پرش به محتوا

کنگره نجف

از ویکی شیعه
گزارشی از کنگرهٔ نجف نوشتهٔ نمایندهٔ حاکم عراق در کنگره.

کُنْگرهٔ نجف (شوال ۱۱۵۶ق) همایشی برگزارشده به‌فرمان نادرشاه افشار با هدف تقریب مذاهب اسلامی و به‌رسمیت شناخته‌شدن مذهب شیعه از سوی اهل‌سنت که نخستین مجمع تقریب مذاهب اسلامی در تاریخ به‌شمار رفته است. ترک رَفْض (قبول‌نداشتن خلافت خلفای سه‌گانه) و سَبّ (دشنام‌دادن) خلفای سه‌گانه از سوی شیعیان از دیگر مواد مورد توافق این کنگره بوده است.

از بین بردن اختلاف مذهبی و آثار مخرب آن میان فریقین، تأمین امنیت ایران و کسب مشروعیت داخلی در حوزهٔ مناطق شرقی ایران از جمله اهداف نادرشاه از برگزاری این کنگره برشمرده شده است. این کنگره به‌دلیل عدم تأثیر برگزاری آن در رویکرد مذهبی فریقین و عدم تأییدش توسط حکومت عثمانی با شکست روبه‌رو شد.

فتح عراق توسط نادرشاه، به‌دلیل پذیرفته‌نشدن پیشنهادهایش دربارهٔ به‌رسمیت شناخته‌شدن تشیع در کنار مذاهب چهارگانه اهل‌سنت از سوی عثمانی، از جمله مقدمات سیاسی برگزاری کنگرهٔ نجف بوده است. شرکت‌کنندگان کنگرهٔ نجف هفتاد نفر از علمای شیعه و اهل‌سنت ایران، عراق، ماوراء‌النهر و افغانستان بودند.

مباحثات کنگرهٔ دو روزه نجف بیشتر حول مباحثی چون حدیث منزلت، حدیث طیر، ماجرای مباهله و آیه مباهله، آیه ولایت، جایگاه صحابه، ازدواج موقت، جایگاه خلفای سه‌گانه از منظر امام علی(ع)، و سَبّ خلفای سه‌گانه گزارش شده است. این مباحثات در نهایت به‌نگارش و امضای وثیقهٔ نجف از سوی علمای فریقین می‌انجامد.

جایگاه و برخی ویژگی‌ها

براساس برخی پژوهش‌ها، کنگرهٔ نجف در دوران پادشاهی نادرشاه افشار (حکومت: ۱۱۴۸-۱۱۶۰ق) و به‌فرمان او با هدف تقریب مذاهب اسلامی و به‌رسمیت شناخته‌شدن مذهب شیعه در کنار حرم امام علی(ع) برگزار شد.[۱] این کنگره نخستین مجمع تقریب مذاهب اسلامی در تاریخ به‌شمار رفته است.[۲] کنگرهٔ نجف یکی از آخرین تلاش‌های نادرشاه برای ایجاد تغییر در نظم سیاسی مذهبی حاکم میان ایران شیعی و عثمانی سنی برشمرده شده که عامل دشمنی طولانی آنان بوده است.[۳]

زمینهٔ برگزاری کنگرهٔ نجف، بیش از همه چیز، عقیدهٔ نادرشاه به تقریب مذاهب اسلامی و اعمال قدرت او در این زمینه برشمرده شده است.[۴] حاصل این رویکرد در بیانیهٔ پایانی کنگره (وثیقهٔ نجف[۵] یا وثیقهٔ اتحاد اسلام نادری[۶]) ترک رَفْض (قبول‌نداشتن خلافت خلفای سه‌گانه) و سَبّ (دشنام‌دادن) خلفای سه‌گانه از سوی شیعیان و احتساب مذهب شیعه به‌عنوان مذهب پنجم در کنار مذاهب چهارگانه اهل‌سنت از سوی اهل‌سنت ثبت شده است.[۷] براساس منابع، این شروط توسط نادر، به اضافهٔ چند شرط دیگر، به‌عنوان شرط مصالحه با عثمانی قرار داده شدند.[۸]

از نظر مذهبی، برگزاری کنگرهٔ نجف، به‌دلیل تأییدشدن تشیع به‌عنوان مذهبی از مذاهب اسلامی توسط برخی از عالمان اهل‌سنت، مورد ستایش قرار گرفته است؛[۹] با این حال، از آن جهت که برای رسیدن به این منظور هویت مذهبی شیعه دچار تغییر شده و تا حد یک مذهب فقهی، در کنار مذاهب چهارگانهٔ اهل‌سنت، تنزل یافته مورد انتقاد قرار گرفته است.[۱۰]

نتیجهٔ کنگره نجف

به‌گفتهٔ رسول جعفریان، تاریخ‌پژوه شیعه، کنگرهٔ نجف و در کلْ پروژهٔ اتحاد اسلامی نادرشاه با موفقیت قرین نشد.[۱۱] او برای این عدم موفقیت دلایلی برشمرده است:

  • عدم تأثیر برگزاری کنگره در رویکرد مذهبی طرفین: نشانه‌های تاریخی، چون برخی اتفاقات پس از کنگره،[۱۲] نشان می‌دهد که حاضران کنگره، هرچند تحت فشار قدرت سیاسی نادرشاه در این کنگره شرکت و وثیقهٔ آن را امضا کردند، از نظر اجتماعی و عقیدتی، آمادگی عقب‌نشینی از عقاید خود را نداشتند.[۱۳] این موضوع ناشی از ریشه‌دار بودن اختلافات مذهبی بین آنان[۱۴] و فقدان زمینهٔ علمی و فرهنگی برای پیشبرد وحدت مذهبی در ایران و عثمانی[۱۵] برشمرده شده است.
  • عدم تأیید کنگرهٔ نجف توسط عثمانی: کنگرهٔ نجف با مشارکت و تأیید نهایی تمام شرکت‌کنندگان و حمایت حکومت مملوکان عراق (حکومت دست‌نشاندهٔ عثمانی) انجام شد، اما نهایتاً سلطان عثمانی آن را تأیید نکرد.[۱۶] عدم انعطاف مذهبی عثمانیان، در برابر سیاست وحدت‌طلبانهٔ نادر، که آن را تاحدی با کوتاه‌آمدن از برخی عقاید شیعه در ایران اعمال کرد، یکی از عوامل اصلی شکست این کنگره بوده است.[۱۷]
« قسمتی از شهادت‌نامهٔ علمای سنی ماوراءالنهر در ذیل وثیقهٔ نجف:

عقيدهٔ اقل الدعاة علماى قبة الاسلام بخارا و بلخ و ماوراء‌النهر و خوارزم اینکه عقاید صحیحهٔ اسلامیهٔ اهل ایران به‌نحوی است که علمای فوق بیان نموده‌اند و این فرقه داخل اهل اسلام‌اند و امت حضرت سیدالانام می‌باشند و هرکس که با آن جماعت در دنیا اظهار عداوت نماید خارج از دین و محروم از شفاعت حضرت سیدالمرسلین بوده در دنیا بازخواست او با پادشاه آفاق [نادرشاه] ... خواهد بود... و اختلافى كه معتقدين عقايد مسطوره را در فروعات با ائمّهٔ مذاهب اربع می‌باشد منافى و مغاير اسلام نيست و اصحاب اين اعتقاد از اهل اسلام و قتل و نَهب (غارت) و اسر (اسارت) طرفين، كه مسلمان و امّت محمّديه و برادر دينيّه‌اند، بر يكديگر حرام است.[۱۸]

»

اهداف: از اهداف سیاسی تا عقیدتی

گزارش شده که دربارهٔ اهداف نادرشاه در برگزاری کنگرهٔ نجف نظریات متفاوتی ابراز شده است؛[۱۹] از دلایل عقیدتی، چون لامذهبی[۲۰] و سنی‌بودن[۲۱] او، تا دلایل سیاسی، چون فکر تأسیس خلافت اسلامی.[۲۲] در پژوهش‌های جدیدتر، اهداف نادر از برگزاری کنگره‌ متنوع و در راستای سیاست مذهبی او برشمرده و چنین صورت‌بندی و تحلیل شده است:[۲۳]

  • از بین بردن اختلاف مذهبی و آثار مخرب آن: بر اساس برخی منابع،[۲۴] گفته شده که نادر با هدف پایان‌دادن به شکاف مذهبی و سیاسی بین ایران و عثمانی، که آن را پیامد سیاست‌های مذهبی صفویان در برائت از مخالفان اهل‌بیت(ع) می‌دانست، بازگشت به وضعیت مذهبی پیش از صفویه را راهکاری برای کاهش تکفیر متقابل و جنگ‌های خونین میان دو طرف تلقی می‌کرد.[۲۵]
  • تأمین امنیت ایران: با تکیه بر برخی متون تاریخی[۲۶] گفته شده از منظر سیاسی، نادرشاه اختلاف مذهبی را عاملی برای تضعیف استقلال و امنیت ایران می‌دانسته و همسان‌سازی مذهبی ایران با همسایگان غربی و شرقی را راهکاری برای رفع انگیزه‌های مذهبی تهاجم خارجی و ایجاد امنیت پایدار کشور تلقی می‌کرد.[۲۷]
  • کسب مشروعیت داخلی در حوزهٔ شرق اسلامی: نقل شده که نادر در گفت‌و‌گو با نماینده عالمان اهل‌سنت در کنگره خود را سلطان ایران، ترکستان، هندوستان و افغانستان خوانده بود.[۲۸] در گفت‌و‌گویی دیگر، اضافه کرده بود که سنیان این قلمرو ایرانیان شیعه را کافر می‌شمارند و اینکه در مملکتش گروهی گروه دیگر را تکفیر کنند، از نظر او، امری ناشایست است.[۲۹]
  • کسب مشروعیت خارجی: براساس برخی منابع،[۳۰] گفته شده که نادرشاه برای تثبیت مشروعیت خود و پذیرش حکومتش از سوی همسایگان، همگرایی با اهل‌سنت را ضرورتی سیاسی می‌دانست و حفظ مذهب جعفری در داخل را راهکاری برای مدیریت داخل تلقی می‌کرد؛ رویکردی مخالف با سیاست مذهبی شاه اسماعیل صفوی که، به باور نادر، تشیع را در راستای مصلحت حکومتش برگزیده بود.[۳۱]
  • از بین بردن مشروعیت صفویان و بستن راه بازگشت آنها به قدرت: بر اساس برخی اسناد تاریخی[۳۲] یکی از اهداف سیاسی نادرشاه، تضعیف مشروعیت صفویان از طریق به چالش‌کشیدن هویت شیعی آن دانسته شده است؛ زیرا حکومت طولانی آنان و پیوند عمیق مذهبی مردم ایران با آنان، پذیرش جانشینی افشاریان را دشوار می‌کرد و تضعیف این پیوند می‌توانست زمینهٔ توجیه سلطنت نادر را فراهم سازد.[۳۳]
  • تمایلات درونی وحدتگرایانهٔ دینی و مذهبی نادر: گفته شده که نادر، با قطع نظر از انگیزه‌های سیاسی، علاقه داشت که هم در ساحت ادیان و هم مذاهب وحدت حاکم باشد.[۳۴] نمودهای دیگر این رویکرد در برخی رفتارهای همدلانهٔ او با متدینان به ادیان دیگر[۳۵] و معتقدان به مذاهب دیگر[۳۶] نشان داده شده است.

رخدادهای سیاسی و نظامی منجر به برگزاری کنگرهٔ نجف

نادرشاه افشار عامل اصلی برگزاری کنگرهٔ نجف.

روند رخدادهای سیاسی و نظامی منجر به برگزاری کنگرهٔ نجف بیشتر از تضعیف حکومت ایران پس از سقوط صفویان و متعاقب آن حملات عثمانی به سرزمین‌های ایران روایت شده است.[۳۷] گزارش شده که این حملات پس از درگیری‌هایی نهایتاً به انعقاد پیمان صلحی به‌ضرر ایران توسط شاه تهماسب دوم[یادداشت ۱] منجر شد.[۳۸]

نقل شده که با به سلطنت‌رسیدن نادرشاه و نارضایتی او از پیمان صلح، مناسبات ایران و عثمانی دوباره دستخوش تنش شد.[۳۹] بر اساس برخی گزارش‌ها، نادر برای بازپس‌گیری مناطق ازدست‌رفته و گسترش نفوذ خود در عراق، چندین بار به این منطقه لشکر کشید و در پی تحمیل پیمان صلحی تازه بود.[۴۰]

گزارش شده که پس از به پادشاهی رسیدن نادر، در پی مخالفت عثمانیان با درخواست‌های نادر، به‌ویژه دربارهٔ به‌رسمیت‌شناختن مذهب جعفری، درگیری‌ها از سر گرفته شد.[۴۱] اعلام مباح‌بودن خون شیعیان و مخالفت تشیع با اسلام توسط شیخ الاسلام عثمانی سبب تشدید این درگیری‌ها برشمرده شده است.[۴۲] به‌نقل از میرزا مهدی مُنشی استرآبادی، مورخ دربار نادرشاه،‌ او در لشکرکشی سال ۱۱۵۵ق بخش‌هایی از عراق را تصرف کرد و همین موجب آغاز مذاکرات صلح شد.[۴۳]

به‌گزارش استرآبادی، پس از تسلیم حاکم مملوکی عراق، نادر با استقبال او وارد بغداد شد.[۴۴] به‌نقل از او، هم‌زمان با حمله نظامی، نادرشاه به زیارت حرم کاظمین و برخی اماکن مذهبی اهل‌سنت، مانند مقبرهٔ ابوحنیفه، رفت و پس از آن برای زیارت حرم امام علی(ع) عازم نجف شد.[۴۵] براساس نقل استرآبادی، حضور فاتحانهٔ نادر در عراق امکان پیگیری نظراتش دربارهٔ اتحاد مذاهب اسلامی را میسر کرد؛ امری که به برگزاری کنگرهٔ نجف انجامید.[۴۶]

شرکت‌کنندگان در کنگره

شرکت‌کنندگان کنگرهٔ نجف هفتاد نفر از علمای شیعه و اهل‌سنت ایران، عراق، ماوراء‌النهر و افغانستان بودند.[۴۷] به‌نقل از استرآبادی،‌ علمای ایران، بلخ، بخارا، افغان و ماوراءالنهر به‌همراه نادر به عراق آمده بودند و نادر دستور داد تا علمای نجف، کربلا، حله و توابع بغداد هم برای برگزاری کنگره به نجف بیایند.[۴۸]

عالمان ایرانی حاضر در کنگره، به‌جز یک نفر، همه شیعه گزارش شده‌اند که عموماً شیخ الاسلام‌های شهرهای مختلف ایران، ازجمله مشهد، قم، اصفهان، تبریز،‌ کرمان و کاشان، بوده‌اند.[۴۹] در برخی اسناد تاریخی، علمای عراقی ترکیبی از عالمان شیعه و سنی چون قاضی و مدرس رسمی کربلا، خطیب رسمی نجف و شیخ الاسلام کرکوک ثبت شده است.[۵۰] در گزارشی، مذهب علمای ماوراء‌النهر و افغانستان حنفی‌مذهب ثبت شده است.[۵۱]

از میان عالمان ایرانی، مهم‌ترین آنان ملا علی‌اکبر خراسانی (درگذشت: ۱۱۶۰ق)، ملاباشی دربار نادرشاه، برشمرده شده است.[۵۲] نقل شده که عمدهٔ مباحثات عالمان اهل‌سنت در حین کنگره[۵۳] و پیش از آن[۵۴] با ملا علی‌اکبر بوده است. به‌نوشتهٔ رضا شعبانی، پژوهشگر تاریخ افشاریان، نصب او به بالاترین مقام مذهبی ایران در آغاز پادشاهی نادر انجام شد و او با نشان‌دادن توانایی‌های خود در پیشبرد اندیشه‌های مذهبی نادر، به‌خصوص در زمینهٔ اتحاد مذاهب اسلامی، بسیار کوشش کرد.[۵۵]

قسمتی از مقدمهٔ وثیقهٔ نجف

عقیدهٔ اسلامیه داعیان دوام دولت قاهرهٔ نادریه و علمای ممالک ایران اینکه بعد از رحلت حضرت سيدالمرسلين صلى الله عليه و آله خلافت به‌اجماع امت بر خلیفه اول ابوبکر صدیق و بعد از او به‌نص و اتفاق بر فاروق اعظم عمر بن خطاب و بعد از او به‌شورا اتفاق اصحاب بر ذوالنورين [عثمان بن عفان] بعد به‌ اسدالله الغالب على بن ابی‌طالب صلوات الله و سلامه عليه قرار یافته.[۵۶]

مقدمات برگزاری کنگره و نقش سویدی

از جمله مقدمات برگزاری کنگرهٔ نجف درخواست نادشاه از حکومت مملوکان عراق برای فرستادن فاضل‌ترین عالم سنی بغداد به نجف برای بررسی موضوع اختلافات مذهبی ایرانیان و اهل‌سنت و رفع آن برشمرده شده است.[۵۷] این شخص ابوالبَرَکات سید عبدالله بن حسین سُوَیدی (درگذشت: ۱۱۷۴ق) خوانده شده که عالمی شافعی و دارای گرایش‌های سلفی و از نزدیکان حکومت مملوکان عراق بوده است.[۵۸]

سویدی در کتاب خود از برخی مقدمات پیش از آغاز کنگره یاد کرده است؛ ازجمله: دیدارش با حاکم مملوکان عراق و نصب او به‌عنوان نمایندهٔ اهل‌سنت برای شکست عالمان شیعه در مناظرات کنگره؛[۵۹] دیدارش با نادرشاه و نصب او به‌نمایندگی از نادر برای رفع اختلافات شیعه و سنی؛[۶۰] شرکت در جلسهٔ مناظره با ملا علی‌اکبر خراسانی و در گرفتن بحث در موضوعاتی چون حدیث منزلت، حدیث طیر، سلام‌کردن به امام علی(ع) با لقب امیرالمؤمنین در غدیر، ماجرای مباهله و آیه مباهله، آیه ولایت، جایگاه صحابه، ازدواج ام‌کلثوم با عمر بن خطاب و جایگاه خلفای سه‌گانه از منظر امام علی(ع).[۶۱]

نقش دیگری که سویدی دربارهٔ کنگرهٔ نجف ایفا کرده گزارش آن در خلال آثارش دانسته شده است.[۶۲] به‌نوشتهٔ عباس اقبال آشتیانی (درگذشت: ۱۳۳۴ش)، تاریخ‌نگار ایرانی، سویدی گزارش مفصل کنگره را در دو کتاب خود مُؤْتَمَرُ النَّجَف (الْحُجَجُ الْقَطْعِيَّةُ لِاتِّفَاقِ الْفِرَقِ الْإِسْلَامِيَّة) و النَّفْحَةُ الْمِسْكِيَّةُ فِی الرِّحْلَةِ الْمَكِّيَّة نقل کرده است.[۶۳]

به‌نظر برخی محققان، گزارش سویدی از مناظرات کنگره سوگیرانه و همراه با بزرگنمایی در پیروزی‌های عقیدتی اهل‌سنت و دارای اختلافاتی با گزارش ایرانیان از کنگره و وثیقهٔ نجف است.[۶۴] در پژوهشی نشان داده شده که یکی از عوامل اصلی شکست کنگره این بوده که سویدی نمایندهٔ حاکم مملوکی عراق بوده و نمایندگی دولت عثمانی را نداشته است.[۶۵]

روند مذاکرات

به‌نقل از سویدی، مذاکرات کنگرهٔ نجف در دو روز و در رواقی پشت بقعهٔ حرم امام علی(ع) برگزار شد.[۶۶] روند مذاکرات کنگره نجف چنین گزارش شده است:

  • کنگره در روز نخست (چهارشنبه ۲۴ شوال ۱۱۵۶ق): در این روز مباحثه‌ای میان قاضی حنفی بخارا با ملا علی‌اکبر خراسانی درگرفت.[۶۷] در این مباحثه قاضی بخارا شیعیان را به‌دلیل دشنام‌دادن به شیخین، تکفیر صحابه، حلال‌دانستن ازدواج موقت و برتر دانستن امام علی(ع) از شیخین تکفیر کرد.[۶۸] در پاسخ، ملا علی‌اکبر تا سه بار تأکید کرد که شیعیان ایران این کارها را کنار گذاشته‌اند؛ با این حال، قاضی بخارا از تأیید تشیع به‌عنوان مذهبی در کنار مذاهب چهارگانهٔ اهل‌سنت خودداری کرد و نهایتاً با وساطت سایر علمای سنی و تعهد ملاباشی به ترک این موارد حاضر به تأیید شد.[۶۹]
  • کنگره در روز دوم (پنجشنبه ۲۵ شوال ۱۱۵۶ق): کنگره در روز دوم با قرائت وثیقهٔ نجف آغاز شد.[۷۰] در اثنای قرائت، سویدی به برخی عبارات مناقشه‌برانگیز مذهبی اعتراض کرد که با توضیحات ملا علی‌اکبر مناقشه پایان یافت.[۷۱] متن تعهدنامهٔ هرگروه مذهبی و قومیتی به‌طور جداگانه و براساس مذهب آنان طراحی شده بود که توسط آنان مهر شد.[۷۲] سویدی لحظهٔ مهرشدن وثیقه و اتمام کنگره را لحظه‌ای تاریخی، بی‌نظیر و مایه شادی اهل‌سنت خواند.[۷۳] به‌نوشتهٔ استرآبادی، از این وثیقه، که به‌ انشا و خط خود او بود، یک نسخه در خزانهٔ حرم امام علی(ع) قرار گرفت و نسخه‌های دیگری به نقاط مختلف جهان اسلام فرستاده شد.[۷۴]

سویدی می‌نویسد که پس از اتمام کنگره بار دیگر به دیدار نادرشاه رفتم و او ضمن تشکر از من دوباره تأکید کرد که هدف او از برگزاری کنگره جلوگیری از ریخته‌شدن خون مسلمانان به‌دست هم با منع سب خلفای سه‌گانه توسط شیعیان بوده است.[۷۵] به‌نقل از سویدی، یک روز پس از اتمام کنگره، در نماز جمعه کوفه و در حضور نادرشاه و جمعیت فراوانی از شیعیان ایران و عراق خطبه به‌نام خلفای راشدین خوانده شد.[۷۶] سویدی نقل می‌کند که خطیب شیعه کوشید با تغییر در تلفظ نام خلیفهٔ دوم معنای کلام چنان کند که ستایشی از خلیفه دوم نکرده باشد.[۷۷]

محتوای وثیقهٔ نجف

به‌نوشتهٔ اقبال آشتیانی عین وثیقهٔ نجف، با مختصری از مقدمات آن، در کتاب جهانگشای نادری نوشتهٔ استرآبادی ضبط شده، اما تفصیل مقدمات آن فقط در آثار سویدی آمده است.[۷۸] همچنین محتوای کامل‌تری از وثیقه در مجموعه‌ای از اسناد تاریخی گرداوری شده به‌کوشش عبدالحسین نوایی (درگذشت: ۱۳۸۳ش)، تاریخ‌نگار ایرانی، آمده است.[۷۹] مفاد اصلی مورد توافق در وثیقهٔ نجف چنین گزارش شده است:

  • به‌رسمیت‌شناختن مذهب جعفری: چون ایرانیان عقاید و رفتار پیشین خود، ازجمله عدم پذیرش خلافت خلفای سه‌گانه و لعن آنان، را در حکومت نادری کنار گذاشته‌اند و مذهب فقهی جعفری را پذیرفته‌اند، علمای اهل‌سنت و دربار عثمانی نیز این مذهب را به‌رسمیت بشناسند و آن را پنجمین مذهب فقهی اسلام به‌شمار آورند.[۸۰]
  • به‌رسمیت‌شناخته‌شدن رکنی از ارکان کعبه برای شیعه: با توجه به اینکه چهار رکن کعبه به چهار مذهب فقهی اهل‌سنت اختصاص دارد، امامان جماعت مذهب جعفری نیز در رکن شافعی با آنان مشارکت کنند و پس از آن، جداگانه و با امامت پیشوای خود، مطابق آیین جعفری نماز بخوانند.[۸۱]
  • تعیین امیرالحاج ایرانی: هر ساله از سوی ایران امیرُالحاجی تعیین شود، تا همانند امیرالحاج مصر و شام، با نهایت احترام، زائران ایرانی را به کعبه برساند و در قلمرو دولت عثمانی جایگاهی هم‌رتبه با امیرالحاج مصر و شام داشته باشد.[۸۲]
  • آزادی اسیران هر دو طرف: اسیران دو دولت ایران و عثمانی، صرف‌نظر از اینکه در اختیار چه کسی باشند، آزاد شوند و خریدوفروش آنان به‌عنوان بنده ممنوع شود.[۸۳]
  • تقویت روابط سیاسی: هریک از دو دولت ایران و عثمانی در پایتخت کشور دیگر نماینده‌ای داشته باشند، تا امور را بر اساس مصلحت بررسی و حل‌وفصل کند.[۸۴] همچنین، اختلافات ظاهری و اعتقادی میان امت پیامبر(ص) برطرف شود و از آن پس، بر پایهٔ اصل «مؤمنان با یکدیگر برادرند» (آیهٔ اخوت)، روابط برادرانه میان مردم دو کشور برقرار شود.[۸۵]

پانویس

  1. ↑ جعفریان و دیگران، «عبدالله سویدی و روایتی سلَفی از کنگرهٔ تقریب نادرشاه افشار در نجف»، ص۵۳.
  2. ↑ صدقی، «بازخوانی سیاست تقریبی بینامذاهبی نادرشاه افشار (مطالعه موردی مجمع نجف)»، ص۲۴.
  3. ↑ جعفریان و دیگران، «عبدالله سویدی و روایتی سلَفی از کنگرهٔ تقریب نادرشاه افشار در نجف»، ص۵۳.
  4. ↑ صدقی، «بازخوانی سیاست تقریبی بینامذاهبی نادرشاه افشار (مطالعه موردی مجمع نجف)»، ص۲۴.
  5. ↑ استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۷۷ش، ص۳۳۸.
  6. ↑ نوایی، نادرشاه و بازماندگانش، ۱۳۶۸ش، ص۳۳۵.
  7. ↑ استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۷۷ش، ص۲۶۶-۲۶۹؛ مروی،‌ عالم‌آرای نادری، ۱۳۶۹ش، ج۳، ص۹۷۹-۹۸۸.
  8. ↑ استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۷۷ش، ص۲۷۰؛ مروی،‌ عالم‌آرای نادری، ۱۳۶۹ش، ج۳، ص۹۷۹-۹۸۸.
  9. ↑ جوادی‌نیا و رضوی، «آسیب‌شناسی سیاست مذهبی نادرشاه با تأکید بر نقش عبدالله السويدی (م ۱۷۴اق) در کنگرهٔ نجف»، ص۲۶۹-۲۷۰.
  10. ↑ جعفریان، «نادرشاه و مسئلهٔ تقریب»، ص۱۴۲.
  11. ↑ جعفریان، «نادرشاه و مسئلهٔ تقریب»، ص۱۴۹.
  12. ↑ برای نمونه نگاه کنید: سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۴۴-۴۸.
  13. ↑ جعفریان، «نادرشاه و مسئلهٔ تقریب»، ص۱۴۹-۱۵۱.
  14. ↑ جعفریان، «نادرشاه و مسئلهٔ تقریب»، ص۱۴۹.
  15. ↑ جعفریان، «نادرشاه و مسئلهٔ تقریب»، ص۱۵۱.
  16. ↑ جعفریان و دیگران، «عبدالله سویدی و روایتی سلَفی از کنگرهٔ تقریب نادرشاه افشار در نجف»، ص۶۴.
  17. ↑ جعفریان، «نادرشاه و مسئلهٔ تقریب»، ص۱۵۰.
  18. ↑ نوایی، نادرشاه و بازماندگانش، ۱۳۶۸ش، ص۳۳۸-۳۳۹.
  19. ↑ عابدینی، «معرفی الحجج القطیعة لاتفاق الفرق الاسلامیة»، ص۹۰.
  20. ↑ برای نمونه نگاه کنید: مرعشی صفوی،‌ مجمع التواریخ، ۱۳۶۲ش، ص۸۴.
  21. ↑ برای نمونه نگاه کنید: هنوی، زندگی نادرشاه، ۱۳۸۳ش، ص۱۵۷.
  22. ↑ برای نمونه نگاه کنید: لکهارت، نادرشاه، ۱۳۳۱ش، ص۱۴۰-۱۴۱ و ص۳۵۰.
  23. ↑ جعفریان، «نادرشاه و مسئلهٔ تقریب»، ص۱۴۳-۱۴۹.
  24. ↑ مروی،‌ عالم‌آرای نادری، ۱۳۶۹ش، ج۳، ص۹۷۴؛ سویدی، حدیقة الزوراء، ۱۴۲۳ق، ص۵۴۴-۵۴۵.
  25. ↑ جعفریان، «نادرشاه و مسئلهٔ تقریب»، ص۱۴۴-۱۴۵.
  26. ↑ سویدی، حدیقة الزوراء، ۱۴۲۳ق، ص۵۴۴-۵۴۵.
  27. ↑ جعفریان، «نادرشاه و مسئلهٔ تقریب»، ص۱۴۶.
  28. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۴۳-۴۴.
  29. ↑ سویدی، حدیقة الزوراء، ۱۴۲۳ق، ص۵۳۴.
  30. ↑ مروی،‌ عالم‌آرای نادری، ۱۳۶۹ش، ج۳، ص۹۸۰.
  31. ↑ جعفریان، «نادرشاه و مسئلهٔ تقریب»، ص۱۴۶.
  32. ↑ نصیریان، اسناد و مکاتبات تاريخي ايران، ۱۳۶۴، ص۸۳ و ص۸۸ و ص۹۲.
  33. ↑ جعفریان، «نادرشاه و مسئلهٔ تقریب»، ص۱۴۶.
  34. ↑ لکهارت، نادرشاه، ۱۳۳۱ش، ص۳۵۰.
  35. ↑ برای نمونه‌هایی نگاه کنید: لکهارت، نادرشاه، ۱۳۳۱ش، ص۳۵۰-۳۵۱.
  36. ↑ برای نمونه نگاه کنید: استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۷۷ش، ص۳۹۵.
  37. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۱۲-۱۳.
  38. ↑ مروی،‌ عالم‌آرای نادری، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۲۰۸-۲۲۱.
  39. ↑ مروی،‌ عالم‌آرای نادری، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۲۲۲-۲۲۵ و ۲۵۸-۲۷۳.
  40. ↑ استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۷۷ش، ص۱۹۰-۲۰۱؛ مروی،‌ عالم‌آرای نادری، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۳۳۴-۳۳۷.
  41. ↑ سویدی، حدیقة الزوراء، ۱۴۲۳ق، ص۴۷۶-۴۸۷؛ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۱۴-۱۵؛ استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۷۷ش، ص۳۸۵.
  42. ↑ سویدی، حدیقة الزوراء، ۱۴۲۳ق، ص۴۷۶-۴۸۷؛ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۱۴-۱۵؛ استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۷۷ش، ص۳۸۵.
  43. ↑ استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۷۷ش، ص۳۸۵-۳۸۷.
  44. ↑ استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۷۷ش، ص۳۸۷.
  45. ↑ استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۷۷ش، ص۳۸۷.
  46. ↑ استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۷۷ش، ص۳۸۷-۳۸۸.
  47. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۳۳-۳۴؛ ص۳۳۵-۳۴۰.
  48. ↑ استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۷۷ش، ص۳۸۷.
  49. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۳۳.
  50. ↑ نوایی، نادرشاه و بازماندگانش، ۱۳۶۸ش، ص۳۳۸.
  51. ↑ سویدی، حدیقة الزوراء، ۱۴۲۳ق، ص۵۳۷-۵۳۸.
  52. ↑ جعفریان، «نادرشاه و مسئلهٔ تقریب»، ص۱۵۲-۱۵۴.
  53. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۳۴-۳۷.
  54. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۲۴-۳۲.
  55. ↑ شعبانی، «شرح زندگی ملا علی اکبر خراسانی ملاباشی عصر نادری»، ص۷۱-۷۳.
  56. ↑ استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۷۷ش، ص۳۹۱.
  57. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۱۶؛ جوادی‌نیا و رضوی، «آسیب‌شناسی سیاست مذهبی نادرشاه با تأکید بر نقش عبدالله السويدی (م ۱۷۴اق) در کنگرهٔ نجف»، ص۲۶۰.
  58. ↑ عابدینی، «معرفی الحجج القطیعة لاتفاق الفرق الاسلامیة»، ص۱۵۲؛ جعفریان و دیگران، «عبدالله سویدی و روایتی سلَفی از کنگرهٔ تقریب نادرشاه افشار در نجف»، ص۶۵-۶۸.
  59. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۱۷.
  60. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۲۲.
  61. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۲۴-۳۲.
  62. ↑ جوادی‌نیا و رضوی، «آسیب‌شناسی سیاست مذهبی نادرشاه با تأکید بر نقش عبدالله السويدی (م ۱۷۴اق) در کنگرهٔ نجف»، ص۲۶۰.
  63. ↑ اقبال آشتیانی، «اسناد تاریخی: وثیقه اتحاد اسلام نادری»، ص۴۷؛ جعفریان، «نادرشاه و مسئلهٔ تقریب»، ص۱۵۲.
  64. ↑ جعفریان و دیگران، «عبدالله سویدی و روایتی سلَفی از کنگرهٔ تقریب نادرشاه افشار در نجف»، ص۶۲-۶۴.
  65. ↑ جوادی‌نیا و رضوی، «آسیب‌شناسی سیاست مذهبی نادرشاه با تأکید بر نقش عبدالله السويدی (م ۱۷۴اق) در کنگرهٔ نجف»، ص۲۴۹.
  66. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۳۳.
  67. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۳۵-۳۷.
  68. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۳۵-۳۶.
  69. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۳۵-۳۷.
  70. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۳۸-۴۰.
  71. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۴۰-۴۱.
  72. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۴۲.
  73. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۴۱.
  74. ↑ استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۷۷ش، ص۳۳۸.
  75. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۴۳-۴۴.
  76. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۴۵-۴۶.
  77. ↑ سویدی، مؤتمر النجف، ۱۹۸۸م، ص۴۵.
  78. ↑ اقبال آشتیانی، «اسناد تاریخی: وثیقه اتحاد اسلام نادری»، ص۴۷.
  79. ↑ نوایی، نادرشاه و بازماندگانش، ۱۳۶۸ش، ص۳۲۹-۳۴۰.
  80. ↑ استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۷۷ش، ص۳۹۰.
  81. ↑ استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۷۷ش، ص۳۹۱.
  82. ↑ استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۷۷ش، ص۳۹۱.
  83. ↑ استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۷۷ش، ص۳۹۱.
  84. ↑ استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۷۷ش، ص۳۹۱.
  85. ↑ استرآبادی، جهانگشای نادری، ۱۳۷۷ش، ص۳۹۱.

یادداشت

  1. ↑ فرزند شاه سلطان حسین صفوی که پس از سقوط اصفهان به‌دست افغان‌ها در سال ۱۱۳۵ق، ادعای سلطنت کرد و با کمک نادر برای بازپس‌گیری تاج‌وتخت به مبارزه پرداخت. نادر با استفاده از نام و مشروعیت او به قدرتمندترین فرد ایران تبدیل شد و در نهایت،‌ پس از درگیری خودسرانهٔ او با عثمانی و شکست از آنان، نادر او را از سلطنت خلع کرد (سیوری،‌ ایران عصر صفوی، ۱۳۸۹ش، ص۲۴۸-۲۵۳).

منابع

  • استرآبادی، محمدمهدی بن محمدنصیر، جهانگشای نادری، تحقیق عبدالله انوار، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۷۷ش.
  • اقبال آشتیانی، عباس، «اسناد تاریخی: وثیقه اتحاد اسلام نادری»، مجلهٔ یادگار، شمارهٔ ۳۶، اسفند ۱۳۲۶ش.
  • جعفریان، رسول، «نادرشاه و مسئلهٔ تقریب»، در کیهان فرهنگی، شمارهٔ ۶۲، مهر و آبان ۱۳۷۴ش.
  • جعفریان، رسول و دیگران، «عبدالله سویدی و روایتی سلَفی از کنگرهٔ تقریب نادرشاه افشار در نجف»، در مطالعات تاریخ اسلام، سال نهم، شمارهٔ ۳۲،‌ بهار ۱۳۹۶ش.
  • جوادی‌نیا، حسن و سید ابوالفضل رضوی، «آسیب‌شناسی سیاست مذهبی نادرشاه با تأکید بر نقش عبدالله السويدی (م ۱۷۴اق) در کنگرهٔ نجف»، در مجلهٔ تاریخ اسلام، شمارهٔ ۸۷، پاییز ۱۴۰۰ش.
  • سویدی، عبدالرحمن بن عبدالله، حدیقة الزوراء فی سیرة الوزراء، تحقیق عماد عبدالسلام رؤوف، بغداد، المجمع العلمی العراقی، ۱۴۲۳ق.
  • سویدی، عبدالله بن حسین، مؤتمر النجف (الحجج القطعية لاتفاق الفرق الإسلامية)،‌ بغداد، مطبعة البصری، ۱۹۸۸م.
  • شعبانی، رضا، «شرح زندگی ملا علی اکبر خراسانی ملاباشی عصر نادری»،‌ در نشریهٔ شناخت، شمارهٔ ۱، زمستان ۱۳۶۴ش.
  • صدقی، ماجد، «بازخوانی سیاست تقریبی بینامذاهبی نادرشاه افشار (مطالعه موردی مجمع نجف)»، در دوفصلنامهٔ مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی، شمارهٔ ۵۲، تیر ۱۴۰۲ش.
  • عابدینی، ابوالفضل، «معرفی الحجج القطیعة لاتفاق الفرق الاسلامیة»، در آینهٔ پژوهش، شمارهٔ ۱۱۲،‌ آبان ۱۳۸۷ش.
  • مرعشی صفوی،‌ محمدخلیل بن داود، مجمع التواریخ در تاریخ انقراض صفویه و وقایع بعد تا سال ۱۲۰۷ هجری قمری، تحقیق عباس اقبال آشتیانی، تهران، انتشارات طهوری، ۱۳۶۲ش.
  • لکهارت، لارنس، نادرشاه، ترجمهٔ ربیع مشفق همدانی، تهران، چاپخانهٔ شرق، ۱۳۳۱ش.
  • مروی،‌ محمدکاظم، عالم‌آرای نادری، تحقیق محمدامین ریاحی، تهران، نشر علم، ۱۳۶۹ش.
  • نصیریان، محمدرضا، اسناد و مکاتبات تاريخی ايران (دورهٔ افشاریه)، تهران، جهاد دانشگاهی، ۱۳۶۴.
  • نوایی، عبدالحسین، نادرشاه و بازماندگانش (همراه با نامه‌های سلطنتی و اسناد سیاسی و اداری)،‌ تهران، انتشارات زرین، ۱۳۶۸ش.
  • هنوی، جونس، زندگی نادرشاه، ترجمهٔ اسماعیل دولتشاهی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۳ش.