پرش به محتوا

کاربر:Shamsoddin/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
Shamsoddin (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
Shamsoddin (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
== عبدالله بن وهب راسبی ==
'''عبدالله بن وهب راسبی'''<small>(کشته شده در جنگ نهروان ۳۷ق)</small> از رهبران [[خوارج]] بود که به علت سجده‌های زیادش، ملقب به [[ذوالثفنات]] شده بود. خوارج در سال [[سال ۳۷ قمری|۳۷ق]]، پس از آنکه خوارج از [[امام علی(ع)]] جدا شدند، وی را به رهبری برگزیدند، وی در همان سال در جنگ نهروان کشته شد.
== نسب ==
عبد الله بن وهب الراسبی الأزدی، نسب او به بنی راسب بن میدعان از قبیله ازد یمن می‌رسد. این حجر عسقلانی از وی به نام عبدالله بن راهب یاد کرده است.
{{یاران امام علی}}
== ناوبری ==
== ناوبری ==
{{Navbox
{{Navbox

نسخهٔ ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۴:۰۰

ناوبری

مسجدالنقطه یا مشهدالنقطه و یا مشهدالحسین علیه‌السلام. از زیارت‌گاه‌های شیعیان در حلب. این مکان در نزدیکی مشهدالسقط قرار دارد.[۱]

ماجرای نامگذاری

هنگامی که کاروان اسرا و سرهای شهدای کربلا از عراق به حلب رسیدند، در غرب این شهر در کنار کوه جوشن و معبد «مارت مروثا» منزل کردند. راهبی که در آن دیر بود با دادن مبلغی به نگهبانان کاروان، سر امام حسین علیه‌السلام گرفت و آن را بر صخره‌ای در داخل دیر قرار داد و تا صبح کنار سر بود. هنگام طلوع آفتاب که سر را برداشتند، چند قطرۀ خون بر این صخره جاری گشته بود. پس از حرکت کاروان، مردم حلب از این مسأله باخبر شدند و اطراف آن سنگ، جمع شده و به عزاداری پرداختند.

بر اساس روایات شیعه، همه ساله در روز عاشورا آن خون بر سنگ می‌جوشید و توجه بسیاری از مردم شام را به خود جلب می‌کرد. برخی گفته‌اند عبدالملک بن مروان دستور داد تا سنگ را از آن نقطه انتقال دهند و از آن پس اثری از آن دیده نشد.[۲] اما نویسنده کتاب حلب و التشیع معتقد است این سنگ از ابتدا تاکنون برجای خود باقی بوده است مگر مدت کوتاهی در سال ۱۹۲۰م که مشهدالنقطه پایگاه ذخیره سلاح عثمانی‌ها بوده و چون بخاطر انفجار در تسلیحات موجود، مشهدالنقطه تخریب و دچار آسیب شد این سنگ موقتاً به مشهدالمحسن در جوار آن منتقل و پس از بازسازی به سال ۱۹۶۰م دوباره بر جای خود بازگشت داده شد.[۳]

تاریخچه بنا

سیف الدوله حمدانی نخستین در سال ۳۵۰ق بر مکان آن سنگ، حجره و جامعی ساخت و آن را مسجدالنقطه نامید. او به این مکان اعتقاد ویژه‌ای داشت و همواره به زیارت آن می‌رفت.

در سال ۱۹۶۰م مؤسسه بازسازی و احسان اسلامی جعفری برای برای بازسازی مشهدالنقطه تأسیس شد و از آن سال ضمن بازسازی این مکان، اقدامات عمرانی دیگری از جمله مسجد، مرکز پزشکی تخصصی، حوزه علمیه به ریاست شیخ ابراهیم نصراللَّه انجام شد. شیخ ابراهیم نصراللَّه نویسنده کتاب حلب و التشیع، خود امامت نماز در مشهدالحسین را بر عهده داشت.

موقعیت

این زیارتگاه در دامنۀ کوه جوشن در غرب حلب قرار دارد[۴] در نزدیکی آن، مشهدالسقط و قبور برخی علمای شیعه مانند ابن زهره (۵۸۵ق)، ابن شهرآشوب و احمد بن منیر طرابلسی (۵۴۸ق) قرار دارد.[۵] برخی مورخان، علت نام‌گذاری کوه جوشن را منزل کردن شمر بن ذی الجوشن همراه اسیران و سرهای شهدای کربلا در آنجا ذکر کرده‌اند.[۶]

وضعیت

مسجدالنقطه، از زیارت گاه‌های مورد توجه شیعیان در حلب است. منطقه مسجدالنقطه به «حی الانصاری» مشهور است. این مکان در شهر حلب قرار گرفته است. و در سمت راست خیابان اصلی و حدود پنجاه متر بالاتر از پل هوایی قرار دارد.

این مکان صحن بزرگی دارد و بر در ورودی آن، نام این مکان بر روی سنگی حجاری شده است. در انتهای صحن و حیاط دربی است که به داخل شبستان و محل اصلی مشهد مرتبط است، بر در ورودی آن به خط کوفی بر کتبه‌ای نوشته شده است «هذا مقام و مشهدالحسین علیه‌السلام» و پایین آن نیز نام سیف الدّوله حمدانی به عنوان سازنده این بنا به چشم می‌خورد. شبستان کوچک دیگری که در انتهای آن ایوانی قرار دارد و کنار آن ضریحی کوچک دیده می‌شود. در داخل آن سنگی بر روی استوانه‌ای قرار داده شده و این همان مکانی است که سر امام حسین علیه‌السلام بر آن گذاشته شده و قطره‌هایی از خون حضرت بر آن ریخته است.


ابهام زدایی

عمرو بن سعید بن عاص، معروف به اشدق

با عمر بن سعید صحابی اشتباه نشود.

عمرو بن سعید بن عاص بن أمیة بن عبد شمس بن عبد مناف قرشی اموی از صحابه پیامبر.[۷] او از مهاجران به حبشه و مدینه بوده است. همراه برادرش خالد بن سعید به حبشه مهاجرت کرده است.[۸] و هجرت دوم او به حبشه به همراه همسرش فاطمه بنت صفوان کنانی بوده است.[۹] و پس از برادرش خالد اسلام آورده است.[۱۰] و در جنگ اجنادین به همراه برارش ابان بن سعید در جمادی الاول سال ۱۳ق کشته شد.[۱۱] ابن اسحاق گفته است او در یرموک کشته شده است. و گفته شده است در روز مرج الصفر جمادی الاول سال ۱۳ق کشته شده است.[۱۲] او سال ۷ق در خیبر خدمت پیامبر رسید. در طائف، تبوک، حنین و فتح پیامبر را همراهی می‌کرد.[۱۳] بلاذری، ج۵، ص۴۳۱

نسب و لقب

عمرو بن سعید بن عاص بن أمیة بن عبد شمس اموی معروف به اشدق از تابعین است.[۱۴] پدرش سعید بن عاص از صحابه بوده است که سن او درگذشت پیامبر(ص) ۸ سال گزارش شده است.[۱۵] برخی او را در شمار صحابه ذکر کرده‌اند که ابن حجر عسقلانی با استناد به کمی سن پدرش هنگام رحلت پیامبر آن را رد کرده است.[۱۶]

عمرو بن سعید بن عاص از امویان بود[۱۷]

عمرو اشدق،(۳- ۷۰ق/ ۶۲۴- ۶۹۰م) والی مکه و مدینه از سوی معاویه و یزید[۱۸] او را خطبا و بلیغان دانسته‌اند. عمرو، مروان بن حکم را در رسیدن به خلافت کمک کرد مروان ولایتعهدی را پس از پسرش عبدالملک، به او داد. اما زمانی که عبدالملک حکومت را در دست گرفت در صدد برکناری او از ولایتعهدی آمد و همین موجب نفرت عمرو شد. زمانی که عبدالملک به رحبه برای جنگ زفر بن حرث کلابی رفت. عمرو بر دمشق چیره شد و مردم با او بیعت کردند. عمرو به سوی دمشق بازگشت و با امان دادن به عمرو وارد شهر شد و سپس با نقشه‌ای عمرو را به قصر خود فراخواند و او را کشت. لقب اشدق را به جهت فصاحتش دریافت کرده بود.[۱۹] قتل او در سال ۶۹ یا ۷۰ گزارش شده است.

سعد و امیه فرزندان او بودند. و او را ابوامیه می‌خواندند.[۲۰] وی از عمر، علی، عثمان و عایشه روایت کرده است و فرزندانش امیه، سعید و موسی و... از او روایت کرده‌اند.[۲۱] پس از واقعه حره به جنگ با عبدالله بن زبیر به مکه حمله کرد. وی مروان حکم را در رسیدن به حکومت همراهی کرد.

دوران معاویه

در جنگ جمل در سپاه ناکثین بود. و به اسارت یاران امام علی(ع) در آمد.[۲۲] در زمان معاویه، در مطرح کردن یزید جدیت داشت و به هنگام بیعت ستانی معاویه برای ولایت عهدی یزید، خطابه‌ای در وصف یزید ایراد کرد. برخی مورخان معتقدند که به هنگام مرگ معاویه، عمرو بن سعید بن عاص، والی مکه بوده است. یزید در رمضان سال ۶۰ق پس از اطلاع از خروج امام حسین(ع) از مدینه، با عزل ولید بن عتبه از فرمان روایی مدینه، این شهر را نیز به اشدق سپرد.[۲۳]

واقعه کربلا

هنگامی که امام به سمت مکه حرکت کرد. یزید او را در رمضان حکام مدینه و امیر حاج قرار داد. و ولید بن عقبه را عزل کرد.[۲۴] او به سمت مکه رفت و روز ترویه به مکه رسید. به او خبر رسید که امام سوی کوفه رفته است. سپس به مدینه بازگشت. و لشکری را به جنگ با عبدالله بن زبیر فرستاد.[۲۵] هنگامی که حسین بن علی(ع) مدینه را ترک کرد و به مکه آمد، عمرو بن سعید سبب آمدن حضرت را جویا شد که امام در پاسخ، «پناه بردن به خدا و بیت الله» را علت سفر به مکه بیان کرد. او از سوی یزید مأموریت یافت تا به همراه عده‌ای در مکه به صورت مخفی امام را بربایند و در صوت ناکامی، به ترور آن حضرت بپردازند. عمرو بن سعید، افرادی را به سرکردگی برادرش یحیی بن سعید برای بازگرداندن امام گسیل داشت که امام در برابر این خواست ایستاد و از مکه خارج شد. عمرو بن سعید به درخواست عبدالله بن جعفر نامه‌ای برای امام مرقوم داشت و ضمن دادن امان به امام، از ایشان خواست تا از «اختلاف و تفرقه افکنی» حذر کند. امام حسین پاسخ نامه او را داد و به مسیر خود ادامه داد.

ابوالفرج اصفهانی مدعی است که به دستور عمرو بن سعید و در واکنش به خروج امام حسین علیه‌السلام از مدینه، خانه‌های بنی هاشم در این شهر تخریب شد.

پس از یزید

پس از مرگ معاویه بن یزید، مروان را در رسیدن به خلافت یاری کرد و مروان وی را به ولایت عهدی، پس از عبدالملک پسرش تعیین کرد. ولی هنگامی که عبدالملک به فرمان روایی رسید، بر آن شد اشدق را از ولایتعهدی خلع کند و اشدق سرپیچی کرد. هنگامی که عبدالملک برای نبرد به رحبه رفت، عمرو بن سعید اشدق دمشق را به تصرف درآورد. مردم آن شهر خلافت وی را پذیرفتند. با او بیعت کردند. عبدالملک شهر را محاصره کرد و با او به جنگ پرداخت و وارد شهر شد و دستور داد تا اشدق را به قتل برسانند.در سال ۶۹ ه‍.ق کشته شد.[۲۶]

عبدالله بن زبیر چون از کشته شدن اشدق آگاه شد، این آیه را خواند:

(و کذلک نولی بعض الظالمین بعضا بما کانوا یکسبون)

در دوران معاویه حاکم مدینه بود.[۲۷]

پانویس

  1. حسینی جلالی، مزارات اهل البیت و تاریخها، ص۲۳۴-۲۳۵.
  2. عبداللَّه حجاز، معالم حلب الاثریه، ص۱۳۶؛ کامل غزی، نهرالذهب فی تاریخ الحلب، ج۲،ص۲۰۹؛ خیرالدین اسدی، احیاء حلب و اسواقها، ص۱۷۶.
  3. ابراهیم نصراللَّه، همان کتاب،ص۳۱.
  4. معجم البلدان، ج۲، ص۱۸۶.
  5. حسینی جلالی، مزارات اهل البیت و تاریخها، ص۲۳۴-۲۳۵.
  6. حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۸۶.
  7. استیعاب، ج۳، ص۱۱۷۷.
  8. استیعاب، ج۲، ص۴۲۱.
  9. اسدالغابه، ج۶، ص۲۲۷؛ استیعاب، ج۳، ص۱۱۷۷۸.
  10. استیعاب، ج۲، ص۴۲۱.
  11. استیعاب، ج۲، ص۴۲۱.
  12. استیعاب، ج۳، ص۱۱۷۸.
  13. استیعاب، ج۳، ص۱۱۷۷.
  14. الاصابه، ج۵، ص۲۲۵.
  15. الاصابه، ج۵، ص۲۲۵.
  16. الاصابه، ج۵، ص۲۲۵.
  17. الاصابه، ج۵، ص۲۲۵
  18. اعلام، ج۵، ص۷۸
  19. اعلام، ج۵، ص۷۸؛ البدایه و النهایه، ج۸، ص۳۱۱
  20. اعلام، ج۵، ص۷۸
  21. ابن کثیر، ج۸، ص۳۱۰-۳۱۱.
  22. الامامه و السیاسیه، ج۱، ص۹۷.
  23. البدایه و النهایه، ج۸، ص۱۴۶-۱۴۸، ۱۷۱.
  24. الامامه و السیاسیه، ج۲، ص۵.
  25. الامامه و السیاسیه، ج۲، ص۶
  26. اخبارالطوال، ص۲۸۶؛ اسدالغابه، ج۱، ص۲۳۳.
  27. الاصابه ج۷، ص۱۱۴

کتابشناسی

  • ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، دارصادر، بیروت، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
  • ابن اعثم کوفی، احمد بن اعثم، الفتوح، تحقیق: علی شیری، دارالأضواء، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
  • ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق: عادل احمد عبد الموجود و علی محمد معوض، دارالکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م.
  • ابن نما حلی، مثیرالأحزان، انتشارات مدرسه امام مهدی (عج)، قم، ۱۴۰۶ق.
  • ابن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب(ع)، مؤسسه انتشارات علامه، قم، ۱۳۷۹ ق.
  • ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری(طبقه خامسه ج۱)، تحقیق: محمد بن صامل السلمی، مکتبة الصدیق، الطائف، ۱۴۱۴ق/۱۹۹۳م.
  • ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، دارالکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۰/ق۱۹۹۰م.
  • ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، دیوان المبتدأ و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشأن الأکبر، بن خلدون، تحقیق: خلیل شحادة، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
  • ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م.
  • ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق: علی محمد البجاوی، دارالجیل، بیروت، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
  • ابن مسکویه رازی، تجارب‌الأمم، تحقیق: ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، ۱۳۷۹ش.
  • اصفهانی، ابوالفرج علی بن الحسین، مقاتل‌الطالبیین،، تحقیق: سید احمد صقر، دارالمعرفة، بیروت، بی‌تا.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب‌الأشراف(ج۳)، تحقیق: محمدباقر محمودی، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، ۱۹۷۷ق/۱۳۹۷م.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الأشراف(ج۲)، تحقیق: محمدباقر محمودی، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۹۷۴م/۱۳۹۴ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الأشراف(ج۵)، تحقیق: احسان عباس، جمعیة المستشرقین الألمانیة، بیروت، ۱۹۷۹م/۱۴۰۰ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، کتاب جمل من انساب‌الأشراف، تحقیق: سهیل زکار و ریاض زرکلی، دارالفکر، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
  • دینوری، احمد بن داوود، الأخبار الطوال، تحقیق: عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، منشورات الرضی، قم، ۱۳۶۸ش.
  • زرکلی، خیرالدین، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، دارالعلم للملایین، بیروت، ۱۹۸۹م.
  • سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الأنساب، تحقیق: عبدالرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، حیدر آباد، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۲م.
  • سید بن طاووس، علی بن موسی، اقبال‌الأعمال، دارالکتب الإسلامیة، تهران، ۱۳۶۷ ق.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: محمدأبوالفضل ابراهیم، دارالتراث، بیروت، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
  • مجلسی، بحارالأنوار، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ق.
  • مسعودی، علی بن حسین، مروج‌الذهب و معادن الجوهر، تحقیق: اسعد داغر، قم،‌دار الهجرة، چ دوم، ۱۴۰۹.
  • مفید، الإرشاد، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳ ق.