اصحاب صفه
اَصْحاب صُفّه گروهی از صحابه پیامبر اسلام(ص) بودند که در بخش شمالی مسجدالنبی سکونت داشتند. بیشتر آنان از مهاجران کمبضاعتی بودند که خانه و دارایی خود را در مکه از دست داده یا ترک کرده بودند. آنان با حمایت پیامبر(ص) به عبادت، فراگیری و آموزش معارف اسلامی و شرکت در جهاد میپرداختند. برخی مفسران نیز نزول شماری از آیات قرآن را درباره آنان دانستهاند.
محل سکونت و نامگذاری
اصحاب صفه در بخش شمالی مسجدالنبی[۱] و در محل سرپوشیدهای به نام «صفه» زندگی میکردند. «صفه» به معنای سکو یا ایوان است و این محل خارج از فضای اصلی مسجد، اما متصل به آن بود.[۲] ساکنان آن به «اصحاب صفه»، «اهل صفه» و گاه «اصحاب الظله» شهرت یافتند.[۳]
پیامبر(ص) از آنان حمایت میکرد و مسلمانان را به رسیدگی و گرامیداشت آنان فرا میخواند.[۴] در برخی روایات، آنان «اضیاف الاسلام» به معنای «میهمانان اسلام» نامیده شدهاند.[۵] برخی مفسران نیز نزول شماری از آیات قرآن[۶] را درباره اصحاب صفه دانستهاند.[۷] ابوعبدالرحمان سلمی (درگذشت ۴۱۲ق) نیز کتابی با عنوان تاریخ اهل الصفه درباره آنان نوشته است.[۸]
تعداد و اعضا
درباره تعداد اصحاب صفه گزارشهای متفاوتی وجود دارد و در برخی منابع شمار آنان تا ۴۰۰ نفر ذکر شده است. این اختلاف، افزون بر تفاوت گزارشها، به تغییر تعداد ساکنان صفه در دورههای مختلف[۹] و تفاوت گزارشها با گرایشهای نویسندگان[۱۰] نیز مرتبط دانسته شده است.
ابونعیم اصفهانی،[۱۱] هجویری[۱۲] و دیگر مورخان و محدثان اهلسنت، نام شماری از آنان را ذکر کردهاند. در میان این افراد، نام ابوذر غفاری، سلمان فارسی، بلال حبشی، واثله بن اسقع و ابوهریره دیده میشود.[۱۳] همچنین در برخی منابع عمار یاسر، خباب بن اَرَت و صهیب رومی نیز در شمار اصحاب صفه معرفی شدهاند.[۱۴]
وضعیت زندگی
اصحاب صفه در آغاز، بیشتر از مهاجران کمبضاعتی بودند که به دلیل نداشتن خانه و دارایی در صفه سکونت داشتند. در روایات، فقر آنان بهگونهای توصیف شده است که گاه به اندکی خرما قناعت میکردند و به سبب کمبود لباس، خود را در میان ریگها پنهان میکردند. پیامبر(ص) برای بهبود وضعیت آنان تلاش میکرد و با فراهم شدن امکان زندگی مستقل، برخی از آنان صفه را ترک کردند. بااینحال، شماری از آنان همچنان در صفه به عبادت، آموزش و فراگیری دانش میپرداختند. گفته شده، عنوان «اصحاب صفه» بهتدریج معنای گستردهتری یافت و برای افراد دیگری نیز که به سبب فقر یا بیخانمانی در صفه سکونت داشتند، به کار رفت.[۱۵] برخی از آنان بهعنوان الگوهایی از زهد و رویآوری به آخرت یاد کردهاند.[۱۶]
انتساب صوفیان به اصحاب صفه
از سدههای چهارم و پنجم قمری، برخی صوفیان برای نشان دادن پیشینه زهد و تصوف، خود را به اصحاب صفه مرتبط میکردند.[۱۷] بر پایه یکی از این دیدگاهها، واژه «صوفی» از «صفه» گرفته شده است؛ اما این دیدگاه از نظر لغوی پذیرفته نشده است.[۱۸] محمدجواد مشکور نیز «صُفّی» را منسوب به «صُفّه» و «صوفی» را منسوب به «صوف» به معنای پشم دانسته است.[۱۹] ابوالقاسم قشیری (درگذشت ۴۶۵ق) و شهابالدین ابوحفص عمر سهروردی (درگذشت ۶۳۲ق) نیز ارتباط «صوفی» با «صفه» را ناظر به شباهت صوفیان با اصحاب صفه در زهد و عبادت دانستهاند، نه اشتقاق لغوی.[۲۰]
پانویس
- ↑ ابنتیمیه، مجموعه الرسائل و المسائل، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۳۴.
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص۱۵۹.
- ↑ ابنسعد، کتاب الطبقات الکبیر، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۸.
- ↑ ابونصر سراج، اللمع، تهران، ص۱۳۲-۱۳۳.
- ↑ ابنحنبل، مسند، دار المنهاج، ج۲، ص۵۱۵.
- ↑ سوره بقره آیه۲۷۳؛ سوره انعام آیه۵۲؛ سوره کهف آیه۲۸.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: قمی، تفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۲۰۲؛ طبری، تفسیر الطبری، ۱۴۱۲ق، ج۲۵، ص۱۹؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۷، ص۸۴؛ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۸۸ و ج۷، ص۳۵۲.
- ↑ نک: هجویری، کشف المحجوب، ص۹۹؛ ابنتیمیه، مجموعه الرسائل و المسائل، ج۱، ص۳۶
- ↑ راوندی کاشانی، النوادر، ۱۴۱۸ق، ص۲۵؛ بیضاوی، انوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۲۶۷.
- ↑ هجویری، کشف المحجوب، ۱۳۷۵ش، ص۹۹.
- ↑ ابونعیم اصفهانی، حلیه الاولیاء، دار أم القری، ج۱، ص۱۴۳ و ۳۷۴.
- ↑ هجویری، کشف المحجوب، ۱۳۷۵ش، ص۹۷-۹۹.
- ↑ ابنحنبل، مسند، دار المنهاج، ج۳، ص۴۹۰؛ ابنسعد، کتاب الطبقات الکبیر، ۱۴۱۰ق،ص۱۴، ۴۸؛ هجویری، کشف المحجوب، ۱۳۷۵ش، ص۹۷-۹۹.
- ↑ مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۱۳۷۵ش، ص۶۲.
- ↑ ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ص۴۰۰؛ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۸۹.
- ↑ ابوطالبی، «اصحاب صفه».
- ↑ ابونصر سراج، اللمع، تهران، ص۲۷
- ↑ ابنجوزی، تلبیس ابلیس، ۱۹۲۸م، ص۱۶۲.
- ↑ مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۱۳۷۵ش، ص۶۳.
- ↑ خاوری، ذهبیه، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۳۳؛ کلاباذی، التعرف لمذهب اهل التصوف، ۱۳۸۰ق، ص۲۱.
منابع
- ابونصر سراج، عبدالله بن علی، اللمع فی التصوف، تصحیح: رینولد الین نیکلسون، تهران، بیجا، بیتا.
- ابونعیم، احمد بن عبدالله، حلیة الأولیاء و طبقات الأصفیاء، قاهره، دار أم القری، بیتا.
- ابنتیمیه، احمد بن عبدالحلیم، مجموعة الرسائل و المسائل، بیروت، بینا، ۱۴۰۳ق.
- ابنجوزی، عبدالرحمن بن علی، تلبیس إبلیس، به کوشش محمد منیر دمشقی، قاهره، ۱۹۲۸م.
- ابنحنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، تخقیق: أحمد معبد عبدالکریم، جده، دار المنهاج، بیتا.
- ابنسعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار الکتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضون، ۱۴۱۰ق.
- ابنمنظور، جمالالدین، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۴ق.
- بیضاوی، عبدالله بن عمر، أنوار التنزیل و أسرار التأویل: تفسیر البیضاوی، محقق: محمد عبدالرحمن محمد، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ق.
- خاوری، اسدالله، ذهبیه: تصوف علمی - آثار ادبی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۸۳ش.
- ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبد السلام تدمری، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ دوم،۱۴۱۳ق.
- راوندی کاشانی، فضلالله بن علی، النوادر، مترجم: احمد صادقی اردستانی، تهران، بنیاد فرهنگ اسلامی کوشانپور، ۱۴۱۸ق.
- سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر، تفسیر الدر المنثور فی التفسیر المأثور، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ق.
- طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن (تفسیر الطبری)، دار المعرفة، بیروت، ۱۴۱۲ق.
- فخر رازی، محمد بن عمر، اَلتَّفسیرُ الکبیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
- قمی، علی بن ابراهیم، تفسیرالقمی، تحقیق طیب موسوی جزایری، قم دارالکتاب، چاپ سوم، ۱۳۶۳ش.
- کلاباذی، ابوبکر محمد بن ابراهیم، لتعرف لمذهب اهل التصوف، به کوشش عبدالحلیم محمود و طه عبدالباقی، قاهره، ۱۳۸۰ق.
- مشکور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی، مقدمهنویس: کاظم مدیرشانهچی، مشهد، آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۳۷۵ش.
- هجویری، علی بن عثمان، کشف المحجوب، مقدمهنویس: قاسم انصاری، تهران، نشر طهوری، ۱۳۷۵ش.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله:دائرة المعارف بزرگ اسلامی