مقاله قابل قبول
پیوند کم
رده ناقص
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
شناسه ارزیابی نشده
عدم جامعیت

حرم

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
تابلوفرش «هفت شهر عشق»، متعلق به موزه حرم امام رضا(ع)، که هفت حرم در آن طراحی شده است: مسجد الحرام، مسجد النبی، حرم امام علی، حرم امام حسین، حرم امام رضا، حرم کاظمین و حرم عسکریین.

حَرَم، به محدوده ای پیرامون مکان‌های مقدسی گفته می‌شود که به دلیل انتساب به یکی از مقدسات اسلام از حرمتی خاص برخوردار‌ند و با آن همچون دیگر مکان‌ها رفتار نمی‌شود. مهمترین حرم مسلمانان، حرم مکه است که خانه خدا در آن قرار دارد. در رتبه بعد، حرم مدینه است که خانه و مدفن رسول الله(ص) را دربرمی‌گیرد و در کنار حرم مکی، حرمین شریفین خوانده می‌شود.

در معنایی توسعه‌یافته، حرم برای مدفن ائمه (ع) و حتی امامزادگان و اولیاء هم به کار برده شده و از تعابیری چون حرم علوی، حرم رضوی و یا حرم عبدالعظیم حسنی استفاده شده است. حرم در عرف عامه شیعیان امامیه، به مسجد یا محوطه‌ای زیارتی اطلاق می‌شود که بر گراگرد مدفن ساخته شده است.

بنابر نظر مشهور فقهای شیعه، از احکام اختصاصی حرم مکی، حرم نبوی، مسجد کوفه و حائر حسینی، جواز و حتی استحباب کامل خواندن نماز مسافر در این اماکن است.

در لغت

واژه حرم از ریشه «ح رم» (به معنای ممنوع بودن)، گاهی به معنای اهل و عیال یک شخص یا محل اقامت‌شان است که آنها را از تعرض دیگران حفظ می‌کند[۱]. در متون اسلامی، این واژه بیشتر درباره مکانی گرداگرد اماکن مقدس به کار می‌رود که ورود و حضور در آنها آداب ویژه‌ای دارد. مثلا واژگان حرم یا حرم اللّه یا حرم مکی، معمولا به منطقه‌ای در حریم خانه کعبه تا محدوده‌ای معین اطلاق می‌شود[۲]. برخی، حرم نامیدن محدوده این اماکن را به دلیل محترم بودن آنها یا حرام‌ بودن عمل به برخی کارها در آنها دانسته‌اند[۳].

کاربرد

«حرم الرسول» یا «حرم نَبَوی»، درباره حرم پیامبر(ص) در مدینه به کار می‌رود. همچنین، ترکیب «حرمَین شریفَین» برای اشاره به دو حرم مکه و مدینه یا دو حرم نجف و کربلا یا دو حرم بیت المقدس و الخلیل بسیار کاربرد دارد. گفتنی است در متون دینی، گاهی واژه حرم در معنایی بسته‌تر یعنی در خصوص مسجدالحرام یا مسجدالنبی، یا در مفهومی وسیع‌تر یعنی سرزمینی که مکه یا مدینه را دربرگرفته، به کار می‌رود.

بارگاه معصومان و امام‌زادگان

همچنین به‌کارگیری واژه حرم بر بارگاه امامان شیعه بسیار شایع است، مانند حائر حسینی درباره مرقد امام حسین(ع) و حرم رضوی درباره مرقد امام رضا(ع).[۴]

حرم‌های معصومان و امام‌زادگان معمولا از این بخش‌ها تشکیل شده‌اند:

  • مرقد
  • ضریح
  • بارگاه
  • رواق
  • صحن

حرم مکی

نوشتار اصلی: حرم مکی
محدوده حرم مکی

حرم مکی، مهمترین و شاخص‌ترین مصداق حرم است. به شخص منسوب به این حرم، حِرْمی (اهل حرم) و به کسی که وارد منطقه حرم می‌شود و احرام می‌بندد، مُحرِم گفته می‌شود. محدوده بیرون از حرم را حِلّ نامیده‌اند[۵]. حرمت و قداست حرم مکه قدمتی طولانی دارد. بنابر حدیثی منقول از پیامبر اکرم(ص)، این منطقه از زمان خلقت آسمان‌ها و زمین حرم شده و بر پایه حدیثی دیگر، دَحْوُالارض (گسترش زمین) از حرم مکی صورت گرفته است[۶].

حرم نبوی

نوشتار اصلی: حرم مدینه

حرم نبوی پس از حرم مکی دومین حرم مهم مسلمانان است که بر پایه احادیث و فتاوای فقهی، آداب و احکام خاصی دارد.[۷] در منابع اهل سنت آمده که پیامبر اکرم شفاعت اهل مدینه را در روز قیامت برعهده گرفته است.[۸] در تعیین محدوده این حرم چند دیدگاه وجود دارد.

حرم امام حسین(ع)

نوشتار اصلی: حائر حسینی

حرم امام حسین(ع) نزد شیعیان بسیار مقدّس است. فقها درباره محدوده این حرم ـ که دارای احکام فقهی خاصی نیز هست آرای گوناگونی دارند، از جمله محدوده مدفن آن حضرت و خاندان و یاران او جز حضرت عباس(ع)،[۹] تمام شهر کربلا،[۱۰] و روضه مقدّس امام حسین[۱۱] را جزو این محدوده دانسته‌اند.

در حدیثی منقول از حضرت علی(ع)، کوفه حرم او خوانده شده است.[۱۲]

احکام خاص حرمین، مسجد کوفه و حائر حسینی

از احکام اختصاصی حرم مکی، حرم نبوی، مسجد کوفه و حائر حسینی به نظر مشهور فقهای شیعه، جواز و حتی استحبابِ خواندن نماز به صورت کامل (تمام) برای مسافر است، هرچند که خواندن نماز شکسته (قَصر) نیز برای او جایز است.[۱۳] فقها این اقوال را حاصل جمع احادیثی می‌دانند که بر تخییر میان قصر و اتمام در مکانهای چهارگانه دلالت دارند و احادیثی که دالّ بر مطلوب بودن اتمام نمازند.[۱۴] در احادیث مذکور، تعبیراتی مانند «حرمین شریفین»، «مکه و مدینه» و «مسجدَین» آمده است[۱۵] و از این رو، برخی فقها تنها در خود مسجدالحرام و مسجدالنبی حکم مذکور را جاری می‌دانند، نه در تمام قلمرو حرم مکی و حرم نبوی.[۱۶]

ابن بابویه[۱۷] به وجوب قصر در این اماکن قائل شده و آنها را واجد هیچ امتیازی ندانسته است. ظاهرآ این نظر مستند به ادله عامِ وجوب قصر نماز برای مسافر و نیز احادیثی است که در اماکن چهارگانه نماز قصر را واجب شمرده است،[۱۸] ولی سایر فقها با حمل این احادیث بر تقیه[۱۹] و با استناد بر ادله دیگر این نظر را نپذیرفته‌اند.[۲۰] شماری از فقها نیز، از باب احتیاط، به شکسته خواندن نماز در این چهار حرم نظر داده‌اند.[۲۱]

برخی فقهای متقدم، از جمله ابن جنید اسکافی[۲۲] و علم الهدی،[۲۳] به وجوب خواندن نماز تمام برای مسافر در این چهار مکان و حتی حرم همه امامان شیعه(ع) نظر داده‌اند.[۲۴] ابن ادریس حلّی، علاوه بر حرم مکه و مدینه، تنها در حائر حسینی قائل به شمول این حکم شده است. فقهای شیعه این بحث را نیز مطرح کرده‌اند که آیا حکم تخییری مذکور تنها مسجد کوفه و حائر حسینی را دربرمی گیرد یا شامل تمام شهر کوفه و کربلا می‌شود.[۲۵] حنفیان ـ که مانند فقهای امامی به وجوب شکسته خواندن نماز به هنگام مسافرت قائل‌اند ـ خواندن نماز کامل را در حرم مکی پیروی از پیامبر اکرم شمرده و به سبب مضاعف بودن پاداش کارها در حرم، آن را بهتر از خواندن نماز شکسته دانسته‌اند.[۲۶]

احکام و آداب دیگر

احکام و آداب دیگری نیز در منابع فقهی شیعه برای این حرمها و حرم امامان شیعه (مشاهد مشرّفه) ذکر شده است، مانند:

  1. حرمت ورود جُنُب و حائض به این مکانها[۲۷].
  2. حرمت نجس کردن آنها و وجوب رفع نجاست از آنها.[۲۸]
  3. استحباب غسل پیش از ورود به این اماکن، مکروه بودن انتقال مردگان برای دفن به سرزمین دیگر، مگر به این مکانها.[۲۹]
  4. ممنوع بودن اجرای حد و قصاص در این حرمها.[۳۰]

پانویس

  1. ابن منظور، لسان العرب، ۱۴۱۶ق، ذیل واژه؛ جبرتی، تاریخ عجائب الآثار، دار الجیل، ج۲، ص۱۴۳.
  2. زبیدی، تاج العروس، ۱۴۱۴ق، ذیل واژه.
  3. کردی، التاریخ القویم، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۱۰۱؛ بروجردی، مستند العروة الوثقی، ۱۳۶۷ش، ج۸، ص۴۲۳.
  4. منهاجی اسیوطی، جواهر العقود، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۴۷۴؛ بحرانی، الحدائق الناضره، ۱۳۶۳ش، ج۷، ص۳۱۷ـ۳۱۸؛ ج۱۱، ص۴۵۵؛ آقا بزرگ طهرانی، الذریعه، ۱۳۸۷ق، ج۶، ص۱۹۴؛ ج۸، ص۲۲۴؛ ج۲۱، ص۲۹۹.
  5. فراهیدی، کتاب العین، ۱۴۰۵ق، ذیل واژه.
  6. فاکهی، اخبار مکه، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۲۷۰؛ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۲۴۱؛ حرّ عاملی، تفصیل وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۱۳، ص۲۴۱-۲۴۲.
  7. ابن ادریس حلّی، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۶۵۱ـ۶۵۲؛ زرکشی، اعلام المساجد، ۱۴۱۰ق، ص۲۴۳-۲۴۵، ۲۶۱؛ گلپایگانی، مناسک الحج، ۱۴۱۳ق ص۱۸۷، ۲۱۰.
  8. ابن حنبل، مسند احمد، ۱۴۰۲ق، ج۶، ص۳۷۰؛ مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۱۱۳.
  9. شیخ مفید، المقنعه، ۱۴۱۰ق، ص۱۲۶؛ ابن ادریس حلّی، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۴۲.
  10. ابن سعید، الجامع للشرائع، ۱۴۰۵ق، ص۹۳.
  11. بحرانی، الحدائق الناضره، ۱۳۶۳ش، ج۱۱، ص۴۶۳؛ نراقی، مستند الشیعه، ۱۴۰۵ق، ج۸، ص۳۱۶.
  12. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۵۶۳.
  13. طوسی، النهایة، ۱۴۰۴ق، ص۱۲۴؛ علامه حلّی، مختلف الشیعة، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۳۳؛ شهید الثانی، الروضه البهیه، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۷۸۷ـ ۷۸۸.
  14. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق،‌ ج۴، ص۵۲۴؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۴۷۰-۴۷۵.
  15. بحرانی، الحدائق الناضره، ۱۳۶۳ش، ج۱۱، ص۴۵۶ـ ۴۵۹.
  16. علامه حلّی، مختلف الشیعة، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۳۲؛ شهید الثانی، الروضه البهیه، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۷۸۷؛ بروجردی، مستند العروة الوثقی، ۱۳۶۷ش، ج۸، ص۴۱۱ـ۴۱۴.
  17. صدوق، المقنع، ۱۴۱۵ق، ص۲۶۲.
  18. نراقی، مستند الشیعه، ۱۴۰۵ق، ج۸، ص۳۰۹.
  19. بحرانی، الحدائق الناضره، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۴۴۱، ۴۴۸، ۴۵۲؛ نراقی، مستند الشیعه، ۱۴۰۵ق، ج۸، ص۳۱۰؛ بروجردی، مستند العروة الوثقی، ۱۳۶۷ش، ج۸، ص۴۰۶ـ ۴۱۰.
  20. مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان، ۱۳۶۲ش، ج۳، ص۴۲۴ـ۴۲۵؛ بحرانی، الحدائق الناضره، ۱۳۶۳ش، ج۱۱، ص۴۴۰ـ۴۴۲؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۹۸۱م، ج۱۴، ص۳۳۶.
  21. موسوی عاملی، مدارک الاحکام، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۴۶۸؛ میرزای قمی، جامع الشتات، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۷۳؛ نجفی، جواهر الاکلام، ۱۹۸۱م، ج۱۴، ص۳۳۷.
  22. ابن جنید، مجموعة فتاوی، ۱۴۱۶ق، ص۸۹-۹۰.
  23. سید مرتضی، رسائل، ۱۴۰۵ق، ج۳، ص۴۷.
  24. بحرانی، الحدائق الناضره، ۱۳۶۳ش، ج۱۱، ص۴۳۸، ۴۶۵؛ بروجردی، مستند العروة الوثقی، ۱۳۶۷ش، ج۸، ص۴۲۰ـ۴۲۱.
  25. بروجردی، مستند العروة الوثقی، ۱۳۶۷ش، ج۸، ص۴۱۴ـ۴۲۰؛ روحانی، فقه الصادق، ۱۴۱۳ق، ج۶، ص۴۲۷ـ۴۲۸.
  26. کاسانی، بدائع الصنائع، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۹۱ـ۹۲؛ ابن قدامه، المغنی، دار الکتب العربی، ج۲، ص۱۰۷.
  27. موسوی عاملی، مدارک الاحکام، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۲۸۲؛ نراقی، مستند الشیعه، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۲۹۲.
  28. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۸۹-۹۰.
  29. موسوی عاملی، مدارک الاحکام، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۱۵۲؛ طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۴۴۷.
  30. ابن ادریس حلّی، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۳۶۳-۳۶۴.

منابع

  • آقابزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، تهران، اسلامیه، ۱۳۸۷ق.
  • ابن ادریس حلّی، محمد بن احمد، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • ابن جنید اسکافی، مجموعة فتاوی ابن الجنید، تألیف علی پناه اشتهاردی، قم، مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۶ق.
  • ابن سعید، یحیی بن احمد، الجامع للشرائع، قم، مؤسسة سید الشهدا، ۱۴۰۵ق.
  • ابن قدامه، عبدالله بن احمد، المغنی، بیروت، دارالکتاب العربی، [بی‌تا].
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، تصحیح محمد عبدالوهاب و محمد صادق العبیدی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۶ق.
  • احمد ابن حنبل، مسند احمد، استانبول، بی نا، ۱۴۰۲ق.
  • بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة فی احکام العترةالطاهرة، قم، مؤسسه نشر اسلامی، ۱۳۶۳ش.
  • بروجردی، مرتضی، مستندالعروة الوثقی: تقریرات درس آیت اللّه خویی، قم، لطفی، ۱۳۶۷ش.
  • جبرتی، عبدالرحمان، تاریخ عجائب الآثار فی التراجم و الاخبار، بیروت، دارالجیل، [بی‌تا].
  • حر عاملی، محمد بن الحسن، تفصیل وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، تحقیق محمد رضا حسینی جلالی، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۱۶ق.
  • روحانی، سید محمد صادق، فقه الصادق، قم، دار الکتب، ۱۴۱۳ق.
  • زبیدی، محمد بن محمد، تاج العروس من جواهر القاموس، دارالفکر، بیروت، ۱۴۱۴ق.
  • زرکشی، محمد بن بهادر، اعلام المساجد باحکام المساجد، مصحح ابوالوفا مصطفی مراغی، قاهره، دار الکتب المصری، ۱۴۱۰ق.
  • شهید الثانی، زین الدین بن علی العاملی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، چاپ محمد کلانتر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، المقنعة، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • شیخ صدوق، علی بن محمد، المقنع، قم، مؤسسة الامام الهادی، ۱۴۱۵ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، النهایة فی مجردالفقه و الفتاوی، بیروت، بی نا، ۱۴۰۰ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، چاپ علی اکبر غفاری، تهران، اسلامیه، ۱۳۷۶ش.
  • صدوق، علی بن محمد، من لایحضره الفقیه، مصحح علی اکبر غفاری، قم، بی نا، ۱۴۰۴ق.
  • یزدی، محمد کاظم طباطبایی، العروة الوثقی، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة فی احکام الشریعة، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۲ق.
  • سید مرتضی علم الهدی، علی بن حسین، رسائل الشریف المرتضی، مصحح مهدی رجائی، قم، دار القرآن الکریم، ۱۴۰۵-۱۴۱۰ق.
  • فاکهی، محمدبن اسحاق، اخبار مکة فی قدیم الدهر و حدیثه، تصحیح عبدالملک بن عبداللّه بن دهیش، بیروت، بی نا، ۱۴۱۹ق.
  • فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، تصحیح مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم، دار الهجره، ۱۴۰۵ق.
  • کاسانی، ابوبکر بن مسعود، بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، تصحیح و تعلیق محمد عدنان بن یاسین درویش، بیروت، بی نا، ۱۴۱۹ق.
  • کردی، محمد طاهر، التاریخ القویم لمکة و بیت اللّه الکریم، بیروت، دار الخضر، ۱۴۲۰ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، اصول الکافی، مصحح علی اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • گلپایگانی، محمدرضا، مناسک الحج، قم، دار القرآن الکریم، ۱۴۱۳ق.
  • مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، تصحیح محمد فؤاد عبدالباقی، استانبول، بی نا، ۱۴۰۱ق.
  • مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشادالاذهان، تصحیح مجتبی عراقی، علی پناه اشتهاردی و حسین یزدی اصفهانی، قم، دفتر نشر اسلامی، ۱۳۶۲ش.
  • منهاجی اسیوطی، محمد بن احمد، جواهر العقود و معین القضاة و المُوَقِعین و الشهود، تصحیح مسعد عبدالحمید محمد سعدنی، بیروت، دار الکتب العلیمه، ۱۴۱۷ق.
  • موسوی عاملی، محمد بن علی، مدارک الاحکام فی شرح شرائع الاسلام، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، الطبعة الثانیه، ۱۴۲۹ق.
  • میرزای قمی، ابوالقاسم بن محمد حسن، جامع الشتات، تصحیح مرتضی رضوی، تهران، کیهان، ۱۳۷۱ش.
  • نجفی، محمد حسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۱م.
  • نراقی، احمد بن محمد مهدی، مستند الشیعة فی احکام الشریعة، قم، بی نا، ۱۴۱۵ق.


پیوند به بیرون