بحث:فقه مضاف
ظاهر
آخرین نظر: ۱۹ اوت توسط Alikhani در مبحث چند نکته
چند نکته
@H.ahmadi: با سلام و احترام، فهم این مقاله، برخلاف مقالات قبلی، برای بنده تا حدی دشوار بود و ارتباط کمتری با آن برقرار کردم.
- بخش مربوط به «تمایز آن از فقههای تخصصی و مسائل مستحدثه» با اشکال شروع شده که مناسب نیست. پاراگراف دوم این بخش نیز مفهوم نیست و نیاز به توضیح دارد. این بخش به شکل بهتری در بخش چالشها تکرار شده است. شاید بهتر باشد این بخش حذف شود و به بخش نقدها انتقال یابد.
- بخش «نسبت فقه مضاف با فقه مطلق» نیز واضح نیست و به رغم چندباره خوانی، نسبت بین آنها واضح نشد. به نظر میرسد همسانبودن قواعد و مبانی فقه مضاف و فقه مطلق، بهتنهایی توضیحدهنده نسبت میان این دو نیست. بخش قابلتوجهی از این قسمت نیز مستند ندارد.
- ادبیات مدخل در مواضعی تخصصی میشود. شاید دلیل این باشد که گاهی عبارتپردازی صورت نگرفته و جملات مقاله به جملات مقالات مبدأ، شباهت بسیاری پیدا کرده است (برای نمونه: آنچه از آقای مبلغی یا آقای محقق داماد و ... نقل گردیده). علاوه بر این اصطلاحات و تخصصی نیز در این مقاله کم نیست.
- مطابق آنچه در مدخل آمده، آقای اعرافی از اساس منکر فقه مضاف است، چگونه میتوان در بخش زمینه پیدایش به کلام ایشان استناد کرد.
- کل بخش شاخه های فقه مضاف، تکرار این جمله است که «یکی از شاخههای فقه مضاف است و به استنباط و تبیین احکام شرعی در حوزههای تخصصی مربوط به خود میپردازند» از این رو کل این بخش را میتوان در این جمله خلاصه کرد که «برخی از شاخههای فقه مضاف عبارتاند از: فقه اقتصادی، فقه سیاسی، فقه پزشکی، فقه رسانه، فقه محیط زیست، فقه خانواده، فقه هنر، فقه تربیت و فقه فرهنگ. این شاخهها به استنباط و تبیین احکام شرعی در حوزههای تخصصی مربوط به خود میپردازند. مانند ... یک دو مورد مثال.» شاید بتوان این جمله را در بخش دسته بندی انواع فقه مضاف، ادغام کرد.
- گفته شده: «فقه اقتصاد ... به استنباط، تبیین و نظاممند کردن احکام شرعی مرتبط با فعالیتها، روابط و نهادهای اقتصادی میپردازد....هدف فقه اقتصاد، استخراج احکام این مسائل و ارائه چارچوبی منسجم برای تنظیم روابط اقتصادی بر اساس موازین شریعت است» این مطلب در مستندهای ارائه شده نبود. علاوه بر اینکه جمله آخر آن نادرست می نماید؛ زیرا فقه اقتصاد وظیفه استنباط و تبیین احکام شرعی فعالیتها و روابط اقتصادی را بر عهده دارد و مشخص میکند که یک رابطه، قرارداد، فعالیت یا ساختار اقتصادی با موازین شرعی سازگار است یا خیر؛ اما ارائه چارچوب برای تنظیم روابط اقتصادی، در معنای نظامسازی و سیاستگذاری، فراتر از وظیفه مستقیم فقه اقتصاد است.
- تعبیر «دانش فقه سیاسی، هم بخشی از دانش سیاسی» در مستند نیست. گویا به دلیلی که در مورد قبلی بیان گردید، درست هم نیست.
- جمله «فقه هنر میکوشد با بهرهگیری از منابع و روش اجتهاد» تکرار جمله اول از این بخش است.
- در بخشهای «فقه سیاسی، فقه پزشکی، فقه رسانه، فقه تربیت و ...» به درستی به گفتار نویسندگانی استناد شده که در آن فقه مضاف صاحب نظریه اند. کاش این نقطه قوت در بخش هایی مثل فقه اقتصادی (سید عباس موسویان)، فقه خانواده (مهدی مهریزی) و برخی بخشهای دیگر نیز رعایت میشد.
- مشکل بخش فهرست منابع با بازبینی روشن می شود.
- از ناوبریِ «مسائل مستحدثه» استفاده شده که مناسب به نظر نمی رسد. چرا که فقه مضاف، از مسائل مستحدثه نیست. شاید ناوبری اصطلاحات فقهی بهتر باشد.--علیخانی (بحث) ۱۹ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۲۵ (+0330)