑ دهخدا، لغت نامه، ذیل واژه «تبذیر».
- ↑ عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه «تبذیر».
- ↑ حقی بروسی، روح البیان، ۱۴۰۵ق، ج۱۵، ص۱۵۱.
- ↑ طیب، اطیب البیان، ۱۳۷۸ش، ج۸، ص۲۴۱ و ج۹، ص۶۵۴.
- ↑ مصطفوی، التحقیق، ذیل واژه «بذر».
- ↑ راغب اصفهانی، مفردات، ذیل واژه «بذر».
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۵۰۱.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۶، ص۵۲.
- ↑ شریف الرضی، نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ۱۴۱۴ق، خطبه ۱۲۶، ص۱۸۳.
- ↑ راغب اصفهانی، مفردات، ذیل واژه «بذر»؛ فخر رازی، التفسر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۹، ص۲۸.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۲، ص۸۵.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج ۶، ص۶۳۳.
- ↑ معموری، «اسراف»، ص۲۰۲.
- ↑ ابوهلال عسکری، الفروق اللغویه، ۱۴۱۴ق، ص۱۱۵؛ حقی بروسی، روح البیان، ۱۴۰۵ق، ج۱۵، ص۹۰.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۴۱۳؛ مقدس اردبیلی، زبدة البیان، ۱۳۸۶ق، ص۴۰۹.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۲، ص۸۸.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۳، ص۱۱۲.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۳، ص۱۱۲.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۳ش، ح۷، ص۴۶.
- ↑ صدوق، علل الشرایع، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۵۶۶.
- ↑ مشکینی، مصطلحات الفقه، ۱۳۹۲ش، ص۷۰.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۶، ص۵۲.
منابع
- ابوهلال عسکری، حسن بن عبدالله، الفروق اللغویه، مصر، دار العلم، ۱۴۱۴ق.
- آلوسی، محمود بن عبدالله، روح المعانی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.
- حقی برسوی، اسماعیل، تفسیر روح البیان، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۵ق.
- دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ش.
- راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ قرآن، لبنان - سوریه، دار العلم- الدار الشامیة، ۱۴۱۲ق.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة (للصبحی صالح)، قم، نشر هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
- صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، قم، کتاب فروشی داوری، ۱۳۸۵ش
- طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
- طیب، عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۷۸ش.
- عطایی، محمدرضا، «اسراف وتبذیر در قرآن»، نشریه مشکات، شماره ۵۵، ۱۳۸۸ش.
- عمید، حسن، فرهنگ فارسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۱ش.
- عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، مصحح هاشم رسولى محلاتى، تهران، المطبعة العلمية، ۱۳۸۰ق.
- فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، بیروت، دار احياء التراث العربى، ۱۴۲۰ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق
- مشکینی، علی، مصطلحات الفقه، قم، دارالحدیث، ۱۳۹۲ش.
- مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، مرکز الکتاب للترجمة و النشر، ۱۴۰۲ق.
- معموری، علی، «اسراف»، در دائره المعارف قرآن کریم، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۲ش.
- مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان فی احکام القرآن، مصحح محمدباقر بهبودی، تهران، مکتبه المرتضویه، ۱۳۸۶ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش.
- نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، محقق ابراهیم سلطانی نسب، بیروت، دار احیا التراث العربی، ۱۳۶۲ش.
