سید عبدالله بهبهانی
| از رهبران نهضت مشروطیت ایران | |
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | سید عبدالله بن سید اسماعیل بن سید نصرالله بلادی |
| لقب | بهبهانی |
| نسب | از سادات بلادی و غُریفی |
| تاریخ تولد | حدود ۱۲۵۶ تا ۱۲۶۲ق |
| زادگاه | نجف |
| تاریخ وفات | ۸ رجب ۱۳۲۸ق |
| محل دفن | نجف، مقبره خانوادگی |
| شهر وفات | تهران |
| تاریخ شهادت | ۸ رجب ۱۳۲۸ق (۲۴ تیر ۱۲۸۹ش) |
| محل شهادت | تهران |
| خویشاوندان سرشناس | سید محمد بهبهانی (فرزند) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | سید حسین کوهکمری • شیخ راضی نجفی • سید محمدحسن شیرازی |
| محل تحصیل | نجف |
| تألیفات | ۲۵ رساله فقهی |
| فعالیتهای اجتماعی-سیاسی | |
| سیاسی | از رهبران نهضت مشروطیت ایران • همبستگی با سید محمد طباطبایی در مبارزه با استبداد • مشارکت در جنبش تأسیس عدالتخانه • نمایندگی اقلیتهای یهودی و ارمنی در مجلس اول • مخالفت با مواضع شیخ فضلالله نوری درباره مجلس • اعتراض به بهتوپبستن مجلس شورای ملی • اعتراض به اعدام شیخ فضلالله نوری |
| اجتماعی | تحصن در حرم عبدالعظیم حسنی • تشکیل «حوزه اسلامی» • تحصن در مسجد شاه • هجرت کبری به قم |
سید عبدالله بهبهانی (۱۲۵۶ـ۱۳۲۸ق) از مجتهدان و علمای طراز اول ساکن تهران و از رهبران نهضت مشروطیت ایران بود. به گزارش شرححالنگاران، سید عبدالله در نجف متولد شد و سال تولدش، ۱۲۵۶، ۱۲۵۷،[۱] ۱۲۶۰[۲] و ۱۲۶۲ق[۳] گزارش شده است. بهبهانی فرزند سید اسماعیل بن سید نصرالله بلادی و از نسل سید عبدالله بلادی غُریفی، از مجتهدان امامی بحرین، بود.[۴] خاندان او پس از مهاجرت به نجف، در عراق و ایران، از جمله بهبهان، سکونت یافتند.[۵] وی پس از تحصیل مقدمات در نجف، نزد سید حسین کوهکمری، راضی نجفی و میرزای شیرازی تحصیل کرد و به ایران بازگشت.[۶] پس از درگذشت پدرش، جانشین او در مناصب و نفوذ دینی شد.[۷] درباره جایگاه علمی و سیاسی وی اختلاف نظر است؛ برخی ارتباط با دولتمردان را عامل ورودش به سیاست دانستهاند[۸] و برخی بر جایگاه علمی و تألیف ۲۵ رساله فقهی تأکید کردهاند.[۹]
براساس منابع، بهبهانی در تحولات پیش از مشروطه و نهضت مشروطیت فعال بود.[۱۰] وی در ۱۳۰۹ق با تحریم تنباکو همراهی نکرد[۱۱] و پیش از ۱۳۲۳ق با صدراعظمی عینالدوله مخالفت کرد.[۱۲] در ۱۳۲۳ق در اعتراض به انتشار تصویر مسیو نوز با لباس روحانیان اعتراض کرد[۱۳] و با سید محمد طباطبایی، از رهبران جنبش مشروطه ایران. برای مبارزه با استبداد پیمان بست.[۱۴] در ۱۶ شوال همان سال نیز در اعتراض به گرانی قند و تنبیه تجار در حرم عبدالعظیم تحصن کرد که به موافقت شاه با تأسیس عدالتخانه انجامید.[۱۵]
در فاصله ۱۳۲۳ تا ۱۳۲۴ق، بهبهانی در تشکیل «حوزه اسلامی» برای مقابله با کارشکنی عینالدوله در تأسیس عدالتخانه مشارکت داشت.[۱۶] در ۲۰ جمادیالاول ۱۳۲۴ق نیز در مسجد شاه، در اعتراض به امتناع حکومت از تأسیس عدالتخانه، تحصن کرد.[۱۷] پس از عملی نشدن خواستههای علما، در ۲۳ جمادیالاولی ۱۳۲۴ق بههمراه گروهی از علما به قم مهاجرت کرد.[۱۸]
بهبهانی در فاصله ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۶ق در مجلس اول فعال بود و برای جلوگیری از تصویب قوانین مغایر با شریعت و حفظ جایگاه علما در امور قضایی تلاش کرد.[۱۹] در ۱۳۲۵ق از صدراعظمی امینالسلطان اتابک حمایت و با برخی مواضع شیخ فضلالله نوری درباره مجلس مخالفت کرد.[۲۰] در ۱۳۲۶ق پس از اعتراض به بهتوپبستن مجلس، ضربوشتم و به عتبات تبعید شد. وی پس از فتح تهران در ۱۳۲۷ق بازگشت و در ۱۳۲۸ق به اعدام شیخ فضلالله نوری اعتراض کرد.[۲۱]
به گزارش مورخان، بهبهانی پس از بازگشت از تبعید، با وجود نداشتن سمت رسمی، همچنان در مجلس و محافل سیاسی نفوذ داشت. در مجلس دوم، اعتدالیون بیشتر از او پیروی میکردند و دموکراتها در مخالفت با نفوذ وی، بر تدوین قوانین عرفی و جدایی سیاست از روحانیت تأکید داشتند.[۲۲] در پی این اختلافات، فتوایی علیه مواضع سیاسی سید حسن تقیزاده، از اعضای جریان دموکرات، از سوی آخوند خراسانی و عبدالله مازندرانی صادر شد که بهبهانی در صدور آن بیتأثیر دانسته شده است.
به گزارش منابع، بهبهانی در ۸ رجب ۱۳۲۸ق[۲۳] در خانه خود به دست چهار فرد مسلح به شهادت رسید.[۲۴] پس از آن، بازار تهران تعطیل شد و با دعوت فرزندش سید محمد بهبهانی از انتقامجویی جلوگیری شد.[۲۵] هویت قاتلان قطعی نشد، اما قتل بهبهانی به دموکراتها، نسبت داده شد.[۲۶]
پیکر بهبهانی پس از تشییعی گسترده در تهران، به نجف منتقل و در مقبره خانوادگی دفن شد.[۲۷]
پانویس
- ↑ آقابزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ۱۳۸۸ش، ج۱، قسم۳، ص۱۱۹۴.
- ↑ صفائی، رهبران مشروطه، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۷۳.
- ↑ بامداد، شرح حال رجال ایران، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۲۸۴؛ واعظ تبریزی، علمای معاصر، ۱۳۸۳ش، ص۳۴۶.
- ↑ آقابزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ۱۳۸۸ش، ج۱، قسم۳، ص۱۱۹۳.
- ↑ آقابزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ۱۳۸۸ش، ج۱، قسم۳، ص۱۱۹۳.
- ↑ آقابزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ۱۳۸۸ش، ج۱، قسم۳، ص۱۱۹۴؛ واعظ تبریزی، علمای معاصر، ۱۳۸۳ش، ص۳۴۶.
- ↑ اعتمادالسلطنه، المآثر و الآثار، ۱۳۶۳ش، ص۲۴۵ـ۲۴۶.
- ↑ اصفهانی کربلایی، تاریخ دخانیه، ۱۳۷۷ش، ص۱۳۴.
- ↑ آقابزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ۱۳۸۸ش، ج۱، قسم۳، ص۱۱۹۳.
- ↑ کسروی، تاریخ مشروطه ایران،۱۳۷۰ش، ص۳۷-۱۹۲.
- ↑ دولت آبادی، حیات یحیی، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۱۰۹.
- ↑ شمیم، ایران در دوره سلطنت قاجار، ۱۳۷۹ش، ص۴۳۳.
- ↑ مدنی، تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی ایران، ۱۳۶۵ش، ج۲، ص۱۰۶.
- ↑ کسروی، تاریخ مشروطه ایران، ۱۳۷۰ش، ص۴۸-۵۴.
- ↑ ملکزاده، تاریخ انقلاب مشروطیت، ۱۳۶۳ش، ص۲۶۶-۲۷۵.
- ↑ دولت آبادی، حیات یحیی، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۳۵ـ۳۶.
- ↑ ناظم الاسلام کرمانی، بخش ۱، ج۳، ص۴۰۴ـ۴۱۱؛ کسروی، تاریخ مشروطه ایران، ص۹۵ـ۱۰۱؛ دولت آبادی، حیات یحیی، تهران ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۶۸ـ۷۱
- ↑ تقوی مقدم، فراز و فرود مشروطه، ۱۳۸۴ش، ص۵۷.
- ↑ دولت آبادی، حیات یحیی، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۱۵۰و۲۰۵.
- ↑ کسروی، تاریخ مشروطه ایران، ۱۳۷۰ش، ص۲۵۵، ۲۸۶ـ۲۸۷.
- ↑ ترکمان، مکتوبات، اعلامیه و چند گزارش پیرامون نقش شهید شیخ فضلالله نوری، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۵۵۶.
- ↑ بهار، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، ۱۳۵۷ـ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۰۹.
- ↑ حائری، روزشمار قمری، ۱۳۸۱ش، ص۱۸۸؛ سفری، مشروطه سازان، ۱۳۷۰ش، ص۴۱۸.
- ↑ سفری، مشروطه سازان، ۱۳۷۰ش، ص۴۱۸.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: کسروی، تاریخ هجده ساله آذربایجان، ۱۳۵۵ش، ص۱۲۶ـ۱۳۲؛ شیخ الاسلامی، قتل اتابک، ۱۳۶۷ش، ص۲۶۴ـ۲۶۷.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: کسروی، تاریخ هجده ساله آذربایجان، ۱۳۵۵ش، ص۱۲۶ـ۱۳۲؛ شیخ الاسلامی، قتل اتابک، ۱۳۶۷ش، ص۲۶۴ـ۲۶۷.
- ↑ صفائی، رهبران مشروطه، ۱۳۶۳ش، ص۲۰۱.
منابع
- آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات أعلام الشیعة و هو نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، به تحقیق عبدالعزیز طباطبائی و محمد طباطبائی بهبهانی، مشهد، دار المرتضی للنشر، ۱۳۸۸ش.
- اصفهانی کربلایی، حسن بن علی، تاریخ دخانیه؛ تاریخ وقایع تحریم تنباکو، قم، چاپ رسول جعفریان، ۱۳۷۷ش.
- اعتمادالسلطنه، محمدحسن بن علی، المآثر و الا´ثار، در چهل سال تاریخ ایران، تهران، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۶۳ش.
- بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ هجری، تهران، بینا، ۱۳۶۳ش.
- بهار، محمدتقی، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، تهران، بینا، ۱۳۵۷ـ۱۳۶۳ش.
- ترکمان، محمد مکتوبات، اعلامیه و چند گزارش پیرامون نقش شهید شیخ فضلالله نوری، تهران، انتشارات رسا، ۱۳۶۲ش.
- تقوی مقدم، سیدمصطفی، فراز و فرود مشروطه، تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۳۸۴ش.
- دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، تهران، بینا، ۱۳۶۲ش.
- سفری، محمدعلی، مشروطه سازان، تهران، نشر علم، ۱۳۷۰ش.
- شمیم، علیاصغر، ایران در دوره سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمه اول قرن چهاردهم) تهران، انتشارات زریاب، ۱۳۷۹ش.
- شیخ الاسلامی، جواد، قتل اتابک، تهران، بینا، ۱۳۶۷ش.
- صفائی، ابراهیم، رهبران مشروطه، تهران، بینا، ۱۳۶۳ش.
- کسروی، احمد، تاریخ مشروطه ایران، چاپ شانزدهم، تهران، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۰ش.
- کسروی، احمد، تاریخ هجده ساله آذربایجان، تهران، بینا، ۱۳۵۵ش.
- مدنی، سیدجلالالدین، تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی ایران، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۵ش.
- ملکزاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۶۳ش.
- واعظ تبریزی، علی، علمای معاصر، تصحیح: عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، نوید اسلام، قم، ۱۳۸۳ش.