مقاله قابل قبول
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع خوب
استناد ناقص
شناسه ارزیابی نشده

اوس و خزرج

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از قبیله خزرج)
پرش به: ناوبری، جستجو
شبه جزیره حجاز

اوس‌ْ وَ خَزْرَج‌، دو تیره مهم‌ از اعراب‌ یمانی که‌ از مدتها پیش‌ از ظهور اسلام، در شهر یثرب (مدینه‌) ساکن‌ شدند و پس‌ از هجرت، آنها را «انصار» خواندند. نقش این دو قبیله در تاریخ اسلام مخصوصا در جریان هجرت پیامبر(ص) وجنگ‌های مختلف برجسته است. عده‌ای از مورخین گفته‌اند بعضی آیات قرآن در شأن انصار نازل شده است.

نسب

نسب‌ اوس‌ و خزرج‌ به‌ قبیله بزرگ‌ یمانی‌ ازد می‌رسید و بیشتر نسب‌ نگاران‌ و مورخان‌ سده‌های‌ نخستین‌ هجری‌ به‌ سلسله‌ نسب‌ این‌ دو تیره‌ از طریق‌ بنومازن‌ بن‌ ازد اشاره‌ کرده‌اند.[۱]

نیای‌ بزرگ‌ دو تیره‌، عمروبن‌ عامر مشهور به‌ مُزَیقی است‌ و از نسل حارثه بن‌ ثعلبه بن‌ عمروبن‌ عامر بوده‌اند. نسب‌ این‌ دو، از طریق‌ مادر که‌ قیله‌ بنت‌ کاهل‌ نام‌ داشت‌، به‌ قبیله بنی‌ قضاعه‌ می‌رسید.[۲] و بدین‌ سبب‌، اوس‌ و خزرج‌ خود را بنی‌ قیله‌ نیز می‌خوانده‌اند[۳]

اوس و خزرج دو فرزند حارثه بن‌ ثعلبه بوده‌اند که بعدها نام این دو را بر قبیله خود نهاده‌اند.[۴] نام اوس‌ مختصر شده «اوس‌ مناه» است‌ که‌ وابستگی‌ و نسبت‌ ایشان‌ را به‌ یکی‌ از بُتان‌ مشهور دوره جاهلی نشان‌ می‌دهد.[۵] خزرج‌ را به‌ معنای‌ باد تند یا نسیم‌ جنوب‌ آورده‌اند.[۶]

تاریخ‌ اقامت‌ اوس‌ و خزرج‌ در شهر یثرب‌

تاریخ‌ اقامت‌ اوس‌ و خزرج‌ در شهر یثرب‌، با پراکندگی‌ قوم‌ ازد - که‌ در نواحی‌ یمن‌ سکنی‌ داشتند - در مناطق‌ گوناگون‌ شبه‌ جزیره‌ و پاره‌ای‌ سرزمین‌های‌ اطراف‌ آن‌ پیوندی‌ نزدیک‌ دارد.

شایع‌ترین‌ روایات‌ در مآخذ کهن‌ حاکی‌ از آن‌ است‌ که‌ مهاجرت‌ گروهی‌ِ «ازدیان» از یمن‌، به‌ سبب‌ ویرانی‌ سدّ مأرب‌ بر اثر سیل‌ بوده‌ است‌،[۷] اما درباره سبب‌ اصلی‌ مهاجرت‌ ایشان‌ و تاریخ‌ وقوع‌ آن‌ میان‌ محققان‌ معاصر، اتفاق‌ نظری‌ وجود ندارد.[۸] از بعضی‌ روایت‌های دیگر چنین‌ برمی‌آید که‌ اوس‌ و خزرج‌، پیش‌ از ویرانی‌ سد به‌ یثرب‌ مهاجرت‌ کردند.[۹]

مأرب

محققان‌ گفته‌اند، هجرت‌ِ ازدیان‌ از یمن‌ یکباره‌ اتفاق‌ نیفتاد.[۱۰] بعدها، دسته‌هایی‌ از این‌ مهاجران‌ در شمال‌ جزیره العرب‌ و در جوار سرزمین‌ شام‌ دولت‌ کوچک‌ غسانی‌، و دسته‌هایی‌ دیگر در بخش‌هایی از عراق فعلی‌ (حیره‌) دولت‌ آل‌ منذر یا لخمیان‌ را تشکیل‌ دادند و هر یک‌، دست‌ نشانده یکی‌ از دو دولت‌ بزرگ‌ وقت‌، یعنی‌ایران‌ و روم‌ بودند.

به‌ احتمال‌ بسیار، پس‌ از برپایی‌ این‌ دولت‌ها، هجرت‌ اقوام‌ ازد، از آن‌ جمله‌ اوس‌ و خزرج‌ یا اجداد ایشان‌، به‌ جاهایی‌ از جزیرهالعرب‌ فزونی‌ گرفت‌. به‌ گفته برخی‌ محققان‌، شاید هجرت‌ اوس‌ و خزرج‌ دیرتر از دیگر اقوام‌ ازدی‌ و احتمالاً در اواخر سده ۴م‌ انجام‌ شده‌ باشد.[۱۱] این‌ قوم‌، یثرب‌ را برای‌ اقامت‌ برگزید که‌ از حیث‌ شرایط اقلیمی‌ برای‌ کشاورزی‌ مناسب‌ به‌ نظر می‌رسید.

چون‌ این‌ دسته‌ از ازدیان‌ به‌ یثرب‌ رسیدند و در آنجا سکنی‌ گزیدند، گروهی‌ از یهودیان در شهر به‌ سر می‌بردند و اداره آنجا از حیث‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌ یکسره‌ به‌ دست‌ ایشان‌ بود.[۱۲]

روابط میان‌ یهودیان‌ و اوس‌ و خزرج‌

روابط میان‌ یهودیان‌ و اوس‌ و خزرج‌، نخست‌ بر مبنای‌ همکاری‌، به‌ ویژه‌ در کشاورزی‌ شکل‌ گرفت‌، اما اندک‌ اندک‌ با فزونی‌ یافتن‌ شمار مهاجران‌، تسلط یهودیان‌ رو به‌ کاهش‌ نهاد. بعید نیست‌ از همین‌ دوران‌، با تشکیل‌ بطون‌ و شاخه‌های‌ گوناگون‌، روند جدایی‌ دو تیره‌ از یکدیگر آغاز شده‌ باشد.

تسلط اوس‌ و خزرج‌ بر یثرب‌، موجب پدیده دیگری‌ شد که‌ در تعلق‌ این‌ شهر به‌ حوزه دو حکومت‌ دست‌ نشانده غسانی‌ و لخمی‌ ارتباط دارد. طبق‌ یک‌ روایت‌، یهودیان‌ به‌ عامل‌ دولت‌ ساسانی خراج و مالیات‌ می‌پرداختند و از سوی‌ ایشان‌، حکمرانی‌ یثرب‌ به‌ یهودیان‌ سپرده‌ شده‌ بود.[۱۳]

بنابر روایت‌ دیگری‌، اوس‌ و خزرج‌ پس‌ از آنکه‌ از ستم‌ فرماندار یهودی‌ شهر به‌ ستوه‌ آمدند، از غسانیان‌ یاری‌ طلبیدند. مالک‌ بن‌ عجلان‌ از بنی‌ غسان‌ به‌ یاری‌ ایشان‌ آمد و از آن‌ پس‌ دوره سیادت‌ اوس‌ و خزرج‌ بر یثرب‌ آغاز شد.[۱۴]

به‌ هر حال‌، براساس‌ پاره‌ای‌ نشانه‌ها، اوس‌ و خزرج‌ خود را به‌ غسانیان‌ - که‌ مانند آنها به‌ ازد نسب‌ می‌بردند - نزدیک‌تر احساس‌ می‌کردند.[۱۵] و اگر هم‌ تا اواسط سده ۶م‌ - چنانکه‌ برخی‌ محققان‌ حدس‌ زده‌اند[۱۶] - کارگزاران‌ دولت‌ ساسانی‌ توسط یهودیان‌ بر یثرب‌ تسلط داشتند، از همین‌ زمان‌، با ورود اوس‌ و خزرج‌ به‌ یثرب‌، اوضاع‌ به‌ نفع‌ غسانیان‌ می‌بایست‌ دگرگون‌ شده‌ باشد و در این‌ زمینه‌ روایتهایی‌ نیز در دست‌ است‌.[۱۷]

روابط اوس با خزرج

در مدتی‌ که‌ اوس‌ و خزرج‌ بر یثرب‌ تسلط داشتند، از چگونگی‌ اداره شهر اطلاع‌ دقیقی‌ در دست‌ نیست‌، به‌ ویژه‌ آنکه‌ میان‌ دو تیره‌ چنان‌ رقابتی‌ درگرفت‌ که‌ به‌ جنگها و نزاعهای‌ خونین‌ و دراز مدت‌ منتهی‌ شد و یهودیان‌ بی‌گمان‌ در افروختن‌ آتش‌ فتنه‌ میان‌ دو تیره‌ نقش‌ فعال‌ داشتند.[۱۸]

از آنجا که‌ قدرت‌ دو تیره‌ تقریباً برابر بود، هر یک‌ می‌کوشیدند با انعقاد پیمان‌ با گروهی‌ از قبایل‌ مشهور یهودی‌ در یثرب‌، بر دیگری‌ تفوق‌ یابند، چنانکه‌ اوسیان‌ با بنی‌ قریظه هم‌ پیمان‌ شدند و خزرجیان‌ با بنی‌ نضیر[۱۹]

حاصل‌ این‌ رقابتها، بروز جنگهای‌ خونین‌ میان‌ طوایف‌ این‌ دو تیره‌ بود که‌ در «ایام‌ العرب‌» دوره جاهلی‌، برای‌ هر یک‌ نامی‌ خاص‌ هست‌، ولی‌ روایات‌ مربوط به‌ آن‌، آمیخته‌ با افسانه‌ است‌.[۲۰]

در نخستین‌ جنگ‌ به‌ نام‌ «حرب‌ سُمیر»، پیروزی‌ از آن‌ اوس‌ شد، اما در بیشتر جنگهای‌ بعدی‌، خزرجیان‌ تسلط یافتند.[۲۱]

در واپسین‌ جنگ‌ این‌ هر دو تیره‌ به‌ نام‌ «حرب‌ بُعاث‌» که‌اندکی‌ پیش‌ از هجرت‌ حضرت‌ رسول‌(ص) به‌ یثرب‌ اتفاق‌ افتاد، اوسیان‌ برای‌ کسب‌ پیروزی‌ بر رقیب‌، به‌ مکه‌ آمدند و خواهان‌ انعقاد پیمان‌ با قریش‌ شدند، اما اعتنایی‌ ندیدند. در همین‌ اوقات‌ بود که‌ میان‌ برخی‌ از ایشان‌ و پیامبر(ص) ارتباط حاصل‌ شد.[۲۲]

ظاهراً خزرجیان‌ برآن‌ بودند تا عبدالله‌ بن‌ اُبَی‌ ابن‌ سلول‌ را - که‌ بعدها از منافقان‌ مشهور شد[۲۳] - تاج‌ بر سر نهند و فرمانروایی‌ شهر بدو بسپرند.[۲۴]

پس از قبول اسلام

با هجرت‌ پیامبر(ص) به‌ یثرب‌، اوس‌ و خزرج‌ اسلام‌ آوردند و «انصار» عنوان‌ یافتند و خود بدان‌ افتخار می‌کردند[۲۵] با این همه‌، در برخی‌ مواقع‌، رقابتهای‌ دیرین‌ میان‌ دو تیره‌ سر برمی‌آورد، چنانکه‌ بر سر اینکه‌ کدام‌ یک‌ در پیمان عقبه زودتر با آن‌ حضرت‌ دست‌ بیعت‌ دادند، اختلاف‌ و تفاخر داشتند.

این‌ اختلاف‌ درباره حضور ایشان‌ در دیگر مواقع‌ دوره اسلامی‌ نیز وجود داشت‌.[۲۶] البته‌ به‌ نظر می‌رسد که‌ در دوره اسلامی‌ نیز اکثریت‌ با خزرجیان‌ بود، چنانکه‌ در میان‌ نقیبان‌ ۱۲ گانه‌ - در آغاز ارتباط با پیامبر(ص) - ۳ تن‌ از اوسیان‌ بودند و بقیه‌ از خزرج‌[۲۷] و در جنگ‌ بدر نیز شمار افراد خزرج‌ بیشتر از اوس‌ بود.[۲۸]

در جنگهای‌ مریسیع‌ و بنی‌ قریظه و قضیه افک نیز اختلاف‌ میان‌ اوس‌ و خزرج‌ ظاهر شد، ولی‌ پیامبر(ص) آتش‌ فتنه‌ را خاموش‌ کرد.[۲۹] پس‌ از وفات‌ آن‌ حضرت‌ نیز، در ماجرای‌ سقیفه، ابوبکر و یارانش‌ از رقابت‌ اوس‌ و خزرج‌ بر سر جانشینی‌ پیامبر(ص) سود بردند.[۳۰]

اوس‌ و خزرج‌ هر یک‌ دارای‌ ۵ بطن‌ بودند.[۳۱] این‌ بطون‌ خود به‌ عشایر و شاخه‌های‌ دیگری‌ که‌ شمار آنها بالغ‌ بر ۴۰ شاخه‌ می‌شد، به‌ جز عشایر دیگری‌ از اعراب‌ که‌ با دو تیره‌ رابطه ولاء داشتند، تقسیم‌ می‌شدند.[۳۲]

افتخارات

اوس‌ و خزرج‌ علاوه‌ بر آنکه‌ به‌ جنگاوری‌ و دلیری‌ شهره‌ بودند[۳۳] هر یک‌ شاعرانی‌ داشتند. از میان‌ اوسیان‌، قیس‌ بن‌ خَطیم‌ که‌ به‌ «زبان‌ اوس‌» شهره‌ بود، و ابوقیس‌ ابن‌ اسلت‌، مشهورند؛[۳۴] و از خزرجیان‌ نیز باید به‌ حسان‌ بن‌ ثابت‌ - که‌ مدایح‌ او در حق‌ حضرت‌ رسول‌(ص) شهره‌ است‌ - و کعب‌ بن‌ مالک‌ اشاره‌ کرد.[۳۵] برخی‌ از وجوه‌ اصحاب‌ پیامبر(ص) نیز به‌ دو تیره اوس‌ و خزرج‌ تعلق‌ داشتند و بعدها اعضای‌ دو تیره‌، هر یک‌ به‌ سببی‌ به‌ ایشان‌ افتخار می‌کردند. در اوس‌ کسانی‌ مانند حنظله غسیل‌ الملائکه، عاصم بن ثابت، سعد بن معاذ، و در خزرج‌، سعد بن عباده،زید بن ثابت، معاذ بن جبل، اُبَی‌ّ بن‌ کعب‌[۳۶] را باید نام‌ برد.

گفته‌اند برخی‌ از آیات‌ قرآن، به‌ ویژه‌ آیه ۱۰۳ از سوره آل عمران که‌ مؤمنان‌ را به‌ وحدت‌ و پرهیز از تفرقه‌ دعوت‌ می‌کند، در شأن‌ اوس‌ و خزرج‌ نازل‌ شده‌ است‌.[۳۷]

از میان‌ مؤلفان‌ و مورخان‌ قدیم‌، کسانی‌ چون‌ ابوعبیده‌ معمر بن‌ مثنی‌، واقدی‌ (د ۲۰۷ق‌) و علاّن‌ شعوبی‌ (د اواخر قرن‌ ۲ق‌)، آثاری‌ درباره اوس‌ و خزرج‌ و انساب‌ و جنگ‌ها و مثالب‌ ایشان‌ داشته‌اند.[۳۸]

پانویس

  1. مثلاً نک: کلبی‌، جمهره...، ص۶۲۱؛ خلیفه‌، الطبقات‌، ج۱، ص۱۷۵؛ یعقوبی‌، تاریخ‌، ج۱، ص۲۰۲.
  2. نک: کلبی‌، همانجا، نسب‌...، ج۱، صص۳۶۳-۳۶۴؛ ابن‌ قتیبه‌، المعارف‌، ص۱۰۹؛ ابن‌ حزم‌، جمهره انساب‌ العرب‌، ص۳۳۱
  3. علی‌، المفصل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۴، ص۱۳۳.
  4. ابن‌حزم، انساب العرب، ۱۴۰۳، ص۳۳۲.
  5. علی‌، المفصل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۴، ص۱۳۵؛ درباره اعتقاد خاص‌ اوس‌ و خزرج‌ به‌ این‌ بُت‌، نک: کلبی‌، الاصنام‌، صص۱۳-۱۴، ۲۷
  6. ابن‌ منظور،لسان‌، ذیل‌ خزرج‌
  7. ابن‌ رسته‌، الاعلاق‌ النفیسه، ج۷، صص۶۲ -۶۳؛ یعقوبی‌، تاریخ‌، ج۱، ص۲۰۳.
  8. مثلاً نک: مهران‌، تاریخ‌ العرب‌ القدیم‌، صص۴۵۵- ۴۵۸؛ شریف‌، مکه و المدینه فی‌ الجاهلیه و عهد الرسول‌، صص۳۱۳-۳۱۶؛ ولفنسون‌، تاریخ‌ الیهود فی‌ بلاد العرب‌، ص۶۳
  9. ولفنسون‌، تاریخ‌ الیهود فی‌ بلاد العرب‌، ص۵۲
  10. شریف‌، مکه و المدینه فی‌ الجاهلیه و عهد الرسول‌، ص۳۱۵
  11. شریف‌، مکه و المدینه فی‌ الجاهلیه و عهد الرسول‌، ص۳۱۴-۳۱۶
  12. ابن‌ رسته‌، الاعلاق‌ النفیسه، ج۷، ص۶۲؛ نیز نک: بلاذری‌، فتوح‌ البلدان‌، ص۱۷
  13. ابن‌ رسته‌، الاعلاق‌ النفیسه، ج۷، ص۶۴.
  14. نک: سمهودی‌، وفاء الوفاء، ج۱، صص۱۷۸ بب؛ قس‌: مهران‌، تاریخ‌ العرب‌ القدیم‌، صص۴۶۲-۴۶۴
  15. برای‌ تفصیل‌، نک: علی‌، المفصل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۳، ص۳۹۱.
  16. نک: کستر، ۱۱-۱۴؛ علی‌، المفصل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۴، صص۱۲۹-۱۳۰.
  17. نک: ابن‌ حبیب‌، «اسماء المغتالین‌»، صص۱۳۶- ۱۳۷؛ نیز نک: علی‌، المفصل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۲، ص۵۷۸، ج۴، ص۱۳۴؛ ولفنسون‌، تاریخ‌ الیهود فی‌ بلاد العرب‌، صص۵۹ -۶۱
  18. مهران‌، تاریخ‌ العرب‌ القدیم‌، ص۴۸۱؛ وکیل‌، ص۷۵
  19. مهران‌، تاریخ‌ العرب‌ القدیم‌، ص۴۸۱؛ وکیل‌، ص۷۵
  20. نک: ه د، ایام‌العرب‌؛ نیز مهران‌، تاریخ‌ العرب‌ القدیم‌، ص۴۸۰
  21. ابن‌ اثیر، ج۱، صص۶۵۸ - ۶۵۹، نیز برای‌ جنگهای‌ دیگر، نک: ج۱، صص۶۶۰ بب.
  22. ابن‌ حبیب‌، المنمق‌، ۲۶۸؛ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج۱، ص۲۳۸؛ ابن‌ اثیر، ج۱، صص۶۸۰ -۶۸۱؛ نیز نک: ولفنسون‌، تاریخ‌ الیهود فی‌ بلاد العرب‌، ص۶۸.
  23. بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج۱، ص۲۷۴.
  24. ابن‌ سعید، نشوه الطرب‌، ج۱، ص۱۹۰؛ نیز نک: ولفنسون‌، تاریخ‌ الیهود فی‌ بلاد العرب‌، ص۷۰
  25. علی‌، المفصل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۴، صص۱۴۰-۱۴۱؛ برای‌ تفصیل‌، نک: ه د، انصار
  26. نک: ابن‌ سعد، الطبقات‌ الکبری‌، ۴ (۱) /۴؛ ابن‌ قدامه‌، التبیین‌ فی‌ انساب‌ القرشیین‌، ص۴۹۹.
  27. بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج۱، ص۲۵۲؛ طبری‌، تاریخ‌، ج۲، ص۳۶۳.
  28. ابن‌ اسحاق‌، سیره، ص۲۸۸؛ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج۱، ص۲۹۰.
  29. واقدی‌، المغازی‌، ج۲، صص۴۱۵، ۴۳۱، ۵۱۵؛ نیز نک: ابن‌ سعد، الطبقات‌ الکبری‌، ۱ (۲) /۴۶؛ طبری‌، همان‌، ج۲، ص۶۱۴؛ احمد بن‌ حنبل‌، ج۶، صص۵۹، ۱۹۶
  30. طبری‌، همان‌، ج۳، صص۲۲۱-۲۲۲؛ مسعودی‌، مروج‌ الذهب‌، ج۲، ص۳۰۴.
  31. نک: شریف‌، مکه و المدینه فی‌ الجاهلیه و عهد الرسول‌، صص۳۱۰- ۳۱۱ ببعد.
  32. شریف‌، مکه و المدینه فی‌ الجاهلیه و عهد الرسول‌، ص۳۰۹.
  33. ابن‌ عبدربه‌، العقد الفرید، ج۲، صص۱۹۲-۱۹۳؛ بلاذری‌، فتوح‌ البلدان‌، ص۱۷.
  34. علی‌، المفصل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۱، ص۴۷۵؛ ابوالفرج‌، الاغانی‌، ج۲، صص۱۵۹ بب، ج۱۵، صص۱۶۰ بب.
  35. ذهبی‌، سیراعلام‌ النبلاء، ج۲، ص۵۱۲ بب، ج۲، صص۵۲۳ بب؛ نیز نک: علی‌، المفصل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۹، ص۶۵۴.
  36. ابن‌ عبدربه‌، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۱؛ نیز نک: علی‌، المفصل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۴، ص۱۳۷.
  37. شیخ‌ طوسی‌، التبیان‌، ج۲، صص۵۴۵ -۵۴۶؛ قرطبی‌، الجامع‌ لاحکام‌ القرآن‌، ج۴، ص۱۵۵؛ نیز نک: طبری‌، تفسیر، ج۴، ص۱۷.
  38. نک: ابن‌ ندیم‌،الفهرست‌، صص۶۰، ۱۱۱، ۱۱۸.

منابع

  • ابن‌ اثیر، الکامل‌.
  • ابن‌ اسحاق‌، محمد، سیره، به‌ کوشش‌ محمد حمیدالله‌، قونیه‌، ۱۴۰۱ق‌/۱۹۸۱م‌.
  • ابن‌ حبیب‌، محمد، «اسماء المغتالین‌»، ضمن‌ نوادر المخطوطات‌، به‌ کوشش‌ محمد عبدالسلام‌ هارون‌، قاهره‌، ۱۳۷۳ق‌/۱۹۵۴م‌.
  • همو، المنمق‌، به‌ کوشش‌ خورشید احمد فارق‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
  • ابن‌ حزم‌، علی‌، جمهره انساب‌ العرب‌، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
  • ابن‌ درید، محمد، الاشتقاق‌، به‌ کوشش‌ عبدالسلام‌ محمد هارون‌، قاهره‌، ۱۳۷۸ق‌/۱۹۵۸م‌.
  • ابن‌ رسته‌، احمد، الاعلاق‌ النفیسه، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، ۱۸۹۱م‌.
  • ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبری‌، لیدن‌، ۱۳۲۲ق‌.
  • ابن‌ سعید مغربی‌، علی‌، نشوه الطرب‌، به‌ کوشش‌ نصرت‌ عبدالرحمان‌، عمان‌، ۱۹۸۲م‌.
  • ابن‌ عبدربه‌، احمد، العقد الفرید، به‌ کوشش‌ احمد امین‌ و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۲ق‌/۱۹۸۳م‌.
  • ابن‌ قتیبه‌، عبدالله‌، المعارف‌، به‌ کوشش‌ ثروت‌ عکاشه‌، قاهره‌، ۱۹۶۰م‌.
  • ابن‌ قدامه‌، عبدالله‌، التبیین‌ فی‌ انساب‌ القرشیین‌، به‌ کوشش‌ محمد نایف‌ دلیمی‌، بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌/۱۹۸۸م‌.
  • ابن‌ منظور، لسان‌.
  • ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌.
  • ابن‌ هشام‌، عبدالملک‌، التیجان‌ فی‌ ملوک‌ حمیر، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۴۷ق‌.
  • ابوالفرج‌ اصفهانی‌، الاغانی‌، بیروت‌، ۱۳۹۰ق‌/۱۹۷۰م‌؛ احمد بن‌ حنبل‌، مسند، قاهره‌، ۱۳۱۳ق‌.
  • بلاذری‌، احمد، انساب‌ الاشراف‌، به‌ کوشش‌ محمد حمیدالله‌، قاهره‌، ۱۹۵۹م‌.
  • همو، فتوح‌ البلدان‌، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، ۱۸۶۵م‌.
  • خلیفه بن‌ خیاط، الطبقات‌، به‌ کوشش‌ سهیل‌ زکار، دمشق‌، ۱۹۶۶م‌.
  • ذهبی‌، محمد، سیراعلام‌ النبلاء، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/۱۹۸۶م‌.
  • سمهودی‌، علی‌، وفاء الوفاء، به‌ کوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، قاهره‌، ۱۳۷۴ق‌/ ۱۹۵۵م‌.
  • شریف‌، احمد ابراهیم‌، مکه و المدینه فی‌ الجاهلیه و عهد الرسول‌، قاهره‌، دارالفکر العربی‌.
  • شیخ‌ طوسی‌، حسن‌، التبیان‌، به‌ کوشش‌ احمد حبیب‌ قصیر عاملی‌، بیروت‌، دارالتراث‌ العربی‌.
  • طبری‌، تاریخ‌.
  • همو، تفسیر.
  • علی‌، جواد، المفصل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، بیروت‌، ۱۹۷۶م‌.
  • قرطبی‌، محمد، الجامع‌ لاحکام‌ القرآن‌، قاهره‌، دارالکتب‌ المصریه‌.
  • کستر، م‌. ج‌.، الحیره و مکه، ترجمه یحیی‌ جبوری‌، بغداد، ۱۹۷۶م‌.
  • کلبی‌، محمد، الاصنام‌، به‌ کوشش‌ احمد زکی‌ پاشا، قاهره‌، ۱۹۲۴م‌.
  • کلبی‌، محمد، جمهره النسب‌، به‌ کوشش‌ ناجی‌ حسن‌، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌/۱۹۸۷م‌.
  • همو، نسب‌ معدوالیمن‌ الکبیر، به‌ کوشش‌ ناجی‌ حسن‌، بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌/۱۹۸۸م‌.
  • مسعودی‌، علی‌، مروج‌ الذهب‌، به‌ کوشش‌ یوسف‌ اسعد داغر، بیروت‌، ۱۳۸۵ق‌/۱۹۶۵م‌.
  • مهران‌، محمد بیومی‌، تاریخ‌ العرب‌ القدیم‌، اسکندریه‌، ۱۹۸۹م‌.
  • واقدی‌، محمد، المغازی‌، به‌ کوشش‌ مارسدن‌ جونز، لندن‌، ۱۹۶۶م‌.
  • وکیل‌، محمد سید، یثرب‌ قبل‌الاسلام‌، حجاز، ۱۴۰۹ق‌/۱۹۸۹م‌.
  • ولفنسون‌، اسرائیل‌، تاریخ‌ الیهود فی‌ بلاد العرب‌، قاهره‌، ۱۳۴۵ق‌/ ۱۹۲۷م‌.
  • یعقوبی‌، تاریخ‌، بیروت‌، دارصادر. ‌

پیوند به بیرون