پرش به محتوا

ملاحسن کاشی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
imported>Azmaiesh1
بدون خلاصۀ ویرایش
imported>Azmaiesh1
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۶۴: خط ۱۶۴:
که دین خود نفروشم به دنیی از پی مال
که دین خود نفروشم به دنیی از پی مال


کاشی در روبرو شدن با مخالفان فکری خود زبانی تند و تیز داشت و بی پروا آنچه را که می خواست می گفت و معاندان و منافقان از تیغ زبان او در امان نبودند.
کاشی در روبرو شدن با مخالفان فکری خود زبانی تند و تیز داشت و بی پروا آنچه را که می خواست می گفت و معاندان و منافقان از تیغ زبان او در امان نبودند. <ref>الویری(خندان)، ص136</ref>


==اهل بیت(ع) در اشعار وی==
==اهل بیت(ع) در اشعار وی==

نسخهٔ ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۰۸


اطلاعات کلی
مذهبشیعه
زادروز680ق.
محل زندگیآمل
اطلاعات علمی
آثاردیوان اشعار


حسن بن محمود کاشی آملی از شاعران شیعی مذهب قرن هفتم هجری قمری است که تمام زندگی خود را وقف اهل بیت(ع) کرده به طوری که بسیاری از بزرگان سهم این شاعر را در ترویج مذهب تشیع هم پای علامه حلی و محقق کرکی می دانند که این مطلب به وضوح گویای مقام والای این شاعر می باشد.زادگاه وی بنا به تصریح خودش آمل و آرامگاهش در سلطانیه زنجان قرار دارد.


ولادت،لقب و کنیه

مولانا حسن بن محمود کاشی آملی از شاعران توانای اواخر سده 7 ق،و نیمه اول سده 8ق است. خانواده وی از مردم کاشان و مقیم آمل بودند و پدرش محمود نام داشت. مولانا در شعر «کاشی» تخلص داشت و گاهی هم بدین منظور از نام خود «حسن» بهره می برد. [۱]

مولانا همه جا به کاشی شهرت دارد ولی لقب وی به چند شکل ضبط شده است. در مونس الأحرار محمد بن بدر جاجرمی با عنوان «جمال الدین»، [۲] و در هفت اقلیم امین احمد رازی، «کمال الدین» [۳] و در خلاصه التواریخ تألیف قاضی احمد بن حسین حسینی قمی، «تاج الدین» [۴] و همچنین به القابی چون افضل المتکلمین، [۵] و احسن‌المتکلمین، [۶] نیز معروف می باشد.

زادگاه

زادگاه مولانا حسن کاشی چنانکه خود او بیان می کند آمل و نسبت وی کاشانی است:[۷]

نستعلیق

الگو:بالگو:پایان شعر

آثار

از ملا حسن کاشی آثار بسیاری به جا مانده است، که می توان مجموع این تألیفات را به چند بخش مهم تقسیم کرد:

  1. دیوان غزل و قصیده

وی دیوانی مشتمل‌ بر غزل و قصیده داشته‌است، [۸] که یک نسخه خطی دیوان او به شماره ۷۵۹۴ در کتابخانه مجلس شورای اسلامی محفوظ می باشد.شاخص ترین این اشعار که به هفت‌بند کاشی معروف است در ۱۲۹۲ در لکهنو در شانزده‌صفحه به چاپ رسید.[۹] دیوان اشعار کاشی به کوشش سیدعباس رستاخیز و همچنین برگزیده اشعار مولانا حسن کاشی، به کوشش علی اصغر شاطری به چاپ رسیده است. [۱۰]

  1. معرفت نامه

اثر دیگر او منظومه‌ای کوچک به نام معرفت‌نامه است. در این کتاب مختصر، درباره برخی از اصول اعتقادی شیعیان بحث می کند. تاریخ محمدی به ضمیمه معرفت‌نامه به کوشش رسول جعفریان چاپ و منتشر شده است. امین در اعیان‌الشیعة، [۱۱] از سهم وی در نشر مذهب شیعه و تأثیر تعلیم و تربیت و هدایت او در پایه‌ریزی حکومت صفوی، سخن گفته است.

  1. انشاء در علم و ادب

وی اثری به نام انشاء در علم و ادب و شعر و حکمت نیز نگاشته است.[۱۲] همچنین متنى با عنوان تاريخ محمدى يا تاريخ رشيدى يا تاريخ دوازده امام يا فهرست ائمه(ع) از اين شاعر شيعه بر جاى مانده كه به كوشش رسول جعفریان به چاپ رسيده است. وی در آغاز این اثر اولجایتو و رشیدالدین فضل‌اللّه را ستوده و سپس به معرفی و شرح احوال چهارده معصوم علیهم‌السلام پرداخته است. اين كتاب نخستين منظومه فارسى است كه اشعار آن به‌طور كامل زندگى چهارده معصوم را پوشش داده است. [۱۳] چاپ اين كتاب براساس تنها نسخه موجود از آن با تاريخ بيستم ذى قعدۀ  ٨١٩  كه در كتابخانۀ ملى تبريز به شمارۀ  ٣۶٢۶  نگهدارى مى‌شود، به چاپ رسيده است. [۱۴] البته ديوان او در سال 1388 به تصحيح سيد عباس رستاخيز و در شمار انتشارات کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی چاپ شده است.[۱۵]

شرایط زندگی

شاعر از نظر مادی تهی دست بود و زندگی به سامانی نداشت و با آن توان شاعری و قدرت در سخنوری در برابر این نامردی باکی نداشت و سکوت اختیار کرده بود و دست نیاز پیش دونان بهر دو نان دراز نمی کرد و در این باره می گوید:

گرچه اندر شاعری همتا ندارم در زمین

نیست اندر نامرادی نیز کس همتای من

ور ز بی قوتی فرو ماندم ز قوت باک نیست

قوت دلها فزاید شعر جان افزای من

تا نریزد آبرویم پیش هر کس بهر نان

قفل خاموشی است دایم بر لب گویای من

محنت دل با که گویم زان که در مازندران

نیست کس را از بلای خویشتن پروای من

در شرح‌حال حسن كاشى نوشته اند: او زندگانى را به صلاح و تقوى و قناعت مى‌گذرانيد و حاضر نبود از شعر و شاعرى ارتزاق نمايد.[۱۶] وی در قحط سالی که در آمل پیش آمد گرچه از گرانی غله و عدم شناخت مردم از شعر گله دارد باز با مناعت طبع در فقر عزتی چون عزت سلمان و بوذر می بیند و بر آن است که سخنش برای دنیا و کالای دنیا نیست و از آنها نیست که به دنبال زر و مال می روند:

کربلای من شد آمل زانکه نان من در آن

تنگتر ز آبی ست کان با آل حیدر کرده اند

غم ز درویشی ندارم زانکه می دانم یقین

عزتی کز فقر با سلمان و بوذر کرده اند

خاطر دنیا و دنیایی ندارم زین سخن

نیستم زانها که این کار از پی زر کرده اند

فعالیت های اجتماعی

شیخ حسن کاشی شاعری است بر جسته که تمام ذوق و هنر خود را در سرایش اشعار در ستایش امیرالمؤمنین علی (ع)سپری کرده است. این شاعر در عصری وارد میدان ادب شیعی شد که سلطان محمد خدابنده نیز تمایل شیعی خود را آشکار کرده و نیازمند آن بود تا عالمان و ادیبان در دو بخش فقه و ادب به کمک وی بشتابند شیخ حسن کاشی این نقش را در بخش ادب عهده دار شد و با سرایش اشعار بسیار سر رشته داری شعر ستایشی را در حوزه ادبیات شیعی در اختیار گرفت. آنان که با تاریخ ادبیات شیعی آشنا هستند و چهره هایی مانند سلیمی تونی و ابن حسام خوسفی و محتشم کاشی و پناهی و افنجنگی و ده ها شاعر دیگر قرن نهم و دهم را می شناسند می دانند که شیخ حسن تا چه اندازه روی آنان تأثیر داشته است.به عنوان مثال شعر برجسته محتشم کاشانی را درباره شیخ حسن کاشی بیان می کنیم:

فصیح بلبل خوش لهجه ،کاشی مداح

که بود روضه آمل ازو ریاض ارم

از زندگی مولانا حسن اطلاع چندانی در دست نیست آنچه نقل کرده اند این است که وی به زیارت خانه خدا رفت و پس از بازگشت از این سفر به عتبات عالیات و بصره روی نهاد و همچنین سفری به خراسان داشت و آستان بوسی ثامن الائمه علی بن موسی الرضا(ع)در مشهد نصیبش گردید. ميرزا عبدالله افندی بر اين باور است که سه نفر در تشيع ايران نقش داشتند: شيخ حسن کاشی، علامه حلی، و محقق کرکی. وی در عصری وارد ميدان ادب شيعی شد که سلطان محمد خدابنده نيز تمايل شيعی خود را آشکار کرده و نيازمند آن بود تا عالمان و اديبان در دو بخش فقه و ادب به کمک وی بشتابند. کاشی اين نقش را در بخش ادب عهده‌دار شد.

کاشی در نگاه دیگران

امین احمد رازی نیز آورده است که مولانا کمال الدین حسن از جمله مداحان شاه ولایت علی بن ابیطالب(ع) بود و غیر از نعت و منقبت ایشان شعری نگفته است.[۱۷]

قاضی نورالله شوشتری نیز درباره کاشی می گوید که او از جمله مداحان و غلامان با اخلاص حضرت امیرالمؤنین(ع)بوده و در طریقه اخلاص خاندان بوذر و سلمان و در شیوه مداحی ایشان ماحی مدایح دعبل و حسّان است.[۱۸]

محمد مظفر حسین صبا نیز درباره کاشی می گوید او از آن جمله مداحان اهل بیت (ع) است که هیچ گاه به مدح شاه و وزیر و رئیس و امیر میل ننمود.[۱۹]

میرزا عبدالله افندی اصفهانی درباره کاشی می نویسد که وی فاضلی عالم و محققی شاعر و مدققی منشی و ماهر بود.او و شیخ علی کرکی و بلکه علامه حلی در نشر مذهب شیعه برابر بوده اند زبرا کاشی مردم را به راه حق هدایت می کرد و به آیین شیعه رهبری می نمود و به همین سبب مردم عامه از گذشته و حال با وی دشمنی می کرده اند و او را سر آغاز حدوث مذهب شیعه در دولت صفویه یا در روزگار سلطان محمد الجایتو خدابنده می دانسته اند.[۲۰]

کاشی از شاعران شیعی

مولانا حسن شیعه پاک اعتقادی بود که با دلبستگی به ثنای علی (ع) و پای بندی به اصول عقاید خویش فقر و تهیدستی را تحمل می کرد و گرد ستایش صاحبان قدرت نمی گشت.

اگر به فاقه و فقرم و گر به محنیت و رنج من و ثنای علی تا به صبحگاه نشور

او دین خود را به حطام دنیا نفروخت و به گفته خود چون دیگر شاعران مدیحه سرا از دیوانهای کهنه و نو شعری فراهم نساخت تا در ذکر محامد فرمانروایان عصر به کار گیرد و از این راه توشه ای بیندوزد و زندگی مرفهی سامان دهد:

در آن نیم که ز دیوانهای کهنه و نو

فراهم آورم شعری به صد هزار اشکال

به شهد مدح کسی گر زبان گشایم، باد

زبان ناطقه ام در گه شهادت لال

اگر چه مال ندارم یقین درآن دارم

که دین خود نفروشم به دنیی از پی مال

کاشی در روبرو شدن با مخالفان فکری خود زبانی تند و تیز داشت و بی پروا آنچه را که می خواست می گفت و معاندان و منافقان از تیغ زبان او در امان نبودند. [۲۱]

اهل بیت(ع) در اشعار وی

قدیمی ترین مأخذی که در آن از این شاعر یاد شده، تاریخ جدید یزد تألیف احمد بن حسین بن علی کاتب است، [۲۲] که پس از اشاره به سفر سلطان محمد خدابنده به مشهد مقدس می نویسد:«چون سلطان به مشهد در آمد درویشی نمدپوش را دید که پشت به قبر امام باز داشته بود،سلطان قهر کرد گفت:تو کیستی ؟آن درویش مولانا حسن کاشی بود و چون سلطان گفت:تو کیستی؟گفت:

منم که می زنم از حب آل حیدر لاف

ز جان و دل شده مولای آل عبد مناف

منم که موی وجودم به گاه رزم سخن

شود به کین خوارج چو رمح زهره شکاف

و این قصیده در بدیهه بگفت و بر سلطان بخواند.[۲۳] سلطان محمد یک طشت طلا به او بخشید. از تذکره نویسان نخستین کسی که از مولانا حسن یاد کرده دولتشاه سمرقندی است که در تذکره خود به متانت و لطافت سخن او اشاره می کند و او را مردی دانشمند و فاضل معرفی کرده است. سمرقندی می گوید که کاشی بعد از زیارت کعبه به نجف اشرف رفت و در آنجا این بیت را خواند:

ای ز بدو آفرینش پیشوای اهل دین

وی ز عزت مادح بازوی تو روح الامین

آن شب حضرت علی(ع) را در خواب دید که از او عذر خواهی می کند و می گوید:ای کاشی از راه دوری آمده ای و دو حق بر ما داری یکی حق مهمانی و یکی حق صله شعر.اکنون به بصره روانه شو که آنجا بازرگانی است به نام مسعود بن افلح، سلام ما را به وی رسانده و بگو که امسال در سفر عمان، آنجایی که کشتی تو غرق می شد تو یک هزار دینار برای ما نذر کردی و ما تو را یاری کردیم و کشتی و اموال تو را به سلامت به ساحل رساندیم، اکنون به عهد خود وفا کن. کاشی این پیغام را رسانید و بازرگان از شوق چون گل بشکفت به طوری هک هم به کاشی زر داد و هم به شکرانه این که مشمول عنایت شاه ولایت شده صالحان و فقرای شهر را نیز به مهمانی دعوت کرد.

وی به مدّاحى على و آل على عليهم السلام، فخر كرده و گفته است: [۲۴]

هر دل كه دوستى على اختيار كرد

او را خداى در دو جهان بختيار كرد

فرخنده طالع آمد و فيروز درگذشت

آن كس كه خدمت دَرِ آن شهسوار كرد

سرمايۀ سعادت دار القرار يافت

هر دل كه در محبت آن شه قرار كرد

با آن كه بيشتر قصايد و اشعار حسن كاشى، در مدح امام على عليه السلام است، ولى در مقدار كمى از اشعار او كه در تذكره‌ها آمده، اشعارى در ستايش ديگر ائمه اطهار عليهم السلام نيز ديده مى‌شود. از آن جمله است اين قصيده كه در مدح امام علىّ بن موسى الرضا عليه السلام سروده: [۲۵]

دوش چون دور شب تيره به پايان آمد

نوبت زمزمۀ مرغ سحر خوان آمد

چشم جان از دم مشكين صبا روشن شد

گويى از مصر نسيمى سوى كنعان آمد

شرف خاك خراسان همه دانى كه ز چيست؟

زانكه در خطۀ او روضۀ رضوان آمد

مشهد پاك معلاّى امام معصوم

آنكه خاكش ز شرف افسر كيوان آمد

ویژگی های شخصیتی کاشی

ویژگی بارز کاشی این است که وی از روزگار جوانی و با تقوای خویش در این وادی قدم نهاده و منقبت گویی ائمه اطهار(ع) را آغاز کرده چنان که دولتشاه سمرقندی در این باره می گوید: مولانا حسن در عهد شباب مرد نیکوصورت و سیرت و خداترس و متقی بوده و غیر از مناقب ائمه چیزی نگفته و به مدح ملوک اشتغال نکردی و قصاید او در مناقب شهرتی دارد.[۲۶] درباره زندگی کاشی با توجه به مجموعه اشعارش چنین استنباط می شود که وی به شیوه مرسوم روزگار خود به فراگیری علوم ادبی و دینی روی آورد و قرآن را نیکو آموخت و بر اخبار و احادیث اشراف یافت و چون به شاعری روی آورد با این اندوخته ذهنی بر غنای شعر خویش افزود و به اقتضای مطلب در سخنش از آیات قرآنی و احادیق بهره برد به طوری که در برخی موارد درک کلامش موقوف به آگاهی خواننده از قرآن و حدیث است:

تار آن از «قل تعالوا»پود آن از «أنما»

نقش او زین سان که در اعراب و انسان می رود

مطلعش از «إنی اعلم»بود مقطع«قل کفی»

لیکن از«ما ضل صاحبکم» به پایان می رود

آیت تطهیر مذهب«عنکم الرجس»اندر او

چون تجلی بر که سینا درخشان می رود

عادل و پاک و منزه دانم از شرک و فساد

آیت «ثم استقاموا» بهر برهان می رود

مولانا کاشی در قصیده سرایی تخصص دارد و در این راه شاعری قوی و تواناست و از شاعران سده ششم به ویژه خاقانی و انوری و ظهیر فاریابی و سنایی پیروی می کند.

استقبال محتشم کاشانی از کاشی

محتشم کاشانی در قصیده ای که مطلع آن بیت زیر می باشد، آورده است:

خوش آن زمان که شود چون زبان لوح و قلم

به مدح و منقبت شاه ذوالفقار علم

مولانا حسن کاشی سر خیل منقبت گویان و بهره مند از الطاف الهی است، که زندگیش را وقف اهل بیت (ع) کرده است:

به بحر گر فتد اوراق مدح و منقبتش

ز حفظ خالق یم تا ابد نگیرد نم

ببین ببین که رسیدست از نعیم عطا

به بلبلان گلستان منقبت چه نعم

علی الخصوص به سر خیل منقبت گویان

که ریختی در جنت بها ز نوک قلم

به مدح شاه عدو بندش از مهارت طبع

چو داد سلسله «هفت بند» دست به هم

اگر به سر خفی بود اگر به وجه جلی

برای او صله ها شد ز کلک غیب رقم

به پیروی من گستاخ هم به رسم قدیم

به حکم شوق نهادم بر آن بساط قدم

درگذشت

درباره سال تولد و وفات شاعر در هیچ مأخذی ذکری به میان نیامده و تنها تذکره نویسان وی را از شاعران قرن هفتم و هشتم و معاصر سلطان محمد خدابنده و بوسعید از ایلخانان مغول دانسته اند. با توجه به یکی دو مورد اشاره که خود در شعرش آورده می توان تا اندازه ای از این راز پرده برداشت و محدوده سال تولد او را –اما نه دقیق-مشخص کرد. وی در مدح و منقبت علی(ع)به سال 732ق سروده و می گوید:

از پی هفصد و سی و دو زمن

گو بیا معجزات من بنگر

وی همچنین اشاره دارد که قرب سی سال است که ستایشگر علی(ع) و خاندان اوست:

قرب سی سال شد که خاطر من

هست در شاه دین ثنا گستر

بنا بر این با توجه به تقوایی که از وی نقل کرده اند از روزگار جوانی خدای ترس و پارسا بود و غیر از مناقب ائمه (ع) چیزی نمی گفت(تذکره الشعرا ص223)آغاز منقبت گویی او را از بیست سالگی بدانیم در سال 732ق حدود پنجاه و یکی دو سال داشته و تولدش در محدوده زمانی 680ق یا یکی دو سال کم و بیش خواهد بود. .وی در اشاره به سی و شش سال ثناگستری خود نسبت به خاندان رسالت چنین می گوید:

سی و شش منزل بریده کاروان عمر من

در ثنای خسروان بر اسب معنی بسته زین

پس با به استناد به سی سال ستایشگری او در سال 723ق سی و شش سال منقبت گویی برابر 738ق خواهد شد، لذا مولانا حسن تا این سال(738ق)در قید حیات بوده است.

آرامگاه او در سلطانیه زنجان است و بقعه آن در روزگار شاه طهماسب صفوی بنا شده و در دوره های بعد در آن تعمیراتی صورت گرفته است.


پانویس

  1. ر.ک: رستاخیز، ص20.
  2. ر.ک: مونس الأحرار فی دقائق الأشعار، ج1، ص360.
  3. ر.ک: تذکره هفت‌اقلیم، ج۲، ص۱۰۱۹.
  4. ر.ک: خلاصه التواریخ، ج2، ص618.
  5. ر.ک: تذکره هفت‌اقلیم، ج۲، ص۱۰۱۹.
  6. ر.ک: مجالس‌المؤمنین، ج۲، ص۶۲۶.
  7. ر.ک: رستاخیز، ص21.
  8. ر.ک: تذکره هفت‌اقلیم، ج۲، ص۲۳۱
  9. ر.ک: الذریعه، ج۹، قسم ۳، ص۸۹۹.
  10. ر.ک: جعفریان، ج۱، ص۹۰.
  11. ر.ک: اعیان‌الشیعة، ج۵، ص۲۳۲
  12. ر.ک: مردان بزرگ کاشان، ج۱، ص۲۸.
  13. جعفریان، تاریخ تشیع، ص719.
  14. جعفریان، تاریخ تشیع، ص719.
  15. ر.ک: رستاخيز، ص18.
  16. طغیانی،ص103
  17. رستاخیز، ص27.
  18. رستاخیز، ص28.
  19. رستاخیز، ص30.
  20. ر.ک: جعفریان، ص29
  21. الویری(خندان)، ص136
  22. رستاخیز، ص25
  23. ر.ک: جعفریان، تاریخ تشیع، ص719.
  24. احمدی بیرجندی، ص3
  25. احمدی بیرجندی، ص4
  26. الویری(خندان)، ص136

منابع

  • محمد بن بدر جاجرمی، مونس الأحرار فی دقائق الأشعار، با مقدمه محمد قزوینی، چاپ میرصالح طبیبی، تهران1337-1350ش.
  • امین احمد رازی، تذکره هفت اقلیم، چاپ محمدرضا طاهری(حسرت)، تهران1378ش.
  • دیوان حسن کاشی، رستاخیز، سیدعباس، کتابخانه،موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، تهران 1388ش.
  • جعفریان، رسول، مروری اجمالی بر منقبت امامان علیهم‌السلام در شعر فارسی، مشکوة، ش ۷۸، بهار۱۳۸۲ش.
  • طهراني، محمدمحسن(آقا بزرگ)، الذريعة إلي تصانيف الشيعة(منبع الكترونيكي)، موسسه تحقيقات و نشر معارف اهل البيت(ع)
  • زعيم، كورش، مردان بزرگ كاشان، بنیاد دایره المعارف اسلامی، تهران، ‭۱۳۳۶‬.
  • جعفریان، رسول، سلطان محمد خدابنده «الجايتو» و تشيع امام در ايران (شرح چگونگي شيعه شدن سلطان محمد خدابنده). به ضميمه رساله «فوايد» الجايتو در اثبات امامت امام (ع) و علل گرايش وي به تشيع از زبان خودش، کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران، قم ١٣٨٠.
  • جعفریان، رسول، تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا قرن دهم هجری(تهران)، علم، تهران ١٣٨٧ .
  • طغیانی، اسحاق، تفکر شيعه و شعر دوره صفوي، دانشگاه اصفهان، اصفهان ١٣٨۵ .
  • احمدی بیرجندی، احمد و نقوی زاده، علی، مدایح رضوی (ع) درشعر فارسی، بنياد پژوهشهای اسلامى آستان قدس رضوی، مشهد مقدس ١٣٧٧ .
  • الویری(خندان)، محسن، زندگی فرهنگی و اندیشه سیاسی شیعیان از سقوط بغداد تا ظهور صفویه  ۶۵۶ - ٩٠٧ ق، دانشگاه امام صادق علیه السلام، تهران ١٣٨۴ .