مقاله نامزد خوبیدگی

ابراهیم (پیامبر)

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از ابراهيم خلیل)
پرش به: ناوبری، جستجو
ابراهیم
مینیاتور پرتاب کردن ابراهیم(ع) در آتش.jpg
ابراهیم در آتش، اثر استاد فرشچیان
اطلاعات پیامبر
نام در قرآن: ابراهیم
نام کتاب: صحف
خویشاوندان مهم: اسماعیلاسحاقهاجرسارهآذرتارخ
معجزات: سرد شدن آتشچهار مرغ
پیامبران هم‌عصر: لوط
دین: حنیف
مخالفان: نمرود
حوادث مهم: ذبح فرزندبنای کعبه
-
پیامبران حضرت محمد(ص)ابراهیمنوحعیسیموسیسایر پیامبران

حضرت ابراهیم مشهور به ابراهیم خلیل، دومین پیامبر اولوالعزم است. ابراهیم در بین النهرین به پیامبری مبعوث شد و نمرود حاکم زمان خود و مردم آن ناحیه را به آیین توحید دعوت کرد. عده کمی دعوت او را پذیرفتند و چون او از ایمان‌آوردن آنها مأیوس شد، به فلسطین مهاجرت کرد.

برپایه آیات قرآن، قوم بت‌پرست ابراهیم، او را به‌جهت آنکه بت‌هایشان را شکسته بود، در آتش انداختند، اما آتش به فرمان خدا سرد شد و ابراهیم از آن سالم بیرون آمد.

اسماعیل(ع) و اسحاق (ع) دو فرزند ابراهیم و جانشینان او هستند. نسب قوم بنی‌اسرائیل که پیامبران زیادی از بین آنها ظهور کرد و همچنین حضرت مریم مادر حضرت عیسی، از طریق اسحاق به ابراهیم(ع) می‌رسد. پیامبر اسلام هم به اسماعیل فرزند دیگر او نسب می‌بَرد.

قرآن بنای خانه کعبه و دعوت مردم به مناسک حج را به ابراهیم نسبت داده و او را خلیل الله (دوست خدا) معرفی کرده است. طبق آیات قرآن او پس از آزموده‌شدن با بلاها ازجمله ذبح فرزندش به فرمان خدا، علاوه بر نبوت به مقام امامت هم نائل شده است.

زندگی‌نامه

ولادت و وفات

بیشتر محققان‌، سده ۲۰ق‌م‌ را تاریخ‌ ولادت‌ ابراهیم‌ دانسته‌اند و برخی‌ از آنها رقم‌ دقیق‌تر ۱۹۹۶ق‌م‌ را ذکر کرده‌اند.[۱] در منابع اسلامی چندین شهر به عنوان زادگاه ابراهیم(ع) ذکر شده است. به‌گفته تاریخ طبری برخی بابل یا کوثا از نواحی سواد عراق را که در زمان او نمرود در آنها حکومت می‌کرده، زادگاه او دانسته‌اند و برخی دیگر محل ولادت او را الورکاء (اوروک‌) یا حرّان‌ بیان کرده و گفته‌اند بعداً پدرش او را به بابل یا کوثا منتقل کرد.[۲] در روایتی از امام صادق(ع)، «کوثا» زادگاه ابراهیم و محل استقرار نمرود ذکر شده است.[۳] ابن‌ بطوطه‌ جهانگرد قرن ششم قمری، از محلی‌ به‌ نام‌ بُرص‌ میان‌ حله‌ و بغداد در عراق یاد کرده‌ که‌ گفته‌اند زادگاه‌ ابراهیم‌ بوده‌ است‌.[۴]

ابراهیم(ع) ۱۷۹ یا ۲۰۰ سال عمر کرد و در حبرون، که امروزه الخلیل نامیده می‌شود و در فلسطین قرار دارد، از دنیا رفت.[۵]

مزار حضرت ابراهیم در شهر الخلیل در فلسطین

پدر ابراهیم

درباره‌ نام‌ پدر ابراهیم‌ اختلاف‌ هست. در عهد عتیق‌ این‌ نام‌، ترح‌ ضبط شده‌ است[۶] که در منابع تاریخیِ مسلمانان، تارُخ[۷] یا تارَح[۸] ذکر شده است. در قرآن آمده است: «وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ» (هنگامی که ابراهیم به پدرش آزَر گفت). [۹] برپایه این آیه برخی از مفسران اهل‌سنت آزر را پدر حضرت ابراهیم دانسته‌اند؛[۱۰] اما مفسران شیعه «اَب» را در این آیه به معنی پدر نمی‌دانند.[۱۱] به‌‌گفته آنها کلمه «اَب» در عربی علاوه بر پدر، درخصوص عمو و جد و سرپرست و ... نیز به کار می‌رود.[۱۲]

مطابق با برخی منابع تاریخی، در سالی که ابراهیم(ع) به دنیا آمد، به دستور نمرود هر نوزادی را که به دنیا می‌آمد، به قتل می‌رساندند؛ چرا که منجمان پیش‌بینی کرده بودند در این سال کودکی به دنیا خواهد آمد که بنای مخالفت با دین نمرود و پیروانش را می‌گذارد و بت‌ها را می‌شکند. برای همین مادر حضرت ابراهیم، از ترس نمرودیان او را داخل غاری در نزدیکی خانه‌اش گذاشت و بعد از پانزده ماه، شبانه از غار بیرون آورد.[۱۳]

ازدواج و فرزندان

همسر نخستینِ ابراهیم ساره است و ابراهیم(ع) بنا به نقل تورات در اور کلدانیان با او ازدواج نمود.[۱۴] از تورات برمی‌آید که او خواهر ناتنی ابراهیم بوده است؛[۱۵] اما مطابق با روایات شیعه، ساره دختر خاله ابراهیم و خواهر لوط(ع) بوده است.[۱۶] برطبق یکی از این روایات، ابراهیم(ع) در کوثا با او ازدواج نمود و او صاحب مال فراوانی بود که پس از ازدواج حضرت ابراهیم با او، به تملک ابراهیم(ع) درآمد و حضرت ابراهیم آنها را زیادتر نمود؛به نحوی که در منطقه زندگیِ او کسی به اندازه او مال و حشم نداشت[۱۷]

ابراهیم از ساره فرزنددار نمی‌شد؛ از این رو ساره، کنیز خود هاجر را به او بخشید و ابراهیم از او صاحب فرزندی به نام اسماعیل شد.[۱۸] ابراهیم پس از چند سال از ساره هم صاحب فرزند شد که نام او را اسحاق گذاشتند. تولد اسحاق ۵ یا ۱۳ سال بعد از اسماعیل دانسته شده است.[۱۹] بنا به برخی نقل‌ها، هنگام تولد اسحاق، ابراهیم(ع) بیش از ۱۰۰ سال داشته و ساره ۹۰ ساله بوده است[۲۰] و طبق نقلی دیگر اسحاق سى سال بعد از اسماعیل متولد شد و ابراهیم(ع) در آن زمان ۱۲۰ سال داشت.[۲۱]

گفته‌اند ابراهیم(ع) پس از در گذشت ساره با دو زن دیگر ازدواج کرد که از یکی صاحب ۴ پسر و از دیگری صاحب ۷ پسر شد و مجموع فرزندان او به ۱۳ پسر رسید.[۲۲]

ابراهیم(ع) در قرآن

در قرآن ۶۹ مرتبه از ابراهیم یاد شده است.[۲۳] سوره‌ای هم به‌جهت پرداختن به داستان زندگی ابراهیم، به نام او نام‌گذاری شده است.[۲۴] قرآن درخصوص ابراهیم ازجمله به نبوت و دعوت او به توحید، امامت او، ذبح فرزند، معجزهٔ زنده‌شدن چهار پرنده پس از مردن و سردشدن آتش پرداخته است.

نبوت، امامت و خلیل‌اللهی

در آیاتی چند از قرآن، از نبوت حضرت ابراهیم و دعوت او به توحید سخن آمده است.[۲۵] همچنین در آیه ۳۵ سوره احقاف از پیامبران اولوالعزم نام آمده است [۲۵] که طبق روایات، ابراهیم از جملهٔ آنان و دومین پیامبر اولوالعزم پس از حضرت نوح(ع) است.[۲۶] مطابق با آیه ۱۲۴ سوره بقره، خداوند حضرت ابراهیم(ع) را پس از چند امتحان به مقام امامت نصب کرد. به نظر علامه طباطبایی مقام امامت در این آیه به معنای هدایت باطنی است؛ مقامی که رسیدن به آن، لازمه برخورداری از کمال وجودی و مقام معنوی ویژه‌ای است که پس از مجاهدت‌های بسیار به دست می‌آید.[۲۷]

بر اساس آیات قرآن، خداوند ابراهیم را به عنوان خلیل (دوست) برگزیده است.[۲۸] از این‌رو به خلیل الله ملقب شده است. برپایه روایاتی که در علل الشرایع نقل شده، کثرت سجده، ردنکردن خواسته دیگران و درخواست نکردن از غیرخدا، اطعام دادن و عبادت شب از دلایل انتخاب او به عنوان خلیل از سوی خدا بوده است.[۲۹]

ابراهیم، پدر پیامبران

مطابق با قرآن ابراهیم جد تعدادی از پیامبران بعد از خود است.[۳۰] فرزند او اسحاق جد بنی‌اسرائیل است که از نسل او پیامبرانی از جمله یعقوب، یوسف، داوود، سلیمان، ایوب، موسی، هارون و دیگر پیامبران بنی‌اسرائیل متولد شدند.[۳۱]

همچنین نسب حضرت عیسی از طریق مادرش مریم(ع) به حضرت یعقوب فرزند اسحاق می‌رسد.[۳۲] بنابر روایات اسلامی نسب‌ حضرت محمد(ص) به اسماعیل پسر دیگر ابراهیم می‌رسد.[۳۳] به همین جهت او را ابوالانبیاء (پدر پیامبران) لقب داده‌اند.[۳۴]

معجزات

طبق آیات قرآن، سردشدن آتش و زنده‌شدن چهار پرنده از معجزات حضرت ابراهیم بوده‌اند:

  • سردشدن آتش: طبق آیات ۵۷ تا ۷۰ سوره انبیاء، ابراهیم پس از آنکه دید قومش از پرستش بت‌ها دست برنمی‌دارند، بت‌ها را شکست و این‌ کار را به‌ بت‌ بزرگ‌ نسبت‌ داد و گفت اگر بت سخن می گوید، از او بپرسید. بت‌پرستان در برابر استدلال او فرو ماندند، اما دست از اعتقاد خود برنداشته، او را به سبب شکستن بت‌ها در آتش انداختند؛ اما آتش‌ به دستور الهی بر او سرد شد.[۳۵]
  • زنده‌شدن چهار پرنده: بنا به آیه ۲۶۰ سوره بقره ، خداوند در پاسخ به درخواست حضرت ابراهیم برای دیدن زنده‌شدن مردگان، او را مأمور نمود که چهار پرنده را ذبح و با هم مخلوط کند و بر فراز چند کوه قرار دهد. او این کار را انجام داد و سپس پرندگان را فرا خواند. آنها زنده شدند و به سوی او آمدند.

هجرت

در آیه ۷۱ سوره انبیاء در مورد ابراهیم(ع) آمده است: «ما او را به همراه لوط به سرزمینی بردیم که در آن برای جهانیان برکت نهاده‌ایم.»[۳۶] برخی کتابهای تفسیری سرزمین مورد اشاره در این آیه را شام[۳۷] یا فلسطین و بیت المقدس[۳۸] دانسته‌اند. در روایت امام صادق(ع) نیز بیت المقدس به عنوان مقصد هجرت ابراهیم(ع) معرفی شده است.[۳۹]

بنای کعبه

در آیه ۱۲۷ سوره بقره آمده است که حضرت ابراهیم به کمک فرزندش اسماعیل، کعبه را بنا نمود[۴۰] و به فرمان خدا مردم را به مناسک حج دعوت کرد.[۴۱] مطابق برخی روایات، کعبه نخستین بار توسط حضرت آدم علیه السلام بنا شد و ابراهیم آن را بازسازی کرد.[۴۲]

ذبح فرزند

نوشتار اصلی: ذبیح‌الله

یکی از امتحان‌های الهی حضرت ابراهیم مأمورشدن او به ذبح فرزندش بود. مطابق با گزارش قرآن، ابراهیم در خواب دید که فرزندش را ذبح می‌کند. این موضوع را با پسرش در میان نهاد و فرزندش از او خواست که به فرمان خدا عمل کند؛ اما هنگامى كه ابراهيم، فرزندش را در قربان‌گاه خواباند تا ذبح كند، ندا آمد: «اى ابراهيم، خوابت را تحقق دادى. به‌راستى ما نيكوكاران را اين‌‏گونه پاداش مى‏‌دهيم [كه نيّت پاک و خالصشان را به‌جاى عمل می‌پذیریم]. به‌يقين اين آزمايش روشن بود و ما فرزندت را در برابر قربانىِ بزرگى [از ذبح شدن‏] رهانيديم.»[۴۳]

قرآن نام فرزند ابراهیم را که به ذبح او مأمور شد، نبرده است. درخصوص آن، هم میان شیعیان و هم میان اهل سنت اختلاف‌نظر وجود دارد. برخی می‌گویند اسماعیل بوده و برخی دیگر آن را اسحاق می‌دانند.[۴۴] شیخ طوسی معتقد است از روایات شیعه برمی‌آید که اسماعیل بوده است.[۴۵] ملاصالح مازندرانی در شرح فروع کافی این نظر را دیدگاه مشهور بین علمای شیعه دانسته است.[۴۶]

ابراهیم در عهدین

در عهد عتیق‌ ابتدا از حضرت ابراهیم با نام اَبرام یاد شده است؛[۴۷] اما در باب ۱۷ آمده است: «اما اینک عهد من با توست و تو پدر اُمت‌های بسیار خواهی بود و نام تو بعد از این ابرام خوانده نشود؛ بلکه نام تو ابراهیم خواهد بود؛ زیرا که تو را پدر امت‌های بسیار گردانیدم.» [۴۸]

بنابر روایت‌ عهد عتیق، ابراهیم‌ به‌ قبایل‌ آرامی‌ که‌ از جزیرة العرب به‌ کرانه‌های‌ فرات‌ در شمال سوریه کوچ کرده‌ بودند، نسب‌ می‌برد.[۴۹] مطابق با باب ۱۱ سِفْر پیدایش، تارح پدر ابراهیم، همراه ابراهیم، ساره و لوط از اور کلدانیان به قصد کنعان سفر کرد و چون به حرّان رسید، در آنجا توقف کرد و همان‌جا مرد.[۵۰] برخی از این مطلب نتیجه گرفته‌اند که زادگاه ابراهیم اور کلدانیان بوده است؛ بااین‌همه در ابتدای باب ۱۲ حران زادگاه ابراهیم و سرزمین پدری او معرفی شده است.[۵۱]

مطابق با تورات، ابراهیم تا ۷۵ سالگی در حرّان ماند و در ۷۵ سالگی به امر خداوند از حرّان به کنعان رفت و همسرش ساره و برادرزاده‏‌اش لوط و برخی از مردم حرّان را نیز با خود برد و در آنجا در شرق بیت‏ئیل خیمه زدند و محلی برای ذبح بنا کردند.[۵۲] پس از آن به سبب وقوع قحطی ناچار به مصر کوچ کردند،[۵۳] اما پس از چندی از مصر به بیتئیل بازگشتند[۵۴] و بعداً به حبرون (الخلیل) نقل مکان نموده، در آنجا ساکن شدند.[۵۵]

در تورات آمده است که ابراهیم هنگام ورود به مصر، همسر خود ساره را به عنوان خواهر خود معرفی کرد تا خود را از آسیب مصریان به طمع دستیابی به همسرش حفظ نماید؛ در نتیجه فرعونِ مصر که مفتون زیبایی او شده بود، او را بدون مانعی به همسری گرفت و به خاطر او به ابراهیم نیکی نمود. اما خداوند فرعون و اهل خانه او را به سبب آن به بلایای سختی مبتلا نمود.[۵۶] علامه طباطبائی این بخش از داستان ابراهیم در تورات را با استناد به مناسب‌نبودن آن با مقام نبوت و روح تقوا، به همراه تعارضات دیگرِ تورات در داستان ابراهیم(ع)، دلیلی بر تحریف تورات می‌داند.[۵۷]

عهد عتیق، اسحاق‌(ع) را فرزند ذبیحِ ابراهیم معرفی نموده است.[۵۸] در مواردی هم ذبیح تنها فرزند ابراهیم دانسته شده است.[۵۹] همچنین در تورات آمده است که خداوند در کنعان با حضرت ابراهیم عهد بست که از نیل تا فرات را به فرزندان او که از نسل اسحاق پدید می‏‌آیند، عطا کند.[۶۰]

در عهد جديد نيز از ابراهيم‌ در ۷۲ موضع‌ ياد شده‌ و نسب‌ عيسی مسيح‌ از طريق‌ اسحاق‌(ع) با ۳۹ واسطه‌ (متى‌، ۱: ۱-۷) يا ۵۴ واسطه‌ (لوقا، ۳: ۲۴-۲۵) به‌ وی متصل‌ شده‌ است‌. ايمان‌ ابراهيم‌ در عهد جديد به‌ عنوان‌ عالى‌ترين‌ ايمان‌ ياد شده‌ است‌؛ زيرا غريبانه‌ در فلسطين‌ - كه‌ سرزمين‌ او نبود - به‌ فرمان‌ خدا زيست‌ و فرزند خود را به‌ قربانگاه‌ برد.[۶۱]

جستارهای وابسته

پانویس‌ها

  1. سجادی، «ابراهیم خلیل(ع)»، ص۴۹۹
  2. طبری‌، تاریخ الامم والملوک، ۱۹۶۷م، ج۱، ص۲۳۳
  3. قطب راوندی، قصص الانبیاء، آستان قدس رضوی، ج‏۱، ص۲۹۸
  4. ابن بطوطه، ص‌ ۱۰۱.
  5. طبري‌، تاريخ الأمم والملوك، ۱۹۶۷م، ج۱، ص۳۱۲؛ ابن كثير، البداية و النهاية، ج۱، ص۱۷۴.
  6. پیدایش، ۱۱: ۲۴، متن‌ عبری‌؛ قس‌: ترجمه فارسی‌ که‌ تارح‌ آمده‌
  7. طبری‌، تاریخ الامم والملوک، ۱۹۶۷م، ج۱، ص۲۳۳
  8. ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۹۸۶م، ج۱، ص۱۴۲؛ ابن هشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۱، ص۲
  9. سوره انعام ، آیه ۷۴
  10. فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۱۳، ص۳۱.
  11. ابوالفتوح رازى، روض الجنان و روح الجنان، ۱۴۰۸ق، ج۷، ص۳۴۰و۳۴۱؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۵، ص۳۰۳.
  12. برای نمونه نگاه کنید به طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۷، ص۱۶۵.
  13. طبری‌، تاریخ الامم والملوک، ۱۹۶۷م، ج۱، ص۲۳۴
  14. پیدایش، ۱۱: ۲۹
  15. پیدایش، ۲۰: ۱۲
  16. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۷، ص۲۲۹؛ عیاشی، تفسير عیاشی،۱۳۸۰ق، ج‏۲، ص۲۵۴.
  17. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۷، ص۲۲۹
  18. ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۱۰۱.
  19. مسعودی، إثبات الوصیة، ۱۳۸۴ش، ص۴۱-۴۲
  20. مسعودی، إثبات الوصیة، ۱۳۸۴ش، ص۴۶.
  21. ابن سعد، الطبقات‏ الكبرى، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۱
  22. ابن سعد، الطبقات‏ الكبرى، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۱
  23. فیروزمهر، «مقایسه قصه ابراهیم علیه السلام در قرآن و تورات‌»، ص۸۸
  24. خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۱۲۴۰.
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ سوره مریم، آیه۴۱تا۴۸ - سوره انبیاء، آیه ۵۱تا۵۷ - سوره شعراء، آیه ۶۹تا۸۲ - سوره صافات، آیه ۸۳تا۱۰۰ - سوره زخرف، آیه ۲۶و۲۷ - سوره ممتحنه، آیه۴ - سوره عنکبوت، آیه ۱۶تا۲۵.
  26. طباطبائی، المیزان، ج۱۸، ص۲۱۸
  27. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱، ص۲۷۲.
  28. سوره نساء، آيه۱۲۵.
  29. صدوق، علل الشرایع، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۳۴و۳۵.
  30. سوره عنکبوت، آیه۲۷.
  31. سوره انعام، آیه ۸۴.
  32. مغنيه، تفسير الكاشف‏، ۱۴۲۴ق‏، ج۱، ص۲۰۸
  33. ابن هشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۱، ص۲؛ ابن‌ عبدربه‌، العقد الفرید، ۱۴۰۲ق‌، ج۵، ص۸۹
  34. سید قطب، فى ظلال القرآن، ۱۴۲۵ق، ج‏۵، ص۲۹۹۷
  35. سوره انبیاء، آیه۵۷ تا ۷۰
  36. سوره انبیاء، آیه۷۱
  37. محلى و سیوطی، تفسير الجلالين‏، ۱۴۱۶ق، ص۴۰۲؛ ابوالفتوح رازى، روض الجنان، ۱۴۰۸ق، ج۱۵، ص۲۰۰
  38. كاشانى، تفسير منهج الصادقين، ۱۳۳۶ش‏، ج۶، ص۸.
  39. قطب راوندی، قصص الانبیاء، آستان قدس رضوی، ج‏۱، ص۲۹۸
  40. سوره بقره، آیه ۱۲۷
  41. سوره حج، آیه ۲۷
  42. فيض كاشانى، تفسير الصافى‏،۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۸۹و۱۹۰‏
  43. سوره صافات، آیه۱۰۱ تا ۱۰۸
  44. نگاه کنید به قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۱۶، ص۱۰۰؛ البرهان فى تفسير القرآن، ج‏۴، ص۶۱۶ تا ۶۲۲.
  45. طوسى، التبيان في تفسير القرآن، دار إحياء التراث العربی، ج۸، ص۵۱۸
  46. مازندرانی، شرح فروع الکافی، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۰۲.
  47. پیدایش، ۱۱: ۲۶.
  48. پیدایش، ۱۷: ۴و۵، ترجمه فاضل خان همدانی (گروسی)
  49. سوسه، العرب‌ و الیهود فى‌ التاریخ‌، ۱۹۷۲م‌، ص۲۵۲
  50. پیدایش، ۱۱: ۳۱و۳۲
  51. پیدایش، ۱۲: ۱-۴
  52. پیدایش، ۱۲: ۱تا۸
  53. پیدایش، ۱۲: ۱۰
  54. پیدایش، ۱۳: ۱تا۴
  55. پیدایش، ۱۳: ۱۸
  56. پیدایش، ۱۲: ۱۱تا۱۹
  57. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۷، ص۲۲۵ و ۲۲۶.
  58. پیدایش، ۲۲: ۱- ۱۴.
  59. تکوین،‌۲۲: ۲.
  60. پیدایش، ۱۵: ۱۸
  61. سجادی، «ابراهیم خلیل(ع)»، ص۵۰۶.

منابع

  • قرآن کریم.
  • کتاب مقدس.
  • ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، ‌دار صادر -‌دار بیروت، ۱۳۸۵ق.
  • ابن سعد، الطبقات الکبرى، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
  • ابن‌ عبدربه‌، احمد، العقد الفرید، به‌ کوشش‌ احمد امین‌ و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۲ق‌/۱۹۸۲م‌.
  • ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷ق/ ۱۹۸۶م.
  • ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، تحقیق مصطفى السقا، بیروت، دار المعرفة، بى تا.
  • ابوالفتوح رازى، حسين بن على، روض الجنان و روح الجنان، مشهد، آستان قدس رضوى، ۱۴۰۸ق.
  • ازرقی، اخبار مکه، مکه مکرمه، دارالثقافة، ۱۴۰۳ق.
  • قطب راوندی، سعید بن هبة الله، قصص الأنبياء، مشهد، آستان قدس رضوی.
  • محلى، جلال الدين و جلال الدین سیوطی، تفسير الجلالين‏، بیروت، مؤسسه النور للمطبوعات‏، ۱۴۱۶ق.
  • سجادی، صادق، «ابراهیم خلیل(ع)»، در دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج۲، ص۴۹۷ تا ۵۰۶.
  • سید قطب، فى ظلال القرآن، بیروت، دار الشروق، چاپ۳۵، ۱۴۲۵ق.
  • صدوق، محمد بن علی، علل الشرائع، قم، کتابفروشی داوری، ۱۳۸۵ش/۱۹۶۶م.
  • طاهری، محمدحسین، «ابراهیم(ع) و خاندانش در تورات و قرآن»، در فصلنامه معرفت ادیان، شماره ۱، زمستان ۱۳۸۸ش
  • طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، انتشارات اسلامی جامعۀ مدرسین حوزه علمیه، پنجم، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، محمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه محمدجواد بلاغی، تهران، انتشارات ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم والملوک، بیروت، دار التراث ، ط الثانية، ۱۹۶۷م.
  • طوسى، محمد بن حسن، التبيان في تفسير القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
  • عیاشى، محمد بن مسعود، تفسیر عیاشی، تهران، اسلامیه، ۱۳۸۰ق.
  • فخر رازى، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
  • فیروزمهر، محمدمهدی، «مقایسه قصه ابراهیم علیه السلام در قرآن و تورات‌»، میقات حج، زمستان ۱۳۸۱ش، ش۴۲.
  • فیض کاشانى، ملا محسن‏، تفسیر الصافى‏، تهران، انتشارات الصدر، ۱۴۱۵ق‏.
  • کاشانى، ملا فتح الله‏، تفسیر منهج الصادقین، تهران، کتابفروشى محمد حسن علمى‏، چاپ سوم، ۱۳۳۶ش‏
  • مسعودی، علی بن حسین، إثبات الوصیة للإمام علی بن أبی طالب، قم، انصاریان، ۱۳۸۴ش.
  • مغنيه، محمد جواد، تفسير الكاشف‏، تهران، دار الكتب الإسلامية، ۱۴۲۴ق‏.
  • مازندرانی، محمد هادی بن محمد صالح، شرح فروع الکافی، محقق و مصحح: محمد جواد محمودی و محمد حسین درایتی، قم، دار الحدیث للطباعة و النشر، چاپ اول، ۱۴۲۹ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.
  • نیشابوری، نظام الدین، تفسیر غرائب القرآن، حاشیه تفسیر طبری، بیروت، دار احیاء تراث العربی.

پیوند به بیرون