التفسیر الکبیر (کتاب)
مقالات ویکیشیعه با رویکرد «ارتباط با مکتب اهلبیت» نوشته میشوند. برای آگاهی از دیگر ابعاد موضوع، منابع دیگر را جویا شوید. |
| اطلاعات کتاب | |
|---|---|
| عنوان اصلی | مفاتیح الغیب |
| نامهای دیگر | التفسیر الکبیر |
| نویسنده | فخر الدین محمد بن عمر رازی |
| تاریخ نگارش | اواخر قرن ششم قمری |
| موضوع | تفسیر قرآن |
| سبک | کلامی و اجتهادی |
| زبان | عربی |
| ترجمه به دیگر زبانها | فارسی |
| اطلاعات نشر | |
| ناشر | نشرهای مختلف |
| محل نشر | کشورها و شهرهای مختلف |
| ترجمه فارسی | |
| نام کتاب | تفسیر کبیر مفاتیح الغیب |
| مترجم | علیاصغر حلبی |
| مشخصات نشر | اساطیر |
مَفاتیحُ الغَیب معروف به التفسیر الکبیر نوشته فخرالدین محمد بن عمر رازی(۵۴۴-۶۰۶ق) مفسر و متکلم اشعری مسلک که با گرایشاتی به تصوف شناخته میشود.
تفسیر فخر رازی، تفسیری است بسیار مفصل و با جهتگیری کلامی و اعتقادی که تقریبا همه مسائل اعتقادی را ذکر کرده و در هر مسئله به نقد دیگر مذاهب از جمله معتزله و شیعه پرداخته است. عالمان شیعه از جمله مجلسی اول، علامه طباطبایی، امینی، و جوادی آملی توجه فراوانی به این تفسیر داشته و در آثار خود سخنان فخر رازی را نقد کردهاند.
او هر چند در برخی مباحث تفسیری و کلامی با نظرات شیعه همراهی دارد، ولی در موارد بسیاری نیز باورهای اعتقادی و فقهی شیعیان را انکار کرده است؛ مثل عصمت امامان بعد از پیامبر، ازدواج موقت، ارث فاطمه از پدرش و از همه مهمتر برتری فضایل علی بر دیگر صحابه. او حتی باورهایی را به شیعیان نسبت داده که عالمان شیعه منکر آن هستند مثل تحریف قرآن و اظهار کفر از سوی پیامبر به خاطر تقیه.
فخر رازی در آثار خود تلاش کرده است جایگاه اهلبیت پیامبر را پاس بدارد و با نقل ماجراهای لیلة المبیت و مباهله آنها را تأیید کرده است. او اهلبیت را مصداق قطعی برای مودت ذویالقربی دانسته و سوره کوثر را بر ایشان تطبیق کرده است. او همچنین در کتاب تفسیر خود بارها احادیثی را از امامان اهلبیت مثل امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل کرده است.
التفسیر الکبیر بارها و بارها منتشر شده و به فارسی و اردو نیز ترجمه شده است.
اهمیت تفسیر کبیر فخر رازی
«مفاتیح الغیب» مشهور به التفسیر الکبیر شناختهشدهترین اثر فخرالدین محمد بن عمر رازی مشهور به فخر رازی است.[۱] فخر رازی از عالمان اهلسنت است که در اعتقادات مسلک اشعری داشت، در فقه پیرو شافعی بود و با گرایشاتی به اهل تصوف[۲] شناخته میشد. برخی از صاحبنظران تفسیر فخر رازی را یکی از چهار تفسیر طراز اول جهان اسلام توصیف کردهاند.[۳]
تفسیر فخر رازی را بیش از حد طولانی، مفصل و سرشار از اطلاعات گسترده دانستهاند به گونهای که حتی برخی گفتهاند در این تفسیر همه چیز هست به جز تفسیر.[۴] برخی صاحبنظران آن را یک دانشنامه جامع میدانند[۵] که از نظر موضوعی گسترده و دربردارنده مسائل گوناگون کلامی، لغوی، فلسفی و فقهی[۶] و حتی علوم طبیعی است.[۷] تفسیر فخر رازی را تأثیر گرفته از تفاسیر پیشین بهویزه روض الجنان نوشته ابوالفتوح رازی و کشّاف زَمَخشَری دانستهاند.[۸]
تفسیری با رویکرد کلامی و نقد مذاهب دیگر
غلبه اصلی در مطالب تفسیر کبیر را با نزاعهای اعتقادی و کلامی دانستهاند[۹] به گونهای که گفتهاند هیچ مسئله کلامی نیست که فخر رازی در تفسیرش به آن نپرداخته باشد[۱۰] برخی عالمان اهلسنت تفسیر رازی را با این نقد روبهرو کردهاند که رازی در این تفسیر شبهات و تشکیکات فراوانی را نقل کرده ولی نتوانسته است که پاسخ مناسبی به آن شبهات بدهد.[۱۱] کتاب تفسیر فخر رازی را کتابی با جهتگیری نقد دیگر مذاهب اسلامی مثل کرامیه، معتزله و خوارج توصیف کردهاند[۱۲] بیشترین نقدهای او را ناظر به فرقه کرامیه[۱۳] و نیز معتزله[۱۴] دانستهاند. او همچنین بخشهای زیادی از کتابش را به مخالفت با باورهای شیعیان اختصاص داده است.[۱۵]
جایگاه تفسیر کبیر در آثار عالمان شیعه
با توجه به مخالفتهای فراوان رازی با آموزههای شیعی، برخی تفسیر رازی را کتابی با جبههگیری علیه شیعیان توصیف کردهاند.[۱۶] به گزارش پژوهشگران چندین عالم شیعه ازجمله میرحامد حسین در عبقات الانوار[۱۷] و امینی در الغدیر به شبهات بسیار او در بحث امامت پاسخ گفتهاند.[۱۸] بنا بر یک پژوهش، محمدحسین طباطبایی فیلسوف و مفسر شیعه در تفسیر معروف المیزان حدود ۳۰۰ بار از فخر رازی و تفسیرش سخنانی نقل کرده و در بیش از نیمی از موارد سخن او را نقد نیز کرده است.[۱۹] چنانکه شیخ بهاءالدین عاملی، ناصر مکارم شیرازی و عبدالله جوادی آملی از علمای شیعه را جزو کسانی دانستهاند که به آراء فخر رازی توجه داشته و گاه آنها را نقد کردهاند.[۲۰] محمدباقر مجلسی نیز در بحار الانوار بارها سخنان رازی را نقل کرده[۲۱] و در مواردی نیز آن را نقد و رد کرده است.[۲۲]

به گزارش حسینی قزوینی متکلم شیعه، استادش حسنزاده آملی، فخر رازی را شیعه میدانست زیرا رازی در کتاب تفسیرش به حدیثی استناد کرده است که میگوید هر کس در دینش به علی اقتدا کند هدایت یافته است.[۲۳] حسینی قزوینی نیز با تکیه بر دفاعیات رازی از خلافت ابوبکر در ذیل آیه غار او را از اهلسنت میداند.[۲۴]
نامگذاری و انتشار
رازی کتاب دیگری در تفسیر به نام «اسرار التنزیل» نوشته بود که نامش را التفسیر الصغیر گذاشته بود و به همین جهت مفاتیح الغیب را التفسیر الکبیر نامید.[۲۵] برخی گفتهاند بخشهایی از این تفسیر را بعد از مرگ او نوشته و بدان افزودهاند.[۲۶] و برخی نیز با گردآوری تاریخها و اشارات ذکر شده در متن تفسیر، نگارش کتاب را حاصل قلم خود رازی دانستهاند.[۲۷]
تفسیر کبیر که در ۳۳ جلد تدوین شده بارها و در کشورهای مختلف اسلامی منتشر شده است.[۲۸] علیاصغر حلبی نویسنده و مترجم ایرانی تفسیر مفاتیح الغیب را با نام «تفسیر کبیر مفاتیح الغیب» ترجمه کرده و نشر اساطیر آن را در نه جلد منتشر کرده است.[۲۹] نیز محمد اسحاق دهلوی آن را با نام «سِفْر صغیر» به اردو ترجمه کرده است.[۳۰]
باورداشتهای شیعی در تفسیر فخر رازی
برخی نویسندگان با تکیه بر آثار و نیز ادوار مختلف فکری رازی بر این باورند که فخر رازی بهویژه در آخرین آثارش تأثیرات زیادی از اندیشه تشیع پذیرفته و در موارد متعددی در برابر نظر شیعیان یا سکوت کرده یا آن را قبول کرده است هر چند در موارد متعددی نیز با باورهای شیعیان مخالفت کرده است.[۳۱]
مقام پیامبران
رازی درباره عصمت پیامبران تصریح میکند که پیامبران در زمان نبوت مرتکب هیچگونه گناه کبیره و صغیره نشدهاند.[۳۲] و در توجیه داستان حضرت آدم، میگوید حتی اگر او مرتکب گناه شده باشد، این گناه مربوط به پیش از دوران پیامبری و در حالت نسیان و سهو بوده است.[۳۳] برخی نویسندگان از سخن رازی درباره گناه برادران یوسف، نتیجه گرفتهاند که او ارتکاب گناه کبیره عمدی پیش از دوران نبوت را ممکن میداند.[۳۴] در مقابل متکلمان شیعه همین مقدار را نیز روا نمیدانند.[۳۵] رازی باور به عصمت کامل از دوران کودکی را به رافضه نسبت میدهد.[۳۶]
در ذیل داستان ابراهیم و آزر نظر شیعه درباره موحدبودن پدران پیامبر اسلام(ص) را نقل میکند و نقدی جدی بر آن وارد نمیکند.[۳۷]
امامت و عصمت امامان بعد از پیامبر(ص)
فخر رازی در بحث درباره آیه اولیالامر همانند مفسران و متکلمان شیعه استدلال میکند[۳۸] که اولی الامر باید معصوم باشند،[۳۹] ولی در ادامه برای تعیین مصداق معصوم معتقد میشود که آنکه معصوم است اجماع همه امت است. او سپس از اجماع امت نتیجه میگیرد آنکه معصوم است اهل حل و عقد هستند و نظر ایشان بر دیگران حجت است.[۴۰] نقدهای طباطبایی مفسر شیعه در تفسیر المیزان در ذیل همین آیه[۴۱] را ناظر به همین دیدگاه ارزیابی کردهاند.[۴۲]
در تفسیر آیه کونوا مع الصادقین (آیه ۱۱۹ سوره توبه) نیز رازی میپذیرد که منظور از صادقین در این آیه معصومان هستند و در هر زمانی باید معصومی باشد ولی معصوم را جمیع امت معنا میکند نه شخصی خاص.[۴۳]
در آیه ابتلای ابراهیم می گوید همانطور که شیعه باور دارد، این آیه اقتضا دارد که مقام امامت به کسی برسد که در ظاهر و باطن معصوم باشد، ولی خودش عصمت باطنی را شرط نمیداند و عدالت ظاهری از نظر او کافی است.[۴۴] غیر از این که او منظور از واژه امام در آیه را نبی و پیامبر دانسته است، نه امامی که شیعیان معتقد هستند.[۴۵]
منتقدان رازی گفتهاند رازی به جای اثبات عصمت اهل حل و عقد، فقط حجیت سخن آنان را نشان داده و روشن است که عصمت چیزی غیر از حجیت است.[۴۶] غیر از این که اهل حل و عقد، «همه امت» نیستند که مصداق اجماع امت باشند.[۴۷] پژوهشگران همچنین تصریح کردهاند که این سخن فخر رازی با سخنش در یکی از آخرین کتابهایش[۴۸] یعنی کتاب المطالب العالیه ناسازگاری دارد زیرا در این کتاب رازی امامان شیعه را به عنوان نمونه انسان کامل مصداق شخص معصوم دانسته است.[۴۹]
به گفته رازی بعضی از شیعیان منظور از غیب در آیه ۳ سوره بقره را امام مهدی(ع) میدانند. او سپس آیه استخلاف (نور/۵۵) و و یک روایت در تأیید این مدعا میآورد ولی میگوید اختصاص آیه به این نکته دلیلی ندارد.[۵۰]
برتری فضایل علی بر ابوبکر
بیشترین مناقشات فخر رازی علیه شیعیان را بر سر افضلیت علی بن ابیطالب بر ابوبکر گزارش کردهاند.[۵۱] رازی در کتاب تفسیرش برای اثبات افضلیت ابوبکر بر علی(ع) مطالب متعددی نگاشته است؛ از جمله در تفسیر آیه ۱۷ سوره لیل و با تکیه بر آیه ان اکرمکم عند الله اتقیکم،[۵۲] و یا در بحث درباره آیه برتری مجاهدان، که شیعیان بر اساس آن علی(ع) را افضل از ابوبکر میدانند، فخر رازی میگوید منظور از جهاد صرفا جهاد در میدان جنگ نیست و هدایتکردن دیگران هم بخشی از جهاد است و در این زمینه ابوبکر را برتر معرفی میکند.[۵۳]
آیات مرتبط با ولایت علی(ع)
رازی در ذیل آیه ۶۷ سوره مائده به عنوان دهمین نظر آورده است که این آیه درباره فضایل علی است و پس از نزول این آیه پیامبر جدیث من کنت مولاه فهذا علی مولاه را بیان کرده است.[۵۴] او همچنین در ذیل آیه ۳ سوره مائده تصریح میکند که این آیه ادعای شیعیان مبنی بر اعلام ولایت علی را ثابت نمیکند و بلکه مخالف آن است.[۵۵]
در ذیل آیه ولایت روایاتی را نقل میکند که نشان میهد مصداق شخصی که انگشتر به فقیر داده است علی بن ابیطالب بوده است[۵۶] ولی در مباحث بعدی همین فضیلت را نیز ثابتشده نمیداند.[۵۷] رازی در ادامه دلالت آیه بر امامت و ولایت علی بعد از پیامبر(ص) را نمیپذیرد و در آن خدشه میکند.[۵۸] او البته تصریح میکند که اگر آیه درباره علی باشد، منظور از ولایت در آیه نیز لزوما به معنای سرپرست و متصرف خواهد بود نه دوست و یاور.[۵۹]
مباحث فقهی
رازی در تفسیر خود علاوه بر مباحث اعتقادی و سیاسی، اختلافات فقهی با شیعیان را نیز مطرح کرده و تلاش کرده است که دلایل اهلسنت را ترجیح دهد.[۶۰] چنانکه در بحث ازدواج موقت در ذیل آیه ۲۴ سوره نساء، پذیرفته است که متعه بر اساس این آیه جایز است، ولی سپس مسئله نسخ این آیه را مطرح کرده است.[۶۱] در تفسیر آیه وضو نیز تلاش کرده است تا نظر اهلسنت مبنی بر وجوب شستن پا به جای مسح را تثبیت کند.[۶۲]
رازی در بحث درباره قرائت «بسم الله الرحمن الرحیم» نظر امام علی(ع) درباره بلندخواندن آن را ترجیح میدهد و به حدیثی از پیامبر اسلام(ص) تکیه میکند که میگوید هر کس به دین علی اقتدا کند هدایت یافته است.[۶۳]
نسبتهای ناصحیح به شیعیان
رازی در تفسیر خود بارها باور به تحریف قرآن را به شیعیان امامیه نسبت داده است.[۶۴] محمدهادی معرفت قرآنپژوه و مفسر شیعه چنین نسبتی را اتهامی فضاحتبار دانسته و خود کتابی در نقد این اتهام نوشته[۶۵] و در بخشی از کتابش سخنان ۲۲ تن از علمای بزرگ شیعه درباره تحریفنشدن قرآن را نقل کرده است.[۶۶]
رازی در جایی دیگر برتری ملائکه بر پیامبران را نیز بدون ذکر منبع به جمهور شیعیان نسبت داده است.[۶۷] خواجه طوسی در تجرید الاعتقاد این نظریه را به فیلسوفان نسبت داده و شارحان تجرید نیز دلایل شیعیان بر برتری پیامبران را نقل کردهاند.[۶۸]
فخر رازی همچنین به شیعیان نسبت داده است که معتقدند پیامبران میتوانند به خاطر تقیه، اظهار کفر کنند.[۶۹] ربانی گلپایگانی متکلم شیعه با تکیه بر سخنان فاضل مقداد متکلم شیعه و طبرسی مفسر، این اتهام را رد کرده و استدلال شیعیان برای عدم جواز تقیه در اظهار کفر را تبیین کرده است.[۷۰]
اهلبیت در تفسیر رازی
به گزارش پژوهشگرانی که تفسیر فخر رازی را مطالعه کردهاند، فخر رازی در ذیل بسیاری از آیات به فضایل و مناقب اهلبیت اشاره کرده است؛ ازجمله در ذیل آیه ۲۰۷ سوره بقره که به ماجرای لیلة المبیت اشاره دارد، ۶۱ آلعمران که درباره مباهله است، آیه تطهیر، سوره کوثر و حتی در سوره حمد که این حدیث را نقل کرده است که خدایا حق را بر محور علی بگردان.[۷۱] در تفسیر آیه اول سوره طه منظور از «ط» را طهارت اهلبیت و منظور از «هـ» را هدایت ایشان دانسته است[۷۲]
رازی در ذیل آیه ۲۳ سوره شوری اهلبیت را مصداق قطعی واژه ذوی القربی میداند که مودت آنها واجب است.[۷۳] البته فخر رازی با اضافهکردن صحابه به قربی محبت صحابه را نیز همسنگ محبت اهلبیت قرار دهد.[۷۴] چنان که در ذیل آیه ۸ سوره انسان نیز اختصاص این آیه به پنجتن آل عبا را انکار کرده است.[۷۵]
او همچنین در تفسیر سوره کوثر، یکی از مصادیق کوثر را اهلبیت میداند و امام باقر، صادق، کاظم و رضا را به همراه دعای احترامآمیز علیهم السلام نامبرده و ایشان را جزو بزرگترین عالمان توصیف کرده است.[۷۶] در موارد چندی نیز با نقل حدیث از امام صادق(ع) پس از نام او از تعبیر علیهالسلام استفاده کرده است[۷۷] درباره ذکر صلوات و جواز آن بر اهلبیت نیز نظر شیعه را بدون نقد آورده است.[۷۸]
رازی در ذیل آیه ۱۱ سوره نساء بحث ارث فاطمه از پیامبر از جمله معاشر الانبیاء لا نورث دفاع کرده است. او با نقل استدلالهای شیعیان برای ابطال این جمله، در پایان میگوید فاطمه(س) بعد از مناظره با ابوبکر راضی شد و اجماع امت هم بر پذیرش این حدیث است و خدا داناتر است.[۷۹]
استناد به احادیث ائمه اهلبیت
رازی در تفسیر خود در موارد متعددی به احادیث و نقل قولهایی از امامان شیعه استناد کرده است.[۸۰] فخر رازی ۱۵ بار از امام محمد باقر(ع) و ۲۰ بار از امام جعفر صادق(ع)[۸۱] نام برده و از ایشان سخنانی را نقل کرده است؛[۸۲] مثل استناد به حدیثی از امام باقر(ع) درباره خلقت انسان،[۸۳] از امام صادق(ع) درباره استعاذه قبل از قرائت قرآن،[۸۴] و درباره اثبات خداوند از طریق فطرت.[۸۵] فخر از امام صادق نقل کرده است که آیه ۱۹۹ سوره اعراف جامعترین آیه درباره ارزشهای اخلاقی است.[۸۶] و از امام باقر(ص) نقل کرده که نزد ما اهلبیت امیدبخشترین آیه قرآن آیه ۵ سوره ضحی است که خداوند آنقدر به پیامبرش اجازه شفاعت میدهد تا راضی شود.[۸۷]
رازی همچنین در آیه ۱۹۴ سوره آلعمران درباره معنای خزی،[۸۸] در ذیل ۱۱۱ سوره توبه،[۸۹] در آیه ۲۴ سوره یوسف درباره داستان یوسف و زلیخا[۹۰] در سوره بینه درباره خواندن و نوشتن پیامبر اسلام،[۹۱] و در تفسیر واژه «صمد»[۹۲] روایاتی از امامان شیعه آورده است. و در ذیل آیه ۱۱۸ سوره توبه نیز یکی از قرائتها را از امام صادق(ع) نقل کرده است.[۹۳] در آیه ۶ سوره مزمل نیز حدیثی از امام زینالعابدین(ع) آورده[۹۴] چنان که رفتار ایشان در تشویق کودکان به نماز را نیز نقل کرده است.[۹۵]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ المجدوب، الامام الحکیم فخرالدین الرازی من خلال تفسیره، ۱۴۰۰ق، ص۳۹.
- ↑ عبدالحمید، الرازی مفسراً، ۱۳۹۴ق، ص۳۲۱.
- ↑ خرمشاهی، «تفسیر کبیر یا مفاتیح الغیب»، ص۹۱.
- ↑ ابوالعلا، الامام فخرالدین الرازی، ۱۴۳۸ق، ص۶۳۳-۶۳۴.
- ↑ بوعزیزی، نظریة المعرفة عند الرازی، ۱۹۹۹م، ص۶۴.
- ↑ خلیف، فخرالدین الرازی، ۱۹۷۶م، ص۴۲.
- ↑ بوعزیزی، نظریة المعرفة عند الرازی، ۱۹۹۹م، ص۶۴.
- ↑ حلبی، «مقدمه»، ص۳۱۶۸-۳۱۶۹.
- ↑ ابوالعلا، الامام فخرالدین الرازی، ۱۴۳۸ق، ص۵۴۹.
- ↑ خلیف، فخرالدین الرازی، ۱۹۷۶م، ص۴۲.
- ↑ ابوالعلا، الامام فخرالدین الرازی، ۱۴۳۸ق، ص۶۳۴-۶۳۵.
- ↑ ابوالعلا، الامام فخرالدین الرازی، ۱۴۳۸ق، ص۵۵۷.
- ↑ ابوالعلا، الامام فخرالدین الرازی، ۱۴۳۸ق، ص۵۵۸.
- ↑ بوعزیزی، نظریة المعرفة عند الرازی، ۱۹۹۹م، ص۶۶.
- ↑ ابوالعلا، الامام فخرالدین الرازی، ۱۴۳۸ق، ص۶۴۰.
- ↑ بلوردی و دیگران، «شیوههای بهرهگیری از روایات اهلبیت علیهم السّلام در تفسیر فخر رازی»، ص۱۱۶.
- ↑ افشانه، «بررسی حدیث غدیر از منظر فخر رازی و میر حامد حسین هندی»، ص۶۵.
- ↑ یزدی، «پاسخ به شبهات فخر رازی در مسئله امامت»، ص۹۱.
- ↑ ربیعنتاج، «روششناسی نقد آرای فخر رازی در المیزان»، ص۸۲.
- ↑ عیسیزاده، امامت، امامیه و اهلسنت، ۱۳۹۳ش، ص۳۰.
- ↑ به عنوان نمونه: مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۱، ص۲۴۰ و ج۳۰، ص۶۰۱ و ج۳۰، ص۲۸۲.
- ↑ به عنوان نمونه: مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۰، ص۴۱۸ و ج۳۵، ص۳۸۴ .
- ↑ حسینی قزوینی: فخر رازی سنی است نه شیعه
- ↑ حسینی قزوینی: فخر رازی سنی است نه شیعه
- ↑ بوعزیزی، نظریة المعرفة عند الرازی، ۱۹۹۹م، ص۶۴.
- ↑ ابوالعلا، الامام فخرالدین الرازی، ۱۴۳۸ق، ص۶۲۲.
- ↑ بوعزیزی، نظریة المعرفة عند الرازی، ۱۹۹۹م، ص۷۰-۷۴.
- ↑ بوعزیزی، نظریة المعرفة عند الرازی، ۱۹۹۹م، ص۶۴.
- ↑ خانه کتاب و ادبیات ایران. تفسیر کبیر مفاتیح الغیب.
- ↑ سفر صغیر ترجمه التفسیر الکبیر به اردو.
- ↑ صباغچی و نوری، «دوگانگی دیدگاه فخر رازی در مصداقشناسی معصوم»، ص۱۴۲-۱۴۳.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۳، ص۹.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۳، ص۱۳.
- ↑ پارسا و پریمی، «گستره عصمت انبیاء از دیدگاه فخر رازی»، ص۳۱.
- ↑ سعیدیمهر و اختیاری، «عصمت انبیاء از دیدگاه فخر رازی»، ص۱۴۲.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۳، ص۹.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۳، ص۴۱-۴۲.
- ↑ صباغچی و نوری، «دوگانگی دیدگاه فخر رازی در مصداقشناسی معصوم»، ص۱۳۶.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۰، ص۱۴۹.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۰، ص۱۴۹-۱۵۰.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۴، ص۳۹۳-۴۰۳.
- ↑ صباغچی و نوری، «دوگانگی دیدگاه فخر رازی در مصداقشناسی معصوم»، ص۱۳۶.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۶، ص۲۲۶.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۴، ص۴۷.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۴، ص۴۴.
- ↑ صباغچی و نوری، «دوگانگی دیدگاه فخر رازی در مصداقشناسی معصوم»، ص۱۳۶.
- ↑ صباغچی و نوری، «دوگانگی دیدگاه فخر رازی در مصداقشناسی معصوم»، ص۱۳۶.
- ↑ صباغچی و نوری، «دوگانگی دیدگاه فخر رازی در مصداقشناسی معصوم»، ص۱۴۳.
- ↑ صباغچی و نوری، «دوگانگی دیدگاه فخر رازی در مصداقشناسی معصوم»، ص۱۳۷.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۳۲-۳۳.
- ↑ عبدالحمید، الرازی مفسراً، ۱۳۹۴ق، ص۳۳۳.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۳۱، ص۲۰۵.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۱، ص۱۰.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۲، ص۵۳.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۱، ص۱۴۱-۱۴۲.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۲، ص۲۸.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۲، ص۳۳.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۲، ص۲۹-۳۲.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۲، ص۳۳.
- ↑ عبدالحمید، الرازی مفسراً، ۱۳۹۴ق، ص۳۳۶.
- ↑ عبدالحمید، الرازی مفسراً، ۱۳۹۴ق، ص۳۳۶؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۰، ص۵۶.
- ↑ عبدالحمید، الرازی مفسراً، ۱۳۹۴ق، ص۳۳۷.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۲۱۲.
- ↑ به عنوان نمونه: فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۹، ص۱۷۰ و ج۱۵، ص۲۲۴.
- ↑ معرفت، صیانة القرآن من التحریف، ۱۳۸۶ش، ص۱۶.
- ↑ معرفت، صیانة القرآن من التحریف، ۱۳۸۶ش، ص۵۵-۷۲.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۲۳۵.
- ↑ ربانی گلپایگانی، ایضاح المراد، ۱۳۹۵ش، ص۴۷۰.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۳، ص۸.
- ↑ ربانی گلپایگانی، ایضاح المراد، ۱۳۹۵ش، ص۳۴۲-۳۴۳.
- ↑ یزدی، «پاسخ به شبهات فخر رازی در مسئله امامت»، ص۹۲.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۲۲، ص۴.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۲۷، ص۱۶۷.
- ↑ دژآباد، «ارزیابی نظریه نجات در پرتو تمسک به عترت و صحابه»، ص۸۶.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۳۰، ص۲۴۵.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۳۲، ص۱۲۵.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۳۱، ص۸۶؛ ج۳۱، ص۱۹۴.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۶، ص۱۸۵.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۹، ص۲۱۸-۲۱۹.
- ↑ بلوردی و دیگران، «شیوههای بهرهگیری از روایات اهلبیت علیهم السّلام در تفسیر فخر رازی»، ص۱۱۶.
- ↑ مولایینیا و نعیمزاده، «تفسیر مفاتیح الغیب و آراء امام صادق(ع)»، ص۱۴۸.
- ↑ مولائینیا، «آراء امام محمد باقر (ع) در تفسیر مفاتیح الغیب»، ص۵۰.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۹، ص۱۸۸.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۱۰۲.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۱۰۹؛ ج۱۷، ص۷۱.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۵، ص۱۰۱.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۳۱، ص۲۱۳.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۹، ص۱۵۸.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۶، ص۲۰۴.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۸، ص۱۱۸.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۳۲، ص۴۳.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۳۲، ص۱۸۲.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۶، ص۲۲۳.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۳۰، ص۱۷۶.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۲۴، ص۳۲.
منابع
- ابوالعلا، عادل محمد صالح، الامام فخرالدین الرازی مجدد المائة السادسه للهجره: ترجمته، منهجه فی التفسیر، الدفاع عنه، جده، عربستان، دار روائع المصحف و علومه، ۱۴۳۸ق.
- افشانه، زهرا، «بررسی حدیث غدیر از منظر فخر رازی و میر حامد حسین هندی»، گفتمان اندیشه، شماره ۱۲، پاییز و زمستان ۱۴۰۲ش.
- بوعزیزی، محمد عربی، نظریة المعرفة عند الرازی من خلال تفسیره، بیروت، دار الفکر العربی، ۱۹۹۹م.
- بلوردی، مریم، و دیگران، «شیوههای بهرهگیری از روایات اهلبیت علیهم السّلام در تفسیر فخر رازی»، فصلنامه مطالعات معارف حدیثی، شماره ۳، پاییز ۱۴۰۲ش.
- پارسا، علیرضا و علی پریمی، «گستره عصمت انبیاء از دیدگاه فخر رازی»، پژوهشنامه فلسفه دین، شماره ۲۶، پاییز و زمستان ۱۳۹۴ش.
- حلبی، علیاصغر، «مقدمه»، در تفسیر کبیر مفاتیح الغیب، جلد هشتم، نوشته فخر رازی، ترجمه علیاصغر حلبی، تهران، اساطیر، ۱۳۸۶ش.
- خرمشاهی، بهاءالدین، «تفسیر کبیر یا مفاتیح الغیب»، مجله معارف، ش۷، فروردین تا تیر ۱۳۶۵ش.
- خلیف، فتحالله، فخرالدین الرازی، اسکندریه (مصر)، دار الجامعات المصریه، ۱۹۷۶م.
- دژآباد، حامد، ا«رزیابی نظریه نجات در پرتو تمسک به عترت و صحابه، نقدی بر دیدگاه فخر رازی»، دوفصلنامه سراج منیر، شماره ۴۹، پاییز و زمستان ۱۴۰۳ش.
- ربانی گلپایگانی، علی، ایضاح المراد فی شرح کشف المراد، قم، رائد، ۱۳۹۵ش.
- ربیعنتاج، سید علیاکبر، «روششناسی نقد آرای فخر رازی در المیزان»، پژوهشنامه قرآن و حدیث، ش۴، تابستان۱۳۸۷ش.
- سعیدیمهر، محمد و لیلا اختیاری، «عصمت انبیاء از دیدگاه فخر رازی»، پژوهشهای فلسفی، ش۱۷، بهار و تابستان ۱۳۸۹ش.
- سفر صغیر ترجمه التفسیر الکبیر به اردو پایگاه اینترنتی کتابخانه ایمان. مراجعه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ش.
- صباغچی، یحیی و ابراهیم نوری، «دوگانگی دیدگاه فخر رازی در مصداقشناسی معصوم»، فصلنامه اندیشه نوین دینی، ش۴۰، بهار ۱۳۹۴ش.
- عبدالحمید، محسن، الرازی مفسراً، بغداد، دار الحریة، ۱۳۹۴ق.
- عیسیزاده، عیسی، امامت، امامیه و اهلسنت: بررسیای تطبیقی با تأکید بر آرای فخر رازی، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۳ش.
- فخر رازی، محمد بن عمر، المطالب العالیه من العلم الالهی، تحقیق: احمد حجازی السقا، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۹۸۷م.
- فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب یا التفسیر الکبیر، بیروت، دار الفکر، ۱۴۲۳ق.
- گریفل، فرانک، «ناگفتههایی درباره زندگی فخر رازی و حامیان وی»، ترجمه: سیده زهرا حسینی، دوفصلنامه پژوهش در تاریخ، ش۳۰، بهار و تابستان ۱۴۰۰ش.
- المجدوب، عبدالعزیز، الامام الحکیم فخرالدین الرازی من خلال تفسیره، لیبی، الدار العربی للکتاب، ۱۴۰۰ق.
- مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الأئمة الأطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- مناقبی، حمیدرضا و سید محمدباقر حجتی، «بررسی تطبیقی دیدگاه فخر رازی و علامه طباطبایی درباره صفات خبری»، فصلنامه اندیشه علامه طباطبایی، ش۲، فروردین ۱۳۹۴ش.
- مولائینیا، عزتالله، «آراء امام محمد باقر (ع) در تفسیر مفاتیح الغیب»، فصلنامه بینات، شماره ۷۲، زمستان ۱۳۹۰ش.
- مولایینیا، عزتالله و صدیقه نعیمزاده، «تفسیر مفاتیح الغیب و آراء امام صادق(ع)»، فصلنامه بینات، شماره ۹۲، زمستان ۱۳۹۵ش.
- هاشمینیا، سید هادی، «آشنایی اجمالی با اندیشههای کلامی فخر رازی»، فصلنامه فروغ اندیشه (حکمت رضوی)، ش۴-۵، تابستان و پاییز ۱۳۸۲ش.
- یزدی، محمدجواد، «پاسخ به شبهات فخر رازی در مسئله امامت»، دوماهنامه کیهان اندیشه، ش۶۸، مهر و آبان ۱۳۷۵ش.