حب و بغض
حُب و بُغض در حوزه الهیات اسلامی به معنای گرایش قلبی عمیق به سمت خداوند و اولیاء او، یا تنفر و بیزاری از آنها و همچنین رابطه متقابل این احساسات بین خداوند و بندگان است. به گفته مفسران، قرآن کریم به رابطه محبتآمیز بین خدا و بندگانش اشاره دارد؛ بهطوریکه طریحی، از مفسران و محدثان شیعه در قرن یازدهم قمری، حب خدا به بنده را احسان ویژه و جلوهای از صفات فعل الهی میداند که با رحمت، توفیق در طاعت، هدایت، بخشش گناهان و اعطای پاداش نمود مییابد، و «بغض خدا» را به معنای دوری رحمت از انسان تفسیر میکند.
احادیث نیز حب و بغض را جزئی جداییناپذیر از ایمان دانستهاند، بهطوری که امام صادق(ع) دین را چیزی جز حب و بغض ندانسته و پیامبر(ص) نیز حب و بغض در راه خدا را محکمترین دستگیره ایمان معرفی کردهاند؛ غزالی، از فیلسوفان ایرانی در قرن پنجم و ششم قمری، حب الهی را بالاترین مقام انسانی میداند که مقامات دیگر (مانند توبه، صبر، زهد) مقدمه آن و مقامات معنوی (مانند شوق، انس، رضا) میوههای آن هستند. او معتقد است سعادت اخروی متناسب با میزان محبت به خداوند در دنیاست. براساس احادیث، غزالی لزوم داشتن دشمن در راه خدا را نیز نتیجه گرفته است تا انسان نسبت به او بغض ورزد و در کنار آن، دوستانی داشته باشد که آنها را دوست بدارد.
حب در الهیات اسلامی به دو دسته ممدوح (ستودنی) و مذموم (نکوهیده) تقسیم میشود؛ حب ممدوح شامل محبت به خدا، اولیاء او و هر آنچه انسان را به خدا نزدیک میکند، و حب مذموم دوست داشتن چیزهای مورد تنفر خداوند یا عواملی است که محبت خدا را در دل کاهش میدهند. محبت به اهل بیت(ع) از مصادیق بارز حب ممدوح است که ثمراتی چون گشایش رحمت الهی، آمرزش گناهان، رسیدن به شفاعت و قرار گرفتن در درجات بالای بهشت را بههمراه دارد .
مفهومشناسی
حب، گرایش به سوی چیزی لذتبخش است که باعث وابستگی خاصی بین انسان و کمالش میشود و اگر شدید شود، عشق نام دارد.[۱] این احساس براساس شناخت زیبایی یا احسان محبوب پدیدار شده[۲] و نیازهای مادی و معنوی انسان را برطرف میکند.[۳] برخى واژههاى هممعنا با حب عبارتاند از: وُدّ ( دوستی و علاقه قلبی)،[۴] خُلَّت (دوستی صمیمی و عمیق)،[۵] اُلفت (احساس نزدیکی و آشنایی و راحتی )،[۶] وَلایة (دوستی، محبت، سرپرستی)،[۷] علاقة (دلبستگی)[۸] و هوى (خواسته دل).[۹]
بغض، حالتی از نفرت نسبت به چیزی آزاردهنده و مخالف طبع است که اگر شدید شود، به شکل «بیزاری» (مقت) و «کینه» (بغضاء) درمیآید[۱۰] و بدون وجود محبوب، بغضی نیز نخواهد بود.[۱۱] برخى واژههاى هممعنا با بغض عبارتاند از: قَلى (تنفر شدید)،[۱۲] شَنَآن (دشمنی، کینه و بیزاری)،[۱۳] فِرْک (جدایی)،[۱۴] و کراهت (ناخوشایند).[۱۵]

حب و بغض در قرآن و روایات
به گفته قرآنپژوهان، در قرآن کریم، مشتقات واژه «حب» ۸۲ بار و واژه «بغض» ۵ بار به کار رفته است.[۱۶] در برخی آیات،[۱۷] به رابطه محبتآمیز بین خدا و بندگانش اشاره شده است.[۱۸] طریحی، «حب خدا به بنده» را احسان ویژه الهی و جلوهای از صفات فعل خداوند میداند. به باور او، این محبت به معنای گسترش رحمت الهی بر بنده، گرایش بنده به سوی خدا، و در مقابل، «بغض خدا» به معنای دوری رحمت الهی از انسان است. خداوند محبت خود را از طریق اعطای توفیق در طاعت و عبادت، هدایت به دین، زدودن حجاب از قلب،[۱۹] بخشش گناهان[۲۰] و اعطای پاداش[۲۱] به بندگانش نشان میدهد.
در حدیثی از امام صادق(ع) پرسیده شد که آیا حب و بغض جزئی از ایمان هستند؟ ایشان در پاسخ فرمودند: «آیا دین (ایمان) چیزی جز حب و بغض است؟»[۲۲] همچنین، رسول اکرم(ص) بغض و حب در راه خدا، و دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان او را محکمترین دستگیره ایمان دانستهاند.[۲۳] غزالی با استناد به این احادیث نتیجه گرفته است که لازم است انسان در راه خدا، دشمنانی داشته باشد که نسبت به آنها بغض ورزد و دوستانی که آنها را دوست بدارد.[۲۴]
حب الهی در کلام غزالی
غزالی حب الهی را بالاترین مقام انسانی میداند که مقاماتی مانند توبه، صبر و زهد مقدمه آن هستند و مقاماتی مانند شوق، انس و رضا، میوههای آن محسوب میشوند.[۵۴] به باور غزالی، سعادتمندترین افراد در آخرت، کسانی هستند که در دنیا بیشترین محبت را به خداوند داشتهاند، زیرا میزان لذت در آخرت متناسب با میزان حب به خداست.[۵۵]
غزالی حب انسان به غیر خدا را (اگر ارتباطی با حب الهی نداشته باشد) ناشی از جهل و ندانستن خدا میداند. اما حب پیامبر(ص)، دانشمندان و پرهیزکاران را که ریشه در حب خدا دارد، پسندیده میشمارد.[۵۶]
غزالی اسباب و عوامل پنجگانه حب را در انسان برمیشمرد و شرح میدهد که چگونه هر یک از این عوامل به حب الهى منجر میشود:
- حب ذات: انسان به دلیل اینکه خداوند خالق و منشأ وجود، کمال، دوام و بقای اوست، خداوند را دوست دارد.
- حب به احسانکننده: انسان به دلیل احسان خداوند (آفرینش و نعمتهای بیشمار)، او را دوست دارد.
- حب به نیکوکاران: خداوند نیکوکار و محسن به همه موجودات است، لذا انسان او را دوست دارد.
- حب جمال: خداوند جمال مطلق است و انسان به دلیل این زیبایی، او را دوست دارد.
- حب ناشی از همسنخی: انسان با کسب صفات الهی (مانند علم، احسان، مهرورزی) به خدا نزدیک شده و محبت او را جلب میکند. همچنین، دمیده شدن روح الهی در انسان، این همسنخی و پیوند محبت را عمیقتر میکند.
جهمیه و معتزله معتقدند خداوند نه دوست میدارد و نه دوست داشته میشود، زیرا حب را امری مادی میدانند. آنها نصوص دینی مربوط به محبت بین بنده و خدا را تاویل کرده و محبت بنده به خدا را به دوست داشتن طاعت و عبادت او و محبت خدا به بندگان را به احسان، مدح و اعطای ثواب تفسیر میکنند.[۵۷]
طباطبائى، با استناد به آیه ۱۶۵ سوره بقره، حب بنده به خدا را حقیقى و متعلَّق حب را فراتر از امور مادّى دانسته است.[۵۸] منشأ چنین حبى کمال مطلق بودن خدا و مشاهده احسان و جمال خدا دانسته شده است.[۵۹] حب به خدا با میزان معرفت به او ارتباط مستقیم دارد؛ یعنى، هر چه شناخت انسان از خدا بیشتر باشد دوستى او نیز عمیقتر خواهد بود.[۶۰]
حب ممدوح و مذموم
«حب» با توجه به متعلق آن، به دو دسته «ممدوح» (ستودنی) و «مذموم» (نکوهیده) تقسیم میشود.
- حب ممدوح: دوست داشتن خدا، دوستان خدا، و هر آنچه انسان را به خدا نزدیکتر کند.
- حب مذموم: دوست داشتن چیزهایی که مورد تنفر خداوند هستند، یا هر چیزی که باعث از بین رفتن یا کاهش محبت خدا در دل انسان شود.[۶۱]
علامه طباطبایی در تفسیر آیه ۱۴ سوره آل عمران («زُینَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَوات…») معتقد است که منظور از «حب شهوات» در این آیه، صرف علاقه عادی و فطری به امور دنیوی نیست، بلکه دوست داشتن شدید و دلدادگی به دنیا است.[۶۲]
اهمیت محبت به اهل بیت(ع) در اسلام و ثمرات آن
بر اساس نقل از ابنعباس، آیه مودت بر محبت به علی(ع)، فاطمه(س) و فرزندانشان (امامان شیعه) دلالت دارد.[۶۳] حدیثی از پیامبر(ص) بیان میکند که هر کس با محبت امامان شیعه(ع) از دنیا برود، شهید، بخشوده و دارای ایمان کامل خواهد بود.[۶۴]
در روایات اسلامی، سفارش زیادی به حب اهل بیت(ع) و بغض دشمنانشان شده است. ثمرات این حب عبارتاند از:
- قرار گرفتن در بالاترین درجات بهشت[۶۸]
در حدیثی از پیامبر(ص) آمده است که خداوند بهخاطر نعمتهایش، ایشان بهخاطر محبت به اهل بیت(ع) و اهل بیت(ع) بهخاطر محبت به پیامبر(ص) دوست داشته شوند.[۶۹]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ غزالى، احیاء علومالدین ۱۴۰۶ق، ج۴، ص۳۱۴.
- ↑ ابنعاشور، تفسیر التحریر و التنویر، ۱۹۸۴م، ج۳، ص۲۲۵.
- ↑ صلیبا، المعجم الفلسفى، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۴۳۹.
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ذیل ماده «ودد».
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ذیل ماده «خلل».
- ↑ راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ۱۴۱۲ق، ذیل ماده «الف».
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ذیل ماده «ولى».
- ↑ طریحى، مجمعالبحرین، ۱۳۶۲ش، ذیل ماده «علق».
- ↑ طریحى، مجمعالبحرین، ۱۳۶۲ش، ذیل ماده «هوا».
- ↑ غزالى، علومالدین ۱۴۰۶ق، ج۴، ص۳۱۴؛ طریحى، مجمعالبحرین، ۱۳۶۲ش، ذیل ماده«بغض».
- ↑ ابنتیمیه، قاعدة فیالمحبة، قاهره، ص۷ـ۸.
- ↑ طریحى، مجمعالبحرین، ۱۳۶۲ش، ذیل ماده «قلى».
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ذیل ماده «شنا/ شنأ».
- ↑ طریحى، مجمعالبحرین، ۱۳۶۲ش، ذیل ماده «فرک».
- ↑ زمخشری، الکشاف، ۱۴۱۸ق، ج۴، ص۳۷۴.
- ↑ عبدالباقى، المعجم المفهرس، ۱۳۶۴ق، ذیل «ح ب ب» و «ب غ ض».
- ↑ براى نمونه نگاه کنید به: آیه ۳۱ سوره آل عمران؛ آیه ۵۴ سوره مائده.
- ↑ طباطبائى، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۷، ص۵۳.
- ↑ طریحى، مجمعالبحرین، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۴۴۰.
- ↑ قرطبى، الجامع لاحکام القرآن ۱۴۰۵ق، ج۴، ص۶۰.
- ↑ زمخشری، الکشاف، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۶۴۶.
- ↑ برقى، المحاسن، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۴۰۹، کلینى، الکافی ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۲۵.
- ↑ ابنحنبل، مسندالامام احمد بن حنبل، دار المنهاج، ج۴، ص۲۸۶؛ حاکم نیشابورى، المستدرک على الصحیحین، دارالمعرفة، ج۲، ص۴۸۰.
- ↑ غزالى، احیاء علومالدین، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۱۷۴.
- ↑ آیه ۲۲۲ سوره بقره.
- ↑ آیه ۷۶ سوره آلعمران؛ آیه ۵ و ۶ سوره توبه.
- ↑ آیه ۴ سوره صف.
- ↑ آیه ۱۵۹ سوره آلعمران.
- ↑ آیه ۱۴۶ سوره آلعمران.
- ↑ آیه ۳۱ سوره آل عمران.
- ↑ مجلسى، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۱، ص۲۸۳.
- ↑ حرّ عاملى، وسائل الشیعة، ۱۴۱۶ق، ج۹، ص۴۵۰.
- ↑ حرّ عاملى، وسائل الشیعة، ۱۴۱۶ق، ج۴، ص۱۱۲ـ۱۱۳؛ مجلسى، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۱، ص۷۰.
- ↑ مجلسى، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق،ج۷۱، ص۲۸۳.
- ↑ کلینى، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۲۷؛ مجلسى، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۱، ص۳۶۵.
- ↑ مجلسى، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۸۹، ص۱۸.
- ↑ مجلسى، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۰، ص۲۶.
- ↑ آمدى، غررالحکم و درر الکلم، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۳۲۲.
- ↑ کلینى، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۵۳.
- ↑ جوزیه، مدارج السالکین، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۱۷ـ۱۸.
- ↑ جوزیه، مدارج السالکین، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۱۷ـ۱۸.
- ↑ بخارى، صحیح البخارى، ۱۴۱۰ق، ج۷، ص۱۹۰؛ برقى، المحاسن، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۹۰.
- ↑ آیه ۳۲ سوره آل عمران؛ آیه ۴۵ سوره روم.
- ↑ آیه ۱۹۰ سوره بقره؛ آیه ۸۷ سوره مائده.
- ↑ آیه ۶۴ سوره مائده؛ آیه ۷۷ سوره قصص.
- ↑ آیه ۱۴۱ انعام؛ آیه ۳۱ سوره اعراف.
- ↑ آیه ۵۷ و ۱۴۰ سوره آلعمران.
- ↑ آیه ۲۳ سوره نحل.
- ↑ آیه ۵۸ سوره انفال.
- ↑ ابنشعبه، تحف العقول ۱۴۰۴ق، ص۲۹۶، ۳۰۰.
- ↑ مجلسى، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۲، ص۳۵۱.
- ↑ ثعلبى، الکشف و البیان، ۱۴۲۲ق، ج۱۰، ص۱۱.
- ↑ ثعلبى، الکشف و البیان، ۱۴۲۲ق، ج۱۰، ص۱۱.
- ↑ غزالى، احیاء علومالدین، ۱۴۰۶ق، ج۴، ص۳۱۱.
- ↑ غزالى، احیاء علومالدین، ۱۴۰۶ق، ج۴، ص۳۳۳.
- ↑ غزالى، احیاء علومالدین، ۱۴۰۶ق، ج۴، ص۳۱۸.
- ↑ جوزیه، مدارج السالکین، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۱۹ـ۲۱؛ جاراللّه، الحب و البغض فى القرآن الکریم، ۱۴۲۲ق، ص۵۵ـ۵۸.
- ↑ طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۴۱۱.
- ↑ طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۳۷۴؛ آلوسى، روحالمعانى، داراحیاء التراث العربی، ج۲، ص۳۴.
- ↑ فخررازى، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۴، ص۲۳۳.
- ↑ عبدالرحمان، محبةالله و رسوله فیالکتاب و السنة، ۱۴۲۵ق، ص۳۸ـ۴۰.
- ↑ طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۰۶.
- ↑ نگاه کنید به فرات کوفی، تفسیر الفرات الکوفی،۱۴۱۰ق، ص۳۸۹-۳۹۱؛ احمد بن حنبل، فضائل الصحابه، ۱۴۳۰ق، ج۲، ص۶۶۹؛ زمخشری، الکشاف، ۱۴۱۸ق، ج۴، ص۲۱۹-۲۲۰.
- ↑ ثعلبی، الکشف و البیان، ۱۴۲۲ق، ج۸، ص۳۱۴.
- ↑ طوسی، الامالی، ۱۴۱۴ق، ص۳۴.
- ↑ صدوق، ثواب الأعمال، ۱۴۰۶ق، ص۱۷۰.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۷، ص۸۵.
- ↑ برقی، المحاسن، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۵۳.
- ↑ صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ص۴۴۶؛ طوسی، الامالی، ۱۴۱۴ق، ص۶۳۲-۶۳۳.
منابع
- آلوسی، محمود بن عبدالله، روح المعانی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بیتا.
- آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، با شرح و ترجمه فارسی: هاشم رسولی محلاتی، تهران، بیجا، ۱۳۸۰ش.
- ابنحنبل، احمد بن محمد، فضائل الصحابة، قاهره، دار ابن الجوزی، چاپ چهارم، ۱۴۳۰ق.
- ابنحنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، تخقیق: أحمد معبد عبدالکریم، جده، دار المنهاج، بیتا.
- ابنشعبه، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول صلیاللهعلیهم، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۰۴ق.
- ابنعاشور، محمدطاهر بن محمد، تفسیر التحریر و التنویر، تونس، ۱۹۸۴م.
- ابنقیم جوزی، مدارج السالکین بین منازل «ایاک نعبد و ایاک نستعین»،، بیروت، ۱۴۰۸ق.
- ابنمنظور، جمال الدین، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۴ق.
- بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، قاهره، جمهوریة مصر العربیة، وزارة الاوقاف، ۱۴۱۰ق.
- برقی، احمدبن محمد، المحاسن، قم، چاپ مهدی رجائی،۱۴۱۳ق.
- ثعلبی، احمد بن محمد، الکشف و البیان، المعروف تفسیرالثعلبی، بیروت، چاپ علی عاشور، ۱۴۲۲ق.
- جاراللّه، مهایوسف، الحب و البغض فی القرآن الکریم، بیروت، ۱۴۲۲ق.
- حاکم نیشابوری، محمد بن عبداللّه، المستدرک علی الصحیحین، و بذیله التلخیص للحافظ الذهبی، بیروت، دارالمعرفة، بیتا.
- راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، بیروت، دار القلم، ۱۴۱۲ق.
- زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل وعیون الأقاویل فی وجوه التأویل، ریاض، مکتبة العبیکان، ۱۴۱۸ق.
- شیخ صدوق، محمد بن علی، اَلاَمالی، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش.
- شیخ صدوق، محمد بن علی، ثواب الاعمال و عِقاب الاعمال، قم، دار الشریف الرضی، چاپ دوم، ۱۴۰۶ق.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، اَلاَمالی، تحقیق مؤسسة البعثه، قم، دارالثقافه، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
- صلیبا، جمیل، المعجم الفلسفی بالالفاظ العربیة و الفرنسیة و الانکلیزیة و اللاتینیة، بیروت، ۱۴۱۴ق.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
- طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمعالبحرین، تهران، چاپ احمد حسینی، ۱۳۶۲ش.
- عبدالباقی، محمدفؤاد، المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الکریم، قاهره، ۱۳۶۴ق.
- عبدالرحمان، غسان احمد، محبةاللّه و رسوله فیالکتاب و السنة، بیروت، ۱۴۲۵ق.
- غزالی، محمد بن محمد، احیاء علومالدین، بیروت، ۱۴۰۶ق.
- فخرالدین رازی، محمد بن عمر، اَلتَّفسیرُ الکبیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
- فرات الکوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات الکوفی، تحقیق: محمد کاظم، تهران، مؤسسة الطبع و النشر فی وزارة الإرشاد الإسلامی، ۱۴۱۰ق.
- قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، بیروت، ۱۴۰۵ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح: علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۰۷ق.
- مجلسی، محمدباقر، بِحارُ الاَنوارِ الجامعةُ لِدُرَرِ اَخبارِ الاَئمةِ الاَطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله : دانشنامه جهان اسلام