آزادی عقیده آزادی انتخاب هر نوع فکر و باوری است که انسان آن را حقیقت میپندارد، بدون آنکه با نگرانی یا تجاوزی از سوی دیگران مواجه شود. آزادی عقیده در اسلام مبتنی بر دو اصل آزادی انتخاب دین و آزادی تفکر و عقل است. درخواست تدبر و اندیشه از انسان و همچنین اقامه دلیل بر حقانیت رسولان و کتابهای آسمانی از سوی خدا را نشانه سلب تحمیل عقیده بر دیگران در اسلام دانستهاند. همچنین آیات متعددی ازجمله آیه لا اکراه فی الدین و آیه ۹۹ سوره یونس را دلیل بر محوریت آزادی عقیده و اندیشه در قرآن معرفی کردهاند.
اندیشمندان اسلامی با تفاوت گذاشتن میان تفکر و عقیده، آزادی عقیده را به دلیل لوازم عملی آن، بیحد و حصر نمیدانند. آنان معتقدند اگرچه در دین اسلام برای آزادی تفکر حدی مشخص نشده؛ ولی انسانها در پذیرش هر عقیدهای مجاز نیستند؛ زیرا مستلزم صحیح دانستن تمام عقاید حتی عقاید مخالف توحید توسط اسلام است که با اندیشه توحیدی تناقض دارد.
تنافی حکم ارتداد در اسلام با آزادی عقیده از شبهات مسأله آزادی عقیده دانسته شده است. در پاسخ به نکاتی از جمله وجود مجازات ارتداد در دیگر ادیان، لزوم حفظ امنیت اعتقادی و سیاسی جامعه اسلامی و مشروط بودن اجرای حکم ارتداد به تبلیغ و اقدامات عملی مرتد، اشاره شده است. تشریع جهاد ابتدایی در اسلام نیز از موانع آزادی عقیده معرفی شده است. در جواب بر ماهیت دفاعی داشتن جنگهای صدر اسلام و انهدام حاکمیت کفر و آمادهسازی زمینه تحقیق و تفحص برای دینداری تأکید شده است.
چیستی و جایگاه
آزادی عقیده را آزادی انتخاب هر فکر و باوری اعم از اجتماعی، فلسفی، سیاسی یا مذهبی دانستهاند که انسان آن را میپسندد یا عین حقیقت میپندارد، بدون آنکه با نگرانی یا تجاوزی از سوی دیگران مواجه شود.[۱] عقیده به معنای گرهخوردن و منعقد گردیدن، به چیزی اشاره دارد که با ذهن و روح انسان پیوند میخورد.[۲]
آزادی عقیده متضمن آزادی نفی هرگونه عقیده، آزادی انتخاب هرگونه عقیده و آزادی تغییر عقیدهای به عقیده دیگر است[۳] و زمانی که از آزادی عقیده سخن گفته میشود، آنرا در سه حوزه آزادی انتخاب باور یا عقیده، آزادی اظهار عقیده و در نهایت آزادی تبلیغ عقیده تصور کردهاند.[۴]
منشأ استقرار عقیده در روح و روان آدمی را گاه محصول تفکر آزاد انسانی، گاه به دلیل تقلید از دیگران و گاه آن را ناشی از خرافات، اوهام و احساسات دانستهاند که غیر از تفکر آزاد، در باقی موارد عقیده بر انسان تحمیل میشود.[۵]شهید مطهری ایجاد عقیده در مردم را بیشتر در اثر تقلید از پدر و مادر یا دلبستگیها میداند که باعث ایجاد تعصب و جمود میشود، وضعیتی که جلوی فعالیت فکر و آزادی تفکر را میگیرد.[۶]
در مواد هجدهم و نوزدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر، به آزادی عقیده و آزادی در تغییر و آشکار کردن آن، بدون نگرانی از مزاحمت دیگران، تاکید شده است.[۷]
مبانی
آزادی عقیده در اسلام را مبتنی بر دو اصل اساسی «آزادی ایمان» (آزادی انتخاب دین و عدم اکراه بر پذیرش و حفظ دین) و «آزادی تفکر و عقل» (تاکید بر عقلانیت در اتخاذ دین یا عقیده) دانستهاند.[۸] به باور بسیاری از اندیشمندان اسلامی، قرآن در جهت تکریم انسان[۹] و احترام به اندیشه او[۱۰] و با توجه به اینکه بهدست آوردن کمال اختیاری فقط در سایه پذیرش آزادانه حق ممکن است،[۱۱] بر نفی هرگونه تحمیل عقیده و اجبار در انتخاب دین تأکید کرده و حتی تقلید در اصول اعتقادی دین را نمیپذیرد.[۱۲] بر این اساس، آزادی عقیده را حق طبیعی هر فرد دانستهاند که با مطالعه و تفکر میتواند دین و آیین خود را انتخاب کند.[۱۳]
مفسران قرآن، اقامه دلیل بر حقانیت رسولان از سوی خداوند و درخواست تدبر و دلیل از انسان[۱۴] را نشانه سلب تحمیل عقیده بر دیگران دانستهاند.[۱۵] آنان آیات متعددی را دلیل بر محوریت آزادی عقیده و اندیشه در قرآن معرفی کردهاند که به برخی از آنها اشاره میشود:
آیه لا اکراه فی الدین: آیه ۲۵۶ سوره بقره مهمترین آیهای است که مفسران آنرا دلیل قطعی بر آزادی انتخاب دین و عقیده معرفی کردهاند.[۱۶]علامه طباطبایی(درگذشت: ۱۳۶۰ش) ذیل این آیه توضیح میدهد که اعتقاد و ایمان، از امور قلبی و درونی هستند که اکراهپذیر و تحمیلشدنی نیستند. وی با ارائه این مثال که از جاهل، علم تراوش نمیکند، علت ایجاد اعتقادات درونی با اعمال بیرونی را متفاوت میداند؛ بر این اساس اگرچه میتوان در اعمال ظاهری و حرکات بدن، شخصی را مجبور به انجام کاری کرد؛ ولی نمیتوان کسی را بر پذیرفتن ایمان و اعتقادی خاص وادار کرد.[۱۷] این آیه زمانی نازل شد که برخی از انصار قصد داشتند فرزندان خود را که از کودکی، یهودی و نصرانی بودند به اجبار به آیین اسلام وادار کنند.[۱۸]
آیه «وَ لَو شاءَ رَبُّکَ لَآمَنَ مَن فی الأرضِ»: در آیه ۹۹ سوره یونس، خداوند خطاب به پیامبر اکرم(ص) میفرماید: حتی در زمان قدرت بر اکراه همه انسانها بر ایمان آوردن، مجاز نخواهی بود که دیگران را بر ایمان به خدا مجبور کنی.[۱۹] بر اساس مفاد این آیه، مقتضای حکمت خداوند را این دانستهاند که فرمانبرداری از حق و دشمنی با آن در اختیار انسان باشد تا پاک از ناپاک جدا شود و وظیفه پیامبر فقط ابلاغ پیام خدا است و به همین خاطر نباید از کفر انسانها اندوهگین شود.[۲۰]مفسران این آیه را از صریحترین آیاتی دانستهاند که بر اختیار و اراده انسان در انتخاب دین یا عقیده تاکید میکند.[۲۱]
آیه «اَلّذینَ یَستَمِعونَ القَولَ فَیَتَّبِعونَ أحسَنَهُ»: آیه ۱۸ سوره زمر را بیانگر آزاداندیشی مسلمانان و انتخاب آزاد آنها در مسائل مختلف دانستهاند. آیه به مؤمنان اجازه میدهد سخنان دیگران را مطالعه و بررسی کرده و اهل تحقیق باشند و آنگاه دست به انتخاب بزنند. شهرت این آیه هم به دلیل تشویق آن به آزاداندیشی است.[۲۲]
آیه «إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّىٰ يَسْمَعَ كَلَامَ اللهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ»آیه ۶ سوره توبه را بیانگر این دانستهاند که اسلام، دين آزادى است و ايمان از روى فهم، ارزش دارد، نه از روى ترس يا اجبار و حتی به دشمن هم باید فرصت فكر و انتخاب داد و در شرايط جنگى نيز نباید مردم از رشد فكرى باز داشته شوند.[۲۳]علامه طباطبایی این آیه را نشانگر پایبندی اسلام به اصول فضیلت، حفظ کرامت، نشر رحمت، رأفت و شرافت انسانی دانسته و بر این باور است؛ انسانی که خواهان تحقیق درباره دین اسلام است (هرچند در میدان جنگ) باید به او فرصت و اطمینان داده شود تا به تحقیق در فضای امن بپردازد و بعداً به محل امن خود بازگردانده شود بی آنکه تهدیدی از سوی مسلمانان متوجه او باشد تا با آزادی اراده هرچه را که خواست برای خودش برگزیند.[۲۴]
آیه «إنّا هَدَیناهُ السَّبیلَ إمّا شاکِراً و إمّا کَفوراً»: بنابر مقتضای آیه سوم سوره انسان تلکیف و آزمایش انسان علاوه بر آگاهی و شناخت، نیاز به هدایت و اختیار انسان دارد. آیت الله مکارم شیرازی این سه مسأله را لازم و ملزوم هم دانسته که در تعیین سرنوشت انسان بسیار مهم هستند.[۲۵]
در اندیشههای غربی و بعضا غیردینی، آزادی عقیده را مبتنی بر مبانی و اصول خاصی دانستهاند که بدون آن، امکان سخن گفتن از آزادی عقیده ممکن نخواهد بود.[۲۶] شخصی بودن عقاید،[۲۷] نسبیت معرفت و عقاید بشری،[۲۸] برتری ارزش انسان نسبت به عقایدش (عدم دخالت اندیشه در انسانیت انسان)[۲۹] و جدایی حقوق انسانی از عقاید (عدم محرومیت انسان از حقوق خود به دلیل داشتن عقاید خاص)[۳۰] از جمله مبانی آزادی عقیده محسوب شده است.
محدودیت آزادی عقیده
اندیشمندان اسلامی آزادی عقیده را بیحد و حصر و مطلق ندانستهاند. آنان معتقدند اگرچه در دین اسلام برای آزادی تفکر و اندیشه حدی مشخص نشده و آن را از واجبات و عبادات شمردهاند، ولی انسانها را در پذیرش هر عقیدهای مجاز نگذاشته است؛ زیرا مستلزم صحیح دانستن تمام عقاید حتی عقاید مخالف توحید توسط اسلام است و این تناقض آشکار با اندیشه توحیدی دارد.[۳۱]
بر اساس نظر علامه طباطبایی محدودیت آزادی عقیده در اسلام به دلیل لوازم عملی آن است. وی با بیان این مثال که آزادی در عقیده مانند این است که در جامعه قوانینی برای ایجاد نظم تصویب گردد و در انتهای آن مردم را در انجام یا ترک آن قوانین مخیر بدانند معتقد است انجام برخی از کارها یا اظهار برخی از عقاید مانند شرک و بتپرستی، چون با مقتضای عقیده توحید و قوانین جامعه اسلامی در تضاد است، محدود خواهند بود؛[۳۲] البته علامه طباطبایی پیدایش عقیده را در ذهن انسان به دلیل اینکه از امور قلبی است، اکراهبردار نمیداند.[۳۳]
شهید مطهری با تفاوت گذاشتن میان عقیده و تفکر، بر این باور است، عقایدی که در اثر دلبستگی و احساسات پیدا میشود باعث جمود و تعصب در انسان خواهد شد و اولین اثر آن جلوگیری از فعالیت فکر و ضد آزادی تفکر است.[۳۴] بنابراین در نظام اسلامی عقیدهای آزاد است که مبنای آن تفکر باشد و اسلام، آزادی عقایدی که از روی جهالت و تسلیم شدن در برابر عوامل ضد فکر ایجاد میشود، نمیپذیرد؛ زیرا چنین عقایدی همچون زنجیرهایی است که به پای فکر و روح انسان بسته شده است.[۳۵] به اعتقاد شهید مطهری، انتخاب عقایدی برای انسان آزاد است که با استعداد و کمالات انسانی سازگار باشد. به همین جهت خداوند، پیامبران را به مبارزه با عقاید نادرست و رفع موانع آزادی فکر مأمور کرده است.[۳۶][یادداشت ۱] وی با استناد به برخی آیات قرآن که انسان را از تقلید در انتخاب دین نهی میکند[۳۷] معتقد است آزادی عقیده در چنین جاهایی معنا ندارد؛ زیرا آزادی یعنی رفع مانع از فعالیت یک قوه فعال؛ ولی چنین عقایدی نوعی رکود و جمود است.[۳۸]
آزادی عقیده و ارتداد
تنافی حکم ارتداد با آزادی عقیده از منظر اسلام، شبههای است که در زمینه بحث از آزادی عقیده قابل طرح است. بر این اساس تعیین مجازات برای مرتد در دین اسلام را به معنای نقض حیات انسان و ترویج خشونت دانستهاند.[۳۹]قرآن در چند آیه به آثار دنیوی و اخروی ارتداد از جمله حبط عمل و خسران در آخرت، خشم و غضب الهی و عذاب دردناک و محرومیت از هدایت الهی پرداخته است؛[۴۰] ولی به مجازات قضایی ارتداد اشاره نکرده و تشریع مجازات قضایی ارتداد در روایات آمده است.[۴۱]
در پاسخ به شبهه فوق چند نظر ارائه شده است:
مجازات ارتداد در دیگر ادیان: تعیین مجازات برای مرتد را مختص به دین اسلام ندانستهاند؛ بلکه در سایر ادیان نیز احکام سنگینی از جمله قتل برای شخص مرتد تعیین شده است؛[۴۲] چنانچه در کتاب مقدس، از قتل کسانی که دین را رها کنند، فراوان سخن گفته شده است.[۴۳] به عنوان مثال کسی که در نزاع با شخصی دیگر به خداوند، کفر گفته بود، توسط حضرت موسی به مرگ محکوم شد.[۴۴]
ضرورت پذیرش لوازم ایمان به اسلام: عدهای عدم اکراه و اجبار بر پذیرش دین و به عبارتی آزادی انتخاب دین و عقیده را محدود به مرحله قبل از پذیرش میدانند. بر اساس این نظر پذیرش هر دین یا باوری باید از روی مطالعه و تحقیق صورت گیرد[یادداشت ۲] و تا زمانی که یقین به حقانیت یک عقیده پیدا نشود، اعتقاد معنایی نخواهد داشت؛ ولی پس از یقین به حقانیت دین یا عقیده و پذیرش آن، شخص باید به لوازم آن هم ملتزم شود که از جمله آنها عدم ترک آشکار دین است. مانند کسی که در پذیرفتن تابعیت یک کشور آزاد است؛ ولی با قبول تابعیت باید به قوانین آن کشور احترام گذاشته و محدودیتهای ناشی از آن را رعایت کند.[۴۵]
حفظ امینت اخلاقی و اعتقادی جامعه اسلامی: تشریع احکام سنگین برای ارتداد را برای حفظ امنیت اخلاقی و اعتقادی جامعه دینی ضروری دانستهاند.[۴۶] چنانچه در صدر اسلام عدهای از علمای دیگر ادیان برای تضعیف اعتقادات مسلمانان و ایجاد شک در میان آنان از این ترفند استفاده کردند؛ آنان صبح نزد پیامبر اسلام(ص) اظهار ایمان و در پایان روز از دین اسلام اظهار برائت میکردند. در آیه ۷۲ سوره آل عمران به این داستان اشاره شده است.[۴۷]
حفظ امنیت سیاسی جامعه: برخی ارتداد را باعث سلب امنیت سیاسی جامعه اسلامی دانستهاند؛ چراکه ترویج عقیدهای خلاف عقیده رایج در جامعه اسلامی، نظم عمومی جامعه را برهم زده و نوعی توطئه علیه نظام اسلامی محسوب میشود. به عبارت دیگر، ارتداد را برخلاف آزادی و تجاوز به حقوق دیگران میدانند. بر اساس این نظر پذیرش مطلق آزادی عقیده مساوی با هرج و مرج خواهد بود؛ به همین دلیل حکم ارتداد برای جلوگیری از فروپاشی سیاسی جامعه تشریع شده است و از فروع آزادی عقیده محسوب میشود.[۴۸] در این راستا برخی حکم قتل مرتد را یک حکم حکومتی و سیاسی برای حفظ نظام اسلامی دانستهاند و نه یک حکم شرعی که هدف از آن حفظ وحدت و یکپارچگی جامعه است.[۴۹] به همین دلیل معتقدند این حکم در زمره حدود شرعی نیامده و آن را میتوان از جمله تعزیرات محسوب کرد[۵۰] که کیفری قابل تغییر و انعطافپذیر است و با توجه به مصالح و شرایط خاصی از سوی حاکم تعیین میشود.[۵۱]
محدودیت شرایط اجرای حکم: اعمال مجازات ارتداد را بسیار محدود و تحت شرایط خاصی دانستهاند. انکار اصل دین و ضروریات آن با وجود علم به حقانیت اسلام،[۵۲] تبلیغ و ترویج عقاید باطنی و عناد و تضعیف باورهای عمومی با اقدامات عملی مجرمانه[۵۳] از شرایط اجرای حکم مرتد محسوب شده است. بر این اساس ترک دین مانند پذیرش دین امری قلبی و اکراهناپذیر است، بنابراین نمیتوان شخصی را فقط به دلیل ترک دین مجازات کرد، مگر اینکه آن شخص به تبلیغ علنی آن بپردازد و زمینهساز تضعیف باور سایر دینداران شود.[۵۴] در این دیدگاه احکام مرتد بر هر کسی که از جرگه مسلمانی خارج شود، جاری نمیشود؛ بلکه کیفرهای مرتد به کسانی اختصاص دارد که به انکار توحید، نبوت و تکذیب و تخطئه پیامبر اکرم(ص) با زبان و اعمال مجرمانه یا مسلحانه بپردازد.[۵۵]
آزادی عقیده و جهاد ابتدایی
تشریع جهاد ابتدایی در دین اسلام از موانع آزادی عقیده معرفی شده است. عدهای از مستشرقان و نظریهپردازان مسیحی، از جمله دیوید هیوم، مونتگمری وات، توماس آرنولد و ... معتقدند دین اسلام با تشریع جهاد ابتدایی، به دنبال بسط سرزمینهای اسلامی و وادارکردن دیگران به مسلمان شدن است.[۵۶]
در مقابل این دیدگاه، برخی دیگر از مستشرقان بر این باورند که جنگهای پیامبر اسلام(ص) در صدر اسلام، برای حفظ حیات مسلمانان اجتنابناپذیر بوده است و به عبارتی جنگهای پیامبر را در زمره جهاد دفاعی محسوب کردهاند.[۵۷] جان دیون پورت با تشبیه رفتار پیامبر به رفتار حضرت موسی که برای نجات بنیاسرائیل به زور متوسل شد، معتقد است حضرت محمد(ص) برای ایجاد وحدت میان جوامع پراکنده شبه جزیره مجبور به استفاده از قدرت نظامی شد.[۵۸]
نظریهپردازان اسلامی برای بررسی ارتباط میان آزادی عقیده و جهاد در اسلام چند نظر ارائه کردهاند:
تحمیل اسلام ظاهری نه اسلام باطنی: قطب الدین راوندی، از فقها و مفسران قرن ششم هجری، بر این باور است که اگرچه طبق برخی از آیات قرآن، ایمان امری قلبی و اکراهناپذیر است؛ ولی بر اساس آیات جهاد، اکراه بر اظهار اسلام و گفتن شهادتین توسط کفار جایز است؛ چراکه آنها همیشه درصدد هستند با استفاده از زور مسلمانان را از پای درآورند.[۵۹] راوندی با این بیان جهاد ابتدایی را به جهاد دفاعی بازگردانده و آن را با آزادی عقیده سازگار دانسته است.[۶۰]
ماهیت دفاعی داشتن جنگهای صدر اسلام: دفاعی بودن جنگهای صدر اسلام با اهداف پیشگیرانه در شرایط اضطرار و برای حفظ حق زندگی، نظر دیگری است که درباره ارتباط میان آزادی عقیده و جهاد مطرح شده است. طبق این دیدگاه هدفدار بودن جذب نیرو و تجهیزات نظامی،[۶۱] ممنوعیت جنگ با غیرمتجاوزان[۶۲] و وجوب زندگی مسالمتآمیز با کفار و مشرکان غیرمعاند[۶۳] که در آیات قرآن بر آن تأکید شده است، نشان از دفاعی بودن ماهیت جنگهای صدر اسلام میدهد و هیچ تنافی با آزادی عقیده ندارد.
تصویر کتاب آزادی عقل و ایمانتحمیل حق انسانی نه عقیده شخصی: علامه طباطبایی، جهاد در اسلام را بر اساس دفاع از حق انسانی و کلمه توحید میداند نه برای تحمیل عقیده شخصی. بر اساس این دیدگاه، اسلام مطابق با فطرت انسانی است و دفاع از چنین حق انسانی به هر وسیلهای، حق مشروع تمامی بشر است. به عقیده او قرآن برای بهدست آوردن کامل این حق ابتدا با دعوت آغاز کرده و در مرحله دوم برای دفاع از جان و ناموس مسلمانان و اساس اسلام خواسته است متجاوزین را سر جای خود بنشانند. وی مرحله سوم را اعلام جهاد ابتدایی میداند که البته بعد از اتمام حجت جایز است و در حقیقت همین جهاد ابتدایی نیز به منزله جهاد دفاعی خواهد بود؛ زیرا در حقیقت برای دفاع از حق مشروع انسانیت و کلمه توحید است.[۶۴]
رفع موانع ایمان آزاد: شهید مطهری ایجاد شرایط و زمینههای لازم برای تبلیغ فکر، عقیده و ایمان آزاد را به عنوان یک حق عمومی لازم میداند و معتقد است اگر حکومتی یا قدرتی مانع نشر حقایق میان مردم شود باید با آنها جنگید. بر این اساس جهاد ابتدایی به چنین معنایی جنبه دفاعی پیدا میکند و هیچگونه تضادی با آزادی عقیده نخواهد داشت.[۶۵]
انهدام حاکمیت کفر: برخی از صاحبنظران مشروعیت دستور جهاد ابتدایی را در چارچوب روابط بینالملل قرار میدهند که هدف از آن برداشتن حاکمیت سیاسی کفر در یک سرزمین و جایگزین کردن حاکمیت اسلام در آن است. با این تصویر جهاد اسلامی که مربوط به حقوق بینالملل است با آزادی عقیده که مربوط به حقوق فردی است با هم سازگارند؛ چنانچه در تاریخ فتوحات اسلامی با پیروزی مسلمانان بر سرزمینهای دیگر، هرگز موضوع تحمیل عقیده مطرح نبوده و پس از پیروزی، کافران در پذیرش دین اسلام یا باقی ماندن بر آیین خود، آزاد گشته بودند.[۶۶]
مطالعه بیشتر
آزادی، عقل و ایمان، پژوهشی انتقادی در مبانی کلامی، فقهی و حقوق آزادی عقیده: اثر محمد سروش محلاتی از مجموعه پژوهشهای حکومت اسلامی است که توسط دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری منتشر شده است. این کتاب که عنوان تحقیق برگزیده دین پژوهان کشور در سال ۱۳۸۱ش را دارد، مسائلی چون مبادی معرفتی آزادی عقیده، اصول آزادی عقیده و آزادی تغییر عقیده (ارتداد) را مورد بررسی قرار داده است.
پانویس
↑طباطبایی مؤتمنی، آزادیهای عمومی و حقوق بشر، ۱۳۹۷ش، ص۸۹.
↑جمعی از نویسندگان، تاریخ اسلام (پژوهش دانشگاه کیمبریج)، ۱۳۷۸ش، ص۱۰۳-۱۰۴؛ حورانی، تاریخ مرمان عرب، ۱۳۸۴ش، ص۴۷؛ فیلپ خوری، تاریخ عرب، ۱۳۶۶ش، س۱۸۴ -۱۸۵؛ شوقی، اسلام در زندان اتهام، ۱۳۵۵ش، ص۳۹۶-۳۹۷؛ نظری، بررسی شیوههای تبلیغاتی مسیحیت علیه اسلام، ۱۳۷۱ش، ص۲۰۳
↑ساواری، محمد ستارهای که در مکه درخشید، ۱۳۴۹ش، ص۷۴؛ آل اسحاق خوئینی، اسلام از دیدگاه دانشمندان جهان، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۹ و۲۲۰.
↑دیون پورت، عذر تقصیر به پیشگاه محمد، ۱۳۳۴ش، ص۱۵۶-۱۵۷.