مقاله قابل قبول
پیوند کم
رده ناقص
بدون عکس
استناد ناقص
شناسه ناقص
عدم جامعیت
نیازمند خلاصه‌سازی

بیداری اسلامی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
پوستر بیداری اسلامی

بیداری اسلامی عنوان سلسله قیام‌هایی است که در کشورهای عربی رخ داد. این قیام‌ها از نیمه دوم سال ۱۳۸۹ شمسی شروع شد. اولین آن در تونس بود و پس از آن در مصر، لیبی، یمن و بحرین ادامه یافت. این قیام‌ها در تونس، مصر، لیبی و یمن منجر به سرنگونی حکومت شد و در بحرین، نبرد میان مردم و حکومت هم‌چنان ادامه دارد. آیت الله خامنه‌ای رهبر ایران با تحلیل ماهیت این قیام‌ها آن را بیداری اسلامی نامیدند زیرا مردم این کشورها به دنبال تحقق خواسته‌های خود بر اساس اسلام هستند و مبنای حرکت خود را اسلام قرار داده‌اند. چهره های سکولار از این حرکت ها با تعابیری همچون بهار عربی یاد می کنند.

بیداری اسلامی در تونس

اینفوگرافی: هندسه بیداری اسلامی

تونس کشوری اسلامی در شمال آفریقاست که در کنار دریای مدیترانه واقع شده است و به‌ دلیل موقعیت جغرافیایی، سیاسی، تجاری و سوق‌الجیشی، نقش مهی را در سیاست کلی آفریقا و کشورهای عربی برعهده دارد.

تونس سال‌ها در استعمار فرانسه بود تا اینکه سرانجام مردم این کشور توانستند در سال ۱۳۳۳ش/۱۹۵۴م از فرانسه مستقل شودند. با این حال مردم تونس، حتی پس از استقلال هم نتوانستند حکومتی دلخواه روی کار بیاورند و به جای حکومت مردمی، نظامی دیکتاتوری در پوشش حکومت جمهوری بر آن کشور حاکم شد. در طول این سال‌ها تنها دو رئیس جمهور زمام امور را در تونس به دست گرفتند. اولی حبیب بورقیبه ودومی زین‌العابدین بن علی بود. بن‌علی در سال ۱۳۶۶ش/۱۹۸۷م از طریق کودتای نظامی به قدرت رسید و در سال ۱۳۷۳ش/۱۹۹۴م تنها کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری بود و با ۹۹/۹۱ درصد آرا انتخاب شد و به مدت ۲۳ سال بر تونس حکومت کرد.

علاوه بر این استبداد، نیروهای حکومت تونس رفتارهای ظالمانه‌ای را با مردم داشتند که همین رفتارهای ظالمانه سبب شد که طارق الطیب محمد البوعزیزی دست به خودسوزی بزند.

خودسوزی این جوان تونسی باعث شد که ابتدا دوستان و نزدیکان وی و سپس مردم دیگر دست به اعتراض بزنند. اعتراضات خیابانی اوج گرفت و در چندین شهر تونس مردم دست به تظاهرات زدند.[۱]

راشد الغنوشی رهبر حزب النهضه بزرگ‌ترین حزب اسلام‌گرای تونس. وی سال‌ها در تبعید بود و پس از سرنگونی زین‌العابدین بن علی به تونس بازگشت. حزب وی در انتخابات تونس توانست رأی بالایی کسب کند

پلیس تونس برخورد سختی با این اعتراضات کرد که منجر به کشته شدن شماری از مردم شد و همین امر خشم مردم را افزایش داد و اعتراضات ادامه یافت.

مردم که در آغاز اعتراضات خواستار حل مشکل بیکاری و بهبود وضعیت معیشتی بودند با مشاهده این برخورد خشن پلیس سطح مطالبات خود را بالا بردند و در نهایت مردم به چیزی کمتر از کناره‌گیری رئیس جمهور راضی نشدند.

عمده‌ترین مطالبات مردم تونس را در سه عنوان زیر می‌توان خلاصه کرد:

الف ـ مطالبات اقتصادی: تونس با این که از نظر اقتصادی در وضعی بسیار بهتر از دیگر کشورهای عربی و شمال آفریقا قرار داشت اما توزیع ثروت در این کشور عادلانه نبود و مردم نسبت به این بی‌عدالتی شکایت داشتند.

ب ـ مطالبات سیاسی: دولت تونس در پنج دهه گذشته تقریباً به هیچ سازمان مردم‌نهادی اجازهٔ رشد نداده بود و احزاب و جمعیت‌های مستقل در این کشور اجازه فعالیت نداشتند.

ج ـ مطالبات مذهبی: یکی از مطالبات مردم تونس، داشتن آزادی انجام شعائر دینی و مذهبی بود. بن علی در طول سال‌های حکومت خود سعی کرد جلوی رشد اسلام را در این کشور بگیرد و بر همین اساس، بيانيهٔ ۱۰۸ را كه داشتن حجاب را در داخل سازمان‌های دولتی ممنوع می‌كرد، در طول این سال‌ها اجرا کرد[۲]. در دانشگاه‌های تونس نیز بر اساس دستور وزارت آموزش این کشور موظف بودند تا از دختران تعهد بگیرند که در دانشگاه از پوشش اسلامی استفاده نکنند و پسران نیز از گذاشتن ریش بپرهیزند. این تعهدنامه هم‌چنین دانشجویان را از پوشیدن هرگونه لباس محلی منع می‌کرد. و هر کس که با این تعهدات مخالفت می‌کرد از تحصیل محروم می‌شد و در صورت ضرورت به دستگاه قضایی معرفی می‌گردید.

در دوران وی جوانان حق حضور در مساجد را نداشتند و شرکت مردم در نماز جمعه پس از اخذ مجوز از ادارات دولتی بود.[۳]

به هر حال بن علی بعد از گسترش اعتراضات سعی کرد امتیازهایی را به معترضان بدهد اما این امتیازات همگی دیرهنگام و بی‌فایده بودند.

انقلاب تونس از آغاز تا پیروزی کمتر از یک ماه طول کشید. این انقلاب در روز ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰(۲۶ آذر ۱۳۸۹)با خودسوزی بوعزیزی آغاز و در جمعه ۱۴ژانویه ۲۰۱۱ میلادی(۲۴ دی ۱۳۸۹) با فرار رئیس جمهور بن‌علی و خانواده‌اش به عربستان سعودی به پیروزی رسید.

بعد از گریختن بن‌علی، محمد الغنوشی نخست‌وزیر وی اداره امور کشور را به عهده گرفت اما اعتراضات به الغنوشی و نیز مغایرت ریاست موقت وی با قانون اساسی تونس سبب شد که محمد فؤاد المبزع ریاست جمهوری کشور را به طور موقت و تاهنگام برگزاری انتخابات زودهنگام بر عهده گیرد.

همین تغییر اصلاحات سریعی را در تونس ایجاد کرد؛ یعنی منجر به آزادی رسانه‌ها، مشارکت سیاسی مردم، بازگشت رهبران تبعیدی از جمله راشد الغنوشی و خلع ید جمعی از مفسدان اقتصادی از منابع و ثروت‌های عمومی شد. هم‌چنین نگاه دولت را به سمت کاهش بیکاری و رسیدگی به وضعیت اقتصادی بخش مهمی از مردم جلب کرد.

با این حال هم‌چنان طیف وسیعی از نیروهای وابسته به حکومت سابق در قدرت هستند و مردم نیز به این وضع معترضند.

تونس تا رسیدن به وضع مطلوب هنوز راه بسیاری دارد و رسیدن به آن به هوشمندی، درایت و ایستادگی مردم آن کشور نیاز دارد.

بیداری اسلامی در مصر

مصر در شمال قارهٔ آفریقا و در کنار دریای مدیترانه و دریای سرخ قرار دارد. موقعیت جغرافیایی و سوق‌الجیشی این کشور به ویژه کانال سوئز در آن و هم‌چنین همجواری با فلسطین اشغالی و کشورهای لیبی و سودان باعث شده است که مصر در جغرافیای سیاسی منطقه نقش حساس و مؤثری را ایفا کند.

در سال ۱۲۶۰ ش/۱۸۸۱م انگلیسی‌ها مصر را اشغال کردند. از سال ۱۲۹۷ تا ۱۳۰۱/۱۹۱۸-۱۹۲۲م تحت تأثیر تحولات ناشی از جنگ جهانی اول، کوشش مصری‌ها برای رهایی از سلطهٔ استعماری انگلستان بیشتر شد و در اسفند ۱۳۲۰ش/فوریه۱۹۲۲م، انگلیس به وضعیت تحت الحمایگی این کشور پایان دادو در این کشور نظام سلطنتی مشروطه اعلام کرد. سرهنگ جمال عبدالناصر در ۳۱ تیر ۱۳۳۱/۲۳ جولای ۱۹۵۲ به کمک ژنرال نجیب و همکاری اخوان المسلمین قدرت را به دست گرفت و نظام مصر را جمهوری اعلام کرد و ناسیونالیسم عربی را ایدئولوژی حکومتی خود قرار داد. بعد از او انور سادات و به میزانی بسیار کمتر حسنی مبارک برای کنار زدن ناسیونالیسم عربی یا پان‌عربیسم و جایگزینی آن با میهن‌پرستی مصری، تلاش کردند. در زمان سادات، مصر به کشوری تبدیل شد که در عین ارائه تصویری از یک دموکراسی چندحزبی در خارج، دارای ریاست جمهوری مادام‌العمر شبیه پادشاه بود. پس از آن، نظامی تقریباً سکولار بر مصر حاکم شد که در طول چندین دهه تلاش کرد جنبش‌ها و نیروهای اسلام‌گرا را دور از قدرت نگه دارد.

اخوان المسلمین بزرگ‌ترین حزب اسلام‌گرای مصر؛ این حزب هر چند در دوران پس از مبارک توانست قدرت را در دست بگیرد اما به دلایل مختلف نتوانست قدرت را در اختیار خود نگه دارد و بسیاری از سران این حزب بازداشت شدند

علیرغم این تلاش طولانی مدت، بیداری اسلامی در مصر ریشه‌دار بود و به همین دلیل شعله‌های انقلاب مردم مصر با یک تظاهرات زبانه کشید و به‌سرعت به مناطق دیگر هم سرایت کرد و در نهایت به سرنگونی مبارک منجر شد.

خیزش مردم مصر در روز ۵ بهمن ۱۳۸۹(۲۵ ژانویه ۲۰۱۱) آغاز شد. ده‌ها هزار مصری در چارچوب حرکتی که فعالان اینترنتی آن را روز خشم نامیدند علیه دولت تظاهرات کردند. تظاهرکنندگان در مقابل شورای عالی قضایی شعار مرگ بر حسنی مبارک سر می‌دادند.

نیروهای پلیس تظاهرکنندگان را محاصره کردند و تدابیر امنیتی را در سراسر قاهره تشدید کردند تا از مشارکت مردم جلوگیری شود اما مردم در روزهای بعد به اعتراضات خود ادامه دادند و با این که دولت وعده اصلاح و تغییر می‌داد اما مردم در ۸ بهمن یعنی در جمعه خشم در میدان التحریر قاهره جمع شدند و علیه مبارک شعار دادند.

نیروهای پلیس در آن روز ۹۵ نفر را در سراسر مصر از جمله سوئز و اسکندریه کشتند و شامگاه همان شب حسنی مبارک دولت را منحل کرد و در سخنانی ضمن این که خود را حامی مردم مصر خواند و خبر از تشکیل دولت جدید داد از جوانان مصری نیز خواست که به حفظ امنیت کشور پایبند باشند و تهدید کرد که بی‌نظمی‌های بیشتر را تحمل نخواهد کرد.

این سخنرانی از میزان حضور مردم در میدان التحریر کم نکرد. مردم که از تعلل مبارک در کناره‌گیری خشمگین بودند به مراکز پلیس در شهرهای مختلف حمله کردند و حتی در روز ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ توانستند شهر سوئز را از کنترل دولت خارج کنند.

در روز ۱۲ بهمن ۱۳۸۹ بیش از دو میلیون نفر در میدان التحریر فریاد می‌زدند: « یا مبارک صح النوم... الیوم آخر الیوم» اما مبارک در واکنش به همه این اعتراضات فقط اعلام کرد که در انتخابات آتی کاندیدا نخواهد شد اما تا زمان انتخابات ـ هشت ماه دیگر ـ در پست خود باقی خواهد ماند.

این برخورد مبارک خشم مردم را بیشتر کرد و باعث شد که دولت برای جلب افکار عمومی در روز ۱۳ بهمن خواستار گفت‌وگوی ملی برای خروج از بحران شود. برخی گروه‌های مصری با این پیشنهاد مخالفت کردند و شرط خود را برای مذاکره برکناری مبارک اعلام کردند. اما اخوان المسلمین در اقدامی عجیب با این درخواست موافقت کرد؛ اقدامی که با اعتراض مردمی مواجه شد و چند روز بعد اخوان مجبور شد از میز گفت‌وگو با دولت خارج شود و شروع به توجیه عملکرد خود نماید.

روز جمعه ۱۵ بهمن مردم مصر در شهرهای مختلف راهپیمایی جمعة الرحیل را برگزار کردند.

در روزهای بعدی نیز همین اعتراضات ادامه یافت تا این که در روز ۲۲ بهمن ۱۳۸۹(۱۱فوریه۲۰۱۱)، عمر سلیمان معاون حسنی مبارک از تلویزیون اعلام کرد: « محمد حسنی مبارک رسماً از منصب ریاست جمهوری کناره‌گیری کرد و شورای عالی ارتش را موظف نمود که قدرت را در دست بگیرد.»

خبر سقوط مبارک موجی از شادی را در بین مردم حاضر در میدان التحریر و دیگر نقاط مصر ایجاد کرد اما اقدامات ارتش مصر و عملکرد اخوان المسلمین و دیگر گروه‌های فعال در عرصه سیاسی مصر اجازه نداد که خیزش مردم مصر به نتایج مد نظر خویش دست یابد.

بیداری اسلامی در لیبی

لیبی در شمال آفریقا واقع شده است. حکومت لیبی به رغم داشتن شالوده‌های اولیهٔ اسلامی، دارای نوعی ایدئولوژی سیاسی سکولار بوده است. در سال ۱۳۵۷ش/۱۹۷۸م معمر قذافی اعلام کرد که سنت و احادیث نبوی یه خاطر شبهات وارد شده از حجیت ساقط است. این نظریهٔ رسمی در سکولار کردن قدرت سیاسی بسیار مؤثر بود به گونه‌ای که در این کشور مبدأ تاریخ از زمان هجرت به زمان ارتحال پیامبر اکرم(ص) تغییر یافت در مجموع تأکید اصلی قذافی بر پان‌عربیسم بود.

اولین جرقه‌های قیام مردم لیبی علیه حکومت معمر قذافی به شکل مجموعه‌ای از راهپیمایی‌های خیابانی از ۲۳ دی ۱۳۸۹(۱۳ ژانویه ۲۰۱۱) زده شد. اما قیام گسترده از روز خشم لیبی در ۲۸ بهمن ۱۳۸۹(۱۷ فوریه ۲۰۱۱) آغاز شد. مردم در این روز خواستار پایان یافتن دوران حکومت ۴۲ساله قذافی و برکناری وی و تمام اعضای خانواده‌اش از پست‌های سیاسی و امنیتی و نظامی و بازگشت حق تعیین سرنوشت به خودشان شدند.

امام موسی صدر؛ وی از مخالفان سیاست‌های قذافی در مورد لبنان و فلسطین بود. وی در سال ۱۳۵۷ به دعوت قذافی به لیبی سفر کرد اما در آنجا ربوده شد و هیچ خبر دقیقی از سرنوشت وی در دست نیست

پاسخ قذافی به این اعتراضات بسیار سخت بود. هواپیماهای جنگی قذافی از آسمان و نیروهای مسلح وی در زمین با گلوله‌های مستقیم به خواسته‌های مردم پاسخ دادند که نتیجه این برخورد خشن تا روز سوم اسفند ۱۳۸۹، ۸۰۰ کشته و ۵۰۰۰ نفر زخمی بود.

قذافی هرچند این اقدامات را در جهت سرکوب قیام مردم انجام داد اما مردم مصمم‌تر به حرکت خود ادامه دادند و توانستند تا ۶ اسفند ۱۳۸۹، بر شهرهای شرق لیبی و شهر بنغازی و بر مرزهای این کشور با مصر و لیبی مسلط شوند.

قذافی البته این وضع را تحمل نکرد و نیروی هوایی قذافی این شهرها را بمباران می‌کرد که منجر به کشته شدن شمار بسیاری از مردم شد.

این وضعیت سبب شد که نهادهای بین المللی واکنش نشان دهند و تصمیم به حمله نظامی به لیبی بگیرند. این تصمیم در ۲۸ اسفند ۱۳۸۹ اجرایی شد و هواپیماهای ناتو وارد حریم هوایی لیبی شدند حمله نظامی آغاز شد که در اثر آن شماری از افراد غیر نظامی و حتی انقلابیون نیز کشته شدند.این امر سبب شد که شورای انتقالی موقت لیبی از طرفین بخواهد که تن به آتش‌بس بدهند؛ درخواستی که نه از سوی دولت قذافی و نه از سوی نیروهای خارجی پذیرفته نشد

علاوه بر اقدام نظامی علیه لیبی، دادگاه بین‌المللی لاهه نیز در ۲۹ خرداد ۱۳۹۰ حکم بازداشت معمر قذافی، پسرش، سیف‌الاسلام و رئیس سازمان اطلاعات لیبی را صادر کرد. در صحنه تحولات میدانی نیز نیروهای انقلابی توانستند روز ۳۱ مرداد۱۳۹۰ وارد طرابلس پایتخت لیبی شونداما معمر قذافی فرار کرده بود. سرانجام پرونده زندگی قذافی نیز در ۲۸ مهر ۱۳۹۰ در شهر سرت بسته شد و وی کشته شد.

لیبی هر چند از دست قذافی راحت شد اما نزاع‌های داخلی و حضور نیروهای خارجی و هم‌چنین وابسته به القاعده در این کشور، مانع از آن شده است که این کشور به سمت آبادانی و بازسازی ویرانه‌های دوران قذافی حرکت کند.

بیداری اسلامی در یمن

جمهوری یمن در جنوب شبه جزیرهٔ عربستان واقع است. حدود ۵۰ درصد یمنی‌ها شیعی مذهب‌اند که غالباً در منطقهٔ صعده و شمال یمن ساکن‌اند. البته عمدهٔ شیعیان یمن زیدی‌اند.

مردم یمن در پی انقلاب‌های گوناگون در کشورهای اسلامی، اعتراضات و تظاهرات گسترده‌ای را در شهرهای مختلف علیه رژیم علی عبدالله صالح آغاز کردند. اولین قدم‌های قیام مردم یمن علیه علی عبدالله صالح از روز ۷ بهمن ۱۳۸۹(۲۷ ژانویه ۲۰۱۱) برداشته شد. در آن روز هزاران یمنی در صنعاء تظاهرات کردند و با سردادن شعارهایی علیه علی عبدالله صالح خواستار کناره‌گیری وی از قدرت شدند. آنان هم‌چنین به فقر روزافزون و شرایط بد اقتصادی نیز اعتراض داشتند. اعتراضات علیه دولت ادامه داشت و پلیس نیز علیه معترضان واکنش نشان داد.

در جریان این اعتراضات شماری از مردم دستگیر، گروهی مجروح و تعدادی نیز کشته شدند. برخورد دولت با معترضان در طول اعتراضات روزبه‌روز خشن‌تر می‌شد تا جایی که در اعتراضات روز ۱۹ اسفند ۱۳۸۹، دولت یمن از بمب‌های مسموم و گازی علیه معترضان استفاده کرد. مردم با وجود برخورد خشن حکومت علیه آنان به اعتراضات خود ادامه دادند تا این‌که در روز چهارم اردیبهشت ۱۳۹۰، حزب حاکم یمن با کناره‌گیری علی‌عبدالله صالح موافقت کرد اما علی عبدالله صالح هم‌چنان در قدرت باقی ماند تا این‌که معترضان روز ۱۳ خرداد ۱۳۹۰ با خمپاره به کاخ ریاست‌ جمهوری حمله کردند که طی آن علی عبدالله صالح به‌شدت مجروح شد و وی برای معالجه به عربستان منتقل شد و به مدت یک ماه در بیمارستان‌های عربستان تخت درمان قرار گرفت.

در طی این مدت مردم یمن خواستار به رسمیت یافتن شورای انتقالی یمن از سوی شورای همکاری خلیج فارس شدند. این درخواست مورد موافقت قرار نگرفت و علی عبدالله صالح نیز در روز ۱۶ تیر ۱۳۹۰ پس از غیبت یک‌ماهه با حالی وخیم بر صفحه تلویزیون دولتی یمن ظاهر شد و دوباره مخالفانش را تهدید کرد و فقط اعلام نمود که حاضر است قدرت را درچارچوب قانون اساسی تقسیم کند. اما سرانجام از قدرت کناره‌گیری کرد. [۴]

پس از برکناری علی عبدالله صالح، دولت یمن کوشید طی اصلاحاتی مردم را راضی نماید اما این اتفاق نیفتاد و مردم یمن مجدداً دست به اعتراض زدند. این اعتراضات که با رهبری حوثی‌ های یمن پیگیری می‌شد در تابستان ۱۳۹۳ به اوج خود رسید. مردم سه خواسته اساسی داشتند که عبارت بودند از «سرنگونی دولت فاسد، لغو دستور آزادسازی حامل‌های سوخت و اجرای نتایج کنفرانس گفت‌وگوی ملی». سرانجام حوثی ها توانستند پس از تصرف بخش‌های مهمی در صنعا پایتخت یمن، دولت را به پای میز مذاکره بکشانند.

توافق نهایی برای حل بحران در یمن میان رئیس جمهوری و رهبران انصارالله یمن در صنعا روز شنبه (۲۹ شهریور ۱۳۹۳) با نظارت «جمال بن عمر»، فرستاده ویژه سازمان ملل به یمن صورت گرفت. بر اساس این توافق، دولت «باسندوه» برکنار شد و با روی کار آمدن انصارالله در صحنه سیاسی یمن قرار است دولت جدیدی در این کشور تشکیل شود.[۵]

بیداری اسلامی در بحرین

بحرین کوچک‌ترین کشور خاورمیانه و جهان اسلام است. اکثر جمعیت بحرین شیعه اند اما حاکمیت سیاسی به خاندان آل خلیفه سنی مذهب تعلق دارد. این خاندان از سال ۱۱۶۱ش/۱۷۸۲م به کمک استعمار خارجی خاک بحرین را به اشغال خود در آورده و یک حکومت مطلقه و دیکتاتوری را در این کشور پایه‌‌گذاری کرد.

آیات القرمزی شاعر بحرینی؛ وی پس از قرائت شعر علیه حکومت بحرین در میدان اللؤلؤه دستگیر و شکنجه شد.

سابقهٔ جنبش‌ها و فعالیت‌های سیاسی در بحرین به سال‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، خصوصاً به اوایل دههٔ ۱۹۶۰ بر می‌گردد. اما بروز انقلاب اسلامی در ایران را باید منشأ تحولات و دگرگونی‌های جدید سیاسی در بحرین به حساب آورد که منجر به گسترش روند آزادسازی سیاسی در این کشور شد. دست‌کم از دو دهه پیش تاکنون مردم بحرین به طور جدی خواستار انجام اصلاحات اساسی و برکناری حکومت آل خلیفه هستند و در این راه شهدای زیادی را تقدیم کرده‌اند.

دور جدید خیزش مردم بحرین در دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ آغاز شد؛ روزی که به تأسی از انقلاب‌های تونس و مصر، از سوی جوانان بحرینی به عنوان روز خشم اعلام شده بود. خواسته‌های مردمی در این تظاهرات عبارت بودند از:

  1. ایجاد تغییرات و اصلاحات اساسی
  2. آزادی فعالان زندانی
  3. بازگشت فعالان تبعیدی
  4. توقف اعطای تابعیت سیاسی(دولت بحرین با هدف شکستن اکثریت شیعی، به اتباع بیگانه تابعیت سیاسی اعطا می‌کرد)

مردم در این این تظاهرات مسالمت‌آمیز با برخورد خشن پلیس مواجه شد و طی آن یک جوان ۲۱ ساله به نام عبدالهادی علی المشیمع شهید و ۲۰ تن دیگر زخمی شدند.

میدان اللؤلؤه مرکز تجمع مردم علیه حکومت بحرین

این برخورد خشن سبب شد که سطح مطالبات مردم بالا رود و آنان در میدان اللؤلؤه بحرین خواستار تغییر رژیم شوند. هم‌چنین بسیاری از مردم از حضور در محل کار خود خودداری کردند و در میدان اللؤلؤه حضور یافتند.

مردم معترض بحرین در شعارهای خود تأکید داشتند که اعتراضاتشان طایفه‌ای و مذهبی نیست و برای منافع و حقوق همه مردم بحرین قیام کرده‌اند.

برخورد خشن دولت بحرین با مردم ادامه داشت. ۲۸ بهمن ۱۳۸۹ نیروهای امنیتی و پلیس بحرین میدان اللؤلؤه را بست و به سمت تحصن‌کنندگان حمله کرد که در اثر این هجوم چهار نفر کشته و بیش از یکصد نفر زخمی شدند که دوتن از این مجروحین به علت شدت جراحات از دنیا رفتند.

با این که شیخ خالدبن احمد آل خلیفه، وزیر خارجهٔ بحرین، پس از این برخورد خشن با مردم، آن را اقدامی لازم خواند اما این رفتار با واکنش منفی هم در سطح جهان و هم در داخل بحرین مواجه شد. آیت الله شیخ عیسی قاسم در سخنان شدیداللحنی رفتار حکومت را محکوم کرد و مسؤولیت این کشتار را متوجه دولت دانست و اعلام کرد که این برخوردهای خشن نمی‌تواند ملت را ساکت کند. در سطح بین‌المللی نیز کشورهای مختلف، رفتار حکومت بحرین را محکوم کردند. سطح بالای این اعتراضات باعث شد که ولیعهد بحرین ضمن درخواست از مردم برای بازگشت به منازلشان، خواهان گفت‌وگو با مخالفان شد و قول داد که ارتش از خیابان‌ها عقب‌نشینی خواهد کرد.

۳۰ بهمن ۱۳۸۹، ارتش از میدان اللؤلؤه عقب نشست و مردم به میدان بازگشتند و دست به تحصن زدند. سخنران آغاز این تحصن شیخ علی سلمان بود. خواستهٔ اصلی مردم تبدیل پادشاهی خاندان آل خلیفه به پادشاهی مشروطه، آزادی زندانیان سیاسی و محاکمه عاملان کشتار مردم بود.

دولت بحرین حدود سه هفته با مردم مماشات کرد اما ۲۳ اسفند ۱۳۸۹ صدها تن از نیروهای امنیتی سعودی برای سرکوب مردم وارد منامه شدند و ۲۴ اسفند ۱۳۸۹، شاه بحرین به مدت ۳ ماه در این کشور حالت فوق‌العاده اعلام کرد.

با این اعلام قلع و قمع آغاز شد و در همان روز چهار نفر از شهروندان بحرینی در هجوم نیروهای سعودی به منطقه الستره به شهادت رسیدند و حدود دویست نفر مجروح شدند.

۲۵ اسفند ۱۳۸۹ تانک‌ها با حمله مجدد به میدان اللؤلؤه مردم متحصن را قلع و قمع و چادرهای آنان را آتش زدند. هم‌چنین ارتش بحرین به مدت یک ماه حکومت نظامی اعلام کرد که بر مبنای آن، ایجاد هرگونه تجمع ممنوع بوده و از ساعت ۱۶ تا ۴ بامداد منع آمد و شد برقرار است.

۲۶ اسفند ۱۳۸۹ بولدوزرها و ماشین‌های سنگین دولتی اقدام به تخریب میدان و لوازم و نمادهای متحصنین کردند.

از آن تاریخ تاکنون حکومت بحرین به برخوردهای خشن خود با معترضان ادامه داده و بسیاری از معترضان را دستگیر و به‌شدت شکنجه کرده است و می‌کوشد با اعمال فشار روزافزون صدای هر مخالفی را خاموش کند و با توجه به تبلیغات گسترده‌ای که در سطح جهانی انجام داده و اعتراض مردم را اعتراضی طایفه‌ای جلوه داده است، جریان بیداری اسلامی در بحرین با مظلومیتی مضاعف مواجه است.

بیداری اسلامی یا بهار عربی

آیت الله سید علی خامنه‌ای در خطبه‌های نماز جمعه خود در تاریخ ۱۵/۱۱/۱۳۸۹ ماهیت انقلاب در کشورهای عربی را از جنس بیداری اسلامی دانست. او در آن خطبه گفت: « حوادث امروز شمال آفریقا،مصر،تونس، برخی کشورهای دیگر، برای ما ملت ایران معنای دیگری دارد، معنای خاصی دارد؛ این همان چیزی است که همیشه به عنوان حدوث بیداری اسلامی، به مناسبت پیروزی انقلاب بزرگ اسلامی ملت ایران گفته میشد؛ امروز خودش را دارد نشان میدهد»[۶]

او اصول این انقلاب‌ها را احیاء و تجدید عزت و کرامت ملی، برافراشتن پرچم اسلام، برخورداری از امنیت روانی و عدالت و پیشرفت و شکوفائی‌، ایستادگی در برابر نفوذ و سلطه‌ی آمریکا و اروپا و مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلی صهیونیست دانست [۷] و تهدیدهای متوجه این انقلاب‌ها را، اختلافات داخلی، مصادره انقلاب‌ها و سلب مرجعیت فکری علما و تراشیدن مراجع فکری جدید [۸] می‌دانند.

پانویس

منابع

  • مصحفی، محمد محسن، صبح شام (روایتی از بحران سوریه) (خاطرات دکتر حسین امیرعبداللهیان)، تهران، سوره مهر، ۱۳۹۹.

پیوند به بیرون