پرش به محتوا

هجرت

از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از مهاجرت)

هجرت در اصطلاح دینی، کوچ برای نجات دین و ایمان است و به‌عنوان آموزه‌ای اسلامی اهدافی چون حفظ دین و جان، رهایی از ظلم و گسترش اسلام را دنبال می‌کند. فقیهان شیعه هجرت را دستوری همیشگی دانسته و در شرایط ناتوانی از انجام فرایض دینی در سرزمین کفر، خطر برای حیات معنوی یا ناتوانی از مقابله با ستمگر، آن را واجب می‌شمارند. از نظر علامه حلی، هجرت از سرزمین شرک سه قسم دارد: واجب (ناتوان از اظهار دین)، مستحب (به نفع جامعه اسلامی) و غیرواجب (بیمار و بی‌بضاعت).

در مقابل، «تَعَرُّب» یعنی اقامت در سرزمین کفر به گونه‌ای که ایمان در معرض ضعف قرار گیرد، گناه کبیره است. با این حال، هر هجرتی به کشور غیراسلامی تعرّب نیست و گاهی برای تقویت هویت اسلامی اقلیت‌ها یا ساخت مساجد می‌تواند واجب باشد. تأثیرپذیری از فرهنگ غیراسلامی، بحران هویتی و غفلت از تربیت فرزند نیز از پیامدهای مهاجرت به کشورهای غیراسلامی شمرده شده است. مراجع تقلید چنین مهاجرتی را تنها در صورت امان ماندن از فساد و کفر و عدم مانعیت برای مسئولیت‌های شرعی جایز می‌دانند.

هجرت مسلمانان به حبشه و نیز هجرت پیامبر(ص) به همراه مسلمانان از مکه به یثرب از مهمترین هجرت‌های اسلام ذکر شده است. کتاب «هجرت و تمدن»، مجموعه‌ای از سخنرانی‌های علی شریعتی، متفکر و جامعه‌شناس شیعه است که درباره هجرت و مهاجرت منتشر شده است.

تعریف، اهداف و جایگاه

هجرت به معنای خروج از سرزمینی به سرزمین دیگر،[۱] جدایی و جابه‌جایی[۲] و در اصطلاح دینی، کوچ برای نجات دین و ایمان تعریف شده است.[۳] برخی نیز آن را در معنای عرفانی، به هجرت درونی از ظلمت به نور و از گناه به اطاعت خدا تفسیر کرده‌اند.[۴]

هجرت به‌عنوان آموزه‌ای اسلامی[۵] و در مسیر تعالی انسان تشریع شده[۶] و اهدافی چون حفظ دین[۷] و جان، کسب دانش، رهایی از ظلم و گناه[۸] و نیز رفع تنگناهای فکری، فرهنگی و اقتصادی[۹] و گسترش اسلام در کشورهای غیراسلامی را دنبال می‌کند.[۱۰] در مقابل، موانعی مانند ترس از مرگ، راحت‌طلبی و احساس غربت نیز برای آن برشمرده شده است.[۱۱]

و هر کس در راه خدا (از وطن خویش) هجرت کند در زمین برای آسایش و گشایش امورش جایگاه بسیار خواهد یافت، و هر گاه کسی از خانه خویش برای هجرت به سوی خدا و رسول بیرون آید و در سفر، مرگ وی فرا رسد اجر و ثواب چنین کسی بر خداست و خدا پیوسته آمرزنده و مهربان است.

به گفته برخی مفسران، در آیات متعددی از قرآن،‌ از جمله آیه ۴۱ سوره نحل و آیه ۷۵ سوره انفال، به هجرت فرمان داده شده[۱۲] و پاداش‌هایی چون امنیت، آمرزش گناهان، بهشت، روزی شایسته[۱۳] و همنشینی با پیامبر اسلام(ص) و ابراهیم(ع) برای مهاجران وعده داده شده است.[۱۴]

هجرت‌های صدر اسلام

نخستین هجرت در صدر اسلام، مهاجرت گروهی به رهبری جعفر بن ابی‌طالب از مکه به حبشه است که در اثر آزار و شکنجه قریش در سال پنجم بعثت رخ داده بود.[۱۵] سپس هجرت عمومی پیامبر(ص) و مسلمانان از مکه به مدینه رخ داد[۱۶] که مبدأ تاریخ اسلام شد.[۱۷] هجرت گروهی از مسلمانان به مدینه بعد از صلح حدیبیه از دیگر هجرت های صدر اسلام دانسته‌اند.[۱۸] به گفته مکارم شیرازی، مهاجران اولیه با فداکاری خود سبب گسترش اسلام از محیط خفقان‌آور مکه به جهان شدند.[۱۹]

از نمونه‌های هجرت پیشوایان دین می‌توان به هجرت حضرت ابراهیم(ع) از بابِل به فلسطین،[۲۰] هجرت حضرت موسی(ع)،[۲۱] حضرت لوط، حضرت صالح، حضرت شعیب،‌ اصحاب کهف، هجرت امام علی(ع) به کوفه، هجرت امام رضا(ع) به مرو اشاره کرد.[۲۲]

اقسام هجرت

از نظر علامه حلی، هجرت از سرزمین شرک بر اساس احکام فقهی به سه دسته تقسیم می‌شود: واجب (برای کسانی که نمی‌توانند دین خود را آشکار کنند و عذر موجهی ندارند)؛ مستحب (برای کسانی که در امنیت هستند و می‌توانند دین خود را آشکار کنند؛ اما هجرت به نفع جامعه اسلامی است)؛ و نه واجب و نه مستحب (برای ناتوانان از هجرت مانند بیمار و بی‌بضاعت).[۲۳]

آیه ۴۱ سوره نحل:
و كسانى كه پس از ستمديدگى، در راه خدا هجرت كرده‌اند، در اين دنيا جاى نيكويى به آنان مى‌دهيم، و اگر بدانند، قطعاً پاداش آخرت بزرگتر خواهد بود.

وجوب هجرت

فقیهان شیعه هجرت را دستوری همیشگی می‌دانند، نه مختص صدر اسلام.[۲۴] ازاین‌رو، هجرت در شرایط خاص را واجب شمرده‌اند.[۲۵] گفته شده، هرگاه حفظ دین[۲۶] و ایمان و انجام فرایض مذهبی[۲۷] متوقف بر هجرت باشد، همچون کسی که در سرزمین کفر توان انجام وظایف دینی خود را نداشته باشد، در صورت قدرت، هجرت بر او واجب می‌گردد.[۲۸]

همچنین هجرت به منطقه‌ای امن در شرایطی چون خطر برای حیات معنوی[۲۹] و ناتوانی از مقابله با ستمگر نیز واجب دانسته شده است.[۳۰] افزون بر این، علاقه افراطی به زادگاه، مانعی برای هجرت محسوب نمی‌شود.[۳۱]

کتاب «هجرت و مهاجرت در فقه اهل‌بیت» اثر حسینی ترکستانی.

تعرب

تَعَرُّب بَعْدَ الْهِجْرَة اصطلاحی فقهی به معنای اقامت در سرزمین کفر یا محیط‌های آلوده پس از آشنایی با اسلام، به‌گونه‌ای که ایمان و دینداری در معرض ضعف و انحراف قرار گیرد،[۳۲] از گناهان کبیره شمرده شده است.[۳۳] این اصطلاح در روایات اسلامی، با تعابیری همچون «صِرْتُم بَعْدَ الْهِجرَةِ أَعْرَابا»[۳۴] و «الْمُتَعَرِّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ»[۳۵] به کار رفته است. برخی مفسران نیز آیه ۱۴۹ سوره آل‌عمران را به این مفهوم تطبیق داده‌اند.[۳۶] بر اساس فتوای برخی مراجع، سفر یا اقامت در کشورهای غیرمسلمان در صورت تضعیف ایمان حرام است؛[۳۷] اما اگر فرد بتواند دین خود را حفظ کرده و از کفر و فساد در امان بماند – به‌ویژه با امکان تبلیغ اسلام – این حکم شامل حال او نمی‌شود.[۳۸]

گفته شده هر هجرتی به سرزمین کفر، تعرّب نیست و گاهی هجرت به کشورهای غیر اسلامی حتی می‌تواند واجب باشد، مانند زمانی که فرد توانایی تقویت هویت اسلامی اقلیت‌ها، ساخت مساجد، ایجاد مراکز خیریه یا گفت‌وگوی سازنده با پیروان ادیان دیگر را داشته باشد.[۳۹]

آسیب‌های هجرت

تأثیرپذیری از فرهنگ و آداب غیراسلامی،[۴۰] تخریب مبانی اعتقادی، در معرض خطر بودن معنویت و فرهنگ دینی، تغییر تفکر نسبت به معارف دینی به سبب قرارگرفتن در فضای مادی‌گری، بحران هویتی و خانوادگی، غفلت از تربیت فرزند، و از بین رفتن قبح گناهان از آسیب‌های مهاجرت به کشورهای غیراسلامی است.[۴۱] مراجع تقلید چنین مهاجرتی را در صورتی جایز می‌دانند که مانع انجام مسئولیت‌های شرعی نشود و فرد از فساد و کفر در امان باشد.[۴۲]

تک‌نگاری

برخی از کتاب‌هایی که درباره هجرت و مهاجرت نوشته شده عبارتند از:

  • کتاب «هجرت و مهاجرت در فقه اهل بیت(ع)، حقوق ایران و بین‌الملل» به قلم سید امیرحسین حسینی ترکستانی، در چهار بخش تدوین شده است. این کتاب در پی اثبات قابلیت اجراییِ نظریه هجرت، از طریق گردآوری و تحلیل گزاره‌های پراکنده در منابع فقهی است. اثر مذکور توسط مؤسسه بوستان کتاب در سال ۱۴۰۲ش به چاپ رسیده است.[۴۳]
  • کتاب «هجرت و تمدن»، مجموعه‌ای از سخنرانی‌های علی شریعتی، روشنفکر و جامعه‌شناس معاصر، است که در تاریخ ۱۵ شوال ۱۳۸۹ق در حسینیه ارشاد تهران ایراد شده است.[۴۴]

پانویس

  1. جلالی و هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزه‌های دینی»، ص۸۳۳.
  2. ساکت، «هجرت در نگاه قرآن»، ص۱۵.
  3. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۸۹ش، ج۲۳، ص۵۷۸-۵۷۹؛ سروش، امر به معروف ونهی از منکر، ۱۳۸۷ش، ص۱۲۶.
  4. حسینی، «جایگاه هجرت در مکتب اسلام»، ص۱۳.
  5. فجری، «فوائد، عوامل و موانع هجرت»، ص۹۴؛ جلالی و هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزه‌های دینی»، ص۸۵۰.
  6. همدانی، «حکم فقهی هجرت و کودکان مراهق»، ص۲۹.
  7. سبحانی، منشور جاوید، قم، ج۱۴، ص۴۵.
  8. جلالی و هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزه‌های دینی»، ص۸۲۹؛ حسینی، «جایگاه هجرت در مکتب اسلام»، ص۱۲ و ۱۳؛ فجری، «فوائد، عوامل و موانع هجرت»، ص۹۶ و ۹۷؛ قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۵۲۳.
  9. حمیدی، «آسیب‌های هجرت از منظر قرآن و حدیث»، ص۱۳۹.
  10. فجری، «فوائد، عوامل و موانع هجرت»، ص۹۴.
  11. جلالی و هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزه‌های دینی»، ص۸۲۹.
  12. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۸۹؛ قرائتی، تفسیر نور‏، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۵۲۳.
  13. حسینی، «جایگاه هجرت در مکتب اسلام»، ص۲۲ و ۲۳.
  14. طبرسی، مجمع البيان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۱۵۳.
  15. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۱، ص۲۳۶؛ منتظری، «وجوب هجرت به سوی امام»، ص۶.
  16. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۱، ص۲۳۶.
  17. مکارم شیرازی، قهرمان توحید، ۱۳۸۸ش، ص۱۰۶.
  18. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۷، ص۲۶۲.
  19. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۱، ص۲۳۶.
  20. قرشی بنابی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۴۳۶.
  21. حسینی، «جایگاه هجرت در مکتب اسلام»، ص۱۶.
  22. سبحانی، منشور جاوید، قم، ج۱۴، ص۵۰ و ۵۱.
  23. علامه حلی، منتهی المطلب، ۱۴۱۲ق، ج۱۴، ص۱۸.
  24. نجفی، جواهر الكلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۱، ص۳۴ و ۳۸؛ محقق حلی، شرائع الإسلام، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۲۷۹؛ همدانی، «حکم فقهی هجرت و کودکان مراهق»، ص۳۲.
  25. همدانی، «حکم فقهی هجرت و کودکان مراهق»، ص۲۹.
  26. منتظری، «وجوب هجرت به سوی امام»، ص۶؛ محسنی، جهاد اسلامی در عصر حاضر، ۱۴۱۱۱ق، ج۱، ص۲۰۱-۲۰۲.
  27. سبحانی، منشور جاوید، قم، ج۱۴، ص۶۰.
  28. محقق حلی، شرائع الاسلام، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۲۷۹؛ شهيد ثانی، مسالک الافهام، قم، ج۳، ص۱۶ و ۱۷؛ نجفی، جواهر الكلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۱، ص۳۴؛ طوسی، المبسوط فی فقه الإمامية، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۳ و ۴؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۹۰؛ جلالی و هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزه‌های دینی»، ص۸۳۵؛ سروش، امر به معروف ونهی از منکر، ۱۳۸۷ش، ص۱۲۷.
  29. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۹۱.
  30. قرائتی، تفسیر نور‏، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۵۲۳.
  31. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۹۰.
  32. مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۵۲۸.
  33. طباطبایی کربلایی، ریاض المسائل، ۱۴۱۸ق، ج۴، ص۲۷۳؛ شاهرودی، کتاب الحج، ۱۴۰۲ق، ج۱، ص۱۸؛ حسینی تهرانی، ولایت فقیه در حکومت اسلام، ۱۴۲۱ق، ج۳، ص۱۴۱.
  34. شریف رضی، نهج البلاغه، ۱۴۱۴ق، خطبه ۱۹۲، ص۲۹۹.
  35. شیخ صدوق، معانی الأخبار، ۱۴۰۳ق، ص۲۶۵.
  36. سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۸۳.
  37. «فقه برای غرب‌نشینان»، سایت رسمی دفتر مرجع عالیقدر سید علی حسینی سیستانی
  38. مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۳۴۹.
  39. مبلغی، «فقه هجرت»، ص۱۸.
  40. حمیدی، «آسیب‌های هجرت از منظر قرآن و حدیث»، ص۱۵۳.
  41. حمیدی، «آسیب‌های هجرت از منظر قرآن و حدیث»، ص۱۵۵ تا ۱۶۰.
  42. «فقه برای غرب‌نشینان»، سایت رسمی دفتر مرجع عالیقدر سید علی حسینی سیستانی؛ مکارم شیرازی، استفتاءات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۳۴۹.
  43. «کتاب «هجرت و مهاجرت در فقه اهل بیت، حقوق ایران و بین الملل» منتشر شد»، سایت خبرگزاری رسا.
  44. «مقدمه»، هجرت و تمدن، ص۱.

منابع

  • جلالی، سیدمجتبی، و سید مهدی هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزه‌های دینی»، راهبرد اجتماعی فرهنگی، شماره ۴۸، پاییز ۱۴۰۲ش.
  • حسینی، سید جواد، «جایگاه هجرت در مکتب اسلام»، مبلغان، شماره ۵۳، ۱۳۸۳ش.
  • حمیدی، رحمت‌الله، «آسیب‌های هجرت از منظر قرآن و حدیث»، گفتمان وحی، شماره ۲۳، سال چهاردهم، بهار و تابستان ۱۴۰۲ش.
  • ساکت، محمدحسین، «هجرت در نگاه قرآن»، بینات، شماره ۲، ۱۳۷۳ش.
  • سروش، محمد، امر به معروف و نهی از منکر، تهران، نمایندگی ولی فقیه سپاه پاسداران، ۱۳۸۷ش.
  • سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، بی‌تا.
  • شهيد ثانی، زین‌الدین بن علی، مسالک الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام، قم، مؤسسة المعارف الاسلامية، بی‌تا.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البيان فی تفسير القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الإمامية، تهران، المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية، ۱۳۸۷ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب‌، تصحیح بخش فقه در جامعه پژوهش‌های اسلامی، مشهد، مجمع البحوث الإسلامة‌، چاپ اول‌، ۱۴۱۲ق.
  • فجری، محمدمهدی، «فوائد، عوامل و موانع هجرت»، مبلغان، شماره ۱۳۰، تیر و مرداد ۱۳۸۹ش.
  • «فقه برای غرب‌نشینان»، سایت رسمی دفتر مرجع عالیقدر سید علی حسینی سیستانی، بازدید: ۳ شهریور ۱۴۰۳ش.
  • قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن‏، ۱۳۸۸ش.
  • قرشی بنابی، علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، ۱۳۷۵ش.
  • «کتاب «هجرت و مهاجرت در فقه اهل بیت، حقوق ایران و بین الملل» منتشر شد»، سایت خبرگزاری رسا، تاریخ درج مطلب: ۱۵ آذر ۱۴۰۲ش، تاریخ بازدید: ۲۷ فروردین ۱۴۰۵ش.
  • محسنی، محمد آصف، جهاد اسلامی در عصر حاضر، لاهور، کمیته فرهنگی حرکت اسلامی افغانستان پاکستان، ۱۴۱۱۱ق.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۸۹ش.
  • مبلغی، احمد، «فقه هجرت»، فقه، شماره ۲، سال سیزدهم، تابستان ۱۳۸۵ش.
  • محقق حلی، جعفر بن حسن، شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام، قم، اسماعيليان، ۱۴۰۸ق.
  • «مقدمه»، هجرت و تمدن، تألیف علی شریعتی، بی‌جا، چاپخانه حیدری، چاپ اول، بی‌تا.
  • مکارم شیرازی، ناصر،‌ تفسیر نمونه، تهران، دارالكتب الإسلامية، ۱۳۷۱ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، استفتائات جدید، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۷ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، قهرمان توحید، شرح و تفسیر آیات مربوط به حضرت ابراهیم(ع)، قم، امام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۳۸۸ش.
  • منتظری، حسینعلی، «وجوب هجرت به سوی امام»، پاسدار اسلام، شماره ۶۶، خرداد ۱۳۶۶ش.
  • نجفی، محمد حسن، جواهر الكلام فی شرح شرائع الإسلام، بیروت، دار إحياء التراث العربی، ۱۳۶۲ش.
  • همدانی، مصطفی، «حکم فقهی هجرت و کودکان مراهق»، مطالعات فقه تربیتی، شماره ۳۷، پاییز و زمستان ۱۴۰۰ش.