یحیی بن اکثم
| اطلاعات کلی | |
|---|---|
| نام کامل | یحیى بن أکثم بن مُحَمَّد بن قُطْن بن سَمْعان بن مُشَنَّج |
| لقب/کنیه | ابومحمد، ابوزکریا، تَمِیمی، مَرْوَزی و بغدادی |
| مذهب | اهلسنت |
| ارتباط با تشیع | از راویان امام کاظم(ع)، امام رضا(ع)، امام جواد(ع) و امام هادی(ع) و مناظره با امام جواد(ع) |
| خویشاوندان سرشناس | اَکْثَم بن صِیْفی (جدّ او) |
| محل زندگی | مَرْو، بغداد و سامرا |
| وفات | ۲۴۲ق |
| مکان وفات | رَبَذِه |
| محل دفن | ربذه |
| اطلاعات علمی | |
| آثار | «التَّنْبیه فی الفِقْه» و «ایجابُ التَّمَسُّک بأَحْکام الْقُرآن |
| فعالیتهای اجتماعی-سیاسی | |
| مناصب | قاضیالقضات درباره عباسی |
یَحیی بن اَکْثَم (درگذشت: ۲۴۲ق)، فقیه و محدث اهلسنت و قاضِیُالقُضَات خلفای عباسی بود که در دوره مأمون، هفتمین خلیفه عباسی، به دربار راه یافت و نفوذ زیادی پیدا کرد.
یحیی از راویان امام کاظم(ع)، امام رضا(ع)، امام جواد(ع) و امام هادی(ع) بود. او همچنین از راویان بسیاری روایت نقل کرده و افراد متعددی نیز از وی حدیث نقل کردهاند. یحیی همچنین آثاری در فقه و اصول داشته است.
یحیی بن اکثم در منابع شیعی و اهلسنت به سبب مخالفت با اهلبیت(ع) و برخی گزارشهای منفی اعتقادی و اخلاقی درباره او، مورد نکوهش قرار گرفته است. او همچنین به قدیمبودن قرآن اعتقاد داشت و ازدواج موقت را حرام میدانست.
مناصب و جایگاه در دربار عباسی
یحیی بن اکثم، فقیه، محدث،[۱] و قاضیالقضات[۲] خلفای عباسی بود.[۳] او همعصر امام کاظم(ع)، امام رضا(ع)، امام جواد(ع) و امام هادی(ع) بود.[۴]
بر پایه برخی منابع، یحیی در دوره مأمون به دربار عباسی وارد شد و نزد او جایگاهی یافت[۵] به طوری که مأمون، هفتمین خلیفه عباسی، برخی از امور مملکت را به او سپرده بود.[۶] یحیی در سال ۲۱۶ق، فرماندهی لشکر مأمون عباسی را به عهده گرفت و به جنگ روم رفت.[۷] همچنین گفته شده، وزیران دربار بدون نظر او کاری را انجام نمیدادند.[۸]
یحیی بن اکثم از قاضیهای اهلسنت بود[۹] که در سن ۲۰ یا ۲۱ سالگی قاضی بصره شد.[۱۰] او در طول عمر خود در بغداد،[۱۱] سامرا[۱۲] و مصر نیز قاضی بود.[۱۳] او در دوران معتصم، هشتمین خلیفه عباسی، از قضاوت عزل شد.[۱۴] متوکل، دهمین خلیفه عباسی، در سال ۲۳۷ق، او را قاضِیُالقُضَات کرد،[۱۵] اما در سال ۲۴۰ق او را عزل و اموالش را مصادره کرد.[۱۶] یحیی همچنین ریاست دیوان مظالم را به عهده داشت.[۱۷]
جایگاه علمی و آثار او
یحیی بن اکثم در بغداد به علمآموزی پرداخت.[۱۸] او از مفسران، ادیبها و مؤلفان دوران عباسی معرفی شده است[۱۹] و از فقیهان خراسان نیز دانسته شده است.[۲۰] برای یحیی بن اکثم کتابهایی درباره فقه و اصول[۲۱] ذکر شده است؛ از جمله «التَّنْبیه فی الفِقْه»[۲۲] و «ایجابُ التَّمَسُّک بأَحْکام الْقُرآن».[۲۳]
یحیی علاوه بر نقل روایت از امام کاظم(ع)، امام رضا(ع)، امام جواد(ع) و امام هادی(ع)[۲۴] از بیش از ۲۰ تن از محدثان، از جمله عبدالله بن مُبارک و سُفْیان بن عُیَیْنَه روایت کرده است.[۲۵] حدود ۲۰ تن نیز از او روایت کردهاند که از جمله آنان میتوان به بخاری و ترمذی اشاره کرد.[۲۶]
برخی از باورهای او
گفته شده، یحیی بن اکثم، قدیمبودن قرآن را قبول داشت و معقد بود کسی که آن را مخلوق بداند، باید توبه کند و در غیر این صورت باید گردنش زده شود.[۲۷] همچنین ازدواج موقت را حرام میدانست.[۲۸]
مناظرات با امام جواد(ع)
بر اساس برخی منابع، یحیی با امام جواد(ع) مناظرههایی داشته است.[۲۹] یکی از این مناظرات، پیش از ازدواج امام جواد(ع) با دختر مامون، با هدف آزمودن دانش امام صورت گرفت. یحیی درباره مُحْرِمی پرسید که شکاری را کشته است و امام جواد(ع) در پاسخ، صورتها و فروع گوناگونی برای این مسئله مطرح کرد.[۳۰] همچنین در همان جلسه، امام جواد(ع) درباره زنی از یحیی پرسید که در فاصله یک شبانهروز، در زمانهای مختلف بر یک مرد حلال و حرام میشد و یحیی نتوانست پاسخ بدهد.[۳۱]
در گزارشی دیگر آمده است که یحیی بن اکثم درباره فضیلت ابوبکر و عمر مطالبی را مطرح کرد که امام جواد(ع) با استناد به قرآن، روایات و سیره پیامبر(ص)، آنها را نقد و ردّ کرد.[۳۲]
دیدگاهها درباره او
ابوالقاسم خویی، رجالی شیعه، پس از نقل روایتی از کافی که در آن، یحیی بن اکثم با نظر فقهی امام هادی(ع) مخالفت کرده بود،[۳۳] او را خبیث و غیرمطیع اهلبیت(ع) معرفی کرده است.[۳۴] خویی، همچنین بر اساس روایتی دیگر از کلینی (درگذشت: ۳۲۹ق)،[۳۵] یحیی بن اکثم را از منکران امامت معرفی کرده است.[۳۶]
در برخی گزارشها، یحیی بن اکثم، کَذَّاب، دَجَّال[۳۷] و حسود[۳۸] معرفی شده است. همچنین نقل شده است که بدون شنیدن حدیث از راوی، از او روایت میکرد.[۳۹] در تاریخ طبری نیز آمده است که مأمون در وصیت خود به معتصم، از یحیی بن اکثم انتقاد کرده بود.[۴۰]
در برخی منابع، شرابخواری[۴۱] و لواط به یحیی بن اکثم نسبت داده شده است.[۴۲] عبدالله مامقانی، رجالشناس شیعی، او را مشهور به لواط دانسته و وی را لعن کرده است.[۴۳] همچنین در گزارشی آمده است که یحیی به پسران علاقه داشت و از آنان لذت میبرد.[۴۴]
در گزارشی تاریخی، یحیی بن اکثم عهدهدار دیوان صدقات ویژه نابینایان شد؛ بااینحال، گفته شده است که چیزی از این صدقات را به این افراد پرداخت نکرد.[۴۵]
شخصیتشناسی
یحیى بن أکثم بن مُحَمَّد بن قُطْن بن سَمْعان بن مُشَنَّج[۴۶] از نسل اَکْثَم بن صِیْفی، از حکمای دوران جاهلیت، است.[۴۷] کنیه او ابومحمد[۴۸] و ابوزکریا[۴۹] و القابش تَمِیمی، خراسانی، مَرْوَزی و بغدادی ذکر شده است.[۵۰] یحیی در دوره مهدی عباسی، سومین خلیفه عباسی،[۵۱] و در مرو متولد شد.[۵۲]
گفته شده یحیی در سال ۲۴۲ یا ۲۴۳ق، پس از بازگشت از مراسم حج، در ۱۵ ذیحجه در رَبَذِه درگذشت و در آنجا دفن شد.[۵۳] برخی مدت عمر او را ۸۳ سال دانستهاند.[۵۴]
پانویس
- ↑ شبستری، سبل الرشاد الى اصحاب الإمام الجواد(ع)، ۱۴۲۱ق، ص۲۸۱.
- ↑ مفید، الإختصاص، دفتر انتشارات اسلامی، ص۹۸؛ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ۱۴۱۴ق، ج۱۲، ص۵.
- ↑ شبستری، سبل الرشاد الى اصحاب الإمام الجواد(ع)، ۱۴۲۱ق، ص۲۸۱.
- ↑ شبستری، سبل الرشاد الى اصحاب الإمام الجواد(ع)، ۱۴۲۱ق، ص۲۸۱؛ خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۶۹ش، ج۲۰، ص۳۲.
- ↑ شبستری، سبل الرشاد الى اصحاب الإمام الجواد(ع)، ۱۴۲۱ق، ص۲۸۱.
- ↑ حافظ مزی، تهذیب الکمال، ۱۴۰۶ق، ج۳۱، ص۲۱۶.
- ↑ طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۸، ص۶۲۵.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ۱۴۱۴ق، ج۱۲، ص۶؛ حافظ مزی، تهذیب الکمال، ۱۴۰۶ق، ج۳۱، ص۲۱۶.
- ↑ خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۶۹ش، ج۲۰، ص۳۲.
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۴، ص۲۰۲؛ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ۱۴۱۴ق، ج۱۲، ص۸.
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۴، ص۱۹۶.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۳۵۳.
- ↑ ابنخلکان، وفیات الأعیان، ۱۳۶۴ش، ج۶، ص۱۶۲.
- ↑ شبستری، سبل الرشاد الى اصحاب الإمام الجواد(ع)، ۱۴۲۱ق، ص۲۸۱.
- ↑ طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۹، ص۱۸۸.
- ↑ طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۹، ص۱۹۸.
- ↑ طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۹، ص۱۸۸.
- ↑ شبستری، سبل الرشاد الى اصحاب الإمام الجواد(ع)، ۱۴۲۱ق، ص۲۸۱.
- ↑ شبستری، سبل الرشاد الى اصحاب الإمام الجواد(ع)، ۱۴۲۱ق، ص۲۸۱.
- ↑ حافظ مزی، تهذیب الکمال، ۱۴۰۶ق، ج۳۱، ص۲۱۶.
- ↑ مامقانی، تنقیح المقال، نجف، ج۳، ص۳۱۲.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ۱۴۱۴ق، ج۱۲، ص۶.
- ↑ شبستری، سبل الرشاد الى اصحاب الإمام الجواد(ع)، ۱۴۲۱ق، ص۲۸۱.
- ↑ شبستری، سبل الرشاد الى اصحاب الإمام الجواد(ع)، ۱۴۲۱ق، ص۲۸۱؛ خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۶۹ش، ج۲۰، ص۳۲.
- ↑ حافظ مزی، تهذیب الکمال، ۱۴۰۶ق، ج۳۱، ص۲۰۷-۲۰۸.
- ↑ حافظ مزی، تهذیب الکمال، ۱۴۰۶ق، ج۳۱، ص۲۰۸-۲۰۹.
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۴، ص۲۰۱.
- ↑ مامقانی، تنقیح المقال، نجف، ج۳، ص۳۱۲؛ شوشتری، قاموس الرجال، ۱۳۶۸ش، ج۱۱، ص۲۹.
- ↑ خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۶۹ش، ج۲۰، ص۳۲.
- ↑ شیخ مفید، الإرشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۲۸۱-۲۸۶.
- ↑ شیخ مفید، الإرشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۲۸۶-۲۸۷.
- ↑ طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ش، ج۲، ص۴۴۶.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۷، ص۲۳۸.
- ↑ خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۶۹ش، ج۲۰، ص۳۴.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۳۵۳.
- ↑ خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۶۹ش، ج۲۰، ص۳۴.
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۴، ص۲۰۴؛ ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۳۱۹.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۳۱۸.
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۴، ص۲۰۵؛ حافظ مزی، تهذیب الکمال، ۱۴۰۶ق، ج۳۱، ص۲۱۱.
- ↑ طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۸، ص۶۴۹.
- ↑ حسینی میلانی، پیشوایان معصوم(ع)، ۱۳۹۲ش، ج۵، ص۲۰.
- ↑ ابنهارون، تیسیر المطالب، ۱۴۲۲ق، ص۷۰۲؛ شبستری، سبل الرشاد الى اصحاب الإمام الجواد(ع)، ۱۴۲۱ق، ص۲۸۱.
- ↑ مامقانی، تنقیح المقال، نجف، ج۳، ص۳۱۲.
- ↑ قمی، تتمة المنتهی، ۱۳۹۳ش، ص۲۶۴.
- ↑ حسینی میلانی، پیشوایان معصوم(ع)، ۱۳۹۲ش، ج۵، ص۲۱.
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۴، ص۱۹۵.
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۴، ص۱۹۵.
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۴، ص۱۹۵؛ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ۱۴۱۴ق، ج۱۲، ص۵.
- ↑ ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۶۴، ص۸۹.
- ↑ شبستری، سبل الرشاد الى اصحاب الإمام الجواد(ع)، ۱۴۲۱ق، ص۲۸۱.
- ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ۱۴۱۴ق، ج۱۲، ص۵.
- ↑ شبستری، سبل الرشاد الى اصحاب الإمام الجواد(ع)، ۱۴۲۱ق، ص۲۸۱.
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۴، ص۲۰۵-۲۰۶.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۳۱۹.
منابع
- ابنجوزی، عبد الرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الأمم، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۲ق.
- ابنخلکان، احمد بن محمد، وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان، قم، الشریف الرضی، ۱۳۶۴ش.
- ابنعساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق و ذکر فضلها و تسمیة مر حلها من الأماثل أو اجتاز بنواحیها من واردیها أهلها، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق.
- ابنهارون، یحیی بن حسین، تیسیر المطالب فی أمالی أبی طالب، صنعا، مؤسسة الإمام زید بن علی الثقافیة، ۱۴۲۲ق.
- حافظ مزی، یوسف بن عبد الرحمن، تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۶ق.
- حسینی میلانی، علی، پیشوایان معصوم(ع): پژوهشی کوتاه در زندگی پیشوایان معصوم(ع)، قم، مرکز الحقائق الإسلامیة، ۱۳۹۲ش.
- خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۷ق.
- خوئی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، قم، مرکز نشر آثار الشیعة، ۱۳۶۹ش.
- ذهبی، محمد بن احمد، سیر أعلام النبلاء، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۱۴ق.
- شبستری، عبدالحسین، سبل الرشاد الى اصحاب الإمام الجواد(ع)، قم، المکتبة التاریخیة المختصة، ۱۴۲۱ق.
- شوشتری، محمدتقی، قاموس الرجال، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۸ش.
- شیخ مفید، محمد بن محمد، الإختصاص، قم، دفتر انتشارات اسلامی، بیتا.
- شیخ مفید، محمد بن محمد، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، قم، المؤتمر العالمی لألفیة الشیخ المفید، ۱۳۷۲ش.
- طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، تحقیق سید محمدباقر موسوی خرسان، مشهد، نشر المرتضى، ۱۴۰۳ش.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری: تاریخ الأمم و الملوک، بیروت، بینا، بیتا.
- قمی، عباس، تتمة المنتهی وقایع ایام خلفا، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل، ۱۳۹۳ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۶۳ش.
- مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، نجف، بینا، بیتا.