تحمل حدیث

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

تحمل حدیث، اصطلاحی در علم حدیث، به معنای فراگرفتن و شنیدن حدیث از راه‌های معین است. در «تحمل»، راوی، حدیث را از دیگری که در اصطلاح به او شیخ می‌گویند به یکی از شیوه‌های معتبر در تحمل حدیث فرا می‌گیرد. تحمل حدیث به معنای حمل آن نیز هست؛ اما علمای حدیث به این جهت اصطلاح تحمل را بر حمل ترجیح داده‌اند که تحمل به معنای «حمل با مشقت» است و از آنجا که حمل حدیث مستلزم دقت بسیار است، خالی از مشقت نیست.

شرایط تحمل حدیث

  • اهلیت: مراد از اهلیت، وجود شرایطی است که موجب صلاحیت راوی در اخذ حدیث می‌شود. این شرایط عبارت‌اند از: عقل، قوه تمیز، ضبط[۱].
  • داشتن قوه تمییز:[۲] منظور از قوه تمیز آن است که راوی بتواند متوجه خطاب شده، جواب لازم را ادا کند.[۳] یا بین حدیث و غیرحدیث تمایز قایل شود.[۴]

تذکر: در صحت تحمل راوی، اموری چون اسلام و ایمان و بلوغ و عدالت و نیز نقل کوچک‌تر از بزرگ‌تر، شرط نیست.[۵]

راه‌های تحمل حدیث

تحمل حدیث شیوه‌هایی دارد که از نظر بیشتر علمای حدیث هشت قسم است:

  1. سماع، شنیدن حدیث از استاد است، چه استاد حدیث را از حفظ بخواند چه آن را از روی کتاب برای شاگرد بخواند.
  2. قرائت، که اغلب به آن «عَرْض» گفته‌اند، خواندن حدیث نزد شیخ است، چه شاگرد آن را بخواند چه دیگری بخواند و شاگرد بشنود و حدیث را فراگیرد.
  3. اجازه، به این صورت است که استاد اجازه نقل از کتاب یا نقل روایت برای شاگرد صادر کند.
  4. مناوله به معنای این است که استاد کتاب را به شاگرد بدهد، به صورت تملیک یا عاریه. اگر شاگرد بدون اجازه کتاب استاد را بردارد بدان «عَرْضُ المُناوَله» گویند.
  5. کتابت یا مکاتبه، یعنی شیخ حدیث به درخواست طالب روایت، احادیثی به خط خود بنویسد و ارسال کند.
  6. اعلام (آگاه کردن)، یعنی استاد اعلام کند که فلان کتاب متعلق به اوست یا فلان روایت، سماع او از فلان استاد است، و شاگرد مجاز به نقل از آن شود.
  7. وصیت، یعنی شیخ حدیث از طریق وصیت، روایات خود را در اختیار کسی قرار دهد و او مجاز به نقل از آنها گردد.
  8. وِجاده (مصدر جعلی به معنای یافتن)، یعنی آنکه راوی، حدیث یا کتابی به خط یکی از مشایخ پیدا کند و پس از اطمینان از انتساب آن به صاحبش، به نقل آن بپردازد.[۶]

از نظر عموم محدّثان، «سماع» معتبرترین طریق تحمل است[۷] و در نقطه مقابل آن وجاده قرار دارد. از این جهت در اعتبار نقل وجاده‌ای، به خصوص جهت عمل، اختلاف نظر وجود دارد: اکثر فقها و محدّثان مالکی اعتباری برای وجاده قایل نیستند، در صورتی که شافعی و اصحاب او قایل به جواز عمل بر پایه نقل وجاده‌ای‌اند.[۸]

در دوره متقدمان، بیان طریق تحمل مرسوم بود، چنانکه دانشمندان نیز به پذیرش حدیث تنها از برخی طرق که حدیث را معتبرتر می‌کرد، رغبت نشان می‌دادند.[۹] چون ذکر طریق تحمل، سند را طولانی می‌کرد، پس از مدتی محدّثان امثال بخاری و کلینی سند را به صورت مُعَنعَن تلخیص کردند و به این ترتیب، اطلاع درباره طریق تحمل حذف یا تلخیص گردید. البته حذف عمدی عباراتی که معرف طریق تحمل است و قراردادن لفظ «عن» به جای آن، نوعی تدلیس است؛ لذا کسانی مجاز بودند از لفظ «عن» به جای عباراتِ معرفِ طریقِ تحمل استفاده کنند که به تدلیس شهرت نداشتند.[۱۰]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. فضلی، ص۲۲۴
  2. عتر، ص۲۱۱
  3. نووی، ص۵۴؛ خطیب، ص۷۱؛ قطان، ص۱۴۳
  4. شهید ثانی، ص۲۱۷؛ مامقانی، ج ۳، ص۵۷
  5. ابن صلاح، ص۷۳؛ شهید ثانی، ص۲۱۹، ۲۲۱؛ مامقانی، ج۳، ص۵۸؛ مرعی، ص۱۱۲؛ طحّان، ص۱۵۷
  6. برای اطلاع بیشتر درباره طرق تحمل حدیث رجوع کنید به ابن صلاح، ص۹۵-۱۱۷؛ ابن کثیر، ص۵۶-۶۹؛ سیوطی، ج۲، ص۹۶۰؛ ابوشهبه، ص۹۵-۱۱۸؛ شهید ثانی، ص۸۴، ۲۳۰-۳۰۳؛ صالح، ص۸۸-۱۰۴؛ فضلی، ص۲۲۵-۲۳۰؛ مرعی، ص۱۱۳-۱۲۰
  7. ابن صلاح، همانجا؛ شهید ثانی، ص۲۳۱
  8. ابن صلاح، ص۱۰۳؛ نووی، ص۶۶
  9. خطیب، ص۲۴۷
  10. خطیب، ص۲۵۰

منابع

  • ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث، چاپ مصطفی دیب البغا، دمشق ۱۴۰۴/ ۱۹۸۴
  • محمد ابوشهبه، الوسیط فی علوم و مصطلح الحدیث، قاهره ? [۱۴۰۳/۱۹۸۲]
  • محمد عجاج خطیب، اصول الحدیث، علومه و مصطلحه، بیروت ۱۴۱۷/ ۱۹۹۷
  • عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی، تدریب الرّاوی فی شرح تقریب النواوی، چاپ احمدعمرهاشم، بیروت ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹
  • زین الدین بن علی شهید ثانی، الرعایة فی علم الدرایة، چاپ عبدالحسین محمدعلی بقّال، قم ۱۴۰۸
  • صبحی صالح، علوم الحدیث، بیروت ۱۳۸۸/ ۱۹۶۹
  • محمود طحّان، تیسیر مصطلح الحدیث، ریاض ۱۴۱۷/ ۱۹۹۶
  • نورالدین عتر، منهج النقد فی علوم الحدیث، دمشق ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲
  • عبدالهادی فضلی، اصول الحدیث، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳
  • مناع قطان، مباحث فی علوم الحدیث، [ بی‌جا، بی‌تا.]
  • عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدرایة، چاپ محمدرضا مامقانی، قم ۱۴۱۱-۱۴۱۴
  • حسین عبداللّه مرعی، منتهی المقال فی الدرایة و الرجال، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶
  • یحیی بن شرف نووی، التّقریب و التّیسیر لمعرفة سنن البشیر النّذیر، چاپ محمدعثمان الخشت، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵

پیوند به بیرون