پرش به محتوا

کاربر:Shamsoddin/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
Shamsoddin (بحث | مشارکت‌ها)
Shamsoddin (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۳: خط ۱۳:


= شاگردی ابوحنیفه نزد امام باقر و امام صادق =
= شاگردی ابوحنیفه نزد امام باقر و امام صادق =
عبارت معروفی از ابوحنیفه در منابع شیعه و سنی آمده است که «لولا السنتان لهک النعمان». ظاهرا این عبارت نخستین‌بار در قرن چهاردهم در ''کتاب مختصر تحفة الاثناعشریه'' مطرح شده است.<ref>آلوسی، مختصر تحفة الاثناعشریه، مطبع سلفیه، قاهره، ۱۳۸۷، ص۸.</ref> برخی این عبارت را به علم‌آموزی ابوحنیفه نزد امام صادق تفسیر کرده و با استناد به آن شاگردی او را نزد آن حضرت اثبات می‌کنند. اما برخی دیگر بر این باورند که این عبارت به شاگردی ابوحنیفه نزد [[زید بن علی]] اشاره دارد نه امام صادق. البته به دلیل نبود این عبارت در منابع نخستین در اصل آن نیز تردید شده و حتی احتمال داده شده که سُنتان(دو روش) درست باشد نه سَنتان.[http://www.sid.ir/fa/VEWSSID/J_pdf/39913900504.pdf]
عبارت معروفی از ابوحنیفه در منابع شیعه و سنی آمده است که «لولا السنتان لهک النعمان». ظاهرا این عبارت نخستین‌بار در قرن چهاردهم در ''کتاب مختصر تحفة الاثناعشریه'' مطرح شده است.<ref>آلوسی، مختصر تحفة الاثناعشریه، مطبع سلفیه، قاهره، ۱۳۸۷، ص۸.</ref> برخی این عبارت را به علم‌آموزی ابوحنیفه نزد امام صادق تفسیر کرده و با استناد به آن شاگردی او را نزد آن حضرت اثبات می‌کنند. اما برخی دیگر بر این باورند که این عبارت به شاگردی ابوحنیفه نزد [[زید بن علی]] اشاره دارد نه امام صادق.<ref>رستگار، بررسی سخن پیشوای حنفیان؛ لولا السنتان لهک النعمان، ۱۳۹۰ش، ص۱۹۰.</ref> . البته به دلیل نبود این عبارت در منابع نخستین در اصل آن نیز تردید شده و حتی احتمال داده شده که سُنتان(دو روش) درست باشد نه سَنتان.<ref>رستگار، بررسی سخن پیشوای حنفیان؛ لولا السنتان لهک النعمان، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۰. </ref>
 
[http://www.sid.ir/fa/VEWSSID/J_pdf/39913900504.pdf رستگار، پرویز، بررسی سخن پیشوای حنفیان؛ لولاالسنتان لهک النعمان، دو فصلنامه حدیث پژوهی، سال سوم، شماره پنجم بهار و تابستان، ۱۳۹۰ش.]


البته ابن ابی‌الحدید معتزلی<ref>ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۵، ص۲۷۴.</ref>  ابن حجر هیثمی<ref>الصواعق المحرقه، ص۱۰۲</ref>، شبلنجی، ابن صباغ مالکی، سلیمان قندوزی و خوارزمی<ref>خوارزمی، جامع المسانید، ج۱، ص۲۳۲.</ref> به شاگردی ابوحنیفه نزد امام صادق تصریح کرده‌اند. خوارزمی او را شاگرد امام باقر نیز دانسته است.<ref>خوارزمی، جامع المسانید، ج۲، ص۳۴۹.</ref>  
البته ابن ابی‌الحدید معتزلی<ref>ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۵، ص۲۷۴.</ref>  ابن حجر هیثمی<ref>الصواعق المحرقه، ص۱۰۲</ref>، شبلنجی، ابن صباغ مالکی، سلیمان قندوزی و خوارزمی<ref>خوارزمی، جامع المسانید، ج۱، ص۲۳۲.</ref> به شاگردی ابوحنیفه نزد امام صادق تصریح کرده‌اند. خوارزمی او را شاگرد امام باقر نیز دانسته است.<ref>خوارزمی، جامع المسانید، ج۲، ص۳۴۹.</ref>  

نسخهٔ ‏۱۲ دسامبر ۲۰۱۶، ساعت ۲۱:۵۸

سماع موتی شنیدن مردگان صدای زندگان را در برزخ از مباحث اختلافی بین مسلمانان و وهابیون است که برخی از مباحث اعتقادی مانند توسل به مردگان به اثبات آن وابسته است.

مفهوم

سماع موتی به معنای شنیدن صدای زندگان توسط اموات در عالم برزخ است.

روایات

در برخی روایات به ارتباط اموات با زندگان به‌ویژه به شنیدن صدای زندگان توسط آنان پرداخته شده است؛از جمله روایتی که مرده صدای پای تشییع‌کنندگان خود را می‌شنود.

گفتگوی پیامبر اکرم با کشتگان جنگ بدر، گفتگوی حضرت علی با کشتگان جنگ جمل از جمله شواهد موافقان سماع موتی است.

دیدگاه وهابیان

وهابیان با استناد به آیه ۲۲ سوره فاطر (و ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُور) سماع موتی را انکار می‌کنند[۱] و بر این باروند که با مرگ ارتباط مرده با زندگان قطع می‌شود و امکان ندارد که مرده صدای زندگان را بشنود. برخی از سلفیان مانند ابن تیمیه را پذیرفته اند.


شاگردی ابوحنیفه نزد امام باقر و امام صادق

عبارت معروفی از ابوحنیفه در منابع شیعه و سنی آمده است که «لولا السنتان لهک النعمان». ظاهرا این عبارت نخستین‌بار در قرن چهاردهم در کتاب مختصر تحفة الاثناعشریه مطرح شده است.[۲] برخی این عبارت را به علم‌آموزی ابوحنیفه نزد امام صادق تفسیر کرده و با استناد به آن شاگردی او را نزد آن حضرت اثبات می‌کنند. اما برخی دیگر بر این باورند که این عبارت به شاگردی ابوحنیفه نزد زید بن علی اشاره دارد نه امام صادق.[۳] . البته به دلیل نبود این عبارت در منابع نخستین در اصل آن نیز تردید شده و حتی احتمال داده شده که سُنتان(دو روش) درست باشد نه سَنتان.[۴]

رستگار، پرویز، بررسی سخن پیشوای حنفیان؛ لولاالسنتان لهک النعمان، دو فصلنامه حدیث پژوهی، سال سوم، شماره پنجم بهار و تابستان، ۱۳۹۰ش.

البته ابن ابی‌الحدید معتزلی[۵] ابن حجر هیثمی[۶]، شبلنجی، ابن صباغ مالکی، سلیمان قندوزی و خوارزمی[۷] به شاگردی ابوحنیفه نزد امام صادق تصریح کرده‌اند. خوارزمی او را شاگرد امام باقر نیز دانسته است.[۸] [۹]

ابراهیم بن محمد بن علی

ابراهیم بن محمد بن علی فرزند امام باقر (ع) و ام حکیم دختر اسید ثقفی

نسب

ابراهیم فرزند امام باقر است مادر او ام حکیم دختر اسید بن مغیره ثقفی است. ام حکیم همچنین مادر عبدالله نیز بوده است. از ابراهیم فرزندی نمانده است.

زندگی

ابراهیم در سال ۸۰ق به دنیا آمد.

مدفن

ضریح مرقد منسوب به ابراهیم بن امام باقر(ع) در گنجه

مقبره‌ای در شهر گنجه آذربایجان به ابراهیم منسوب است؛ در ۲۰۱۰م به دستور الهام علی اف، رئیس جمهوری آذربایجان بازسازی آن آغاز شد و در ۲۸ بهمن ۱۳۹۴ طی مراسمی با حضور وی و الله شکور پاشازاده رئیس اداره مسلمانان قفقاز افتتاح شد.[۱۰] همچنین مقبره ای نیز در نزدیکی زرین آباد دلهران به او منسوب است.

عمرو بن سعید بن عاص

عمرو بن سعید بن عاص، معروف به اشدق

ابهام زدایی

با عمر بن سعید صحابی اشتباه نشود.

عمرو بن سعید بن عاص بن أمیة بن عبد شمس بن عبد مناف قرشی اموی از صحابه پیامبر.[۱۱] او از مهاجران به حبشه و مدینه بوده است. همراه برادرش خالد بن سعید به حبشه مهاجرت کرده است.[۱۲] و هجرت دوم او به حبشه به همراه همسرش فاطمه بنت صفوان کنانی بوده است.[۱۳] و پس از برادرش خالد اسلام آورده است.[۱۴] و در جنگ اجنادین به همراه برارش ابان بن سعید در جمادی الاول سال ۱۳ق کشته شد.[۱۵] ابن اسحاق گفته است او در یرموک کشته شده است. و گفته شده است در روز مرج الصفر جمادی الاول سال ۱۳ق کشته شده است.[۱۶] او سال ۷ق در خیبر خدمت پیامبر رسید. در طائف، تبوک، حنین و فتح پیامبر را همراهی می‌کرد.[۱۷] بلاذری، ج۵، ص۴۳۱

نسب و لقب

عمرو بن سعید بن عاص بن أمیة بن عبد شمس اموی معروف به اشدق از تابعین است.[۱۸] پدرش سعید بن عاص از صحابه بوده است که سن او درگذشت پیامبر(ص) ۸ سال گزارش شده است.[۱۹] برخی او را در شمار صحابه ذکر کرده‌اند که ابن حجر عسقلانی با استناد به کمی سن پدرش هنگام رحلت پیامبر آن را رد کرده است.[۲۰]

عمرو بن سعید بن عاص از امویان بود[۲۱]

عمرو اشدق،(۳- ۷۰ق/ ۶۲۴- ۶۹۰م) والی مکه و مدینه از سوی معاویه و یزید[۲۲] او را خطبا و بلیغان دانسته‌اند. عمرو، مروان بن حکم را در رسیدن به خلافت کمک کرد مروان ولایتعهدی را پس از پسرش عبدالملک، به او داد. اما زمانی که عبدالملک حکومت را در دست گرفت در صدد برکناری او از ولایتعهدی آمد و همین موجب نفرت عمرو شد. زمانی که عبدالملک به رحبه برای جنگ زفر بن حرث کلابی رفت. عمرو بر دمشق چیره شد و مردم با او بیعت کردند. عمرو به سوی دمشق بازگشت و با امان دادن به عمرو وارد شهر شد و سپس با نقشه‌ای عمرو را به قصر خود فراخواند و او را کشت. لقب اشدق را به جهت فصاحتش دریافت کرده بود.[۲۳] قتل او در سال ۶۹ یا ۷۰ گزارش شده است.

سعد و امیه فرزندان او بودند. و او را ابوامیه می‌خواندند.[۲۴] وی از عمر، علی، عثمان و عایشه روایت کرده است و فرزندانش امیه، سعید و موسی و... از او روایت کرده‌اند.[۲۵] پس از واقعه حره به جنگ با عبدالله بن زبیر به مکه حمله کرد. وی مروان حکم را در رسیدن به حکومت همراهی کرد.

دوران معاویه

در جنگ جمل در سپاه ناکثین بود. و به اسارت یاران امام علی(ع) در آمد.[۲۶] در زمان معاویه، در مطرح کردن یزید جدیت داشت و به هنگام بیعت ستانی معاویه برای ولایت عهدی یزید، خطابه‌ای در وصف یزید ایراد کرد. برخی مورخان معتقدند که به هنگام مرگ معاویه، عمرو بن سعید بن عاص، والی مکه بوده است. یزید در رمضان سال ۶۰ق پس از اطلاع از خروج امام حسین(ع) از مدینه، با عزل ولید بن عتبه از فرمان روایی مدینه، این شهر را نیز به اشدق سپرد.[۲۷]

واقعه کربلا

هنگامی که امام به سمت مکه حرکت کرد. یزید او را در رمضان حکام مدینه و امیر حاج قرار داد. و ولید بن عقبه را عزل کرد.[۲۸] او به سمت مکه رفت و روز ترویه به مکه رسید. به او خبر رسید که امام سوی کوفه رفته است. سپس به مدینه بازگشت. و لشکری را به جنگ با عبدالله بن زبیر فرستاد.[۲۹] هنگامی که حسین بن علی(ع) مدینه را ترک کرد و به مکه آمد، عمرو بن سعید سبب آمدن حضرت را جویا شد که امام در پاسخ، «پناه بردن به خدا و بیت الله» را علت سفر به مکه بیان کرد. او از سوی یزید مأموریت یافت تا به همراه عده‌ای در مکه به صورت مخفی امام را بربایند و در صوت ناکامی، به ترور آن حضرت بپردازند. عمرو بن سعید، افرادی را به سرکردگی برادرش یحیی بن سعید برای بازگرداندن امام گسیل داشت که امام در برابر این خواست ایستاد و از مکه خارج شد. عمرو بن سعید به درخواست عبدالله بن جعفر نامه‌ای برای امام مرقوم داشت و ضمن دادن امان به امام، از ایشان خواست تا از «اختلاف و تفرقه افکنی» حذر کند. امام حسین پاسخ نامه او را داد و به مسیر خود ادامه داد.

ابوالفرج اصفهانی مدعی است که به دستور عمرو بن سعید و در واکنش به خروج امام حسین علیه‌السلام از مدینه، خانه‌های بنی هاشم در این شهر تخریب شد.

پس از یزید

پس از مرگ معاویه بن یزید، مروان را در رسیدن به خلافت یاری کرد و مروان وی را به ولایت عهدی، پس از عبدالملک پسرش تعیین کرد. ولی هنگامی که عبدالملک به فرمان روایی رسید، بر آن شد اشدق را از ولایتعهدی خلع کند و اشدق سرپیچی کرد. هنگامی که عبدالملک برای نبرد به رحبه رفت، عمرو بن سعید اشدق دمشق را به تصرف درآورد. مردم آن شهر خلافت وی را پذیرفتند. با او بیعت کردند. عبدالملک شهر را محاصره کرد و با او به جنگ پرداخت و وارد شهر شد و دستور داد تا اشدق را به قتل برسانند.در سال ۶۹ ه‍.ق کشته شد.[۳۰]

عبدالله بن زبیر چون از کشته شدن اشدق آگاه شد، این آیه را خواند:

(و کذلک نولی بعض الظالمین بعضا بما کانوا یکسبون)

در دوران معاویه حاکم مدینه بود.[۳۱]

پانویس

الگوی پانویس غیرفعال شده است. لطفا از الگوی پانوشت استفاده شود


بلخی

سید اسماعیل بلخی در سال ۱۳۲۲ش سازمان مجتمع اسلامی در هرات تأسیس کرد. سید محمدحیدر قطب غزنوی، محمد بشیر هروی، عبدالغفار و ملا عبدالحسین منجم باشی از اعضای برجسته این سازمان بودند. بلخی در سال ۱۳۳۴ یا ۱۳۳۵ کمیته مرکزی مجتمع اسلامی را به طور مخفیانه تشکیل داد و نام حزب ارشاد را بر آن نهاد. مقر این کمیته در چنداول بود.

کتابشناسی

  • ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، دارصادر، بیروت، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
  • ابن اعثم کوفی، احمد بن اعثم، الفتوح، تحقیق: علی شیری، دارالأضواء، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
  • ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق: عادل احمد عبد الموجود و علی محمد معوض، دارالکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م.
  • ابن نما حلی، مثیرالأحزان، انتشارات مدرسه امام مهدی (عج)، قم، ۱۴۰۶ق.
  • ابن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب(ع)، مؤسسه انتشارات علامه، قم، ۱۳۷۹ ق.
  • ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری(طبقه خامسه ج۱)، تحقیق: محمد بن صامل السلمی، مکتبة الصدیق، الطائف، ۱۴۱۴ق/۱۹۹۳م.
  • ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، دارالکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۰/ق۱۹۹۰م.
  • ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، دیوان المبتدأ و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشأن الأکبر، بن خلدون، تحقیق: خلیل شحادة، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
  • ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م.
  • ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق: علی محمد البجاوی، دارالجیل، بیروت، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
  • ابن مسکویه رازی، تجارب‌الأمم، تحقیق: ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، ۱۳۷۹ش.
  • اصفهانی، ابوالفرج علی بن الحسین، مقاتل‌الطالبیین،، تحقیق: سید احمد صقر، دارالمعرفة، بیروت، بی‌تا.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب‌الأشراف(ج۳)، تحقیق: محمدباقر محمودی، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، ۱۹۷۷ق/۱۳۹۷م.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الأشراف(ج۲)، تحقیق: محمدباقر محمودی، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۹۷۴م/۱۳۹۴ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الأشراف(ج۵)، تحقیق: احسان عباس، جمعیة المستشرقین الألمانیة، بیروت، ۱۹۷۹م/۱۴۰۰ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، کتاب جمل من انساب‌الأشراف، تحقیق: سهیل زکار و ریاض زرکلی، دارالفکر، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
  • دینوری، احمد بن داوود، الأخبار الطوال، تحقیق: عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، منشورات الرضی، قم، ۱۳۶۸ش.
  • زرکلی، خیرالدین، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، دارالعلم للملایین، بیروت، ۱۹۸۹م.
  • سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الأنساب، تحقیق: عبدالرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، حیدر آباد، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۲م.
  • سید بن طاووس، علی بن موسی، اقبال‌الأعمال، دارالکتب الإسلامیة، تهران، ۱۳۶۷ ق.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: محمدأبوالفضل ابراهیم، دارالتراث، بیروت، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
  • مجلسی، بحارالأنوار، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ق.
  • مسعودی، علی بن حسین، مروج‌الذهب و معادن الجوهر، تحقیق: اسعد داغر، قم، دارالهجرة، ۱۴۰۹.
  • مفید، الإرشاد، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳ ق.
  1. آلوسی، روح المعانی، ج۱۱، ص۵۵.
  2. آلوسی، مختصر تحفة الاثناعشریه، مطبع سلفیه، قاهره، ۱۳۸۷، ص۸.
  3. رستگار، بررسی سخن پیشوای حنفیان؛ لولا السنتان لهک النعمان، ۱۳۹۰ش، ص۱۹۰.
  4. رستگار، بررسی سخن پیشوای حنفیان؛ لولا السنتان لهک النعمان، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۰.
  5. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۵، ص۲۷۴.
  6. الصواعق المحرقه، ص۱۰۲
  7. خوارزمی، جامع المسانید، ج۱، ص۲۳۲.
  8. خوارزمی، جامع المسانید، ج۲، ص۳۴۹.
  9. [۱]
  10. خبرگزاری ابنا: افتتاح آرامگاه فرزند امام محمدباقر(ع) با حضور رئیس جمهور آذربایجان
  11. استیعاب، ج۳، ص۱۱۷۷.
  12. استیعاب، ج۲، ص۴۲۱.
  13. اسدالغابه، ج۶، ص۲۲۷؛ استیعاب، ج۳، ص۱۱۷۷۸.
  14. استیعاب، ج۲، ص۴۲۱.
  15. استیعاب، ج۲، ص۴۲۱.
  16. استیعاب، ج۳، ص۱۱۷۸.
  17. استیعاب، ج۳، ص۱۱۷۷.
  18. الاصابه، ج۵، ص۲۲۵.
  19. الاصابه، ج۵، ص۲۲۵.
  20. الاصابه، ج۵، ص۲۲۵.
  21. الاصابه، ج۵، ص۲۲۵
  22. اعلام، ج۵، ص۷۸
  23. اعلام، ج۵، ص۷۸؛ البدایه و النهایه، ج۸، ص۳۱۱
  24. اعلام، ج۵، ص۷۸
  25. ابن کثیر، ج۸، ص۳۱۰-۳۱۱.
  26. الامامه و السیاسیه، ج۱، ص۹۷.
  27. البدایه و النهایه، ج۸، ص۱۴۶-۱۴۸، ۱۷۱.
  28. الامامه و السیاسیه، ج۲، ص۵.
  29. الامامه و السیاسیه، ج۲، ص۶
  30. اخبارالطوال، ص۲۸۶؛ اسدالغابه، ج۱، ص۲۳۳.
  31. الاصابه ج۷، ص۱۱۴