پرش به محتوا

فقه مضاف

از ویکی شیعه

فقه مضاف، به شاخه‌هایی از فقه اطلاق می‌شود که احکام شرعی یک حوزه یا نظام خاص، مانند اقتصاد، سیاست، پزشکی، رسانه، محیط زیست، خانواده، هنر و فرهنگ را به‌صورت تخصصی و منسجم بررسی می‌کنند.

فقه مضاف در پاسخ به پیچیدگی موضوعات عصر جدید و تحول علوم، به‌ویژه علوم انسانی، پدید آمد. این شاخه از فقه افزون بر بهره‌گیری از روش اجتهاد، بر موضوع‌شناسی تخصصی و مطالعات میان‌رشته‌ای نیز تکیه دارد و لذا به کمک شاخه‌های مختلف آن به بررسی فقهی بسیاری از موضوعات نوپدید، مانند بانک، بورس، بیمه، رسانه یا فناوری‌های نوین می‌پردازد.

پاسخ‌گویی به مسائل مستحدثه، سامان‌دهی احکام پراکنده، توسعه پژوهش‌های تخصصی، تقویت تعامل فقه با دیگر علوم و فراهم‌سازی پشتوانه‌ای برای قانون‌گذاری و حکمرانی دینی برخی از کارکردهایی است که در اهمیت فقه مضاف گفته‌اند.

با این حال، درباره مفهوم و حتی عنوان «فقه مضاف» اتفاق‌نظر وجود ندارد؛ برخی آن را شیوه‌ای نوین برای سازمان‌دهی فقه می‌دانند، در حالی که گروهی دیگر معتقدند فقه از آغاز ناظر به افعال مکلفان بوده و آنچه امروزه فقه مضاف نامیده می‌شود، چیزی جز موضوع‌بندی جدید و بازآرایی مسائل فقهی بر پایه نیازهای نوپدید نیست.

اهمیت و جایگاه

ایجاد فقه‌های مضاف و بحث درباره مسائل آن را از چند جهت دارای اهمیت دانسته‌اند:

  • پاسخ‌گویی به مسائل پیچیده و نوپدید: گسترش حوزه‌هایی مانند اقتصاد، پزشکی، رسانه، محیط زیست و فناوری، مسائلی را پدید آورده که بررسی آنها در چارچوب سنتی ابواب فقه به‌تنهایی کافی نیست. فقه مضاف می‌کوشد احکام این حوزه‌ها را به‌صورت منسجم و تخصصی سامان دهد.[۱]
  • تخصصی‌شدن پژوهش‌های فقهی: همان‌گونه که علوم جدید به شاخه‌های تخصصی تقسیم شده‌اند، فقه نیز برای پاسخ‌گویی دقیق‌تر به نیازهای جامعه، به گرایش‌های تخصصی نیاز دارد. فقه مضاف زمینه تمرکز فقیه بر یک قلمرو خاص و تعمیق پژوهش در آن را فراهم می‌کند.[۲]
  • سامان‌دهی احکام پراکنده: بسیاری از احکام مرتبط با یک موضوع در ابواب مختلف فقه پراکنده‌اند. فقه مضاف با گردآوری و تنظیم این احکام، امکان ارائه تصویری منسجم از دیدگاه فقه درباره یک حوزه را فراهم می‌سازد.[۳]
  • استفاده از مطالعات میان‌رشته‌ای: شناخت موضوعات جدید، مانند مسائل پزشکی یا اقتصادی، بدون بهره‌گیری از دانش‌های تخصصی ممکن نیست. فقه مضاف زمینه تعامل فقه با سایر علوم و ارتقای موضوع‌شناسی را فراهم می‌کند.[۴]

مفهوم‌شناسی

اصطلاحی جدید که برای اشاره به شاخه‌هایی از فقه به‌کار می‌رود که به‌صورت تخصصی، یک حوزه یا نظام خاص از زندگی انسان را موضوع بررسی قرار می‌دهند؛ مانند فقه حکومت، فقه پزشکی، فقه رسانه، فقه محیط زیست و فقه خانواده.[۵]

در این رویکرد، فقیه به‌جای بررسی پراکنده مسائل در ابواب سنتی فقه، احکام مرتبط با یک حوزه تخصصی را گردآوری، سازمان‌دهی و بر اساس نیازهای همان حوزه استنباط می‌کند.[۶]

تمایز آن از فقه‌های تخصصی و مسائل مستحدثه

برخی محققان مانند علیرضا اعرافی، مدرس حوزه علمیه قم، با به کار بردن تعبیر فقه مضاف مخالف بوده و بر این نظرند که بخش‌هایی مانند فقه تربیت، فقه عقیده، فقه اخلاق یا فقه اداره که به تازگی مطرح شده‌اند با بخش‌های سابق فقه مانند فقه اجاره یا فقه بیع تفاوتی ندارند و تنها موضوعات جدیدی هستند که درباره آن‌ها اجتهاد صورت می‌گیرد و لذا آنچه با عنوان فقه‌های مضاف از آن‌ها یاد می‌شود، همان فقه‌های جدید یا تخصصی هستند.[۷]

با این حال برخی بین فقه مضاف با فقه‌های جدید تخصصی فرق گذاشته و بر این باورند که اگرچه فقه‌های مضاف مستلزم داشتن تخصص در یک حوزه خاص فقهی است؛ ولی با فقه تخصصی یکی نیست و منظور از فقه مضاف به معنای مصطلح آن، اضافه به یک دانش یا گرایش است و نه یک باب، کتاب یا مسئله جدید فقهی.[۸]

نسبت فقه مضاف با فقه مطلق

برخی فقه‌پژوهان بر این باورند که مبانی و قواعد فقه مضاف چیزی جز فقه مطلق یا همان فقه جواهری نیست؛ زیرا فقیه با نگاه به نیازهای روز، شناسایی موضوعات و مسایل جدید، تجمیع مسایل پراکنده در ابواب مختلف، تفقه و پردازش عصری و ایجاد ابواب نوین فقهی، گامی در جهت پاسخ ساختارمند فقه به نیازهای امروز و فردا بر می‌دارد.[۹]

برخی نیز بر این باورند که چیزی به اسم فقه مطلق وجود ندارد و فقه همیشه به یک متعلقی اضافه می‌شود، بدین معنا که وقتی از فقه سخن گفته می‌شود، فقه طهارت، فقه معاملات یا اموری از همین قبیل است.[۱۰] با این حال تفاوت‌هایی میان این دو نوع فقه بیان شده که برخی از آن‌ها به قرار زیر است:

  • فقه مطلق گفته می‌شود به همه ابواب و مسائل فقهی می‌پردازد، در صورتی که فقه مضاف، تنها بر یک حوزه یا موضوع خاص متمرکز است.
  • موضوع در فقه مطلق، همه افعال مکلفان است، در حالی که موضوع فقه مضاف، بخشی از افعال مکلفان در یک عرصه معین، مانند اقتصاد، پزشکی یا رسانه است.
  • ساختار فقه مطلق بر اساس ابواب سنتی فقه (طهارت، صلاة، بیع و...) تنظیم می‌شود، ولی ساختار فقه مضاف بر اساس یک حوزه تخصصی یا نظام اجتماعی شکل می‌گیرد.
  • در فقه مطلق، هدف آن بیان همه احکام شرعی در ابواب مختلف است، در حالی که هدف فقه مضاف استخراج و سامان‌دهی احکام مرتبط با یک قلمرو خاص و پاسخ‌گویی به مسائل آن حوزه است.

دسته‌بندی انواع فقه‌های مضاف

احمد مبلغی، مدرس حوزه علمیه قم، در یک دسته‌بندی، همه اقسام فقه‌های مضاف را ذیل چهار دسته کلی قرار می‌دهد که به شرح زیر است:

  • فقه وجودها: منظور فقه اشیاء و موجودات همچون فقه انسان، فقه حیوان، فقه زمین و یا اشیاء و موجوداتی است که شایسته است فقه به رفتارهای پیرامونی آن‌ها بپردازد. برای نمونه در فقه انسان، مسائل و زوایای بسیاری پیش روی قرار می‌گیرد که بسیاری از آن‌ها متعلق به انسان معاصر و نیازهای متحول و مناسبات متطور او است. فقه حقوق بشر را می‌توان در ذیل همین عنوان به بحث گذاشت. یا مثلاً در فقه زمین، بسیاری از مسایل کلان مربوط به آن، همچون مسائل زیست محیطی؛ از قبیل توازن زیست محیطی، گازهای گلخانه‌‌‌ای، مساله انرژی یا مسائلی از این دست، مطرح می‌گردد.[۱۱]
  • فقه پدیده‌ها: این بخش از فقه مربوط به اموری است که از دو ویژگی دارند: یکی این که بر زندگی انسانی حادث و عارض می‌گردند و دیگری آن که در گذر زمان تحول و تطور می‌یابند. پدیده‌های اجتماعی ذیل موضوع این فقه قرار می‌گیرند.[۱۲]
  • فقه نهادها و مؤسسات: در این فقه، ابعاد و شؤون سازمان‌ها و رفتارهایِ قابل تصور در قبال آن‌ها بررسی می‌شود. مسائلی همچون ایجاد سازمان، تقویت یا تضعیف سازمان، رعایت نظم و ساختار سازمانی، مسئولیت سازمانی و مؤسسه‌ای، ورشکستی سازمان، شخصیت حقوقی سازمان و مسائلی از همین قبیل، همگی در این فقه نهادها می‌گنجند.[۱۳]
  • فقه ساحت‌ها: فقه ساحت‌ها (یا حوزه‌های دانشی) فقهی است که به حوزه‌ها و ساحت‌هایی می‌پردازد که دانش‌هایی در قبال آن‌ها شکل گرفته است، نمونه آن فقه اقتصادی، فقه سیاسی، فقه پزشکی و فقه‌هایی از این دست، می باشد.[۱۴]

پیشینه و زمینه پیدایش

برخی محققان، نخستین نشانه‌های فقه مضاف را در کتاب احصاء العلوم فارابی می‌یابند که در آن علوم را به هفت بخش تقسیم کرده و یک بخش آن علوم مدنی است که مشتمل بر حکمت و فقه است و این دو نیز یا عملی است و یا نظری[۱۵] و در بخش فقه عملی مباحثی را مطرح نموده است که به فقه هنر نزدیک است.[۱۶]

برخی نیز نخستین بحث‌های نزدیک به مسئله فقه مضاف را با آغاز تبویب مسائل و موضوعات فقهی به ابواب مختلف در فقه سنتی دانسته و معتقدند از آن جهت که هر باب فقهی به موضوعی خاص تعلق دارد و پس همه بخش‌های فقه مانند «فقه اجاره»، «فقه بیع» یا «فقه تربیت»، به‌نحوی فقه مضاف محسوب می‌شوند و فقط برخی فعلیت پیدا کرده و درباره برخی دیگر هنوز تحقیق کافی و تأمل کامل صورت نگرفته است.[۱۷]

در عین حال گفته می‌شود، پیدایش ایده فقه مضاف را باید در تحول موضوعات و دانش‌های عصر جدید جست‌وجو کرد.[۱۸] در فقه سنتی، اضافه شدن فقه به مضاف‌الیه‌هایی مانند صلاة، صوم یا بیع ناظر به موضوعاتی بود که حدود و ماهیت آن‌ها در منابع شرعی و عرف روشن بود و استنباط احکام آنها عمدتاً بر پایه ادله فقهی انجام می‌شد؛ اما در دوران معاصر، با شکل‌گیری علوم تخصصی و به‌ویژه علوم انسانی جدید، موضوعات فقهی پیچیده، سیال و وابسته به مبانی نظری خاص شدند؛ به‌گونه‌ای که فهم مفاهیمی مانند اقتصاد، سیاست، آزادی، بانک، بورس یا بیمه، پیش از مراجعه به ادله شرعی، مستلزم شناخت ساختار، مبانی و مفاهیم همان دانش‌هاست.[۱۹]

بدین‌ترتیب، دیگر صرفِ استنباط حکم کافی نبود، بلکه موضوع‌شناسی تخصصی نیز به بخشی از فرایند اجتهاد تبدیل شد. همین تحول تاریخی زمینه پیدایش رویکردی را فراهم کرد که از آن با عنوان فقه یا فقه‌های مضاف یاد می‌شود؛ یعنی فقهی که مسائل خود را بر محور یک حوزه معرفتی یا نظام اجتماعی مشخص سامان می‌دهد.[۲۰]

قلمرو و شاخه‌های فقه مضاف

برخی از شاخه‌های فقه مضاف یا به عبارتی فقه‌های مضاف به بیان زیر است:

فقه اقتصادی

فقه اقتصاد یکی از شاخه‌های فقه مضاف است که به استنباط، تبیین و نظام‌مند کردن احکام شرعی مرتبط با فعالیت‌ها، روابط و نهادهای اقتصادی می‌پردازد. موضوع این دانش، صرفاً یک عقد یا معامله خاص نیست، بلکه مجموعه رفتارهای اقتصادی انسان و نهادهای اقتصادی، مانند مالکیت، تولید، توزیع، مصرف، سرمایه‌گذاری، بانک، بیمه، بورس، مالیات، پول، بازار و قراردادهای مالی را در بر می‌گیرد. هدف فقه اقتصاد، استخراج احکام این مسائل و ارائه چارچوبی منسجم برای تنظیم روابط اقتصادی بر اساس موازین شریعت است.[۲۱]

فقه سیاسی

فقه سیاسی، از شاخه‌های فقه مضاف است که با تکیه بر مبانی و روش فقهی، به استخراج احکام شرعی ناظر بر امور سیاسی می‌پردازد[۲۲] که دارای سه ویژگی اجتماعی‌بودن، ارادی‌بودن و انعطاف‌پذیربودن هستند.[۲۳] دانش فقه سیاسی، هم بخشی از دانش سیاسی[۲۴] و هم بخشی از دانش فقه در جهان اسلام محسوب می‌شود.[۲۵]

فقه پزشکی

فقه پزشکی شاخه‌ای از فقه است که با نظر به منابع شرعی، به استنباط و تبیین احکامی می‌پردازد که با رویدادهای علم پزشکی، وظایف پزشکان و تکالیف بیماران مرتبط است.[۲۶] احکام مربوط به مسائل پزشکی در ابواب فقهی روزه، نکاح، قصاص، دیات و مسائل مستحدثه در امور گوناگون بحث شده است.[۲۷]

فقه رسانه

فقه رسانه یکی از شاخه‌های فقه مضاف است که به بررسی و استنباط احکام شرعی مرتبط با رسانه‌ها، ارتباطات و فرایند تولید، انتشار و مصرف پیام می‌پردازد.[۲۸] موضوع این دانش، رسانه به‌مثابه یک نظام ارتباطی است؛ ازاین‌رو، تنها به حکم یک رفتار یا ابزار خاص محدود نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از مسائل مرتبط با رسانه‌های سنتی و نوین، مانند مطبوعات، رادیو، تلویزیون، سینما، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های دیجیتال را در بر می‌گیرد.[۲۹]

فقه محیط زیست

فقه محیط زیست یکی از شاخه‌های فقه مضاف است که به استنباط و تبیین احکام شرعی مربوط به حفظ، بهره‌برداری و مدیریت محیط زیست و منابع طبیعی می‌پردازد.[۳۰] موضوع این دانش، روابط انسان با عناصر طبیعی و زیست‌بوم، مانند آب، هوا، خاک، جنگل‌ها، مراتع، حیات وحش، دریاها و سایر منابع طبیعی است و می‌کوشد با استفاده از منابع و قواعد فقهی، وظایف و مسئولیت‌های افراد، جامعه و حکومت را در قبال حفاظت از محیط زیست مشخص کند.[۳۱]

فقه خانواده

فقه خانواده یکی از شاخه‌های فقه مضاف است که به استنباط، تبیین و نظام‌مند کردن احکام شرعی مربوط به نهاد خانواده و روابط اعضای آن می‌پردازد. موضوع این دانش، خانواده به‌عنوان یک نهاد اجتماعی است و همه احکام مرتبط با تشکیل، استمرار و انحلال آن را در بر می‌گیرد. ازاین‌رو، مباحثی مانند ازدواج، خواستگاری، شروط ضمن عقد، حقوق و تکالیف زوجین، نفقه، حضانت، ولایت، نسب، فرزندآوری، طلاق، عده، ارث، فرزندخواندگی و مسائل نوپدید خانواده، مانند باروری‌های نوین و فناوری‌های کمک‌باروری، در قلمرو آن قرار می‌گیرد.[۳۲]

فقه هنر

فقه هنر یکی از شاخه‌های فقه مضاف است که به استنباط، تبیین و سامان‌دهی احکام شرعی مربوط به هنر، فعالیت‌های هنری و آثار هنری می‌پردازد. موضوع این دانش، هنر به‌عنوان یک عرصه فرهنگی و اجتماعی است و حوزه‌هایی مانند موسیقی، نقاشی، مجسمه‌سازی، خوشنویسی، عکاسی، سینما، تئاتر، ادبیات، هنرهای نمایشی و هنرهای دیجیتال را در بر می‌گیرد. فقه هنر می‌کوشد با بهره‌گیری از منابع و روش اجتهاد، احکام تولید، عرضه، آموزش، حمایت و مصرف آثار هنری و نیز حقوق و تکالیف هنرمندان، مخاطبان و نهادهای فرهنگی را تبیین کند.[۳۳]

فقه تربیت

فقه تربیتی شاخه‌ای از فقه است که با هدف تعیین احکام شرعی رفتارهای اختیاری مکلفان در عرصه تعلیم و تربیت در تلاش است تا با استفاده از روش‌شناسی اجتهادی و استنباطی به این هدف دست یابد و علاوه بر گردآوری گزاره‌های مرتبط به تربیت در فقه موجود با نگاهی تخصصی مسائل و پرسش‌های نوین تربیتی را از نظر شرعی بررسی کند.[۳۴]

فقه فرهنگ

فقه فرهنگ به عنوان یکی از شاخه‌های فقه، در کنار فقه اجتماعی فقه سیاسی و فقه اقتصادی به بررسی تعامل میان احکام شرعی و پدیده های فرهنگی می‌پردازد. این حوزه با بهره گیری از اصول اجتهاد در تلاش است تا چارچوبی نظام‌مند برای تحلیل و تنظیم مناسبات فرهنگی ارائه دهد.[۳۵] برخی، فقه‌های مضافی مانند فقه هنر، فقه ارتباطات، فقه رسانه، فقه فضای مجازی و فقه سبک زندگی را از زیرشاخه‌های فقه فرهنگ به شمار آورده‌اند.[۳۶]

چالش‌ها و نقدها

علیرضا اعرافی اصل عنوان «فقه مضاف» را دقیق نمی‌داند و معتقد است این عنوان از عنوان «فلسفه مضاف» وام گرفته شده است که از نظر مفهومی نارسا می‌داند.[۳۷] او معتقد است که «مضاف» گاهی در برابر «مطلق» به‌کار می‌رود و بر علمی با موضوعی محدود در مقابل علمی با موضوع کلی دلالت می‌کند؛ چنان‌که در فلسفه، «فلسفه مضاف» در برابر «فلسفه مطلق» قرار می‌گیرد؛ اما این الگو در فقه قابل تطبیق نیست، زیرا فقه از آغاز موضوعی محدود و مشخص، یعنی افعال مکلفان، دارد و در برابر آن «فقه مطلق» وجود ندارد. ازاین‌رو، آنچه امروز با عنوان فقه مضاف، مانند فقه پزشکی، بانک یا بیمه، مطرح می‌شود، در حقیقت شاخه‌هایی با موضوعات نوپدید یا برش‌های جدید از مسائل فقهی است، نه نوعی متفاوت از فقه که بتوان آن را در مقابل فقه مطلق قرار داد.[۳۸]

پانویس

  1. جمعی از محققان، نقش ائمه(ع) و فقهای شیعه در فقه، ۱۳۹۷ش، ص۲۷۵.
  2. جمعی از محققان، نقش ائمه(ع) و فقهای شیعه در فقه، ۱۳۹۷ش، ص۲۷۵؛ فیاض، «بررسی سیر تطور فقه القضا در حوزه علمیه قم در سده اخیر»، ص۹۳-۹۴.
  3. فیاض، «بررسی سیر تطور فقه القضا در حوزه علمیه قم در سده اخیر»، ص۹۳-۹۴.
  4. اعرافی، اجتهاد و تقلید، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۵۸۲.
  5. نوریان، موسوی مقدم، «فقه فرهنگ؛ ضرورت راهبردی-تمدنی مکتب فقهی امامیه»، ص۱۱۴-۱۱۵.
  6. نوریان، موسوی مقدم، «فقه فرهنگ؛ ضرورت راهبردی-تمدنی مکتب فقهی امامیه»، ص۱۱۴-۱۱۵.
  7. اعرافی، اجتهاد و تقلید، ج۱، ص۵۸۲.
  8. «ماهیت‌شناسی فقه مضاف»، سایت مرکز فقهی ائمه اطهار(ع).
  9. محقق داماد، جهانگشای اباجلو، «ذاتی و عرضی در احکام هنر، بحثی روش‌شناختی»، ص۸.
  10. اعرافی، اجتهاد و تقلید، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۵۸۲.
  11. مبلغی، «پیشنهاد ساختار و تقسیم جدید برای فقه‌های مضاف»، سایت خبرگزاری تقریب.
  12. مبلغی، «پیشنهاد ساختار و تقسیم جدید برای فقه‌های مضاف»، سایت خبرگزاری تقریب.
  13. مبلغی، «پیشنهاد ساختار و تقسیم جدید برای فقه‌های مضاف»، سایت خبرگزاری تقریب.
  14. مبلغی، «پیشنهاد ساختار و تقسیم جدید برای فقه‌های مضاف»، سایت خبرگزاری تقریب.
  15. فارابی، احصاء العلوم، ۱۹۹۶م، ص۴۰-۱۱۸.
  16. محقق داماد، جهانگشای اباجلو، «ذاتی و عرضی در احکام هنر، بحثی روش‌شناختی»، ص۹.
  17. اعرافی، اجتهاد و تقلید، ج۱، ص۵۸۱-۵۸۲.
  18. «ماهیت‌شناسی فقه مضاف»، سایت مرکز فقهی ائمه اطهار(ع).
  19. «ماهیت‌شناسی فقه مضاف»، سایت مرکز فقهی ائمه اطهار(ع).
  20. «ماهیت‌شناسی فقه مضاف»، سایت مرکز فقهی ائمه اطهار(ع).
  21. مهدویان‌پور، «الگوی مطلوب کار شایسته در فقه اقتصادی با نگاهی به حقوق بشر»، ص۱۹؛ موسویان، خوانساری، «اجتهاد چند مرحله ای؛ روش پژوهش استنباط مسائل فقه اقتصادی»، ص۱۸-۱۹.
  22. میراحمدی، فقه سیاسی، ۱۳۹۵ش، ص۳۵.
  23. میراحمدی، ملاحظاتی بر چالش‌های فقه سیاسی، ۱۳۹۲ش، ص۳۱-۳۶.
  24. فیرحی، «درآمدی بر فقه سیاسی»، ص۲۱۷.
  25. فیرحی، فقه و سیاست در ایران معاصر، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۵.
  26. قاسمی، «فقه پزشکی، چیستی و چرایی»، ص۱۸۷.
  27. جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۲۶۱.
  28. دری، فقه رسانه، فقه نمایش، ۱۴۰۱ش، ص۵-۶.
  29. حسینی، دین و رسانه، ۱۳۹۱ش، ص۱۴۵-۱۴۷ و ۱۵۸.
  30. ساجدی، «بررسی نقش زمان و مکان در فقه محیط زیست»، ص۷۱-۷۲.
  31. ساجدی، «بررسی نقش زمان و مکان در فقه محیط زیست»، ص۷۱-۷۲.
  32. حق‌خواه و محمدحسنی، «پیشرفت فرهنگی و جایگاه حیات طیبه در فقه خانواده»، ص۶۱.
  33. علیدوست، «فقه هنر در دو نگاه جامع و تعینات موردی»، ص۴۲ و ۴۸.
  34. اعرافی، فقه تربیتی، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۲۸.
  35. آصف‌آگاه، «ساختار فقه فرهنگ»، ص۱۴.
  36. آصف‌آگاه، «ساختار فقه فرهنگ»، ص۱۴.
  37. اعرافی، اجتهاد و تقلید، ج۱، ص۵۸۱-۵۸۲؛ اعرافی، «درس خارج فقه تربیتی: اصول و روش‌هاي تربيتی/ مقدمات (فقه مضاف و فقه نو)»، سایت مدرسه فقاهت.
  38. اعرافی، اجتهاد و تقلید، ج۱، ص۵۸۱-۵۸۲؛ اعرافی، «درس خارج فقه تربیتی: اصول و روش‌هاي تربيتی/ مقدمات (فقه مضاف و فقه نو)»، سایت مدرسه فقاهت.

منابع

  • جمعی از محققان، نقش ائمه(ع) و فقهای شیعه در فقه، ۱۳۹۷ش، ص۲۷۵.
  • جمعی از محققان، نقش ائمه(ع) و فقهای شیعه در فقه، ۱۳۹۷ش، ص۲۷۵؛ فیاض، «بررسی سیر تطور فقه القضا در حوزه علمیه قم در سده اخیر»، ص۹۳-۹۴.
  • فیاض، «بررسی سیر تطور فقه القضا در حوزه علمیه قم در سده اخیر»، ص۹۳-۹۴.
  • اعرافی، اجتهاد و تقلید، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۵۸۲.
  • نوریان، موسوی مقدم، «فقه فرهنگ؛ ضرورت راهبردی-تمدنی مکتب فقهی امامیه»، ص۱۱۴-۱۱۵.
  • نوریان، موسوی مقدم، «فقه فرهنگ؛ ضرورت راهبردی-تمدنی مکتب فقهی امامیه»، ص۱۱۴-۱۱۵.
  • اعرافی، اجتهاد و تقلید، ج۱، ص۵۸۲.
  • محقق داماد، جهانگشای اباجلو، «ذاتی و عرضی در احکام هنر، بحثی روش‌شناختی»، ص۸.
  • اعرافی، اجتهاد و تقلید، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۵۸۲.
  • مبلغی، «پیشنهاد ساختار و تقسیم جدید برای فقه‌های مضاف»، سایت خبرگزاری تقریب.
  • مبلغی، «پیشنهاد ساختار و تقسیم جدید برای فقه‌های مضاف»، سایت خبرگزاری تقریب.
  • مبلغی، «پیشنهاد ساختار و تقسیم جدید برای فقه‌های مضاف»، سایت خبرگزاری تقریب.
  • مبلغی، «پیشنهاد ساختار و تقسیم جدید برای فقه‌های مضاف»، سایت خبرگزاری تقریب.
  • فارابی، احصاء العلوم، ۱۹۹۶م، ص۴۰-۱۱۸.
  • محقق داماد، جهانگشای اباجلو، «ذاتی و عرضی در احکام هنر، بحثی روش‌شناختی»، ص۹.
  • اعرافی، اجتهاد و تقلید، ج۱، ص۵۸۱-۵۸۲.
  • «ماهیت‌شناسی فقه مضاف»، سایت مرکز فقهی ائمه اطهار(ع).
  • «ماهیت‌شناسی فقه مضاف»، سایت مرکز فقهی ائمه اطهار(ع).
  • «ماهیت‌شناسی فقه مضاف»، سایت مرکز فقهی ائمه اطهار(ع).
  • مهدویان‌پور، «الگوی مطلوب کار شایسته در فقه اقتصادی با نگاهی به حقوق بشر»، ص۱۹؛ موسویان، خوانساری، «اجتهاد چند مرحله ای؛ روش پژوهش استنباط مسائل فقه اقتصادی»، ص۱۸-۱۹.
  • میراحمدی، فقه سیاسی، ۱۳۹۵ش، ص۳۵.
  • میراحمدی، ملاحظاتی بر چالش‌های فقه سیاسی، ۱۳۹۲ش، ص۳۱-۳۶.
  • فیرحی، «درآمدی بر فقه سیاسی»، ص۲۱۷.
  • فیرحی، فقه و سیاست در ایران معاصر، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۵.
  • قاسمی، «فقه پزشکی، چیستی و چرایی»، ص۱۸۷.
  • جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۲۶۱.
  • دری، فقه رسانه، فقه نمایش، ۱۴۰۱ش، ص۵-۶.
  • حسینی، دین و رسانه، ۱۳۹۱ش، ص۱۴۵-۱۴۷ و ۱۵۸.
  • ساجدی، «بررسی نقش زمان و مکان در فقه محیط زیست»، ص۷۱-۷۲.
  • ساجدی، «بررسی نقش زمان و مکان در فقه محیط زیست»، ص۷۱-۷۲.
  • حق‌خواه و محمدحسنی، «پیشرفت فرهنگی و جایگاه حیات طیبه در فقه خانواده»، ص۶۱.
  • علیدوست، «فقه هنر در دو نگاه جامع و تعینات موردی»، ص۴۲ و ۴۸.
  • اعرافی، فقه تربیتی، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۲۸.
  • آصف‌آگاه، «ساختار فقه فرهنگ»، ص۱۴.
  • آصف‌آگاه، «ساختار فقه فرهنگ»، ص۱۴.
  • اعرافی، اجتهاد و تقلید، ج۱، ص۵۸۱-۵۸۲؛ اعرافی، «درس خارج فقه تربیتی: اصول و روش‌هاي تربيتی/ مقدمات (فقه مضاف و فقه نو)»، سایت مدرسه فقاهت.
  • اعرافی، اجتهاد و تقلید، ج۱، ص۵۸۱-۵۸۲؛ اعرافی، «درس خارج فقه تربیتی: اصول و روش‌هاي تربيتی/ مقدمات (فقه مضاف و فقه نو)»، سایت مدرسه فقاهت.