مقاله نامزد خوبیدگی

سید ابوالقاسم خویی

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از آیت الله خویی)
پرش به: ناوبری، جستجو
سید ابوالقاسم خوئی
سید ابوالقاسم خوئی.jpg
اطلاعات فردی
لقب: مرجع تقلید
تاریخ تولد: ۱۵ رجب ۱۳۱۷ق
زادگاه: خوی
محل زندگی: نجف اشرفخوی
تاریخ وفات: شنبه ۸ صفر ۱۴۱۳ق در ۹۶ سالگی
محل دفن: حرم امیرالمؤمنین
شهر وفات: کوفه
اطلاعات علمی
استادان: شیخ الشریعه اصفهانیمهدی مازندرانیآقا ضیا عراقیمحمدحسین کمپانیمحمدحسین نائینی
شاگردان: صدرا بادکوبه‌ایسید محمدباقر صدرمیرزا جواد تبریزیسید علی حسینی بهشتیسید مرتضی خلخالیسید علی سیستانیمحمدجعفر نائینیمرتضی بروجردی
تألیفات: البیان فی تفسیر القرآنتکملة منهاج الصالحینمعجم رجال الحدیث
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
سیاسی: حمایت از انتفاضه شعبانیه عراق
اجتماعی: تأسیس موسسات خیریه و مراکز اسلامی در کشورهای مختلف
وبگاه رسمی: موسسه اسلامی آیت الله خویی


سید ابوالقاسم موسوی خویی (۱۲۷۸-۱۳۷۱شمرجع تقلید شیعه و مفسّر قرآن کریم که البیان فی تفسیر القرآن، و همچنین مجموعه ۲۳ جلدی معجم رجال حدیث، از آثار اوست. میرزای نائینی و محقق اصفهانی، دو تن از برجسته‌ترین استادان او در فقه و اصول فقه بوده‌اند. آغاز رسمی مرجعیت او پس از درگذشت آیت الله بروجردی دانسته شده و درگذشت آیت الله حکیم، آغاز مرجعیت اعلای وی مخصوصا در عراق خوانده شده است. خویی، در طول ۵۰ سال تدریس، یک دوره کامل درس خارج فقه، و شش دوره درس خارج اصول فقه را تدریس کرد و یک دوره کوتاه هم به تدریس تفسیر قرآن پرداخت. عالمانی از جمله سید محمدباقر صدر، میرزا جواد تبریزی، سید علی سیستانی، حسین وحید خراسانی، سید موسی صدر و سید عبدالکریم موسوی اردبیلی را می‌توان از شاگردان آیت الله خویی دانست.

سید ابوالقاسم خویی در فقه و اصول فقه، نظرات و آرای قابل توجهی داشته که گاه با نظرات مشهور فقیهان شیعه متفاوت بوده و برخی منابع، فتاوای متفاوت او را تا سیصد مورد دانسته‌اند. مخالفت با تکلیف کافران به فروع دین، عدم پذیرش نسبی بودن آغاز ماه قمری، و مخالفت با اعتبار شهرت فتوایی و اجماع، برخی از نظرات متفاوت او در فقه و اصول فقه است. خویی در دوران مرجعیت خود، اقدامات فراوانی در راستای تبلیغ دین، ترویج تشیع و یاری رساندن به نیازمندان کرده است؛ از جمله ساختن کتابخانه، مدرسه، مسجد، حسینیه و بیمارستان در کشورهای مختلفی از جمله ایران، عراق، مالزی، انگلستان، امریکا و هندوستان.

آیت الله خویی در دهه ۱۳۴۰ش، از چهره‌های فعال در مسائل سیاسی بوده و مواضع و بیانیه‌هایی علیه دولت پهلوی از او صادر می‌شده است؛ از جمله اعتراض به حمله ماموران حکومت پهلوی به مدرسه فیضیه در سال ۱۳۴۲ش. آیت الله خویی به مدت ده سال از سیاست کناره گرفت، اما پس از شعله‌ور شدن انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ در ایران، و دیدار فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی با او، و شائبه‌های پیش آمده پس از این دیدار، در مواردی از جمله همه‌پرسی تعیین نظام جمهوری اسلامی، و همچنین جنگ عراق علیه ایران، به حمایت از انقلاب و جمهوری اسلامی ایران پرداخت. او در جریان انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق، و تعیین شورای رهبری برای اداره مناطق تحت مدیریت شیعیان، تحت فشار حکومت صدام قرار گرفت و تا پایان عمر در حصر خانگی بود.

زندگی

سید ابوالقاسم موسوی خویی در ۱۵ رجب ۱۳۱۷ق در شهر خوی، از شهرهای آذربایجان غربی در ایران، در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. پدرش سید علی‌اکبر خوئی، از شاگردان شیخ عبدالله مامقانی بود و پس از فراغت از تحصیل به زادگاه خود بازگشت و به وظایف روحانی خود مشغول شد و در جریان نهضت مشروطیت در ایران و به دلیل عدم موافقت با مشروطه غیرمشروعه،[۱] در سال ۱۳۲۸ق به نجف مهاجرت کرد.[۲][۳] نسب او به امام موسی کاظم (ع) می‌رسد.[نیازمند منبع]

آیت الله خویی در روز شنبه ۸ صفر ۱۴۱۳ق، ۱۷ مرداد ۱۳۷۱ش، در ۹۴ سالگی به علت بیماری قلبی در کوفه درگذشت و در کنار مسجد الخضراء صحن حرم امیرالمؤمنین دفن شد.

همسر و فرزندان

آیت الله خویی دو بار ازدواج کرد. فرزندان وی، سه پسر و سه دختر از همسر اول، و چهار پسر و دو دختر از همسر دوم هستند.[۴] برخی از فرزندان شناخته‌شده آیت الله خویی عبارتند از:

  • سید جمال الدین خویی، فرزند ارشد آیت الله خویی که بیشتر عمر خود را صرف امور مرجعیت پدرش در نجف کرد. به دلیل بیماری سرطان در تهران ساکن شد و در سال ۱۳۶۳ش در ایران درگذشت و در حرم حضرت معصومه در قم دفن شد. برخی از آثار او عبارتند از شرح کفایة الاصول، بحث فی الفلسفة و علم الکلام، توضیح المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، شرح دیوان متنبی، و دیوان شعر به فارسی.[۵]
  • سید محمدتقی خویی، پس از تأسیس بنیاد آیت الله خویی در سال ۱۳۶۸ش دبیر کل آن شد. پس از انتفاضه شعبانیه در ۱۳۶۹ش، عضو هیئت منتخب پدرش برای اداره مناطق آزاد شده بود، اما در پی سرکوب این قیام و قتل عام شیعیان، به همراه پدرش در حصر خانگی قرار گرفت و سرانجام در ۳۰ تیر ۱۳۷۳ش در حادثه رانندگی درگذشت. برخی این رخداد را حاصل برنامه‌ریزی دولت صدام دانسته‌اند.[۶] علاوه بر تقریرات درس فقه پدرش، الالتزامات التبعیة فی العقود از آثار اوست.[۷]
  • سید عبدالصاحب خویی، برادر بزرگتر سید عبدالمجید خویی و فرزند آیت الله خویی از همسر دومش، پس از ترور برادرش ریاست موسسه خیریه امام خویی لندن را برعهده گرفت.[۸]
  • سید عبدالمجید خویی، فرزند دیگر آیت الله خویی از همسر دوم، پس از شکست انتفاضه شعبانیه از عراق خارج شد و به لندن رفت و پس از درگذشت سید محمدتقی، رئیس موسسه خیریه امام خویی شد. او پس از حمله آمریکا به عراق و برقراری نظام جدید حکومتی در عراق به کشورش بازگشت ولی اندکی بعد مورد حمله برخی تروریست‌ها قرار گرفت و درگذشت.[۹]
آرامگاه آیت الله خویی در حرم امام علی(ع)

اطلاعات دقیقی درباره دختران آیت الله خویی در دست نیست، اما برخی از دامادهای وی عبارتند از سید نصرالله مستنبط، سید مرتضی حکمی، سید جلال الدین فقیه ایمانی، سید جعفر غروی نائینی، و سید محمود میلانی.[۱۰]

زیست علمی

سید ابوالقاسم خویی در در سال ۱۳۳۰ق در ۱۳ سالگی، همراه با برادرش سید عبدالله خویی به پدر خود در نجف پیوست. او شش سال به تحصیل مقدمات و سطوح عالی حوزه پرداخت و سپس ۱۴ سال در درس استادان علوم مختلف از جمله فقه و اصول شرکت کرد. از این میان، چنانکه خود او در زندگینامه خودنوشت آورده، بیشترین استفاده را از محمدحسین نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی داشته است.[۱۱][۱۲]

اساتید

سید ابوالقاسم خویی، علاوه بر آنکه به گفته خود، از میرزا محمدحسین نائینی و میرزا محمدحسین اصفهانی بیشترین استفاده علمی را برده و دوره‌ای کامل از علم اصول و برخی کتاب‌های فقهی را از آنان آموخته، از اساتید دیگری در علوم مختلف نیز یاد کرده است؛ از جمله:

برخی دیگر از استادان آیت الله خویی عبارتند از شیخ محمدجواد بلاغی در علم کلام، عقاید و تفسیر، سید ابوتراب خوانساری در علم رجال و درایه، سید ابوالقاسم خوانساری در علم ریاضیات، سید حسین بادکوبه‌ای در فلسفه و عرفان و همچنین سید علی قاضی.[۱۴]

سید ابوالقاسم خویی در طول دوران تحصیل خود در حوزه علمیه نجف، با سید محمدهادی میلانی (درگذشته ۱۳۹۵ق)، سید محمدحسین طباطبایی (درگذشته ۱۴۰۲ق)، سید صدرالدین جزایری، علی‌محمد بروجردی (درگذشته ۱۳۹۵ق)، حسین خادمی اصفهانی و سید محمد حسینی همدانی مباحثه می‌کرده است.[۱۵]

آیت الله خویی در سال ۱۳۵۲ق از بسیاری از بزرگان حوزه علمیه نجف اجازه اجتهاد دریافت کرد؛ محمدحسین نائینی، محمدحسین غروی اصفهانی مشهور به کمپانی، آقا ضیاء عراقی، محمدحسین بلاغی، میرزا علی آقا شیرازی، و سید ابوالحسن اصفهانی از این جمله‌اند.[۱۶]

تدریس

آیت الله سید ابوالقاسم خویی درحال تدریس در مسجد الخضراء نجف

سید ابوالقاسم خویی در خلال تحصیل در حوزه علمیه نجف، به تدریس هم مشغول بوده و به گزارش منابع مختلف، هر کتابی را که می‌آموخته، آن را تدریس می‌کرده است.[۱۷]

پس از درگذشت محمدحسین نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی، مجلس درس سید ابوالقاسم خویی و میرزا محمدعلی کاظمی خراسانی، از درس‌های مهم نجف بود و پس از درگذشت کاظمی خراسانی، مجلس درس آیت الله خویی، برترین و پرجمعیت‌ترین حوزه درسی نجف شد.[۱۸] چنانکه خویی در زندگینامه خودنوشت آورده، در خلال سال‌های طولانی تدریس، جز در روزهای بیماری و سفر، هیچ گاه دست از تعلیم شاگردان خویش نکشیده است.[۱۹] او در مجموع هفتاد سال به تدریس دروس سطح و خارج در حوزه نجف پرداخته و نزدیک پنجاه سال، مهمترین مجلس درسی حوزه علمیه نجف را عهده‌دار بوده و طلابی از ایران، هند، افغانستان، پاکستان، عراق، لبنان و برخی کشورهای دیگر، در درس او حاضر می‌شده‌اند.[۲۰]

آیت الله خویی، یک دوره کامل درس خارج فقه و شش دوره درس خارج اصول فقه را به شاگردان خود تعلیم داد. او همچنین در یک دوره کوتاه به تدریس تفسیر قرآن پرداخت اما به دلایلی از ادامه آن بازماند.[۲۱]

شیوه تدریس
آیت الله خویی، در تدریس مباحث علمی، چیره‌دست و مسلط خوانده شده که مطالب را شمرده، فصیح، منظم و بدون وارد شدن به زواید و حواشی بیان می‌کرده، به مباحث فلسفی نمی‌پرداخته، استفاده فراوانی از روایات می‌کرده و به سندهای روایات توجه ویژه می‌کرده است.[۲۲] درس وی، خلاصه‌ای از آراء و مبانی علمی مجالس درس آقا ضیاء عراقی، محمدحسین نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی و نظرات خود وی توصیف شده است.[۲۳]

آثار

آثار مختلفی از جمله تالیفات و رساله‌های علمی، رساله‌های عملیه، و تقریرات درس‌های اساتید، از جمله آثاری است که توسط آیت الله خویی نگاشته شده است. بسیاری از آثار آیت الله خویی، در کتابی پنجاه جلدی با عنوان «موسوعة الامام الخوئی» گردآوری شده است که ۴۲ جلد از این مجموعه، شامل یک دوره کامل فقه استدلالی، و جلد ۴۳ تا ۴۸، یک دوره کامل اصول فقه است. جلد ۴۹ از این مجموعه، شامل چند رساله رجالی و سه رساله از تقریرات درس‌های خویی و مواردی دیگر است و جلد پنجاه، حاوی کتاب البیان فی تفسیر القرآن است.[۲۴]

  • تالیفات و رساله‌های علمی

سید ابوالقاسم خویی، آثاری در موضوعات مختلف از جمله علوم قرآنی، فقه، اصول فقه و رجال داشته است؛ از جمله:

  1. رسالة فی نفحات الاعجاز، اثری کلامی در اثبات اعجاز[۲۵] و جاودانه بودن قرآن کریم که در پاسخ به کتاب «حسن الایجاز فی ابطال الاعجاز»، اثر فردی با نام مستعار نصیرالدین ظافر نوشته شده است.[۲۶] آیت الله خویی این کتاب را در ۲۵ سالگی نوشته و اولین اثر اوست.[۲۷]
  2. البیان فی تفسیر القرآن، شامل مقدمه‌ای مبسوط درباره برخی مباحث علوم قرآنی و نیز تفسیر شش آیه از سوره حمد است.[۲۸] مقدمه مفصل این کتاب، حاوی موضوعات مختلفی از جمله فضیلت، اعجاز، جاودانگی هدایت قرآن کریم است. در این مقدمه، بر نادرستی تحریف قرآن کریم تاکید شده. همچنین بررسی ۳۶ آیه از قرآن کریم که ادعای منسوخ شدن آنها مطرح شده، در این مقدمه آمده و آیت الله خویی معتقد است آیات مذکور منسوخ نشده‌اند. مباحث دیگری از جمله بداء و دیدگاه شیعه درباره آن، و همچنین حدوث و قدم قرآن نیز در این مقدمه بیان شده است.[۲۹] البیان از آغاز انتشار، مورد توجه مجامع علمی و مبنای درس‌های این رشته در حوزه و دانشگاه قرار گرفت.[۳۰]
    این اثر در قالب‌های مختلفی به زبان فارسی ترجمه شده است؛ محمد صادق نجمی و هاشم هاشم‌زاده هریسی آن با عنوان بیان در علوم و مسائل کلی قرآن ترجمه کرده، و خلاصه‌ای از آن را با عنوان شناخت قرآن به زبان فارسی برگردانده‌اند. فصل اعجاز این کتاب را جعفر سبحانی با عنوان «مرزهای اعجاز» به فارسی ترجمه کرده است.[۳۱]
  3. معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرجال، در ۲۳ جلد، کتابی رجالی است که اولین بار در ۱۳۹۸ق در نجف چاپ شد[۳۲] و شرح حال بیش از ۱۵ هزار تن از راویان احادیث را بیان کرده و در توضیح هر راوی، تمام راویان از آن شخص را ذکر کرده است. این اثر، مفصل‌ترین و از جمله قوی‌ترین مجموعه‌های رجالی شیعه دانسته شده است.[۳۳] جلد اول این کتاب، حاوی شش مقدمه است که دلیل احتیاج به علم رجال، معیارهای علمی برای اثبات وثاقت راوی، و بحث درباره صحت روایات کتب اربعه، برخی از این مباحث است.[۳۴]
    در تکمیل این اثر، مستدرک معجم رجال الحدیث، توسط آیت الله خویی نوشته شده و کتاب دلیل معجم رجال الحدیث، توسط محمدسعید طریحی به نگارش درآمده است.[۳۵]
  • رساله‌های عملیه و آثار فتوایی

نزدیک به ۳۰ اثر فتوایی از آیت الله خویی منتشر شده است؛ از رساله‌ای درباره لباس مشکوک که در ۱۳۶۱ق در نجف چاپ شده، تا کتاب المسائل المنتخبه که به زبان‌های عربی، فارسی، انگلیسی، اردو، فرانسوی، اندونزیایی و ترکی منتشر شده و خلاصه‌ای است از کتاب منهاج الصالحین. آثاری مانند توضیح المسائل، منتخب الرسائل، مناسک حج به زبان‌های عربی و فارسی، و همچنین رساله‌ای با عنوان «ازالة المحادة عن ملک المنافع المتضادة» که در سال ۱۳۵۱ق نوشته شده، برخی دیگر از این آثار فقهی و فتوایی است.[۳۶] در ادامه برخی از سرشناس‌ترین آثار فتوایی آیت الله خویی ذکر می‌شود:

  1. منهاج الصالحین، مهمترین اثر فتوایی آیت الله خویی است که ابتدا آن را به صورت تعلیقه بر منهاج الصالحین سید محسن حکیم نگاشته و سپس تعلیقه‌های خود را به جای آرای حکیم در متن گنجانده و در نهایت کتاب حکیم را بر مبنای فتاوای خود بازنویسی کرده است. این اثر اولین بار در سال ۱۳۹۰ق در نجف چاپ، و پس از آن بارها منتشر شد.[۳۷] شرح منهاج الصالحین آیت الله خویی، در ده جلد به قلم سید تقی طباطبایی قمی چاپ شده است. برخی از فقیهان پس از خویی، مخصوصا شاگردانش، با الهام از او در تالیف این اثر فتوایی، رساله‌های عملی خود را با عنوان منهاج الصالحین تالیف کرده‌اند.
  2. حاشیه بر عروة الوثقی: آیت الله خویی نخست حاشیه‌ای بر این کتاب فتوایی نوشت که در جلسه استفتاء با حضور شاگردان زبده‌اش تنظیم شده بود ولی پس از تدریس دوره کامل عروة بار دیگر بر آن حاشیه زد که گفته‌اند حدود یک سوم آن با حاشیه قبلی متفاوت است.[۳۸]
  • تقریرات درس‌های استادانش

در منابع از تقریرات او از درس‌های فقه و اصول دو استادش، میرزا محمدحسین نائینی و محمدحسین اصفهانی یاد شده است.[۳۹] آقا بزرگ تهرانی از تقریرات درس آقا ضیاء عراقی هم نام برده است.[۴۰] در این میان مهمترین و مشهورترین تقریراتی که از آیت الله خویی بر جای مانده، تقریرات او از درس اصول نائینی است که نخستین بار با نام اجود التقریرات در زمان حیات محمدحسین نائینی چاپ شد[۴۱] و سال‌ها بعد پس از بازنگری و اضافه کردن مواردی، در سال ۱۳۶۸ق در تهران منتشر شد. این اثر از مهمترین منابع درباره نظریات اصولی نائینی دانسته شده است.[۴۲]

  • تقریرات درس‌های خویی به قلم شاگردانش

بسیاری از شاگردان آیت الله خویی، در سال‌های طولانی تدریس او، تقریرات درس‌های او را تدوین می‌کرده و این تقریرات پس از بازبینی سید ابوالقاسم خویی چاپ می‌شده است. برخی از این تقریرات عبارتند از:

  1. دراسات فی الاصول اثر سید علی هاشمی شاهرودی که تقریر کامل دوره سوم درس اصول آیت الله خویی است.
  2. محاضرات فی اصول فقه به قلم محمداسحاق فیاض که آیت الله خویی آن را بسیار پسندیده است.[۴۳]
  3. مبانی الاستنباط نوشته سید ابوالقاسم کوکبی تبریزی.
  4. مصابیح الاصول به قلم سید علاءالدین بحرالعلوم.
  5. رسالة فی الامر بین الامرین نوشته محمدتقی جعفری.[۴۴] آیت الله خویی این موضوع کلامی-فلسفی را به تبع آخوند خراسانی در کفایه الاصول، در مبحث اصولی «‌طلب و اراده‌» مطرح کرده است.
  6. مصباح الفقاهه فی المعاملات، اثر محمدعلی توحیدی در علم فقه. آیت الله خویی در تقریظ خود، تتبع، تدقیق و وسعت آگاهی نویسنده را ستوده است.[۴۵]

شاگردان

آیت الله خویی و شاگردان

آیت الله سید ابوالقاسم خویی، شاگردان فراوانی داشته و برخی منابع بیش از ۶۰۰ شاگرد برای وی برشمرده‌اند.[۴۶] برخی از شاگردان برجسته خویی که عضو هیئت استفتای وی بوده‌اند، عبارتند از صدرا بادکوبه‌ای، سید محمدباقر صدر، میرزا جواد تبریزی، سید علی حسینی بهشتی، سید مرتضی خلخالی، سید علی سیستانی، محمدجعفر نائینی و مرتضی بروجردی. حسین وحید خراسانی، سید علی هاشمی شاهرودی، محمدتقی جعفری، سید محمدحسین فضل الله، بشیر نجفی، سید موسی صدر، حاج آقا تقی قمی، و سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، برخی دیگر از شاگردان وی هستند.[۴۷]

آرا و نظریات علمی

آیت الله سید ابوالقاسم خویی، در فقه و اصول فقه، نظرات و آرای قابل توجهی داشته که گاه با نظرات مشهور فقیهان شیعه متفاوت بوده و به گزارش برخی، ۳۰۰ فتوا بر خلاف فتواهای مشهور فقیهان شیعه، در میان فتاوای آیت الله خویی دیده می‌شود.[۴۸] برخی از این موارد عبارت است از:

  • مخالفت با تکلیف کافران به فروع دین: خویی مانند شیخ یوسف بحرانی، صاحب کتاب حدائق و بر خلاف نظر همه علمای شیعه که معتقدند کافران علاوه بر اصول دین، مکلف به فروع دین هم شده‌اند،[۴۹] بر این باور است که کافران تا زمانی که اسلام را نپذیرند، مکلف به فروع دین نمی‌شوند.[۵۰]
  • عدم پذیرش نسبی بودن آغاز ماه قمری: به باور آیت الله خویی، بر خلاف نظر مشهور ، آغاز ماه قمری برای همه یکسان است و نمی‌توان آن را چیزی نسبی دانست. چرا که معیار آغاز ماه قمری، بر اساس آرای خویی، بیرون رفتن ماه از محاق است که پدیده‌ای تکوینی است و به وضع قرارگیری خورشید، ماه و زمین مرتبط است و وابسته به اجزا و مناطق گوناگون زمین نیست.[۵۱]
  • مخالفت با شهرت فتوایی و اجماع: سید ابوالقاسم خویی، درباره شهرت فتوایی، نظراتی به کلی متفاوت با نظرات مشهور عالمان شیعه داشته است. به باور بیشتر اصولیان شیعه، اگر یک فتوا در میان فقیهان، مشهور باشد، روایت معتبری که با آن ناسازگار است، اعتباری ندارد. خویی اما با این اصل مخالف است، «شهرت فتوایی» را در ترجیحات باب تعارض در اصول فقه ذکر نکرده و به باور او، شهرت عملی هیچ گاه ضعف سند روایت را جبران نمی‌کند؛ همانطور که بی‌توجهی فقها به یک حدیث صحیح، آن را از حجیت ساقط نخواهد کرد.[۵۲][۵۳] وی اعتبار و حجیت اجماع را هم زیر سوال برده است؛ چه اجماع منقول و چه اجماع محصَّل. با این حال خویی در فتاوای خود احتیاط کرده و به اجماع توجه کرده است.[۵۴]
  • فتاوای مخالف مشهور: بسیاری از فتواهای آیت الله خویی، متفاوت از فتاوای مشهور فقیهان شیعه است؛ مواردی از جمله: جواز خارج شدن زن از خانه بدون اجازه همسر، جواز سقط جنین برای زن در صورت احتمال مرگ خود، جواز ازدواج دائم مرد مسلمان با زن اهل کتاب، مشروط نبودن جهاد ابتدایی به حضور امام معصوم، شرط نبودن اجتهاد برای قاضی، و همچنین طهارت چرم‌های وارد شده از کشورهای غیرمسلمان که ذبح شرعی آنها مشکوک است.[۵۵]

مرجعیت

درباره آغاز مرجعیت آیت الله خویی اظهارات مختلفی شده، اما بسیاری از منابع، آغاز جدی مرجعیت او را پس از درگذشت آیت الله بروجردی دانسته و تاکید کرده‌اند که پس از درگذشت آیت الله حکیم، خویی مخصوصا در عراق، مرجع برتر شناخته می‌شد.[۵۶][۵۷]

آیت الله خویی و شاگردانش: به ترتیب از سمت راست: حجت الاسلام و المسلمین سید جعفر خوئی، امام موسی صدر، آیت الله سید عبدالله شیرازی، آیت الله سید ابوالقاسم خوئی، آیت الله سید نصرالله مستنبط و حجت الاسلام و المسلمین سید مرتضی حکمی.

چهارده نفر از مجتهدین نجف از جمله صدرا بادکوبه‌اى، سید محمدباقر صدر، سید محمد روحانی، مجتبى لنکرانى، شیخ موسی زنجانی، یوسف کربلائی، سید یوسف حکیم، و سید جعفر مرعشی اعلمیت خویی را اعلام کردند.[۵۸] سید موسی صدر از سوی مجلس اعلای اسلامی شیعیان لبنان، خویی را مرجع اعلم معرفی کرد.[۵۹]

اقدامات سیاسی

سید ابوالقاسم خویی در طول زندگی خود، اقدامات اجتماعی و سیاسی فراوانی داشته؛ تا پیش از مرجعیت، بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های فراوانی در محکومیت اقدامات حکومت پهلوی صادر کرده، در یک دوره بیش از ده ساله، تقریبا سیاست سکوت را در پیش گرفته و سپس در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در بهمن ۱۳۵۷ش، به حمایت از امام خمینی و انقلاب اسلامی پرداخته است. سرانجام حمایت خویی از انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق، به حصر خانگی او انجامید. برخی از مهمترین اقدامات اجتماعی و سیاسی آیت الله خویی عبارتند از:

مواضع علیه حکومت پهلوی

سید ابوالقاسم خویی تا پیش از مرجعیت، از چهره‌های فعال در مسائل سیاسی بود و در برخی موارد حتی مواضع شدیدی از وی گزارش شده است.[۶۰] خویی در مهر ۱۳۴۱ در تلگرافی به شاه با لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی مخالفت کرد و آن را مغایر شرع خواند.[۶۱] همچنین در پیامی به سید محمد بهبهانی، تاکید کرد که «خاموش کردن صدای ملت با قوه قهریه، دیری نخواهد پایید و تبلیغات عوام‌فریبانه، مشکلات را حل نمی‌کند و اقتصاد ورشکسته و ناخشنودی مردم را درمان نخواهد کرد.»[۶۲] او همچنین در واکنش به حمله ماموران به مدرسه فیضیه در ابتدای سال ۱۳۴۲ش، تلگرامی به شاه فرستاد و از «انحطاط مملکت اسلامی و خط مشی زمامدارانش» اظهار تاسف کرد.[۶۳] یک ماه بعد در پاسخ به نامه جمعی از علمای ایران، عدم صلاحیت حاکمان فاسد را اعلام کرد، وظیفه روحانیت را سنگین دانست و سکوت را ناروا شمرد.[۶۴] ستمگر خواندن دستگاه حاکم ایران پس از کشتار مردم در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ش، حکم به ممنوعیت شرکت در انتخابات دوره ۲۱ مجلس و از اعتبار ساقط دانستن آن، حمایت از امام خمینی در پی دستگیری و شایعه محاکمه امام، برخی دیگر از اقدامات سیاسی اوست.[۶۵]

دوره سکوت بیش از ده ساله

آیت الله خویی، پس از مرجعیت، از سیاست کناره گرفت. این دوره، با سال‌های حضور امام خمینی در نجف همزمان بود.[۶۶] سکوت او در برابر رخدادهای دوران انقلاب، اعتراضاتی برانگیخت.[۶۷] حضور فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی،‌ در بیت او، در ۲۸ آبان ۱۳۵۷ش، به این اعتراضات دامن زد، ولی آیت الله خویی در یادداشتی خطاب به برخی علما، این ملاقات را ناگهانی و ناخواسته دانست.[۶۸]

ملاقات فرح دیبا با آیت الله خویی

فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی، شاه وقت ایران، در ۲۸ آبان ۱۳۵۷ش، همزمان با عید غدیر، به صورت ناگهانی و بدون کسب اجازه، به دیدار سید ابوالقاسم خویی رفت.[۶۹] این دیدار در شرایطی صورت گرفت که انقلاب اسلامی مردم ایران اوج گرفته بود و امام خمینی از عراق اخراج شد.[۷۰] ملاقات فرح دیبا با آیت الله خویی، موجب شد سید ابوالقاسم خویی در محافل انقلابی مورد انتقاد قرار گیرد.[۷۱] از همین رو این مرجع تقلید در یادداشتی خطاب به سید صادق روحانی، ضمن تاکید بر ناگهانی و ناخواسته بودن این ملاقات، یادآور شد که در این دیدار، «شدیدا نسبت به حوادث ناگوار و فجایعی که در کشور ایران رخ داده، اعتراض نمودیم.»[۷۲][۷۳] حسین فردوست، از نزدیکان محمدرضا پهلوی، درباره این دیدار گفت: آیت الله سید ابوالقاسم خویی تقاضای ملاقات فرح پهلوی را بدون پاسخ گذاشته بود و فرح شخصا با حجاب اسلامی به منزل آیت الله خویی می‌رود.[۷۴]

همراهی با انقلاب اسلامی ایران

آیت الله خویی پس از ملاقات فرح دیبا با وی در آبان ۱۳۵۷ش، در شرایطی که مبارزات مردم علیه حکومت پهلوی تشدید شده بود، به همراهی با انقلاب اسلامی پرداخت و پس از آن هم در موارد مختلف، از جمهوری اسلامی ایران حمایت کرد. وی پیش از پیروزی انقلاب، در بیانیه‌ای خطاب به مراجع، علما و ملت ایران، از مردم خواست که با شجاعت و با حفظ موازین شرعی قدم بردارند.[۷۵] خویی پس از آن در جریان همه‌پرسی تعیین نظام جمهوری اسلامی، مردم را به رای دادن به جمهوری اسلامی فراخواند، از شاگردان خود خواست تا در امور انقلاب مشارکت کنند، و در جنگ عراق با ایران، به رغم فشار دولت صدام مبنی بر حمایت از عراق، حکم به جواز استفاده از وجوه شرعی در تامین ملزومات رزمندگان ایران داد.[۷۶]

در اخراج ایرانیان از عراق

در جریان اخراج ایرانیان از عراق، از اواخر دهه ۱۳۴۰ شمسی، آیت الله خویی از معدود عالمان شیعه بود که اخراج نشد. با این حال اخراج بسیاری از شاگردانش باعث کاهش رونق درس وی شد.[۷۷] بسیاری از شاگردان آیت الله خویی با حضور در حوزه علمیه قم، اندیشه‌های فقهی و اصولی استاد خود را ترویج کردند و حوزه درسی قم را که تا پیش از آن تحت تاثیر روش علمی حائری یزدی و بروجردی بود، با رویکردهای فقهی و اصولی خویی، میرزای نائینی، محقق اصفهانی و آقاضیاء عراقی آشنا کنند.[۷۸]

انتفاضه شعبانیه عراق

مهمترین اقدام سیاسی آیت الله خویی، همراهی او با انتفاضه شیعیان عراق دانسته شده که وی هیئتی نه نفره را برای اداره مناطق تحت نظر شیعیان تعیین کرد. شکست انتفاضه شعبانیه، به حصر خانگی آیت الله خویی و فشار گسترده حکومت عراق در دوره صدام مواجه شد.[۷۹] سید ابوالقاسم خویی به دلیل حمایت مستقیم از انتفاضه شعبانیه مردم عراق در سال ۱۹۹۱م و تعیین شورای رهبری، توسط حزب بعث بازداشت و به بغداد فرستاده شد. بعد از دو روز بازداشت، به اجبار نزد صدام حسین برده شد و صدام سخنان توهین‌آمیزی خطاب به وی بیان کرد.[۸۰]

خدمات دینی و اجتماعی

آیت الله خویی در دوران مرجعیت خود اقدامات فراوانی در راستای تبلیغ دین، ترویج علوم اسلامی و یاری رساندن به نیازمندان داشته است؛ ساختن کتابخانه، مدرسه، مسجد، حسینیه، خوابگاه، درمانگاه، بیمارستان، مؤسسه خیریه و دارالایتام، در کشورهای مختلفی از جمله ایران، عراق، مالزی، انگلستان، امریکا، هند و... از خدمات اوست. ساختمان مرکزی موسسه خیریه آیت الله خویی، در لندن، پایتخت انگلستان است.[۸۱] برخی از مراکز اسلامی تحت نظر موسسه خیریه آیت الله خویی عبارت است از:

  • مرکز الامام الخویی در لندن، شامل مرکز اسلامی، مدرسه امام صادق (ع) ویژه پسران، مدرسه الزهرا (س) ویژه دختران، سالن اجتماعات، کتابخانه عمومی، و کتابفروشی است. ۸۰۰ دانش‌آموز در دو مدرسه این بنیاد تحصیل می‌کنند. در این مرکز ماهانه مجله «النور» به دو زبان عربی و انگلیسی منتشر می‌شود.[۸۲]
  • مرکز اسلامی امام خویی در نیویورک: شامل سالن اجتماعات با گنجایش سه هزار نفر، کتابخانه با بیش از ده هزار جلد کتاب، مهد کودک، مدرسه پسرانه و دخترانه، هر کدام با ظرفیت ۱۵۰ دانش‌آموز، مدرسه ایمان، ویژه آموزش زبان عربی، قرآن و تربیت اسلامی کودکان، غسالخانه و...[۸۳]
  • مجتمع فرهنگی امام خویی در بمبئی: به مساحت صد هزار متر مربع در بیست کیلومتری بمبئی و شامل سالن بزرگ اجتماعات، مسجدی با گنجایش سه هزار نمازگزار، کتابخانه‌ای با ۵۰ هزار کتاب و حسینیه‌ای با ظرفیت ۷۰۰ نفر، مدرسه علوم دینی با هزار دانش‌پژوه، مدرسه ابتدایی و راهنمایی با ۱۲۰۰ دانش‌آموز و همچنین داروخانه و درمانگاه.[۸۴]

پانویس

  1. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۵۴.
  2. صدرایی خویی، سیمای خوی، ۱۳۷۴ش، ص ۱۶۹.
  3. پیری سبزواری، «آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی؛ قرآن‌شناس بزرگ معاصر»، در ماهنامه گلستان قرآن، آبان ۱۳۸۱، ص ۳۰.
  4. «معرفی آیت الله سید ابوالقاسم موسوی خویی»، در وبلاگ کتابخانه عمومی آیت الله موسوی خویی، ۲۷ مهر ۱۳۹۲ش، بازبینی در ۲۳ فروردین ۱۳۹۶ش.
  5. امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف...، ۱۳۸۴ق، ص ۱۷۰.
  6. «معرفی آیت الله سید ابوالقاسم موسوی خویی»، در وبلاگ کتابخانه عمومی آیت الله موسوی خویی، ۲۷ مهر ۱۳۹۲ش، بازبینی در ۲۳ فروردین ۱۳۹۶ش.
  7. شاکری، «الامام السید الخویی: سیره و ذکریات»، در مجله الموسم، ۱۴۱۴ق، ص ۲۵۴، ۲۵۶-۲۵۷.
  8. «پدر از لسان فرزند/ گفت و گوی خواندنی با فرزند حضرت آیت الله العظمی خویی»، مصاحبه با سید صاحب خویی، ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ش، بازدید شده در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ش.
  9. رییس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۲۲.
  10. «معرفی آیت الله سید ابوالقاسم موسوی خویی»، در وبلاگ کتابخانه عمومی آیت الله موسوی خویی، ۲۷ مهر ۱۳۹۲ش، بازبینی در ۲۳ فروردین ۱۳۹۶ش.
  11. پیری سبزواری، «آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی؛ قرآن‌شناس بزرگ معاصر»، در ماهنامه گلستان قرآن، آبان ۱۳۸۱، ص ۳۰.
  12. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۵۷.
  13. یادنامه حضرت آیت الله العظمی آقای حاج سید ابوالقاسم خویی، ۱۳۷۲ش، ص ۵۸ و ۵۹. بر اساس از نسخه الکترونیک در سایت موسسة الخوئی الاسلامیة.
  14. یادنامه حضرت آیت الله العظمی آقای حاج سید ابوالقاسم خویی، ۱۳۷۲ش، ص ۵۸ و ۵۹. بر اساس از نسخه الکترونیک در سایت موسسة الخوئی الاسلامیة.
  15. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۵۸.
  16. یادنامه حضرت آیت الله العظمی آقای حاج سید ابوالقاسم خویی، ۱۳۷۲ش، ص ۶۴ و ۶۵. بر اساس از نسخه الکترونیک در سایت موسسة الخوئی الاسلامیة.
  17. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۵۹.
  18. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۶۱.
  19. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۶۲.
  20. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۶۵.
  21. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۶۲.
  22. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۶۳.
  23. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۶۴.
  24. رییس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۲۲.
  25. پیرچراغ، «آیت الله خوئی و البیان»، در فصلنامه مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی، ش ۲۴، ص ۷۶.
  26. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۶۹.
  27. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۷۰.
  28. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۷۰.
  29. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۷۰.
  30. ایازی، «چه کسانی مروج مکتب تفسیری آیت الله خویی شدند؟» در ماهنامه مهرنامه، ش ۱۲، ص ۲۳۱.
  31. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۷۰-۷۱.
  32. پیرچراغ، «آیت الله خوئی و البیان»، در فصلنامه مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی، ش ۲۴، ص ۷۶.
  33. پیرچراغ، «آیت الله خوئی و البیان»، در فصلنامه مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی، ش ۲۴، ص ۷۶.
  34. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۷۱-۷۲.
  35. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۷۲.
  36. نگاه کنید به انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۷۲-۷۴.
  37. رییس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۲۱، به نقل از صغیر، اساطین المرجعیة العلیا فی النجف الأشرف، ۱۴۲۴ق، ص ۲۹۷.
  38. «می‌گویند ۳۰۰ فتوای آیت الله خویی خلاف مشهور است»، گفت و گو با آیت الله سید احمد مددی، در مجله مهرنامه، شماره ۱۲، ۱۳۹۰ش.
  39. انصاری، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، ۱۳۷۳ش، ص ۴۵۴-۴۵۵.
  40. آقا بزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ۱۴۰۴ق، قسم ۱، ص ۷۱-۷۲.
  41. آقا بزرگ تهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج ۱، ص ۲۷۸.
  42. نگاه کنید به رییس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۲۰.
  43. انصاری قمی، «نجوم امت: حضرت آیت الله العظمی خویی»، در مجله نور علم، ش ۱۱، ص ۶۸.
  44. مشار، موافین کتب چاپی فارسی و عربی، تهران، ج ۱، ستون ۲۴۱.
  45. آقا بزرگ تهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج ۲۰، ص ۲۴۰.
  46. نگاه کنید به شریف، «تلامذة الإمام الخوئی»، در مجله الموسم، ش ۱۷، ص ۲۳۵-۲۵۲.
  47. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۵، به نقل از شریف، ۱۴۱۴ق، ص ۶۷۷-۶۹۵.
  48. «دخالت آخوند خراسانی در مشروطه متعارف نبود»، مصاحبه فرید مدرسی با آیت الله سید احمد مددی، در وبلاگ آذر، ۲۲ شهریور ۱۳۹۰ش، بازدید شده در: ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ش.
  49. فیاض، «نوآوری‌های اصولی و فقهی آیت الله خویی»، در فصلنامه کاوشی نو در فقه، ش ۱۷ و ۱۸، ص ۳۳۶ و ۳۳۷.
  50. فیاض، «نوآوری‌های اصولی و فقهی آیت الله خویی»، در فصلنامه کاوشی نو در فقه، ش ۱۷ و ۱۸، ص ۳۳۶ و ۳۳۷.
  51. فیاض، «نوآوری‌های اصولی و فقهی آیت الله خویی»، در فصلنامه کاوشی نو در فقه، ش ۱۷ و ۱۸، ص ۳۳۶ و ۳۳۷.
  52. فیاض، «نوآوری‌های اصولی و فقهی آیت الله خویی»، در فصلنامه کاوشی نو در فقه، ش ۱۷ و ۱۸، ص ۳۲۵ و ۳۲۶.
  53. رییس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۸.
  54. رییس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۸.
  55. رییس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۸.
  56. شریف رازی، گنجینه دانشمندان، ۱۳۵۴ش، ج ۲، ص ۳-۵.
  57. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۵.
  58. خاطرات آیت الله عباس خاتم یزدی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۰ش، ص ۱۰۰-۹۸.
  59. یعقوب ضاهر، مسیره االمام السید موسی الصدر، داربالل، بیروت، ۲۰۰۰م، ج ۲ ،ص ۲۹۴-۲۹۳.
  60. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  61. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  62. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  63. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  64. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  65. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  66. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  67. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  68. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶-۵۱۷.
  69. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶-۵۱۷.
  70. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  71. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  72. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶-۵۱۷.
  73. طباطبایی، «دیدار پرماجرا و روایت‌های متفاوت»، در سایت مباحثات، ۱۳ تیر ۱۳۹۴ش، بازدید شده در ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ش.
  74. هاشمیان‌فر، گونه‌شناسی رفتار سیاسی مراجع تقلید، ۱۳۹۰ش، ص ۲۲۴.
  75. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۷.
  76. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۷.
  77. رییس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۹.
  78. رییس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۹-۵۲۰.
  79. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  80. جعفریان، «خاطره‌ای خواندنی درباره دستگیری آیت الله خویی در انتفاضه شعبانیه ۱۹۹۱»، در سایت خبرآنلاین، ۹ آبان ۱۳۹۱ش، بازدید شده در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۶ش.
  81. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۹۵.
  82. اسلامی، غروب خورشید فقاهت، ۱۳۷۲ش، ص ۴۲.
  83. یادنامه، موسسة الخوئي الإسلامیة، ۱۳۷۲ش، ص ۱۱۷-۱۱۸.
  84. یادنامه، موسسة الخوئي الإسلامیة، ۱۳۷۲ش، ص ۱۱۹-۱۲۱.

منابع

  • آقا بزرگ تهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعه، چاپ علینقی منزوی و احمد منزوی، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  • آقا بزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعه: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، مشهد، قسم ۱-۴، ۱۴۰۴ق.
  • «آيت‌الله سيستانی گفتند: با مرحوم آقای خمينی مراوده زيادی داشتم»، گفت و گو با محمد قائینی، در مجله مهرنامه، ش ۱۲، خرداد ۱۳۹۰ش.
  • امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، نجف، ۱۳۸۴ق.
  • انصاری، مرتضی، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، قم، ۱۳۷۳ش.
  • انصاری قمی، ناصرالدین، نجوم امت: حضرت آیت الله العظمی خویی، نوعلم، دوره۴، ش۱۱، مهر و آبان ۱۳۷۱ش.
  • خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، قم، مرکز نشر الثقافه الاسلامیه، ۱۳۷۲ش.
  • خاطرات‌ آیت‌الله سید عباس‌ خاتم‌ یزدی‌، تهران، انتشارات‌ مرکز اسناد انقلاب‌ اسلامی‌، ۱۳۸۰ش.
  • «چه کسانی مروج مکتب تفسیری آیت الله خویی شدند؟»، گفت و گو با محمدعلی ایازی، در مجله مهرنامه، ش ۱۲، خرداد ۱۳۹۰.
  • رئیس‌زاده، محمد، «خویی، ابوالقاسم»، دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دایرة المعارف اسلامی، ۱۳۷۵ش.
  • سبحانی، جعفر، «مرجعیت در شیعه»، در ماهنامه مکتب اسلام، مهر ۱۳۷۱ش، ص ۷-۳۱.
  • شاکری، حسین، الامام السید الخویی: سیره و ذکریات، الموسم، ش۱۷، ۱۴۱۴ق.
  • شبیری زنجانی، سیدموسی، جرعه ای از دریا، ج ۳، قم: مؤسسه کتاب‌شناسی شیعه، ۱۳۹۳ش.
  • شریف رازی، محمد، آثار الحجة یا تاریخ و دایرة المعارف حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۳۲ش.
  • شریف رازی، محمد، گنجینه دانشمندان، تهران، ۱۳۵۲-۱۳۵۴ش.
  • صدرایی خویی، علی، سیمای خوی، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، مرکز چاپ و نشر، ۱۳۷۴ش.
  • صغیر، محمد، اساطین المرجعیه العلیا فی النجف الاشرف، بیروت، ۱۴۲۴ق.
  • گرجی، ابوالقاسم، تاریخ فق و فقها، قم، سمت، ۱۳۸۱ش.
  • مشار، خان بابا، مولفین کتب چاپی فارسی و عربی، تهران، ۱۳۴۰-۱۳۴۴ش.
  • هاشمیان‌فر، سید حسن، گونه شناسی رفتار سیاسی مراجع تقلید شیعه، تهران ۱۳۹۰.

نگارخانه آثار

پیوند به بیرون