پرش به محتوا

یحیی بن عبدالله

از ویکی شیعه
یحیی بن عبدالله
مشخصات فردی
نام کاملیحیی بن عبدالله بن حسن مثنی
لقبصاحب دیلم
خویشاونداننفس زکیهقتیل باخمرا
محل زندگیمدینه
علت وفاتقتل به دست عاملان هارون عباسی
شهادت۱۸۰قمدینه
مشخصات دینی
از یاراناصحاب امام صادق(ع)
فعالیت‌هاقیام علیه حکومت عباسیان


یحیی بن عبدالله بن حسن مثنی از بزرگان طالبیان در دوران خلافت هادی و هارون عباسی بود. او با القابی چون صاحب دیلم و علوی شناخته می‌شد و از نظر اخلاقی و مذهبی مورد تحسین عالمان زمان خود قرار گرفت. یحیی زیر نظر امام صادق(ع) تربیت یافت و از ایشان و دیگر امامان، احادیث بسیاری نقل کرده است.

او در قیام صاحب فخ شرکت کرد و پس از شکست قیام به دیلم پناه برد. یحیی در آنجا قیامی را آغاز کرد و توانست حمایت مردم و شیعیان را جلب کند، اما درنهایت با تدابیر هارون و فرماندهانش تسلیم شد. وی پس از انتقال به بغداد، ابتدا مورد احترام قرار گرفت، اما بعدها به زندان افتاد. او به کمک برامکه از زندان آزاد شد که این امر باعث خشم هارون نسبت به برمکیان گردید.

یحیی به‌دلیل جایگاهش در میان علویان و ارتباطاتش با دیلمیان، همواره سبب توجه و نگرانی هارون بود. هارون در نهایت امان‌نامه‌ای که به یحیی داده بود را نقض کرد و به یحیی سخت گرفت و سرانجام یحیی در شرایطی نامعلوم درگذشت. برخی منابع از قتل او به روش‌های مختلف سخن گفته‌اند.

معرفی

یحیی بن عبدالله بن حسن مثنی از طالبیان در عصر هادی و هارون عباسی بود[۱] که با کنیه‌های ابوالحسن[۲] و ابومحمد[۳] و القابی چون طالبی،[۴] هاشمی،[۵] حسنی،[۶] علوی[۷] و صاحب دیلم[۸] یا صاحب جبل دیلم[۹] شناخته می‌شد. منابع او را از شخصیت‌های ممتاز خاندان علوی معرفی کرده‌اند[۱۰] و وی را فردی پرهیزکار، زاهد،[۱۱] دارای جایگاه علمی و مذهبی والا[۱۲] و مورد احترام عالمان عصر خود دانسته‌اند؛[۱۳] به‌گونه‌ای که بسیاری از دانشمندان زمانش از او با عنوان «امام» یاد می‌کردند[۱۴] و اشعاری در رثای او سروده می‌شد.[۱۵]

یحیی فرزند عبدالله محض از نوادگان امام حسن(ع) بود[۱۶] و از سوی پدر به خاندان حسنی و از سوی مادر به بنی‌اسد و قریش انتساب داشت.[۱۷] او برادر محمد نفس زکیه، ابراهیم[۱۸] و ادریس بود[۱۹] و از وی فرزندانی چون محمد، ابراهیم و صالح یاد شده است،[۲۰] هرچند برخی منابع تنها محمد را فرزند او دانسته‌اند.[۲۱] محمد بن یحیی به دست کارگزاران عباسی زندانی و درگذشت،[۲۲] احمد بن محمد در دوره مستعین قیام کرد[۲۳] اما سرانجام زندانی شد و جان باخت،[۲۴] و محمد بن جعفر بن یحیی پس از مهاجرت به مصر و مغرب، در تاهرت حکومتی تشکیل داد و در نهایت بر اثر مسمومیت درگذشت.[۲۵]

ارتباط یحیی با اهلبیت

براساس گزارش‌های تاریخی، یحیی بن عبدالله از شاگردان و راویان امام صادق(ع) بود[۲۶] و آن حضرت را با عنوان «حبیبی» خطاب می‌کرد[۲۷] و بیشترین روایات خود را از ایشان نقل کرده است.[۲۸] منابع گزارش کرده‌اند که وی پس از شهادت امام صادق(ع)، سرپرستی اموال و فرزندان خردسال آن حضرت را برعهده گرفت.[۲۹] همچنین وی در نامه‌ای به امام کاظم(ع) از تقوا سخن گفت و اشاره کرد که او و پدرش دعوت به «الرضا من آل محمد» را نپذیرفته‌اند. امام کاظم(ع) در پاسخ، نسب خود را به امام صادق(ع) و امام علی(ع) یادآور شد و با طرح پرسش‌های پیچیده، برتری علمی خود را نشان داد و یحیی را به اطاعت از خلیفه توصیه کرد؛ این نامه موجب مبرا شدن امام(ع) از اتهامات نزد هارون گردید.[۳۰]

روای حدیث

یحیی از راویان حدیث به‌شمار می‌رفت[۳۱] و روایات فراوانی از امام صادق(ع)[۳۲] و با واسطه از امام سجاد(ع)[۳۳] و امام باقر(ع)[۳۴] نقل کرده است. وی از پدرش عبدالله محض ، برادرش نفس زکیه و ابان بن تغلب نیز روایت کرده[۳۵] و افرادی همچون مخول بن إبراهیم، بکار بن زیاد، یحیی بن مساور، عمرو بن حماد[۳۶] و محمد بن سلیمان بن عبدالله نوفلی[۳۷] از او روایت نقل کرده‌اند. او در مجلس مالک بن انس شرکت می‌کرد و مورد احترام او بود.[۳۸]

روایات منسوب به او شامل موضوعات فقهی،[۳۹] ردالشمس،[۴۰] خطبه پیامبر(ص) درباره اهمیت صدقه،[۴۱] اهمیت امام‌شناسی،[۴۲] سرنوشت بد پیمان‌شکنان،[۴۳] مذمت کوفیان در عدم همراهی اهل‌بیت(ع)[۴۴] و جایگاه اهل‌بیت(ع) و شیعیان در بهشت[۴۵] است. همچنین، سوال یحیی از امام کاظم(ع) پیرامون ادعای علم غیب برای امام و نفی آن از سوی امام در منابع بازتاب یافته است.[۴۶] وی گزارشی از لحظات پایانی عمر خلیفه دوم ارائه داده است که در آن عمر از غصب خلافت توسط خود و ابوبکر، جانشینی ابوبکر و تقسیم ناعادلانه بیت‌المال[۴۷] ابراز پشیمانی کرده است و گفته شده که یحیی بن عبدالله از خلفای اول و دوم اظهار برائت می‌کرد.[۴۸]

شرکت یحیی در قیام صاحب فخ

یحیی بن عبدالله، به‌همراه برادرش ادریس، در قیام صاحب فخ مشارکت داشت.[۴۹] با افزایش سختگیری حاکم مدینه بر آل ابی‌طالب و الزام آنها به حضور روزانه،[۵۰] درگیری لفظی بین یحیی و حسین بن علی با حاکم مدینه رخ داد.[۵۱] یحیی و حسین بن علی ضامن حسن بن محمد، یکی از طالبیان، بودند[۵۲] و غیبت حسن بن محمد باعث تشدید فشار بر علویان شد.[۵۳] در جریان قیام، خالد بربری به دست یحیی[۵۴] و ادریس کشته شد[۵۵] و یحیی در هنگام تصرف مدینه مجروح گردید.[۵۶]

حسین بن علی و یحیی بن عبدالله مدعی بودند که این قیام با مشورت اهل‌بیت(ع)، از جمله امام کاظم(ع)، صورت گرفته و امام آنها را مأمور به خروج کرده است.[۵۷] بااین‌حال، امام کاظم(ع) در قیام صاحب فخ شرکت نکرد و از حسین خواست تا او را معاف کند.[۵۸] امام کاظم(ع) شهادت حسین صاحب فخ را پیش‌بینی کرده و به دورویی و بی‌وفایی یاران او اشاره نمودند.[۵۹] در نهایت، یحیی در واقعه فخ متواری شد و جان سالم به در برد.[۶۰]

پس از قیام، یحیی به شهرهای مختلفی[۶۱] از جمله یمن، مصر، مغرب، عراق، ری، خراسان و ماوراء‌ النهر گریخت[۶۲] و هارون در پی دستگیری او بود.[۶۳] یحیی به خاقان حاکم ترکستان پناه برد[۶۴] و ۱۷۰ نفر از یارانش[۶۵] به مدت ۳۰ ماه نزد او ماندند؛[۶۶] خاقان به‌دلیل احترام به اصول اسلامی و نواده پیامبر بودن یحیی، درخواست‌های هارون مبنی بر تسلیم کردن او را رد کرد.[۶۷] پس از ترکستان، یحیی به خراسان،[۶۸] جبال،[۶۹] طبرستان و دیلم رفت، به امید جلب اعتماد دیلمیان به‌دلیل سابقه همکاری این منطقه با علویان [۷۰]

قیام یحیی

براساس گزارش منابع، یحیی بن عبدالله در سال ۱۷۵ق دعوت خود را در دیلم آشکار کرد[۷۱] و در سال ۱۷۶ق[۷۲] با تصرف این منطقه[۷۳] قیام خود را گسترش داد. بیعت گسترده مردم و شیعیان از او[۷۴] موجب افزایش نفوذ[۷۵] و قدرت حکومتش شد[۷۶] و مهاجرت گروه‌هایی از شیعیان[۷۷] به دیلم را در پی داشت.[۷۸] وی در این دوره ادعای خلافت کرد[۷۹] و برای رویارویی با حکومت عباسی[۸۰] به تجهیز نیرو پرداخت.[۸۱]

یحیی پس از مدتی به طبرستان رفت و پادشاه طبرستانب با نام «جستان» از او حمایت کرد.[۸۲] به فرمان هارون، لشکری بزرگ به فرماندهی فضل بن یحیی برمکی به منطقه اعزام شد.[۸۳] فضل با مکاتبات متعدد[۸۴] و پرداخت یک میلیون درهم به فرمانروای دیلم، شرایط خروج یحیی را تسهیل نمود.[۸۵] یحیی از فضل و هارون‌الرشید درخواست امان کرد که پذیرفته شد[۸۶] و پادشاه دیلم نیز یحیی را به شرط امان تسلیم نمود.[۸۷] هارون امان‌نامه‌ای به خط خود نوشت[۸۸] و بزرگان عباسی[۸۹] و بنی‌هاشم[۹۰] آن را امضا کردند. یحیی علت این تصمیم را ناتوانی در مقاومت به‌دلیل کمبود یاران در برابر سپاه پرتعداد فضل عنوان کرد.[۹۱]

انتقال یحیی به بغداد

به گزارش مورخان، یحیی همراه فضل وارد بغداد شد[۹۲] و به دستور هارون با استقبال[۹۳] و بخشش‌های فراوان،[۹۴] از جمله دویست هزار دینار،[۹۵] مورد تکریم قرار گرفت[۹۶] و چند ماهی[۹۷] در خانه یحیی بن خالد برمکی اقامت داشت.[۹۸] در این مدت، هارون مناظره‌هایی را با حضور او ترتیب داد[۹۹] و مهم‌ترین آنها مناظره یحیی با عبدالله بن مصعب زبیری دانسته شده است که پس از اتهام زبیری به یحیی درباره دعوت به بیعت علیه خلیفه شکل گرفت؛ [۱۰۰] یحیی با استناد به اشعار زبیری و واداشتن او به سوگند،[۱۰۱] او را چنان دچار اضطراب کرد[۱۰۲] که زبیری اندکی بعد بیمار شد[۱۰۳] و در همان روز[۱۰۴] و به نقلی سه روز بعد درگذشت[۱۰۵] هرچند از قتل او توسط همسرش نیز سخن به میان آمده است.[۱۰۶] به گفته پژوهشگران، هارون بعدتر یحیی را زندانی کرد و درباره امان‌نامه او از عالمان استفتاء گرفت؛[۱۰۷] در مجلس بررسی این امان‌نامه،[۱۰۸] محمد بن حسن فقیه آن را معتبر دانست،[۱۰۹] اما ابوالبختری قاضی آن را به‌دلیل آسیب‌رساندن یحیی به وحدت مسلمانان و ارتکاب خونریزی باطل اعلام کرد[۱۱۰] و به دستور هارون آن را پاره کرد،[۱۱۱] درحالی‌که محمد بن حسن به‌سبب مخالفت با این نظر مدتی از کار کنار گذاشته شد[۱۱۲] و به ابوالبختری نیز پاداشی کلان داده شد[۱۱۳] گزارش داستان نقض امان‌نامه به صورت مفصل در تعدادی منابع بازتاب داشته است.[۱۱۴]

اختلاف نظر در مورد درگذشت یحیی و دلایل زندانی شدن او

دربارهدرگذشت یحیی در حدود سال ۱۸۰ق[۱۱۵] میان مورخان اختلاف‌نظر وجود دارد؛[۱۱۶] برخی او را زندانی در بغداد[۱۱۷] یا مدینه[۱۱۸] دانسته و از کشته شدن وی به دست هارون الرشید پس از تسلیم[۱۱۹] یا سعایت زبیری[۱۲۰] سخن گفته‌اند، درحالی‌که برخی دیگر مرگ او را ناشی از بیماری در حبس هارون می‌دانند.[۱۲۱] درباره نحوه قتل او نیز گزارش‌های متعددی نظیر گرسنگی و تشنگی[۱۲۲] در چاه[۱۲۳] مسمومیت،[۱۲۴] خفگی،[۱۲۵] انداختن او جلوی درندگان[۱۲۶] یا ساختن دیوار بر روی بدن او[۱۲۷] وجود دارد که ماموریت حبس او به افرادی چون مسرور سیاف یا مسرور کبیر[۱۲۸] یا سندی بن شاهک[۱۲۹] نسبت داده شده است.

به گفته منابع، هارون الرشید که با وجود ظاهرِ احترام‌آمیز، همواره در پی فرصتی برای سرکوب یحیی بود،[۱۳۰] به‌دلیل هراس[۱۳۱] از جایگاه اجتماعی وی[۱۳۲] اتهاماتی همچون ارتباط مخفیانه با دیلمیان،[۱۳۳] دعوت پنهانی مردم به سوی خود،[۱۳۴] شهادت گروهی از حجازیان علیه او که منجر به بی‌اعتباری امان‌نامه‌اش شد[۱۳۵] و همچنین پاسخ صریح یحیی به هارون در خصوص جایگاه نسبی‌اش با پیامبر(ص) که به نقض امان‌نامه انجامید، او را زندانی کرد.[۱۳۶]

نقش برامکه در آزادی‌های متعدد یحیی

برخی مورخان گزارش کرده‌اند که یحیی چندین‌بار زندانی شد، اما در نهایت آزاد گردید؛[۱۳۷] به‌گمان برخی، آزادی او پس از مناظره با زبیری[۱۳۸] و با اعطای هزار دینار رخ داد[۱۳۹] و هارون نیز برای پرهیز از اتهام قتل یا مسموم‌کردن،[۱۴۰] مردم را شاهد گرفت که یحیی بیمار نیست.[۱۴۱] یحیی پس از آزادی با اجازه هارون به مدینه بازگشت،[۱۴۲] بدهی ۲۰۰ هزار دیناری صاحب فخ[۱۴۳] را پرداخت کرد[۱۴۴] و سپس به حج رفت؛[۱۴۵] در برخی نقل‌ها نیز وفات او یک ماه پس از نقض امان‌نامه و خارج از زندان دانسته شده است.[۱۴۶] برخی روایت کرده‌اند که در بازجویی‌ها، یحیی با نشان‌دادن زبان تیره و درخواست عفو به‌دلیل قرابت با پیامبر(ص)، هارون را نرم کرد،[۱۴۷] اما در بازجویی دیگری بلافاصله پس از مجلس درگذشت و هارون از متهم‌شدن به مسمومیت او خشمگین شد.[۱۴۸]

همچنین گفته شده که برامکه،[۱۴۹] به‌ویژه فضل بن یحیی[۱۵۰] و جعفر بن یحیی،[۱۵۱] در آزادی او نقش داشتند و همین رفتارها یکی از عوامل بدگمانی و تغییر نظر هارون نسبت به برامکه[۱۵۲] و حتی قتل جعفر شد؛[۱۵۳] در نهایت، برخی منابع تأکید دارند که یحیی پس از آزادی دوباره به زندان بازگردانده شد.[۱۵۴]

اثری در مورد یحیی

علی بن ابراهیم، از نوادگان امام سجاد(ع) که از افراد مورد اعتماد دانسته شده، کتاب‌هایی درباره واقعه فخ و همچنین اخبار یحیی بن عبدالله بن حسن نوشته است که ابوالفرج در کتاب مقاتل از آن‌ها نقل کرده است.[۱۵۵]

پانویس

  1. زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۱۵۴.
  2. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۸۸.
  3. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۵۰.
  4. زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۱۵۴.
  5. ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۶، ص ۴۳۹، ج۱۲، ص۴۵۵.
  6. گردیزی، زین الأخبار، ۱۳۶۳ش، ص۱۶۰؛ مجهول، مجمل التواریخ، تهران، ص۳۴۴.
  7. ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۸۰؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۱۲.
  8. صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۱۲؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۹۸؛ ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۷۰.
  9. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۳۸۶.
  10. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۸۸.
  11. مستوفی قزوینی، تاریخ‌ گزیده، ۱۳۶۴ش، ص۷۹۰.
  12. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۸۸.
  13. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۸۸.
  14. مستوفی قزوینی، تاریخ‌ گزیده، ۱۳۶۴ش، ص۷۹۰.
  15. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۴۰۵ – ۴۰۶؛ محلی، الحدائق الوردیه، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۵۴.
  16. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۲، ص۱۹۸.
  17. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۳۸۶، ۴۴۲؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۸۸.
  18. ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۲، ص۴۵۵؛ بلعمی، تاریخنامه طبری، ۱۳۷۳ش، ج۴، ص۱۱۸۷؛ مستوفی قزوینی، تاریخ‌ گزیده، ۱۳۶۴ش، ص۳۰۴.
  19. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۳۸۶.
  20. ابن‌حزم، جمهره أنساب‌العرب، ۱۴۰۳ق، ص۴۶.
  21. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۴۴۲.
  22. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۴۱۱-۴۱۲.
  23. ابن‌حیون، شرح الأخبار، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۳۴۶.
  24. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۵۲۶.
  25. مسعودی، مروج‌ الذهب، ۱۴۰۹ق، ج‌۳، ص۳۴۳.
  26. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۸۹.
  27. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۸۹.
  28. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۸۸.
  29. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۸۸.
  30. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۶۸–۳۶۸.
  31. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۸۸.
  32. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۸۸؛ محلی، الحدائق الوردیه، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۲۹–۳۳۰.
  33. علل الشرائع، ج۱، ص۴۵
  34. شیخ طوسی، الامالی، ۱۴۱۴ق، ص۳۰۸، ۶۵۵-۶۵۶.
  35. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۸۸؛ محلی، الحدائق الوردیه، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۳۰.
  36. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۸۸.
  37. ابن‌عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۵۳، ص۱۲۶؛ محلی، الحدائق الوردیه، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۳۰.
  38. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۸۹.
  39. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، صج۶، ص۱۲۷ – ۱۲۸؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۷۴.
  40. مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۳۰.
  41. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۳۵–۳۶.
  42. نعمانی، الغیبه، ۱۳۹۷ق، ص۱۲۷.
  43. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۳۷–۳۳۸.
  44. صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۱۲؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۹۸؛ شیخ مفید، الامالی، ۱۴۱۳ق، ص۱۲۲-۱۲۳.
  45. طوسی، الامالی، ۱۴۱۴ق، ص۳۰۸، ۶۵۵-۶۵۶
  46. کشی، إختیار معرفه الرجال، ۱۴۰۴ق، ص۲۹۸؛ شیخ مفید، الامالی، ۱۴۱۳ق، ص۲۳.
  47. شیخ صدوق، خصال، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۱۷۰.
  48. ابوالصلاح الحلبی، تقریب المعارف، ۱۴۰۴ق، ص۲۵۲.
  49. بلعمی، تاریخنامه طبری، ۱۳۷۳ش، ج۴، ص۱۱۸۷.
  50. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۷۲.
  51. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۷۳ - ۳۷۴
  52. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۱۹۳؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۷۲؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۰، ص۳۴.
  53. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۷۳ - ۳۷۴.
  54. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۷۶ – ۳۷۷؛ طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۰۱.
  55. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۱۹۴، ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۷۰.
  56. ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۰، ص۳۵.
  57. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۸۳.
  58. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۷۵ - ۳۷۶.
  59. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۷۶.
  60. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۴۴۲؛ زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۱۵۴.
  61. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۹۰.
  62. زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۱۵۴.
  63. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۴۴۲.
  64. ابن‌عماد حنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۳۷؛ عامری حرضی، غربال الزمان، ۱۴۰۵ق، ص۱۷۹.
  65. زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۱۵۴.
  66. ابن‌عماد حنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۳۷؛ عامری حرضی، غربال الزمان، ۱۴۰۵ق، ص۱۷۹.
  67. ابن‌عماد حنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۳۷؛ عامری حرضی، غربال الزمان، ۱۴۰۵ق، ص۱۷۹.
  68. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، ج۲، ص۴۰۸.
  69. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۳، ص۱۳۶.
  70. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۹۴؛ محلی، الحدائق الوردیه، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۳۰.
  71. زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۱۵۴.
  72. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۴۲؛ ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۱۶۷؛ اعرجی، مناهل الضرب، ۱۴۱۹ق، ص۳۰۹.
  73. بلعمی، تاریخنامه طبری، ۱۳۷۳ش، ج۴، ص۱۱۸۶.
  74. ابن‌طقطقی، الفخری، ۱۴۱۸ق، ص۱۹۳.
  75. ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۷۳؛ ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۱۶۷.
  76. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۴۲؛ ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۹، ص۱۶.
  77. ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۱۲.
  78. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۴۲؛ ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۷۳.
  79. ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۱۲.
  80. ابن‌حیون، شرح الأخبار، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۳۳۰.
  81. بلعمی، تاریخنامه طبری، ۱۳۷۳ش، ج۴، ص۱۱۸۷.
  82. مستوفی قزوینی، تاریخ‌ گزیده، ۱۳۶۴ش، ص۳۰۴–۳۰۵، ۷۹۰.
  83. ابن‌عماد حنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۳۷؛ عامری حرضی، غربال الزمان، ۱۴۰۵ق، ص۱۷۹.
  84. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۴۲.
  85. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۴۳؛ ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۹، ص۱۶؛ ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۷۳.
  86. ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۱۲.
  87. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۳، ص۱۳۶.
  88. ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۱۶۷؛ ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۷۳.
  89. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۴۳؛ ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۱۶۷؛ ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۹، ص۱۶-۱۷
  90. ابن‌طقطقی، الفخری، ۱۴۱۸ق، ص۱۹۳.
  91. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۴۴؛ ابن‌مسکویه، تجارب الامم، ۱۳۷۹ش، ج۳، ص۵۰۸-۵۰۹؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۹۳.
  92. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۴۳؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۹۳ – ۳۹۴؛ ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۷۳.
  93. گردیزی، زین الأخبار، ۱۳۶۳ش، ص۱۶۱.
  94. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۴۳؛ ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۹، ص۱۷؛ ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۷۳.
  95. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۹۴.
  96. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۴۳؛ ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۹، ص۱۷.
  97. بلعمی، تاریخنامه طبری، ۱۳۷۳ش، ج۴، ص۱۱۸۸؛ مستوفی قزوینی، تاریخ‌ گزیده، ۱۳۶۴ش، ص۳۰۵.
  98. گردیزی، زین الأخبار، ۱۳۶۳ش، ص۱۶۱.
  99. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۹۵؛ محلی، الحدائق الوردیه، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۴۷.
  100. ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۱۲.
  101. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۹۶ – ۴۰۰؛ محلی، الحدائق الوردیه، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۴۸-۳۵۱.
  102. تاریخ الطبری، ج۸، ص۲۴۶؛ ابن‌مسکویه، تجارب الامم، ۱۳۷۹ش، ج۳، ص۵۱۱ - ۵۱۲.
  103. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۴۶؛ ابن‌مسکویه، تجارب الامم، ۱۳۷۹ش، ج۳، ص۵۱۱-۵۱۲.
  104. ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۱۲.
  105. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۹۹؛ ابن‌عماد حنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۳۷.
  106. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۴۶ - ۲۴۷؛ ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۱۶۷-۱۶۸.
  107. ابن‌طقطقی، الفخری، ۱۴۱۸ق، ص۱۹۳.
  108. ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۱۶۷؛ ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۹، ص۱۷.
  109. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۴۷؛ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۱۶۷.
  110. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۴۷؛ ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۹، ص۱۷.
  111. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۴۰۱؛ محلی، الحدائق الوردیه، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۵۲.
  112. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۴۰۱؛ محلی، الحدائق الوردیه، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۵۲.
  113. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۴۰۱؛ محلی، الحدائق الوردیه، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۵۲.
  114. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۴۰۱؛ محلی، الحدائق الوردیه، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۵۱-۳۵۲.
  115. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۴۴۲.
  116. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۹۵، ۴۰۱
  117. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، ج۲، ص۴۰۸.
  118. ابن‌حیون، شرح الأخبار، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۳۳۰.
  119. مسعودی، مروج‌ الذهب، ۱۴۰۹ق، ج‌۳، ص۳۴۲؛ مقدسی، البدء و التاریخ، بورسعید، ج۶، ص۱۰۰.
  120. ابن‌طقطقی، الفخری، ۱۴۱۸ق، ص۱۹۳-۱۹۴.
  121. ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۱۲.
  122. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، ج۲، ص۴۰۸؛‌ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۴۰۲.
  123. ابن‌حیون، شرح الأخبار، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۳۳۰.
  124. محلی، الحدائق الوردیه، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۵۳.
  125. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۴۰۳.
  126. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۴۰۳.
  127. مسعودی، مروج‌ الذهب، ۱۴۰۹ق، ج‌۳، ص۳۴۲؛ مقدسی، البدء و التاریخ، بورسعید، ج۶، ص ۱۰۰.
  128. زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۱۵۴.
  129. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۳، ص۱۳۶.
  130. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۹۴.
  131. ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۲، ص۴۵۶.
  132. ابن‌حیون، شرح الأخبار، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۳۳۰.
  133. گردیزی، زین الأخبار، ۱۳۶۳ش، ص۱۶۱.
  134. زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۱۵۴؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۹۵ – ۳۹۶؛ محلی، الحدائق الوردیه، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۴۷-۳۴۸.
  135. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۹۵؛ محلی، الحدائق الوردیه، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۴۷.
  136. ابن‌عماد حنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۳۷-۴۳۸؛ محلی، الحدائق الوردیه، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۴۷-۳۴۸.
  137. ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۱۲.
  138. مسعودی، مروج‌ الذهب، ۱۴۰۹ق، ج‌۳، ص۳۴۲؛ ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۱۶۸.
  139. مسعودی، مروج‌ الذهب، ۱۴۰۹ق، ج‌۳، ص۳۴۲.
  140. ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۱۶۷.
  141. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۴۷؛ ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۹، ص۱۷-۱۸.
  142. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۴۴۲؛ عامری حرضی، غربال الزمان، ۱۴۰۵ق، ص۱۸۰.
  143. ابن‌عماد حنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۳۷؛ عامری حرضی، غربال الزمان، ۱۴۰۵ق، ص۱۸۰.
  144. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۴۰۴.
  145. ابن‌عماد حنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۳۷.
  146. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۴۷؛ ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۹، ص۱۸.
  147. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲۴۴ – ۲۴۵؛ ابن‌مسکویه، تجارب الامم، ۱۳۷۹ش، ج۳، ص۵۰۹-۵۱۰.
  148. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۴۰۳؛ محلی، الحدائق الوردیه، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۵۳.
  149. ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۱۶۷.
  150. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۹۵؛ زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۱۵۴.
  151. ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۱۰، ص۱۸۹؛ ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۸۰.
  152. زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۱۵۴.
  153. ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۹، ص۱۲۷-۱۲۸؛ ابن‌عماد حنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۹۲.
  154. زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۱۵۴.
  155. نجاشی، رجال النجاشی، ۱۳۶۵ش، ص۲۶۲-۲۶۳.

منابع

  • ابن‌اثیر جزری، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت،‌ دار بیروت، ۱۳۸۵ق.
  • ابن‌جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۲ق.
  • ابن‌حزم، علی بن احمد بن سعید، جمهرة أنساب العرب، تحقیق لجنة من العلماء، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۰۳ق.
  • ابن‌حیون، نعمان بن محمد، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار(ع)، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۹ق.
  • ابن‌خلدون، عبدالرحمن بن محمد، دیوان المبتدأ و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و...، تحقیق خلیل شحادة، بیروت، دارالفکر، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
  • ابن‌سعد، محمد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق.
  • ابن‌طقطقی، محمد بن علی بن طباطبا، الفخری فی الآداب السلطانیة و الدول الاسلامیة، تحقیق عبدالقادر محمد مایو، بیروت، دارالقلم العربی، ۱۴۱۸ق.
  • ابن‌عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
  • ابن‌عماد حنبلی، عبدالحی بن احمد، شذرات الذهب فی أخبار من ذهب، دمشق،‌ دار ابن‌کثیر، ۱۴۰۶ق.
  • ابن‌عنبة، احمد بن علی، عمدة الطالب فی أنساب آل ابی طالب، قم، مؤسسة أنصاریان، ۱۴۱۷ق.
  • ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
  • ابن‌مسکویه الرازی، ابو علی، تجارب الأمم،، تهران، سروش، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش.
  • ابوالصلاح الحلبی، تقی بن نجم، تقریب المعارف، قم، الهادی، ۱۴۰۴ق.
  • ابوالفرج اصفهانی، علی بن الحسین، مقاتل الطالبیین، تحقیق سید احمد صقر، بیروت، دارالمعرفة، بی‌تا.
  • اعرجی، جعفر بن محمد، مناهل الضرب فی أنساب العرب، قم، کتابخانه عمومی آیت الله العظمی مرعشی نجفی، ۱۴۱۹ق.
  • بلاذری، أحمد بن یحیی بن جابر، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق.
  • ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت،‌ دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • زرکلی، خیر الدین، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۹م.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ش.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، علل الشرائع، قم، کتاب‌فروشی داوری، ۱۳۸۵ش.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، الأمالی، قم، دارالثقافة، ۱۴۱۴ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن الحسن، تهذیب الأحکام، تحقیق خرسان، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد(ع)، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
  • طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد أبو الفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷ق.
  • عامری حرضی، یحیی بن ابی‌بکر، غربال الزمان فی وفیات الأعیان، دمشق، دارالخیر، ۱۴۰۵ق.
  • کشی، محمد بن عمر، اختیار معرفة الرجال، قم، موسسة آل البیت(ع) لإحیاء التراث، ۱۴۰۴ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • گردانیده منسوب به بلعمی، تاریخنامه طبری، تحقیق محمد روشن، تهران، البرز، چاپ سوم، ۱۳۷۳ش.
  • گردیزی، عبدالحی بن ضحاک، زین الاخبار، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۳ش.
  • مجهول، مجمل التواریخ و القصص، تهران، کلاله خاور، بی‌تا.
  • محلی، حمید بن احمد، الحدائق الوردیة فی مناقب الأئمة الزیدیة، صنعا، مکتبة بدر، ۱۴۲۳ق.
  • مستوفی قزوینی، حمدالله بن ابی‌بکر، تاریخ گزیده، تحقیق عبدالحسین نوایی، تهران، امیر کبیر، چاپ سوم، ۱۳۶۴ش.
  • مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم، دارالهجرة، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
  • مفید، محمد بن محمد، الأمالی، قم، کنگره شیخ، ۱۴۱۳ق.
  • مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، بورسعید، مکتبة الثقافة الدینیة، بی‌تا.
  • مقریزی، احمد بن علی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، تحقیق محمد عبدالحمید النمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۰ق.
  • نجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشی، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، چاپ ششم، ۱۳۶۵ش.
  • نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، تهران، نشر صدوق، ۱۳۹۷ق.
  • یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ یعقوبی، بیروت، دار صادر، بی‌تا.