پرش به محتوا

حرم: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
imported>Salvand
استفاده از الگوی اسمال برای عکس‌نوشت
Ahmadnazem (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:تابلوفرش هفت شهر عشق.JPG|بندانگشتی|<small>تابلوفرش «هفت شهر عشق»، متعلق به موزه حرم امام رضا(ع)، که هفت حرم در آن طراحی شده است: [[مسجد الحرام]]، [[مسجد النبی]]، [[حرم امام علی]]، [[حرم امام حسین]]، [[حرم امام رضا]]، [[حرم کاظمین]] و [[حرم عسکریین]].</small>]]
[[پرونده:تابلوفرش هفت شهر عشق.JPG|بندانگشتی|<small>تابلوفرش «هفت شهر عشق»، متعلق به موزه حرم امام رضا(ع)، که هفت حرم در آن طراحی شده است: [[مسجد الحرام]]، [[مسجد النبی]]، [[حرم امام علی]]، [[حرم امام حسین]]، [[حرم امام رضا]]، [[حرم کاظمین]] و [[حرم عسکریین]].</small>]]
'''حَرَم'''، به گرداگرد مکان‌های مقدس گفته می‌شود که از حرمتی خاص برخوردار است و با آن همچون دیگر مکان‌ها رفتار نمی‌شود. مهمترین حرم مسلمانان، حرم [[مکه]] است که [[خانه خدا]] در آن قرار دارد. در رتبه بعد، حرم [[مدینه]] است که خانه و مدفن [[رسول الله]](ص) را دربرمی‌گیرد و در کنار حرم مکی، '''حرمین شریفین''' خوانده می‌شود.
'''حَرَم'''، به گرداگرد مکان‌های مقدس گفته می‌شود که از حرمتی خاص برخوردار است و با آن همچون دیگر مکان‌ها رفتار نمی‌شود. مهمترین حرم مسلمانان، [[حرم مکه]] است که [[خانه خدا]] در آن قرار دارد. در رتبه بعد، حرم [[مدینه]] است که خانه و مدفن [[رسول الله]](ص) را دربرمی‌گیرد و در کنار حرم مکی، '''حرمین شریفین''' خوانده می‌شود.


در معنایی توسعه‌یافته، حرم برای مدفن [[ائمه (ع)]] و حتی [[:رده:امامزادگان|امامزادگان]] و اولیاء هم به کار برده شده و از تعابیری چون [[حرم علوی]]، [[حرم رضوی]] و یا [[حرم عبدالعظیم حسنی]] استفاده شده است. حرم در عرف عامه [[شیعیان]] [[امامیه]]، به [[مسجد]] یا محوطه‌ای زیارتی اطلاق می‌شود که بر گراگرد مدفن ساخته شده است.
در معنایی توسعه‌یافته، حرم برای مدفن [[ائمه (ع)]] و حتی [[:رده:امامزادگان|امامزادگان]] و اولیاء هم به کار برده شده و از تعابیری چون [[حرم علوی]]، [[حرم رضوی]] و یا [[حرم عبدالعظیم حسنی]] استفاده شده است. حرم در عرف عامه [[شیعیان]] [[امامیه]]، به [[مسجد]] یا محوطه‌ای زیارتی اطلاق می‌شود که بر گراگرد مدفن ساخته شده است.

نسخهٔ ‏۶ مارس ۲۰۱۷، ساعت ۱۵:۱۶

تابلوفرش «هفت شهر عشق»، متعلق به موزه حرم امام رضا(ع)، که هفت حرم در آن طراحی شده است: مسجد الحرام، مسجد النبی، حرم امام علی، حرم امام حسین، حرم امام رضا، حرم کاظمین و حرم عسکریین.

حَرَم، به گرداگرد مکان‌های مقدس گفته می‌شود که از حرمتی خاص برخوردار است و با آن همچون دیگر مکان‌ها رفتار نمی‌شود. مهمترین حرم مسلمانان، حرم مکه است که خانه خدا در آن قرار دارد. در رتبه بعد، حرم مدینه است که خانه و مدفن رسول الله(ص) را دربرمی‌گیرد و در کنار حرم مکی، حرمین شریفین خوانده می‌شود.

در معنایی توسعه‌یافته، حرم برای مدفن ائمه (ع) و حتی امامزادگان و اولیاء هم به کار برده شده و از تعابیری چون حرم علوی، حرم رضوی و یا حرم عبدالعظیم حسنی استفاده شده است. حرم در عرف عامه شیعیان امامیه، به مسجد یا محوطه‌ای زیارتی اطلاق می‌شود که بر گراگرد مدفن ساخته شده است.

بنابر نظر مشهور فقهای شیعه، از احکام اختصاصی حرم مکی، حرم نبوی، مسجد کوفه و حائر حسینی، جواز و حتی استحباب کامل خواندن نماز مسافر در این اماکن است.

در لغت

واژه حرم از ریشه «ح رم» (به معنای ممنوع بودن)، گاهی به معنای اهل و عیال یک شخص یا محل اقامت‌شان است که آنها را از تعرض دیگران حفظ می‌کند[۱]. در متون اسلامی، این واژه بیشتر درباره مکانی گرداگرد اماکن مقدس به کار می‌رود که ورود و حضور در آنها آداب ویژه‌ای دارد. مثلا واژگان حرم یا حرم اللّه یا حرم مکی، معمولا به منطقه‌ای در حریم خانه کعبه تا محدوده‌ای معین اطلاق می‌شود[۲]. برخی، حرم نامیدن محدوده این اماکن را به دلیل محترم بودن آنها یا حرام‌ بودن عمل به برخی کارها در آنها دانسته‌اند[۳].

کاربرد

«حرم الرسول» یا «حرم نَبَوی»، درباره حرم پیامبر(ص) در مدینه به کار می‌رود. همچنین، ترکیب «حرمَین شریفَین» برای اشاره به دو حرم مکه و مدینه یا دو حرم نجف و کربلا یا دو حرم بیت المقدّس و الخلیل بسیار کاربرد دارد. گفتنی است در متون دینی، گاهی واژه حرم در معنایی بسته‌تر یعنی در خصوص مسجدالحرام یا مسجدالنبی، یا در مفهومی وسیع‌تر یعنی سرزمینی که مکه یا مدینه را دربرگرفته، به کار می‌رود.

بارگاه معصومان و امام‌زادگان

همچنین به‌کارگیری واژه حرم بر بارگاه امامان شیعه بسیار شایع است، مانند حائر حسینی درباره مرقد امام حسین(ع) و حرم رضوی درباره مرقد امام رضا(ع).[۴]

حرم‌های معصومان و امام‌زادگان معمولا از این بخش‌ها تشکیل شده‌اند:

  • مرقد
  • ضریح
  • بارگاه
  • رواق
  • صحن

حرم مکی

محدوده حرم مکی

حرم مکی، مهمترین و شاخص‌ترین مصداق حرم است. به شخص منسوب به این حرم، حِرْمی (اهل حرم) و به کسی که وارد منطقه حرم می‌شود و احرام می‌بندد، مُحرِم گفته می‌شود. محدوده بیرون از حرم را حِلّ نامیده‌اند[۵]. حرمت و قداست حرم مکه قدمتی طولانی دارد. بنابر حدیثی منقول از پیامبر اکرم(ص)، این منطقه از زمان خلقت آسمان‌ها و زمین حرم شده و بر پایه حدیثی دیگر، دَحْوُالارض (گسترش زمین) از حرم مکی صورت گرفته است[۶].

حرم نبوی

حرم نبوی. این مکان، حرم مهم دیگری است که بر پایه احادیث و فتاوای فقهی، آداب و احکام خاصی دارد. بنابر حدیثی، پیامبراکرم شفاعت اهل مدینه را در روز قیامت برعهده گرفته است.[۷] حنفیان به وجود حرم برای مدینه، به گونه‌ای که احکام خاصی داشته باشد، قائل نیستند.[۸] برخی فقهای معاصر شیعه نیز در حرم بودن مدینه، به گونه‌ای که در مورد مکه تعریف شده است، تردید دارند و این حدیث مشهور پیامبر اکرم را که حرم مدینه به شخص ایشان و حرم مکه به حضرت ابراهیم منتسب است،[۹] به معنای لزوم حفظ حرمت نسبی این شهر یا حرمت مرقد مطهر آن حضرت تفسیر کرده‌اند. این فقها، برای احتیاط، برخی احکامِ حرم را برای مدینه قائل شده‌اند.[۱۰]. برخی مالکیان و شافعیان، از جمله مالک بن انس، با استناد به احادیث مذکور و نیز از آن رو که مدینه موطن مهاجران و محل استقرار صحابیان بوده است، حرم نبوی را از حرم مکی برتر شمرده‌اند،[۱۱] ولی بیشتر فقها، جز مرقد حضرت رسول که برترین بقعه عالم معرفی شده است، حرم مکی را برتر شمرده‌اند.[۱۲]

حدود حرم نبوی

در برخی احادیث، حدود حرم نبوی به اندازه یک بَرید از هر چهار طرف معرفی شده است.[۱۳] طبق حدیثی دیگر ـ که هم شیعه و هم اهل سنّت نقل کرده‌اند ـ حرم نبوی میان دو زمینِ پوشیده از سنگ سیاه (ما بَینَ لابَتَیها)، در مشرق و مغرب مدینه، قرار دارد.[۱۴] فقهای شیعه حدود حرم نبوی را طبق احادیث، از کوه عَیر (یا عایر) تا کوه وَعیر دانسته‌اند،[۱۵] اما برخی از فقهای اهل سنّت، به استنادِ احادیثی دیگر، مرز این حرم را از کوه عیر تا کوه ثور، که دوازده میل می‌شود، معرفی کرده‌اند. آنان عیر را در میقات و ثور را در پشت کوه احد دانسته‌اند.[۱۶] برخی دیگر، با توجه به وجود کوه ثور در مکه، به توجیه احادیث مذکور پرداخته و از جمله احتمال داده‌اند که راویان به اشتباه به جای اُحد، ثور را ذکر کرده‌اند یا نام پیشین احد، ثور بوده است.[۱۷] همچنین ممکن است مراد پیامبر اکرم فاصله‌ای معادل فاصله دو کوه عیر و ثور در مکه بوده یا خود حضرت مجازآ دو کوه موجود در مدینه را عیر و ثور نامیده است.[۱۸]

آداب و احکام حرم نبوی

مهم‌ترین آداب و احکام حرم نبوی عبارت‌اند از: استحباب ورود با غسل به حرم نبوی؛

  1. استحباب مجاورت در مدینه.
  2. استحباب روزه گرفتن در برخی ایام هفته.
  3. حرمت آسیب رساندن به گیاهان و قطع درختان، به ویژه نهال درختان، مگر برای تغذیه چهارپایان.
  4. حرمت شکار کردن حیوانات.[۱۹]

برخی فقهای متقدم اهل سنّت برای ارتکاب پاره‌ای از محرّمات حرم نبوی مجازات ذکر کرده‌اند.[۲۰]


حرم امام حسین(ع)

حرم امام حسین(ع) نزد شیعیان بسیار مقدّس است. فقها درباره محدوده این حرم ـ که دارای احکام فقهی خاصی نیز هست آرای گوناگونی دارند، از جمله محدوده مدفن آن حضرت و خاندان و یاران او جز حضرت عباس(ع)،[۲۱] تمام شهر کربلا،[۲۲] و روضه مقدّس امام حسین[۲۳] را جزو این محدوده دانسته‌اند.

در حدیثی منقول از حضرت علی(ع)، کوفه حرم او خوانده شده است.[۲۴]

احکام خاص حرمین، مسجد کوفه و حائر حسینی

از احکام اختصاصی حرم مکی، حرم نبوی، مسجد کوفه و حائر حسینی به نظر مشهور فقهای شیعه، جواز و حتی استحبابِ خواندن نماز به صورت کامل (تمام) برای مسافر است، هرچند که خواندن نماز شکسته (قَصر) نیز برای او جایز است.[۲۵] فقها این اقوال را حاصل جمع احادیثی می‌دانند که بر تخییر میان قصر و اتمام در مکانهای چهارگانه دلالت دارند و احادیثی که دالّ بر مطلوب بودن اتمام نمازند.[۲۶] در احادیث مذکور، تعبیراتی مانند «حرمین شریفین»، «مکه و مدینه» و «مسجدَین» آمده است[۲۷] و از این رو، برخی فقها تنها در خود مسجدالحرام و مسجدالنبی حکم مذکور را جاری می‌دانند، نه در تمام قلمرو حرم مکی و حرم نبوی.[۲۸]

ابن بابویه[۲۹] به وجوب قصر در این اماکن قائل شده و آنها را واجد هیچ امتیازی ندانسته است. ظاهرآ این نظر مستند به ادله عامِ وجوب قصر نماز برای مسافر و نیز احادیثی است که در اماکن چهارگانه نماز قصر را واجب شمرده است،[۳۰] ولی سایر فقها با حمل این احادیث بر تقیه[۳۱] و با استناد بر ادله دیگر این نظر را نپذیرفته‌اند.[۳۲] شماری از فقها نیز، از باب احتیاط، به شکسته خواندن نماز در این چهار حرم نظر داده‌اند.[۳۳]

برخی فقهای متقدم، از جمله ابن جنید اسکافی[۳۴] و علم الهدی،[۳۵] به وجوب خواندن نماز تمام برای مسافر در این چهار مکان و حتی حرم همه امامان شیعه(ع) نظر داده‌اند.[۳۶] ابن ادریس حلّی، علاوه بر حرم مکه و مدینه، تنها در حائر حسینی قائل به شمول این حکم شده است. فقهای شیعه این بحث را نیز مطرح کرده‌اند که آیا حکم تخییری مذکور تنها مسجد کوفه و حائر حسینی را دربرمی گیرد یا شامل تمام شهر کوفه و کربلا می‌شود.[۳۷] حنفیان ـ که مانند فقهای امامی به وجوب شکسته خواندن نماز به هنگام مسافرت قائل‌اند ـ خواندن نماز کامل را در حرم مکی پیروی از پیامبر اکرم شمرده و به سبب مضاعف بودن پاداش کارها در حرم، آن را بهتر از خواندن نماز شکسته دانسته‌اند.[۳۸]

احکام و آداب دیگر

احکام و آداب دیگری نیز در منابع فقهی شیعه برای این حرمها و حرم امامان شیعه (مشاهد مشرّفه) ذکر شده است، مانند:

  1. حرمت ورود جُنُب و حائض به این مکانها[۳۹].
  2. حرمت نجس کردن آنها و وجوب رفع نجاست از آنها.[۴۰]
  3. استحباب غسل پیش از ورود به این اماکن، مکروه بودن انتقال مردگان برای دفن به سرزمین دیگر، مگر به این مکانها.[۴۱]
  4. ممنوع بودن اجرای حد و قصاص در این حرمها.[۴۲]

پانویس

الگوی پانویس غیرفعال شده است. لطفا از الگوی پانوشت استفاده شود


منابع

  • قرآن.
  • آقابزرگ طهرانی، الذریعه.
  • ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث والاثر، چاپ محمود محمد طناحی و طاهر احمد زاوی، بیروت، ۱۳۸۳/۱۹۶۳، افست قم ۱۳۶۴ش.
  • ابن ادریس حلّی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم، ۱۴۱۰ـ۱۴۱۱.
  • ابن جنید اسکافی، مجموعة فتاوی ابن الجنید، تألیف علی پناه اشتهاردی، قم: مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۶.
  • ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، ۱۴۱۲/۱۹۹۲ق.
  • ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییزالصحابة، چاپ علی محمد بجاوی، بیروت، ۱۴۱۲/۱۹۹۲ق.
  • ابن حنبل، مسند احمد، استانبول، ۱۴۰۲/۱۹۸۲ق.
  • ابن دهیش، عبدالملک بن عبداللّه، الحرم المکی الشریف و الاعلام المحیطة به، مکه، ۱۴۱۵/ ۱۹۹۵.
  • ابن رشد، بدایةالمجتهد و نهایة المقتصد، چاپ طه عبدالرؤوف سعد، بیروت، ۱۴۰۹/۱۹۸۹ق.
  • ابن سعید، الجامع للشرائع، قم، ۱۴۰۵ق.
  • ابن ظهیره، الجامع اللطیف فی فضل مکة و اهلها و بناءالبیت الشریف، مکه، ۱۳۹۲/۱۹۷۲.
  • ابن عابدین، ردّالمحتار علی الدرّالمختار، چاپ سنگی مصر، ۱۲۷۱ـ۱۲۷۲، چاپ افست بیروت، ۱۴۰۷/۱۹۸۷ق.
  • ابن فهد، اتحاف الوری باخبار ام القری، چاپ فهیم محمد شلتوت، مکه، (۱۹۸۳ـ? ۱۹۸۴).
  • ابن قدامه، المغنی، بیروت: دارالکتاب العربی، [بی‌تا].
  • ابن منظور، لسان العرب.
  • ابن هشام، السیرةالنبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، (بیروت): دار ابن کثیر، [بی‌تا].
  • ازرقی، محمدبن عبداللّه، اخبار مکة و ما جاء فیها من الآثار، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت، ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، چاپ افست قم، ۱۳۶۹ش.
  • اسدی مکی، احمدبن محمد، اخبار الکرام باخبار المسجد الحرام، چاپ حافظ غلام مصطفی، بنارس، ۱۳۹۶/۱۹۷۶.
  • بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة فی احکام العترةالطاهرة، قم، ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ش.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، (چاپ محمد ذهنی افندی)، استانبول، ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
  • بروجردی، مرتضی، مستندالعروة الوثقی: تقریرات درس آیت اللّه خویی، ج ۸، (قم)، ۱۳۶۷ش.
  • بغدادی، اسماعیل، هدیةالعارفین، ج۲، در حاجی خلیفه، ج۶.
  • بهجت، محمدتقی، جامع المسائل، قم، ۱۳۷۸ش.
  • بهوتی حنبلی، منصور بن یونس، کشّاف القناع عن متن الاقناع، چاپ محمدحسن شافعی، بیروت، ۱۴۱۸/۱۹۹۷ق.
  • جبرتی، عبدالرحمان، تاریخ عجائب الآثار فی التراجم و الاخبار، بیروت: دارالجیل، [بی‌تا].
  • جصاص، احمدبن علی، احکام القرآن، چاپ عبدالسلام محمدعلی شاهین، بیروت، ۱۴۱۵/ ۱۹۹۴.
  • جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت، [بی‌تا]، چاپ افست تهران، ۱۳۶۸ش.
  • حر عاملی، وسائل الشيعه.
  • حَطّاب، محمدبن محمد، مواهب الجلیل لشرح مختصر خلیل، چاپ زکریا عمیرات، بیروت، ۱۴۱۶/۱۹۹۵.
  • حکیم، محسن، دلیل الناسک، چاپ محمد قاضی طباطبایی، [بی‌جا]: مؤسسةالمنار، [بی‌تا].
  • حکیم، محسن، مستمسک العروة الوثقی، چاپ افست قم، ۱۴۰۴.
  • حلی، حسن بن یوسف (علامه)، تحریر الاحکام الشرعیة علی مذهب الامامیة، چاپ ابراهیم بهادری، قم، ۱۴۲۰ـ۱۴۲۲.
  • حلی، حسن بن یوسف (علامه)، تذکرةالفقهاء، قم، ۱۴۱۴.
  • حلی، حسن بن یوسف (علامه)، مختلف الشیعة فی احکام الشریعة، قم، ۱۴۱۲ـ۱۴۲۰.
  • خطیب شربینی، محمد بن احمد، مغنی المحتاج الی معرفة معانی الفاظ المنهاج، مع تعلیقات جوبلی بن ابراهیم شافعی، بیروت: دارالفکر، [بی‌تا].
  • خلخالی، رضا، معتمد العروة الوثقی، محاضرات آیت اللّه خویی، قم، ۱۴۰۵ـ۱۴۱۰.
  • خویی، ابوالقاسم، مبانی تکملةالمنهاج، قم، ۱۳۹۶.
  • دسوقی، محمدبن احمد، حاشیة الدسوقی علی الشرح الکبیر، (بیروت): داراحیاء الکتب العربیة، [بی‌تا].
  • رفعت باشا، ابراهیم، مرآةالحرمین او الرحلات الحجازیة و الحج و مشاعره الدینیة، بیروت: دارالمعرفة، [بی‌تا].
  • روحانی، محمدصادق، فقه الصادق، قم، ۱۴۱۲ـ۱۴۱۴.
  • زبیدی، محمد بن محمد، تاج العروس من جواهرالقاموس، چاپ علی شیری، بیروت، ۱۴۱۴/ ۱۹۹۴.
  • زحیلی، وهبه مصطفی، الفقه الاسلامی و ادلّته، دمشق، ۱۴۰۴/ ۱۹۸۴.
  • زرکشی، محمد بن بهادر، اعلام الساجد باحکام المساجد، چاپ ابوالوفا مصطفی مراغی، قاهره، ۱۴۱۰/۱۹۸۹ق.
  • زرکشی، محمد بن بهادر، البرهان فی علوم القرآن، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، بیروت، ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
  • سیوطی.
  • شافعی، محمد بن ادریس، الاُمّ، چاپ محمد زهری نجار، بیروت، بی‌تا.
  • شریف رضی، محمد بن حسین، حقائق التأویل فی متشابه التنزیل، چاپ محمدرضا آل کاشف الغطاء، بیروت، [بی‌تا]، چاپ افست قم، [بی‌تا].
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، المُقْنِعَة، قم، ۱۴۱۰.
  • صدوق، علی بن محمد، المُقنِع، قم، ۱۴۱۵.
  • صدوق، علی بن محمد، مَن لایحضُرُه الفقیه، چاپ علی اکبر غفاری، قم، ۱۴۰۴.
  • طباطبایی یزدی، محمدکاظم بن عبدالعظیم، العروة الوثقی، بیروت، ۱۴۰۹.
  • طباطبایی، المیزان.
  • طبرسی.
  • طبری، احمدبن عبداللّه، القری لقاصد ام القری، چاپ مصطفی سقا، بیروت، [بی‌تا].
  • طبری، محمدبن جریر، جامع.
  • طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیرالقرآن، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت، [بی‌تا].
  • طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیة، ج ۱ـ۲، چاپ محمدتقی کشفی، تهران، ۱۳۸۷.
  • طوسی، محمد بن حسن، النهایة فی مجردالفقه و الفتاوی، بیروت، ۱۴۰۰/ ۱۹۸۰.
  • طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، چاپ علی اکبر غفاری، تهران، ۱۳۷۶ش.
  • طوسی، محمد بن حسن، کتاب الخلاف، قم، ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷.
  • عاملی، زین الدین بن علی (شهید ثانی)، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، چاپ محمد کلانتر، بیروت، ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.
  • علم الهدی، علی بن حسین، رسائل الشریف المرتضی، چاپ مهدی رجائی، رساله: ۳۰ جمل العلم و العمل، قم، ۱۴۰۵ـ۱۴۱۰.
  • فاسی، محمد بن احمد، شِفاءالغَرام باخبار البلد الحرام، چاپ ایمن فؤاد سید و مصطفی محمد ذهبی، مکه، ۱۹۹۹.
  • فاکهی، محمدبن اسحاق، اخبار مکة فی قدیم الدهر و حدیثه، چاپ عبدالملک بن عبداللّه بن دهیش، بیروت، ۱۴۱۹/ ۱۹۹۸.
  • فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم، ۱۴۰۵ق.
  • قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، بیروت: دارالفکر، بی‌تا.
  • کاسانی، ابوبکر بن مسعود، بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، چاپ محمد عدنان بن یاسین درویش، بیروت، ۱۴۱۹/۱۹۹۸.
  • کاشف الغطاء، جعفر بن خضر، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، اصفهان: انتشارات مهدوی، [بی‌تا].
  • کردی، محمدطاهر، التاریخ القویم لمکة و بیت اللّه الکریم، بیروت، ۱۴۲۰/۲۰۰۰.
  • کلیدار، عبدالحسین، بغیةالنبلاء فی تاریخ کربلاء، چاپ عادل کلیدار، بغداد، ۱۹۶۶.
  • کلینی.
  • گلپایگانی، محمدرضا، مناسک الحج، قم، ۱۴۱۳.
  • ماوردی، علی بن محمد، الاحکام السلطانیة و الولایات الدینیة، بغداد، ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹.
  • مجلسی.
  • محمدبن مکی (شهید اول)، الدروس الشرعیة فی فقه الامامیة، قم، ۱۴۱۲ـ۱۴۱۴.
  • مرعشی، اسماعیل حسینی، اِجماعیات فقه الشیعة و اَحْوَطُ الاَقوال من احکام الشریعة، ج۱، (قم)، ۱۴۱۹.
  • مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی، استانبول، ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
  • مطر، فوزیه حسین، تاریخ عمارةالحرم المکی الشریف الی نهایة العصر العباسی الاول، جده، ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
  • مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدةالبیان فی احکام القرآن، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران، [بی‌تا].
  • مقدس اردبیلی، احمدبن محمد، مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشادالاذهان، چاپ مجتبی عراقی، علی پناه اشتهاردی و حسین یزدی اصفهانی، ج۳، قم، ۱۳۶۲ش.
  • منهاجی اسیوطی، محمد بن احمد، جواهرالعقود و معین القضاة و المُوَقِعین و الشهود، چاپ مسعد عبدالحمید محمد سعدنی، بیروت، ۱۴۱۷/ ۱۹۹۶.
  • موسوی عاملی، محمد بن علی، مدارک الاحکام فی شرح شرائع الاسلام، قم، ۱۴۱۰.
  • میرزای قمی، ابوالقاسم بن محمدحسن، جامع الشتات، چاپ مرتضی رضوی، تهران، ۱۳۷۱ش.
  • نجفی، محمدحسن بن باقر، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت، ۱۹۸۱.
  • نراقی، احمد بن محمدمهدی، مستند الشیعة فی احکام الشریعة، قم، ج ۲، ۱۴۱۵، ج ۸، ۱۴۱۶، ج ۱۳، ۱۴۱۷.
  • نووی، یحیی بن شرف، المجموع: شرح المُهَذّب، بیروت: دارالفکر، [بی‌تا].
  • هیثمی، علی بن ابوبکر، کشف الاستار عن زوائد البزار علی الکتب الستة، ج ۲، چاپ حبیب الرحمان اعظمی، بیروت، ۱۴۰۴/ ۱۹۸۴.
  • هیثمی، علی بن ابوبکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت، ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
  • یاقوت حموی.
  • یعقوبی، تاریخ.


پیوند به بیرون

  1. ابن اثیر، النهایه، ذیل «دعمص»، ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه؛ جبرتی، تاریخ عجائب الآثار، ج۲، ص۱۴۳.
  2. جوهری، الصحاح؛ زبیدی، تاج العروس، ذیل واژه.
  3. کردی، التاریخ القویم، ج۱، جزء۱، ص۱۰۱؛ بروجردی، مستند العروة الوثقی، ج۸، ص۴۲۳.
  4. منهاجی اسیوطی، جواهر العقود، ج۲، ص۴۷۴؛ بحرانی، الحدائق الناضره، ج۷، ص۳۱۷ـ۳۱۸، ج۱۱، ص۴۵۵؛ بغدادی، هدیة العارفین، ج۲، ستون ۵۴۱؛ آقابزرگ طهرانی، ج۶، ص۱۹۴، ج۸، ص۲۲۴، ج۲۱، ص۲۹۹.
  5. فراهیدی، کتاب العین؛ ابن اثیر، النهایه؛ ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه.
  6. فاکهی، اخبار مکه، ج۲، ص۲۷۰؛ صدوق، مَن لایحضُرُه الفقیه، ج۲، ص۲۴۱؛ حرّ عاملی، ج۱۳، ص۲۴۱ـ ۲۴۲.
  7. ابن حنبل، مسند احمد، ج۶، ص۳۷۰؛مسلم بن حجاج، ج ۴، ص۱۱۳
  8. ابن عابدین، ردّالمحتار علی الدرّالمختار، ج۲، ص۲۵۶؛رفعت باشا، ج ۱، ص۴۴۷
  9. بخاری، ج ۵، ص۴۰؛مسلم بن حجاج، ج ۴، ص۱۱۳
  10. حکیم، دلیل الناسک، ص۴۹۳؛خلخالی، ج ۵، ص۵۱۳
  11. ابن عابدین، ردّالمحتار علی الدرّالمختار، ج۲، ص۶۸۸
  12. طوسی،الخلاف، ج ۲، ص۴۵۱ـ ۴۵۲؛ابن عابدین، ردّالمحتار علی الدرّالمختار، ج۲، ص۲۵۶؛زحیلی، ج ۳، ص۳۲۳
  13. طوسی، تهذیب، ج ۶، ص۱۳؛نووی، ج ۷، ص۴۸۹؛هیثمی، ۱۴۰۴، ج ۲، ص۵۴
  14. کلینی، ج ۴، ص۵۶۴؛نووی، ج ۷، ص۴۸۷؛احمدبن عبداللّه طبری، ص۶۷۰ـ۶۷۱
  15. حلّی، ج ۱، ص۶۵۱؛بحرانی، ج ۱۱، ص۳۰۲؛نجفی، ج۲۰، ص۷۵ـ۷۶؛خلخالی، ج ۵، ص۵۱۲
  16. ابن قدامه، المغنی، ج۳، ص۳۷۶؛خطیب شربینی، ج ۱، ص۵۲۹؛ بهوتی حنبلی، ج ۲، ص۵۵۱
  17. نووی، ج ۷، ص۴۸۶
  18. ابن قدامه، المغنی، ج۳، ص۳۷۰
  19. ابن ادریس حلّی، السرائر، ج۱، ص۶۵۱ـ۶۵۲؛زرکشی، ۱۴۱۰، ص۲۴۳ـ۲۴۵، ۲۶۱؛گلپایگانی، ص۱۸۷، ۲۱۰؛زحیلی، ج ۳، ص۳۳۵ـ ۳۳۶
  20. احمدبن عبداللّه طبری، ص۶۷۵ـ۶۷۶
  21. شیخ مفید، ص۱۲۶؛ابن ادریس حلّی، السرائر، ج۱، ص۳۴۲
  22. ابن سعید، الجامع للشرائع، ص۹۳.
  23. بحرانی، ج ۱۱، ص۴۶۳؛ نراقی، ج ۸، ص۳۱۶؛ حکیم، مستمسک العروة، ج۸، ص۱۸۸.
  24. کلینی، ج۴، ص۵۶۳
  25. طوسی، النهایة فی مجردالفقه و الفتاوی، ص۱۲۴؛علامه حلّی، مختلف الشیعة فی احکام الشریعة، ج ۱، ص۳۳۳؛شهیدثانی، ج ۱، ص۷۸۷ـ ۷۸۸؛حسینی مرعشی، ج ۱، ص۴۵۳
  26. کلینی، ج ۴، ص۵۲۴؛ طوسی، ۱۳۷۶ش، ج ۵، ص۴۷۰ـ۴۷۵
  27. بحرانی، ج ۱۱، ص۴۵۶ـ ۴۵۹
  28. علامه حلّی، مختلف الشیعة فی احکام الشریعة، ج ۳، ص۱۳۲؛شهیدثانی، ج ۱، ص۷۸۷؛بروجردی، ج ۸، ص۴۱۱ـ۴۱۴
  29. ابن بابویه، المقنع، ص۲۶۲
  30. نراقی، ج ۸، ص۳۰۹
  31. بحرانی، ج ۲، ص۴۴۱، ۴۴۸، ۴۵۲؛نراقی، ج ۸، ص۳۱۰؛بروجردی، ج ۸، ص۴۰۶ـ ۴۱۰
  32. مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان، ج ۳، ص۴۲۴ـ۴۲۵؛بحرانی، ج ۱۱، ص۴۴۰ـ۴۴۲؛نجفی، ج ۱۴، ص۳۳۶
  33. موسوی عاملی، ج ۴، ص۴۶۸؛میرزای قمی، ج ۱، ص۷۳؛نجفی، ج ۱۴، ص۳۳۷؛بهجت، ص۵۹۹
  34. ابن جنید، مجموعة فتاوی، ص۸۹ـ۹۰.
  35. علم الهدی، رسائل الشریف المرتضی،ج ۳، ص۴۷
  36. بحرانی، ج ۱۱، ص۴۳۸، ۴۶۵؛بروجردی، ج ۸، ص۴۲۰ـ۴۲۱
  37. بروجردی، ج ۸، ص۴۱۴ـ۴۲۰؛روحانی، ج ۶، ص۴۲۷ـ۴۲۸
  38. کاسانی، بدائع الصنائع، ج۱، ص۹۱ـ۹۲؛ابن قدامه، المغنی، ج۲، ص۱۰۷.
  39. موسوی عاملی، ج ۱، ص۲۸۲؛قس نراقی، ج ۲، ص۲۹۲
  40. طباطبایی یزدی، ج ۱، ص۸۹ـ۹۰
  41. موسوی عاملی، ج ۲، ص۱۵۲؛طباطبایی یزدی، ج ۱، ص۴۴۷
  42. ابن ادریس حلّی، السرائر، ج۳، ص۳۶۳ـ۳۶۴؛ قس خویی، ج ۲، ص۱۸۴ـ۱۸۵