مقاله متوسط
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع خوب

ثار الله

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از ثارالله)
پرش به: ناوبری، جستجو

ثار اللَّه یا «ثاراللَّه فی الارض»، از القاب امام حسین(ع)، که در زیارت‌های امام حسین (ع)، از جمله زیارت عاشورا، درباره آن حضرت به کار رفته است. درباره معنای این عبارت، تفسیرهای مختلفی بیان شده است که از معروف‌ترین آنها این است که خداوند، خود منتقم خون اوست. بر اساس روایات، خداوند همه انسان‌ها را به خونخواهی حسین(ع) دعوت می‌کند و سرانجام اولیای آن امام، انتقام خون وی را خواهند گرفت.

لقب امام حسین (ع)

ثارالله در احادیث و متون شیعی یکی از القاب امام حسین(ع) است؛ برای مثال در زیارت عاشورا، عبارت «السلام علیک یا ثارَاللَّـه و ابن َثارِه» درباره امام حسین به کار رفته است.[۱] این تعبیر در دیگر زیارت‌های مخصوص امام حسین(ع)، از جمله زیارت وارث[۲] و چند زیارت دیگر مانند زیارت امام حسین در اول رجب، و نیمه رجب، و شعبان و نیز زیارت امام حسین در روز عرفه آمده است.[۳]. همچنین شاعر بزرگ شیعی، ابن رومی (متوفی ۲۸۳)[۴] در قصیده بلندی که در رثای یحیی بن عمر ـ از نوادگان امام حسین(ع) که در ۲۵۰ق به فرمان حکومت وقت به شهادت رسید ـ سروده، این تعبیر را به کار برده است.[۵]

معنای ثار الله

همچنین ببینید: یا لثارات الحسین

ثار از ماده «ث أ ر» است (که همزه به الف بدل شده است). ثأر در لغت به معنای خونخواهی و طلب‌کردن خون مقتول است (معانی خون و قاتل و دشمن نیز برای این کلمه ذکر شده است) و جمله «ثأرتُ فلاناً بفلانٍ» به معنای كُشتنِ قاتل برای انتقام خون مقتول است.[۶]

معنای ثار الله در زیارات

در برخی از زیارت‌هایی که برای امام حسین (ع) نقل شده است، پس از اشاره به لقب ثارالله برای امام حسین (ع)، منظور از این تعبیر نیز بیان شده است. در این روایات بیان شده است که امام حسین(ع) «ثارالله فی الارض» است و خداوند که خود منتقم خون اوست، همه انسان‌ها را دعوت به خونخواهی وی می‌کند و سرانجام اولیای امام حسین(ع) انتقام خون وی را خواهند گرفت.[۷] و یا بیان شده است که مراد از «ثاراللَّـه» آن است که خودِ آن حضرت به امر خدا در دوران رجعت، انتقام خون خود و خاندانش را از دشمنانش خواهد گرفت.[۸]

نظرات لغت‌شناسان و حدیث‌شناسان

در مجموع، لغت‌شناسان و حدیث‌شناسان، پنج وجه معنایی برای ثار الله ذکر کرده‌اند:

  • ثار الله یعنی کسی که شایسته آن است که خداوند خونخواهی او را بکند (در این صورت، این عبارت در اصل چنین بوده است: «اهل ثار الله»؛ ثار مصدر و مضافِ آن [اهل] محذوف است).[۹]
  • ثار الله یعنی کشته‌شده‌ای که خدا خونخواه اوست (در این صورت، ثار به معنای مفعولی [مثئور] است، یعنی مقتولی که خونخواه دارد).[۱۰]
  • ثار الله یعنی خون خدا. در این صورت، ثار الله نیز همانند تعبیراتی چون عین اللَّـه (چشم خدا) و یداللَّـه (دست خدا) در معنای مَجازی و استعاری به کار رفته است.
  • ثار الله در اصل «الثائرُ لِلَّـه» بوده است اما هنگام نوشتن و نسخه‌برداری اشتباه (تصحیف) رخ داده است؛ در این صورت ثارالله به معنای کسی است که در راه خدا و برای او خونخواهی کرده است.[۱۱]
  • ثار به معنای خونِ طلب شده است، در این صورت، اضافه‌اش به اللَّـه از آن جهت است که خداوند ولی دم حقیقی این خون است. میرزا ابوالفضل تهرانی، در کتاب شفاء الصدور فی شرح زیارة العاشور، که از شرح‌های معروف بر زیارت عاشورا است، چهار معنای بالا را نقد می‌کند و معنای پنجم را پیشنهاد می‌دهد.[۱۲]

خوانش اجتماعی از ثار الله

در دوره معاصر، علی شریعتی (متوفی ۱۳۵۶ش) خوانشی اجتماعی و انقلابی از این تعبیر ارائه داد. شریعتی با ارائه تحلیلی از کاربرد تاریخی ثار پیش و پس از اسلام، می‌گوید ثار، فلسفه تاریخ اسلام را تببین می‌کند. چراکه در طول در تاریخ، رابطه بین مؤمنان به خدا و پیروان طاغوت بر اساس همین خون‌ریختن‌ها و خونخواهی‌ها ادامه خواهد یافت تا اینکه در آخر الزمان، منتقم اصلی بیاید. او می‌گوید عده‌ای گفته‌اند امام زمان منتقم خون امام حسین است، اما باید گفت او انتقام تمام خون‌هایی که بر عهده پیروان طاغوت است را می‌گیرد. در این میان امام حسین(ع)، که حلقه‌ای از زنجیر طولانی آدم(ع) تا آخرالزمان است، وارث این خون‌هاست که خودش نیز به صورت ثار (ثاراللَّـه) در آمده است.[۱۳]

آثار مرتبط

علی اکبر بن محمدامین لاری در قرن سیزدهم رساله‌ای با نام شرح حدیث «یا ثارَاللَّـه و ابنَ ثارِه» در این مورد نوشته است. این رساله، مفصّل است و در سال 1284ق تألیف شد و نسخه خطی آن به شماره 4086 در کتابخانه ایت الله مرعشی قم موجود است. [۱۴] او در این رساله مباحثی را نیز در اثبات عصمت اهل بیت(ع) در آن آورده است.[۱۵]

پانویس

  1. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص۳۲۸؛ طوسی، الامالی، ص۷۷۴
  2. مفید، کتاب المزار، ص۹۵؛ طوسی، الامالی، ص۷۲۰
  3. نک: مفاتیح الجنان؛ و نیز کلینی، کافی ج۴، ص۵۷۶؛ ابن بابویه، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۵۱۸
  4. ج ۲، ص۲۷
  5. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۴۲۰ـ۴۲۹
  6. لسان العرب؛ معجم الوسیط؛ معجم رائد؛ ذیل «ثأر»
  7. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص۳۵۸، ۳۶۰، ۳۸۶
  8. نراقی، مشکلات العلوم، ص ۳۰۰
  9. مجلسی، بحار، ج۹۸، ص۱۵۱.
  10. زمخشری، اساس البلاغة، ذیل «ثأر»
  11. طُرَیحی، ذیل «ثأر»
  12. طهرانی، شفاءالصدور فی شرح زیارة العاشور، ص ۱۶۳ـ۱۶۴.
  13. شریعتی، حسین وارث آدم، ص ۹۵ـ۱۰۶.
  14. «مأخذ شناسی زیارت عاشورا»، فرهنگ كوثر زمستان1386، شماره 72.
  15. حسینی اشكوری، ج۱۱، ص۹۹ـ۱۰۰.

منابع

  • ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث والاثر، چاپ صلاح بن محمدبن عویضه، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
  • ابن بابویه، علل الشرایع، نجف ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ افست قم] بی‌تا.
  • محمدباقربن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، ج۲۹ـ۳۰، چاپ عبدالزهراء علویه، بیروت، بی‌تا.
  • ابن بابویه، کتاب من لایحضره الفقیه (ترجمه و متن)، ترجمه محمدجواد غفاری، صدر بلاغی، و علی اکبر غفاری، قم ۱۳۶۷ـ۱۳۶۹ش.
  • ابن رومی، دیوان، چاپ عبدالامیر علی مهنا، بیروت ۱۴۱۱/ ۱۹۹۱.
  • ابن طاووس، اقبال الاعمال، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۱۴ـ۱۴۱۶.
  • ابن قولویه، کامل الزیارات، چاپ جواد قیومی، قم، ۱۴۱۷ق.
  • ابن نما، ذوب النضار فی شرح الثار، چاپ فارس حسون کریم، قم، ۱۴۱۶ق.
  • ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، چاپ کاظم مظفر، نجف ۱۳۸۵/۱۹۶۵، چاپ افست قم، ۱۴۰۵ق.
  • جوادعلی، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بغداد ۱۴۱۳/ ۱۹۹۳.
  • اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بیروت، ۱۴۰۷ق.
  • حسّان بن ثابت، دیوان، چاپ ولید عرفات، لندن، ۱۹۷۱م.
  • احمد حسینی اشکوری، فهرست نسخه‌های خطی کتابخانة عمومی حضرت آیت اللَّـه مرعشی نجفی، قم، ۱۳۵۴ـ۱۳۷۶ش.
  • محمودبن عمر زمخشری، اساس البلاغة، مصر ۱۹۷۲ـ۱۹۷۳.
  • علی شریعتی، حسین وارث آدم، تهران، ۱۳۸۱ش.
  • فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، چاپ احمد حسینی، تهران، ۱۳۶۲ش.
  • محمدبن حسن طوسی، الامالی، قم، ۱۴۱۴ق.
  • محمدبن حسن طوسی، مصباح المتهجد، بیروت، ۱۴۱۱/ ۱۹۹۱.
  • ابوالفضل بن ابوالقاسم طهرانی، شفاءالصدور فی شرح زیارة العاشور، تهران، ۱۳۷۶ش.
  • عباس محمود عقاد، ابن الرومی، حیاته من شعره، مصر، ۱۳۷۶/۱۹۵۷.
  • محمدبن مسعود عیاشی، کتاب التفسیر، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم ۱۳۸۰ـ۱۳۸۱، چاپ افست، تهران، بی‌تا.
  • فرات بن ابراهیم کوفی، تفسیرفرات الکوفی، چاپ محمدکاظم محمودی، تهران، ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
  • محمدبن محمد مفید، کتاب المزار، چاپ محمدباقر موحدی ابطحی، قم، ۱۴۰۹ق.
  • الموسوعة الفقهیة، ج۱۵، کویت، وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
  • محمدمهدی بن ابی ذر نراقی، مشکلات العلوم، چاپ حسن نراقی، تهران، ۱۳۶۷ش.

پیوند به بیرون

منبع مقاله: دانشنامه جهان اسلام