مقاله قابل قبول
رده ناقص
بدون عکس
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع خوب
نارسا
نیازمند خلاصه‌سازی

عدم تحریف قرآن

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از تحریف قرآن)
پرش به: ناوبری، جستجو
اعتقادات شیعه
‌خداشناسی
توحید توحید ذاتی • توحید صفاتی • توحید افعالی • توحید عبادی
فروع توسل • شفاعت • تبرک
عدل (افعال الهی)
حُسن و قُبح • بداء • امر بین الامرین
نبوت
خاتمیتپیامبر اسلام  • اعجاز • عدم تحریف قرآن
امامت
باورها عصمت • ولایت تكوینی • علم غیب • غیبتمهدویتانتظار فرجظهور • رجعت
امامان
معاد
برزخ • معاد جسمانی • حشر • صراط • تطایر کتب • میزان
مسائل برجسته
اهل بیت • چهارده معصوم • تقیه • مرجعیت

عدم تحریف قرآن یا تحریف‌ناپذیری قرآن، از اعتقادات عموم مسلمانان و فِرَق اسلامی که بر اساس آن،قرآنی که در دست مسلمانان است، دقیقاً همان است که بر پیامبر(ص) وحی شده و نه چیزی به آن افزوده و نه از آن کم شده است. مفسران و متکلمان در ردّ و انکار هر گونه تحریف، به آیات و روایاتی استناد کرده‌اند. به نظر غالب مفسران، فقیهان و قرآن‌پژوهان شیعه، قرآن با همین ترتیب و ساختار کنونی در زمان پیامبر اکرم(ص) شکل گرفته است.

برخی از معتزله از جمله خیاط معتزلی و ابوعلی جبائی به شیعیان نسبت داده‌اند که معتقد به تحریف قرآن هستند. این اتهام پس از تألیف کتاب فصل الخطاب توسط محدّث نوری شکل تازه‌ای گرفت و عالمان شیعی آثار متعددی در نقد آن کتاب نگاشتند.

حدیث ثقلین، روایات فضیلت قرائت سوره‌ها، فصل‌الخطاب بودن قرآن در اختلاف‌نظرهای دینی و تحدّی، از مهمترین دلایل عدم تحریف قرآن دانسته شده است.

تحریف در لغت و اصطلاح

تحریف در لغت به معانی دگرگونی، میل، گشتن از چیزی، کرانه و لبه ذکر شده است[۱] و مفسران در بیان مفهوم لغوی آن، بدین معانی اشاره کرده‌اند.[۲] در اصطلاح، تحریف به معنای دگرگون کردن و وارونه‌سازی است و مصادیق گوناگونی دارد.[۳]

اعتقاد مسلمانان درباره تحریف‌ناپذیری قرآن

در میان مسلمانان هیچ‌کس مدعی تحریف به‌ فزونی (به این معنا که چیزی به قرآن اضافه شده باشد) نشده و اجماع بر نفی آن است،[۴] ولی درباره تحریف به کاستی اختلاف نظر وجود دارد و عده‌ای از مسلمانان مدعی حذف آیات یا کلماتی از قرآن شده‌اند.

دلایل قرآنی بر عدم تحریف

  • آیه نهم سوره حِجر: مفسران و متکلمان در رد و انکار هر گونه تحریف به کاستی، به آیات و بیانات قرآنی استناد کرده‌اند، از جمله به آیه نهم سوره حجر انّا نَحنُ نَزَّلنا الذِّکْرَ و اِنّا لَهُ لَحافِظونَ (ترجمه: ما قرآن را نازل کردیم، و به‌طور قطع آن را پاسداری میکنیم.)[ حجر–۹] استناد شده است. به نظر مفسران، مراد از «ذکر» در این آیه، قرآن است و مرجع ضمیر در «لَهُ» کلمه ذکر است. بدینسان خداوند با تصریح و تأکید، صیانت و حفظ قرآن را وعده داده است و از اینکه بدان باطلی افزوده، یا حقی از آن کاسته شود، آن را حفظ می‌کند.[۵] همچنین زمخشری[۶] و فضل طبرسی[۷] با تصریح به عدم تحریف، قرآن را از هرگونه افزونی و کاستی دور دانسته‌اند. اغلب مفسران در این معنای آیه بر یک نظرند.[۸]
ایراد و پاسخ: گفته شده است که استناد به این آیه برای اثبات عدم تحریف مستلزم «دور» است. زیرا لازمه صحت استدلال، اطمینان از عدم تحریف همین آیه است و ابتدا باید ثابت شود این آیه خودش تحریف‌ نشده است تا بتوان به آن استناد کرد. در جواب این اشکال، بیان شده است که از آنجا که همه قائلان به تحریف قرآن صحت آنچه را در متن کنونی قرآن وجود دارد پذیرفته و موارد مفروض تحریف قرآن را مشخص کرده و این آیه را از آیات محکم و تحریف نشده دانسته‌اند، مناقشه مذکور مردود است.[۹]
  • آیات ۴۱ و ۴۲ سوره فصلت: استدلال دیگر به آیات ۴۱ و ۴۲ سوره فصلت است : و اِنَّهُ لَکتابٌ عَزیزٌ لایأتیهِ الباطِلُ مِنْ بَینِ یدَیهِ و لامِن خَلْفِهِ تَنزیلٌ مِنْ حَکیمٍ حمیدٍ

، که در آن «باطل» اساساً از ساحت قرآن نفی شده است. از نظر سیاقِ عبارت، نفی بر طبیعت «باطل» وارد گردیده است و بنابراین افاده عموم می‌کند و هر گونه باطلی را شامل می‌شود.[۱۰] و چون از بین رفتن و کاستی از مصداقهای باطل است.[۱۱] تحریف به معنای کاستی گرفتن متن قرآن، از قرآن نفی می‌شود، حتی برخی قائلان به تحریف نیز پذیرفته‌اند که واژه باطل شامل هرگونه تغییر است.[۱۲] در واقع، نفی باطل از قرآن به معنای نفی تمام گونه‌های تغییر و تبدیل در نص قرآن و از جمله روشنترین مصداق آن، تحریفِ به کاستی است.[۱۳] در مجموع، مفسران در این تفسیر اتفاق نظر دارند.[۱۴] به نظر علامه طباطبایی[۱۵] وصف خداوند با «حکیم» و «حمید» در آخر آیه، نوعی تعلیل نسبت به آغاز آیه است، بدین معنا که سخن خدای حکیم و حمید نمی‌تواند ناهنجار و آمیخته به وهن و کاستی باشد.

  • استناد به تحدی:
نوشتار اصلی: تحدی

تحدی قرآن (به معنای فراخواندن افراد به اینکه تمام عِدّه و عُدّة خود را فراهم آورند و مانند قرآن، سوره‌ای یا سوره‌هایی را از زبان فردی درس ناخوانده[۱۶] عرضه کنند) مبنای استدلال برخی علما از جمله طباطبائی بوده است. به گفته وی در شمار زیادی از آیات، قرآن با اوصاف ویژه‌ای ستوده شده است و اگر در آیات خِللی واقع می‌شد باید در این اوصاف نیز رخنه می‌افتاد، حال آنکه آن اوصاف و ویژگی‌ها را در همین قرآن به نیکوترین و استوارترین گونه ممکن می‌توان بازشناخت. پس هیچگونه کاستی در آن روی نداده است.[۱۷]

استناد به روایات

گذشته از این، با روایاتی از سنت نیز بر تحریف ناپذیری استدلال شده است، از آن جمله است احادیثی که در آنها بر لزوم عرضه روایات به قرآن تأکید گردیده تا بدین ترتیب، درست از نادرست شناخته شود و هرآنچه با قرآن سازگار است پذیرفته و آنچه با آموزه‌های قرآنی ناسازگار است رها گردد.[۱۸] بر تواتر معنوی این روایات تصریح شده است.[۱۹] عرضه روایات قطعاً باید به متن متواتر در نزد همه مسلمانان باشد و لازمه آن استواری و انکارناپذیری آن متن است، در حالی که روایات تحریف، متضمن نفی سلامت و نادرستی متن قرآن موجود است و نمی‌توان آنها را به این متن عرضه کرد. محقق کرکی (متوفی ۹۴۰) بر این نکته تصریح و تأکید کرده و گفته است که در تعدادی از احادیث بر عرضه روایات به قرآن امر شده است، مسلماً مراد از عرضه به قرآن جز عرضه به متن موجود نیست و اگر جز این باشد «تکلیف مالایطاق» و باطل است.[۲۰]

  1. حدیث ثقلین: از جمله احادیث مهم در رد تحریف حدیث ثقلین است. به این حدیثِ متواتر، از دو جهت استدلال کرده‌اند: نخست آنکه در این حدیث بر لزوم تمسک به قرآن و عترت پیامبر در همه زمان‌ها تصریح و تأکید شده است و باور به تحریف، این تمسک را عملاً منتفی می‌کند و در نتیجه با حدیث ثقلین تنافی دارد. به عبارت دیگر، روایات تحریف در تضاد با حدیث ثقلین است. دیگر آنکه باور به تحریف، حجیت و اعتبار ظواهر قرآن و تمسک بدان را نفی می‌کند، زیرا تمام آنچه از ظاهر آیاتِ متنِ موجود فهمیده می‌شود، از آن جهت که بخشهای مفروضاً افتاده قرآن چه بسا قرینه فهم بخشهای موجود بوده باشد که اینک با فرض مذکور، بخشهای موجود در هاله‌ای از ابهام رفته و بالتبع، استناد و احتجاج بدانها ناممکن شده است.
  2. احادیث ناظر بر احکام فقهی: برای اثبات تحریف نشدن قرآن به احادیثی ناظر بر احکام فقهی نیز استناد شده است، از جمله روایات لزوم قرائت سوره کامل پس از حمد در نماز.[۲۱] بر اساس این روایات، فقها خواندن سوره پس از حمد را واجب دانسته‌اند و این اجماع فقیهان اهل بیت(ع) است.[۲۲] حال اگر قائل به تحریف شویم، امتثال این حکم ناممکن می‌شود. توضیح اینکه به اصطلاح اصولیان لازمه اشتغال یقینی، برائت یقینی است و مکلف باید برای امتثال حکم، یک سوره قرائت کند. ولی با احتمال تحریف با قرائت هیچ سوره‌ای یقین به امتثال حاصل نخواهد شد. چون با پذیرش نظریه تحریف، تمام سوره‌ها محتمل التحریف‌اند. ادعای صدور این حکم از سَرِ تقیه نیز هیچگونه توجیهی ندارد، زیرا بیشتر مذاهب اسلامی قائل به وجوب قرائت سوره کامل نیستند.
  3. روایات فضیلت قرائت سوره‌ها: روایات مرتبط با سوره‌ها نیز می‌تواند مستندی برای اثبات عدم تحریف باشد. در روایات بسیار، فضایل و آثاری بر قرائت سوره‌ها یا ختم قرآن مترتب شده است که نسبت به صدور آنها در زمان رسول اللّه(ص)، فی الجمله، نمی‌توان تردید کرد. از معصومان نیز حدیث با مضمون یاد شده فراوان است. ابن بابویه[۲۳] علاوه بر تصریح بر اعتقاد شیعه به عدم تحریف و «کذب محض» خواندن نسبت تحریف به شیعه، به این احادیث استناد کرده و نوشته است «آنچه در ثواب قرائت سوره‌های قرآن و جواز قرائت دو سوره در هر رکعت از نماز نافله و ثواب ختم تمام قرآن و نیز نهی از قرائت تمام قرآن در یک شب و عدم جواز ختم آن در کمتر از سه روز آمده است، دلیل و تصدیقی است بر آنچه که ما گفتیم». در مجموع فرضِ تحریف سوره‌ها و آیه‌ها، امتثال این احکام را با دشواری بلکه محال مواجه می‌سازد و مسلماً پیامبر(ص) و امامان که به این احکام امر کرده‌اند به امکان تحقق آن نیز توجه داشته‌اند.
  4. روایات فصل‌الخطاب بودن قرآن: در روایات معصومان، گاه به صراحت و گاه به اشاره ـ با توجه به اینکه آنان در حل نزاع‌ها و برای پایان دادن به مشاجرات، قرآن را «فصل الخطاب» می‌دانستند و بدان ارجاع می‌دادند ـ مواردی را می‌توان یافت که بر آموزه سلامت قرآن از تحریف دلالت دارد. بنابه گزارشی، امام حسن مجتبی علیه السلام در گفتگویی با معاویه، این نظر را که بخش عظیم قرآن تباه شده و از میان رفته، با جمله «به خدای سوگند این سخن کذب محض است» رد کرد.[۲۴] در روایتی از امام باقر علیه‌السلام نقل شده که آن حضرت در نقد و طعنی بر رویکرد مزوّرانه به قرآن تأکید کرد که حروف قرآن پا برجای و بی‌کاستی است و حکومت فقط حقایق و معارف قرآن را دگرسان کرده است.[۲۵]

اهتمام مسلمانان به حفظ و صیانت از قرآن

گذشته از بیانات قرآنی و احادیث، باتوجه به جایگاه قرآن در باور مسلمانان، که از همان آغاز بعثت نمود یافت، و با عنایت به سعی ایشان در حراست از تمامت قرآن و حفظ متن از هرگونه دگرگونی، احتمال وقوع تحریف در قرآن منتفی است. پس از نزول آیات قرآن، پیامبر اکرم(ص) آیات را برای مردم می‌خواند و کاتبان وحی، بویژه علی علیه‌السلام، را فراخوانده امر به کتابت آنها می‌کرد. بنا به گزارشهای تاریخی، آگاهی و شناخت مسلمانان از آیات، عمیق بود و همگان باور داشتند آنچه را که پیامبر(ص) تلاوت می‌کند، وحی است.

گزارش‌های تاریخی متعدد نیز بر حساسیت مسلمانان نسبت به قرآن و سلامت نص کلام الهی دلالت دارد. برای مثال، عثمان بن عفان بر آن بود که «و» را از ابتدای «الّذین» در آیه «وَالَّذینَ یکْنِزُونَ الذَّهَبَ و الفِضَّةَ»[۲۶] بردارد، اما اُبَی بن کعب او را بیم داد که اگر «و» را بر جایش نگذارند شمشیر از نیام برمی‌کشد.[۲۷] در موردی دیگر خلیفه دوم تصمیم گرفت در قرائت آیه ۱۰۰ سوره توبه «وَالسّابِقُونَ الاَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجرینَ و الاَنصارِ وَالَّذینَ اتَّبَعوُهُم» واژه «انصار» را مرفوع بخواند و حرف «و» را از ابتدای «الّذین» بردارد تا نشان داده شود که عظمت و جایگاه شایسته انصار منوط به تبعیت آنان از مهاجران است. این اقدام خلیفه در مفاخرات مهاجران و انصار پس از رسول الله(ص) مؤثر و به سود مهاجران بود. این بار نیز کسانی، از جمله ابی بن کعب، به عمر اعتراض و تأکید کردند که آیه آنچنانکه او قرائت می‌کند، نیست.[۲۸] عمر بر این باور بود که در قرآن آیه‌ای وجود دارد که «حدّ رجم» را ذکر کرده اما از اینکه این باور را اعلام کند و مردم او را به افزودن بر کتاب خدا متهم کنند، می‌هراسید.[۲۹]

از ابن زبیر نیز نقل شده که عثمان بن عفان در پاسخ این پرسش که چرا آیه ۲۴۰ سوره بقره را که حکم آن نسخ شده، از قرآن حذف نمی‌کند، گفت که هرگز چیزی از قرآن را تغییر نمی‌دهد و از جایش برنمی گیرد.[۳۰] بدین ترتیب بسیاری از صحابیان و مؤمنان بر تمام آیات الهی آگاهی دقیق و ژرف داشتند و هرگز دگرگونی آن را برنمی تابیدند و اگر موردی پیش می‌آمد برمی‌آشفتند.

نسبت دادن تحریف به شیعیان

شاید ابوالحسین عبدالرحیم بن محمد، مشهور به خیاط معتزلی (متوفی ح ۳۰۰ ه.ق)، از اولین کسانی باشد که در جاهایی از کتاب خود[۳۱] این نسبت را به شیعه داده است. نکته تأمل برانگیز در کلام وی تصریح به «زیاده» است که ظاهراً هیچکس بدان باور ندارد. دیگر متکلم معتزلی، ابوعلی جُبایی (متوفی ۳۰۳ ه.ق)، نیز بر پایه گزارش ابن طاووس،[۳۲] بر این باور بوده و روافض را معتقد به تحریف، به معنای مطلقِ آن (کاستی، فزونی و دگرگونی) دانسته است.

ابوالحسن اشعری (متوفی ۳۳۴ ه.ق) در مقالات الاسلامیین[۳۳] در انتساب این دیدگاه به شیعه آنان را به دو گروه تقسیم، و تصریح کرده است که گروهی از ایشان تحریف را باور ندارند. قاضی عبدالجبار[۳۴] نیز از این نسبت سخن گفته و نوشته است که امامیه از روافض بر این باورند که سوره احزاب به اندازه بار یک شتر بوده است. جالب توجه آنکه روایات حاکی از نقصان سوره احزاب مطلقاً طریق شیعی ندارد و تمام طُرُق روایات رسمی آن عامی است.[۳۵]

تأکید قاضی عبدالجبار بر امامیه از روافض، به گونه‌ای در کلام باقلاّنی (متوفی ۴۰۳ ه.ق) نیز آمده است، او در نکت الانتصار[۳۶] از یکسو نسبت تحریف به کاستی را به روافض محرز دانسته و از سوی دیگر گفته است که اکثر «شیعه»، به استناد سخن معصوم، بر عدم کاستی و فزونی باور دارند. در ادامه اینگونه داوریها، ابن حزم (متوفی ۴۵۶) در الفِصَل[۳۷] نوشته است که امامیه از کهنترین روزگاران تاکنون بر این باور بوده‌اند که در قرآن دگرگونی به وجود آمده، بر آن افزوده شده و از آن فراوان کاسته شده است.

محدث نوری

در دوره اخیر، انتشار کتاب محدث نوری به نام فصل الخطاب این اتهام شدیدتر شده است و بحث درباره تحریف یا تحریف ناپذیری قرآن و موضع عالمان شیعه در این باب عمدتاً ناظر به نظرات محدث نوری و کتاب وی بوده است.

عالمان شیعه در مقام رد نگاشته وی چندین کتاب نوشته‌اند.[۳۸] و برخی دانشمندان اهل سنّت نیز از سر صدق و با توجه به دیدگاههای مقبول نزد علمای شیعه، ساحتِ شیعه را از اتهام تحریف قرآن مبرا دانستند.[۳۹]

دیدگاه علمای شیعه

به نظر غالب عالمان اسلامی، از مفسران و فقیهان و قرآن پژوهان، قرآن به صورت کنونی و با همین ترتیب و ساختار در زمان پیامبر اکرم(ص) شکل گرفته است، بعضی از کسانی که این رأی را داده‌اند، عبارت‌اند از: ابوالقاسم عبدالحی بن احمد بلخی خراسانی (متوفی ۳۱۹)،[۴۰] ابوبکر انباری (متوفی ۳۲۸)،[۴۱] سیدمرتضی علم الهدی،[۴۲] حاکم جِشُمی (متوفی ۴۹۴)،[۴۳] محمود بن حمزه کرمانی (متوفی حدود ۵۰۵)،[۴۴] فضل بن حسن طبرسی (متوفی ۵۴۸)[۴۵] سید بن طاووس (متوفی ۶۶۴)،[۴۶] سیدعبدالحسین شرف‌الدین (متوفی ۱۳۷۷)،[۴۷] آیت الله حسین طباطبائی بروجردی (متوفی ۱۳۴ ش)[۴۸] و آیت الله خویی (متوفی ۱۴۱۲).[۴۹]

عالمان شیعه بر این نکته تأکید کرده‌اند که از نظر عقلی پذیرفتنی نیست که رسول الله(ص) کتابی را که معجزه دین و آیین نامه سلوک فردی و اجتماعی و مستند و پایه و مایه دین اوست رها کند و تدوین و جمع آن و حراست از تمامت آن را وانهد.[۵۰]

برخی از ایشان، از جمله آیت الله خوئی، گزارشهای متضمن جمع قرآن پس از پیامبر(ص) را برای اثبات ادعای جمع قرآن در عهد خلفا کافی ندانسته و تأکید کرده‌اند که جمع در زمان رسول اللّه(ص) صورت گرفته بوده است، زیرا احتمال دیگری وجود ندارد. برخی دیگر، از جمله آیت الله بروجردی و میرزا مهدی پویا، روایات حاکی از جمع قرآن پس از رسول الله(ص) را مجعول خوانده و بر این باورند که اینگونه روایات را کسانی با اهداف متفاوت جعل کرده‌اند. از دیدگاه این عالمان، جمع قرآن قطعاً بدانگونه که اکنون در دست است، در زمان رسول الله(ص) سامان گرفته است. در هرحال، این دیدگاه خواه پذیرفته شود خواه نشود، دلایل و قراین مجموعاً بر اصل جمع قرآن در عهد پیامبر(ص) دلالت دارد و به تبع آن، سستی و بی‌پایگی دیدگاه «پراکندگی» اثبات می‌شود. بر همین اساس، استناد به این دیدگاه برای اثبات تحریف قرآن کریم نااستوار و باطل است.

آیت الله بروجردی

در این میان، آیت الله بروجردی تأکید کرده است که اگر کسی از وضع مجتمع اسلامی آن روز و از تاریخ اسلام شناخت درست داشته باشد و بر چندی و چونی اهتمام مسلمانان به حفظ و حراست از تمامت قرآن وقوف یابد محال است که نظریه تحریف را بپذیرد.[۵۱]

امام خمینی

امام خمینی ضمن تصریح و تأکید بر عدم تحریف قرآن، موضوع عدم استدلال حضرت علی و فاطمه زهرا و امامان(ع) و نیز یاران حق گوی آنان چون سلمان، مقداد و ابوذر در احتجاج‌هایشان، به آیاتِ مفروضاً ساقط شده قرآن را مطرح کرده و به استناد آن، نظریه تحریف را رد کرده است.[۵۲]

نقد دیدگاه‌های تحریف‌باوران

نام امامان در قرآن

بر اساس دیدگاه تحریف باوران، بیشترین تحریفها، در آیات مرتبط با امامان(ع) صورت گرفته است، مثلاً گفته شده که در موارد بسیاری نام آن بزرگواران در قرآن بصراحت آمده بوده که حذف شده است، اما در روایتی با سند صحیح، امام صادق(ع) با ذکر آیاتی از قرآن که فقط کلیاتی از احکام در آنها آمده و تفصیل آنها به «سنّت» وانهاده شده است به صراحت این دیدگاه را رد کرد.[۵۳]

روایات تحریف

در طرف مقابل، قائلان به تحریف به اتکای روایاتی سعی در اثبات رأی خویش دارند، در حالی که این روایاتِ ظاهراً متعدد، از نظر سند و محتوا نقد و بررسی شده است. به نظر آیت الله بروجردی بخش زیادی از این روایات، به نقل از احمد بن محمد سیاری[۵۴] است که روایاتش پذیرفتنی نیست و رجال‌شناسان و محدّثان متقدم بر فساد عقیده و ضعف مذهب او تصریح کرده‌اند.

به نوشته مهدی بروجردی[۵۵] تمام روایات گزارش شده در فصل الخطاب محدث نوری در دوازده مقوله جای می‌گیرد و تأمل در آنها نشان می‌دهد که بسیاری از آنها پیوند مستقیم با تحریف ندارد و بیشتر ناظر به اختلاف قرائت یا تبیین، تفسیر و تطبیق و تأویل است و در عین حال، با توجه به وجود راویان غالی، کذاب و جعال، وقوع جعل و وضع و دروغ در همان‌ها نیز مسلّم است.[۵۶]

روایات صریح در کاستی قرآن که در منابع شیعی و سنّی وجود دارد غالباً از لحاظ سند پذیرفتنی نیست و بسیاری از آنها بر جمله‌ها و واژه‌هایی ناظر بر تفسیر و تأویل مشتمل است نه متن قرآن.[۵۷] در این میان یک روایت در کافی[۵۸] وجود دارد که طبق آن قرآن هفده هزار آیه داشته است. این روایت از سویی توجیه و از سویی دیگر نقد و رد شده است:

  1. در نسخه‌ای از کافی که نزد فیض کاشانی بوده و او آن را در شرح خود بر کافی آورده، عدد هفت هزار ثبت شده است،[۵۹] در این صورت، روایت در مقام بازگویی فراوانی آیات است نه تعیین رقم دقیق آنها.
  2. بنا به گفته ابن بابویه[۶۰] احتمالاً مراد از آن حد و حدود «وحی غیرقرآنی» است.
  3. در امری چنین مهم، نمی‌توان به «خبر واحد» استناد کرد، بویژه آنکه این خبر در تعارض با دلایل استوار تحریف ناپذیری قرآن و روایات متواتری است که بر قرائت قرآن موجود و عمل به آن تأکید کرده است.[۶۱]

مصحف امام علی و مسئله تحریف

امروزه برخی از مؤلفان اهل سنّت می‌کوشند تا با تکیه بر عنوان «مصحف امام علی» آموزه «تحریف قرآن کریم» را چون اصلی مسلّم به شیعه نسبت دهند،[۶۲] اما عالمان شیعه از کهن‌ترین روزگار با دقت و حساسیت نشان داده‌اند که افزونیهای مصحف امام علی علیه‌السلام از مقوله تفسیر، تأویل، توضیح، شرح، محکم و متشابه و مصادیق آن، و به سخن دیگر، وحی بیانی و نه وحی قرآنی، بوده است. بنا به گفته شیخ مفید[۶۳] آنچه در مصحف علی علیه‌السلام ثبت و ضبط شده و در این قرآن موجود نیست، تأویل آیات و تفسیرهای آن بر اساس باطن تنزیل بوده است نه کلام الهی که «قرآن معجز» نامیده می‌شود. به نظر خوئی[۶۴] وجود افزونیهایی در مصحف علی علیه‌السلام، اگرچه صحیح است اما قطعاً آن افزونی‌ها قرآن نبوده است.

روایات فُسطاط و مسئله تحریف

روایات مشهور به فسطاط نیز در بحث تحریف مورد استناد بوده است. در روایاتی آمده است که چون امام زمان(عج) ظهور کند، برای تعلیم قرآن خیمه‌هایی برخواهد افراشت و قرآن را بر اساس آنچه خداوند نازل کرده تعلیم خواهد داد و این بر مردمانی که با قرآن انس گرفته‌اند دشوار خواهد بود چون مخالف با «تألیف» (قرآن موجود) است.[۶۵] روایات دیگری نیز به همین مضمون هست و کسانی کوشیده‌اند از آهنگ این روایات وجود نوعی تحریف را در قرآن موجود به اثبات رسانند، عالمانی نیز پاسخ داده‌اند.[۶۶] در این روایات واژه «تألیف» آمده نه «ترتیب»، «علی ما اَنْزل اللّه» آمده نه عبارت دیگر.

تحریف‌های غیرعمدی

در باره تحریف‌های غیرعمدی، تحریف باوران آن را بیشتر با موضوع جمع قرآن مرتبط می‌دانند. به اعتقاد ایشان قرآن در زمان پیامبر(ص) پراکنده بوده و هیچگونه جمع و ترتیبی نداشته است، پس احتمال نادیده ماندن برخی آیات به سبب عدم آگاهی جمع کنندگان، قطع نظر از هر انگیزه‌ای، وجود داشته است.[۶۷] گذشته از اینکه اعتقاد به عدم جمع قرآن در عهد پیامبر(ص) لزوماً به منزله اعتقاد به تحریف نبوده است، محققان بر اساس پژوهشهای جدید و مستند به دلایل، قراین و نکات تاریخی در اصلِ جمع شدن قرآن در عهد پیامبر(ص) تردید ندارند. با تأکید و ترغیب پیامبر(ص) همه آیه‌های نازل شده کتابت و جمع می‌شد و مجموعه آیه‌ها و سوره‌ها مشخص بود.[۶۸]

روایاتی نیز که نشانه جمعِ قرآن پس از رسول الله(ص) است، بر پایه نقد و تحلیل سند و محتوا معلوم می‌شود که مجعول و موضوع بوده و مجادلات سیاسی و کلامی زمینه جعل آنها را فراهم آورده بوده است.[۶۹]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. فراهیدی؛ ابن دُرَید؛ جوهری، ذیل «حرف».
  2. ر.ک: طوسی، التبیان، ج ۳، ص۲۱۳، ج ۷، ص۲۹۶؛ زمخشری، ج ۱، ص۵۱۶.
  3. ر.ک: خوئی، البیان فی تفسیر القرآن، ص۱۹۷ ـ ۱۹۸؛ معرفت، ص۱۳ـ۱۶.
  4. خوئی، البیان فی تفسیر القرآن، ص۲۰۰.
  5. زجاج، ج ۳، ص۱۷۴؛ابن ابی حاتم، ج ۷، ص۲۲۵۸.
  6. ذیل آیه.
  7. ذیل آیه.
  8. ر.ک: صنعانی، ج ۱، ص۲۹۹؛فخررازی، ج ۱۹، ص۱۶۰؛ قرطبی، ج ۱، ص۸۴؛ ابن کثیر، ج ۲، ص۵۴۷؛ فیض کاشانی، ۱۴۱۹، ج ۳، ص۱۰۲؛ طباطبائی، ج ۱۲، ص۱۰۱.
  9. خوئی، البیان فی تفسیر القرآن، ص۲۰۷؛ معرفت، ص۴۷.
  10. خوئی، البیان فی تفسیر القرآن، ص۲۱۰.
  11. ر.ک:ابن منظور، ذیل واژه.
  12. ر.ک: نوری، ص۳۶۱.
  13. خوئی، البیان فی تفسیر القرآن، ص۲۱۰، معرفت، ص۴۹ـ۵۰.
  14. ر.ک: طوسی، التبیان، ج ۹، ص۱۳۱ـ۱۳۲؛ فخررازی، ج ۹، ص۵۶۸؛ مراغی، ج ۲۴، ص۱۳۸.
  15. ذیل آیه ۴۲.
  16. بقره: ۲۳؛ یونس: ۳۸؛ هود: ۱۳.
  17. طباطبایی، ج ۲، ص۱۰۵ـ ۱۰۷؛ ر.ک: بروجردی، ص۱۰۷ـ۱۶۲؛ حسینی میلانی، ص۱۵ـ۳۴؛ معرفت، ص۶۰ـ ۷۸.
  18. ر.ک: کلینی، ج ۱، ص۶۹.
  19. ر.ک: انصاری، ص۱۱۰ـ۱۱۱.
  20. ر.ک: بروجردی، ص۱۱۶ـ ۱۱۸.
  21. ر.ک: کلینی، ج ۳، ص۳۱۳.
  22. طوسی، الخلاف، ج ۱، ص۳۳۶؛ علامه حلّی، ج ۱، ص۱۴۲.
  23. ابن بابویه، الاعتقادات الامامیة، ص۸۴.
  24. سلیم بن قیس هلالی، ج ۲، ص۸۴۷؛ احمد طبرسی، ج ۲، ص۷؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۳۳، ص۲۷۱.
  25. ر.ک: کلینی، ج ۸، ص۵۳.
  26. توبه: ۳۴
  27. ر.ک:سیوطی، ج ۳، ص۲۳۲
  28. طبری، ج ۱۱، ص۷؛سیوطی، ج ۳، ص۲۶۹
  29. مالک بن انس، ج ۲، ص۸۲۴
  30. بخاری جعفی، ج ۴، ص۱۶۰ـ۱۶۱
  31. معتزلی، ص۳۷ـ ۳۸، ۱۶۶، ۲۳۱
  32. ابن طاووس، ص۲۵۵
  33. مقالات الاسلامیین، ص۴۷
  34. قاضی عبدالجبار، ص۶۰۱
  35. ر.ک:سیوطی، ج ۵، ص۱۷۹ـ۱۸۰؛عسکری، ج ۲، ص۱۰۶ـ۱۰۷
  36. قاضی عبدالجبار، ص۲۴۰ـ۲۴۱
  37. ابن حزم،ج ۵، ص۴۰
  38. ر.ک:معرفت، ص۵۹ ـ ۷۸؛حسینی میلانی، ص۱۵ـ۳۴
  39. ر.ک:دهلوی، ص۳۵۴
  40. ابن طاووس، ص۳۱۵
  41. زرکشی، ج ۱، ص۲۶۰
  42. علم الهدی، ص۳۶۳؛فضل طبرسی، ج ۱، ص۸۴
  43. زرزور، ص۴۱۵ـ۴۱۶
  44. زرکشی، ج ۱، ص۲۵۹ـ ۲۶
  45. فضل طبرسی، ج ۱، ص۸۴
  46. ابن طاووس، ص۳۱۵
  47. شرف الدین، ص۲۸
  48. منتظری، ص۴۲۸
  49. خویی، البیان فی تفسیرالقرآن، ص۲۳۹ـ۲۴۷
  50. ابن طاووس، ص۳۱۵، شرف الدین ص۲۸
  51. منتظری، ص۴۸۲ـ۴۸۳
  52. امام خمینی،ج ۱، ص۲۴۵ـ ۲۴۷
  53. ر.ک:کافی، ج ۱، ص۲۸۶ـ ۲۸۸
  54. ر.ک:خوئی، معجم رجال الحدیث، ج ۲، ص۲۸۲ـ۲۸۴
  55. بروجردی، ص۶۹ـ۱۰۶
  56. ر.ک:مازندرانی، ج ۱، ص۱۹۸،بلاغی، ج ۱، ص۶۵ـ۶۶
  57. ر.ک:محمدی، ص۱۴۴
  58. کلینی، ج ۲، ص۶۳۴
  59. ر.ک:فیض کاشانی، الوافی، ج ۹، ص۱۷۸۰ـ ۱۷۸۱
  60. الاعتقادات الامامیة، ص۸۴ ـ ۸۵
  61. ر.ک:مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۲، ص۵۲۵
  62. قفاری، ج ۱، ص۲۰۲؛مال اللّه، ص۵۷ ـ ۱۱۵
  63. اوائل المقالات، ص۸۱
  64. البیان فی تفسیر القرآن ص۲۲۵
  65. مفید، الارشاد، ج ۲، ص۳۸۶
  66. معرفت، ص۲۶۹ـ۲۷۱
  67. ر.ک:نوری، ص۹۷ـ ۹۸
  68. ر.ک:عاملی، ص۶۴ـ۹۹؛رامیار، ص۲۸۰ـ۲۹۵
  69. ر.ک:منتظری، ص۴۸۳ـ ۴۸۴،سیستانی، ص۸۹

منابع

  • قرآن
  • ابن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، چاپ اسعد محمدطیب، صیدا، ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
  • ابن بابویه، اعتقادات الامامیة، قم، ۱۴۱۳ق.
  • ابن بابویه، التوحید، قم، چاپ هاشم حسینی طهرانی، ۱۳۵۷ش.
  • ابن حزم، الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، بیروت، چاپ محمدابراهیم نصر و عبدالرحمان عمیره، ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
  • ابن درید، جمهرة اللغة، بیروت چاپ رمزی منیر بعلبکی، ۱۹۸۷ـ۱۹۸۸م.
  • ابن شاذان، الایضاح، تهران، چاپ جلال الدین محدث ارموی، ۱۳۶۳ش.
  • ابن طاووس، سعدالسعود للنفوس، قم، ۱۴۲۲ق.
  • ابن عاشور، تفسیر التحریر و التنویر، تونس، ۱۹۸۴ق.
  • ابن کثیر، تفسیرالقرآن العظیم، بیروت، چاپ محمدابراهیم بناء، ۱۴۱۹ق.
  • ابن هشام، سیرة ابن هشام، قاهره، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، ۱۳۸۳/ ۱۹۶۳
  • اشعری، علی بن اسماعیل، کتاب مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلّین، ویسبادن، چاپ هلموت ریتر، ۱۴۰۰/ ۱۹۸۰.
  • انصاری، مرتضی، فرائدالاصول، قم، چاپ عبداللّه نورانی، ۱۳۶۵ش.
  • ایروانی، علی بن حسین، الاصول فی علم الاصول، قم، چاپ محمدکاظم رحمان ستایش، ۱۴۲۲ق.
  • بخاری جعفی، محمدبن اسماعیل، صحیح البخاری، دمشق، ۱۴۱۰ق.
  • بروجردی، مهدی، برهان روشن، البرهان علی عدم تحریف القرآن، تهران، چاپ بوذرجمهری مصطفوی، ۱۳۷۴ش.
  • بلاغی، محمدجواد، آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، قم، ۱۴۲۰ق.
  • بیاضی، علی بن محمد، الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم، تهران، چاپ محمدباقر بهبودی، ۱۳۸۴ش.
  • جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، قاهره، چاپ احمد عبدالغفور عطار، ۱۳۷۶ق، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷ق
  • حسکانی، عبیداللّه بن عبداللّه، شواهدالتنزیل لقواعد التفضیل، تهران، چاپ محمدباقر محمودی، ۱۴۱۱/۱۹۹۰
  • حسینی میلانی، علی، التحقیق فی نفی التحریف عن القرآن الشریف، قم، ۱۴۱۷ق.
  • حمصی رازی، محمودبن علی، المنقذ من التقلید، قم ۱۴۱۲ـ۱۴۱۴
  • خمینی، روح اللّه، انوار الهدایة فی التعلیقة علی الکفایة، ج۱، قم، ۱۴۱۵ق.
  • خوئی، ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، قم، ۱۴۱۸ق.
  • خوئی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بیروت، ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳م، چاپ افست قم، بی‌تا.
  • خیاط، عبدالرحیم بن محمد، الانتصار و الرد علی ابن الراوندی الملحد، بیروت، چاپ محمد حجازی، ۱۹۸۸م.
  • دارمی، عبداللّه بن عبدالرحمان، سنن الدارمی، چاپ محمداحمد دهمان، دمشق، بی‌تا
  • دهلوی، رحمة اللّه بن خلیل الرحمان، اظهارالحق، بیروت ۱۹۹۳
  • رامیار، محمود، تاریخ قرآن، تهران ۱۳۶۲ش
  • ابراهیم بن سری زجاج، معانی القرآن و اعرابه، چاپ عبدالجلیل عبده شلبی، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸
  • عدنان محمد زرزور، الحاکم الجشمی و منهجه فی التفسیر، بیروت ۱۳۹۸
  • زرکشی، محمدبن بهادر، البرهان فی علوم القرآن، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی، جمال حمدی ذهبی، و ابراهیم عبداللّه کردی، بیروت ۱۴۱۰/ ۱۹۹۰م.
  • زید بن علی، مسندالامام زید، بیروت ۱۴۰۱ق.
  • سجستانی، عبداللّه بن سلیمان، کتاب المصاحف، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵م.
  • هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس، چاپ محمدباقر انصاری زنجانی، قم ۱۳۷۳ش.
  • سیستانی، علی، اجوبة المسائل الدینیة، دمشق، بی‌تا.
  • عبدالحسین شرف الدین، اجوبة مسائل جاراللّه، چاپ عبدالزهراء یاسری، قم ۱۴۱۶/ ۱۹۹۵م.
  • نوراللّه بن شریف الدین شوشتری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، با تعلیقات شهاب الدین مرعشی، چاپ محمود مرعشی، قم، بی‌تا
  • محمدبن عبدالکریم شهرستانی، مفاتیح الاسرار و مصابیح الابرار، چاپ محمدعلی آذرشب، تهران ۱۴۱۷/ ۱۹۹۷
  • محمدبن حسن صفار قمی، بصائرالدرجات فی فضائل آل محمد(ص)، چاپ محسن کوچه باغی تبریزی، قم ۱۴۰۴
  • عبدالرزاق بن همام صنعانی، تفسیرالقرآن العزیز، چاپ عبدالمعطی قلعه جی، بیروت ۱۴۱۱
  • احمدبن علی طبرسی، الاحتجاج، چاپ محمدباقر موسوی خرسان، بیروت، بی‌تا
  • فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل اللّه یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸
  • طبری، جامع
  • محمدبن حسن طوسی، التبیان فی تفسیرالقرآن، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت، بی‌تا
  • محمدبن حسن طوسی، الخلاف، قم ۱۴۰۷
  • جعفر مرتضی عاملی، حقایق هامّة حول القرآن الکریم، قم ۱۴۱۰
  • مرتضی عسکری، القرآن الکریم و روایات المدرستین، تهران ۱۳۷۳ـ۱۳۷۶ش
  • حسن بن یوسف علامه حلّی، مختلف الشیعة فی احکام الشریعة، ج ۱، قم ۱۳۷۱ش
  • علی بن حسین علم الهدی، الذخیرة فی علم الکلام، چاپ احمد حسینی، قم ۱۴۰۰
  • ثامر هاشم حبیب عمیدی، دفاع عن الکافی، قم ۱۴۱۶
  • محمدفاضل موحدی لنکرانی، مدخل التفسیر، بی‌جا، ۱۴۱۳
  • محمد بن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر، بیروت ۱۴۱۷/ ۱۹۹۷
  • خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۵
  • محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، کتاب الصافی فی تفسیر القرآن، چاپ محسن حسینی امینی، تهران ۱۴۱۹
  • محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، کتاب الوافی، اصفهان ۱۳۶۵ـ۱۳۷۴ش
  • قاضی عبدالجباربن احمد، شرح الاصول الخمسة، چاپ عبدالکریم عثمان، قاهره ۱۴۰۸
  • محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، چاپ هشام سمیر بخاری، بیروت ۱۴۱۶
  • سیدقطب، فی ظلال القرآن، بیروت ۱۴۰۰
  • ناصربن عبداللّه قفاری، اصول مذهب الشیعة الامامیة الاثنی عشریة، بی‌جا، ۱۹۹۴
  • علی بن ابراهیم قمی، تفسیرالقمی، چاپ طیب موسوی جزایری، قم ۱۴۰۴
  • کلینی
  • محمدصالح بن احمد مازندرانی، شرح اصول الکافی، با تعلیقات ابوالحسن شعرانی، چاپ علی عاشور، بیروت ۱۴۲۱/ ۲۰۰۰
  • محمد مال اللّه، الشیعة الاثناعشریة و تحریف القرآن، بی‌جا، بی‌تا
  • مالک بن انس، المُوَطّأ، چاپ محمدفؤاد عبدالباقی، بیروت ۱۴۰۶
  • محمد باقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج ۳۳، چاپ محمدباقر محمودی، تهران ۱۳۶۸ش
  • محمد باقر بن محمدتقی مجلسی، مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج ۵، چاپ هاشم رسولی، ج ۱۲، چاپ جعفر حسینی، تهران ۱۳۶۳ش
  • فتح اللّه محمدی، سلامة القرآن من التحریف، تهران ۱۳۷۸ش
  • حسین مدرسی طباطبائی و محمدکاظم رحمتی، «بررسی ستیزه‌های دیرین درباره تحریف قرآن»، هفت آسمان، سال ۳،ش ۱۱، پاییز ۱۳۸۰
  • احمد مصطفی مراغی، تفسیرالمراغی، بیروت ۱۹۸۵
  • محمدهادی معرفت، صیانة القرآن من التحریف، قم ۱۴۱۳
  • محمد بن محمد مفید، الارشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد، قم ۱۴۱۳ الف
  • محمد بن محمد مفید، اوائل المقالات، چاپ ابراهیم انصاری، قم ۱۴۱۳ ب
  • محمد بن محمد مفید، المسائل السرویة، چاپ صائب عبدالحمید، قم ۱۴۱۳ ج
  • احمد بن محمد مقدس اردبیلی، مجمع الفائده و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، چاپ مجتبی عراقی، علی پناه اشتهاردی، و حسین یزدی اصفهانی، ج ۲، قم ۱۳۶۲ش
  • حسینعلی منتظری، نهایة الاصول، تقریرات درس آیت‌اللّه بروجردی، قم ۱۴۱۵
  • محمدعلی مهدوی راد، «علی و قرآن»، آینة پژوهش، سال ۱۱،ش ۶ (بهمن و اسفند ۱۳۷۹)
  • حسین بن محمدتقی نوری، فصل الخطاب فی تحریف الکتاب ربّ الارباب، چاپ سنگی، تهران،۱۲۹۸

پیوند به بیرون