عبدالعلی مزاری: تفاوت میان نسخهها
Hasanejraei (بحث | مشارکتها) جزبدون خلاصۀ ویرایش |
imported>Mgolpayegani جزبدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
}} | }} | ||
'''عَبدُالعَلی مَزاری''' (۵ خرداد ۱۳۲۶ - ۲۲ اسفند | '''عَبدُالعَلی مَزاری''' (۵ خرداد ۱۳۲۶ - ۲۲ اسفند ۱۳۷۳ش)، یکی از چهرههای سیاسی معاصر [[افغانستان]] است که در سال ۱۳۶۸ با تشکیل ائتلافی از تمام احزاب سیاسی هزاره در [[بامیان]]، برای اولین بار [[هزارهها]] را در قالب حزب وحدت اسلامی افغانستان، وارد مناسبات سیاسی در افغانستان کرد. او در سال ۱۳۵۱ وارد ایران شد، سالها به تحصیل در [[حوزه علمیه قم]] پرداخت و در [[انقلاب اسلامی ایران]] نیز مشارکت داشت. مزاری سال ۱۳۶۸ به [[افغانستان]] بازگشت. او ۲۲ اسفند ۱۳۷۳ همراه با برخی از یارانش به طرز مشکوکی کشته شد. برخی گروه طالبان را مسئول این رخداد میدانند، در حالی که [[طالبان]] خود از پذیرش مسئولیت مرگ او سربازمیزند. | ||
==زندگی== | ==زندگی== | ||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
===سازمان نصر افغانستان=== | ===سازمان نصر افغانستان=== | ||
[[سازمان نصر افغانستان]] از ائتلاف گروههایی همچون روحانیت نوین، گروه مستضعفین و حزب حسینی، پس از انقلاب اسلامی ایران و تشدید مبارزات مردم افغانستان در سال ۱۳۵۷ تشکیل شد و در فرردین ۱۳۵۸ اعلام موجودیت کرد و دفتر اصلی آن در ایران مستقر بود.<ref>بصیر احمد دولتآبادی، شناسنامه احزاب و جریانات سیاسی افغانستان، | [[سازمان نصر افغانستان]] از ائتلاف گروههایی همچون روحانیت نوین، گروه مستضعفین و حزب حسینی، پس از انقلاب اسلامی ایران و تشدید مبارزات مردم افغانستان در سال ۱۳۵۷ تشکیل شد و در فرردین ۱۳۵۸ اعلام موجودیت کرد و دفتر اصلی آن در ایران مستقر بود.<ref>بصیر احمد دولتآبادی، شناسنامه احزاب و جریانات سیاسی افغانستان، ص۳۰۰.</ref> | ||
رهبری این سازمان جهادی، شورایی بود و اعضای آن اغلب از علمای [[شیعه]] مقیم [[قم]]، [[نجف]] و [[کابل]] بودند.<ref>محمدعزیز بختیاری، شیعیان افغانستان، | رهبری این سازمان جهادی، شورایی بود و اعضای آن اغلب از علمای [[شیعه]] مقیم [[قم]]، [[نجف]] و [[کابل]] بودند.<ref>محمدعزیز بختیاری، شیعیان افغانستان، ج۱، ص۲۰۵.</ref> سازمان نصر از قدیمیترین سازمانهای شیعه در افغانستان محسوب میشود و در [[هزارهجات]]، [[هرات]] و جنوب غربی افغانستان نفوذ زیادی داشت.<ref>سعید اربابشیرانی، افغانستان (مجموعه مقالات)، ص۳۲۷.</ref> | ||
سازمان نصر از اندیشههای [[امام خمینی]] پیروی میکرد و عبدالعلی مزاری، محمدکریم خلیلی، میرحسین صادقی، عزیزالله شفق، یوسف واعظی، محمد ناطقی و... عضو شورای رهبری آن بودند.<ref>دانشنامه ادب فارسی، | سازمان نصر از اندیشههای [[امام خمینی]] پیروی میکرد و عبدالعلی مزاری، محمدکریم خلیلی، میرحسین صادقی، عزیزالله شفق، یوسف واعظی، محمد ناطقی و... عضو شورای رهبری آن بودند.<ref>دانشنامه ادب فارسی، ج۳، ص۹۳۸.</ref> | ||
سازمان نصر گرچه در ابتدا در راستای سازماندهی و احقاق حقوق همه مردم افغانستان و تشکیل جمهوری اسلامی مبارزه میکرد، اما به تدریج در میان شیعیان هزاره متمرکز شد و حتی گاه بر سر حفظ یا گسترش منطقه نفوذ خود، با دیگر سازمانها و احزاب مجاهد رقیب وارد درگیری میشد.<ref>دانشنامه ادب فارسی، | سازمان نصر گرچه در ابتدا در راستای سازماندهی و احقاق حقوق همه مردم افغانستان و تشکیل جمهوری اسلامی مبارزه میکرد، اما به تدریج در میان شیعیان هزاره متمرکز شد و حتی گاه بر سر حفظ یا گسترش منطقه نفوذ خود، با دیگر سازمانها و احزاب مجاهد رقیب وارد درگیری میشد.<ref>دانشنامه ادب فارسی، ج۳، ص۹۳۸.</ref> | ||
مزاری که در اردیبهشت ۱۳۵۷ و پس از کودتای کمونیستها، [[افغانستان]] را ترک کرده بود، در سال ۱۳۵۸ پس از شدت گرفتن جنبش مردم بر ضد کمونیستها و نیروهای شوروی، به افغانستان بازگشت و در چهارکنت مشغول سازماندهی مبارزه با نیروهای دولتی شد. در همان سال برای تامین امکانات و تسلیحات بار دیگر به ایران سفر کرد و در اواخر ۱۳۵۹ به افغانستان بازگشت و تا اوایل زمستان ۱۳۶۰ در کشور خود ماند و سپس به ایران رفت و تا سال ۱۳۶۵ در ایران ماند. | مزاری که در اردیبهشت ۱۳۵۷ و پس از کودتای کمونیستها، [[افغانستان]] را ترک کرده بود، در سال ۱۳۵۸ پس از شدت گرفتن جنبش مردم بر ضد کمونیستها و نیروهای شوروی، به افغانستان بازگشت و در چهارکنت مشغول سازماندهی مبارزه با نیروهای دولتی شد. در همان سال برای تامین امکانات و تسلیحات بار دیگر به ایران سفر کرد و در اواخر ۱۳۵۹ به افغانستان بازگشت و تا اوایل زمستان ۱۳۶۰ در کشور خود ماند و سپس به ایران رفت و تا سال ۱۳۶۵ در ایران ماند. | ||
| خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
نخستین کنگره [[حزب وحدت اسلامی افغانستان]] در سال ۱۳۷۰ در [[بامیان]] برگزار شد و عبدالعلی مزاری، رییس شورای مرکزی شد. آنچه در این دوره برای مزاری دارای اهمیت بود، احقاق حقوق هزارهها در برابر دیگر اقوام بود، و بر اساس این جهتگیری، بسیاری از عناصر غیرمذهبی و غیرشیعه از قبیل کمونیستها، لیبرالها و خانها وارد شورای مرکزی حزب شدند.<ref>[http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/473/%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%20 پایگاه اطلاعرسانی پیام آفتاب، حزب وحدت اسلامی افغانستان.]</ref> | نخستین کنگره [[حزب وحدت اسلامی افغانستان]] در سال ۱۳۷۰ در [[بامیان]] برگزار شد و عبدالعلی مزاری، رییس شورای مرکزی شد. آنچه در این دوره برای مزاری دارای اهمیت بود، احقاق حقوق هزارهها در برابر دیگر اقوام بود، و بر اساس این جهتگیری، بسیاری از عناصر غیرمذهبی و غیرشیعه از قبیل کمونیستها، لیبرالها و خانها وارد شورای مرکزی حزب شدند.<ref>[http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/473/%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%20 پایگاه اطلاعرسانی پیام آفتاب، حزب وحدت اسلامی افغانستان.]</ref> | ||
حزب وحدت اسلامی افغانستان، پس از رهبری مزاری به یکی از نیرومندترین احزاب مسلح افغانستان تبدیل شد و [[بامیان]]، ستاد مرکزی حزب و مرکز تصمیمگیریهای مهم سیاسی و نظامی شد.<ref>دانشنامه ادب فارسی، | حزب وحدت اسلامی افغانستان، پس از رهبری مزاری به یکی از نیرومندترین احزاب مسلح افغانستان تبدیل شد و [[بامیان]]، ستاد مرکزی حزب و مرکز تصمیمگیریهای مهم سیاسی و نظامی شد.<ref>دانشنامه ادب فارسی، ج۳، ص۹۳۹.</ref> | ||
==== به قدرت رسیدن مجاهدان در کابل ==== | ==== به قدرت رسیدن مجاهدان در کابل ==== | ||
| خط ۸۲: | خط ۸۲: | ||
حزب وحدت اسلامی در آغاز با احمد شاه مسعود و ربانی متحد شد اما بلافاصله از آنها جدا شد و به حزب حکمتیار پیوست و پس از آن بود که مناطق شیعهنشین [[کابل]] زیر حملات نیروهای ربانی-مسعود، و همچنین اتحاد اسلامی سیاف که گروهی وهابی و پشتون بودند قرار گرفت. | حزب وحدت اسلامی در آغاز با احمد شاه مسعود و ربانی متحد شد اما بلافاصله از آنها جدا شد و به حزب حکمتیار پیوست و پس از آن بود که مناطق شیعهنشین [[کابل]] زیر حملات نیروهای ربانی-مسعود، و همچنین اتحاد اسلامی سیاف که گروهی وهابی و پشتون بودند قرار گرفت. | ||
حزب وحدت اسلامی که در ابتدا در راستای تلاش برای احقاق حق [[هزارهها]] تلاش میکرد، با پشت کردن به دولت ربانی و پیوستن به حکمتیار، در حقیقت با دشمن تاریخی هزارهها و مسبب ستمدیدگی و کشتار [[هزارهها]] در ۲۵۰ سال اخیر ائتلاف کرد.<ref>دانشنامه ادب فارسی، ج ۳، ص ۹۳۹.</ref> اقدامی که موجب اولین انشعاب در حزب وحدت شد و برخی ناراضیان از سیاستهای مزاری به رهبری محمد اکبری، از حزب وحدت اسلامی جدا شدند و به دولت ربانی پیوستند.<ref>دانشنامه ادب فارسی، | حزب وحدت اسلامی که در ابتدا در راستای تلاش برای احقاق حق [[هزارهها]] تلاش میکرد، با پشت کردن به دولت ربانی و پیوستن به حکمتیار، در حقیقت با دشمن تاریخی هزارهها و مسبب ستمدیدگی و کشتار [[هزارهها]] در ۲۵۰ سال اخیر ائتلاف کرد.<ref>دانشنامه ادب فارسی، ج ۳، ص ۹۳۹.</ref> اقدامی که موجب اولین انشعاب در حزب وحدت شد و برخی ناراضیان از سیاستهای مزاری به رهبری محمد اکبری، از حزب وحدت اسلامی جدا شدند و به دولت ربانی پیوستند.<ref>دانشنامه ادب فارسی، ج۳، ص۹۴۰.</ref> | ||
==== ظهور طالبان، سقوط مزاری ==== | ==== ظهور طالبان، سقوط مزاری ==== | ||
| خط ۹۱: | خط ۹۱: | ||
==خاکسپاری و پس از مرگ== | ==خاکسپاری و پس از مرگ== | ||
هواداران مزاری، پیکر او را پس از تحویل گرفتن از طالبان، به [[مزارشریف]] بردند و در آنجا به خاک سپردند. او پس از مرگ در میان هزارهها چهرهای افسانهای یافت؛ چهرهای معصومگون و خطاناپذیر.<ref>دانشنامه ادب فارسی، ج ۳، ص ۹۴۰.</ref> | هواداران مزاری، پیکر او را پس از تحویل گرفتن از طالبان، به [[مزارشریف]] بردند و در آنجا به خاک سپردند. او پس از مرگ در میان هزارهها چهرهای افسانهای یافت؛ چهرهای معصومگون و خطاناپذیر.<ref>دانشنامه ادب فارسی، ج ۳، ص ۹۴۰.</ref> | ||
مزاری به نماد مظلومیت، مقاومت و مبارزه هزارهها تبدیل شد و موج نیرومندی از احساسات مردم را برانگیخت و سرودههای بسیاری در رثای او گفته شد و برخی، سرودهها در رثای مزاری را از جهت حجم و کیفیت، در نوع خود کمنظیر و حتی بیسابقه دانسته و ادعا کردهاند که «در تاریخ معاصر و حتی شاید گذشته افغانستان، در سوگ هیچ شخصیتی، این اندازه شعر سروده نشده است.»<ref>دانشنامه ادب فارسی، | مزاری به نماد مظلومیت، مقاومت و مبارزه هزارهها تبدیل شد و موج نیرومندی از احساسات مردم را برانگیخت و سرودههای بسیاری در رثای او گفته شد و برخی، سرودهها در رثای مزاری را از جهت حجم و کیفیت، در نوع خود کمنظیر و حتی بیسابقه دانسته و ادعا کردهاند که «در تاریخ معاصر و حتی شاید گذشته افغانستان، در سوگ هیچ شخصیتی، این اندازه شعر سروده نشده است.»<ref>دانشنامه ادب فارسی، ج۳، ص۹۴۰.</ref> | ||
شعرهایی که درباره مزاری سروده شده، بیش از آنکه مدح او باشد، ادامه شعر مقاومت و سخن گفتن از تبعیضها و نارواییها و همچنین یادآوری رنجهای هزارهها بوده است. | شعرهایی که درباره مزاری سروده شده، بیش از آنکه مدح او باشد، ادامه شعر مقاومت و سخن گفتن از تبعیضها و نارواییها و همچنین یادآوری رنجهای هزارهها بوده است. | ||
نسخهٔ ۲۴ فوریهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۱:۴۹
| شهید مزاری | |
| شناسنامه | |
|---|---|
| لقب | بابه مزاری |
| زادروز | ۵ خرداد ۱۳۲۶ ه.ش |
| شهر تولد | روستای نانوایی چهارکنت در ولایت بلخ |
| کشور تولد | افغانستان |
| دین | اسلام |
| مذهب | شیعه |
| اطلاعات سیاسی | |
| مناصب | دبیرکل حزب وحدت اسلامی افغانستان |
| اطلاعات علمی و مذهبی | |
| اساتید | علامه بلخی |
عَبدُالعَلی مَزاری (۵ خرداد ۱۳۲۶ - ۲۲ اسفند ۱۳۷۳ش)، یکی از چهرههای سیاسی معاصر افغانستان است که در سال ۱۳۶۸ با تشکیل ائتلافی از تمام احزاب سیاسی هزاره در بامیان، برای اولین بار هزارهها را در قالب حزب وحدت اسلامی افغانستان، وارد مناسبات سیاسی در افغانستان کرد. او در سال ۱۳۵۱ وارد ایران شد، سالها به تحصیل در حوزه علمیه قم پرداخت و در انقلاب اسلامی ایران نیز مشارکت داشت. مزاری سال ۱۳۶۸ به افغانستان بازگشت. او ۲۲ اسفند ۱۳۷۳ همراه با برخی از یارانش به طرز مشکوکی کشته شد. برخی گروه طالبان را مسئول این رخداد میدانند، در حالی که طالبان خود از پذیرش مسئولیت مرگ او سربازمیزند.
زندگی
کودکی
عبدالعلی مزاری فرزند خداداد در سال ۱۳۲۶ هجری شمسی در روستای نانوایی چهارکنت در ولایت بلخ افغانستان متولد شد.
کودکی مزاری در دوران پادشاهی محمدظاهرشاه و صدارت اعظمی محمدداودخان سپری شد. دورانی که از یکسو مردم هزارهجات به رهبری ابراهیم خان شهرستانی معروف به گاوسوار، قیام بزرگی بر ضد حکومت را پشت سر گذاشته و سید اسماعیل بلخی مشهور به علامه بلخی نیز به همراه یارانش قیامی مسلحانه را آغاز کرده بودند.[۱]
شاید از همین رو بود که عبدالعلی مزاری در نوجوانی و در شرایطی که مقادیری گندم در اختیار مسئولان مدرسه بود اما دانشآموزان از آن محروم میماندند، با تحریک دانشآموزان فقیر و شکستن قفل انبار، به تقسیم آذوقه موجود در انبار پرداخت.
تاثیرپذیری از علامه بلخی و رفتن به سربازی
علامه شهید بلخی، اولین چهره تاثیرگذار بر مزاری بود. بلخی او را به درس خواندن و سربازی رفتن تشویق کرد.[۲]
بصیر احمد دولتآبادی، خمیرمایه فکری سیاسی مزاری را برگرفته از افکار مبارزاتی سید اسماعیل بلخی میداند و دیدار میان این دو را آغاز تحولات در مزاری جوان معرفی میکند. [۳]
عبدالعلی مزاری از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰ هجری شمسی، سربازی خود را در ولایتهای کابل، خوست و پکتیا گذراند و در همین حین به تحصیل نیز میپرداخت.
تحصیل در مزارشریف و قم
عبدالعلی مزاری پس از اتمام دوره سربازی به زادگاه خود بازگشت و مشغول ادامه تحصیل در مدرسه شیخ سلطان در مزارشریف شد. اما اوایل بهار ۱۳۵۱ برای ادامه تحصیل از افغانستان خارج شد و پس از سفر به عراق و زیارت عتبات عالیات در نجف و کربلا، در حوزه علمیه قم اقامت کرد؛ چرا که در نگاه مزاری، قم تنها محل تحصیل درسهای رایج حوزوی نبود، بلکه علاوه بر آن، قم و محیط تحصیلی آن، کانون مبارزات مخفی نیز به حساب میآمد و این سویه، جذابیت ویژهای برای وی داشت.[۴]
مزاری در سالهای حضور در ایران، دست به فعالیتهای سیاسی بر ضد حکومت محمدرضا پهلوی هم میزد و به پخش کتابهای اسلامی و انقلابی و امور تبلیغی میپرداخت. او از سال ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۵ در قم مشغول به تحصیل بود و سپس به خواست پدر و به ناچار برای انجام اعمال حج راهی مکه شد، اما در سوریه ویزای عربستان به وی داده نشد. پس از آن به عراق رفت و سپس عازم ایران شد. در مرز ایران به دلیل همراه داشتن کتابهای انقلابی، دستگیر و ۴ ماه زندانی شد. پس از آزادی از زندان و اخراج از ایران، به افغانستان بازگشت و در مدارس مزارشریف و چهارکنت، به انجام برنامههای تربیتی و دینی پرداخت.[۵]
فعالیتهای سیاسی و تحولات فکری
قبل از سازمان نصر
اولین فعالیتهای سیاسی عبدالعلی مزاری در قالب حزبی را میتوان مربوط به اوایل سال ۱۳۵۳، در حزب حسینی دانست. نقش مزاری در این حزب گرچه روشن نیست، اما اساسنامه حزب حسینی به روشنی نشانگر مبانی فکری او در آن روزهاست؛ ایجاد و برپایی حکومت اسلامی و مبارزه بر اساس مبانی اسلامی، از رویکردهای اصلی مزاری در حزب حسینی بوده است.
سازمان نصر افغانستان
سازمان نصر افغانستان از ائتلاف گروههایی همچون روحانیت نوین، گروه مستضعفین و حزب حسینی، پس از انقلاب اسلامی ایران و تشدید مبارزات مردم افغانستان در سال ۱۳۵۷ تشکیل شد و در فرردین ۱۳۵۸ اعلام موجودیت کرد و دفتر اصلی آن در ایران مستقر بود.[۶]
رهبری این سازمان جهادی، شورایی بود و اعضای آن اغلب از علمای شیعه مقیم قم، نجف و کابل بودند.[۷] سازمان نصر از قدیمیترین سازمانهای شیعه در افغانستان محسوب میشود و در هزارهجات، هرات و جنوب غربی افغانستان نفوذ زیادی داشت.[۸]
سازمان نصر از اندیشههای امام خمینی پیروی میکرد و عبدالعلی مزاری، محمدکریم خلیلی، میرحسین صادقی، عزیزالله شفق، یوسف واعظی، محمد ناطقی و... عضو شورای رهبری آن بودند.[۹]
سازمان نصر گرچه در ابتدا در راستای سازماندهی و احقاق حقوق همه مردم افغانستان و تشکیل جمهوری اسلامی مبارزه میکرد، اما به تدریج در میان شیعیان هزاره متمرکز شد و حتی گاه بر سر حفظ یا گسترش منطقه نفوذ خود، با دیگر سازمانها و احزاب مجاهد رقیب وارد درگیری میشد.[۱۰]
مزاری که در اردیبهشت ۱۳۵۷ و پس از کودتای کمونیستها، افغانستان را ترک کرده بود، در سال ۱۳۵۸ پس از شدت گرفتن جنبش مردم بر ضد کمونیستها و نیروهای شوروی، به افغانستان بازگشت و در چهارکنت مشغول سازماندهی مبارزه با نیروهای دولتی شد. در همان سال برای تامین امکانات و تسلیحات بار دیگر به ایران سفر کرد و در اواخر ۱۳۵۹ به افغانستان بازگشت و تا اوایل زمستان ۱۳۶۰ در کشور خود ماند و سپس به ایران رفت و تا سال ۱۳۶۵ در ایران ماند.
حزب وحدت اسلامی افغانستان
عبدالعلی مزاری اوایل ۱۳۶۵ به افغانستان بازگشت و در شرایطی که توانسته بود قدرت و نفوذ خود را به تدریج در سازمان نصر افزایش دهد و به برجستهترین رهبر سازمان تبدیل شود، تلاش فراوانی برای متحد کردن گروههای شیعی به کار بست.
از بهار ۱۳۶۷ که سازمان نصر و پاسداران جهاد اسلامی، منشور اتحاد را امضا کردند، تا تیر ۱۳۶۸ که احزاب شیعه ۱۳ ولایت شیعهنشین افغانستان به میثاق وحدت رسیدند و احزاب خود را منحل اعلام کردند، مقدمات برای تاسیس حزب وحدت اسلامی افغانستان فراهم شد و محمد اکبری به عنوان یک سال، به عنوان رییس شورای مرکزی حزب وحدت انتخاب شد.
نخستین کنگره حزب وحدت اسلامی افغانستان در سال ۱۳۷۰ در بامیان برگزار شد و عبدالعلی مزاری، رییس شورای مرکزی شد. آنچه در این دوره برای مزاری دارای اهمیت بود، احقاق حقوق هزارهها در برابر دیگر اقوام بود، و بر اساس این جهتگیری، بسیاری از عناصر غیرمذهبی و غیرشیعه از قبیل کمونیستها، لیبرالها و خانها وارد شورای مرکزی حزب شدند.[۱۱]
حزب وحدت اسلامی افغانستان، پس از رهبری مزاری به یکی از نیرومندترین احزاب مسلح افغانستان تبدیل شد و بامیان، ستاد مرکزی حزب و مرکز تصمیمگیریهای مهم سیاسی و نظامی شد.[۱۲]
به قدرت رسیدن مجاهدان در کابل
پس از آنکه مجاهدان در اردیبهشت ۱۳۷۱ توانستند دولت کمونیستی نجیبالله را ساقط کنند و حکومت کابل را در دست بگیرند، برخی از مناطق راهبردی کابل هم به دست نیروهای حزب وحدت اسلامی افتاد و مزاری نیز از بامیان به کابل رفت.
سقوط دولت نجیبالله و به قدرت رسیدن مجاهدان در حالی که تصور میشد پایانبخش درگیریهای خونین باشد، اما موجب آغاز دور جدیدی از درگیریها میان احزاب مختلف شد. احزابی مانند جمعیت اسلامی برهانالدین ربانی، شورای نظار احمد شاه مسعود، حزب وحدت اسلامی، و جنبش ملی اسلامی شمال با رهبری عبدالرشید دوستم، توانستند بر احزاب پشتون مانند حزب حکمتیار چیره شده و کابل را در دست بگیرند، اما به دلیل بیتجربگی و انحصارطلبی، به زودی با یکدیگر درافتادند و به فاصله چند ماه دوباره کشتارهای خونین در کابل به راه افتاد.
حزب وحدت اسلامی در آغاز با احمد شاه مسعود و ربانی متحد شد اما بلافاصله از آنها جدا شد و به حزب حکمتیار پیوست و پس از آن بود که مناطق شیعهنشین کابل زیر حملات نیروهای ربانی-مسعود، و همچنین اتحاد اسلامی سیاف که گروهی وهابی و پشتون بودند قرار گرفت.
حزب وحدت اسلامی که در ابتدا در راستای تلاش برای احقاق حق هزارهها تلاش میکرد، با پشت کردن به دولت ربانی و پیوستن به حکمتیار، در حقیقت با دشمن تاریخی هزارهها و مسبب ستمدیدگی و کشتار هزارهها در ۲۵۰ سال اخیر ائتلاف کرد.[۱۳] اقدامی که موجب اولین انشعاب در حزب وحدت شد و برخی ناراضیان از سیاستهای مزاری به رهبری محمد اکبری، از حزب وحدت اسلامی جدا شدند و به دولت ربانی پیوستند.[۱۴]
ظهور طالبان، سقوط مزاری
اختلافات میان احزاب مجاهدین به حدی بالا گرفت که وقتی در اسفند ۱۳۷۳، نیروهای طالبان که از افراطیترین نیروهای پشتون بودند، به دروازههای کابل رسیدند، احمد شاه مسعود و عبدالعلی مزاری به جای آنکه در برابر خطر طالبان در کنار هم قرار گیرند، تلاش کردند برای تحکیم قدرت خود با طالبان متحد شوند.
پس از آنکه نیروهای احمد شاه مسعود به مواضع حزب وحدت اسلامی در غرب کابل یورش بردند، مزاری به طالبان پیوست و موافقتنامهای با آنها امضا کرد. بر اساس این توافق، حزب وحدت سلاحهای سنگین خود را به طالبان واگذار میکرد و طالبان به عنوان نیروی حائل در مواضع حزب وحدت در غرب کابل مستقر میشدند. مزاری به توافق عمل کرد، اما طالبان به توافق پشت پا زد و در پی خلع سلاح و تصرف مناطق تحت تصرف حزب وحدت برآمدند. مزاری، برای مذاکره با طالبان به چاریکار رفت، اما محاسبات اشتباه او، به قیمت جانش تمام شد و به دست طالبان کشته شد.
خاکسپاری و پس از مرگ
هواداران مزاری، پیکر او را پس از تحویل گرفتن از طالبان، به مزارشریف بردند و در آنجا به خاک سپردند. او پس از مرگ در میان هزارهها چهرهای افسانهای یافت؛ چهرهای معصومگون و خطاناپذیر.[۱۵] مزاری به نماد مظلومیت، مقاومت و مبارزه هزارهها تبدیل شد و موج نیرومندی از احساسات مردم را برانگیخت و سرودههای بسیاری در رثای او گفته شد و برخی، سرودهها در رثای مزاری را از جهت حجم و کیفیت، در نوع خود کمنظیر و حتی بیسابقه دانسته و ادعا کردهاند که «در تاریخ معاصر و حتی شاید گذشته افغانستان، در سوگ هیچ شخصیتی، این اندازه شعر سروده نشده است.»[۱۶] شعرهایی که درباره مزاری سروده شده، بیش از آنکه مدح او باشد، ادامه شعر مقاومت و سخن گفتن از تبعیضها و نارواییها و همچنین یادآوری رنجهای هزارهها بوده است.
مزاری از نگاه دیگران
عبدالعلی مزاری از جمله چهرههایی است که نظرات بسیار متناقضی درباره او وجود دارد. برخی او را «رهبر شهید» و «بابه مزاری» میخوانند و مزاری را بزرگترین رهبر تاریخ معاصر هزارهها میدانند. برخی دیگر، معتقدند مزاری در برابر طالبان تسلیم شد و با تغییر قیافه، و لباس مبدل در حال فرار بود که توسط طالبان شناسایی و کشته شد. برخی دیگر او را فرماندهی برجسته، سیاستمداری میانمایه و دارای سطح علمیای متوسط معرفی کردهاند.
پانویس
منابع
- ↑ زندگينامه رهبر شهيد استاد مزاری، نشریه سراج، مرکز فرهنگی اجتماعی سراج، ۱۳۷۴.
- ↑ زندگينامه رهبر شهيد استاد مزاری، نشریه سراج، مرکز فرهنگی اجتماعی سراج، ۱۳۷۴.
- ↑ رهبر شهید استاد مزاری را چگونه میشناسیم؟، بصیر احمد دولتآبادی، سراج، سال سوم، شماره ۱۱، ص ۲۳۰
- ↑ زندگينامه رهبر شهيد استاد مزاری، نشریه سراج، مرکز فرهنگی اجتماعی سراج، ۱۳۷۴.
- ↑ زندگينامه رهبر شهيد استاد مزاری، نشریه سراج، مرکز فرهنگی اجتماعی سراج، ۱۳۷۴.
- ↑ بصیر احمد دولتآبادی، شناسنامه احزاب و جریانات سیاسی افغانستان، ص۳۰۰.
- ↑ محمدعزیز بختیاری، شیعیان افغانستان، ج۱، ص۲۰۵.
- ↑ سعید اربابشیرانی، افغانستان (مجموعه مقالات)، ص۳۲۷.
- ↑ دانشنامه ادب فارسی، ج۳، ص۹۳۸.
- ↑ دانشنامه ادب فارسی، ج۳، ص۹۳۸.
- ↑ پایگاه اطلاعرسانی پیام آفتاب، حزب وحدت اسلامی افغانستان.
- ↑ دانشنامه ادب فارسی، ج۳، ص۹۳۹.
- ↑ دانشنامه ادب فارسی، ج ۳، ص ۹۳۹.
- ↑ دانشنامه ادب فارسی، ج۳، ص۹۴۰.
- ↑ دانشنامه ادب فارسی، ج ۳، ص ۹۴۰.
- ↑ دانشنامه ادب فارسی، ج۳، ص۹۴۰.