ملا رجب علی تبریزی

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از ملارجب علی تبریزی)
پرش به: ناوبری، جستجو
ملارجب علی تبریزی
زادروز ؟
زادگاه - تبریز
درگذشت ۱۰۸۰ م
آرامگاه اصفهان
محل زندگی تبریز، اصفهان
تحصیلات مجتهد و فیلسوف
استادان میرفندرسکی
شاگردان قاضی سعید قمی، امیر قوام الدین محمد اصفهانی، محمد شفیع اصفهانی، محمد رفیع پیرزاده، محمد بن عبدالفتاح تنکابنی
شناخته‌شده برای علوم عقلی
نقش‌های برجسته مجتهد، فیلسوف و شاعر
دین اسلام
مذهب شیعه
آثار رسالة اثبات واجب، کتاب فی الحکمه، تفسیر آیه الکرسی و آثار دیگر


ملاّ رجب علی تبریزی، عارف و حکیم شیعی قرن یازدهم هجری قمری است. وی نزد شاه عباس دوم و پس از او شاه سلیمان صفوی، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود. معروف‌ترین استاد وی میرفندرسکی بود. در مدرسه شیخ لطف الله اصفهان به تدریس فلسفه و علوم عقلی اشتغال داشت و شاگردانی نیز تربیت کرد. برخی نظریات او را موافق با مذهب اسماعیلیه می‌دانند، بدون اینکه خودش بداند. او یکی از مهم‌ترین نظریه پردازان الاهیات تنزیهی در فلسفه شیعی است. سرانجام در ۱۰۸۰ق در اصفهان درگذشت.

زندگانی

ملاّ رجب علی اهل تبریز بوده اما به دلیل اقامت طولانی در اصفهان به اصفهانی نیز شهرت یافته است.[۱] تاریخ تولدش در منابع ذکر نشده است و درباره زندگی او جز اینکه که مدت‌ها در سفر به سر می‌برده و به تحصیل علم می‌پرداخته،اطلاع چندانی در دست نیست.

تبریزی، پس از کسب درجه اجتهاد در بغداد، به ریاضت و تزکیه نفس روی آورد؛ مرشد او در سلوک شناخته نیست. وی همچنین مریدانی در سلوک داشت که نام ایشان نیز معلوم نیست. ملاّ رجب علی به اصفهان رفت و تا پایان عمر در آنجا سکونت داشت و در ۱۰۸۰ در همانجا درگذشت.[۲]

منزلت او نزد شاهان صفوی

ملا رجب علی تبریزی نزد همگان، خصوصاً شاه عباس دوم و پس از او شاه سلیمان صفوی، از منزلت ویژه‌ای برخوردار بود، چنانکه شاه عباس دوم خود به دیدار او می‌رفت و از وی درباره احکام حکمت عملی سوال می‌کرد. شاه عباس دوم، همچنین به دلیل علاقه و ارادتی که به ملارجب علی تبریزی داشت، خانه‌ای در شمس آباد اصفهان (محله‌ای بیرون از دیوار شهر) برای وی خریداری کرد. شاه سلیمان نیز به رغم بی‌میلی ملارجب علی تبریزی به سروکارداشتن با دربار، همواره مترصد فرصتی برای مصاحبت و دیدار با او بود.[۳]

تدریس علوم عقلی

در باره استادانی که ملارجب علی تبریزی نزد آنها فلسفه خوانده است، گزارشی در دست نیست، جز اینکه در برخی منابع متأخر او را شاگرد میرفندرسکی و تحت تأثیر آرا و تعالیم فلسفی او دانسته‌اند.[۴]

تبریزی در مدرسه شیخ لطف الله به تدریس فلسفه و علوم عقلی اشتغال داشت و در این زمینه شهرت فراوان یافت،[۵] چنانکه قزوینی[۶] می‌نویسد: «شفا و اشارات مانند موم در دستان او بود».

شاگردان

در حوزه علوم عقلی، نزد ملارجب علی تبریزی حکمای برجسته‌ای پرورش یافتند که از آن جمله‌اند: محمد حسین و قاضی سعید قمی، امیر قوام الدین محمد اصفهانی، ملا محمد شفیع اصفهانی، محمدرفیع پیرزاده، میر محمدیوسف طالقانی، محمد بن عبدالفتاح تنکابنی معروف به سراب و علی قلی بن قرچغای خان صاحب احیای حکمت.[۷]

شعر

ملارجب علی تبریزی همچنین به جهت برخورداری از ذوق و گرایش‌های عرفانی، شعر نیز می‌سروده و در اشعارش «واحد» تخلص می‌کرده است، از این رو نام او در زمره شعرای دوره صفویه آمده است.[۸]

تالیفات

از ملارجب علی تبریزی این آثار برجای مانده است:

  1. رسالة اثبات واجب به فارسی که مشتمل بر یک مقدمه، پنج مطلب و خاتمه است. او در این رساله اهمّ آرای خود را درباره واجب الوجود و مباحث وجود اظهار می‌کند. از این رساله بخوبی می‌توان دریافت که وی در باب وجود و مسائل اساسی آن با آرای ملاصدرا مخالف بوده است. آقابزرگ طهرانی[۹] از این رساله با عناوین اشتراک الوجود و وجودالباری نیز یاد کرده است. این رساله را سید جلال الدین آشتیانی در جلد اول منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران از عصر میرداماد و میرفندرسکی تا زمان حاضر به چاپ رسانده است. آقا جمال خوانساری[۱۰] و میرزا محمد مشهدی بر این رساله ردیه نگاشته‌اند.[۱۱]
  2. الاصول الا´صفیة یا اصل الاصول که برخی بنا بر تصحیف نسخه نویسها به اشتباه با عنوان الاصول اللاحقة نیز از آن نام برده‌اند. این کتاب به زبان عربی و درباره مسائل و اصول مهم فلسفی از جمله قاعده الواحد، مباحث وجود، جعل، حرکت جوهری و وجود ذهنی ـ که هر دو را رد می‌کند ـ اصالت ماهیت و مباحث دیگر است. ملارجب علی این کتاب را به اسم آصف میرزا، یکی از ارکان دولت صفوی، نگاشته است.[۱۲] هانری کوربن[۱۳] در وجه تسمیه این کتاب می‌گوید صفت «آصفیه» که به اصول اضافه شده ممکن است اشاره به آصف، حکیم و ندیم سلیمان(ع)، باشد که صاحب «علم الکتاب» بود. قسمتهایی از این رساله در جلد اول منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران چاپ شده است.
  3. کتاب فی الحکمه به فارسی که قاضی سعید قمی بعد از وفات ملارجب علی آن را با عنوان البرهان القاطع و النور الساطع به عربی ترجمه کرده و در مجموعه رسایل خود به نام اربعینیات آورده است.[۱۴]
  4. تفسیر آیه الکرسی[۱۵]
  5. المعارف الالهیة که محمدرفیع پیرزاده زیرنظر ملارجب علی آن را تحریر کرده است.[۱۶] این کتاب نیز در جلد دوم منتخباتی از آثار الهی حکمای ایران چاپ شده است.
  6. دیوان واحد تبریزی، مجموعه اشعار رجب علی تبریزی.[۱۷]

دیدگاههای فلسفی

  • ملارجب علی تبریزی یکی از مهمترین نظریه پردازان الاهیات تنزیهی در حکمت شیعی است.اندیشه تنزیهی او درباره خدا موجب شده که از مخالفان سرسخت قول به اشتراک معنوی وجود و به تبع آن تشکیک وجود به شمار رود. او معتقد است که لفظ وجود و موجود میان واجب تعالی و ممکنات به اشتراک لفظی است و اگر معنای وجود در خداوند به معنای همان وجودی باشد که بر ممکنات اطلاق می‌شود، لازم می‌آید که خدا نیز مخلوق باشد. او در تأیید قول خود به عباراتی از اثولوجیا، فصول مدینه فارابی و آرای مَسْلمة بن احمد مَجریطی، شیخ محمود شبستری، صدرالدین قونوی و حکمای هند استناد می‌کند.[۱۸]
  • تبریزی همچنین بنا بر نظرگاه تنزیهی خود، با دلایل عقلی و نقلی، به انکار عینیت ذات و صفات خداوند و حتی نفی صفات او می‌پردازد، و در خصوص احادیثی که بر اثبات صفات خدا دلالت دارند، می‌گوید که اطلاق صفات علم و قدرت و غیر اینها بر واجب تعالی شبیه و مانند کردن خدا به مخلوقات و بنابراین مستلزم شرک نسبت به خداوند است. او این احادیث را، با برداشت از روایتی از امام باقر(ع)، اینگونه تأویل می‌کند که عالم بودن و قادر بودن خدا به معنای علم بخشیدن به عالمان و قدرت بخشیدن به قادران است. تأویل دیگر او، برداشت از اقوال ائمه(ع)، این است که اثبات صفات کمال عبارت است از سلب طرف مقابل آن صفات. بدین ترتیب، «خدا عالم است» یعنی «خدا جاهل نیست» و «خدا قادر است» یعنی «خدا عاجز نیست». پس انتساب هرگونه صفات کمالی به ذات خدای تعالی، حتی وجوب وجود، به سلب طرف نقصان برمی‌گردد و اطلاق موجود بر خداوند به این معنی است که او ممکن الوجود نیست.[۱۹]
  • به نظر رجب علی تبریزی ترکیب وجود و ماهیت، انضمامی است و حمل وجود بر ماهیت، نظیر حمل اعراض خارجی بر اشیا است.
  • همچنین وی به اصالت ماهیت قائل است و وجود را تابع و فرع ماهیت می‌داند. او برهمین اساس می‌گوید که جعل جاعل اولاً و بالذات به ماهیت و به تبع آن به وجود تعلق گرفته است، زیرا به بداهت عقلی محال است که جاعل ابتدا فرع شیء (وجود) را جعل کند و پس از جعل آن، جعل اصل شیء (ماهیت) لازم آید، چون در این صورت ملزوم لازم و لازم ملزوم می‌گردد، و این محال است.[۲۰] با اینهمه، تبریزی در مواضعی به اصالت وجود تصریح کرده است.[۲۱]
  • انکار حرکت در جوهر یکی دیگر از اندیشه‌های ملارجب علی تبریزی است. او در این قول بر همان شیوه حکمای مشائی اندیشیده است.[۲۲]
  • ملارجب علی تبریزی از منکران سرسخت قول به وجود ذهنی است و در رساله اصول آصفیه اشکالاتی بر آن وارد کرده است.[۲۳]
  • وی در کیفیت علم نفس به موجودات خارجی می‌گوید که علم نفس به اعیان موجودات به واسطه صورت ذهنی و وجود ذهنی آنها نیست و ذات همه اشیا، یا به واسطه آلت حسی و یا بدون آن، برای نفس معلوم می‌شود. نفس، امور جزئی محسوس مثل حرارت و برودت، نورها و رنگها و اصوات و امثال آنها را از طریق آلات حسی ادراک می‌کند؛ اما طبایع کلی موجودات و حقایق و ذات آنها را بدون آلت حسی ادراک می‌کند و با علم به ذات خود به آنها نیز عالم می‌گردد.
  • وی علم نفس به کلیات و جزئیات اشیا را به قوه واحد می‌داند نه به قوای متعدد و می‌گوید: نفس فقط یک قوه دارد که افعال آن به حسب تعدد آلات مخصوص به هر فعل، متعدد است.[۲۴]

از دیدگاه هانری کوربن

کوربن[۲۵] معتقد است که آرای رجب علی تبریزی درباره وجود که با استشهاد از احادیث امامان معصوم توأم است، بی‌آنکه خود بداند، با طریقه حکمت اسماعیلی همنظر و از پیشروان حکمت شیخی است. از آنجا که مرز میان مشائیان و اشراقیان در فلسفه ایرانی دوره اسلامی به درستی روشن نیست، به نظر می‌رسد ربط دادن او به فلسفه مشائی اندکی شتابزده است. بعلاوه با توجه به استفاده او از کتاب اثولوجیا، وجود گرایش‌های اشراقی و نوافلاطونی در آرای وی مشهود است. با اینهمه، داوری درباره انتساب تفکر فلسفی تبریزی به مکتب‌های شناخته شده فلسفی دشوار است.[۲۶]

پانویس

  1. آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ص۲۱۵؛ شاملو، ج ۲، ص۴۸؛ افندی اصفهانی، ج ۲، ص۲۸۳
  2. شاملو، ج ۲، ص۴۷ـ ۴۸؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ص۲۱۵
  3. قزوینی، ص۲۵۱؛ شاملو، ج ۲، ص۴۸؛ افندی اصفهانی، ج ۲، ص۲۸۳؛ نصرآبادی، ص۱۵۴
  4. منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج ۱، ص۲۱۸؛ کوربن، فلسفه ایرانی و فلسفه تطبیقی، ص۹۸؛ ابراهیمی دینانی، ج ۲، ص۳۲۷، ۳۲۹
  5. نصرآبادی، ص۱۵۴
  6. قزوینی،ص ۱۵۰
  7. افندی اصفهانی، ج ۲، ص۲۸۴؛ کوربن، تاریخ فلسفه اسلامی، ص۴۸۷؛ ابراهیمی دینانی، ج ۲، ص۳۳۱ـ۳۳۲؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ص۲۱۵
  8. نصرآبادی، ص۱۵۴
  9. الذریعه، ج ۱۱، ص۷۸ـ۷۹، ج ۲۵، ص۳۷
  10. خوانساری،ص ۲۷۵ـ ۲۸۰
  11. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ۲۵، ص۴۰
  12. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ۲، ص۱۷۶ـ ۱۷۷؛ منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج ۱، ص۲۴۴ـ ۲۷۱
  13. فلسفه ایرانی و فلسفه تطبیقی، ص۱۰۰
  14. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ۷، ص۵۴ ـ ۵۵، ج ۲۱، ص۲۳۹، ج ۲۶، ص۹۷ـ ۹۸
  15. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ۲۳، ص۱۶۹
  16. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ۲۱، ص۱۹۰
  17. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ۹، قسم ۴، ص۱۲۴۷
  18. منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج ۱، ص۲۲۱ـ۲۲۷
  19. منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج ۱، ص۲۳۱، ۲۳۵ـ۲۴۳
  20. منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج ۱، ص۲۵۷ـ۲۵۹
  21. ر.ک:منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج ۲، ص۴۶۷ـ۴۶۹
  22. منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج ۱، ص۲۵۴ـ۲۵۵
  23. منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج ۱، ص۲۶۲ـ۲۶۶
  24. منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج ۱، ص۲۶۶ـ۲۶۷
  25. تاریخ فلسفه اسلامی، ص۴۸۷؛ کوربن، فلسفه ایرانی و فلسفه تطبیقی، ص۹۸ـ۹۹
  26. ر.ک:ابراهیمی دینانی، ج ۲، ص۳۳۰، ۳۳۳

منابع

  • محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
  • محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة: الروضة النضرة فی علماء المأة الحادیة عشرة، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۰.
  • محمدبن حسین آقاجمال خوانساری، رسائل (شانزده رساله): «ردّ رسالة اشتراک لفظی وجود ملارجبعلی تبریزی»، چاپ علی اکبر زمانی نژاد، قم ۱۳۷۸ش.
  • غلامحسین ابراهیمی دینانی، ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام، ج ۲، تهران ۱۳۷۷ش.
  • عبداللّه بن عیسی افندی اصفهانی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، چاپ احمد حسینی، قم ۱۴۰۱ـ۱۴۱۵.
  • ولی قلی بن داودقلی شاملو، قصص الخاقانی، چاپ حسن سادات ناصری، تهران ۱۳۷۱ـ۱۳۷۴ش.
  • علیقلی بن قرچغای خان، احیای حکمت، چاپ فاطمه فنا، تهران ۱۳۷۷ش.
  • محمدسعیدبن محمد مفید قاضی سعید قمی، شرح الاربعین، چاپ نجفقلی حبیبی، تهران ۱۳۷۹ش.
  • محمدسعیدبن محمد مفید قاضی سعید قمی، کتاب کلید بهشت، چاپ محمد مشکوة، تهران ۱۳۶۲ش.
  • عبدالنبی بن محمدتقی قزوینی، تتمیم امل الا´مل، چاپ احمد حسینی، قم ۱۴۰۷.
  • هانری کوربن، تاریخ فلسفه اسلامی، ترجمه جواد طباطبائی، تهران ۱۳۷۳ش.
  • هانری کوربن، فلسفه ایرانی و فلسفه تطبیقی، ترجمه جواد طباطبائی، تهران ۱۳۶۹ش.
  • منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران: از عصر میرداماد و میرفندرسکی تا زمان حاضر، تهیه و تحقیق و مقدمه و تعلیق از جلال الدین آشتیانی، تهران، ج ۱، ۱۳۵۱ش، ج ۲، ۱۳۵۴ش
  • محمدطاهر نصرآبادی، تذکرة نصرآبادی، چاپ وحید دستگردی، تهران ۱۳۶۱ش.

پیوند به بیرون