خط کوفی

خط کوفی یکی از نخستین خطوط عربی و اولین خط کتابت قرآن کریم است که نقشی اساسی در گسترش علم و هنر در تمدن اسلامی ایفا کرده است. بر پایه منابع تاریخی، این خط در قرن ۱ق در شهر کوفه با هدف ایجاد معیاری یکپارچه برای کتابت قرآن و متون دیوانی پدید آمد. منابع شیعی امام علی(ع) را واضع اصول اولیه میدانند. بر اساس منابع تاریخی امام علی(ع) دستور داد تا خط کوفی را نقطهگذاری و اِعرابگذاری تا از خطا در قرائت قرآن جلوگیری شود. تدوین نظام نشانهگذاری خط کوفی (و خطوط عربی به طور کلی) با تلاش افرادی مانند خلیل بن احمد فراهیدی ادامه یافت. در این دوران، خط کوفی ابزار اصلی گذار جامعه اسلامی از سنت شفاهی به نظام مکتوب و دیوانسالار شد. تاپایان قرن ۵ق این خط تنها خط برای کتابت قرآن بود. از قرن ۶ق، با رواج خطوطی چون نسخ و ثلث برای کتابت متون، کاربرد اولیه خود را از دست داد و عمدتاً به نقشی تزئینی در معماری، کتیبهها و صنایع هنری تبدیل شد.
این خط علاوه بر کارکرد مذهبی در کتابت قرآن، در معماریبه عنوان ابزاری برای بیان هویت و باورهای شیعه به کار رفته است. ویژگی اصلی آن ساختار هندسی، زاویهدار و مبتنی بر خطوط عمودی و افقی است که آن را از خطوط دَوَرانی بعدی متمایز میکند.
خط کوفی از نظر گونهشناسی بسیار متنوع است. تقسیمبندی اصلی آن به دو حوزۀ جغرافیایی «شرقی» (شامل انواع ایرانی، خراسانی و قَرمَطی) و «غربی» (شامل قیروانی و سودانی) است. همچنین از نظر شکلی به گونههای ساده، تزیینی و بنایی تقسیم میشود. خط تزیینی دارای گل و برگ و انحناهای زینتی است و خط بنایی با حذف انحناها و جایگیری در شبکهای شطرنجی، ویژه تزئین سطوح معماری است.
جایگاه خط کوفی در تمدن اسلامی
خط کوفی را از نخستین خطوط عربی میدانند[۱] به گفته تاریخ نگاران این خط در قرن اول قمری و در شهر کوفه ابداع شد تا معیاری واحد برای ثبت دقیق قرآن کریم و متون رسمی و دیوانی باشد.[۲] همچنین این خط طی قرنهای متمادی در نگارش قرآن، کتیبههای مساجد و بناها، سنگ مقبرهها نوشتههای روی سکهها، تزئین ظروف سفالی و فلزی کاربرد داشته است.[۳] به عقیدۀ خطاطان، خطوط اقلام سته (مُحَقَّق، ریحان، ثلث، نسخ، توقیع و رِقاع) به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از خط کوفی مشتق شدهاند.[۴] کوفه در دوران تکوین خط کوفی یکی از مراکز اصلی علوم اسلامی و مقر خلافت امام علی(ع) بود.[۵] به همین دلیل، در فرهنگی شیعه پیوندی ناگسستنی میان خط کوفی و امام علی(ع) وجود دارد؛ بهطوریکه در برخی منابع شیعی او را «نخستین استاد خوشنویسی» و واضع اصول اولیه این خط برشمردهاند.[۶] همچنین به گفته پژوهشگران تاریخ هنر اسلامی، خط کوفیِ اولیه، فاقد علائم تشخیصی (نقطه) و نشانههای صدادار (اعراب) بوده است؛[۷] اما تحت نظارت امام علی(ع) نظامی از نقطهگذاری و اِعرابگذاری برای آن ابداع شد تا از اشتباه در قرائت جلوگیری کند.[۸]
تحقیقات خطشناسی نشان میدهد که خط کوفی پس از سدههای نخستین اسلامی از یک خط ساده و بیپیرایه به هنری پیچیده تبدیل شد که در معماری، صنایعدستی و مصاحف قرآن کاربردی تزئینی پیدا کرد و تا قرن ۱۰ق نقشی اساسی در آثار اسلامی داشت.[۹]
خط کوفی در نسخ منسوب به ائمه

نسخههایی از قرآن کریم منسوب به امام علی(ع) و سایر ائمه با خط کوفی وجود دارد.[۱۰] نسخه مصحف مشهد رضوی که در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری میشود، یکی از کاملترین قرآنهای کوفی منسوب به امام علی(ع) است.[۱۱] علاوه بر این قرآنهایی با خط کوفی شرقی به امام رضا(ع) یا امام موسی کاظم(ع) منسوب شدهاند.[۱۲] با این حال برخی پژوهشگران معاصر با استفاده از آزمایشهای علمی، در اصالت بسیاری از این نسخهها تردید کردهاند.[۱۳] به گفته مرتضی کریمینیا، نسخه شناس ایرانی، کتابت برخی از نسخههای قرآنی به خط کوفی به امام علی(ع)، از حدود قرن چهارم هجری آغاز شده است.[۱۴] یکی از نشانههای غیرواقعی بودن این انتسابها، وجود خط کوفی شرقی در این مصاحف است که به لحاظ تاریخی مربوط به بعد از زمان حیات ائمه(ع) میشود.[۱۵]
تجلی در معماری شیعیان
به گفتۀ پژوهشگران معماری اسلامی، جوامع شیعی در آثار معماری خود، خط کوفی را به عنوان ابزاری برای بیان عقایدشان به کار گرفتهاند؛[۱۶] برای نمونه، تکرار نام پنجتن در بسیاری از مساجد ایران به چشم میخورد.[۱۷] علاوه بر این، محراب بسیاری از مساجد شیعی نمایانگر نمونههایی از خط کوفی هستند[۱۸] و آثار برجستهای از این خط در چهار بنای تاریخی اصفهان (مسجد جامع، مسجد شیخ لطفالله، مسجد امام و مدرسه چهارباغ) وجود دارد.[۱۹]
کهنترین نمونه موجود از کاربرد خط کوفی در معماری شیعی، روی یک پنجره چوبی متعلق به سلسله شیعی آل بویه در موزه تخت جمشید با تاریخ ۳۶۳ق است.[۲۰] بزرگترین نمونه از این خط در مقبره شیخ حیدر در مشکینشهر با ابعاد ۷/۵ متر در ۲۳ متر است.[۲۱] اوج شکوفایی این خط را مربوط به دوره صفویه دانستهاند.[۲۲] به عقیدۀ برخی مورخان، وجود کتیبههای کوفی با مضامینی چون «علی ولی الله» را بایستی با توجه به مسائل تاریخی تشیع، نوعی بیانیۀ سیاسی و مذهبی در برابر رقبای اهلتسنن دانست.[۲۳]
تاریخچه و تحولات ساختاری

درباره ریشه خط کوفی نظرات مختلفی وجود دارد؛ برخی آن را منشعب از خط «حیری» و «انباری» میدانند که پس از انتقال به مکه و مدینه و سپس کوفه، به خط کوفی معروف شد.[۲۴] برخی (مانند جرجی زیدان) معتقدند خط کوفی از خط «سریانی» پدید آمده است.[۲۵] ابن خلدون ریشه آن را به خط «حیری» در دوره تبابعه ( جمع واژه تبـّع، لقب عده ای از پادشاهان حِمیَری یمن)نسبت میدهد که به حیره و سپس به قریش منتقل شد.[۲۶] همچنین تحقیقات برخی باستانشناسان نشان میدهد که پیش از ظهور اسلام نیز گونههای بسیار سادهای از خطوط شبیه به کوفی رواج داشته و بر این اساس معتقدند که این خط در خطوط نبطی و سطرنجیلی ریشه دارد.[۲۷] پس از این دوران، سیر تحول خط کوفی را میتوان در سه دوره کلان تحلیل کرد: دوره تکوین (قرن ۱-۲)، دوره شکوفایی (قرن ۳-۵) و دوره تزیین (قرن ۶ به بعد).[۲۸]
تکوین
[۲۹] بر اساس تحلیلهای تاریخی، خطوط حجازی نیاز مبرم به قاری مشخص به همراه هریک از متون داشت؛ اما خط کوفی با تکیه بر نظم و وضوح، توانست ثبات لازم برای صیانت از متن قرآن و گذار جامعه اسلامی از سنت شفاهی به دیوانسالاری مکتوب را فراهم آورد.[۳۰] ابن ندیم، کتابشناس و محقق سده ۴ق، خط کوفی را چهارمین خط عربی (پس از خطوط مکی، مدنی و بصری) برشمرده است.[۳۱] در همین راستا خط عربی کهن که در ابتدا بدون نقطه و اعراب بود[۳۲] توسط ابوالاسود دؤلی (متوفای ۶۲ق) و تحت نظارت امام علی(ع) نظامی از نقاط رنگی (به عنوان اِعراب) پیدا کرد تا از اشتباه در قرائت جلوگیری کند.[۳۳] شاگردان ابوالاسود، یحیی بن یعمُر بصری (متوفای ۸۹ق) و نصر بن عاصم لیثی (متوفای ۸۹ق)، نقطه (اَعجام) را برای خود حروف ابداع کردند.[۳۴] در نهایت نیز خلیل بن احمد فراهیدی، ادیب قرن ۲ق و صاحب کتاب العین، با ابداع هشت شکل برای اعراب و شکل گرد برای نقطه، صورت رایج خط عربی را نهایی کرد.[۳۵] بنا به آنچه در کتاب اطلس خط آمده به وضع اولیه خط - از زمان پیامبر(ص) تا زمان خلافت حضرت علی(ع) - «اصول خط کوفی» گفته میشود.[۳۶]
شکوفایی
طبق ادعای برخی محققان، پس از انتقال مرکز خلافت عباسیان به کوفه، خطوط کتابت قرآن تنوع یافتند و به همۀ این شیوهها به اشتباه کوفی نامیده شدند.[۳۷] به گفته محققان این خطوط متنوع را «کوفیِ عباسی» نامیدهاند.[۳۸] در کتاب اطلس خط «فروع خط کوفی» نامیده شده.[۳۹] از نظر نویسنده این کتاب، خطاطان این دوره با تصرفات و نقاشیهایی که به اصل خط افزودهاند باعث دشواری در نگارش شدند، در حالی که وضع اصلی آن دارای اعتدال و تناسب بود.[۴۰] طبق گزارشهای تاریخی در عصر عباسی، قرآنها بر روی پوستهای افقی نوشته میشدند تا با کشیدگیهای خط کوفی (مشق) همخوانی داشته باشند.[۴۱] این خطوط (که همگی جزو خطوط غیرتزیینی کوفی به حساب میآیند) به مدت سه قرن خط روحانی و مقدس برای کتابت قرآن کریم بودند[۴۲] و از قرن ۴ق استفاده توأمان از تذهیب و خط کوفی برای عنوان سورهها و سرلیستها رواج یافت.[۴۳] این خط تا پایان قرن ۵ق در کتابت قرآن استفاده میشد.[۴۴]
تزیین
ةثتر برجامانده نشان میدهد که از اواخر قرن ۵ق، خط کوفی به مرور خوانایی خود را از دست داد و صرفاً به عاملی تزئینی تبدیل شد.[۴۵] بر این اساس خط کوفی که به دلیل ساختار صلب و باصلابت خود قرنها خط اصلی کتابت قرآن بود از قرن ۶ تا ۸ق جای خود را به خطوط نسخ و ثلث داد.[۴۶] این خطوط جدید در غرب و مرکز جهان اسلام بهدلیل سرعت نگارش بالاتر، در کتابت قرآن جایگزین کوفی شدند.[۴۷] با این حال در شرق جهان اسلام، تا قرن ۸ق همچنان از خط کوفی در کنار خطوط ششگانه استفاده میشده است.[۴۸] همچنین تعداد کمی از خط کوفی ساده وجود دارد که تا قرن ۱۰ق برای کتیبهها و نسخ خطی تزئینی به کار رفتهاند.[۴۹] اما در اکثر مناطق اسلامی خط کوفی با تبدیل شدن به انواع مخطلفی از خطوط تزیینی جایگاه خود را در کتیبهنگاریهای مجلل معماری تثبیت کرد.[۵۰]
ویژگیهای بصری و مبانی ساختاری
از نظر متتخصصان هنر اسلامی، خط کوفی بر هندسه و تناسبات دقیق استوار است.[۵۱] خط کوفی، قبل از هر چیز، با ماهیت هندسی و زاویهدار خود شناخته میشود. این خط بر پایۀ خطوط راست (عمودی و افقی) و زوایای تند استوار است و به همین دلیل خشک و قائم به نظر میرسد. این ویژگی آن را از خطوط بعدیِ مُدوّر (گِرد) مانند نسخ متمایز میکند و دلیل اصلی کاربرد گستردهاش در کتیبههای بنایی و تزئینات معماری است.[۵۲] وجود تزیینات فراوان در برخی انواع خط کوفی (مانند معقلی و موشح) باعث شده تا آن را نوعی «نقاشی سخنگو» بنامند.[۵۳]
یکی از قوانین فنی که در متون خوشنویسی کلاسیک برای توصیف کوفی ذکر شده، نسبت «یکششم «دور» (انحنا) و پنجششم «سطح» (صاف) است.[۵۴] بر این اساس برخلاف خطوطی مانند نسخ و ثلث که بر پایۀ منحنیها و سیالیت بنا شدهاند، خط کوفی بر خطوط عمودی و افقی تأکید دارد.[۵۵] حرف «الف» در این خط بهصورت یک خط عمودی مستقیم و بدون انحنا ظاهر میشود[۵۶] و بدنه حروف معمولاً بر روی یک خط کرسی افقی و ممتد قرار میگیرند که باعث ایجاد یک نظم بصری در سراسر صفحه یا کتیبه میشود.[۵۷] کاتبان در این سبک از قلمهای با نوک پهن استفاده میکردند تا ضخامت یکنواختی در سراسر نوشته ایجاد شود.[۵۸]
در خط کوفیِ بنایی نیز خطوط به صورت کاملاً صاف ترسیم میشوند و زوایای مهندسی تشکیل میدهد.[۵۹] قلم مورد استفاده در این خط از نوع «مستوىالقط» (تختتراش) است[۶۰] و نسبت میان فضای اشغالشده توسط مرکب (سواد) و فضای خالی (بیاض) این نسبت معمولاً به صورت مساوی (یک به یک) رعایت میشود که حالتی شطرنجی و موزون به اثر میبخشد.[۶۱] این ویژگیها باعث میشود که خط کوفی ظاهری ایستا، باصلابت و معمارگونه داشته باشد که برای نوشتن بر روی سطوح سخت مانند سنگ و آجر بسیار مناسب است.[۶۲]
گونهشناسی
تنوع در خط کوفی شامل گونههای ساده و تزیینی است.[۶۳] در سبکهای تزیینی، انتهای حروف به شکل برگهای کوچک (کوفی برگدار) یا پیچکهای اسلیمی (کوفی گلدار) منتهی میشود.[۶۴] کوفی بنایی (مَعْقِلی/مُعَقْلیٰ) نیز کاملاً بر اساس ساختار مصالح بنایی طراحی شده و در آن تمام سطوح گرد حذف شده و حروف در قالب یک شبکۀ شطرنجی جای میگیرند.[۶۵]
سبکهای منطقهای و دورهای
محققان، خط کوفی را به لحاظ جغرافیایی به دو دسته کوفی مشرقی (شرقی) و کوفی مغربی (غربی) تقسیم کردهاند:[۶۶]
کوفی مشرقی به سه شیوۀ متفاوت یعنی کوفی عربی، کوفی ایرانی و گونههای مختلط تقسیم شده است.[۶۷] بر اساس نظر مورخان، ایرانیان خط کوفی را از اعراب گرفتند و نوعی خط جدید به نام «کوفی شرقی» یا «کوفی ایرانی» ابداع کردند.[۶۸] کوفی ایرانی شامل نوع ساده (برای کتابت قرآن) و نوع تزئینی (برای کتیبهها) است.[۶۹] در کوفی ایرانی (مربوط به عهد سلجوقی)، مدها (کششهای افقی) واضحتر از جرها (کششهای عمودی) است و تذهیبات غنیتری دارد[۷۰] کوفی خراسانی (غزنوی) دارای الف و لامهای بسیار کشیده و موازی (مانند سنگ مزار امام رضا(ع))[۷۱] همچنین کوفی قرمطی نیز مشتق از کوفی شرقی است و خطوطی ریز و عبارات به هم چسبیده دارد.[۷۲] کوفی ترکستانی نیز شیوهای نزدیک به خط نسخ، با شکلی شبیه میخ است.[۷۳]
در مقابل این گروه، کوفی غربی قرار دارد که مشتق از کوفی قدیم است و ظاهری هندسی و مستطیلشکل دارد. این گونه شامل زیرشاخههای قیروانی، تونسی، جزایری و سودانی.[۷۴] کوفی قیروانی کهنترین گونۀ خط مغربی است و نوعی کوفی زاویهدار بود.[۷۵]
تقسیمبندی بر اساس نرمی و سفتی (کوفی یابس و لین)
علاوه بر تقسیمبندی جغرافیایی (مشرقی و غربی)، خط کوفی را میتوان از نظر شیوۀ نگارش و کاربرد به دو دستۀ کلی کوفی یابس (خشک و سفت) و کوفی لین (نرم و روان) تقسیم کرد. کوفی یابس عمدتاً برای سنگنوشتهها، سکهها و کتیبههای تزئینی استفاده میشد، در حالی که کوفی لین (که شامل برخی از انواع مشرقی است) برای نگارش آسانتر نسخ خطی و قرآنها بر روی پوست یا کاغذ به کار میرفت و از نظر ظاهری منعطفتر بود.[۷۶]
| نام | ویژگی بصری | توضیحات |
|---|---|---|
| کوفی ساده (محرر) | خالص و بدون تزئین | کتیبههای قرن اول هجری و کتیبه مسجد ابن طولون[۷۷] |
| کوفی مایل | حرکات قلم در آن مایل و عمودیها شیبدار به سمت راست هستند | از قدیمیترین انواع کوفی ساده برای کتابت قرآن (قرن ۱ و ۲ هجری) |
| کوفی مشق | ضخیمتر از کوفی مایل، با حروف عمودی کوتاه و کشیدگی افقی زیاد | پیشزمینه کوفی تزئینی است |
| کوفی تزئینی | شامل نقوش گیاهی، هندسی و تزئینات پیچیده است که خواندن آن را دشوار میکند | |
| کوفی بنایی (معقلی) | دارای ساختار هندسی (مربع/مستطیل) است که در آجرکاری و کاشیکاری کاربرد دارد | بیشترین کاربرد خط کوفی در معماری اسلامی |
| کوفی برگدار (مورق) | انتهای حروف الف و لام به برگهای تزئینی یا اسلیمی ختم میشود | برخی کتیبههای مساجدی عصر فاطمیان مصر |
| کوفی گل و برگدار (مزهر) | زمینه یا انتهای حروف با شاخههای باریک گیاهی و گل تزئین میشود | اگر شاخه داشته باشد، مشجر نامیده میشود |
| کوفی گرهدار (معقد) | حروف در حین صعود با هم گره میخورند و نقوش هندسی یا مشبک ایجاد میکنند | |
| کوفی مشبک | ناشی از تلاقی و گره خوردن چند دسته حروف که فضای مشبک ایجاد میکند | |
| کوفی پیچیده (معشق) | دارای محور دایرهوار است و حروف مانند گیاه عشقه به دور هم میپیچند | |
| کوفی موشح | دارای تزئینات هندسی، نقاشی و تذهیب در داخل حروف عمودی و کشیده است | |
| کوفی مدور (مقوم/مسدیر) | دارای انحنا و دوایر در نسخههای قدیمی است | |
| کوفی معین | حروفی که دارای خال، قلاب و دنبالههای تزئینی هستند | |
| کوفی پیرآموز (ایرانی) | خطی خوانا، مستقل و دارای فاصله بین حروف که از مهمترین خطوط کوفی ایرانی محسوب میشود | [۷۸] |
پانویس
- ↑ صحراگرد و شیرازی: «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام»: ص۵۸.
- ↑ رفیعی و دیگران، «خط کوفی در گذر تاریخ اسلامی»، ص۲. "Kufic"; George, "The Rise of Islamic Calligraphy", p. 21.
- ↑ رفیعی و دیگران، «خط کوفی در گذر تاریخ اسلامی»، ص۱-۳؛ فضایلی، اطلس خط، ۱۳۵۰ش، ص۱۸۹.
- ↑ صحراگرد و شیرازی: «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام»: ص۶۱.
- ↑ George, "The Rise of Islamic Calligraphy", p. 55; "Kufic".
- ↑ فضایلی، اطلس خط، ۱۳۵۰ش، ص۱۸۸؛ رفیعی و دیگران، «خط کوفی در گذر تاریخ اسلامی»، ص۲؛ Altıkulaç, "al-Muṣḥaf al-Sharīf attributed to ʻAlī b. Abī Ṭālib (the copy of Sana'a)"; Schimmel as cited in Sakkal, "Square Kufic Calligraphy in Modern Art, Transmission and Transformation", p. 3; George, "The Rise of Islamic Calligraphy", p. 55.
- ↑ "Kufic"; George, "The Rise of Islamic Calligraphy", p. 55.
- ↑ صحراگرد و شیرازی: «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام»: ص۵۹.
- ↑ Blair, "The Monumental Inscriptions from Early Islamic Iran and Transoxiana", p. 16; George, "The Rise of Islamic Calligraphy", p. 55; "Kufic".
- ↑ Altıkulaç, "al-Muṣḥaf al-Sharīf attributed to ʻAlī b. Abī Ṭālib (the copy of Sana'a)"; Karimi-Nia, "Codex Mashhad: An Early Qur'ān in Ibn Mas'ūd's Arrangement of Sūrahs".
- ↑ Karimi-Nia, "Codex Mashhad: An Early Qur'ān in Ibn Mas'ūd's Arrangement of Sūrahs".
- ↑ کریمینیا، «نسخه شناسی مصاحف قرآنی (۱۳): مصاحف قرآنی منسوب به خط ائمه عليهم السلام: واقعیت یا جعل؟»، ص۸۰.
- ↑ Karimi-Nia, "Codex Mashhad"; Altıkulaç, "al-Muṣḥaf al-Sharīf attributed to ʻAlī b. Abī Ṭālib".
- ↑ کریمینیا، «نسخه شناسی مصاحف قرآنی (۱۳): مصاحف قرآنی منسوب به خط ائمه عليهم السلام: واقعیت یا جعل؟»، ص۶۷
- ↑ کریمینیا، «نسخه شناسی مصاحف قرآنی (۱۳): مصاحف قرآنی منسوب به خط ائمه عليهم السلام: واقعیت یا جعل؟»، ص۸۰
- ↑ Schimmel as cited in Sakkal, "Square Kufic Calligraphy in Modern Art, Transmission and Transformation", p. 3; George, "The Rise of Islamic Calligraphy", p. 95.
- ↑ قوچانی، «تجلى على(ع) بر خط کوفی بنایی»، ص۹۰؛ Sakkal, "Square Kufic Calligraphy in Modern Art, Transmission and Transformation".
- ↑ Salehi et al., "An Analysis of the Design Plan of the Mehrabi Kufic Inscription from the Kakuyids Era", p. 32.
- ↑ قوچانی، «تجلى على(ع) بر خط کوفی بنایی»، ص۹۱.
- ↑ قوچانی، «تجلى على(ع) بر خط کوفی بنایی»، ص۹۰.
- ↑ قوچانی، «تجلى على(ع) بر خط کوفی بنایی»، ص۹۰.
- ↑ قوچانی، «تجلى على(ع) بر خط کوفی بنایی»، ص۹۰.
- ↑ Sakkal, "Square Kufic Calligraphy in Modern Art, Transmission and Transformation".
- ↑ رفیعی و دیگران، «خط کوفی در گذر تاریخ اسلامی»، ص۴.
- ↑ رفیعی و دیگران، «خط کوفی در گذر تاریخ اسلامی»، ص۵.
- ↑ رفیعی و دیگران، «خط کوفی در گذر تاریخ اسلامی»، ص۵.
- ↑ "Kufic"; George, "The Rise of Islamic Calligraphy", p. 21.
- ↑ George, "The Rise of Islamic Calligraphy", p. 55; "Kufic"; Blair, "The Monumental Inscriptions from Early Islamic Iran and Transoxiana".
- ↑ رفیعی و دیگران، «خط کوفی در گذر تاریخ اسلامی»، ص۱.
- ↑ Blair, "The Monumental Inscriptions from Early Islamic Iran and Transoxiana"; George, "The Rise of Islamic Calligraphy", p. 55; "Kufic"; Schimmel as cited in Sakkal, "Square Kufic Calligraphy in Modern Art, Transmission and Transformation", p. 3.
- ↑ صحراگرد و شیرازی: «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام»: ص۵۸.
- ↑ صحراگرد و شیرازی: «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام»: ص۵۹.
- ↑ صحراگرد و شیرازی: «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام»: ص۵۹.
- ↑ صحراگرد و شیرازی: «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام»: ص۵۹.
- ↑ صحراگرد و شیرازی: «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام»: ص۵۹.
- ↑ فضایلی، اطلس خط، ۱۳۵۰ش، ص۱۸۹-۱۹۰.
- ↑ صحراگرد و شیرازی: «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام»: ص۵۸.
- ↑ صحراگرد و شیرازی: «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام»: ص۵۸.
- ↑ فضایلی، اطلس خط، ۱۳۵۰ش، ص۱۹۰.
- ↑ فضایلی، اطلس خط، ۱۳۵۰ش، ص۱۹۰.
- ↑ George, "The Rise of Islamic Calligraphy", p. 55; "Kufic".
- ↑ رفیعی و دیگران، «خط کوفی در گذر تاریخ اسلامی»، ص۳؛ Blair, "The Monumental Inscriptions from Early Islamic Iran and Transoxiana"; George, "The Rise of Islamic Calligraphy", p. 55.
- ↑ رفیعی و دیگران، «خط کوفی در گذر تاریخ اسلامی»، ص۳.
- ↑ صحراگرد و شیرازی: «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام»: ص۶۰.
- ↑ رفیعی و دیگران، «خط کوفی در گذر تاریخ اسلامی»، ص۳.
- ↑ George, "The Rise of Islamic Calligraphy", p. 115; Blair, "The Monumental Inscriptions from Early Islamic Iran and Transoxiana"; "Kufic".
- ↑ George, "The Rise of Islamic Calligraphy", p. 115; Blair, "The Monumental Inscriptions from Early Islamic Iran and Transoxiana"; "Kufic".
- ↑ صحراگرد و شیرازی: «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام»: ص۶۲.
- ↑ صحراگرد و شیرازی: «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام»: ص۶۰.
- ↑ Blair, "The Monumental Inscriptions from Early Islamic Iran and Transoxiana"; George, "The Rise of Islamic Calligraphy", p. 55.
- ↑ Schimmel as cited in Sakkal, '''Square Kufic Calligraphy in Modern Art, Transmission and Transformation''', p. 3; '''Kufic'''.
- ↑ صحراگرد و شیرازی: «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام»: ص۵۷.
- ↑ فضایلی، اطلس خط، ۱۳۵۰ش، ص۱۹۰.
- ↑ فضایلی، اطلس خط، ۱۳۵۰ش، ص۱۸۸.
- ↑ "Kufic".
- ↑ "Kufic".
- ↑ George, "The Rise of Islamic Calligraphy", p. 55; Sakkal, "Square Kufic Calligraphy in Modern Art, Transmission and Transformation".
- ↑ Mousavi Jazayeri et al., "A Handbook of Early Arabic Kufic Script"; George, "The Rise of Islamic Calligraphy", p. 55.
- ↑ فضایلی، اطلس خط، ۱۳۵۰ش، ص۱۹۰.
- ↑ فضایلی، اطلس خط، ۱۳۵۰ش، ص۱۹۰.
- ↑ George, "The Rise of Islamic Calligraphy", p. 95; Khorasani & Kafshchyan Moghaddam, "Identifying Factors Affecting Bannai Kufic Script Sustainability in Modern Times, and its Course of Use in Logotype Design", p. 41.
- ↑ Blair, "The Monumental Inscriptions from Early Islamic Iran and Transoxiana"; George, "The Rise of Islamic Calligraphy", p. 55.
- ↑ George, "The Rise of Islamic Calligraphy", p. 55; "Kufic".
- ↑ Blair, "The Monumental Inscriptions from Early Islamic Iran and Transoxiana"; "Kufic".
- ↑ George, "The Rise of Islamic Calligraphy", p. 95; Khorasani & Kafshchyan Moghaddam, "Identifying Factors Affecting Bannai Kufic Script Sustainability in Modern Times, and its Course of Use in Logotype Design", p. 41.
- ↑ صحراگرد و شیرازی، «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام»، ص۵۹.
- ↑ صحراگرد و شیرازی، «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام»، ص۵۹.
- ↑ رفیعی و دیگران، «خط کوفی در گذر تاریخ اسلامی»، ص۶.
- ↑ صحراگرد و شیرازی، «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام»، ص۵۹.
- ↑ رفیعی و دیگران، «خط کوفی در گذر تاریخ اسلامی»، ص۶.
- ↑ رفیعی و دیگران، «خط کوفی در گذر تاریخ اسلامی»، ص۱۷.
- ↑ رفیعی و دیگران، «خط کوفی در گذر تاریخ اسلامی»، ص۷.
- ↑ صحراگرد و شیرازی، «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام»، ص۶۰.
- ↑ رفیعی و دیگران، «خط کوفی در گذر تاریخ اسلامی»، ص۱۶.
- ↑ صحراگرد و شیرازی، «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام»، ص۶۰.
- ↑ صحراگرد و شیرازی: «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام»: ص۶۰.
- ↑ رفیعی و دیگران، «خط کوفی در گذر تاریخ اسلامی»، ص۹.
- ↑ رفیعی و دیگران، «خط کوفی در گذر تاریخ اسلامی»، ص۱۲.
منابع
- صحراگرد، مهدی؛ شیرازی، علی اصغر، «سیر تحول خطوط قرآنی در جهان اسلام». فصلنامه علمی - پژوهشی تاریخ اسلام و ایران دانشگاه الزهرا، سال بیست و دوم، دوره جدید، شماره ۱۵ (پیاپی ۱۰۳)، صص ۵۳-۷۵، ۱۳۹۱ش.
- کریمینیا، مرتضی، «نسخه شناسی مصاحف قرآنی (۱۳): مصاحف قرآنی منسوب به خط ائمه عليهم السلام: واقعیت یا جعل؟»، مجله آینه پژوهش، شماره ۱۸۸، سال سی و دوم، خرداد و تیر ۱۴۰۰.
- رفیعی، امیر تیمور؛ کاویانی اسکندری، لیلا؛ کاویانی اسکندری، مهرناز؛ «خط کوفی در گذر تاریخ اسلامی»، مجله فصلنامه علمی پژوهشی تاریخ، شماره سی و هفتم، سال دهم. ابستان ۱۳۹۴ش.
- قوچانی، عبدالله، «تجلى على(ع) بر خط کوفی بنایی»، مجله کتاب ماه هنر، شماره ۳۱ و ۳۲، فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۰ ش.
- Altıkulaç, T. (2011). al-Muṣḥaf al-Sharīf attributed to ʻAlī b. Abī Ṭālib (the copy of Sana'a). Istanbul: Research Centre For Islamic History, Art and Culture (IRCICA).
- Blair, S. S. (1992). The Monumental Inscriptions from Early Islamic Iran and Transoxiana. Leiden: E.J. Brill.
- Encyclopedia of Arabic Language and Linguistics Online. (2024). Kufic. Brill.
- George, A. (2010). The Rise of Islamic Calligraphy. London: Saqi.
- Khorasani, K., & Kafshchyan Moghaddam, A. (2017). Identifying Factors Affecting Bannai Kufic Script Sustainability in Modern Times, and its Course of Use in Logotype Design. The Monthly Scientific Journal of Bagh-e Nazar, 14(46), 41-50.
- Mashhadi, B. (2024). Codex Mashhad: An Early Qur'ān in Ibn Mas'ūd's Arrangement of Sūrahs. Journal of Quranic Studies.
- Mousavi Jazayeri, M., Michelli, P. E., & Abulhab, S. D. (2017). A Handbook of Early Arabic Kufic Script.
- Salehi, S., Shayestehfar, M., & Ahmadpanah, S. A. (2025). An Analysis of the Design Plan of the Mehrabi Kufic Inscription from the Kakuyids Era in the Ghadamgah Mosque (Pilgrimage Site) of Farashah, Yazd. Journal of Art and Civilization of the Orient, 13(49), 32-43.
- Sakkal, M. (2010). Square Kufic Calligraphy in Modern Art, Transmission and Transformation (PhD dissertation, University of Washington).
- Tabbaa, Y., & Mervin, S. (2014). Najaf: The Gate of Wisdom. UNESCO Publications.