پرش به محتوا

جهاد نفس

مقاله متوسط
کپی‌کاری از منابع خوب
شناسه ارزیابی نشده
از ویکی شیعه
اخلاق
آیات اخلاقی
آیات افکآیه اخوتآیه اطعامآیه نبأآیه نجواآیه مشیتآیه برآیه اصلاح ذات بینآیه ایثار
احادیث اخلاقی
حدیث قرب نوافلحدیث مکارم اخلاقحدیث معراجحدیث جنود عقل و جهل
فضایل اخلاقی
تواضعقناعتسخاوتکظم غیظاخلاصخشیتحلمزهدشجاعتعفتانصافاصلاح ذات البینعیب‌پوشیبلاکشی
رذایل اخلاقی
تکبرحرصحسددروغغیبتسخن‌چینیتهمتبخلعاق والدینحدیث نفسعجبعیب‌جوییسمعهقطع رحماشاعه فحشاءکفران نعمت
اصطلاحات اخلاقی
جهاد نفسنفس لوامهنفس امارهنفس مطمئنهمحاسبهمراقبهمشارطهگناهدرس اخلاقاستدراج
عالمان اخلاق
ملامهدی نراقیملا احمد نراقیمیرزا جواد ملکی تبریزیسید علی قاضیسید رضا بهاءالدینیسید عبدالحسین دستغیبعبدالکریم حق‌شناسعزیزالله خوشوقتمحمدتقی بهجتعلی‌اکبر مشکینیحسین مظاهریمحمدرضا مهدوی کنی
منابع اخلاقی
قرآننهج البلاغهمصباح الشریعةمکارم الاخلاقالمحجة البیضاءرساله لقاءالله (کتاب)مجموعه وَرّامجامع السعاداتمعراج السعادةالمراقبات

جهاد نَفْس یا جهاد اکبر اصطلاحی است در اخلاق اسلامی که در قرآن و روایات، هم‌سنگ جهاد با دشمن بیرونی و حتی برتر از آن شمرده شده، شالودهٔ اخلاق اسلامی را تشکیل می‌دهد. این مفهوم در احادیث شیعی، به‌ویژه در روایت مشهور «جهاد اکبر» از پیامبر(ص) که کلینی و شیخ صدوق نقل کرده‌اند، به‌عنوان دشوارترین و خطیرترین نبرد معرفی شده است؛ چراکه شکست در آن، مغلوب‌شدن در برابر شیطان است، در حالی که شکست در جهاد با دشمن، خود پیروزی محسوب می‌شود.

از نگاه اندیشمندانی چون غزالی، مجاهده با نفس از طریق مخالفت با تمایلات نفسانی، ریاضت، الگوبرداری و وفای به عهد میسر می‌شود. همچنین عارفانی همچون بحرالعلوم، جهاد اکبر را یکی از منازل دوازده‌گانهٔ پیش از عالم خلوص دانسته و قشیری برای آن پنج مرحله (از ترک محرّمات تا ترک هر آنچه انسان را از خدا بازمی‌دارد) برشمرده است. کتاب‌های مستقلی نیز با عنوان «جهاد نفس» یا «الجهاد الاکبر» به این موضوع پرداخته‌اند و امام خمینی در شرح چهل حدیث، آن را سرچشمهٔ سعادت و شقاوت و پایهٔ درجات معنوی معرفی کرده و هشدار داده که شکست در این جهاد، ممکن است به هلاکت و محرومیت از شفاعت بینجامد.

اهمیت جهاد نفس

جهادِ نفس، اصطلاحی در اخلاق اسلامی به معنای تهذیب نفس و هر نوع مبارزه و مخالفت با خواستهای مذموم نفسانی است. از مواردی که این واژه به معنایی اعم از جهاد با کفار و مشتمل بر جهاد نفس گرفته شده، آیه ۷۸ سوره حج است.[۱] در آیه ۲۱۸ سوره بقره هم مفهوم جهاد نفس از مصادیق جهاد در راه خدا دانسته شده است.[۲] برخی مفسران، جهاد در آیه ۶۹ سوره عنکبوت را هم به معنایی عام و شامل جهاد نفس گرفته‌اند.[۳]

قرآن با تعبیرات گوناگون بر اهمیت جهاد نفس تأکید کرده است[۴] و در احادیث نیز وجوب آن هم‌سنگ جهاد با دشمن دانسته شده است. در برخی روایت‌ها، جهاد نفس به‌سان مبارزه با دشمن[۵] و وظیفه‌ای همیشگی برای مؤمن معرفی شده[۶] و دشواری آن تا بدانجا بیان شده که گفته‌اند مردم معمولاً یک‌بار می‌میرند، اما سالک راه مبارزه با هوای نفس روزی هفتاد بار می‌میرد.[۷] احادیثی نیز تصریح می‌کنند که انسان تنها با مبارزه‌ای مستمر می‌تواند مالک نفس خود شود[۸] و جهاد با نفس، ثمرهٔ شناخت صحیح از آن است.[۹] همچنین در برخی روایات، جهاد نفس بهای بهشت شمرده شده[۱۰]

امام خمینی در کتاب اربعین، جهاد نفس را در نگاه اهل سلوک و اخلاق، سرچشمهٔ همه سعادت‌ها و شقاوت‌ها و پایهٔ همه درجات معنوی می‌داند. او هشدار می‌دهد که اگر انسان در جهاد اکبر شکست بخورد و مملکت نفس را برای سپاهیان شیطان خالی بگذارد، ممکن است دچار هلاکتی همیشگی شود و حتی از شفاعت محروم بماند و گرفتار خشم الهی گردد.[۱۱]

کاربرد جهاد نفس در احادیث

بیشترین کاربرد اصطلاح جهاد نفس در احادیث، به‌ویژه در منابع شیعه، دیده می‌شود. مشهورترین بیان در این باره که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است، هرچند در متون اصلی حدیثی اهل سنّت وجود ندارد، اما کلینی آن را از امام صادق(ع) روایت کرده است. در این حدیث، پیامبر(ص) به گروهی که از جهاد بازگشته بودند فرمود: آفرین بر گروهی که جهاد کوچک‌تر را پشت سر گذاشته‌اند و اینک جهاد بزرگ‌تر بر عهدهٔ آنان است؛ سپس توضیح دادند که مراد از جهاد بزرگ‌تر، همان جهاد با نفس است.[۱۲]

شیخ صدوق نیز در ادامهٔ حدیثی که از امیرالمؤمنین(ع) نقل کرده، این تتمه را افزوده که پیامبر(ص) فرمود: برترین جهاد، جهاد کسی است که با نفس خویش که میان دو پهلوی او جای دارد، مبارزه کند.[۱۳]

از دیدگاه غزالی

غزالی بر آن است که حُسن خلق، که کمالِ مطلوبِ عقل و شرع است، به اعتدال قوهٔ عقل و حکمت کامل، و نیز به اعتدال قوهٔ غضب و شهوت و مطیع عقل و شرع کردن آن دو بازمی‌گردد و از دو راه حاصل می‌شود: یا فطری است یا اکتسابی. فطری بودن آن نصیب افراد اندکی چون انبیا می‌شود، اما صورت دوم ویژهٔ سایر آدمیان است و از راه مجاهده و ریاضت و واداشتن نفس بر اعمالی که خُلق مطلوب را اقتضا می‌کنند، به دست می‌آید.[۱۴] غزالی در جایی دیگر راه سومی را به این دو می‌افزاید که الگو قرار دادن افراد نیک‌کردار و مصاحبت با آنهاست.[۱۵]

معالجهٔ رذایل نفسانی

غزالی معالجهٔ رذایل نفسانی و کسب فضائل و اخلاق حسنه را به مداوای بدنِ بیمار و بهبود امراض آن تشبیه می‌کند. وی اساسی‌ترین راه اصلاح نفس را مخالفت با تمایلات نفسانی می‌داند، یعنی سپردن راهی مخالف با آنچه نفس می‌پسندد، چنان‌که در آیات ۴۰ و ۴۱ سوره نازعات نیز بدان تصریح شده است.[۱۶] غزالی اصل مهم برای به ثمر رسیدن مجاهده با نفس را وفای به عهد و عزم دانسته و این مطلب را چنین تحلیل کرده که وقتی شخص عزم به ترک خواستی می‌گیرد، وسایل انجام آن برایش فراهم می‌شود و این خود امتحانی الاهی است. در این صورت شخص باید صبر کند و کار خود را ادامه دهد و در صورت ترک آن، برای خود جریمه‌ای تعیین کند، زیرا اگر نفس را نترساند، نفس بر او غلبه می‌کند و تمام مجاهدات و ریاضت‌هایش تباه می‌شود؛ البته مراد از مجاهده با خواست‌های نفس، مبارزه با تمام آنها نیست، زیرا نه هر چه نفس می‌خواهد مذموم است و نه هر چه نمی‌خواهد ممدوح.[۱۷] معیار این است که نفس، چیزهایی را که مطلوب خداست در نظر بگیرد، خواه موافق طبع باشد یا مخالف آن.[۱۸]

از دیدگاه علامه بحرالعلوم

بحر العلوم در کتاب سیر و سلوک( که منسوب به اوست) پیش از برشمردن منازل عالم خلوص، ۱۲ عالم را مقدم بر آن معرفی کرده است که یکی از آنها عالم جهاد اکبر است.[نیازمند منبع]

مراتب جهاد نفس

جهاد نفس مراتب و درجاتی دارد. قُشَیری به پنج مرحله برای جهاد نفس اشاره کرده است که عبارت‌اند از: ترک همهٔ محرّمات، ترک چیزهای شبهه‌ناک، ترک مباحات، ترک تمام عُلقه‌ها (دل‌بستگی‌ها) و سرانجام این که در همهٔ اوقات هر چه را که باعث انصراف شخص از خدا می‌شود، ترک کند.[۱۹] حر عاملی، فقیه و محدّث امامی (متوفای ۱۱۰۴ق)، مجموعه احادیث مرتبط با جهاد نفس را در مبحث «کتاب الجهاد» وسائل الشیعه گرد آورده است.[نیازمند منبع] کتاب‌هایی نیز در همین باب و گاه با عنوان «جهاد نفس» یا «الجهاد الاکبر» یا «الجهادیه» به زبان عربی و فارسی نوشته شده است.[۲۰]

پانویس

  1. راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل «جهد».
  2. طوسی، التبیان، ذیل آیه.
  3. قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۴۰۵ق؛ ذیل آیه.
  4. ابراهیم: آیه ۲۱؛ جاثیه: آیه ۲۳؛ آل عمران: آیه ۱۴.
  5. ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ۱۳۶۳ش، ص۳۹۹.
  6. ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ۱۳۶۳ش، ص۲۸۴ـ۲۸۵.
  7. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۴، ص۲۴.
  8. آقاجمال خوانساری، شرح غرر، ۱۳۶۶ش، ج۲، ص۲۴۰.
  9. آقاجمال خوانساری، شرح غرر، ۱۳۶۶ش، ج۴، ص۵۸۶.
  10. آقاجمال خوانساری، شرح غرر، ۱۳۶۶ش، ج۳، ص۳۶۴و۳۶۶.
  11. خمینی، شرح چهل حديث (اربعين حديث)، ۱۴۰۹ق، ص۱۲.
  12. کلینی، الکافی، ۱۴۳۹ق، ج۹، ص۳۷۸.
  13. صدوق، امالی صدوق، ۱۴۱۷ق، ص۵۵۳.
  14. غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۶۳.
  15. غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۶۵.
  16. غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۶۶.
  17. غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۶۷.
  18. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۶۷، ص۸۴.
  19. قشیری، لطائف الاشارات، ۱۹۸۳م، ج۳، ص۱۰۶.
  20. آقابزرگ طهرانی، الذّريعة، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۲۹۸-۲۹۵.

منابع

  • آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، الذریعه الی تصانیف الشیعه، بیروت، دار الاضواء.
  • آقاجمال خوانساری، محمدبن حسین، شرح محقق بارع جمال الدین محمد خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، چاپ جلال الدین محدث ارموی، تهران، ۱۳۶۶ش.
  • صدوق، محمد بن علی، الامالی، قم، ۱۴۱۷ق.
  • ابن شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، چاپ علی اکبر غفاری، قم، ۱۳۶۳ش.
  • خمینی، سید روح الله،شرح چهل حديث( اربعين حديث)، ناشر: موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى(س)، قم ۱۳۸۰ش.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تصحیح محمد سید کیلانی، بیروت، بی‌تا.
  • طوسی، محمد بن حسن، طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت،‌ دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • غزالی، محمدبن محمد، احیاء علوم الدین، بیروت، ۱۴۱۷/ ۱۹۹۶.
  • قرطبی، محمدبن احمد، الجامع لاحکام القرآن، بیروت، ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
  • قشیری، عبدالکریم بن هوازن، لطائف الاشارات، تصحیح ابراهیم بسیونی، قاهره، بی نا، ۱۹۸۳م.
  • کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران، ۱۳۸۸ق.
  • مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق.