مقاله قابل قبول
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع خوب
نیازمند خلاصه‌سازی

سید ابوالقاسم خویی

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از آیت الله خویی)
پرش به: ناوبری، جستجو
سید ابوالقاسم خوئی
سید ابوالقاسم خوئی.jpg
اطلاعات فردی
لقب: مرجع تقلید
تاریخ تولد: ۱۵ رجب ۱۳۱۷ق
زادگاه: خوی
محل زندگی: نجف اشرفخوی
تاریخ وفات: شنبه ۸ صفر ۱۴۱۳ق در ۹۶ سالگی
محل دفن: حرم امیرالمؤمنین
شهر وفات: کوفه
اطلاعات علمی
استادان: شیخ الشریعه اصفهانیمهدی مازندرانیآقا ضیا عراقیمحمدحسین کمپانیمحمدحسین نائینی
شاگردان: صدرا بادکوبه‌ایسید محمدباقر صدرمیرزا جواد تبریزیسید علی حسینی بهشتیسید مرتضی خلخالیسید علی سیستانیمحمدجعفر نائینیمرتضی بروجردی
تألیفات: البیان فی تفسیر القرآنتکملة منهاج الصالحینمعجم رجال الحدیث
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
سیاسی: حمایت از انتفاضه شعبانیه عراق
اجتماعی: تأسیس موسسات خیریه و مراکز اسلامی در کشورهای مختلف
وبگاه رسمی: موسسه اسلامی آیت الله خویی


سید ابوالقاسم موسوی خویی (۱۲۷۸-۱۳۷۱شمرجع تقلید شیعه و مفسّر قرآن کریم. او از محضر اساتید بزرگی در حوزه علمیه نجف بهره برد. و خود نیز شاگردانی تربیت کرد، برخی از شاگردان او به مرجعیت رسیدند.

آیت الله خویی در بسیاری از علوم اسلامی رایج در حوزه‌های علمیه از اساتید کم‌نظیر به حساب می‌آمد و آراء فقهی، اصولی، رجالی و تفسیری وی در زمره مطرح‌ترین آراء حوزه‌های علمیه پس از او است.

وی آثار زیادی در زمینه‌های مختلف علوم اسلامی دارد. از میان آنها کتاب البیان فی تفسیر القرآن و معجم رجال الحدیث وی شهرت فراوانی دارد. ایشان، سال‌ها مرجعیت بسیاری از شیعیانِ جهان را به عهده داشت و در بسیاری از کشورها، مراکز علمی و فرهنگی تأسیس کرد.

زندگی

سید ابوالقاسم موسوی خویی در ۱۵ رجب ۱۳۱۷ق در شهر خوی، از شهرهای آذربایجان غربی در ایران، در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. پدرش سید علی‌اکبر خوئی، از شاگردان شیخ عبدالله مامقانی بود و پس از فراغت از تحصیل به زادگاه خود بازگشت و به وظایف روحانی خود مشغول شد و در جریان نهضت مشروطیت در ایران و به دلیل عدم موافقت با مشروطه غیرمشروعه،[۱] در سال ۱۳۲۸ق به نجف مهاجرت کرد.[۲][۳] نسب او به امام موسی کاظم (ع) می‌رسد.[نیازمند منبع]

آیت الله خویی در روز شنبه ۸ صفر ۱۴۱۳ق، ۱۷ مرداد ۱۳۷۱ش، در ۹۴ سالگی به علت بیماری قلبی در کوفه درگذشت و در کنار مسجد الخضراء صحن حرم امیرالمؤمنین دفن شد.

همسر و فرزندان

آیت الله خویی دو بار ازدواج کرد. فرزندان وی، سه پسر و سه دختر از همسر اول، و چهار پسر و دو دختر از همسر دوم هستند.[۴] برخی از فرزندان شناخته‌شده آیت الله خویی عبارتند از:

  • سید جمال الدین خویی، فرزند ارشد آیت الله خویی که بیشتر عمر خود را صرف امور مرجعیت پدرش در نجف کرد. به دلیل بیماری سرطان در تهران ساکن شد و در سال ۱۳۶۳ش در ایران درگذشت و در حرم حضرت معصومه در قم دفن شد. برخی از آثار او عبارتند از شرح کفایة الاصول، بحث فی الفلسفة و علم الکلام، توضیح المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، شرح دیوان متنبی، و دیوان شعر به فارسی.[۵]
  • سید محمدتقی خویی، پس از تأسیس بنیاد آیت الله خویی در سال ۱۳۶۸ش دبیر کل آن شد. پس از انتفاضه شعبانیه در ۱۳۶۹ش، عضو هیئت منتخب پدرش برای اداره مناطق آزاد شده بود، اما در پی سرکوب این قیام و قتل عام شیعیان، به همراه پدرش در حصر خانگی قرار گرفت و سرانجام در ۳۰ تیر ۱۳۷۳ش در حادثه رانندگی درگذشت. برخی این رخداد را حاصل برنامه‌ریزی دولت صدام دانسته‌اند.[۶] علاوه بر تقریرات درس فقه پدرش، الالتزامات التبعیة فی العقود از آثار اوست.[۷]
  1. سید عبدالصاحب خویی، برادر بزرگتر سید عبدالمجید خویی و فرزند آیت الله خویی از همسر دومش، پس از ترور برادرش ریاست موسسه خیریه امام خویی لندن را برعهده گرفت.[۸] [۹]
  2. سید عبدالمجید خویی، فرزند دیگر آیت الله خویی از همسر دوم، پس از شکست انتفاضه شعبانیه از عراق خارج شد و به لندن رفت و پس از درگذشت سید محمدتقی، رئیس موسسه خیریه امام خویی شد. او پس از حمله آمریکا به عراق و برقراری نظام جدید حکومتی در عراق به کشورش بازگشت ولی اندکی بعد مورد حمله برخی تروریست‌ها قرار گرفت و درگذشت.[۱۰]
آرامگاه آیت الله خویی در حرم امام علی(ع)

اطلاعات دقیقی درباره دختران آیت الله خویی در دست نیست، اما برخی از دامادهای وی عبارتند از سید نصرالله مستنبط، سید مرتضی حکمی، سید جلال الدین فقیه ایمانی، سید جعفر غروی نائینی، و سید محمود میلانی.[۱۱]

زیست علمی

سید ابوالقاسم خویی در در سال ۱۳۳۰ق در ۱۳ سالگی، همراه با برادرش سید عبدالله خویی به پدر خود در نجف پیوست. او شش سال به تحصیل مقدمات و سطوح عالی حوزه پرداخت و سپس ۱۴ سال در درس استادان علوم مختلف از جمله فقه و اصول شرکت کرد. از این میان، چنانکه خود او در زندگینامه خودنوشت آورده، بیشترین استفاده را از محمدحسین نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی داشته است.[۱۲][۱۳]

اساتید

سید ابوالقاسم خویی، علاوه بر آنکه به گفته خود، از میرزا محمدحسین نائینی و میرزا محمدحسین اصفهانی بیشترین استفاده علمی را برده و دوره‌ای کامل از علم اصول و برخی کتاب‌های فقهی را از آنان آموخته، از اساتید دیگری در علوم مختلف نیز یاد کرده است؛ از جمله:

برخی دیگر از استادان آیت الله خویی عبارتند از شیخ محمدجواد بلاغی در علم کلام، عقاید و تفسیر، سید ابوتراب خوانساری در علم رجال و درایه، سید ابوالقاسم خوانساری در علم ریاضیات، سید حسین بادکوبه‌ای در فلسفه و عرفان و همچنین سید علی قاضی.[۱۵]

سید ابوالقاسم خویی در طول دوران تحصیل خود در حوزه علمیه نجف، با سید محمدهادی میلانی (درگذشته ۱۳۹۵ق)، سید محمدحسین طباطبایی (درگذشته ۱۴۰۲ق)، سید صدرالدین جزایری، علی‌محمد بروجردی (درگذشته ۱۳۹۵ق)، حسین خادمی اصفهانی و سید محمد حسینی همدانی مباحثه می‌کرده است.[۱۶]

آیت الله خویی در سال ۱۳۵۲ق از بسیاری از بزرگان حوزه علمیه نجف اجازه اجتهاد دریافت کرد؛ محمدحسین نائینی، محمدحسین غروی اصفهانی مشهور به کمپانی، آقا ضیاء عراقی، محمدحسین بلاغی، میرزا علی آقا شیرازی، و سید ابوالحسن اصفهانی از این جمله‌اند.[۱۷]

تدریس

آیت الله سید ابوالقاسم خویی درحال تدریس در مسجد الخضراء نجف

سید ابوالقاسم خویی در خلال تحصیل در حوزه علمیه نجف، به تدریس هم مشغول بوده و به گزارش منابع مختلف، هر کتابی را که می‌آموخته، آن را تدریس می‌کرده است.[۱۸]

پس از درگذشت محمدحسین نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی، مجلس درس سید ابوالقاسم خویی و میرزا محمدعلی کاظمی خراسانی، از درس‌های مهم نجف بود و پس از درگذشت کاظمی خراسانی، مجلس درس آیت الله خویی، برترین و پرجمعیت‌ترین حوزه درسی نجف شد.[۱۹] چنانکه خویی در زندگینامه خودنوشت اورده، در خلال سال‌های طولانی تدریس، جز در روزهای بیماری و سفر، هیچ گاه دست از تعلیم شاگردان خویش نکشیده است.[۲۰] او در مجموع ۷۰ سال به تدریس دروس سطح و خارج در حوزه نجف پرداخته و نزدیک ۵۰ سال، مهمترین مجلس درسی حوزه علمیه نجف را عهده‌دار بوده و طلابی از ایران، هند، افغانستان، پاکستان، عراق، لبنان و برخی کشورهای دیگر، در درس او حاضر می‌شده‌اند.[۲۱]

آیت الله خویی، یک دوره کامل درس خارج فقه و شش دوره درس خارج اصول فقه را به شاگردان خود تعلیم داد. او همچنین در یک دوره کوتاه به تدریس علم تفسیر قرآن پرداخت اما به دلایلی از ادامه آن بازماند.[۲۲]

شیوه تدریس
آیت الله خویی، در تدریس مباحث علمی، چیره‌دست و مسلط خوانده شده که مطالب را شمرده، فصیح، منظم و بدون وارد شدن به زواید و حواشی بیان می‌کرده، به مباحث فلسفی نمی‌پرداخته، استفاده فراوانی از روایات می‌کرده و به سندهای روایات توجه ویژه می‌کرده است.[۲۳] درس وی، خلاصه‌ای از آراء و مبانی علمی مجالس درس آقا ضیاء عراقی، محمدحسین نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی و نظرات خود وی توصیف شده است.[۲۴]

آثار

آثار مختلفی از جمله تالیفات و رساله‌های علمی، رساله‌های عملیه، و تقریرات درس‌های اساتید، از جمله آثاری است که توسط آیت الله خویی نگاشته شده است. بسیاری از آثار آیت الله خویی، در کتابی پنجاه جلدی با عنوان «موسوعة الامام الخوئی» گردآوری شده است که ۴۲ جلد از این مجموعه، شامل یک دوره کامل فقه استدلالی است و جلد ۴۳ تا ۴۸، یک دوره کامل اصول فقه است. جلد ۴۹ از این مجموعه، شامل چند رساله رجالی و سه رساله از تقریرات درس‌های خویی و مواردی دیگر است و جلد پنجاه، حاوی کتاب البیان فی تفسیر القرآن است.[۲۵]

  • تالیفات و رساله‌های علمی

سید ابوالقاسم خویی، آثاری در موضوعات مختلف از جمله علوم قرآنی، فقه، اصول فقه و رجال داشته است؛ از جمله:

  1. رسالة فی نفحات الاعجاز، اثری کلامی در اثبات اعجاز[۲۶] و جاودانه بودن قرآن کریم که در پاسخ به کتاب «حسن الایجاز فی ابطال الاعجاز»، اثر فردی با نام مستعار نصیرالدین ظافر نوشته شده است.[۲۷] آیت الله خویی این کتاب را در ۲۵ سالگی نوشته و اولین اثر اوست.[۲۸]
  2. البیان فی تفسیر القرآن، شامل مقدمه‌ای مبسوط درباره برخی مباحث علوم قرآنی و نیز تفسیر شش آیه از سوره حمد است.[۲۹] مقدمه مفصل این کتاب، حاوی موضوعات مختلفی از جمله فضیلت، اعجاز، جاودانگی هدایت قرآن کریم است. در این مقدمه، بر نادرستی تحریف قرآن کریم تاکید شده. همچنین بررسی ۳۶ آیه از قرآن کریم که ادعای منسوخ شدن آنها مطرح شده، در این مقدمه آمده و آیت الله خویی معتقد است آیات مذکور منسوخ نشده‌اند. مباحث دیگری از جمله بداء و دیدگاه شیعه درباره آن، و همچنین حدوث و قدم قرآن نیز در این مقدمه بیان شده است.[۳۰] البیان از آغاز انتشار، مورد توجه مجامع علمی و مبنای درس‌های این رشته در حوزه و دانشگاه قرار گرفت.[۳۱]
    این اثر در قالب‌های مختلفی به زبان فارسی ترجمه شده است؛ محمد صادق نجمی و هاشم هاشم‌زاده هریسی آن با عنوان بیان در علوم و مسائل کلی قرآن ترجمه کرده، و خلاصه‌ای از آن را با عنوان شناخت قرآن به زبان فارسی برگردانده‌اند. فصل اعجاز این کتاب را جعفر سبحانی با عنوان «مرزهای اعجاز» به فارسی ترجمه کرده است.[۳۲]
  3. معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرجال، در ۲۳ جلد، کتابی رجالی است که اولین بار در ۱۳۹۸ق در نجف چاپ شد[۳۳] و شرح حال بیش از ۱۵ هزار تن از راویان احادیث را بیان کرده و در توضیح هر راوی، تمام راویان از آن شخص را ذکر کرده است. این اثر، مفصل‌ترین و از جمله قوی‌ترین مجموعه‌های رجالی شیعه دانسته شده است.[۳۴] جلد اول این کتاب، حاوی شش مقدمه است که دلیل احتیاج به علم رجال، معیارهای علمی برای اثبات وثاقت راوی، و بحث درباره صحت روایات کتب اربعه، برخی از این مباحث است.[۳۵]
    در تکمیل این اثر، مستدرک معجم رجال الحدیث، توسط آیت الله خویی نوشته شده و کتاب دلیل معجم رجال الحدیث، توسط محمدسعید طریحی به نگارش درآمده است.[۳۶]
  • رساله‌های عملیه و آثار فتوایی

نزدیک به ۳۰ اثر فتوایی از آیت الله خویی منتشر شده است؛ از رساله‌ای درباره لباس مشکوک که در ۱۳۶۱ق در نجف چاپ شده، تا کتاب المسائل المنتخبه که به زبان‌های عربی، فارسی، انگلیسی، اردو، فرانسوی، اندونزیایی و ترکی منتشر شده و خلاصه‌ای است از کتاب منهاج الصالحین. آثاری مانند توضیح المسائل، منتخب الرسائل، مناسک حج به زبان‌های عربی و فارسی، و همچنین رساله‌ای با عنوان «ازالة المحادة عن ملک المنافع المتضادة» که در سال ۱۳۵۱ق نوشته شده، برخی دیگر از این آثار فقهی و فتوایی است.[۳۷] در ادامه برخی از سرشناس‌ترین آثار فتوایی آیت الله خویی ذکر می‌شود:

  1. منهاج الصالحین، مهمترین اثر فتوایی آیت الله خویی است که ابتدا آن را به صورت تعلیقه بر منهاج الصالحین سید محسن حکیم نگاشته و سپس تعلیقه‌های خود را به جای آرای حکیم در متن گنجانده و در نهایت کتاب حکیم را بر مبنای فتاوای خود بازنویسی کرده است. این اثر اولین بار در سال ۱۳۹۰ق در نجف چاپ شد و پس از آن بارها منتشر شد.[۳۸] شرح منهاج الصالحین آیت الله خویی، در ده جلد به قلم سید تقی طباطبایی قمی چاپ شده است. برخی از فقیهان پس از خویی، مخصوصا شاگردانش، با الهام از او در تالیف این اثر فتوایی، رساله‌های عملی خود را با عنوان منهاج الصالحین تالیف کرده‌اند.
  2. حاشیه بر عروة الوثقی: آیت الله خویی نخست حاشیه‌ای بر این کتاب فتوایی نوشت که در جلسه استفتاء با حضور شاگردان زبده‌اش تنظیم شده بود ولی پس از تدریس دوره کامل عروة بار دیگر بر آن حاشیه زد که گفته‌اند حدود یک سوم آن با حاشیه قبلی متفاوت است.[۳۹]
  • تقریرات درس‌های استادانش

در منابع از تقریرات او از درس‌های فقه و اصول دو استادش، میرزا محمدحسین نائینی و محمدحسین اصفهانی یاد شده است.[۴۰] آقا بزرگ تهرانی از تقریرات درس آقا ضیاء عراقی هم نام برده است.[۴۱] در این میان مهمترین و مشهورترین تقریراتی که از آیت الله خویی بر جای مانده، تقریرات او از درس اصول نائینی است که نخستین بار با نام اجود التقریرات در زمان حیات محمدحسین نائینی چاپ شد[۴۲] و سال‌ها بعد پس از بازنگری و اضافه کردن مواردی، در سال ۱۳۶۸ق در تهران منتشر شد. این اثر از مهمترین منابع درباره نظریات اصولی نائینی دانسته شده است.[۴۳]

  • تقریرات درس‌های خویی به قلم شاگردانش

بسیاری از شاگردان آیت الله خویی، در سال‌های طولانی تدریس او، تقریرات درس‌های او را تدوین می‌کرده و این تقریرات پس از بازبینی سید ابوالقاسم خویی چاپ می‌شده است. برخی از این تقریرات عبارتند از:

  1. دراسات فی الاصول اثر سید علی هاشمی شاهرودی که تقریر کامل دوره سوم درس اصول آیت الله خویی است.
  2. محاضرات فی اصول فقه به قلم محمداسحاق فیاض که آیت الله خویی آن را بسیار پسندیده است.[۴۴]
  3. مبانی الاستنباط نوشته سید ابوالقاسم کوکبی تبریزی.
  4. مصابیح الاصول به قلم سید علاءالدین بحرالعلوم.
  5. رسالة فی الامر بین الامرین نوشته محمدتقی جعفری.[۴۵] آیت الله خویی این موضوع کلامی-فلسفی را به تبع آخوند خراسانی در کفایه الاصول، در مبحث اصولی «‌طلب و اراده‌» مطرح کرده است.
  6. مصباح الفقاهه فی المعاملات، اثر محمدعلی توحیدی در علم فقه. آیت الله خویی در تقریظ خود، تتبع، تدقیق و وسعت آگاهی نویسنده را ستوده است.[۴۶]

شاگردان

آیت الله خویی و شاگردان

آیت الله سید ابوالقاسم خویی، شاگردان فراوانی داشته و برخی منابع بیش از ۶۰۰ شاگرد برای وی برشمرده‌اند.[۴۷] برخی از شاگردان برجسته خویی که عضو هیئت استفتای وی بوده‌اند، عبارتند از صدرا بادکوبه‌ای، سید محمدباقر صدر، میرزا جواد تبریزی، سید علی حسینی بهشتی، سید مرتضی خلخالی، سید علی سیستانی، محمدجعفر نائینی و مرتضی بروجردی. حسین وحید خراسانی، سید علی هاشمی شاهرودی، محمدتقی جعفری، سید محمدحسین فضل الله، بشیر نجفی، سید موسی صدر، حاج آقا تقی قمی، و سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، برخی دیگر از شاگردان وی هستند.[۴۸]

مرجعیت

درباره آغاز مرجعیت آیت الله خویی اظهارات مختلفی شده، اما بسیاری از منابع، آغاز جدی مرجعیت او را پس از درگذشت آیت الله بروجردی دانسته و تاکید کرده‌اند که پس از درگذشت آیت الله حکیم، خویی مخصوصا در عراق، مرجع برتر شناخته می‌شد.[۴۹][۵۰]

آیت الله خویی و شاگردانش: به ترتیب از سمت راست: حجت الاسلام و المسلمین سید جعفر خوئی، امام موسی صدر، آیت الله سید عبدالله شیرازی، آیت الله سید ابوالقاسم خوئی، آیت الله سید نصرالله مستنبط و حجت الاسلام و المسلمین سید مرتضی حکمی.

چهارده نفر از مجتهدین نجف از جمله صدرا بادکوبه‌اى، سید محمدباقر صدر، سیدمحمد روحانی، مجتبى لنکرانى، شیخ موسی زنجانی، یوسف کربلائی، سید یوسف حکیم، و سید جعفر مرعشی اعلمیت خویی را اعلام کردند.[۵۱] سید موسی صدر از سوی مجلس اعلای اسلامی شیعیان لبنان، خویی را مرجع اعلم معرفی کرد.[۵۲]

خدمات دینی و اجتماعی

آیت الله خویی در دوران مرجعیت خود اقدامات فراوانی در راستای تبلیغ دین، ترویج علوم اسلامی و یاری رساندن به نیازمندان داشته است؛ ساختن کتابخانه، مدرسه، مسجد، حسینیه، خوابگاه، درمانگاه، بیمارستان، مؤسسه خیریه و دارالایتام، از خدمات اوست. ساختمان مرکزی موسسه خیریه آیت الله خویی، در لندن، پایتخت انگلستان است.[۵۳]

برخی از مراکز و موسسات تحت نظر موسسه خیریه آیت الله خویی عبارت است از:

کشور موسسات
۱ ایران
  • خوی: مؤسسه خیریه حضرت آیت‌الله العظمی خویی[۵۴]
  • خوی: بیمارستان خیریه حضرت آیت‌الله العظمی خویی
  • خوی: درمانگاه خیریه امام موسی بن جعفر (ع) وابسته به مؤسسه خیریه حضرت آیت‌الله العظمی خویی
  • خوی: سرای سالمندان حضرت آیت‌الله العظمی خویی
  • قم: مدینة العلم[۵۵]
  • قم: کتابخانه آیت الله خویی[۵۶]
  • مشهد: مدرسه و کتابخانه آیت‌الله خویی
  • اصفهان: دارالعلم
  • اصفهان: مجتمع امام زمان (ع)
۲ آمریکا
۳ انگلستان
۴ فرانسه مرکز اسلامی[۵۹]
۵ هند بمبئی: المجمع الثقافی الخیری [۶۰]
۶ پاکستان
  • کراچی: مکتبه الثقافة و النشر «انتشاراتی»[۶۱]
  • اسلام‌آباد: جامعة الکوثر للدراسات الدینیة والعلوم الإنسانیة
۷ لبنان بیروت: مبرة الامام الخوئی[۶۲]
۸ مالزی کوآلالامپور: مکتبة الثقافه و النشر
۹ عراق
  • نجف: مکتبة الامام الخوئی[۶۳]
  • نجف: مدرسه دارالعلم[۶۴]
۱۰ تایلند
  • بانکوک: مؤسسة دارالعلم[۶۵]
  • بانکوک: مدرسه دینی[۶۶]
  • یتانولغ: مرکز دارالزهرا [۶۷]
۱۱ کانادا مونترال: مؤسسه خیریه امام خویی[۶۸]
۱۲ بنگلادش داکا: مدرسه دینی

اقدامات سیاسی

سید ابوالقاسم خویی در طول زندگی خود، اقدامات اجتماعی و سیاسی فراوانی داشته؛ تا پیش از مرجعیت، بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های فراوانی در محکومیت اقدامات حکومت پهلوی صادر کرده، در یک دوره بیش از ده ساله، تقریبا سیاست سکوت را در پیش گرفته و سپس در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، به حمایت از امام خمینی و انقلاب اسلامی پرداخته است. سرانجام حمایت او از انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق، به حصر خانگی او انجامید. برخی از مهمترین اقدامات اجتماعی و سیاسی آیت الله خویی عبارتند از:

مواضع علیه حکومت پهلوی

سید ابوالقاسم خویی تا پیش از مرجعیت، از چهره‌های فعال در مسائل سیاسی بود و در برخی موارد حتی مواضع شدیدی از وی گزارش شده است.[۶۹] خویی در مهر ۱۳۴۱ در تلگرافی به شاه با لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی مخالفت کرد و آن را مغایر شرع خواند.[۷۰] همچنین در پیامی به سید محمد بهبهانی، تاکد کرد که «خاموش کردن صدای ملت با قوه قهریه، دیری نخواهد پایید و تبلیغات عوام‌فریبانه، مشکلات را حل نمی‌کند و اقتصاد ورشکسته و ناخشنودی مردم را درمان نخواهد کرد.»[۷۱] او همچنین در واکنش به حمله ماموران به مدرسه فیضیه در ابتدای سال ۱۳۴۲ش، تلگرامی به شاه فرستاد و از «انحطاط مملکت اسلامی و خط مشی زمامدارانش» اظهار تاسف کرد.[۷۲] یک ماه بعد در پاسخ به نامه جمعی از علمای ایران، عدم صلاحیت حاکمان فاسد را اعلام کرد، وظیفه روحانیت را سنگین دانست و سکوت را ناروا شمرد.[۷۳] ستمگر خواندن دستگاه حاکم ایران پس از کشتار مردم در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ش، حکم به ممنوعیت شرکت در انتخابات دوره ۲۱ مجلس و از اعتبار ساقط دانستن آن، حمایت از امام خمینی در پی دستگیری و شایعه محاکمه امام، برخی دیگر از اقدامات سیاسی اوست.[۷۴]

دوره سکوت بیش از ده ساله

آیت الله خویی، پس از مرجعیت، از سیاست کناره گرفت. این دوره، با سال‌های حضور امام خمینی در نجف همزمان بود.[۷۵] سکوت او در برابر رخدادهای دوران انقلاب، اعتراضاتی برانگیخت.[۷۶] حضور فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی،‌ در بیت او، در ۲۸ آبان ۱۳۵۷ش، به این اعتراضات دامن زد، ولی آیت الله خویی در یادداشتی خطاب به برخی علما، این ملاقات را ناگهانی و ناخواسته دانست.[۷۷]

ملاقات فرح دیبا با آیت الله خویی

فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی، شاه وقت ایران، در ۲۸ آبان ۱۳۵۷ش، همزمان با عید غدیر، به صورت ناگهانی و بدون کسب اجازه، به دیدار سید ابوالقاسم خویی رفت.[۷۸] این دیدار در شرایطی صورت گرفت که انقلاب اسلامی مردم ایران اوج گرفته بود و امام خمینی از عراق اخراج شد.[۷۹] ملاقات فرح دیبا با آیت الله خویی، موجب شد سید ابوالقاسم خویی در محافل انقلابی مورد انتقاد قرار گیرد.[۸۰] از همین رو این مرجع تقلید در یادداشتی خطاب به سید صادق روحانی، ضمن تاکید بر ناگهانی و ناخواسته بودن این ملاقات، یادآور شد که در این دیدار، «شدیدا نسبت به حوادث ناگوار و فجایعی که در کشور ایران رخ داده، اعتراض نمودیم.»[۸۱][۸۲] حسین فردوست، از نزدیکان محمدرضا پهلوی، درباره این دیدار گفت: آیت الله سید ابوالقاسم خویی تقاضای ملاقات فرح پهلوی را بدون پاسخ گذاشته بود و فرح شخصا با حجاب اسلامی به منزل آیت الله خویی می‌رود.[۸۳]

همراهی با انقلاب اسلامی ایران

آیت الله خویی پس از ملاقات فرح دیبا با وی در آبان ۱۳۵۷ش، در شرایطی که مبارزات مردم علیه حکومت پهلوی تشدید شده بود، به همراهی با انقلاب اسلامی پرداخت و پس از آن هم در موارد مختلف، از جمهوری اسلامی ایران حمایت کرد. وی پیش از پیروزی انقلاب، در بیانیه‌ای خطاب به مراجع، علما و ملت ایران، از مردم خواست که با شجاعت و با حفظ موازین شرعی قدم بردارند.[۸۴] خویی پس از آن در جریان همه‌پرسی تعیین نظام جمهوری اسلامی، مردم را به رای دادن به جمهوری اسلامی فراخواند، از شاگردان خود خواست تا در امور انقلاب مشارکت کنند، و در جنگ عراق با ایران، به رغم فشار دولت صدام مبنی بر حمایت از عراق، حکم به جواز استفاده از وجوه شرعی در تامین ملزومات رزمندگان ایران داد.[۸۵]

انتفاضه شعبانیه عراق

مهمترین اقدام سیاسی آیت الله خویی، همراهی او با انتفاضه شیعیان عراق دانسته شده که وی هیئتی نه نفره را برای اداره مناطق تحت نظر شیعیان تعیین کرد. شکست انتفاضه شعبانیه، به حصر خانگی آیت الله خویی و فشار گسترده حکومت عراق در دوره صدام مواجه شد.[۸۶] سید ابوالقاسم خویی به دلیل حمایت مستقیم از انتفاضه شعبانیه مردم عراق در سال ۱۹۹۱ و تعیین شورای رهبری، توسط حزب بعث بازداشت و به بغداد فرستاده شد. بعد از دو روز بازداشت، ایشان به اجبار نزد صدام حسین برده شد و صدام در سخنانی به این مرجع تقلید، بسیار توهین و ایشان را تهدید كرد.[۸۷]

ویژگی‌های علمی و اخلاقی

آیت الله خویی حافظه‌ای قوی داشت و بسیار پرکار و اهل نقد و بحث بود.[۸۸] او با عالمان اهل سنت و علمای دیگر ادیان مناظره می‌کرد.[۸۹]علاوه بر زندگی ساده و بی‌آلایش و رعایت زی طلبگی، برخی از ویژگی‌های اخلاقی او را چنین برشمرده‌اند: بردباری، تواضع، احترام گذاشتن به مراجعه کنندگان، پیشی گرفتن در سلام کردن، تکریم بزرگان و عالمان به ویژه مراجع تقلید معاصرش و اهتمام ویژه به زیارت امیرالمومنین و امام حسین(ع).

پانویس

  1. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، مهر و آبان ۱۳۷۱، ص ۵۴.
  2. صدرایی خویی، سیمای خوی، ص۱۶۹.
  3. پیری سبزواری، «آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی؛ قرآن‌شناس بزرگ معاصر»، در ماهنامه گلستان قرآن، آبان ۱۳۸۱، ص ۳۰.
  4. «معرفی آیت الله سید ابوالقاسم موسوی خویی»، در وبلاگ کتابخانه عمومی آیت الله موسوی خویی، ۲۷ مهر ۱۳۹۲ش، بازبینی در ۲۳ فروردین ۱۳۹۶ش.
  5. امینی، ص ۱۷۰.
  6. «معرفی آیت الله سید ابوالقاسم موسوی خویی»، در وبلاگ کتابخانه عمومی آیت الله موسوی خویی، ۲۷ مهر ۱۳۹۲ش، بازبینی در ۲۳ فروردین ۱۳۹۶ش.
  7. شاکری، ۱۴۱۴، ص۲۵۴، ۲۵۶-۲۵۷.
  8. پدر از لسان فرزند؛گفت‌وگوی خواندنی با فرزند حضرت آیت الله العظمی خویی، پایگاه خبری تحلیلی انتخاب.
  9. درباره مؤسسه امام خویی
  10. رئیس زاده، دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ص۵۲۲.
  11. «معرفی آیت الله سید ابوالقاسم موسوی خویی»، در وبلاگ کتابخانه عمومی آیت الله موسوی خویی، ۲۷ مهر ۱۳۹۲ش، بازبینی در ۲۳ فروردین ۱۳۹۶ش.
  12. پیری سبزواری، «آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی؛ قرآن‌شناس بزرگ معاصر»، در ماهنامه گلستان قرآن، آبان ۱۳۸۱، ص ۳۰.
  13. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، مهر و آبان ۱۳۷۱، ص ۵۷.
  14. یادنامه حضرت آیت الله العظمی آقای حاج سید ابوالقاسم خویی، ۱۳۷۲ش، ص ۵۸ و ۵۹. بر اساس از نسخه الکترونیک در سایت موسسة الخوئی الاسلامیة.
  15. یادنامه حضرت آیت الله العظمی آقای حاج سید ابوالقاسم خویی، ۱۳۷۲ش، ص ۵۸ و ۵۹. بر اساس از نسخه الکترونیک در سایت موسسة الخوئی الاسلامیة.
  16. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۵۸.
  17. یادنامه حضرت آیت الله العظمی آقای حاج سید ابوالقاسم خویی، ۱۳۷۲ش، ص ۶۴ و ۶۵. بر اساس از نسخه الکترونیک در سایت موسسة الخوئی الاسلامیة.
  18. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۵۹.
  19. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۶۱.
  20. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۶۲.
  21. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۶۵.
  22. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۶۲.
  23. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۶۳.
  24. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۶۴.
  25. رییس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ص ۵۲۲.
  26. پیرچراغ، «آیت الله خوئی و البیان»، در فصلنامه مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی، ش ۲۴، ص ۷۶.
  27. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، مهر و آبان ۱۳۷۱، ص ۶۹.
  28. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، مهر و آبان ۱۳۷۱، ص ۷۰.
  29. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، مهر و آبان ۱۳۷۱، ص ۷۰.
  30. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، مهر و آبان ۱۳۷۱، ص ۷۰.
  31. ایازی، ص۲۳۱.
  32. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، مهر و آبان ۱۳۷۱، ص ۷۰-۷۱.
  33. پیرچراغ، «آیت الله خوئی و البیان»، در فصلنامه مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی، ش ۲۴، ص ۷۶.
  34. پیرچراغ، «آیت الله خوئی و البیان»، در فصلنامه مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی، ش ۲۴، ص ۷۶.
  35. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، مهر و آبان ۱۳۷۱، ص ۷۱-۷۲.
  36. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، مهر و آبان ۱۳۷۱، ص ۷۲.
  37. نگاه کنید به انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، مهر و آبان ۱۳۷۱، ص ۷۲-۷۴.
  38. رییس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ص ۵۲۱، به نقل از صغیر، اساطین المرجعیة العلیا فی النجف الأشرف، ۱۴۲۴ق، ص ۲۹۷.
  39. مددی، ص ۲۲۷.
  40. انصاری، ص۴۵۴-۴۵۵.
  41. آقا بزرگ تهرانی، ۱۴۰۴، قسم۱، ص۷۱-۷۲.
  42. آقا بزرگ، ۱۴۰۳، ج۱، ص۲۷۸.
  43. نگاه کنید به رییس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ص ۵۲۰.
  44. انصاری قمی، ص۶۸.
  45. مشار، ج۱، ستون۲۴۱.
  46. آقا بزرگ تهرانی، ۱۴۰۳، ج۲۰، ص۲۴۰.
  47. نگاه کنید به شریف، «تلامذة الإمام الخوئی»، در مجله الموسم، ش ۱۷، ص ۲۳۵-۲۵۲.
  48. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۶، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۵، به نقل از شریف، ۱۴۱۴ق، ص ۶۷۷-۶۹۵.
  49. شریف رازی، ۱۳۵۴، ج۲، ص۳-۵.
  50. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۵.
  51. خاتم یزدی، خاطرات، ص۱۰۰-۹۸.
  52. یعقوب ضاهر، مسیره االمام السید موسی الصدر، داربالل، بیروت، ۲۰۰۰م، ج۲ ،ص۲۹۴-۲۹۳
  53. انصاری قمی، «نجوم امت - حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی»، در ماهنامه نور علم، ش ۴۷، ص ۹۵.
  54. خوی
  55. قم
  56. قم
  57. آمریکا
  58. موسسه در سوانزی
  59. فرانسه
  60. بمبئی
  61. پاکستان
  62. لبنان
  63. خدمات آیت‌الله خویی
  64. خدمات آیت‌الله خویی
  65. بانکوک
  66. بانکوک
  67. تایلند
  68. کندا
  69. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  70. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  71. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  72. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  73. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  74. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  75. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  76. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  77. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶-۵۱۷.
  78. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶-۵۱۷.
  79. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  80. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  81. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶-۵۱۷.
  82. طباطبایی، «دیدار پرماجرا و روایت‌های متفاوت»، در سایت مباحثات، ۱۳ تیر ۱۳۹۴ش، بازدید شده در ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ش.
  83. هاشمیان‌فر، گونه‌شناسی رفتار سیاسی مراجع تقلید، ص ۲۲۴.
  84. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۷.
  85. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۷.
  86. رئیس‌زاده، «خویی، ابوالقاسم»، در دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۹۰ش، ص ۵۱۶.
  87. سایت خبر آنلاین.
  88. سبحانی، ص۳۴-۳۵.
  89. انصاری قمی، ص۶۳.

منابع

  • آقا بزرگ تهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعه، چاپ علینقی منزوی و احمد منزوی، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  • آقا بزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعه: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، مشهد، قسم ۱-۴، ۱۴۰۴ق.
  • امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، نجف، ۱۳۸۴ق.
  • انصاری، مرتضی، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، قم، ۱۳۷۳ش.
  • انصاری قمی، ناصرالدین، نجوم امت: حضرت آیت الله العظمی خویی، نوعلم، دوره۴، ش۱۱، مهر و آبان ۱۳۷۱ش.
  • ایازی، محمد علی، چه کسانی مروج مکتب تفسیری آیت الله خویی شدند؟ مهرنامه، ش۱۲، خرداد۱۳۹۰.
  • خویی، ابو القاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، قم، مرکز نشر الثقافه الاسلامیه، ۱۳۷۲ش.
  • خاطرات‌ آیت‌الله سید عباس‌ خاتم‌ یزدی‌، تهران، انتشارات‌ مرکز اسناد انقلاب‌ اسلامی‌، ۱۳۸۰ش.
  • رئیس زاده، محمد، دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دایره المعارف اسلامی، ۱۳۷۵ش.
  • سبحانی، جعفر، مرجعیت در شیعه، در یادنامه آیت الله خویی، شهروند امروز، سال۴، ش۳، ۱۳۹۰ش.
  • شاکری، حسین، الامام السید الخویی: سیره و ذکریات، الموسم، ش۱۷، ۱۴۱۴ق.
  • شبیری زنجانی، سیدموسی، جرعه ای از دریا، ج۳، قم: مؤسسه کتاب شناسی شیعه،۱۳۹۳ش.
  • شریف رازی، محمد، آثار الحجة یا تاریخ و دایرة المعارف حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۳۲ش.
  • شریف رازی، محمد، گنجینه دانشمندان، تهران، ۱۳۵۲-۱۳۵۴ش.
  • صدرایی خویی، علی، سیمای خوی، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، مرکز چاپ و نشر، ۱۳۷۴ش.
  • صغیر، محمد، اساطین المرجعیه العلیا فی النجف الاشرف، بیروت، ۱۴۲۴ق.
  • قایینی، محمد، گفتگو با محمد قایینی، مهرنامه، ش۱۲، خرداد۱۳۹۰ش.
  • گرجی، ابوالقاسم، تاریخ فق و فقها، قم، سمت، ۱۳۸۱ش.
  • مددی، احمد، گفتگو با آیت الله سید احمد مددی، مهرنامه، ش۱۲، خرداد۱۳۹۰ش.
  • مشار، خان بابا، مولفین کتب چاپی فارسی و عربی، تهران، ۱۳۴۰-۱۳۴۴ش.
  • دانش نامه های انقلاب اسلامی و تاریخ ایران.
  • سایت خبرآنلاین.
  • سایت شخصیت نگار.
  • هاشمیان فر سید حسن، گونه شناسی رفتار سیاسی مراجع تقلید شیعه، تهران ۱۳۹۰.

نگارخانه آثار

پیوند به بیرون