پیشنویس:قیامهای شیعیان
قیامهای شیعیان بعد از قیام امام حسین(ع) به یکی از موضوعات مهم اجتماعی و سیاسی تبدیل شد و حکومتهای مختلف در طول قرون متمادی، با چالش جدی نهضتهای شیعی مواجه بودند. پس از شهادت امام حسین(ع) در واقعه کربلا، شیعیان با الهام از وی، دست به حرکتهای انقلابی متعددی زدند که این جنبشها چه در عصر حضور امامان و چه در عصر غیبت گاه با پیروزی و گاه با شکست مواجه شدند.
فلسفه قیامهای شیعیان
گفته شده است که یکی از موضوعات مهم تاریخ شیعه، قیامهای شیعیان و اثبات اصالت و بیان هدف و فلسفه آنهاست.[۱] همه این قیامها پس از واقعه کربلا و قیام حسینی به وقوع پیوستند و در نتیجه قیام امام حسین(ع) را می توان ریشه و اساس همه قیامهای شیعی، در مقابل حکومت های اموی و عباسی دانست.[۲] به باور برخی، انقلاب کربلا و نهضت عاشورا یک قیام الهی و دینی است و همین امر باعث گردید که نهضت عاشورای او ماندگار شده[۳] و الگو برای دیگران گردد و قیامهای پس از عاشورا، از آن الهام بگیرند.[۴]
قیامهای شیعیان در دوره حضور امامان
پس از واقعه کربلا، نهضتهای متعددی از سوی شیعیان به وقوع پیوست که مهمترین آنها عبارت است از:
قیام تَوّابین
گفته شده است که شیعیان کوفه پس از شهادت امام حسین(ع) تصمیم گرفتند با انتقام گرفتن از قاتلین وی، کوتاهی خود را جبران کنند. از این رو آنان به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی در تدارک سپاه و نیرو برآمدند.[۵] سرانجام در سال ۶۵ هجری قمری سلیمان بن صرد و سپاهیانش، راهی شام شدند و در منطقه عین الوردة[۶] با لشگر شام روبه رو شدند که با کشته شدن سلیمان و شمار زیادی از توابین جنگ به سود لشگر شام خاتمه یافت و باقیمانده توابین نیز به کوفه بازگشتند.[۷]
قیام مُختار
به گفته منابع تاریخی، مختار که در زمان قیام توابین در زندان به سر می برد،[۸] پس از آزادی از زندان، دعوت خود را علنی کرد.[۹] که مورد حمایت بسیاری از شیعیان کوفه قرار گرفت.[۱۰] و بسیاری از شیعیان کوفه از وی حمایت کردند[۱۱] گفته شده است که مختار سرانجام حدود یک سال پس از قیام توابین، با شعار یا لثارات الحسین و یا منصور أَمِت به مقر حکومت کوفه حمله کرده و حکومت شیعی تشکیل داد.[۱۲]
از جمله اقدامات مهم مختار در مدتی که حکومت کوفه در دستش بود، کشتن شمار زیادی از قاتلین امام حسین(ع) بود.[۱۳] سرانجام مختار همراه جمعی از یاران خود در نبرد با مصعب بن زیبر در سال ۶۷هجری قمری کشته شدند.[۱۴]
قیام زید بن علی بن الحسین(ع)
زید فرزند امام سجاد(ع) با هدف امر به معروف و نهی از منکر و خونخواهی امام حسین(ع) قیام کرد.[۱۵] گفته شده است پس از بیعت مردم شهرهای مختلف با زید[۱۶] قرار بر این شد تا وی در اول صفر سال ۱۲۱ هجری قمری در کوفه دست به قیام بزنند. اما آگاهی دشمن از زمان قیام، موجب شد تا زید زودتر از وقت مقرر، قیام خود علنی کند.[۱۷] سرانجام پس از دو روز درگیری و مقاومت در کوچه های کوفه، تیری به پیشانی زید اصابت کرد و به شهادت رسید و قیام با شکست مواجه شد.[۱۸]
قیام یحیی بن زید
بنابر گزارشهای تاریخی پس از شکست قیام زید بن علی و کشته شدن زید، یحیی پسر زید قصد خراسان کرد[۱۹] و توسط والی بلخ، دستگیر شد.[۲۰] وی پس از آزادی، سپاهی تشکیل داده و به جنگ والی خراسان، رفت[۲۱] و پس از نبردی سخت، یحیی و همه یارانش کشته شدند.[۲۲]
قیام محمد بن عبدالله معروف به نفس زکیه
بر اساس گزارشهای تاریخی با سقوط دولت اموی در سال ۱۳۲ هجری قمری، بر خلاف مصوبات جلسه ابواء، عباسیان به جای علویان روی کار آمدند و به جای محمد نفس زکیه، با ابوالعباس سفاح به عنوان خلیفه در کوفه بیعت شد.[۲۳] محمد و برادرش ابراهیم حاضر به بیعت با او نشدند و با روی کار آمدن منصور در سال ۱۳۶ هجری قمری، محمد، برادرش ابراهیم را به بصره فرستاد و قرار بر این شد که هر دو همزمان با هم در مدینه و بصره قیام را آغاز کنند.[۲۴] سرانجام محمد در اواخر جمادی الثانی یا اوایل رجب سال ۱۴۵ هجری بدون هماهنگی با برادرش ابراهیم، در مدینه قیام کرد و حاکم مدینه را دستگیر و زندانی کرد. منصور پس از آگاهی از خروج محمد، سپاهی را برای سرکوبی او اعزام کرد. سرانجام وی کشته شد و سر او را نزد منصور فرستادند.[۲۵]
قیام ابراهیم بن عبدالله
بر اساس منابع تاریخی، ابراهیم بن عبدالله به دستور برادرش محمد به بصره آمد و در اول رمضان سال ۱۴۵ هجری در بصره قیام خود را علنی کرد و توانست بصره و فارس، اهواز و واسط تصرف کند.[۲۶] اما چندی طول نکشید که ابراهیم و یارانش در جنگ با سپاه منصور شکست خورده و همگی کشته شدند.[۲۷]
قیام حسین بن علی، شهید فَخ
به نوشته منابع تاریخی با روی کار آمدن هادی عباسی فشار شدیدی بر علویان و رهبران و بزرگان شیعه وارد می شد[۲۸] و این فشارها و آزارهای بیش از حد خلیفه، علویان را به ستوه آورد و منجر به قیام یکی از نوادگان امام حسن(ع) به نام حسین بن علی شد.[۲۹] گفته شده است وی همراه با عدهای از علویان و شیعیان تدارک قیام را دیدند و در ذی القعده سال ۱۶۹ هجری قمری به سوی مکه حرکت کردند.[۳۰] خلیفه هم سپاهی به مقابله آنها فرستاد و دو سپاه در سرزمین فَخّ جنگ سختی کردند تا اینکه حسین بن علی و عده زیادی از یارانش کشته شده و بقیه اسیر یا پراکنده شدند.[۳۱]
قیام ادریس بن عبدالله
گفته شده است یکی از کسانی که از واقعه فخ جان سالم به در برد، ادریس بن عبدالله بن حسن مُثنّیٰ، از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) مؤسس و اولین حاکم ادریسی است.[۳۲]
ادریس بعد از سکونتی تقریباً دوساله در طنجه،[۳۳] به ولیلی رفت و در آنجا مورد استقبال اسحاق بن محمد، رئیس قبیلهٔ اوربه قرار گرفت. اسحاق دخترش را به عقد ادریس در آورد، به نفع او از قدرت کناره گرفت و مردمش را به بیعت با ادریس دعوت نمود. بعد از قبیلهٔ اوربه، تعدادی دیگر از قبایل نیز با ادریس بیعت کردند[۳۴] و بدین صورت در سال ۱۷۲ق با بیعت قبایل بربر، حکومت ادریسی شکل گرفت.[۳۵] این حکومت تا سال ۳۷۵ق با فرازوفرودهایی ادامه یافت و در نهایت، در کشمکش و نزاع با امویانِ اندلس و فاطمیان از پا درآمد.[۳۶]
قیام یحیی بن عبدالله
یحیی فرزند عبدالله و برادر نفس زکیه بود.[۳۷] نقل شده است که او از چهره های برجسته قیام شهید فخ بود. او پس از تعقیب و گریز از مأموران حکومتی بنی عباس، توانست خود را به طور ناشناس به دیار دیلم برساند. وقتی مردم او را شناختند، کارش بالا گرفت و زمینه مساعدی برای قیام به دست آمد.[۳۸] گفته شده است که هارون از این پیشامد سخت نگران و ناراحت بود، لذا وزیر خود فضل بن یحیی برمکی را مأموریت داد که غائله دیلم را سرکوب کند. سرانجام، یحیی به طور مشروط حاضر به صلح شد، و در نتیجه یحیی به همراه فضل به بغداد آمد. اما اندکی بعد یحیی را در خانه اش بازداشت کرد و سپس وی را به قتل رساند.[۳۹]
قیام محمد بن ابراهیم معروف به ابن طباطبا
محمد بن ابراهیم معروف به ابن طباطبا از نوادگان امام حسن(ع) و ساکن مدینه بود.[۴۰] وی در قیام شهید فخ شرکت داشت[۴۱] به گفته مورخان، ابن طباطبا برای پیریزی قیام، ابتدا از مدینه به کوفه رفت تا یارانی جمع کند، اما ناکام ماند و به حجاز بازگشت. در راه بازگشت، با ابوالسرایا، یکی از فرماندهان شورشی عباسیان، ملاقات کرد و با همراهی او سپاهی تشکیل داد. در سال ۱۹۹ق، این نیروها به کوفه حمله کردند و شهر را تصرف کردند.[۴۲] حسن بن سهل، حاکم عراق، سپاهی به فرماندهی زهیر بن مسیب برای مقابله فرستاد، اما سپاه عباسیان شکست خورد.[۴۳] گفته شده ابن طباطبا در ۱ رجب سال ۱۹۹ق درگذشت.[۴۴] احتمال مرگ او بهدلیل مسمومیت یا قتل توسط ابوالسرایا مطرح شده است.[۴۵]
قیام محمد بن قاسم
محمد بن قاسم بن علی از نوادگان امام سجاد(ع)، ساکن کوفه بوده و گفته شده است که فردی فقیه، زاهد، و پرهیزگار بود.[۴۶] و به خاطر این که همیشه جامه پشمی سفیدی می پوشید مردم او را «صوفی» لقب داده بودند.[۴۷]
در مورد علت قیامش گفتهاند، هنگامی که معتصم عباسی، محمد بن قاسم را تحت تعقیب قرار داد، به خراسان گریخت و در شهرهای خراسان چون مرو، سرخس، طالقان و نساء رفت و آمد میکرد.[۴۸] او مردم را به «الرضا من آل محمد» دعوت کرد، و در حدود چهل هزار نفر اطرافش را گرفتند و سرانجام در سال ۲۱۹ هجری خروج کرد.[۴۹]
عبدالله بن طاهر والی خراسان ابتدا لشکری را به جنگ با محمد فرستاد که از محمد شکست خورد. سپس لشگر دیگری را روانه جنگ با محمد کرد که توانست سپاه محمد را شکست دهد و سرانجام به دست عبدالله بن طاهر دستگیر و زندانی شد.[۵۰]
قیامهای شیعیان پس از دوره حضور
در دوره غیبت نیز قیامهای متعددی از سوی شیعیان به وقوع پیوست که مهمترین آنها عبارت است از:
علویان طبرستان
براساس منابع تاریخی مردم طبرستان از حسن بن زید ملقب به داعی کبیر دعوت کرده و وی در سال ۲۵۰ق از ری به آنجا رفته و از مردم بیعت گرفت و پس از شکست عامل طاهریان وارد آمل شد و حکومت علویان را در شمال ایران تأسیس نمود.[۵۱]
پس از ناصر اطروش و حکومت ۱۲ ساله حسن بن قاسم پسر عموی ناصر، حکومت علویان در ایران منحل شده و سلسله شیعی آل بویه شکل گرفت.[۵۲]
فاطمیان
گزارش شده است که عبیدالله المهدی در سال ۲۹۷ق[۵۳] به کمک ابوعبدالله شیعی در مغرب تشکیل حکومت داده و با عنوان «مهدی موعود» با او بیعت صورت گرفت[۵۴] و رسماً به عنوان نخستین خلیفه فاطمی برگزیده شد.[۵۵]
گفته شده است در اوایل خلافت فاطمیان، خلفای فاطمی قدرت خلافت را در غرب آفریقا بود تثبیت نمودند.[۵۶] اما موفق به غلبه بر مصر نشدند.[۵۷] چنین نقل شده است که با درگذشت اخشیدی (۳۵۵ق یا ۳۵۷ق) حاکم مصر، شرایط برای پیروزی فاطمیان آماده شد[۵۸] و معز خلیفه فاطمی چهار سال بعد در سال ۳۶۲ق. به مصر رفت و در قاهره ساکن شد.[۵۹] بنابر گزارش منابع، پس از مرگ العاضد لدینالله، آخرین خلیفه فاطمی، در سال ۵۶۷ق، صلاحالدین ایوبی حکومت را بهدست[۶۰] و به حکومت فاطمیان پایان داد.[۶۱]
حکومت صلیحیان
چنین نقل شده است که علی بن محمد صلیحی در سال ۴۳۹ق حکومت اسماعیلیه صلیحیان را در یمن تأسیس کرد.[۶۲] وی نخست دعوت آرام و مسالمتآمیز را در پیش گرفت و به این طریق سپاهیانی گرد آورد و بعد تصمیم به قیام آشکار و مسلحانه گرفت.[۶۳] و سرانجام در سال ۴۵۵ق همه یمن را تحت فرمان خود درآورد.[۶۴] حکومت صلیحیان تقریباً به مدت یک قرن یعنی تا سال ۵۳۲ق ادامه داشت[۶۵] و مورد تأیید مُستنصر بالله، خلیفه فاطمی، قرار گرفت.[۶۶]
با مرگ ملکه اَرویٰ که پایان واقعی سلسله صلیحی محسوب میشود، یمن به دست سلسلههای محلی افتاد و اینان جملگی در ۵۶۹ق به وسیله ایوبیان که فرمانروایان جدید مصر، شام و یمن بودند برافتادند.[۶۷]
آل بویه
دیلیمان در اوایل قرن چهارم قمری جنبشهایی را در ایران علیه خلافت عباسیان آغاز کردند.[۶۸] گفته شده است که بعد از شورش ماکان بن کاکی بر علیه دولت بنی عباس، علی و حسن پسران ابوشجاع به ماکان فرمانبردار سامانیان پیوستند.[۶۹] با جلب نظر ماکان، علی و حسن به ترتیب به حکومت کرج[۷۰] و کازرون[۷۱] رسیدند. گزارشاها حاکی از آن است که اندکی بعد، علی در سال ۳۲۲ق بر شیراز چیره شد و دولت آل بویه را در آنجا بنیان نهاد.[۷۲]
آل بویه، سلسلهای شیعی است که بر خلفاء عباسی تسلط پیدا کرده و بیش از ۱۲۰ سال (۳۲۲-۴۴۸ق) بر بخشهایی از ایران و عراق حکومت راندند.[۷۳] سرانجام با به قدرت رسیدن سلسله سلجوقیان و با شکست باقیمانده آل بویه در ایران مرکزی و غربی و عراق در سال ۴۴۷ هجری قمری، طغرل وارد بغداد مرکز خلافت عباسی شد و به حکومت آل بویه پایان داد.[۷۴]
صفویان
تأسیس حکومت صفویه در زمان شاه اسماعیل اول از نوادگان شیخ صفی بود. او به کمک قبایل مختلف[۷۵]، نیروهای آق قویونلو را شکست داد[۷۶] و در سال ۹۰۷ هجری وارد تبریز شد و تشیع را به عنوان مذهب رسمی اعلام نمود.[۷۷] حکومت صفویه، تنها حکومتی بود که پس از گذشت شش قرن از دوران غیبت کبری، برای اولینبار حکومتی شیعی و فراگیر در ایران تشکیل داد.[۷۸]
با به قدرت رسیدن عباس اول در سال ۹۹۶ هجری قمری و بیرون راندن ازبکان از خراسان و در مرحله بعد بیرون راندن عثمانیان را نیز از مناطق متصرفی خود در همدان و آذربایجان،[۷۹] قدرت صفویان در مناطق وسیعی از ایران مستحکم شد.[۸۰]
سرانجام در دوره شاه سلطان حسین صفوی حکومت دویست و سی ساله صفویان در سال ۱۱۳۵ق با حمله نه چندان سنگین قبایل افغان سقوط کرد.[۸۱]
انقلاب اسلامی ایران
به گفته رسول جعفریان، تاریخپژوه، فرایند شکلگیری انقلاب، با قیام مردم در ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ش، با محوریت امام خمینی آغاز شد.[۸۲] عمید زنجانی نیز معتقد است که این فرایند از سال ۱۳۴۲ش شتاب گرفت، تا آنکه در سال ۱۳۵۶ش به انقلاب اسلامی تبدیل و در نهایت به پیروزی انجامید.[۸۳]
به گفته حامد اَلگار، استاد مطالعات اسلامی در دانشگاه بِرکلی کالیفرنیا، یکی از عوامل تسریع روند انقلاب اسلامی را برگزاری مراسم و تظاهرات پیدرپی مردم در واکنش به انتشار مقالهای با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» در روزنامه اطلاعات (۱۷دی ۱۳۵۶ش) میداند که گفته شده در آن به امام خمینی توهین شده بود.[۸۴] مردم قم که معتقد بودند مقاله چاپشده در روزنامه اطلاعات، از سوی حکومت پهلوی نگاشته شده، در ۱۹ دی علیه حکومت تظاهرات کردند.[۸۵] گفته شده که این تظاهرات با واکنش تند حکومت مواجه شد و در پی آن عدهای کشته و گروهی زخمی شدند.[۸۶]
پس از تظاهرات پیدرپی مردم، شاه در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ش از ایران خارج شد و امام خمینی در ۱۲ بهمن، پس از پانزده سال تبعید به کشور بازگشت.[۸۷] در نهایت، حکومت پادشاهی ایران با تظاهرات گسترده مردم غیرمسلح، اعتصاب فراگیرِ چند ماهه در بخشهای مختلف و فعالیتهای چریکی کوتاهمدت، در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ش سقوط کرد و انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.[۸۸]
پانویس
- ↑ شریفی، قیام های شیعی، ۱۳۸۹ش، ص۱۳.
- ↑ شریفی، قیام های شیعی، ۱۳۸۹ش، ص۱۳.
- ↑ نظری منفرد، نهضت های پس از عاشورا، ۱۳۸۶ش، ص۲۸.
- ↑ نظری منفرد، نهضت های پس از عاشورا، ۱۳۸۶ش، ص۲۸.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۳۹۰؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۹۷؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۶۲۴-۶۲۵.
- ↑ حموی، معجم البلدان، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۱۸۰.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۹۹؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۹۸-۹۹؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۴۱۴ق، ج۲، ۶۲۷-۶۴۵.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۴۳۳.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۴۳۳؛ ابن نما حلی، ذوب النضار فی شرح الثار، ۱۴۱۶ق، ص۹۲؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۳۶۳.
- ↑ تاریخ طبری، همان، ۴۳۳؛ ذوب النضار فی شرح الثار، ص۹۲؛ بحارالانوار، همان، ص۳۶۳.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۴۳۶-۴۳۷؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۶۶۳؛ ابن نما حلی، ذوب النضار فی شرح الثار، ۱۴۱۶ق، ص۹۴-۹۶.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۴۴۸-۴۴۹؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۴۱۴ق، ج۲، ۶۶۵-۶۷۱.
- ↑ دینوری، اخبارالطوال، ۱۳۸۱ش، ص۳۴۰-۳۴۳؛ نویری، نهایة الارب، ج۶، ص۳۰-۳۲.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۴۳۹-۴۴۰؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۲۰۱-۲۰۸؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۴۹۰-۴۹۱؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۶۷۳-۶۸۰.
- ↑ شیخ مفید، ارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۱۷۱.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۲۰۶.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۲۹۸-۲۹۹؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۲۰۵-۲۹۸؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۲۱۰؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۴۱۴ق، ج۳، ۲۸۰-۲۸۱.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۲۹۸-۲۹۹؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۲۰۵-۲۹۸؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۲۱۰؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۴۱۴ق، ج۳، ۲۸۰-۲۸۱.
- ↑ اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۴۶.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۷۵ش، ج۱۰، ص۴۳۴۰؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۴۷.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۴۹؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۷۵ش، ج۱۰، ص۴۳۴۱.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۵۰.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۳۲۲-۳۲۹؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۳۴۴-۳۵۴؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۲۵۰.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۴۲۲؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۵۶۴؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۲۲ق، ج۱۰؛ ص۳۴۱.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۳۶۵-۳۶۸؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۴۲۵ـ۴۶۸؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۳۸۰ش، ص۲۷۳ـ۲۸۱.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۴۶۲؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۳۸۰ش، ص۳۱۷-۳۲۷.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۳۶۹؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۴۶۱-۴۷۶؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۳۰۰ـ۳۰۳؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۳۸۰ش، ص۳۱۸-۳۲۸.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۴۰۷.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۴۰۷.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۴۰۷ ؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۵۹۸-۶۰۰؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۳۳۲؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۳۸۰ش، ص۴۲۹-۴۳۸.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۴۰۷ ؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۵۹۸-۶۰۰؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۳۸۰ش، ص۳۳۲.
- ↑ مقدسی، احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم، ۱۳۶۱ش، ص۲۴۳.
- ↑ مونس، تاریخ و تمدن مغرب، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۳۵۳.
- ↑ سلاوی، الاستقصا لاخبار دول المغرب الاقصی، بیتا، ج۱، ص۲۰۸-۲۱۶.
- ↑ ابن عذاری، البيان المغرب فی أخبار الأندلس و المغرب، ۱۴۰۰ق، ج۱، ص۸۳.
- ↑ سلاوی، الاستقصا لاخبار دول المغرب الاقصی، بیتا، ج۱، ص۲۶۱.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۳۸۰ش، ص۴۴۵.
- ↑ مقاتل الطالبیین، ۱۳۸۰ش، ص۴۴۷.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۴۱۲؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۶۲۸-۶۳۲؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۳۷۴؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۳۸۰ش، ص۴۴۷-۴۶۷.
- ↑ زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۵، ص۲۹۳.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۳۸۰ش، ص۳۸۳.
- ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۴۱۴ق، ج۷، ص۳۰۲
- ↑ ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۳، ص۷۰.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۸، ۵۲۹.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۵۲۹.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۳۸۰ش، ص۵۵۳.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۳۸۰ش، ص۵۵۳.
- ↑ مروج الذهب، همان، ص۴۶۵.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۴۹۶؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۲۰۷؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۳۸۰ش، ص۵۵۳-۵۶۴.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۴۹۶؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۲۰۷؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۳۸۰ش، ص۵۵۳-۵۶۴.
- ↑ فرمانیان / موسوینژاد، زیدیه تاریخ و عقاید، ۱۳۸۹ش، ص۶۷.
- ↑ فرمانیان / موسوینژاد، زیدیه تاریخ و عقاید، ۱۳۸۹ش، ص۷۴.
- ↑ دفتری، امامان اسماعیلی، ۱۴۰۳ش، ص۱۰۲.
- ↑ ابن تغری بردی، النجوم الزاهره، بیتا، ج۳، ص۲۴۶؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۴۸-۴۹.
- ↑ ابن تغری بردی، النجوم الزاهره، بیتا، ج۳، ص۲۴۶؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۴۸-۴۹.
- ↑ مقریزی، اتعاظ الحنفاء، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۷۵-۸۵؛ ابن خلدون، تاریخ، ۱۴۲۱ق، ۱۴۲۱ق، ج۷، ص۱۸-۲۳.
- ↑ مقریزی، اتعاظ الحنفاء، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۶۸، ۷۱.
- ↑ واکر، پژوهشی در یکی از امپراتوریهای اسلامی، ۱۳۸۳ش، ص۴۴.
- ↑ مقریزی، اتعاظ الحنفاء، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۱۱؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۵۹۰.
- ↑ ابن خلدون، تاریخ، ۱۴۲۱ق، ج۴، ص۱۰۵.
- ↑ ابن خلدون، تاریخ، ۱۴۲۱ق، ج۴، ص۱۰۵.
- ↑ طاهری بوئینی، «صلیحیان یمن با تأکید بر داعی الدعاة یمین ملکه أروی»، سایت دانشگاه ادیان و مذاهب.
- ↑ حسنپور، «صلیحیان»، ذیل مدخل.
- ↑ دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ۱۳۸۶ش، ص۲۴۲.
- ↑ دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ۱۳۸۶ش، ص۲۴۱.
- ↑ باسورث، سلسلههای اسلامی جدید، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۲۰۸؛ حسنپور، «صلیحیان»، ذیل مدخل.
- ↑ باسورث، سلسلههای اسلامی جدید، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۲۰۸؛ دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ۱۳۸۶ش، ص۲۴۲.
- ↑ سجادی، «آل بویه»، ۱۳۶۸ش، ج۱، ص۶۲۹.
- ↑ ابناثیر، الکامل، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۲۶۷.
- ↑ ابناثیر، الکامل، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۲۶۷.
- ↑ مقریزی، السلوک، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۳۱.
- ↑ ابنتغری، النجوم الزاهره، ۱۳۹۲ق، ج۳، ص۲۴۴-۲۴۵.
- ↑ سجادی، «آل بویه»، ۱۳۶۸ش، ج۱، ص۶۲۹.
- ↑ اقبال آشتیانی، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۱۳۸۰ش، ص۲۶۶-۲۷۴؛ بویل، تاریخ ایران کمبریج، ۱۳۸۱ش، ج۵، ص۳۱-۵۵
- ↑ سومر، نقش ترکان آناطولی در تشکیل و توسعه دولت صفوی، ۱۳۷۱ش، ص۱۷۱
- ↑ مزاوی،۱۳۶۳:ص۲۶۶
- ↑ سومر، نقش ترکان آناطولی در تشکیل و توسعه دولت صفوی، ۱۳۷۱ش، ص۱۷۱
- ↑ زیباکلام، مقدمهای بر انقلاب اسلامی، ۱۳۷۸ش، ص۱۰۷.
- ↑ ترکمان اسکندر بیک و محمد یوسف واله، ذیل عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ص۲۳۱
- ↑ ترکمان اسکندر بیک و محمد یوسف واله،ذیل عالم آرای عباسی، ۱۳۱۷ش، ص۲۴۱
- ↑ تحقیق در مورد دوره صفویه، جمنما.
- ↑ جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران، ۱۳۹۰ش، ص۳۲۳.
- ↑ عمید زنجانی، انقلاب اسلامی و ریشههای آن، ۱۳۶۷ش، ص۴۳۱.
- ↑ شجاعیان، «فرهنگ شیعی و انقلاب اسلامی»، ص۷.
- ↑ ملاییپور، آذرخش انقلاب، ۱۳۸۳ش، ص۲۴.
- ↑ ملاییپور، آذرخش انقلاب، ۱۳۸۳ش، ص۳۹.
- ↑ گروهی از نویسندگان، انقلاب اسلامی و انقلابهای جهان، ۱۳۷۶ش، ص۷۷-۷۹.
- ↑ فوران، مقاومت شکننده، ۱۳۷۷ش، ص۲۱.
منابع
- ابن نما حلی، جعفر بن محمد، ذوب النضار فی شرح الثار، قم، مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۶ق.
- ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل، تحقیق: مکتب التراث، بیروت، مؤسسه التاریخ العربی، ۱۴۱۴ق.
- ابن تغری بردی، جمالالدین ابیالمحاسن یوسف اتابکی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و قاهرة، قاهره، وزارة الثقافة و الإرشاد القومی، المؤسسة المصریة العامة، بیتا.
- ابن خلدون، عبدالرحمان، تاریخ ابن خلدون، عبدالرحمان، بیروت، دارالفکر، ۱۴۲۱ق.
- ابن کثیر، اسماعیل، البدایه و النهایه، مقدمه: محمدعبدالرحمن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ق.
- ابن عذاری، محمد بن محمد، البيان المغرب فی أخبار الأندلس و المغرب، تحقیق کولان، ج. س، و پروفنسال لیفی، بیروت، دار الثقافة، ۱۴۰۰ق.
- ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۰ش.
- ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ سوم، ۱۴۱۹ق.
- اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ ایران بعد از اسلام، نامک، تهران، ۱۳۸۰ش.
- باسورث، کلیفورد ادموند، سلسلههای اسلامی جدید، ترجمه فریدون بدرهای، تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران، ۱۳۸۱ش.
- بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق.
- بویل، جی.آ، تاریخ ایران کمبریج، ج۵، ترجمه حسن انوشه، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۱ش.
- ترکمان اسکندر بیک و محمد یوسف واله، ذیل عالم آرای عباسی، به تصحیح سهیلی خوانساری، تهران کتاب فروشی اسلامیه، ۱۳۱۷ش.
- جعفریان، رسول، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران (از روی کارآمدن محمدرضا شاه تا پیروزی انقلاب اسلامی) سالهای ۱۳۲۰-۱۳۵۷ش، تهران، نشر علم، ۱۳۹۰ش.
- حسنپور، مریم، «صلیحیان»، دانشنامه جهان اسلام، ج۳۰، تهران، بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، بیتا.
- حموی، یاقوت، معجم البلدان، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۷ق.
- دفتری، فرهاد، امامان اسماعیلی، ترجمه خشایار بهاری، تهران،نشر فرزان، ۱۴۰۳ش.
- دفتری، فرهاد، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ترجمه فریدون بدرهای، تهران، فرزان روز، ۱۳۸۶ش.
- دینوری، احمد بن داود، اخبار الطوال، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی، ۱۳۸۱ش.
- ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی،۱۴۱۳ق.
- زرکلی، خیر الدین، الأعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۹م.
- زیباکلام، صادق، مقدمهای بر انقلاب اسلامی، تهران، روزنه، ۱۳۷۸ش.
- سجادی، صادق، «آل بویه»، در دایرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۶۹ش.
- سلاوی، شهاب الدين، الاستقصا لاخبار دول المغرب الاقصی، تحقیق: جعفر الناصری و محمد الناصری، بیجا، دار الكتاب، بیتا.
- شجاعیان، محمد، «فرهنگ شیعی و انقلاب اسلامی»، در ضمیمه خردنامه همشهری، شماره ۱۳، ۱۹ بهمن ۱۳۸۲ش.
- شریفی، محسن، قیام های شیعی، قم، انتشارات زائر، ۱۳۸۹ش.
- شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، تحقیق مؤسسه آل بیت لاحیاء التراث، قم، مؤتمر لالفیه الشیخ المفید، ۱۴۱۴ق.
- طاهری بوئینی، هدی، «صلیحیان یمن با تأکید بر داعی الدعاه یمین ملکه أروی»، سایت دانشگاه ادیان و مذاهب، تاریخ درج مطلب: ۱۸ آبان ۱۴۰۳ش، بازدید:۲۶ فروردین ۱۴۰۵ش.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۸ق.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۵ش.
- عمید زنجانی، عباسعلی، انقلاب اسلامی و ریشههای آن، تهران، نشر کتاب سیاسی، ۱۳۶۷ش.
- فرمانیان، مهدی، موسوی نژاد، سید علی، زیدیه تاریخ و عقاید، ۱۳۸۹ش.
- فوران، جان، مقاومت شکننده، تاریخ تحولات اجتماعی ایران از سال ۱۵۰۰ میلادی مطابق با ۸۷۹ شمسی تا انقلاب، ترجمۀ احمد تدین، تهران، خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۷ش.
- گروهی از نویسندگان، انقلاب اسلامی و انقلابهای جهان، قم، سازمان عقیدتی سیاسی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، ۱۳۷۶ش.
- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفا، ۱۴۰۳ق.
- مزاوی، میشل، پیدایش دولت صفوی، ترجمه یعقوب آژند، تهران، گستره، ۱۳۶۳ش.
- مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۸ش.
- مقدسی، محمد بن احمد، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، تهران، شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، ۱۳۶۱ش.
- مقریزی، احمد بن علی، إتّعاظ الحنفاء بأخبار الأئمة الفاطمیین الخلفاء، قاهره، وزارة الاوقاف، ۱۴۱۶ق.
- مقریزی، احمد بن علی، السلوک لمعرفة دول الملوک، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت، دار الكتب العلمية، الطبعة الاولى، ۱۴۱۸ق/۱۹۹۷م.
- ملاییپور، جواد، آذرخش انقلاب، قم، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهشهای اسلامی،۱۳۸۳ش.
- مونس، حسین، تاریخ و تمدن مغرب، ترجمه حمیدرضا شیخی، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۸۴ش.
- نظری منفرد، علی، نهضت های پس از عاشورا: مروری بر قیام کربلا و نهضت های الگو گرفته از آن در دوران امویان و عباسیان، قم، نشرسرور،۱۳۸۶ش.
- سومر، فاروق، نقش ترکان آناطولی در تشکیل و توسعه دولت صفوی، مترجم احسان اشراقی، محمد تقی امامی، تهران، نشر گستر، ۱۳۷۱ش.
- نویری، شهاب الدین احمد، نهایه الارب فی فنون الادب، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، انتشارات امیر کبیر، ۱۳۶۶ش.
- واکر، پلای، پژوهشی در یکی از امپراتوریهای اسلامی: تاریخ فاطمیان و منابع آن، ترجمه فریدون بدرهای، تهران، فرزان روز، ۱۳۸۳ش.
- یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب ابن واضح، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۸ش.
- تحقیق در مورد دوره صفویه، جمنما، تاریخ درج مطلب: ۳بهمن ۱۳۹۸، تاریخ بازدید: ۲۶ فروردین ۱۴۰۵ش.