قیام ابراهیم بن عبدالله

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

قیام ابراهیم بن عبدالله معروف به قتیل باخَمرا دومین قیام علوی علیه خلافت بنی عباس که در زمان امام صادق(ع) رخ داد. ابراهیم که از نوادگان امام حسن مجتبی (ع) بود، پس از برادر خود نفس زکیه در برابر منصور عباسی در بصره قیام کرد. در این قیام جمع زیادی از زیدیان، معتزلیان شرکت داشتند و حتی ابوحنیفه نیز از او حمایت کرد، اما در نهایت قیام به نتیجه نرسید و ابراهیم در سال ۱۴۵ق در منطقه باخمرا در نزدیکی کوفه کشته شد.

زمینه قیام

عبدالله محض (پدر ابراهیم و محمد نفس زکیه) در اواخر دولت اموی، در منطقه ابواء در اجتماعی با حضور بنی هاشم و دیگر علویان و نیز بنی عباس، ضمن معرفی کردن فرزند خود نفس زکیه به عنوان مهدی، از مردم برای او بیعت گرفت.[۱] اما بنی عباس پس از سقوط امویان خود بر منصب حکومت تکیه زدند. به دنبال این اقدام عبدالله و فرزندانش در ابتدای دوره خلافت عباسیان یعنی در زمان سفاح به صورت پنهانی به مخالفت با عباسیان برآمدند.[۲][۳]

با روی کارآمدن منصور عباسی و فشار بر نفس زکیه و علویان برای دیدار با خلیفه و بیعت کردن با وی، مخالفت علویان با عباسیان علنی شد.[۴] منصور نیز دستور تعقیب عبداللـه و پسرانش را صادر کرد. وی در ۱۴۴ق/۷۶۱م ریاح‌بن عثمان‌بن حیان را به دستگیری ابراهیم و محمد گمارد[۵] و عبداللـه محض و خانواده‌اش را به زندانی در عراق منتقل ساخت. این امر سبب شد که ابراهیم و محمد مخالفت خود را شدت بخشیده و نفس زکیه در سال ۱۴۵ق دست به قیام زند.[۶] همزمان، ابراهیم نیز برای برادرش در مناطق مختلف بیعت گرفت.[۷] قرار بود دو برادر در شرایط مناسب در دو منطقه قیام کنند.[۸] بر اساس برخی از گزارش‌های تاریخی ابراهیم به میان سپاهیان خلیفه عباسی می‌رفت و علویان سپاه را بر علیه خلیفه می‌شوراند. این اقدام او در بغداد که بنای آن تازه آغاز شده بود نیز صورت گرفت اما با آگاه شدن منصور، ابراهیم در معرض دستگیری قرار گرفت اما به کمک دوستان خود از بغداد گریخت.[۹]

ابراهیم پس از سفرهای متعدد برای دعوت مردم به بیعت با نفس زکیه سرانجام در بصره اقامت نمود. بر اثر دعوت پنهانی او در بصره، ۴۰۰۰ نفر به او پیوستند.[۱۰]

قیام ابراهیم در بصره

بر اساس برخی گزارش‌ها، نفس زکیه در مدینه بدون اطلاع ابراهیم قیام کرد.[۱۱] خبر قیام نفس زکیه برای ابراهیم خوشایند نبود با این حال ابراهیم نیز در ۱ رمضان ۱۴۵ق در بصره دست به قیام زد که به دنبال آن دارالاماره بصره با کم‌ترین مقاومت به دست ابراهیم افتاد.[۱۲] او زندان بصره را نیز گشود و زندانیان آن را آزاد کرد[۱۳] روایات مبالغه آمیز از فرمانبرداری چهل هزار نفر از ابراهیم حکایت دارد.[۱۴] منصور عباسی که در ابتدا قصد داشت برای سرکوب قیام نفس زکیه خود به مدینه برود با آگاه شدن خروج ابراهیم با دو هزار نفر به کوفه رفت و همه مردم کوفه را به پوشیدن لباس سیاه که نماد عباسیان بود فرمان داد.[۱۵]

در مقابل نیز، علویان به رهبری ابراهیم لباس سفید پوشیده و خود را برای نبرد با عباسیان در کوفه آماده کردند. «مُبیّضه» لقب سپاهیان ابراهیم بود که به سبب پوشیدن جامه سفید به آنان گفته می‌شد.[۱۶] پیش از حرکت سپاه ابراهیم به سمت کوفه، وی چند گروه جنگی به شهرهای واسط، فارس و اهواز فرستاد و عاملان منصور عباسی را از آنجا اخراج کرد.[۱۷] رسیدن خبر کشته شدن نفس زکیه به برادرش ابراهیم سه روز مانده به عید فطر ۱۴۵ق، عزم وی را برای پیکار با عباسیان جزم کرد، او به گرد آوری سپاه و آرایش جنگی پرداخت. بر اساس برخی گزارش‎ها ابراهیم پس از کشته شدن نفس زکیه، خود را امیر المؤمنین خواند و همه را به امامت خود دعوت کرد.[۱۸]

نبرد علویان و عباسیان

سپاه ابراهیم در اول ذیقعده ۱۴۵ق از بصره به سمت کوفه خارج شد.[۱۹] از سوی دیگر منصور عباسی، عیسی بن موسی را با هیجده هزار نفر روانه جنگ با ابراهیم کرد.[۲۰] دو سپاه در منطقه باخمرا در ۱۶ فرسخی (حدود ۸۸ کیلومتر) کوفه به هم رسیدند. در ابتدای جنگ، صفوف مقدم عباسیان شکست سنگینی خوردند به طوری که عباسیان تا نزدیکی کوفه عقب نشینی کردند.[۲۱] این عقب نشینی منجر به نگرانی منصور عباسی -که در کوفه بود- شد تا آنجا که برخی گزارش‌ها از دستور خلیفه برای آماده کردن اسب برای فرار وی از کوفه خبر دادند.[۲۲]

سرنوشت جنگ

مقاومت عیسی بن موسی فرمانده سپاه منصور در برابر ابراهیم، مانع از خروج منصور از کوفه شد.[۲۳] فرجام جنگ میان علویان و عباسیان با حمله جعفر و محمد سلیمان بن علی، عموزادگان خلیفه عباسی و عاملان وی در بصره در زمان قیام ابراهیم، به نفع عباسیان رقم خورد. این دو که در بصره با ابراهیم مقابله کرده و شکست خورده بودند[۲۴] اما با امان دادن ابراهیم زنده ماندند،[۲۵] با سپاهی از پشت به سپاه ابراهیم حمله کردند.[۲۶]

حمله غافلگیرانه آنان ضربه سنگینی به سپاه ابراهیم وارد ساخت. با اصابت تیری به گلوی ابراهیم و کشته شدن وی در ۲۵ ذیحجه ۱۴۵ق، سپاه علویان ضعیف شده و قدرت روحی سپاه عباسیان افزایش یافت.[۲۷] از این رو پیروزی اولیه علویان جای خود را به شکست داد و قیام ابراهیم نافرجام ماند. پس از کشته شدن ابراهیم سر وی را از بدنش جدا کرده و نزد خلیفه بردند و پیکر وی را در باخمرا دفن کردند.[۲۸][۲۹] بر اساس برخی گزارش‌ها م،نصور سر بریده ابراهیم را به زندان نزد عبدالله محض فرستاد[۳۰] و سپس آن را به مصر منتقل کردند.[۳۱]

حمایت گروه‎های اسلامی از قیام ابراهیم

ابراهیم‌بن عبداللـه در نهضت ضدّ عباسی خویش از پشتیبانی افراد و گروه‎های نام‌آوری بهره‌مند بود.

حمایت زیدیه

زیدیان که در آن روزگار از جنبه سیاسی اهمیت بیش‌تری داشتند تا جنبه مذهبی، و هر فاطمی عالم، زاهد و شجاع را امام واجب الطاعه می‌دانستند و حتی خروج دو امام را در یک زمان و در دو منطقه بر حکومت وقت جایز می‌شمردند،[۳۲] به امامت نفس زکیه و ابراهیم گردن نهادند.[۳۳]

همراهی معتزله با ابراهیم

معتزلیان نیز از جمله کسانی بودند که به پشتیبانی از ابراهیم برخاستند [۳۴] و حتی ابن نُمیله عبشمی معتزلی، در دوره حمله ابراهیم به کوفه، جانشین وی در بصره شد. [۳۵]حمایت معتزله از ابراهیم‌ بی‎ارتباط با مراودات علمی وی به عنوان فردی ادیب و محدث با بزرگان مذهب اعتزال نطیر واصل‌بن عطا و عمروبن عبید نیست.[۳۶]

گذشته از معتزله، فقیهان و محدثانی چون ابن ابی واصل، عیسی‌بن اسحاق سبیعی، ابوخالد احمر، یونس‌بن ابی اسحاق، یزید بن هارون و عبادبن عوام [۳۷] نیز به ابراهیم پیوستند.

حمایت ابوحنیفه

ابوحنیفه پیشوای حنفیان نیز آشکارا به یاری او برخاست و پیروانش را فتوا داد که به قیام بپیوندند.[۳۸] او حتی پس از جنگ باخمرا، شهدای آن را با شهدای جنگ بدر یکی دانست.[۳۹] گفته‌اند که پشتیبانی او از ابراهیم و نامه‌هایی که به او نوشت، سبب شد که منصور دوانیقی او را مسموم کند و به قتل رساند.[۴۰]

دلایل شکست نهضت

نهضت ضد عباسی ابراهیم و علل شکست آن را نمی‌توان بی‌توجه به قیام نفس زکیه و نتایج آن و حتی اوضاع دستگاه خلافت به درستی ارزیابی کرد، خروج پیش از موقع نفس زکیه و ناهماهنگی ابراهیم با او، موجب شد که خلیفه بتواند هر دو را جداگانه سرکوب کند. با این همه، چنین می‌نماید که پیروزی از دسترس ابراهیم نیز چندان دور نبود، ولی تنفّر او از قتل و غارت و بی‌توجهی به مشورت خبرگانِ نهضت، کار را واژگونه کرد. اگرچه رفتن ابراهیم به کوفه به دعوت ابوحنیفه و برخی از کوفیان[۴۱] جبهه اصلی را در بصره تضعیف می‌کرد، ولی اگر ابراهیم با آن لشکریان و امکاناتی که داشت، بلافاصله پس از خروج بر منصور به کوفه حمله می‌برد، بعید نبود که با یاری کوفیانی که گریخته و به او پیوسته بودند [۴۲] بر خلیفه چیره شود، به ویژه آن که گفته‌اند منصور از همین حمله می‌ترسید و بیم داشت که یارانش او را ترک کنند،[۴۳] ولی ابراهیم نیز بیم داشت که حمله او موجب کشتار مردم شود.

او از ایجاد آرایش جنگی مناسب در باخمرا هم سر باز زد. نیز وقتی که سپاه عیسی را عقب راند، به‌رغم نصیحت ابوحنیفه که معتقد بود ابراهیم نباید از تعقیب فراریان دست بردارد،[۴۴] دستور عدم تعقیب شکست خوردگان دشمن را صادر کرد.[۴۵] در حالی که این پیروزی چنان منصور را به وحشت انداخت که خواست از کوفه بگریزد،[۴۶] اما ناآگاهی ابراهیم از امور نظامی و اختلافی که میان یاران او پدید آمده بود، پیروزی نخستین را که برخی آن را «بدرالصّغری» خوانده‌اند،[۴۷] به شکست بدل کرد.

جستارهای وابسته


پانویس

  1. ابن طباطبا، الفخری فی الاداب السلطانیه، ص۱۲۰.
  2. مهدی فرمانیان/ سید علی موسوی نژاد، زیدیه تاریخ و عقاید، ص۳۷.
  3. حسن ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ص۱۲۷.
  4. محمدرضا مهدوی عباس آباد، قیام محمد بن عبدالله (نفس زکیه) نخستین قیام علویان علیه عباسیان، نشریه دانشکده علوم اجتماعی و انسانی دانشکده تبریز، ش۱۶، ۱۳۴.
  5. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۱۸۷.
  6. ابن قتیبه، المعارف، ص۳۷۸.
  7. مهدی فرمانیان/ سید علی موسوی نژاد، زیدیه تاریخ و عقاید، ص۳۹.
  8. دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱، ص۴۴۶.
  9. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۲۸۴- ۲۸۵.
  10. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، به کوشش احمد صقر، قاهره، ۱۳۶۸ق.ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، به کوشش احمد صقر، قاهره، ۱۳۶۸ق.
  11. ابن جریر طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۲۹۰ و ۲۹۱.
  12. خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۲، ص۶۴۹ به کوشش سهیل زکار، دمشق ۱۹۶۸م.
  13. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص ۱۲۴به کوشش محمد باقر محمودی، بیروت، ۱۳۹۷ق.
  14. ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۵۶۴. بیروت، ۱۴۰۲ق.
  15. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۲۹۴ و ۲۹۵.
  16. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۲۷.
  17. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ص۳۲۵ ،۳۳۰ و ۳۵۹
  18. صفدی، الوافی بالوفیات، ج۶، ص۳۱، بیروت، ۱۳۹۲ق.
  19. یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۷۷. بیروت، ۱۳۷۹ق.
  20. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۵۶۷ و ۵۶۸.
  21. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۳۱۳.
  22. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۷۸.
  23. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۳۰۰.
  24. خلیفه بن خیاط، تاریخ خلیفه، ج۲، ۶۴۹ و ۶۵۰.
  25. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۳۰۰.
  26. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۷۸.
  27. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۳۱۶.
  28. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۷۸.
  29. یاقوت، معجم البلدان، ج۱، ص۳۱۶. بیروت، ۱۳۷۴ق.
  30. مسعودی، مروج الذهب، ج۳،ص۲۹۹
  31. کِندی، کتاب الولاه والقضاه، ص۱۱۴.
  32. شهرستانی، الملل و النحل، ص۳۰۲، ۳۰۳
  33. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ص ۳۳۵.
  34. مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۲۹۶
  35. بلخی، فضل الاعتزال و طبقات المعتزله، ص۱۱۸، نام او را ابراهیم ذکر کرده است.
  36. ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ص۲۹۳-۲۹۴
  37. ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ص۳۵۴-۳۵۶
  38. ذهبی، العبر، ج۱، ص۱۵۶
  39. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۳۶۴
  40. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ص ۳۶۷.
  41. ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ص۳۶۱، ۳۶۶
  42. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۲۹۵
  43. ابن عماد، شذرات الذهب، ج۱، ص۲۱۴
  44. ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ص۳۶۷
  45. طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۳۱۶
  46. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۷۸
  47. ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ص۳۶۵

منابع

  • ابن اثیر، الکامل، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.
  • ابن طقطقی، محمدبن علی، تاریخ فخری، ترجمه محمد وحید گلپایگانی، تهران، ۱۳۶۰ش.
  • ابن عبدربه، احمدبن محمد، العقدالفرید، به کوشش احمد امین و دیگران، قاهره، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
  • ابن عماد، عبدالحی‌بن احمد، شذرات الذهب، قاهره، ۱۳۵۰ق.
  • ابن قتیبه، عبداللـه‌بن مسلم، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
  • ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، به کوشش احمد صقر، قاهره، ۱۳۶۸ق.
  • فهرست؛ بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ۱۳۹۷ق.
  • بلخی، ابوالقاسم، ذکر المعتزله، فضل الاعتزال و طبقات المعتزله، به کوشش فؤاد سید، تونس، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۴م.
  • خلیفه‌بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م.
  • ذهبی، شمس‌الدین محمد، العبر، به کوشش ابوهاجر محمد زغلول، بیروت، ۱۴۰۵ق.
  • شامی، عبدالامیر، تاریخ الفرقه الزیدیه، نجف، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴م.
  • شهرستانی، محمدبن عبدالکریم، الملل و النحل، به کوشش محمد بدران، قاهره، ۱۳۲۸ق/۱۹۱۰م.
  • صفدی، خلیل‌بن ایبک، الوافی بالوفیات، به کوشش س. دیدرینگ، بیروت، ۱۳۹۲ق/۱۹۷۲م.
  • طبری، ابن جریر، تاریخ، بيروت، دار الكتب العلميه، ۱۴۰۷ق.
  • همو، همان، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ۱۹۶۰-۱۹۶۸م.
  • العیون والحدائق، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۷۱م.
  • قاضی عبدالجبار، «طبقات المعتزله» ، فضل الاعتزال و طبقات المعتزله، به کوشش فؤاد سید، تونس، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۴م.
  • کندی، محمدبن یوسف، کتاب الولاه والقضاه، به کوشش روون گست، بیروت، ۱۹۰۸م.
  • مسعودی، علی‌بن حسین، مروج الذهب، به کوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ۱۳۸۵ق.
  • مقدسی، مطهربن طاهر، البدء والتاریخ، به کوشش کلمان هوار، پاریس، ۱۸۹۹-۱۹۰۶م.
  • نجاشی، احمدبن علی، رجال، قم، ۱۴۰۷ق، ص ۲۴۲؛ یاقوت، معجم البلدان، بیروت، ۱۳۷۴ق.
  • یعقوبی، احمدبن واضح، تاریخ، بیروت، ۱۳۷۹ق.
  • فرمانیان، مهدی/ موسوی نژاد، سید علی، زیدیه تاریخ و عقاید، قم، دانشگاه ادیان و مذاهب، ۱۳۸۹ش.
  • حسن ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، سازمان انتشارات جاویدان، چاپ نهم.

پیوند به بیرون