پرش به محتوا

سید محمدباقر شفتی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
imported>Kmhoseini
imported>Kmhoseini
خط ۸۹: خط ۸۹:
داستان‌های متعددی از اجرای حدود به فرمان شفتی روایت شده است؛ از جمله گفته شده که او حکم قتل هفتاد نفر را بر اساس حدود شرعی صادر کرد و برخی را به دست خود اجرا کرد.<ref>تنکابنی،‌ قصص العلماء، ص ۱۸۴</ref> برداشت‌ها از این شیوه سید شفتی متفاوت است؛ برخی منابع تراجم‌نگاری علما از بزرگی و قدرت او در امر به معروف و نهی از منکر یاد کرده‌اند.<ref>تنکابنی، قصص‌ العلماء، </ref> در مقابل برخی نویسندگان نیز او را متهم به سنگدلی در اجرای حدود کرده‌اند.<ref>اقبال، «شرح حال حجت الاسلام سید محمدباقر شفتی»، ص۴۲</ref>گفته شده که او در هنگام اجرای حدود به‌شدت متاثر می‌شد و گریه و گاهی غش می‌کرد.<ref>تنکابنی،‌ قصص العلما</ref>
داستان‌های متعددی از اجرای حدود به فرمان شفتی روایت شده است؛ از جمله گفته شده که او حکم قتل هفتاد نفر را بر اساس حدود شرعی صادر کرد و برخی را به دست خود اجرا کرد.<ref>تنکابنی،‌ قصص العلماء، ص ۱۸۴</ref> برداشت‌ها از این شیوه سید شفتی متفاوت است؛ برخی منابع تراجم‌نگاری علما از بزرگی و قدرت او در امر به معروف و نهی از منکر یاد کرده‌اند.<ref>تنکابنی، قصص‌ العلماء، </ref> در مقابل برخی نویسندگان نیز او را متهم به سنگدلی در اجرای حدود کرده‌اند.<ref>اقبال، «شرح حال حجت الاسلام سید محمدباقر شفتی»، ص۴۲</ref>گفته شده که او در هنگام اجرای حدود به‌شدت متاثر می‌شد و گریه و گاهی غش می‌کرد.<ref>تنکابنی،‌ قصص العلما</ref>


=== قدرت اجتماعی سید دربرابر شاهان قاجار ===
=== دربرابر شاهان قاجار ===
معنای ضمنی عملکرد شفتی در اجرای حدود را مشروع ندانستن حکومت شاهان قاجار دانسته‌ و این شیوه او را در برابر شیوه برخی از علمای تراز اول عصر قاجار، که با این حکومت همکاری کردند و مشروعیت آن را تایید کردند، قرار داده‌اند.<ref>پارسا، ص ۳۴</ref> نقل شده است که یک بار فتح علی شاه به این شیوه او اعتراض کرد اما او گفت که نمی‌تواند اجرای حدود را به بهانه رسیدن ماموران حکومتی به تاخیر بیاندازد.
معنای ضمنی عملکرد شفتی در اجرای حدود را مشروع ندانستن حکومت شاهان قاجار دانسته‌ و این شیوه او را در برابر شیوه برخی از علمای تراز اول عصر قاجار، که با این حکومت همکاری کردند و مشروعیت آن را تایید کردند، قرار داده‌اند.<ref>پارسا، ص ۳۴</ref> نقل شده است که یک بار فتح علی شاه به این شیوه او اعتراض کرد اما او گفت که نمی‌تواند اجرای حدود را به بهانه رسیدن ماموران حکومتی به تاخیر بیاندازد.



نسخهٔ ‏۱ اکتبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۰۸

سید محمدباقر شَفتی
اطلاعات فردی
نام کاملسید محمدباقر شفتی
لقبحجت الاسلام
تاریخ تولد۱۱۸۱ق
تاریخ وفات۱۲۶۰ق
شهر وفاتاصفهان
اطلاعات علمی
استادانپدرش • سید علی طباطبائیوحید بهبهانیشیخ جعفر کاشف الغطاءملامهدی نراقیعلامه بحرالعلوم
شاگردانمحمدمهدی کلباسی • محمدشفیع جاپلقیملا صالح برغانی قزوینیمحمد تنکابنیمحمدباقر خوانساری
محل تحصیلکربلانجفکاظمینقم
تألیفاتتحفة ابرار المستنبط • (الملتقط) من آثار الائمة الاطهار • الزهرة البارقة • شرح تهذیب الاصول • مطالع الانوار
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
اجتماعیساخت مسجد سید اصفهان


سید محمدباقر شَفتی بیدآبادی (۱۱۸۱-۱۲۶۰ق)، فقیه شیعی در دوره قاجاریه. شفتی از صاحبان فتوا و مفتی قضات قرن سیزدهم قمری و از نخستین فقیهانی بود که به لقب حجت الاسلام مشهور شد. مسجد سید اصفهان با حمایت وی ساخته شده است.

زندگی‌نامه

نسب سیدمحمدباقر بن محمدتقی به سادات موسوی می‌رسید و اصالتا رشتی بود. او را به اعتبار علم و ادب غروی حائری کاظمی و به اعتبار زادگاه و اقامتگاه و مدفن ،زنجانی(گیلانی) اصفهانی بیدآبادی می‌گفتند.[۱]

سید محمدباقر شفتی در روستای چرزه از توابع طارم زنجان متولد شد؛ اما چند سال بعد به شفت (از شهرهای استان گیلان) مهاجرت کرد. نام پدرش سید محمدنقی بود. نسب او با ۲۱ واسطه به امام موسی کاظم(ع) می‌رسد. مقدمات علوم را پیش پدر خواند و سپس جهت تکمیل معلومات خود در سال ۱۱۹۷ در ۱۶ یا ۱۷ سالگی به عراق مهاجرت کرد[۲] و در جمع شاگردان سید علی طباطبایی جای گرفت. یک سال در کربلا ماند و در این مدت از وحید بهبهانی بهره برد. همچنین گفته شده است او نزد علامه بحرالعلوم نیز شاگردی کرده است.[۳]

شفتی پس از یک‌سال به نجف رفت و در درس سید مهدی طباطبایی بروجردی و شیخ جعفر کاشف الغطا حاضر شد. تا ۱۲۰۴ق در نجف ماند و سپس به کاظمین رفت و در درس سید محسن اعرجی حاضر شد. شفتی در سال ۱۲۰۵ق به ایران و قم آمد و حدود ۶ ماه در درس میرزا ابوالقاسم بن ملامحمد گیلانی حاضر شد و از او اجازه کامل و مبسوطی دریافت کرد. از وی نقل شده است که در مدت این شش ماه به اندازه مدتی که در عتبات بودم رشد و ترقی کردم.[۴] سپس به کاشان رفت و در درس ملا مهدی نراقی حاضر شد و سرانجام در حدود ۱۲۱۶ یا ۱۲۱۷ق رهسپار اصفهان شد.[۵]

گفته شده است وی از شیخ جعفر کاشف الغطاء، سید علی اکبر کربلایی، میرزا ابوالقاسم قمی و دیگران اجازه روایت داشته است.[۶]

درگذشت

سید شفتی در یکشنبه ۲ ربیع‌الاول[۷] یا ۳ ربیع‌الثانی ۱۲۶۰ق بر اثر بیماری استسقاء درگذشت.[۸] در پی وفات او بازارهای اصفهان چندین روز بسته شد و در مناطق دیگر از جمله شهرهایی از هند، ترکستان و ماوراءالنهر برای او مجالس ختمی به پا شد.[۹] قصیده‌ای طولانی به زبان عربی در مرثیه او سروده شد که حدود ۸۰ بیت دارد و با بیت زیر آغاز می‌شود:

الگو:شعر۲

مقبره سید محمدباقر شفتی در مسجد سید اصفهان

فرزندش سیداسدالله بر او نماز گزارد و در مسجد سید اصفهان به خاک سپرده شد.[۱۰]

شاگردان

آثار

  • تحفه ابرار به فارسی
  • (الملتقط) من آثار الائمة الاطهار.
  • الزهرة البارقة فی احوال المجاز و الحقیقه.
  • مطالع الانوار فی شرح شرایع الاسلام.
  • رساله‌ای در حکم زیارت عاشورا
  • رسالة فی مشترکات الرجال
  • رساله‌ای در تحقیق حال ابوبصیر و تمییز او از ثقاتی که این کنیه را داشتند.
  • رساله‌ای در تحقیق حال ابان بن عثمان و رد کسانی که او را از اصحاب اجماع می‌پنداشتند.
  • رساله‌ای در مشتق.
  • رساله‌ای در احکام شک و سهو در نماز.
  • رساله‌ای در عدم جواز بقا بر تقلید مجتهد میت.
  • حواشی بر فروع کافی.
  • رساله‌ای در حکم اقامه حدود در زمان غیبت. شفتی، اقامه حدود را در زمان غیبت بر مجتهدان واجب می‌دانست. بر همین اساس حکم قتل ۸۰ تا ۹۰ نفر را اجرا کرد. گفته شده است ۱۲۰ نفر.
  • جوابات المسائل.[۱۲]

از فقر تا ثروت

سید محمد باقر زندگی بسیار فقیرانه‌ای داشت، تا اینکه با تحولی، تبدیل به انسان ثروتمندی گشت. او خود داستان را چنین نقل می‌کند که زمانی در اصفهان نماز وحشت خواند و با پولش، تصمیم گرفت کمی گوشت بخرد. در نهایت جگر گوسفند که ارزان‌ترین کالای قصابی بود را خرید. در زمان برگشت سگی را در کنار خرابه دید که از گرسنگی حال حرکت ندارد و بچه‌های او به زیر سینه او چسبیده‌اند. او آن جگر را قطعه قطعه نمود و به سوی سگ انداخت تا تمام شد. او خود نقل می‌کند آن سگ سر خود را به طرف آسمان بلند کرد و چند مرتبه صدا زد. یقین کردم در حق من دعا کرد.[نیازمند منبع]

مدتی بعد یکی از ثروتمندان شفت وجه زیادی برای وی فرستاد، اما شرط کرد که باید آن را در نظر شخص امینی بگذاری تا اینکه سرمایه کسب خود قرار دهد و از منافع آن استفاده کنی. پس از عمل به دستور او، خداوند ثروت فوق‌العاده‌ای به سید عنایت کرد که بعدها چهار صد کاروانسرا و دو هزار دکان خرید و یک ده خریداری نمود که مال‌التجاره آن در هر سال نه صد خروار برنج می‌شد.[۱۳]

زندگی اجتماعی و سیاسی

اجرای حدود

از ویژگی‌های زندگی سید محمدباقر شفتی، قدرت اجتماعی او در اصفهان است، یک‌ پایه این قدرت اجتماعی، اصرار او بر اجرای حدود شرعی (مجازات شرعی مجرمان) در اصفهان بود. او نیز مانند بسیاری از علمای اصولی به نظریه نیابت فقیه از امامان در اجرای حدود اعتقاد داشت. او رساله مستقلی در این باب نگاشت (رسالة فی إقامة الحدود فی عصر الغیبة) و در آن استدلال کرد که بر اساس روایات، اجرای حدود (مجازات شرعی مجرمان) وظیفه مقام حکومتی است. از سوی دیگر بر اساس مقبوله عمر بن حنظلة، فقها در عصر غیبت حاکم بر مردم اند.[۱۴] تفاوت او با دیگر علمای آن دوران را در این دانسته‌اند که خود او افزون بر صدور حکم،‌ اجرای حدود را نیز به دست گرفت،‌ در حالی که طبق روال قضایی آن زمان، علما در محاکم شرع حکمی را صادر می‌کردند و اجرای آن بر عهده ماموران حکومت بود.[۱۵]

داستان‌های متعددی از اجرای حدود به فرمان شفتی روایت شده است؛ از جمله گفته شده که او حکم قتل هفتاد نفر را بر اساس حدود شرعی صادر کرد و برخی را به دست خود اجرا کرد.[۱۶] برداشت‌ها از این شیوه سید شفتی متفاوت است؛ برخی منابع تراجم‌نگاری علما از بزرگی و قدرت او در امر به معروف و نهی از منکر یاد کرده‌اند.[۱۷] در مقابل برخی نویسندگان نیز او را متهم به سنگدلی در اجرای حدود کرده‌اند.[۱۸]گفته شده که او در هنگام اجرای حدود به‌شدت متاثر می‌شد و گریه و گاهی غش می‌کرد.[۱۹]

دربرابر شاهان قاجار

معنای ضمنی عملکرد شفتی در اجرای حدود را مشروع ندانستن حکومت شاهان قاجار دانسته‌ و این شیوه او را در برابر شیوه برخی از علمای تراز اول عصر قاجار، که با این حکومت همکاری کردند و مشروعیت آن را تایید کردند، قرار داده‌اند.[۲۰] نقل شده است که یک بار فتح علی شاه به این شیوه او اعتراض کرد اما او گفت که نمی‌تواند اجرای حدود را به بهانه رسیدن ماموران حکومتی به تاخیر بیاندازد.

سید شفتی اعتبار و قدرت اجتماعی و سیاسی زیادی در اصفهان داشت. نقل شده که در دوره‌هایی حاکم اصفهان سیف‌الدوله به تمامی مطیع او بود. همچنین خانه او محل پناه‌ گرفتن رجال سیاسی بود.

حجت الاسلام شهر

گفته شده است که همراهی محمدابراهیم کلباسی، ملا علی نوری و دیگران سبب افزایش اعتبار اجتماعی او شد. کلباسی همواره سید را گرامی می‌داشت؛ او جلوتر از سید شفتی راه نمی‌رفت و پیوسته مردم را به پیروی از وی فرا می‌خواند. او بر منبر می‌گفت: اگر رسول خدا(ص) زندگی خاکی داشت و می‌خواست کسی را به فرمانداری و داوری شرعی سپاهان گسیل دارد، بی‌تردید آن فرد سید حجت الاسلام بود.[۲۱]

ساخت مسجد سید اصفهان

مسجد سید اصفهان

مسجد سید اصفهان از بناهای تاریخی دوره قاجار در حدود ۱۲۴۵ق به همت سید محمدباقر شفتی رشتی ساخته شد.[۲۲][۲۳] این مسجد در زمینی به مساحت ۸۰۷۵ مترمربع در محله بیدآباد اصفهان بنا شده و دارای دو شبستان بزرگ، گنبد، دو چهلستون، دو مهتابی و سه ایوان و گلدسته به عنوان مسجد و نیز مدرس و بیش از ۴۵ حجره در طبقه فوقانی به منظور سکونت طلاب است.[۲۴] دو درب در جنوب شرقی و جنوب غربی و دو در واقع در سمت شمال مسجد، محله‌های اطراف را از طریق مسجد به یکدیگر متصل می‌کنند.[۲۵] او در این مسجد مکانی را برای دفن خود مشخص کرد.[۲۶]

کمک به محرومان

گفته شده است که روزی به یکی از راهبران مذهبی اهل‌سنت کردستان دوهزار تومان هدیه داد. در روز عید غدیری، نیز بر منبر رفت و تعدادی کیسه‌ طلا و نقره را در برابرش قرار داد و به تهیدستان گفت کنار یکی از درهای مسجد گرد آیند و یک یک وارد شده، بهره خویش برگیرند و از در دیگر بیرون روند. حدود یک ساعت هیجده هزار تومان زر و سیم تقسیم شد.[۲۷]

او در وبای اصفهان، یزد، شیراز و نیز گیلان کمک‌های مالی کرد. گفته شده است که شفتی یک مغازه نانوایی و یک قصابی داشت و حدود ۱،۰۰۰ نفر از بینوایان اصفهان را حواله داده بود تا روزانه از سهمیه‌های رایگان نان و گوشت استفاده کنند.[۲۸]

پانویس

الگوی پانویس غیرفعال شده است. لطفا از الگوی پانوشت استفاده شود

منابع



  1. خوانساری، روضات الجنات، مکتبة اسماعیلیان، ص۹۹.
  2. خوانساری، روضات الجنات، مکتبة اسماعیلیان، ص۱۰۲.
  3. «سید محمدباقر شفتی»، سایت اندیشه قم.
  4. خوانساری، روضات الجنات، مکتبة اسماعیلیان، ج۲، ص۱۰۰.
  5. «فقیه مجاهد آیت‌الله‌العظمی محمدباقر شفتی»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  6. خوانساری، روضات الجنات، مکتبة اسماعیلیان، ج۲، ص۱۰۰.
  7. قمی، وقایع الایام، ۱۳۸۹ش، ص۳۰۵.
  8. مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۱۴۳.
  9. خوانساری، روضات الجنات، مکتبة اسماعیلیان، ج۲، ص۱۰۳.
  10. خوانساری، روضات الجنات، مکتبة اسماعیلیان، ج۲، ص۱۰۳.
  11. سید محمدباقر شفتی، سایت اندیشه قم.
  12. خوانساری، روضات الجنات، مکتبة اسماعیلیان، ج۲، ص۱۰۰-۱۰۲.
  13. اسرار معراج، ص۸۵ به نقل از «مرحوم آیت الله شفتی طعام خود را به سگ می دهد».
  14. نک: پارسا، «سید محمدباقر شفتی و دخالت در حکومت بر اساس نظریه نیابت فقها از امام زمان(ع)»، ص ۳۳
  15. پارسا، ص ۳۴
  16. تنکابنی،‌ قصص العلماء، ص ۱۸۴
  17. تنکابنی، قصص‌ العلماء،
  18. اقبال، «شرح حال حجت الاسلام سید محمدباقر شفتی»، ص۴۲
  19. تنکابنی،‌ قصص العلما
  20. پارسا، ص ۳۴
  21. آشنایی با آیت‌الله سید محمدباقر شفتی، معروف به حجت‌الاسلام، خبرگزاری رسمی حوزه.
  22. خوانساری، روضات الجنات، مکتبة اسماعیلیان، ص۱۰۳.
  23. قائم‌فرد، «مسجد سید اصفهان و وقفنامه آن»، ص۸۴.
  24. قائم‌فرد، «مسجد سید اصفهان و وقفنامه آن»، ص۸۴.
  25. «وقف میراث جاویدان».
  26. خوانساری، روضات الجنات، مکتبة اسماعیلیان، ج۲، ص۱۰۳.
  27. آشنایی با آیت‌الله سید محمدباقر شفتی، معروف به حجت‌الاسلام، خبرگزاری رسمی حوزه.
  28. آشنایی با آیت‌الله سید محمدباقر شفتی، معروف به حجت‌الاسلام، خبرگزاری رسمی حوزه.