پرش به محتوا

آزادی عقیده

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه

آزادی عقیده آزادی انتخاب هر نوع فکر و باوری است که انسان آن را حقیقت می‌پندارد، بدون آنکه با نگرانی یا تجاوزی از سوی دیگران مواجه شود. آزادی عقیده در اسلام مبتنی بر دو اصل آزادی انتخاب دین و آزادی تفکر و عقل است. درخواست تدبر و اندیشه از انسان و همچنین اقامه دلیل بر حقانیت رسولان و کتاب‌های آسمانی از سوی خدا را نشانه سلب تحمیل عقیده بر دیگران در اسلام دانسته‌اند. همچنین آیات متعددی ازجمله آیه لا اکراه فی الدین و آیه ۹۹ سوره یونس را دلیل بر محوریت آزادی عقیده و اندیشه در قرآن معرفی کرده‌اند.

اندیشمندان اسلامی با تفاوت گذاشتن میان تفکر و عقیده، آزادی عقیده را به‌دلیل لوازم عملی آن، بی‌حد و حصر نمی‌دانند. آنان معتقدند اگرچه در دین اسلام برای آزادی تفکر حدی مشخص نشده؛ ولی انسان‌ها در پذیرش هر عقیده‌ای مجاز نیستند؛ زیرا مستلزم صحیح دانستن تمام عقاید حتی عقاید مخالف توحید توسط اسلام است که با اندیشه توحیدی تناقض دارد.

تنافی حکم ارتداد در اسلام با آزادی عقیده از شبهات مسأله آزادی عقیده دانسته شده است. در پاسخ به نکاتی از جمله وجود مجازات ارتداد در دیگر ادیان، لزوم حفظ امنیت اعتقادی و سیاسی جامعه اسلامی و مشروط بودن اجرای حکم ارتداد به تبلیغ و اقدامات عملی مرتد، اشاره شده است. تشریع جهاد ابتدایی در اسلام نیز از موانع آزادی عقیده معرفی شده است. در جواب بر ماهیت دفاعی داشتن جنگ‌های صدر اسلام و انهدام حاکمیت کفر و آماده‌سازی زمینه تحقیق و تفحص برای دین‌داری تأکید شده است.

چیستی و مبانی آزادی عقیده در اسلام و غرب

آزادی عقیده به‌عنوان حق انتخاب هر نوع تفکر و باور - اعم از اجتماعی، فلسفی، سیاسی یا مذهبی - تعریف می‌شود که فرد آن را می‌پسندد یا صحیح می‌داند، بدون آنکه در معرض تهدید یا آزار دیگران قرار گیرد.[۱] این آزادی شامل امکان رد هر عقیده، انتخاب عقیده‌ای دیگر[۲] و همچنین آزادی ابراز و ترویج عقیده است.[۳] در اسلام، آزادی عقیده براساس اصولِ «آزادی ایمان» (انتخاب دین بدون اکراه) و «آزادی تفکر و عقل» (عقلانیت در انتخاب دین یا عقیده) تبیین شده است.[۴]

اندیشمندان اسلامی معتقدند که قرآن، با هدف گرامی‌داشت مقام انسان[۵] و احترام به اندیشه او،[۶] و با توجه به اینکه سعادت ابدی جز از طریق پذیرش آزادانه حق حاصل نمی‌شود،[۷] بر نفی تحمیل عقیده و اجبار در دین تأکید دارد و تقلید در اصول اعتقادی را نمی‌پذیرد.[۸] بر این اساس، انتخاب دین و آیین از طریق مطالعه و تفکر، حقی طبیعی برای هر فرد محسوب می‌شود.[۹]

در اندیشه‌های غربی و برخی مکاتب غیردینی، آزادی عقیده بر پایه اصول و مبانی خاصی دانسته شده است که بدون آن‌ها، سخن گفتن از آزادی عقیده ممکن نخواهد بود؛[۱۰] از جمله این مبانی، شخصی بودن عقاید،[۱۱] نسبیت معرفت و باورهای بشری،[۱۲] برتری ارزش انسان بر عقایدش،[۱۳] و جدایی حقوق انسانی از عقاید است،[۱۴] به این معنا که انسان نباید به سبب داشتن باورهای خاص، از حقوق خود محروم شود. در مواد ۱۸ و ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر، بر آزادی عقیده، تغییر آن و اظهار و آشکارسازی آن بدون نگرانی از مزاحمت دیگران تأکید شده است.[۱۵]

مبانی قرآنی آزادی عقیده از نگاه مفسران

مفسران قرآن، با استناد به آیات متعدد، آزادی عقیده را از اصول مورد تأیید قرآن دانسته‌اند؛[۱۶] از جمله اقامه دلیل بر حقانیت رسولان از سوی خداوند و دعوت انسان به تدبر و دلیل‌خواهی را نشانه نفی تحمیل عقیده بر دیگران شمرده‌اند.[۱۷] در این میان، آیه لا إکراه فی الدین مهم‌ترین دلیل بر آزادی انتخاب دین و عقیده معرفی شده[۱۸] و علامه طباطبایی نیز ایمان را امری قلبی دانسته که با اجبار تحصیل نمی‌شود.[۱۹] همچنین آیه «وَلَو شاءَ رَبُّکَ لَآمَنَ مَن فِی الأَرضِ» را بر اختیار انسان در انتخاب دین یا عقیده دانسته‌اند[۲۰] و وظیفه پیامبر(ص) را در حد ابلاغ پیام مشخص می‌کند.[۲۱] آیه «الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه» نیز نشانه آزاداندیشی و انتخاب آگاهانه دانسته شده است.[۲۲] افزون‌بر این، آیه «إِنْ أَحَدٌ مِنَ المُشرِکینَ استَجارَکَ فَأَجِرْهُ…» بر فرصت دادن برای شنیدن کلام خدا و تحقیق آزادانه، [۲۳]حتی در شرایط جنگ، دلالت دارد.[۲۴] همچنین به گفته مفسران، آیه «إِنّا هَدَیناهُ السَّبیلَ إِمّا شاکِراً وَإِمّا کَفوراً» نیز بیانگر آن است که هدایت الهی همراه با اختیار و مسئولیت انسان معنا پیدا می‌کند.[۲۵]

محدودیت آزادی عقیده

اندیشمندان اسلامی آزادی عقیده را مطلق نمی‌دانند؛ به‌نظر آنان، هرچند تفکر و اندیشه در اسلام آزاد و ارزشمند است، اما انسان مجاز نیست هر باوری را بپذیرد، چون پذیرش همه عقاید نظیر عقاید ضدّ توحیدی، به معنای تأیید آن‌هاست و این با اصل توحید سازگار نیست.[۲۶] از نظر علامه طباطبایی، محدودیت آزادی عقیده از آثار عملی آن ناشی می‌شود؛ یعنی هرچند شکل‌گیری عقیده در دل و ذهن انسان اجباری نیست، اما اظهار و عمل به برخی باورها مانند شرک و بت‌پرستی، چون با نظام توحیدی و قوانین جامعه اسلامی ناسازگار است، نمی‌تواند آزاد و بی‌قید باشد.[۲۷]

مطهری میان «عقیده» و «تفکر» تفاوت می‌گذارد و بیان می‌دارد عقیده‌ای که از دلبستگی و احساسات پدید آمده باشد، انسان را به جمود و تعصب می‌کشاند و مانع آزادی تفکر می‌شود.[۲۸] از این‌رو، در نظام اسلامی فقط عقیده‌ای آزاد است که بر پایه تفکر شکل گرفته باشد و اسلام عقایدی را که از جهل، تقلید و تسلیم در برابر عوامل ضدّ اندیشه به‌وجود می‌آیند، نمی‌پذیرد؛ زیرا این‌گونه عقاید مانند زنجیری فکر و روح انسان را می‌بندند.[۲۹] از نظر مطهری، انسان در انتخاب عقایدی آزاد است که با استعدادها و کمال انسانی سازگار باشند و به همین دلیل پیامبران مأمور مبارزه با عقاید باطل و برطرف کردن موانع آزادی فکر شده‌اند.[۳۰][یادداشت ۱] همچنین مطهری با استناد به آیات نهی‌کننده از تقلید در دین،[۳۱] معتقد است در این موارد سخن از آزادی عقیده درست نیست؛ چون آزادی به معنای برداشتن مانع از فعالیت فکر است، نه پذیرش حالتی از رکود و جمود.[۳۲]

آزادی عقیده و ارتداد

شبهه «تنافی حکم ارتداد با آزادی عقیده» از اینجا مطرح می‌شود که مجازات قضایی مرتد در اسلام را به نقض حیات و ترویج خشونت تعبیر کرده‌اند؛[۳۳] درحالی‌که قرآن عمدتاً آثار دنیوی و اخروی ارتداد را برمی‌شمرد از جمله حبط عمل، خسران، غضب الهی، عذاب دردناک و محرومیت از هدایت[۳۴] و به مجازات قضایی به‌صورت مستقیم نپرداخته، اما تشریع آن در روایات آمده است.[۳۵] در پاسخ، چند دیدگاه مطرح می‌شود:

  1. نخست اینکه اختصاص این مجازات به اسلام نیست و در برخی ادیان دیگر[۳۶] نیز احکام سنگین (حتی قتل)[۳۷] برای مرتد وجود داشته است.[۳۸]
  2. دوم، آزادی انتخاب دین و عقیده تا پیش از یقین به حقانیت معنا دارد و پس از پذیرش، شخص باید به لوازم آن ملتزم باشد[یادداشت ۲] مانند احترام به مقررات پس از پذیرش تابعیت[۳۹]
  3. سوم، حکم ارتداد به‌منظور حفظ امنیت اخلاقی و اعتقادی جامعه و جلوگیری از تضعیف ایمان عمومی تشریع شده[۴۰] به‌عنوان نمونه، در آیه ۷۲ سوره آل عمران به ماجرای تظاهر به ایمان و سپس اظهار برائت از آن اشاره شده است.[۴۱]
  4. چهارم، برخی آن را برای حفظ امنیت سیاسی و جلوگیری از فروپاشی نظم جامعه ضروری می‌دانند[۴۲] و حتی آن را حکم حکومتی و سیاسیِ قابل انعطاف تلقی می‌کنند نه «حد شرعی».[۴۳]
  5. پنجم، تأکید می‌شود که اجرای حکم ارتداد بسیار محدود و مشروط است؛ انکار دین یا ضروریات آن با علم به حقانیت،[۴۴] یا تبلیغ و ترویج عنادآمیز و اقدامات عملیِ مجرمانه از شرایط تحقق کیفر دانسته می‌شود،[۴۵] بنابراین صرف «ترک قلبی» بدون اقدام علنیِ تضعیف‌کننده، مبنای مجازات تلقی نمی‌گردد.[۴۶]

سازگاری جهاد با آزادی عقیده

تصویر کتاب آزادی عقل و ایمان نوشته محمد سروش محلاتی

تشریع جهاد ابتدایی در اسلام به‌عنوان مانعی در برابر آزادی عقیده مطرح شده است؛ برخی مستشرقانِ مسیحی معتقدند که اسلام با این تشریع، به‌دنبال گسترش سرزمینی و وادار کردن دیگران به پذیرش اجباری دین بوده است.[۴۷] در مقابل، گروهی دیگر از مستشرقان، جنگ‌های صدر اسلام را دفاعی و لازمه حفظ حیات مسلمانان می‌دانند[۴۸] و حتی رفتار پیامبر(ص) را برای ایجاد وحدت، مشابه رفتار حضرت موسی(ع) در استفاده از زور برای نجات بنی‌اسرائیل تلقی می‌کنند.[۴۹]

نظریه‌پردازان اسلامی نیز با ارائه چند دیدگاه، سازگاری جهاد با آزادی عقیده را تبیین کرده‌اند:

  • تحمیل اسلام ظاهری، نه باطنی: قطب الدین راوندی، از فقیهان قرن ششم هجری، معتقد است با وجود آنکه ایمان قلبی است، اکراه بر پذیرش ظاهری اسلام و گفتن شهادتین در شرایطی که کفار قصد نابودی مسلمانان را دارند، جایز است[۵۰] و این امر جهاد ابتدایی را در چارچوب دفاعی قرار داده و با آزادی عقیده سازگار می‌داند.[۵۱]
  • ماهیت دفاعی جنگ‌های صدر اسلام:[۵۲] این دیدگاه با استناد به اهداف پیشگیرانه، شرایط اضطرار، ممنوعیت جنگ با غیرمتجاوزان[۵۳] و وجوب زندگی مسالمت‌آمیز با مشرکان غیرمعاند[۵۴] در قرآن، جنگ‌های صدر اسلام را دفاعی دانسته و مغایرتی با آزادی عقیده نمی‌بیند.
  • دفاع از حق انسانی، نه تحمیل عقیده: علامه طباطبایی جهاد را دفاع از حق انسانی و کلمه توحید معرفی می‌کند، نه تحمیل عقیده شخصی. او معتقد است اسلام با فطرت سازگار است و دفاع از این حق، مشروعیت دارد؛ جهاد ابتدایی نیز پس از اتمام حجت و برای دفاع از حق انسانی و توحید صورت می‌گیرد و ماهیتی دفاعی دارد.[۵۵]
  • رفع موانع ایمان آزاد: مرتضی مطهری جهاد ابتدایی را دفاع از آزادی عقیده و نشر حقایق دانسته و معتقد است در صورت مانع‌تراشی حکومت‌ها در نشر حقیقت، مقابله با آن‌ها جنبه دفاعی دارد و با آزادی عقیده تضادی ندارد.[۵۶]
  • انحلال حاکمیت کفر: برخی صاحب‌نظران، هدف جهاد ابتدایی را تغییر حاکمیت سیاسی کفر به اسلام در چارچوب روابط بین‌الملل می‌دانند. طبق این دیدگاه، در تاریخ فتوحات اسلامی، عقیده به زور تحمیل نشده و کافران در پذیرش دین آزاد بوده‌اند.[۵۷]

مطالعه بیشتر

  • آزادی، عقل و ایمان، پژوهشی انتقادی در مبانی کلامی، فقهی و حقوق آزادی عقیده: اثر محمد سروش محلاتی از مجموعه پژوهش‌های حکومت اسلامی است که توسط دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری منتشر شده است. این کتاب که عنوان تحقیق برگزیده دین پژوهان کشور در سال ۱۳۸۱ش را دارد، مسائلی چون مبادی معرفتی آزادی عقیده، اصول آزادی عقیده و آزادی تغییر عقیده (ارتداد) را مورد بررسی قرار داده است.

پانویس

  1. طباطبایی مؤتمنی، آزادی‌های عمومی و حقوق بشر، ۱۳۹۷ش، ص۸۹.
  2. سروش محلاتی، آزادی، عقل و ایمان، ۱۳۸۱ش، ص۲۶۳.
  3. حسینی کارنامی، «آزادی عقیده و آزادی بیان با تکیه بر واکاوی تفسیری آیه لااکراه فی الدین»، ص۸۱.
  4. سروش محلاتی، آزادی عقل و ایمان، ۱۳۸۱ش، ص۱۴۰.
  5. سوره اسراء: ۷۰.
  6. سید قطب، فی ظلال القرآن، ۱۴۲۵ق، ج۱، ص۲۹۱؛ فضل الله، من وحی القرآن، ۱۴۱۰ق، ج۹، ص۳۹۳.
  7. جوادی آملی، ولایت فقیه ولایت فقها، ۱۳۷۸ش، ص۳۳-۳۴؛ جوادی آملی، فلسفه حقوق بشر، ۱۳۷۱ش، ص۱۹۵.
  8. میرموسوی، مبانی حقوق بشر در اسلام و مکاتب دیگر، ۱۳۸۱ش، ص۲۵۷.
  9. میرموسوی، مبانی حقوق بشر در اسلام و مکاتب دیگر، ۱۳۸۱ش، ص۲۵۷.
  10. سروش محلاتی،‌ آزادی عقل و ایمان، ۱۳۸۱ش، ص۹۷.
  11. استوارت میل، درباره آزادی، ۱۳۹۵ش، ص۴۹.
  12. استوارت میل، درباره آزادی، ۱۳۹۵ش، ص۶۰.
  13. سروش، صراط‌های مستقیم، ۱۳۸۰ش، ص۱۸۸؛ مجتهد شبستری، نقدی بر قرائت رسمی از دین، ۱۳۸۱ش، ص۴۸۱.
  14. ماده اول و دوم اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ سروش، «دیانت، مدارا و مدنیت»، ص۳۷.
  15. اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده هجدهم و ماده نوزدهم.
  16. صادقی تهرانی، الفرقان، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۲۲۵.
  17. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۴۲۷؛ مغنیه، الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۱۶۱.
  18. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۳۴۲؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۲۷۹؛ صادقی تهرانی، الفرقان، ۱۴۰۶ق، ج۴، ص۲۲۲-۲۲۳؛ مغنیه، الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۳۹۶.
  19. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۳۴۲-۳۴۲.
  20. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۰، ص۱۲۶؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۸، ص۳۸۹-۳۹۰؛ صادقی تهرانی، الفرقان، ۱۴۰۶ق، ج۱۴، ص۱۶۹.
  21. مغنیه، الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۴، ص۱۹۴-۱۹۵.
  22. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۹، ص۴۱۲.
  23. قرائتی، محسن، تفسیر نور، ۱۳۸۳ش، ج۳، ص ۳۸۱.
  24. طباطبایی، المیزان، ج۹، ص ۱۵۴.
  25. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۵، ص۳۳۷.
  26. فاضلی میبدی، دینداری و آزادی، ۱۳۷۸، ص۴۲۹.
  27. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۱۱۷.
  28. مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، ۱۳۸۴ش، ص۱۰۸-۱۱۶.
  29. مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، ۱۳۸۴ش، ص۱۵-۱۶.
  30. مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، ۱۳۸۴ش، ص۱۰۱-۱۰۲.
  31. نگاه کنید به: سوره بقره، آیه ۱۷۰؛ سوره مائده، آیه ۱۰۴؛ سوره یونس، آیه ۷۸؛ سوره لقمان، آیه ۲۱ و سوره زخرف آیات ۲۲ و ۲۳.
  32. مطهری، جهاد، ۱۳۷۳ش، ص۶۶.
  33. نظری، بررسی شیوه‌های تبلیغاتی مسیحیت علیه اسلام، ۱۳۷۱ش، ص۲۰۳.
  34. سوره بقره، آیه ۲۱۷؛ سوره آل عمران، آیه ۸۶ و ۱۰۶؛ سوره مائده، آیه ۱۰۴؛ سوره نحل، آیه ۱۰۶.
  35. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۸، ص۳۲۳-۳۳۴.
  36. کتاب مقدس، سفر لاویان، باب ۲۴، آیه ۱۰-۱۶.
  37. کتاب مقدس، سفر تثنیه، باب ۱۷، آیه ۲-۵.
  38. جعفری لنگرودی، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۲۵۶؛ نصیری، «حق آزادی عقیده و نقد شبهه تنافی حکم ارتداد با آن»، ص۹۲.
  39. سروش محلاتی، آزادی، عقل و ایمان، ۱۳۸۱ش، ص۱۴۳.
  40. فضل الله، «آزادی و دموکراسی»، ص۱۱۴.
  41. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۶۱۴؛ رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۱۴۸-۱۴۹؛ حسینی، «آزادی عقیده و آزادی بیان با تکیه بر واکاوی آیه لا اکراه فی الدین»، ص۸۵.
  42. صرامی، آزادی عقیده از نگاه اسلام و حقوق بشر، ۱۳۷۶، ص۱۷۷.
  43. مکارم شیرازی، «آخرین سخن درباره حد مرتد فطری»، ص ۱۵.
  44. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۳۰۶؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۳۴۸؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۶، ص۴۹.
  45. مرعشی، دیدگاه‌های نو در حقوق کیفری اسلام، ۱۱۳۷۳ش، ص۹۲.
  46. جعفری، فلسفه دین، ۱۳۷۵ش، ص۱۹۵؛ اردبیلی، «ارتداد و نگاهی دوباره» ص۷۹؛ سبحانی، «آزادی عقیده و دستاویزی به نام ارتداد»، ص۵-۱۷.
  47. جمعی از نویسندگان، تاریخ اسلام (پژوهش دانشگاه کیمبریج)، ۱۳۷۸ش، ص۱۰۳-۱۰۴؛ حورانی، تاریخ مرمان عرب، ۱۳۸۴ش، ص۴۷؛ فیلپ خوری، تاریخ عرب، ۱۳۶۶ش، س۱۸۴ -۱۸۵؛ شوقی، اسلام در زندان اتهام، ۱۳۵۵ش، ص۳۹۶-۳۹۷؛ نظری، بررسی شیوه‌های تبلیغاتی مسیحیت علیه اسلام، ۱۳۷۱ش، ص۲۰۳
  48. ساواری، محمد ستاره‌ای که در مکه درخشید، ۱۳۴۹ش، ص۷۴؛ آل اسحاق خوئینی، اسلام از دیدگاه دانشمندان جهان، ۱۳۷۰ش، ص۲۰۹ و۲۲۰.
  49. دیون پورت، عذر تقصیر به پیشگاه محمد، ۱۳۳۴ش، ص۱۵۶-۱۵۷.
  50. راوندی، فقه القرآن، مکتبة آیة‌الله المرعشی، ج۱، ص۳۴۵.
  51. سروش محلاتی، آزادی عقل و ایمان، ۱۳۸۱ش، ص۱۷۲.
  52. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۹، ص۱۱۷؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۷، ص۲۲۶.
  53. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۱۹.
  54. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۴، ص۳۳.
  55. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۶۷-۶۸.
  56. مطهری، جهاد، ۱۳۷۳ش، ص۵۳.
  57. سروش محلاتی، آزادی عقل و ایمان، ۱۳۸۱ش، ص۱۸۳-۱۸۵؛ سید قطب، فی ظلال القرآن، دارالشروق،‌ ۱۴۲۵ق،ج۱، ص۲۹۵.

یادداشت

  1. شکستن بت‌ها توسط حضرت ابراهیم و نابود کردن گوساله سامری توسط حضرت موسی در همین راستا ارزیابی شده است.(مطهری، آشنایی با قرآن، ص۲۲۴)
  2. در مسائل ابتدایی بیشتر رساله‌های عملیه آمده است: «عقیده مسلمانان به اصول دین باید از روی دلیل و برهان و با تحقیق و مطالعه باشد.

منابع

  • ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ق.
  • اردبیلی، سید عبدالکریم، «ارتداد و نگاهی دوباره»، در مجله حکومت اسلامی، ش۱۴، ۱۳۷۸ش.
  • استوارت میل، جان، رساله درباره آزادی، مترجم جواد شیخ الاسلامی، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۹۵ش.
  • اعلامیه جهانی حقوق بشر.
  • آل‌اسحاق خوئینی، علی، ٰاسلام از دیدگاه دانشمندان جهان، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۰ش.
  • بودلی، ار اف، الرسول حياة محمد، مصر، مکتبه مصر، ۱۹۸۹م
  • جعفری لنگرودی، محمدجعفر، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، تهران، نشر امیرکبیر، ۱۳۹۵ش.
  • جعفری، محمدتقی، فلسفه دین، تهران، موسسه فرهنگی اندیشه معاصر، ۱۳۷۵ش.
  • جمعی از نویسندگان، تاریخ اسلام(پژوهش دانشگاه کمبریچ)، ترجمه احمد آرام، تهران، نشر امیرکبیر، ۱۳۷۸ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، فلسفه حقوق بشر، قم، نشر اسراء، ۱۳۷۱ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه ولایت فقها، قم، نشر اسراء، ۱۳۷۸ش.
  • حسینی کارنامی، سید حسین، «آزادی عقیده و آزادی بیان با تکیه بر واکاوی تفسیری آیه لااکراه فی الدین»، پژوهشنامه معارف قرآنی، شماره ۱۹، زمستان ۱۳۹۳ش.
  • حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، موسسه آل البیت، ۱۴۰۹ق.
  • حورانی، آلبرت حبیب، تاریخ مرمان عرب، ترجمه فرید جواهر کلام، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۴ش.
  • خوری فیلپ، حتی، تاریخ عرب، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، نشر آگاه، ۱۳۶۶ش.
  • دیون پورت، جان، عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن، مترجم سید غلامرضا سعیدی، تهران، اقبال، ۱۳۳۴ش.
  • رشید رضا، المنار، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۱۴ق.
  • رضایی اصفهانی، محمدعلی، تفسیر قرآن مهر، قم، پژوهش‌های تفسیر و علوم قرآنی، ۱۳۸۷ش.
  • ساواری، م، محمد ستاره‌ای که در مکه درخشید، مترجم عنایت الله شکیباپور، تهران، فرخی، ۱۳۴۹ش.
  • سبحانی، جعفر، «آزادی عقیده و دستاویزی به نام ارتداد»، در مجله کلام اسلامی، ش۴۸، ۱۳۸۲ش.
  • سروش محلاتی، محمد، آزادی، عقل و ایمان، قم، دبیرخانه مجلس خبرگان، ۱۳۸۱ش.
  • سروش، عبدالکریم، «دیانت، مدارا و مدنیت»، در مجله کیان، شماره ۴۵، ۱۳۷۷ش.
  • سروش، عبدالکریم، صراط‌های مستقیم، تهران، نشر صراط، ۱۳۸۰ش.
  • سید قطب، ابراهیم حسین شاذلی، فی ظلال القرآن، بیروت، دارالشروق،‌ ۱۴۲۵ق.
  • شوقی، ابوخلیل، اسلام در زندان اتهام، ترجمه حسن اکبری، تهران، نشر بعثت، ۱۳۵۵ش.
  • صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن، قم، فرهنگ اسلامی، ۱۴۰۶ق.
  • طباطبایی مؤتمنی، منوچهر، آزادیهای عمومی و حقوق بشر، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۹۷ش.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، محقق هاشم رسولی محلاتی، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۱۲ق.
  • فاضل لنکرانی، محمد، جامع المسائل، قم، چاپ امیر، ۱۳۸۳ش.
  • فاضلی میبدی، محمدتقی، دینداری و آزادی، تهران، نشر آفرینه، ۱۳۷۸ش.
  • فضل الله، سید محمدحسین، «آزادی و دموکراسی»، در مجله علوم سیاسی، شماره ۳، ۱۳۷۷ش.
  • فضل الله، محمدحسین، من وحی القرآن، بیروت، دار الملاک، ۱۴۱۹ق.
  • قطب راوندی، سعید بن هبه ‏الله‏، فقه القرآن، محقق احمد حسینی اشکوری، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۵ق،
  • مجتهد شبستری، محمد، نقدی بر قرائت رسمی از دین، تهران، طرح نو، ۱۳۸۱ش.
  • محقق حلی، نجم الدین، شرایع الاسلام، قم، انتشارات اسماعیلیان، ۱۴۰۸ق.
  • مطهری، مرتضی، پیرامون جمهوری اسلامی، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۸۴ش.
  • مطهری، مرتضی، جهاد، تهران، صدرا، ۱۳۷۳ش.
  • مطهری، مرتضی، یادداشت‌های شیهد مطهری، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۷۷ش.
  • مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش،
  • مکارم شیرازی، ناصر، «آخرین سخن درباره حد مرتد فطری»، در مجله مکتب اسلام، شماره۶، سال ۱۳۶۳ش.
  • میرموسوی، سید علی، مبانی حقوق بشر در اسلام و مکاتب دیگر، تهران، ‌پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۱ش.
  • نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۴ق.
  • نصیری، علی، «حق آزادی عقیده و نقد شبهه تنافی حکم ارتداد با آن»، در مجله سیاست متعالیه، شماره ۱۲، ۱۳۹۵ش.
  • نظری، مرتضی، بررسی شیوه‌های تبلیغاتی مسیحیت علیه اسلام، تهران، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۱ش.

پیوند به بیرون