پرش به محتوا

اصحاب صفه

از ویکی شیعه

اَصْحاب صُفّه گروهی از صحابه پیامبر اسلام(ص) بودند که در بخش شمالی مسجدالنبی سکونت داشتند. بیشتر آنان از مهاجران کم‌بضاعتی بودند که خانه و دارایی خود را در مکه از دست داده یا ترک کرده بودند. آنان با حمایت پیامبر(ص) به عبادت، فراگیری و آموزش معارف اسلامی و شرکت در جهاد می‌پرداختند. برخی مفسران نیز نزول شماری از آیات قرآن را درباره آنان دانسته‌اند.

محل سکونت و نام‌گذاری

اصحاب صفه در بخش شمالی مسجدالنبی[۱] و در محل سرپوشیده‌ای به نام «صفه» زندگی می‌کردند. «صفه» به معنای سکو یا ایوان است و این محل خارج از فضای اصلی مسجد، اما متصل به آن بود.[۲] ساکنان آن به «اصحاب صفه»، «اهل صفه» و گاه «اصحاب الظله» شهرت یافتند.[۳]

پیامبر(ص) از آنان حمایت می‌کرد و مسلمانان را به رسیدگی و گرامی‌داشت آنان فرا می‌خواند.[۴] در برخی روایات، آنان «اضیاف الاسلام» به معنای «میهمانان اسلام» نامیده شده‌اند.[۵] برخی مفسران نیز نزول شماری از آیات قرآن[۶] را درباره اصحاب صفه دانسته‌اند.[۷] ابوعبدالرحمان سلمی (درگذشت ۴۱۲ق) نیز کتابی با عنوان تاریخ اهل الصفه درباره آنان نوشته است.[۸]

تعداد و اعضا

درباره تعداد اصحاب صفه گزارش‌های متفاوتی وجود دارد و در برخی منابع شمار آنان تا ۴۰۰ نفر ذکر شده است. این اختلاف، افزون بر تفاوت گزارش‌ها، به تغییر تعداد ساکنان صفه در دوره‌های مختلف[۹] و تفاوت گزارش‌ها با گرایش‌های نویسندگان[۱۰] نیز مرتبط دانسته شده است.

ابونعیم اصفهانی،[۱۱] هجویری[۱۲] و دیگر مورخان و محدثان اهل‌سنت، نام شماری از آنان را ذکر کرده‌اند. در میان این افراد، نام ابوذر غفاری، سلمان فارسی، بلال حبشی، واثله بن اسقع و ابوهریره دیده می‌شود.[۱۳] همچنین در برخی منابع عمار یاسر، خباب بن اَرَت و صهیب رومی نیز در شمار اصحاب صفه معرفی شده‌اند.[۱۴]

وضعیت زندگی

اصحاب صفه در آغاز، بیشتر از مهاجران کم‌بضاعتی بودند که به دلیل نداشتن خانه و دارایی در صفه سکونت داشتند. در روایات، فقر آنان به‌گونه‌ای توصیف شده است که گاه به اندکی خرما قناعت می‌کردند و به سبب کمبود لباس، خود را در میان ریگ‌ها پنهان می‌کردند. پیامبر(ص) برای بهبود وضعیت آنان تلاش می‌کرد و با فراهم شدن امکان زندگی مستقل، برخی از آنان صفه را ترک کردند. بااین‌حال، شماری از آنان همچنان در صفه به عبادت، آموزش و فراگیری دانش می‌پرداختند. گفته شده، عنوان «اصحاب صفه» به‌تدریج معنای گسترده‌تری یافت و برای افراد دیگری نیز که به سبب فقر یا بی‌خانمانی در صفه سکونت داشتند، به کار رفت.[۱۵] برخی از آنان به‌عنوان الگوهایی از زهد و روی‌آوری به آخرت یاد کرده‌اند.[۱۶]

انتساب صوفیان به اصحاب صفه

از سده‌های چهارم و پنجم قمری، برخی صوفیان برای نشان دادن پیشینه زهد و تصوف، خود را به اصحاب صفه مرتبط می‌کردند.[۱۷] بر پایه یکی از این دیدگاه‌ها، واژه «صوفی» از «صفه» گرفته شده است؛ اما این دیدگاه از نظر لغوی پذیرفته نشده است.[۱۸] محمدجواد مشکور نیز «صُفّی» را منسوب به «صُفّه» و «صوفی» را منسوب به «صوف» به معنای پشم دانسته است.[۱۹] ابوالقاسم قشیری (درگذشت ۴۶۵ق) و شهاب‌الدین ابوحفص عمر سهروردی (درگذشت ۶۳۲ق) نیز ارتباط «صوفی» با «صفه» را ناظر به شباهت صوفیان با اصحاب صفه در زهد و عبادت دانسته‌اند، نه اشتقاق لغوی.[۲۰]

پانویس

  1. ابن‌تیمیه، مجموعه الرسائل و المسائل، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۳۴.
  2. ابن‌منظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص۱۵۹.
  3. ابن‌سعد، کتاب الطبقات الکبیر، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۸.
  4. ابونصر سراج، اللمع، تهران، ص۱۳۲-۱۳۳.
  5. ابن‌حنبل، مسند، دار المنهاج، ج۲، ص۵۱۵.
  6. سوره بقره آیه۲۷۳؛ سوره انعام آیه۵۲؛ سوره کهف آیه۲۸.
  7. برای نمونه نگاه کنید به: قمی، تفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۲۰۲؛ طبری، تفسیر الطبری، ۱۴۱۲ق، ج۲۵، ص۱۹؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۷، ص۸۴؛ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۸۸ و ج۷، ص۳۵۲.
  8. نک: هجویری، کشف المحجوب، ص۹۹؛ ابن‌تیمیه، مجموعه الرسائل و المسائل، ج۱، ص۳۶
  9. راوندی کاشانی، النوادر، ۱۴۱۸ق، ص۲۵؛ بیضاوی، انوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۲۶۷.
  10. هجویری، کشف المحجوب، ۱۳۷۵ش، ص۹۹.
  11. ابونعیم اصفهانی، حلیه الاولیاء، دار أم القری، ج۱، ص۱۴۳ و ۳۷۴.
  12. هجویری، کشف المحجوب، ۱۳۷۵ش، ص۹۷-۹۹.
  13. ابن‌حنبل، مسند، دار المنهاج، ج۳، ص۴۹۰؛ ابن‌سعد، کتاب الطبقات الکبیر، ۱۴۱۰ق،ص۱۴، ۴۸؛ هجویری، کشف المحجوب، ۱۳۷۵ش، ص۹۷-۹۹.
  14. مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۱۳۷۵ش، ص۶۲.
  15. ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ص۴۰۰؛ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۸۹.
  16. ابوطالبی، «اصحاب صفه».
  17. ابونصر سراج، اللمع، تهران، ص۲۷
  18. ابن‌جوزی، تلبیس ابلیس، ۱۹۲۸م، ص۱۶۲.
  19. مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۱۳۷۵ش، ص۶۳.
  20. خاوری، ذهبیه، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۳۳؛ کلاباذی، التعرف لمذهب اهل التصوف، ۱۳۸۰ق، ص۲۱.

منابع

  • ابونصر سراج، عبدالله بن علی، اللمع فی التصوف، تصحیح: رینولد الین نیکلسون، تهران، بی‌جا، بی‌تا.
  • ابونعیم، احمد بن عبدالله، حلیة الأولیاء و طبقات الأصفیاء، قاهره،‌ دار أم القری، بی‌تا.
  • ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، مجموعة الرسائل و المسائل، بیروت، بی‌نا، ۱۴۰۳ق.
  • ابن‌جوزی، عبدالرحمن بن علی، تلبیس إبلیس، به کوشش محمد منیر دمشقی، قاهره، ۱۹۲۸م.
  • ابن‌حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، تخقیق: أحمد معبد عبدالکریم، جده، دار المنهاج، بی‌تا.
  • ابن‌سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، بیروت،‌ دار الکتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضون، ۱۴۱۰ق.
  • ابن‌منظور، جمال‌الدین، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۴ق.
  • بیضاوی، عبدالله بن عمر، أنوار التنزیل و أسرار التأویل: تفسیر البیضاوی، محقق: محمد عبدالرحمن محمد، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ق.
  • خاوری، اسدالله، ذهبیه: تصوف علمی - آثار ادبی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۸۳ش.
  • ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبد السلام تدمری، بیروت،‌ دار الکتاب العربی، چاپ دوم،۱۴۱۳ق.
  • راوندی کاشانی، فضل‌الله بن علی، النوادر، مترجم: احمد صادقی اردستانی، تهران، بنیاد فرهنگ اسلامی کوشانپور، ۱۴۱۸ق.
  • سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، تفسیر الدر المنثور فی التفسیر المأثور، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ق.
  • طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن (تفسیر الطبری)، دار المعرفة، بیروت، ۱۴۱۲ق.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، اَلتَّفسیرُ الکبیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیرالقمی، تحقیق طیب موسوی جزایری، قم دارالکتاب، چاپ سوم، ۱۳۶۳ش.
  • کلاباذی، ابوبکر محمد بن ابراهیم، لتعرف لمذهب اهل التصوف، به کوشش عبدالحلیم محمود و طه عبدالباقی، قاهره، ۱۳۸۰ق.
  • مشکور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی، مقدمه‌نویس: کاظم مدیرشانه‌چی، مشهد، آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۳۷۵ش.
  • هجویری، علی بن عثمان، کشف المحجوب، مقدمه‌نویس: قاسم انصاری، تهران، نشر طهوری، ۱۳۷۵ش.

پیوند به بیرون