پرش به محتوا

عالم ملکوت

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از ملکوت)

عالَم مَلَکوت، جهانی غیرمادی و نامحسوس است که در برابر عالم مُلک (جهان ماده) قرار دارد و حقایق و صورت‌های اشیا را بدون قید ماده و زمان دربر می‌گیرد. این عالم که از آن با نام‌هایی چون عالم غیب، عالم معنا، عالم امر و عالم نور نیز یاد شده، قلمرو امور غیبی، فرشتگان و حقایق مربوط به آخرت دانسته شده است. همچنین در بسیاری از منابع، ملکوت جایگاه فرشتگان و روحانیان معرفی شده و جبرئیل(ع) از ساکنان عالم ملکوت و حتی از رؤسای بزرگ آن معرفی شده است. در برخی دیدگاه‌ها عالم ملکوت شامل عالم جن و شیاطین نیز دانسته‌ شده است.

در نظام عوالم هستی، ملکوت معمولاً در مرتبه‌ای بالاتر از عالم ناسوت و پایین‌تر از عوالم جبروت و لاهوت قرار دارد و در برخی دیدگاه‌ها به دو مرتبه «ملکوت اعلی» و «ملکوت اسفل» تقسیم می‌شود. قرآن، حضرت ابراهیم(ع) را از اهل یقین و از مشاهده‌کنندگان عالم ملکوت معرفی می‌کند.

به گزارش حکمای مسلمان و عارفان، هر موجود طبیعی دارای حقیقتی ملکوتی است و انسان نیز به سبب برخورداری از بُعد ملکوتی، می‌تواند با تزکیه نفس، مجاهدت و سلوک معنوی به برخی حقایق این عالم دست یابد؛ هرچند برخی، درک کامل آن را ویژه پیامبران و معصومان دانسته‌اند. همچنین گفته شده است که نفس انسان پس از مرگ به عالم ملکوت وارد می‌شود و حقایق اعمال را مشاهده می‌کند.

مفهوم‌شناسی

به گفته لغت‌شناسان، «ملکوت» از ریشه «ملک»[۱] و به معنای ملک عظیم،[۲] همراه با دلالت بر عزت، عظمت[۳] و سلطه الهی[۴] است. این واژه در برخی آثار لغوی، سریانی‌الاصل[۵] دانسته شده است.[۶] به باور حکمای مسلمان،[۷] ملکوت در برابر عالم ملک قرار دارد[۸] و به جهانی غیرمادی و نامحسوس،[۹] مشتمل بر صور و حقایق اشیا بدون قید ماده و زمان، اشاره می‌کند.[۱۰] همچنین گفته شده است که همه امور غیبی، حتی باطن موجودات مادی،[۱۱] و نیز هر آنچه به آخرت مربوط است، از قلمرو ملکوت به شمار می‌رود.[۱۲]

اصطلاح ملکوت در فلسفه، عرفان و کلام

برای ملکوت، در آثار فلسفی، کلامی و عرفانی نام‌ها و تعابیر گوناگونی ذکر شده است که از جمله آن‌ها می‌توان به عالم معنا،[۱۳] عالم نفوس،[۱۴] عالم صفات،[۱۵] عالم مافوق طبیعت،[۱۶] عالم حقیقت،[۱۷] عالم عُلوی،[۱۸] عالم امر،[۱۹] عالم غیب،[۲۰] عالم عقل،[۲۱] عالم قدس،[۲۲] عالم حیات[۲۳] و عالم نور[۲۴] اشاره کرد. همچنین در متون اسلامی، ترکیب‌هایی مانند نور ملکوت، ملکوت اعلی، ملکوت سماوات، فوایح ملکوت و خانقاه ملکوت برای بیان برخی جنبه‌ها و ویژگی‌های این عالم به کار رفته است.[۲۵]

موجودات عالم ملکوت

عالم ملکوت محل حضور ملائکه،[۲۶] عالم فرشتگان و روحانیان[۲۷] و نیز جایگاه پرستش فرشتگان[۲۸] دانسته شده است. گفته شده است که این نام‌گذاری از شباهت واژه «ملکوت» با «مَلَک» (فرشته) ناشی می‌شود؛ زیرا فرشتگان موجوداتی مجرد[۲۹] و پیراسته از جسم‌اند که در این عالم غیرمادی حضور دارند.[۳۰] همچنین فرشتگان به‌عنوان بخشی از عالم غیب، نیروهای الهیِ مأمور تدبیر جهان شمرده شده‌اند[۳۱] و با انوار ملکوتی خود مانع نفوذ شیاطین می‌شوند.[۳۲] بااین‌حال، برخی دیدگاه‌ها عالم ملکوت را شامل عالم شیاطین و جن نیز دانسته‌اند.[۳۳] در این میان، جبرئیل(ع) از ساکنان عالم ملکوت[۳۴] و حتی از رؤسای بزرگ آن معرفی شده است.[۳۵]

جایگاه و مراتب عالم ملکوت

در منابع اسلامی، درباره جایگاه و انواع عالم ملکوت دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد و آن را یکی از عوالم سه‌گانه (ملک، ملکوت، جبروت)[۳۶] یا چهارگانه هستی[۳۷] دانسته‌اند. بااین‌حال، گفته شده است که ملکوت در مرتبه‌ای پایین‌تر از عالم لاهوت و جبروت و فراتر از عالم ناسوت قرار دارد؛[۳۸] هرچند برخی، گستره آن را شامل عالم جبروت نیز دانسته‌اند.[۳۹] همچنین ملکوت به سبب ظهور موجودات به‌صورت متعیّن و تفکیک‌شده، از عالم جبروت که عالم عقول محض و مجرد است، متمایز شمرده شده است.[۴۰] در برخی منابع، جبروت مسلط بر ملکوت[۴۱] و ملکوت نیز مسلط بر عالم مُلک[۴۲] (عالم ماده و دنیا)[۴۳] معرفی شده است.[۴۴]

برخی نیز جایگاه ملکوت را همان عالم غیب در برابر عالم شهادت دانسته‌اند؛[۴۵] عالمی پنهان و شگفت‌انگیز که بر پایه نظم استوار است.[۴۶] همچنین گفته شده است که تدبیر و امر الهی در این عالم تحقق می‌یابد[۴۷] و ازاین‌رو از آن با عنوان «عالم امر» نیز یاد شده است.[۴۸]

به باور علامه طهرانی، از عالمان شیعی در قرن پانزدهم قمری، عالم طبیعت مرتبه نازل‌یافته عالم ملکوت است و هر موجود طبیعی، حقیقتی ملکوتی دارد که با سیر معرفتی قابل مشاهده است. وی قصیده مشهور میرفندرسکی را نیز بیانگر پیوند و تناظر میان عالم طبیعت و عالم ملکوت دانسته است.

چرخ با این اختران، نغز و خوش و زیباستی
صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی
صورت زیرین اگر بر نردبان معرفت
بر رود بالا، همان با اصل خود یکتاستی
این سخن را در نیابد هیچ وهم ظاهری
گر ابو نصرستی و گر بوعلی سیناستی
جان اگر نه عارض استی زیر این چرخ کبود
این بدن‌ها نیز دائم زنده و برپاستی
هرچه عارض باشد او را، جوهری باید نخست
عقل بر این دعوی ما شاهد گویاستی[۴۹]


کاربرد ملکوت در قرآن

به گفته قرآن‌پژوهان، «ملکوت» از اصطلاحات قرآنی است[۵۰] که چهار بار در قرآن به‌کار رفته و گاه به آسمان‌ها و زمین[۵۱] و گاه به همه اشیا نسبت داده شده است.[۵۲] قرآن در آیه ۷۵ سوره انعام، ابراهیم(ع) را از اهل یقین معرفی می‌کند که ملکوت را مشاهده کرده است؛[۵۳] هرچند درباره گستره و چگونگی این مشاهده، دیدگاه‌های مختلفی گزارش شده است.[۵۴]

همچنین در برخی تفاسیر، الهام فجور و تقوا به انسان[۵۵] با عالم ملکوت مرتبط دانسته شده است.[۵۶] برخی اندیشمندان نیز با تطبیق عوالم هستی بر گروه‌های انسانی، عالم جبروت را بر «السابقون السابقون»، اهل ملکوت را بر «اصحاب المیمنه» و اهل عالم مُلک و شهادت را بر «اصحاب المشئمه» منطبق دانسته‌اند.[۵۷]

گونه‌های عالم ملکوت

در منابع اسلامی، عالم ملکوت که همه امور غیبی تا عرش الهی[۵۸] و حتی خود عرش[۵۹] را دربر می‌گیرد، دارای اقسام و مراتبی گوناگون است. مهم‌ترین تقسیم‌بندی آن، تفکیک به «ملکوت اعلی»[۶۰] یا عام[۶۱] و «ملکوت اسفل»[۶۲] یا خاص[۶۳] است. گفته شده است که ملکوت اعلی شامل همه عوالم غیب[۶۴] و مجردات محض است و از آن با عنوان «ملکوت عمّاله» نیز یاد می‌شود.[۶۵] در مقابل، ملکوت اسفل مرتبه‌ای نزدیک‌تر به عالم اجسام دارد[۶۶] و برخی آن را همان عالم مثال دانسته‌اند.[۶۷] همچنین برخی با نگاهی ارزشی، ملکوت سفلی را جایگاه شیاطین، فرزندان آنان و سپس جنیان معرفی کرده‌اند.[۶۸]

رابطه انسان و عالم ملکوت

به گزارش برخی منابع، انسان دارای جنبه‌های ناسوتی، جبروتی و ملکوتی است[۶۹] و می‌تواند در همین دنیا از طریق قلب، که از عالم ملکوت به او عطا شده، برخی معارف الهی را دریافت کند.[۷۰] ازاین‌رو، عارفان و سالکان، سیر از عالم مُلک به عالم ملکوت را از اهداف سلوک معنوی دانسته‌اند[۷۱] و راه‌هایی مانند ذکر، استغفار و انجام فرائض را زمینه‌ساز رفع حجاب‌های ملکوت معرفی کرده‌اند.[۷۲]

در روایتی از امام صادق(ع)، ناتوانی انسان از احاطه بر ملکوت آسمان‌ها و زمین یادآوری شده است.[۷۳] همچنین گفته شده است که دستیابی به عالم ملکوت نیازمند پیراستگی از مادیات،[۷۴] تزکیه نفس،[۷۵] مجاهدت[۷۶] و رهایی از اسارت نفس[۷۷] است؛ امری که انسان را به مرتبه نفس مطمئنه[۷۸] و شایستگی کشف اسرار غیبی[۷۹] می‌رساند.

برخی، ملکوت را عالمی دانسته‌اند[۸۰] که جز اندکی از پیامبران[۸۱] و معصومان[۸۲] توان درک آن را ندارند[۸۳] و حتی آفرینش پیکر پیامبران و امامان(ع) را به آن عالم نسبت داده‌اند.[۸۴]

همچنین، جایگاه نفس انسان پس از مرگ، عالم ملکوت دانسته شده است؛[۸۵] عالمی که در آن بسیاری از امور غیبی و حقیقت اعمال آشکار می‌شود.[۸۶] همچنین گفته شده است که خواب می‌تواند زمان صعود روح به ملکوت باشد[۸۷] و ازاین‌رو، برخی رؤیای صادقه را بخشی از عالم ملکوت دانسته‌اند.[۸۸] نفس انسانی که جوهری ملکوتی دارد،[۸۹] سرانجام با فرارسیدن اجل[۹۰] به خاستگاه نخستین خود، یعنی عالم ملکوت، بازمی‌گردد.[۹۱]

پانویس

  1. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۷، ص۳۱۳.
  2. ابوجیب، القاموس الفقهی، دمشق، ص۳۴۰.
  3. بستانی، فرهنگ ابجدی، ۱۳۷۵ش، ص۸۶۲.
  4. عضیمه، معناشناسی واژگان قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۵۶۸.
  5. دهخدا، لغتنامه ، ذیل واژه «سریانی».
  6. بستانی، فرهنگ ابجدی، ۱۳۷۵ش، ص۸۶۲.
  7. شعرانی، پژوهش‌های قرآنی، ۱۳۸۶ش، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۴۹۴.
  8. سجادی، فرهنگ اصطلاحات فلسفی ملاصدرا، ۱۳۷۹ش،ص۳۲۵؛ امین، تفسیر مخزن العرفان، ج۱۴، ص۸؛ سلطان علیشاه، ترجمه تفسیر بیان السعادة، ۱۳۷۲ش، ج۱۲، ص۱۲۵؛ فیض کاشانی، اصول المعارف، ۱۳۷۵ش، ص۳۰۶؛ سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۲، ص۱۲۳۱.
  9. سبزواری، اسرار الحکم، ۱۳۸۳ش، ص۴۸۲.
  10. امین، تفسیر مخزن العرفان، ج۱۳، ص۶۵؛ سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۶۳۱.
  11. طیب، اطیب البیان، ۱۳۶۹ش، ج۵، ص۱۱۸؛ حسن‌زاده آملی، دروس معرفت نفس، ۱۳۸۱ش، ص۵۷۳.
  12. بحرانی، ترجمه شرح نهج البلاغه، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۵۶۱.
  13. سبزواری، اسرار الحکم، ۱۳۸۳ش، ص۴۸۲؛ امین، تفسیر مخزن العرفان، بی‌تا، ج۱۴، ص۸.
  14. امین، تفسیر مخزن العرفان، بی‌تا، ج۱۴، ص۸؛ کاشانی، مجموعه رسائل و مصنفات، ۱۳۸۰ش، ص۳۱۴.
  15. سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۳، ص۱۹۱۲.
  16. امین، تفسیر مخزن العرفان، بی‌تا، ج۱۴، ص۸.
  17. حسینی تهرانی، معاد شناسی، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۶۲.
  18. رازی، چهارده رساله، ۱۳۸۳ش، ص۱۰۳.
  19. داماد، جذوات و مواقیت، ۱۳۸۰ش، ص۱۸؛ کاشفی، جواهر التفسیر، ۱۳۷۹ش، ص۳۷۲؛ رازی، چهارده رساله، ۱۳۸۳ش، ص۱۰۳.
  20. داماد، جذوات و مواقیت، ۱۳۸۰ش، ص۱۸؛ کاشفی، جواهر التفسیر، ۱۳۷۹ش، ص۳۷۲؛ سجادی، فرهنگ اصطلاحات فلسفی ملاصدرا، ۱۳۷۹ش، ص۳۷۳؛ صلیبا، فرهنگ فلسفی، ۱۳۶۶ش، ص۴۵۵.
  21. داماد، جذوات و مواقیت، ۱۳۸۰ش، ص۱۸.
  22. عضیمه، معناشناسی واژگان قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۵۶۹.
  23. امین، تفسیر مخزن العرفان، بی‌تا، ج۱۴، ص۸.
  24. داماد، جذوات و مواقیت، ۱۳۸۰ش، ص۱۸.
  25. سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۳، ص۱۹۱۲.
  26. ملاصدرا، سه رسائل فلسفی، ۱۳۸۷ش، ص۸۲.
  27. امین، تفسیر مخزن العرفان، بی‌تا، ج۲، ص۴۵۴.
  28. بحرانی، ترجمه شرح نهج‌البلاغه، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۷۴۶.
  29. ملاصدرا، سه رسائل فلسفی، ۱۳۸۷ش، ص۸۲.
  30. امین، تفسیر مخزن العرفان، بی‌تا، ج۱۳، ص۴۵۴.
  31. عضیمه، معناشناسی واژگان قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۵۷.
  32. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۱۱، ص۱۲۹.
  33. عاملی، تفسیر عاملی، ۱۳۶۰ش، ج۴، ص۱۶۵.
  34. اسفراینی، أنوار العرفان، ۱۳۸۳ش، ص۲۷۸.
  35. غفاری، فرهنگ اصطلاحات آثار شیخ اشراق، ۱۳۸۰، ص۸۰.
  36. کلینی، الکافی، ترجمه کمره‌ای، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۸۲۰؛ امین، تفسیر مخزن العرفان، بی‌تا، ج۱۳، ص۶۵.
  37. طیب، اطیب البیان، ۱۳۶۹ش، ج۵، ص۱۱۸.
  38. امین، تفسیر مخزن العرفان، بی‌تا، ج۱۲، ص۲۳؛ رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۶، ص۱۳۲؛ طیب، اطیب البیان، ۱۳۶۹ش، ج۹، ص۴۵۲.
  39. سلطان علیشاه، ترجمه تفسیر بیان السعادة، ۱۳۷۲ش، ج۱۴، ص۲۴۴.
  40. سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۳، ص۸۶۵.
  41. کاشانی، مجموعه رسائل و مصنفات کاشانی، ۱۳۸۰ش، ص۳۱۴.
  42. کاشانی، مجموعه رسائل و مصنفات کاشانی، ۱۳۸۰ش، ص۳۱۴.
  43. داماد، جذوات و مواقیت، ۱۳۸۰ش، ص۲۲۵.
  44. سجادی، فرهنگ اصطلاحات فلسفی ملاصدرا، ۱۳۷۹ش، ص۳۲۱.
  45. سجادی، فرهنگ اصطلاحات فلسفی ملاصدرا، ۱۳۷۹ش، ص۳۷۳؛ عضیمه، معناشناسی واژگان قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۵۶۹.
  46. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۶، ص۱۳۲.
  47. کاشفی، جواهر التفسیر، ۱۳۷۹ش، ص۳۷۲؛ سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۳، ص۱۶۹۳؛ عضیمه، معنا شناسی واژگان قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۵۷۰.
  48. رازی، چهارده رساله، ۱۳۸۳ش، ص۱۰۳؛ کاشفی، جواهر التفسیر، ۱۳۷۹ش، ص۳۷۲.
  49. طهرانی، معادشناسی، ج۲، ص۲۸۵.
  50. قرشی، قاموس قرآن، ۱۳۷۱ش، ج۶، ص۲۷۵.
  51. سوره اعراف آیه ۱۸۵؛ سوره انعام آیه ۷۵.
  52. مؤمنون، ۸۸؛ یس، ۸۳.
  53. طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ۱۳۷۴ش، ج۱۸، ص۲۳۹.
  54. طیب، اطیب البیان، ۱۳۶۹ش، ج۵، ص۱۱۸؛ قرشی، قاموس قرآن، ۱۳۷۱ش، ج۶، ص۲۷۵.
  55. سوره شمس آیه ۸.
  56. راغب اصفهانی، ترجمه مفردات الفاظ قرآن، ۱۳۶۹ش، ج۴، ص۱۶۳.
  57. کلینی، الکافی، ترجمه کمره‌ای، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۸۲۰؛ امین، تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن، بی‌تا، ج۱۳، ص۶۵.
  58. طیب، اطیب البیان، ۱۳۸۶ش، ج۷، ص۲۱۱، ج۵، ص۱۱۸، کشاف اصطلاحات الفنون، ج۲، ص۱۱۵۹.
  59. بحرانی، ترجمه شرح نهج البلاغه(ابن میثم)، ج۲، ص۷۴۶
  60. سجادی، فرهنگ اصطلاحات فلسفی ملاصدرا، ۱۳۷۹ش، ص۳۲۵.
  61. سلطان علیشاه، ترجمه تفسیر بیان السعادة، ۱۳۷۲ش، ج۱۴، ص۲۴۴.
  62. سجادی، فرهنگ اصطلاحات فلسفی ملاصدرا، ۱۳۷۹ش، ص۳۲۵.
  63. سلطان علیشاه، ترجمه تفسیر بیان السعادة، ۱۳۷۲ش، ج۱۴، ص۲۴۴.
  64. فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۳، ص۱۹۱۲.
  65. سجادی، فرهنگ اصطلاحات فلسفی، ملاصدرا،ص ۳۲۵
  66. سبزواری، اسرار الحکم، ۱۳۸۳ش، ص۴۸۲.
  67. سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۳، ص۱۹۱۲.
  68. عضیمه، معناشناسی واژگان قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۵۷۱.
  69. بلاغی، حجة التفاسیر، ۱۳۸۶ق، ج۵، ص۱۷.
  70. سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۳، ص۱۸۴۸.
  71. سلطان علیشاه، ترجمه تفسیر بیان السعادة، ۱۳۷۲ش، ج۱۴، ص۴۷۵.
  72. سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۲، ص۱۲۲۵.
  73. ری شهری، دانشنامه قرآن و حدیث، ۱۳۹۰ش، ج۵، ص۳۴۵؛ مفید، الاعتقادات، ۱۴۱۴ق، ص ۴۲.
  74. عاملی، تفسیر عاملی، ۱۳۶۰ش، ج۵، ص۱۶۲.
  75. شهرزوری، نزهة الارواح، ۱۳۶۵ش، ص۹۴.
  76. ابن الهروی، انواریه، ۱۳۶۳ش، ص۲۱۵؛ سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص۴۰۸؛ کاشانی، مجموعه رسائل و مصنفات کاشانی، ۱۳۸۰ش، ص۳۰۵.
  77. غفاری، فرهنگ اصطلاحات آثار شیخ اشراق، ۱۳۸۰ش، ۱۸۷.
  78. غفاری، فرهنگ اصطلاحات آثار شیخ اشراق، ۱۳۸۰ش، ص۳۰۲؛ شاه‌عبدالعظیمی، تفسیر اثنی‌عشری، ۱۳۶۳ش، ج۶، ص۲۳۷؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۹، ص۳۶۰.
  79. کاشانی، مجموعه رسائل و مصنفات کاشانی، ۱۳۸۰ش، ص۳۰۵.
  80. شعرانی، پژوهش‌های قرآنی علامه شعرانی، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۴۹۴.
  81. طیب، اطیب البیان، ۱۳۶۹ش، ج۵، ص۱۱۸.
  82. طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۴۱۳؛ طیب، اطیب البیان، ۱۳۶۹ش، ج۵، ص۱۱۸؛ حسینی تهرانی، امام‌شناسی، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۱۳۴.
  83. حسینی تهرانی، امام‌شناسی، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۱۳۴.
  84. کلینی، الکافی، ترجمه کمره‌ای، ۱۳۷۵ش، ج۴، ص۶۷۲.
  85. شهرزوری، نزهة الارواح، ۱۳۶۵ش، ص۹۴.
  86. حسینی تهرانی، امام‌شناسی، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۱۶۵.
  87. شاه‌عبدالعظیمی، تفسیر اثنی‌عشری، ۱۳۶۳ش، ج۶، ص۱۹۵.
  88. عضیمه، معناشناسی واژگان قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۵۷۱.
  89. شاه‌عبدالعظیمی، تفسیر اثنی‌عشری، ۱۳۶۳ش، ج۶، ص۲۳۷.
  90. حسینی تهرانی، معادشناسی، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۶۳.
  91. سجادی، فرهنگ اصطلاحات فلسفی ملاصدرا، ۱۳۷۹ش، ص۵۲۷.

منابع

  • ابن‌الهروی، محمد شریف نظام الدین احمد، انواریه(ترجمه و شرح حکمة الاشراق سهروردی)، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳ش.
  • ابوجیب، سعدی، القاموس الفقهی لغة و اصطلاحا، دمشق، دارالفکر، چاپ دوم، بی‌تا.
  • اسفراینی، ملا اسماعیل، أنوار العرفان، تحقیق سعید نظری، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۳ش.
  • امین، نصرت‌بیگم، تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن، بی‌نا، بی‌جا، بی‌تا
  • بحرانی، ابن‌میثم، ترجمه شرح نهج البلاغه، ترجمه قربانعلی محمدی مقدم و دیگران، مشهد، مجمع البحوث الإسلامیة، ۱۴۱۷ق.
  • بستانی، فواد افرام، فرهنگ ابجدی، تهران، اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۵ش.
  • بلاغی، عبدالحجه، حجة التفاسیر و بلاغ الإکسیر، قم، حکمت (چاپخانه)، ۱۳۸۶ق.
  • حسن‌زاده آملی، حسن، دروس معرفت نفس، تهران، انتشارات الف لام میم، ۱۳۸۱ش.
  • حسینی تهرانی، سید محمدحسین، امام شناسی، مشهد، علامه طباطبایی، چاپ سوم، ۱۴۲۶ق.
  • حسینی تهرانی، سید محمدحسین، معاد شناسی، مشهد، نور ملکوت قرآن، ۱۴۲۳ش.
  • داماد، میر محمدباقر، به اهتمام عبد الله نورانی، مصنفات میر داماد، تهران، انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۵ش.
  • داماد، میر محمدباقر، داماد، جذوات و مواقیت، ۱۳۸۰ش، تهران، میراث مکتوب، ۱۳۸۰ش.
  • رازی، فخر الدین، شهاب الدین سهروردی، اثیر الدین ابهری، ذوالفضایل اخسیکتی و...، چهارده رساله، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۳ش.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوی و ادبی قرآن، ترجمه غلامرضا خسروی حسینی، تهران، مرتضوی، ۱۳۶۹ش.
  • رضایی اصفهانی، محمدعلی، تفسیر قرآن مهر، قم، پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۸۷ش.
  • سبزواری، هادی بن محمد، اسرار الحکم، تحقیق کریم فیضی، قم، مطبوعات دینی، ۱۳۸۳ش.
  • سجادی، سید جعفر، فرهنگ اصطلاحات فلسفی ملاصدرا، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۹ش.
  • سجادی، سید جعفر، فرهنگ معارف اسلامی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۳ش.
  • سلطان علیشاه، محمد بن حیدر، متن و ترجمه تفسیر شریف بیان السعادة فی مقامات العبادة، تهران، سر الاسرار، ۱۳۷۲ش.
  • سهروردی، شهاب الدین، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ دوم، ۱۳۷۵ش.
  • سهروردی، شهاب الدین، هیاکل النور، تهران، نشر نقطه، ۱۳۷۹ش.
  • شاه عبدالعظیمی، حسین، تفسیر اثنی عشری، تهران، میقات، ۱۳۶۳ش.
  • شعرانی، ابوالحسن، پژوهش‌های قرآنی علامه شعرانی در تفاسیر مجمع البیان، روح الجنان و منهج الصادقین، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ دوم، ۱۳۸۶ش.
  • شهرزوری، شمس الدین، نزهة الارواح و روضة الافراح (تاریخ الحکماء)، ترجمه از مقصود علی تبریزی، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۶۵ش.
  • صلیبا، جمیل و منوچهر صانعی دره بیدی، فرهنگ فلسفی، تهران، انتشارات حکمت، ۱۳۶۶ش.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ش.
  • طیب، عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، چاپ دوم، ۱۳۶۹ش.
  • عاملی، ابراهیم، تفسیر عاملی، تهران، کتابفروشی صدوق، ۱۳۶۰ش.
  • عضیمه، صالح، معنا شناسی واژگان قرآن، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۸۰ش.
  • غفاری، سید محمدخالد، فرهنگ اصطلاحات آثار شیخ اشراق، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۰ش.
  • فیض کاشانی، اصول المعارف، تحقیق سید جلال الدین آشتیانی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۵ش.
  • فیاض لاهیجی، عبد الرزاق، گوهر مراد، تهران، نشر سایه، ۱۳۸۳ش.
  • قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۸۸ش.
  • قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن، تهران،‌دار الکتب الاسلامیه، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش.
  • کاشانی، کمال الدین عبد الرزاق، کاشانی، مجموعه رسائل و مصنفات کاشانی، ۱۳۸۰ش، تحقیق مجید هادی زاده، تهران، میراث مکتوب، ۱۳۸۰ش.
  • کاشفی، حسین بن علی، جواهر التفسیر، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، ۱۳۷۹ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ترجمه محمدباقر کمره‌ای، قم، چاپ سوم، ۱۳۷۵ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران،‌ دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش.
  • ملاصدرا، صدر الدین محمد بن ابراهیم، سه رسائل فلسفی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۷ش.